نیمکت ذخیره، اگر از طلا هم باشد، ارزشش به اندازه زمین بازی نیست...!
پس وارد زمین شوید
تا طعم پیروزی یا شکست را بتوانید بچشید...!
#فرار_از_زندان_ترس
#ایمان_دانش_راد
@bashtin #2fan
پس وارد زمین شوید
تا طعم پیروزی یا شکست را بتوانید بچشید...!
#فرار_از_زندان_ترس
#ایمان_دانش_راد
@bashtin #2fan
@bashtın
... می گویند یک روز زنی از نجاری می خواهد برایش کمدی بسازد. نجار این کار را می کند و مزدش را می گیرد و می رود. فردای آن روز زن پیش نجار می آید و می گوید که کمد خوب درست نشده و هر وقت قطار از کنار خانه می گذرد، کمد می لرزد و سروصدا می کند. نجار می آید و کمد را بازرسی می کند و ظاهرا نقصی در آن نمی بیند. می رود توی کمد و در را می بندد تا وقتی قطار آمد، از تو ببیند کجای کارش عیب دارد. در همین حال مرد خانه می آید و از سر اتفاق در کمد را باز می کند و نجار را در آن می بیند. با خشم زیادی فریاد می زند:« تو این جا چه کار می کنی؟» نجار بخت برگشته می گوید :«اگر بگویم منتظر قطار هستم که باور نخواهی کرد...!
دو قدم این ور خط / احمد پوری
@bashtın 👈🏿👈🏿
... می گویند یک روز زنی از نجاری می خواهد برایش کمدی بسازد. نجار این کار را می کند و مزدش را می گیرد و می رود. فردای آن روز زن پیش نجار می آید و می گوید که کمد خوب درست نشده و هر وقت قطار از کنار خانه می گذرد، کمد می لرزد و سروصدا می کند. نجار می آید و کمد را بازرسی می کند و ظاهرا نقصی در آن نمی بیند. می رود توی کمد و در را می بندد تا وقتی قطار آمد، از تو ببیند کجای کارش عیب دارد. در همین حال مرد خانه می آید و از سر اتفاق در کمد را باز می کند و نجار را در آن می بیند. با خشم زیادی فریاد می زند:« تو این جا چه کار می کنی؟» نجار بخت برگشته می گوید :«اگر بگویم منتظر قطار هستم که باور نخواهی کرد...!
دو قدم این ور خط / احمد پوری
@bashtın 👈🏿👈🏿