✔ هرکسی با هر مدرک تحصیلی ،
شهامت تزریق یک آمپول ساده را به بیماری ندارد چون میداند در صورت خطا باید "پاسخگو" باشد.
✔ هرکسی با هر مدرک تحصیلی ،
حاضر نیست چند آجر را روی هم بچیند ، چون میداند علاوه بر دانش و تجربه باید آجرها درست چیده شوند چون اگر دیوار کج باشد باید "پاسخگو" باشد.
✔ هر کسی با هر مدرک تحصیلی ،
حتی مرتبط حاضر نیست ، نسبت به تنظیم موتور یک اتومبیل اقدام کند ، چون میداند در صورت عدم توانایی و اشتباه کردن باید "پاسخگو" باشد.
✔ هرکسی با هر مدرک تحصیلی ،
حتی مرتبط حاضر نیست ، نسبت به بستن یک کلید معمولی برق اقدام کند ، چون میداند در صورت اتصال و خرابی باید "پاسخگو" باشد .
✔ هرکسی با هر مدرک تحصیلی ،
حاضر نیست دو قطعه فلز را به هم جوش دهد چون میداند در صورت عدم توانایی علاوه بر آسیب زدن به چشم خود باید "پاسخگو" باشد .
✔ هرکسی با هر مدرک تحصیلی ،
حاضر نیست پشت توپ پنالتی بایستد چون میداند در صورت گل نزدن باید "پاسخگو" باشد.
و هرکسی با هر مدرک تحصیلی و....
و اما در کشور عزیز ما هرکسی با هر مدرک تحصیلی و با هر میزان تجربه و دانش
" حاضر است "
مسئول ، رییس ، مدیر ، عضو شورا ، نماینده مجلس و بالاتر شود و خدمت کند .
چون میدانند قرار نیست " پاسخگو " باشد و در بد ترین شرایط از "خدمت کردن" محروم میشود.
@bashtin
شهامت تزریق یک آمپول ساده را به بیماری ندارد چون میداند در صورت خطا باید "پاسخگو" باشد.
✔ هرکسی با هر مدرک تحصیلی ،
حاضر نیست چند آجر را روی هم بچیند ، چون میداند علاوه بر دانش و تجربه باید آجرها درست چیده شوند چون اگر دیوار کج باشد باید "پاسخگو" باشد.
✔ هر کسی با هر مدرک تحصیلی ،
حتی مرتبط حاضر نیست ، نسبت به تنظیم موتور یک اتومبیل اقدام کند ، چون میداند در صورت عدم توانایی و اشتباه کردن باید "پاسخگو" باشد.
✔ هرکسی با هر مدرک تحصیلی ،
حتی مرتبط حاضر نیست ، نسبت به بستن یک کلید معمولی برق اقدام کند ، چون میداند در صورت اتصال و خرابی باید "پاسخگو" باشد .
✔ هرکسی با هر مدرک تحصیلی ،
حاضر نیست دو قطعه فلز را به هم جوش دهد چون میداند در صورت عدم توانایی علاوه بر آسیب زدن به چشم خود باید "پاسخگو" باشد .
✔ هرکسی با هر مدرک تحصیلی ،
حاضر نیست پشت توپ پنالتی بایستد چون میداند در صورت گل نزدن باید "پاسخگو" باشد.
و هرکسی با هر مدرک تحصیلی و....
و اما در کشور عزیز ما هرکسی با هر مدرک تحصیلی و با هر میزان تجربه و دانش
" حاضر است "
مسئول ، رییس ، مدیر ، عضو شورا ، نماینده مجلس و بالاتر شود و خدمت کند .
چون میدانند قرار نیست " پاسخگو " باشد و در بد ترین شرایط از "خدمت کردن" محروم میشود.
@bashtin
چرا از شرکت در انتخابات امتناع میکنیم؟
@bashtin
جمهوری اسلامی در آستانه برگزاری دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران است. در این میان اما یک حقیقت غیر قابل انکار وجود دارد: انتخابات ریاست جمهوری سازوکاری است به منظور چرخش قدرت اجرایی در میان هیئت حاکمه فعلی ایران. این شیوه مهندسی انتخاباتی به معنای محروم کردن اکثریت ایرانی ها از حق مشارکت سیاسی است. با وجودِ چنین شرایط ناعادلانه ای، حتی حق دسترسی به اخبار مربوط به وضعیت جناح های مختلف هیئت حاکمه و کارنامه اجرایی آنها نیز از افکار عمومی ایران دریغ می شود. غالب تحلیل های سیاسی بر پایه حدس و گمان سوار است، نه بر پایه اخبار و اطلاعات موثق. فقدان گردش آزاد اطلاعات در ایران امکان رصد و، به تبع آن، ارائه تحلیل هایی دقیق از وضعیت فعلی هیئت حاکمه جمهوری اسلامی را از گروه های سیاسی، ناظران و کنشگران دزدیده است. جناح های هیئت حاکمه نیز بر مبنای نگرانی های ناشی از همین وضعیت ناعادلانه و غیر آزاد در حال اعلام یک وضعیت اضطراری هستند. آنها به این واسطه «عقلانیت» را از میدانِ سیاست ایران سانسور می کنند و تمام توان شان را به کار می اندازند تا عنصر «ترس» و «عاطفه» پایه تصمیم گیریِ سیاسیِ ایرانی ها باشد. مبنای «کمپینِ امتناع» نیز در وهله نخست پرهیز از تن دادن به این وضعیتِ اضطراریِ کاذب است:
ما از انتخاب غیرعقلانی هر یک از جریان های سیاستِ رسمی در ایران «امتناع» می کنیم.
@bashtin
از سوی دیگر ایران با مجموعه ای از بحران های حادِ اجتماعی روبروست. ما در ایران با جمعیتی دوازده میلیونی روبروئیم که به معنای دقیق کلمه گرسنگی می کشند. سال گذشته چهارصد روستایِ سیستان و بلوچستان – همراه با ساکنان آنها – زیر آوار شن دفن شد و جمعیت چهار و نیم میلیونیِ استانِ خوزستان نیز از فاجعه ریزگردها که مسبب اصلی آن سیاستهای ویرانگر حکومت است، خفقان گرفته اند. فعالین حقوق کودک در ایران از وجود هفت میلیون کودک کار خبر می دهند و به رسمیت نشناختن آموزش به زبان مادری همچنان از جمله عوامل اصلی ترک تحصیل کودکان در ایران است. نهادهای مذهبی وابسته به هسته سخت حکومت دستور اسیدپاشی به صورت زنان را صادر می کنند و فعالان اجتماعی با حبس های سنگین مواجه می شوند. وزارت اطلاعاتِ دولت روزانه «سی و پنج» اعتصاب کارگری در سراسر کشور را گزارش می دهد و سیستم بانکداری کشور را در مرز ورشکستگی و سقوط می داند. تهدید و نقض حقوق اقلیت های مذهبی و دگرباشان ادامه دارد و دستگاه قضایی از اجرای حکم غیر انسانی اعدام دست نمی کشد. جنگل های شمال ایران دارد با زباله بمباران می شود و تراژدی خشکاندنِ دریاچه ارومیه از فرط تکرار عادی به نظر می رسد.
@bashtin
این ها تنها گوشه هایی هستند از بحران هایِ اجتماعی در ایران که اخبار مربوط به آنها شانس عبور از دیوار بلند سانسور را داشته اند. بر همین اساس «کمپین امتناع» اعتبار پروژه سیاسیِ هر یک از جریان های حاضر در میدانِ سیاستِ رسمیِ ایران را بر پایه برنامه های اجتماعی آنها می سنجد. برنامه هایی که به طور مشخص بر زندگی روزانه مردم تأثیرگذار است. با این وجود هیچ یک از جناح ها برنامه ای جامع برای حل و یا دستِ کم تعدیل این بحران های اجتماعی ارائه نمی دهد تا به بوته نقد افکار عمومی گذاشته شود:
ما از حمایتِ هر یک از پروژه هایِ سیاسی که راهبردی برای مقابله با بحران های اجتماعی نداشته باشند «امتناع» می کنیم.
در طی سی و هشت سال گذشته جمهوری اسلامی زخم های عمیقی بر پیکر نیروهای سیاسی مخالف وضع موجود انداخته است: از حکم هایِ غیر قابل توجیه دادگاه هایِ انقلاب به منظور حذف فیزیکی هیئت حاکمه رژیم پهلوی تا سرکوبی، شکنجه، حبس و اعدام نیروهایِ سیاسیِ چپگرا در دهه شصت، از «کشتارِ بزرگ» در سال 67 تا ترورِ مخالف های جمهوری اسلامی در خاکِ اروپا و از ربودن و قتل روشنفکرها و اهل قلم تا سرکوب خونین جنبش 88 و حصر رهبران آن، زخم هایِ بازِ چهار دهه گذشته هستند. با این وجود نظام سیاسی – ایدئولوژیکِ حاکم بر ایران نه تنها همچنان حقِ دادخواهی را برای زخم خوردگانِ این وقایع به رسمیت نمی شناسد، بلکه هر چهار نامزد اصلی انتخابات پیشِ رو از جمله کسانی هستند که به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر پیکر نیروهای سیاسی زخم های عمیق انداخته اند: «سید ابراهیم رئیسی» از اعضای «هیئت مرگ» در سال 67 به حساب می آید، «محمود احمدی نژاد» از چهره های کلیدی سرکوب جنبش 88 است و «حسن روحانی» ریاست یکی از امنیتی ترین کابینه های تاریخ جمهوری اسلامی را بر عهده دارد. بیکفایتی و مسئولیت نپذیرفتن «باقر قالیباف» را نیز در فاجعه پلاسکو اخیرا شاهد بودیم. کنار آمدن با کشتار، شکنجه، و سرکوبی از جمله خطِ قرمزهایِ «کمپین امتناع» محسوب می شود:
ما از انتخاب میان چهره هایی که در جنایت های سازمان یافته ی چهار دهه گذشته دست داشته اند «امتناع» می كنيم .
@bashtin
@bashtin
جمهوری اسلامی در آستانه برگزاری دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران است. در این میان اما یک حقیقت غیر قابل انکار وجود دارد: انتخابات ریاست جمهوری سازوکاری است به منظور چرخش قدرت اجرایی در میان هیئت حاکمه فعلی ایران. این شیوه مهندسی انتخاباتی به معنای محروم کردن اکثریت ایرانی ها از حق مشارکت سیاسی است. با وجودِ چنین شرایط ناعادلانه ای، حتی حق دسترسی به اخبار مربوط به وضعیت جناح های مختلف هیئت حاکمه و کارنامه اجرایی آنها نیز از افکار عمومی ایران دریغ می شود. غالب تحلیل های سیاسی بر پایه حدس و گمان سوار است، نه بر پایه اخبار و اطلاعات موثق. فقدان گردش آزاد اطلاعات در ایران امکان رصد و، به تبع آن، ارائه تحلیل هایی دقیق از وضعیت فعلی هیئت حاکمه جمهوری اسلامی را از گروه های سیاسی، ناظران و کنشگران دزدیده است. جناح های هیئت حاکمه نیز بر مبنای نگرانی های ناشی از همین وضعیت ناعادلانه و غیر آزاد در حال اعلام یک وضعیت اضطراری هستند. آنها به این واسطه «عقلانیت» را از میدانِ سیاست ایران سانسور می کنند و تمام توان شان را به کار می اندازند تا عنصر «ترس» و «عاطفه» پایه تصمیم گیریِ سیاسیِ ایرانی ها باشد. مبنای «کمپینِ امتناع» نیز در وهله نخست پرهیز از تن دادن به این وضعیتِ اضطراریِ کاذب است:
ما از انتخاب غیرعقلانی هر یک از جریان های سیاستِ رسمی در ایران «امتناع» می کنیم.
@bashtin
از سوی دیگر ایران با مجموعه ای از بحران های حادِ اجتماعی روبروست. ما در ایران با جمعیتی دوازده میلیونی روبروئیم که به معنای دقیق کلمه گرسنگی می کشند. سال گذشته چهارصد روستایِ سیستان و بلوچستان – همراه با ساکنان آنها – زیر آوار شن دفن شد و جمعیت چهار و نیم میلیونیِ استانِ خوزستان نیز از فاجعه ریزگردها که مسبب اصلی آن سیاستهای ویرانگر حکومت است، خفقان گرفته اند. فعالین حقوق کودک در ایران از وجود هفت میلیون کودک کار خبر می دهند و به رسمیت نشناختن آموزش به زبان مادری همچنان از جمله عوامل اصلی ترک تحصیل کودکان در ایران است. نهادهای مذهبی وابسته به هسته سخت حکومت دستور اسیدپاشی به صورت زنان را صادر می کنند و فعالان اجتماعی با حبس های سنگین مواجه می شوند. وزارت اطلاعاتِ دولت روزانه «سی و پنج» اعتصاب کارگری در سراسر کشور را گزارش می دهد و سیستم بانکداری کشور را در مرز ورشکستگی و سقوط می داند. تهدید و نقض حقوق اقلیت های مذهبی و دگرباشان ادامه دارد و دستگاه قضایی از اجرای حکم غیر انسانی اعدام دست نمی کشد. جنگل های شمال ایران دارد با زباله بمباران می شود و تراژدی خشکاندنِ دریاچه ارومیه از فرط تکرار عادی به نظر می رسد.
@bashtin
این ها تنها گوشه هایی هستند از بحران هایِ اجتماعی در ایران که اخبار مربوط به آنها شانس عبور از دیوار بلند سانسور را داشته اند. بر همین اساس «کمپین امتناع» اعتبار پروژه سیاسیِ هر یک از جریان های حاضر در میدانِ سیاستِ رسمیِ ایران را بر پایه برنامه های اجتماعی آنها می سنجد. برنامه هایی که به طور مشخص بر زندگی روزانه مردم تأثیرگذار است. با این وجود هیچ یک از جناح ها برنامه ای جامع برای حل و یا دستِ کم تعدیل این بحران های اجتماعی ارائه نمی دهد تا به بوته نقد افکار عمومی گذاشته شود:
ما از حمایتِ هر یک از پروژه هایِ سیاسی که راهبردی برای مقابله با بحران های اجتماعی نداشته باشند «امتناع» می کنیم.
در طی سی و هشت سال گذشته جمهوری اسلامی زخم های عمیقی بر پیکر نیروهای سیاسی مخالف وضع موجود انداخته است: از حکم هایِ غیر قابل توجیه دادگاه هایِ انقلاب به منظور حذف فیزیکی هیئت حاکمه رژیم پهلوی تا سرکوبی، شکنجه، حبس و اعدام نیروهایِ سیاسیِ چپگرا در دهه شصت، از «کشتارِ بزرگ» در سال 67 تا ترورِ مخالف های جمهوری اسلامی در خاکِ اروپا و از ربودن و قتل روشنفکرها و اهل قلم تا سرکوب خونین جنبش 88 و حصر رهبران آن، زخم هایِ بازِ چهار دهه گذشته هستند. با این وجود نظام سیاسی – ایدئولوژیکِ حاکم بر ایران نه تنها همچنان حقِ دادخواهی را برای زخم خوردگانِ این وقایع به رسمیت نمی شناسد، بلکه هر چهار نامزد اصلی انتخابات پیشِ رو از جمله کسانی هستند که به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر پیکر نیروهای سیاسی زخم های عمیق انداخته اند: «سید ابراهیم رئیسی» از اعضای «هیئت مرگ» در سال 67 به حساب می آید، «محمود احمدی نژاد» از چهره های کلیدی سرکوب جنبش 88 است و «حسن روحانی» ریاست یکی از امنیتی ترین کابینه های تاریخ جمهوری اسلامی را بر عهده دارد. بیکفایتی و مسئولیت نپذیرفتن «باقر قالیباف» را نیز در فاجعه پلاسکو اخیرا شاهد بودیم. کنار آمدن با کشتار، شکنجه، و سرکوبی از جمله خطِ قرمزهایِ «کمپین امتناع» محسوب می شود:
ما از انتخاب میان چهره هایی که در جنایت های سازمان یافته ی چهار دهه گذشته دست داشته اند «امتناع» می كنيم .
@bashtin
آیا #تغییرات_ملموس را میبینید؟
در انقلاب اسلامی، رئیسجمهور همواره یک تدارکاتچی دروغگو و یک توجیهگر سرکوب بوده و خواهد بود.
#امتناع
و در نهايت ميگويند خدعه كردم ،،،،
@bashtin
@NoVote1396
در انقلاب اسلامی، رئیسجمهور همواره یک تدارکاتچی دروغگو و یک توجیهگر سرکوب بوده و خواهد بود.
#امتناع
و در نهايت ميگويند خدعه كردم ،،،،
@bashtin
@NoVote1396
باشتين
t.me/zahedanairport/3256 @bashtin روزنامه جهانصنعت: صبح امروز 25نفر از مسافران پرواز زاهدان تهران پای پلکان هواپیما به نماز ایستادند،هواپیما پرواز کرد ومسافران جا ماندند.خلبان 15روز تعلیق شد! twitter.com/SanatDaily/status/854285329716654080 DavoT: +برج…
درژاپن برای تاخیرقطارمسوول خاطی خودکشی میکند
درنظام ماكاپيتان هواپيمابدليل تيك آف بموقع ١٥روزازپرواز منع ميشود
@bashtin
درنظام ماكاپيتان هواپيمابدليل تيك آف بموقع ١٥روزازپرواز منع ميشود
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه کلیپ جالبی با حضور شجریان، بیضایی، لطفی، کیارستمی، بهروز وثوقی، محمود دولت آبادی، کیهان کلهر و... در میان مردم.
@bashtin
@bashtin
براتون بگم از یکی دیگر از روش های سوء استفاده مدرن از مردم بی فکر ایران زمین :
شنبه تو قرعه كشي برنامه دورهمي رييس اول ماركت اعلام كرد كه؛
يك ميليون و سيصد و هشتاد و نه هزار و هفتصد و ده (١٣٨٩٧١٠) كد قرعه كشی برای اونايی كه عدد يک رو فرستادن به ٣٠٨٠ و ده هزارتومان از شارژشون کسر شده ارسال کردند.
كه به عبارتی ميشود :
10000 * 1,389,710 = 13,897,100,000
مبلغ سیزده ميليارد و هشتصد و نود و هفت میلیون و یکصد هزار تومان جمع پرداخته شده توسط مردم عزیز ایران
و حالا میرسیم به جوايز این به اصطلاح مسابقه :
٨٠٠ عدد موبايل و تبلت كه ميانگين بگيريم هر کدام 1 ميليون تومان هزینه شود که میشود
هشتصد ميليون تومان / 800000000 تومان
٢ دستگاه خودروی ٣۲۰ ميليون تومانی كه ميشود ٦٤٠ ميليون تومان
جمع مبلغ جوایز 800000000 + 640000000 = 1440000000
يک ميليارد و چهارصد و چهل ميليون تومان هزینهء جوایز این قرعه کشی در برنامه دورهمی
خوب پس از حدوده ١٤ ميليارد پولی كه مردم دادن 1 و نیم ميلياردش شد جوایز و حدود 12 و نیم ميليارد تومان اش چی ميشه پس !؟
(هموطن التماس تفكر )
@bashtin
شنبه تو قرعه كشي برنامه دورهمي رييس اول ماركت اعلام كرد كه؛
يك ميليون و سيصد و هشتاد و نه هزار و هفتصد و ده (١٣٨٩٧١٠) كد قرعه كشی برای اونايی كه عدد يک رو فرستادن به ٣٠٨٠ و ده هزارتومان از شارژشون کسر شده ارسال کردند.
كه به عبارتی ميشود :
10000 * 1,389,710 = 13,897,100,000
مبلغ سیزده ميليارد و هشتصد و نود و هفت میلیون و یکصد هزار تومان جمع پرداخته شده توسط مردم عزیز ایران
و حالا میرسیم به جوايز این به اصطلاح مسابقه :
٨٠٠ عدد موبايل و تبلت كه ميانگين بگيريم هر کدام 1 ميليون تومان هزینه شود که میشود
هشتصد ميليون تومان / 800000000 تومان
٢ دستگاه خودروی ٣۲۰ ميليون تومانی كه ميشود ٦٤٠ ميليون تومان
جمع مبلغ جوایز 800000000 + 640000000 = 1440000000
يک ميليارد و چهارصد و چهل ميليون تومان هزینهء جوایز این قرعه کشی در برنامه دورهمی
خوب پس از حدوده ١٤ ميليارد پولی كه مردم دادن 1 و نیم ميلياردش شد جوایز و حدود 12 و نیم ميليارد تومان اش چی ميشه پس !؟
(هموطن التماس تفكر )
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صدا و تصویر پخش زنده شبکه ۳ وقتی پدر و پسر هادی نوروزی رفتن تو جایگاه گزارشگر، داد و هوار!
@bashtin 😱
@bashtin 😱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا اين حد مطيع قانونم من 😅😅
@bashtin
@bashtin