This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
《 من از خیاطی بدم میاد
من از عید نوروز متنفرم 》
@bashtin
حدود ۲۳ روز مانده به عید نوروز و من همچنان از عید نوروز متنفرم.
من از ۹ سالگی در زیر زمین های نمناک تولید خیاطی شروع به کارگری کردم.
از رباط کریم گرفته تا سلطان آباد و پاسگاه نعمت آباد و شوش مولوی گرفته تا آن بالا شهر تهران.
از همان ابتدائی کودکی از شب های عید متنفر بودم و هستم.
چرا که نزدیک شب عید که می شد صاحب کار ها مهربان می شدند مهر و محبت شان را توی استکان های چای همراه با تریاک می ریختند و به ما هدیه می دادند
تا ما شب ها تا صبح پشت چرخ خیاطی بیدار بمانیم و انرژی داشته باشیم تا پا هایمان را روی پدال چرخ فشار بدهیم.
در همین شب های عید بیشترین سوزن ها در انگشت های کارگران فرو می رفت.
در همین شب های عید رقابت برای بیشتر
کار کردن قیچی می شد و کارگران شکم های یک دیگر را می دریدند.
در همین شب های عید غریزه جنسی کارگران بزرگ سال از کودکان کار سواری گرفت !، اما کسی صدای کودکان کار را نمی شنید.! صاحب کار مهربان هم نبود،چون او در منزل گرم کنار زن زیبایش دراز کشیده بود.
در همین شب های عید برشکار خیاطی از شدت خستگی ناشی از کار زیاد انگشت هایش را پشت میز برش می برید و صاحب کار مهربان غم پارچه های به خون کشیده اش را می خورد و تنها چیزی که هیچ اهمیتی برایش نداشت انگشت های بریده شدی برشکار بود.!
در همین شب های عید، چیزهای است که آدم نمی توان به زبان بیاورد حتی.!
اما ما کارگران می دانستم که صاحب کار مهربان، بی شرفی بیش نیست همین که شب عید تمام شود او تک تک ما را اخراج می کند.
اما باز با وجود تمام اینها روزی شانزده ساعت پشت چرخ کار می کردیم و به فکر چشم درد،سر درد ....و قوز کمرمان هم نبودیم چرا که مسئله نان بود، خانواده بود، اجاره خانه بود...
بعد از پایان سه ما شب کاری ( شانزده ساعت ) جان کندن پشت چرخ و دوختن و ای دوختن همان صاحب کار بی شرفی که تلاش می کرد خودش را مهربان نشان بدهد
حال ماشین حساب به دست شده و حتی پول چای و تریاک را از جیب خود کارگران می گرفت.
حالا توی و پول چندی ماه اجاره پرداخت نشده و صاحبخانه خشمگین که چندین ماه تو را تحمل کرده است
توی و خرید مواد غذایی!
حال توی و خرید میوه و آجیل برای مهمان های که عید دیدنی می آیند!
از خانه که بیرون میزنی به مغازه آجیل فروشی نگاه می کنی به قیمت ها خیره می شوی، دیگر لازم نیست وارد مغازه شوی از همان بیرون تضاد در آمدم و هزینه مغزت را منفجر می کند.
وقتی دست خالی به خانه باز می گردی و خانواده به دستان خالی ات نگاه می کننداین غرور توست که می شکند کودک کارگر.
چیزی که تورا در همان لحظه نابود می کند این است که با خواهرت برای خرید لباس عیدی بزنی بیرون و خواهر ات با همان لهجه مادری بگوید: اُ بیادر جان بَرمه یک مانتو خریده مه تانی؟
و تو بگوی: بلی
به سمت مغازه ی شیک مانتو فروشی بروی و خواهر ات همان مانتوی را انتخاب کند که شب عید انگشت ات بخاطر دوختن اش زیر سوزن رفته بود.
از آقای فروشنده بپرسی این مانتو چند است؟
و آقای فروشنده با آن لباس های شیکی که برتن دارد خیلی شیک توی چشمانت نگاه کند و دروغ بگوید: این مانتو ترک، تازه از ترکیه وارد کردیم! البته قابل شما را هم ندارد صد و پنجاه هزار تومان!.
و تو آن قدر در درونت از خشم بسوزی که صورتت سرخ شود!،خواهرت از تغییر چهره و رفتار ات متوجه بشود که تو توانایی خرید آن را نداری و برای اینکه پیش او خرد نشوی به دروغ به تو می گوید: بیادر مه اصلا از ایِ مانتو خوش نداروم.
و از مغازه بزنی بیرون و تمام جان کندن هایت پشت آن چرخ خیاطی لعنتی را به یاد بیاوری و به این فکر کنی که مزده تو و دیگر کارگران از دوختن این مانتو فقط پنج هزار تومان بوده است!، و حال همان مانتو صد و پنجاه هزار تومان فروخته می شود و تو حتی توان خرید مانتویکه با خلاقیت و نیروی کار خودَت آن را درست کردی را نداری.!
آن روز از شدت خشم در خودم سوختم، به خودم و تمام همکار هایم فکر می کردم و این جمله را تا خود شب
در ذهنم تکرار می کردم "من از خیاطی بدم میاد
من از شب عید متنفرم"
#شهرام_عباسی
#کودکان_کار
#حقوق_کودک
@bashtin
من از عید نوروز متنفرم 》
@bashtin
حدود ۲۳ روز مانده به عید نوروز و من همچنان از عید نوروز متنفرم.
من از ۹ سالگی در زیر زمین های نمناک تولید خیاطی شروع به کارگری کردم.
از رباط کریم گرفته تا سلطان آباد و پاسگاه نعمت آباد و شوش مولوی گرفته تا آن بالا شهر تهران.
از همان ابتدائی کودکی از شب های عید متنفر بودم و هستم.
چرا که نزدیک شب عید که می شد صاحب کار ها مهربان می شدند مهر و محبت شان را توی استکان های چای همراه با تریاک می ریختند و به ما هدیه می دادند
تا ما شب ها تا صبح پشت چرخ خیاطی بیدار بمانیم و انرژی داشته باشیم تا پا هایمان را روی پدال چرخ فشار بدهیم.
در همین شب های عید بیشترین سوزن ها در انگشت های کارگران فرو می رفت.
در همین شب های عید رقابت برای بیشتر
کار کردن قیچی می شد و کارگران شکم های یک دیگر را می دریدند.
در همین شب های عید غریزه جنسی کارگران بزرگ سال از کودکان کار سواری گرفت !، اما کسی صدای کودکان کار را نمی شنید.! صاحب کار مهربان هم نبود،چون او در منزل گرم کنار زن زیبایش دراز کشیده بود.
در همین شب های عید برشکار خیاطی از شدت خستگی ناشی از کار زیاد انگشت هایش را پشت میز برش می برید و صاحب کار مهربان غم پارچه های به خون کشیده اش را می خورد و تنها چیزی که هیچ اهمیتی برایش نداشت انگشت های بریده شدی برشکار بود.!
در همین شب های عید، چیزهای است که آدم نمی توان به زبان بیاورد حتی.!
اما ما کارگران می دانستم که صاحب کار مهربان، بی شرفی بیش نیست همین که شب عید تمام شود او تک تک ما را اخراج می کند.
اما باز با وجود تمام اینها روزی شانزده ساعت پشت چرخ کار می کردیم و به فکر چشم درد،سر درد ....و قوز کمرمان هم نبودیم چرا که مسئله نان بود، خانواده بود، اجاره خانه بود...
بعد از پایان سه ما شب کاری ( شانزده ساعت ) جان کندن پشت چرخ و دوختن و ای دوختن همان صاحب کار بی شرفی که تلاش می کرد خودش را مهربان نشان بدهد
حال ماشین حساب به دست شده و حتی پول چای و تریاک را از جیب خود کارگران می گرفت.
حالا توی و پول چندی ماه اجاره پرداخت نشده و صاحبخانه خشمگین که چندین ماه تو را تحمل کرده است
توی و خرید مواد غذایی!
حال توی و خرید میوه و آجیل برای مهمان های که عید دیدنی می آیند!
از خانه که بیرون میزنی به مغازه آجیل فروشی نگاه می کنی به قیمت ها خیره می شوی، دیگر لازم نیست وارد مغازه شوی از همان بیرون تضاد در آمدم و هزینه مغزت را منفجر می کند.
وقتی دست خالی به خانه باز می گردی و خانواده به دستان خالی ات نگاه می کننداین غرور توست که می شکند کودک کارگر.
چیزی که تورا در همان لحظه نابود می کند این است که با خواهرت برای خرید لباس عیدی بزنی بیرون و خواهر ات با همان لهجه مادری بگوید: اُ بیادر جان بَرمه یک مانتو خریده مه تانی؟
و تو بگوی: بلی
به سمت مغازه ی شیک مانتو فروشی بروی و خواهر ات همان مانتوی را انتخاب کند که شب عید انگشت ات بخاطر دوختن اش زیر سوزن رفته بود.
از آقای فروشنده بپرسی این مانتو چند است؟
و آقای فروشنده با آن لباس های شیکی که برتن دارد خیلی شیک توی چشمانت نگاه کند و دروغ بگوید: این مانتو ترک، تازه از ترکیه وارد کردیم! البته قابل شما را هم ندارد صد و پنجاه هزار تومان!.
و تو آن قدر در درونت از خشم بسوزی که صورتت سرخ شود!،خواهرت از تغییر چهره و رفتار ات متوجه بشود که تو توانایی خرید آن را نداری و برای اینکه پیش او خرد نشوی به دروغ به تو می گوید: بیادر مه اصلا از ایِ مانتو خوش نداروم.
و از مغازه بزنی بیرون و تمام جان کندن هایت پشت آن چرخ خیاطی لعنتی را به یاد بیاوری و به این فکر کنی که مزده تو و دیگر کارگران از دوختن این مانتو فقط پنج هزار تومان بوده است!، و حال همان مانتو صد و پنجاه هزار تومان فروخته می شود و تو حتی توان خرید مانتویکه با خلاقیت و نیروی کار خودَت آن را درست کردی را نداری.!
آن روز از شدت خشم در خودم سوختم، به خودم و تمام همکار هایم فکر می کردم و این جمله را تا خود شب
در ذهنم تکرار می کردم "من از خیاطی بدم میاد
من از شب عید متنفرم"
#شهرام_عباسی
#کودکان_کار
#حقوق_کودک
@bashtin
آخرین خبرها از پرونده تخلفات احمدینژاد | ۱۳هزار میلیارد تاکنون مسترد شده است | دیوان محاسبات تعلل میکند؟
.....................................................
😱😱
محمود صادقی درباره آخرین وضعیت پرونده تخلفات احمدینژاد بنابر اعلام دیوان محاسبات گفت:
🔸جزئیات و اطلاعات جدیدتری ازسوی دیوان محاسبات مجلس درباره تخلف ۴۸ هزار میلیارد تومانی احمدی نژاد عنوان نشده اما آنچنان که در جریان تصویب لایحه بودجه شاهد بودیم، موضوع تسویه بدهیهای دولت منجر به افشای بخش دیگری از تخلفات دولت احمدینژاد شد.
🔸در واقع در جریان این مسئله، چشمهای دیگر از تخلفات دولتهای نهم و دهم و همینطور برخی دیگر از نهادها و سازمانهای دولتی در دوره هشت ساله ریاستجمهوری آقای احمدینژاد همچون نیروی انتظامی مشخص شد که در جریان فروش نفت تخلفاتی را مرتکب شده بودند.
🔸{ با انتقاد از نحوه و رویه کاری دیوان محاسبات} نکته حائز اهمیت دیگر اینکه لازم است دیوان محاسبات با شفافیت بیشتری عمل کند.
🔸 متاسفانه دوستان در دیوان محاسبات تاحدودی تعلل میکنند و آنچنان که باید و شاید، نتیجه زحماتشان را به مردم گزارش نمیدهند. چرا که در همین بحث تخلفات دولت نهم و دهم، دیوان محاسبات حتی موفق شد حدود ۱۳ هزار میلیارد از مجموع ۴۸ هزار میلیارد تومان را مسترد کند.
@bashtin
.....................................................
😱😱
محمود صادقی درباره آخرین وضعیت پرونده تخلفات احمدینژاد بنابر اعلام دیوان محاسبات گفت:
🔸جزئیات و اطلاعات جدیدتری ازسوی دیوان محاسبات مجلس درباره تخلف ۴۸ هزار میلیارد تومانی احمدی نژاد عنوان نشده اما آنچنان که در جریان تصویب لایحه بودجه شاهد بودیم، موضوع تسویه بدهیهای دولت منجر به افشای بخش دیگری از تخلفات دولت احمدینژاد شد.
🔸در واقع در جریان این مسئله، چشمهای دیگر از تخلفات دولتهای نهم و دهم و همینطور برخی دیگر از نهادها و سازمانهای دولتی در دوره هشت ساله ریاستجمهوری آقای احمدینژاد همچون نیروی انتظامی مشخص شد که در جریان فروش نفت تخلفاتی را مرتکب شده بودند.
🔸{ با انتقاد از نحوه و رویه کاری دیوان محاسبات} نکته حائز اهمیت دیگر اینکه لازم است دیوان محاسبات با شفافیت بیشتری عمل کند.
🔸 متاسفانه دوستان در دیوان محاسبات تاحدودی تعلل میکنند و آنچنان که باید و شاید، نتیجه زحماتشان را به مردم گزارش نمیدهند. چرا که در همین بحث تخلفات دولت نهم و دهم، دیوان محاسبات حتی موفق شد حدود ۱۳ هزار میلیارد از مجموع ۴۸ هزار میلیارد تومان را مسترد کند.
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واكنش حسن روحاني به عكسي زن بدون حجاب در صفحه آزادي هاي يواشكي: هه! ما انقدر مسائل مهمتر از حجاب داريم كه اصلا به اين مسئله نمي رسيم
@bashtin
@bashtin
🔺ثروتمندترین کشورهای جهان کدامند؟
🔹قطر، لوکزامبورگ، ماکائو، سنگاپور،برونئی ،کویت، ایسلند، نروژ،امارات متحده عربی،سان مارینو، سوئیس، هنگکنگ، آمریکا، عربستان سعودی، هلند، بحرین، سوئد، استرالیا، آلمان، ایسلند، اتریش، تایوان، دانمارک، کانادا، بلژیک، عمان، انگلیس، فرانسه، فنلاند، ژاپن
@bashtin
🔹قطر، لوکزامبورگ، ماکائو، سنگاپور،برونئی ،کویت، ایسلند، نروژ،امارات متحده عربی،سان مارینو، سوئیس، هنگکنگ، آمریکا، عربستان سعودی، هلند، بحرین، سوئد، استرالیا، آلمان، ایسلند، اتریش، تایوان، دانمارک، کانادا، بلژیک، عمان، انگلیس، فرانسه، فنلاند، ژاپن
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این فیلمو هر جای دنیا ببری بگی 8 سال رییسجمهور بوده بهت درجا پناهندگی میدن 😂😂😂
@bashtin
@bashtin
باشتين
حاجي وژدانن چي ميگي ؟؟؟ حرف حسابت چيه اين خزعبلات چيه ميگي 😂😂😂 جمع كن بابا كاسه كوزت شاسكول با اين شرو ورات 😂 ن پ انتظار داري هرروز بشينم روضه گوش كنم @bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کی گفته ما دیسکو نداریم
پ ترافیک های جاده چیه 😂
شاد باشين اين دو روز عمر و گور باباي اونا كه ميخوان دري وري بگن و ما شاد نباشيم 😉😜
@baahtin
پ ترافیک های جاده چیه 😂
شاد باشين اين دو روز عمر و گور باباي اونا كه ميخوان دري وري بگن و ما شاد نباشيم 😉😜
@baahtin