This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دابسمش جديد محسن رو از دست نديد
ناز خاتون را ديدي چه بزرگ رفته بود😳😂😂😂
مثل هميشه عالي بود👌
😉👉 @bashtin 🍹
ناز خاتون را ديدي چه بزرگ رفته بود😳😂😂😂
مثل هميشه عالي بود👌
😉👉 @bashtin 🍹
Forwarded from ☼𓃬
قسمت ۳ - مهمان رضا حقیقت نژآد
طنز پارادوکس
پارادوكس قسمت سوم با كامبيز حسيني
@bashtin
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با یک برآورد سر انگشتی سالانه صدها میلیارد تومان هزینه برگزاری اردوهای راهیان نور میشود، در حالیکه به گفته وزیر آموزش و پرورش سرانه بودجه عمرانی مدارس موجود کشور صفر است.
😉👉 @bashtin
😉👉 @bashtin
💢 آهنگ جدید علی عبدالمالکی - مرسی که هستی
🔹ترانه ،آهنگ و تنظیم: علی عبدالمالکی
📥MP3 - 320
7o7.pw/ZCWY1
📥MP3 - 128
7o7.pw/BN8SB
📥OGG - 64
7o7.pw/I0aVj
@bashtin ⏸
🔹ترانه ،آهنگ و تنظیم: علی عبدالمالکی
📥MP3 - 320
7o7.pw/ZCWY1
📥MP3 - 128
7o7.pw/BN8SB
📥OGG - 64
7o7.pw/I0aVj
@bashtin ⏸
یك شب شاه عباس با لباس مبدل در كوچه های شهر ميگشت كه به سه دزد برخورد كردكه قصد دزدی داشتند
@bashtin
شاه عباس وانمود كردكه اوهم دزداست و ازانان خواست كه او راوارددارودسته خودكنند
دزدان گفتندماسه نفرهريك خصلتی داريم كه به وقت ضرورت به كارميآيد
شاه عباس پرسيدچه خصلتی ؟
يكی گفت من ازبوی ديوارخانه ميفهمم كه درآن خانه طلاوجواهرهست يانه و به همين علت به كاهدان نميزنيم . ديگری گفت من هم هر كس را يك بار ببينم بعداً در هرلباسی او را ميشناسم
ديگری گفت من هم از هرديواری ميتوانم بالا بروم
از شاه عباس پرسيدند تو چه خصوصيتی داری كه بتواند به حال ما مفيد باشد ؟
شاه فكری كرد و گفت من اگر ريشم را بجنبانم كسی كه زندانی باشدآزاد ميشود
دزدها او را به جمع خودپذيرفتندوپس از سرقت طلاها را در محلی مخفی كردند .
فردای ان شب شاه دستور داد كه ان سه دزد را دستگير كنند . وقتی دزدها را به دربار آوردند آن دزدی كه با يك بار ديدن همه را باز ميشناخت فهميد كه پادشاه رفيق شب گذشته انها است پس
اين شعر را خطاب به شاه خواند كه :
ما همه كرديم كار خويش را
ای بزرگ اخر بجنبان ريش را
@bashtin
امروز يكی اختلاس ميكند ، يكی دزدی و يكی هم ريش ميجنباند و آزادشان ميكند و مامانده ايم و سفره های خالی ازنان ومغزهای خالی ازفکروایمان....
@bashtin
@bashtin
شاه عباس وانمود كردكه اوهم دزداست و ازانان خواست كه او راوارددارودسته خودكنند
دزدان گفتندماسه نفرهريك خصلتی داريم كه به وقت ضرورت به كارميآيد
شاه عباس پرسيدچه خصلتی ؟
يكی گفت من ازبوی ديوارخانه ميفهمم كه درآن خانه طلاوجواهرهست يانه و به همين علت به كاهدان نميزنيم . ديگری گفت من هم هر كس را يك بار ببينم بعداً در هرلباسی او را ميشناسم
ديگری گفت من هم از هرديواری ميتوانم بالا بروم
از شاه عباس پرسيدند تو چه خصوصيتی داری كه بتواند به حال ما مفيد باشد ؟
شاه فكری كرد و گفت من اگر ريشم را بجنبانم كسی كه زندانی باشدآزاد ميشود
دزدها او را به جمع خودپذيرفتندوپس از سرقت طلاها را در محلی مخفی كردند .
فردای ان شب شاه دستور داد كه ان سه دزد را دستگير كنند . وقتی دزدها را به دربار آوردند آن دزدی كه با يك بار ديدن همه را باز ميشناخت فهميد كه پادشاه رفيق شب گذشته انها است پس
اين شعر را خطاب به شاه خواند كه :
ما همه كرديم كار خويش را
ای بزرگ اخر بجنبان ريش را
@bashtin
امروز يكی اختلاس ميكند ، يكی دزدی و يكی هم ريش ميجنباند و آزادشان ميكند و مامانده ايم و سفره های خالی ازنان ومغزهای خالی ازفکروایمان....
@bashtin
تاریخچه حاجی فیروز!
در سال ۶۴۴ میلادی، عمر بن خطاب خلیفه دوم مسلمین، توسط پیروز نهاوندی به قتل رسید.
در آن دوران به سبب آشفتگی در دربار ایران تیسفون بدست تازیان افتاد و اسیران زیادی اعم از زن و مرد به بازارهای برده فروشی روانه شدند. پیروز نهاوندی، که بعدها ملقب به فیروز ابو لؤلؤ شد نیز در بازار برده فروشان توسط حاکم بصره خریداری شد. از آنجا که پیروز فردی هنرمند و صنعتگر بود و در فنون آهنگری و نجاری، رنگرزی و نقاشی سرآمد بود، بعد از چندی با حاکم بصره به توافق رسید که با پرداخت سهمی از درآمدش، به مدینه یعنی جایگاه خلافت عمر خلیفه مسلمین فرستاده شود و باین شکل پیروز خود را بدستگاه خلافت نزدیکتر گردانید. پیروز حدودا یکسال پس از سقوط تیسفون، در نوامبر یا دسامبر سال ۶۴۴ میلادی، عمر بن خطاب و همراهانش را حین خروج از مسجد توسط خنجری آغشته به زهر که خود ساخته بود به قتل رساند. بنا به روایت تاریخ ... فیروز ۶ ضربه متوالی به عمر وارد نمود که اوج کینه و انتقامجویی ایرانیان را به سبب جنایات اعراب در زمان خلافت عمر نشان میدهد. برخی گفته اند پس از اینکار پیروز خودکشی کرد و اما برخی گفته اند که او گریخت و مقبره او امروزه در فین کاشان است. شاید بتوان گفت این خبر برای ایرانیان بقدری اهمیت داشت که یادآوری این حماسه را در جشن نوروز تحت عنوان حاج فیروز زنده نگه داشتند. حاج فیروز با چهرهای سیاه به نشان بردگی در سرزمین سوزان عربستان و پیشوند حاجی بعنوان کسیکه به سرزمین حجاز رفت و با انتقامجویی پیام اور شادی شد.
(منبع: کتاب دو قرن سکوت - دکتر عبدالحسین زرین کوب صفحات ۸۶ تا ۹۰)
@bashtin
در سال ۶۴۴ میلادی، عمر بن خطاب خلیفه دوم مسلمین، توسط پیروز نهاوندی به قتل رسید.
در آن دوران به سبب آشفتگی در دربار ایران تیسفون بدست تازیان افتاد و اسیران زیادی اعم از زن و مرد به بازارهای برده فروشی روانه شدند. پیروز نهاوندی، که بعدها ملقب به فیروز ابو لؤلؤ شد نیز در بازار برده فروشان توسط حاکم بصره خریداری شد. از آنجا که پیروز فردی هنرمند و صنعتگر بود و در فنون آهنگری و نجاری، رنگرزی و نقاشی سرآمد بود، بعد از چندی با حاکم بصره به توافق رسید که با پرداخت سهمی از درآمدش، به مدینه یعنی جایگاه خلافت عمر خلیفه مسلمین فرستاده شود و باین شکل پیروز خود را بدستگاه خلافت نزدیکتر گردانید. پیروز حدودا یکسال پس از سقوط تیسفون، در نوامبر یا دسامبر سال ۶۴۴ میلادی، عمر بن خطاب و همراهانش را حین خروج از مسجد توسط خنجری آغشته به زهر که خود ساخته بود به قتل رساند. بنا به روایت تاریخ ... فیروز ۶ ضربه متوالی به عمر وارد نمود که اوج کینه و انتقامجویی ایرانیان را به سبب جنایات اعراب در زمان خلافت عمر نشان میدهد. برخی گفته اند پس از اینکار پیروز خودکشی کرد و اما برخی گفته اند که او گریخت و مقبره او امروزه در فین کاشان است. شاید بتوان گفت این خبر برای ایرانیان بقدری اهمیت داشت که یادآوری این حماسه را در جشن نوروز تحت عنوان حاج فیروز زنده نگه داشتند. حاج فیروز با چهرهای سیاه به نشان بردگی در سرزمین سوزان عربستان و پیشوند حاجی بعنوان کسیکه به سرزمین حجاز رفت و با انتقامجویی پیام اور شادی شد.
(منبع: کتاب دو قرن سکوت - دکتر عبدالحسین زرین کوب صفحات ۸۶ تا ۹۰)
@bashtin