This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️فیلم یکی از آتش نشانان حاضر در طبقه ۱۱ پلاسکو پیش از ریزش این ساختمان
@bashtin
@bashtin
باشتين
اینم نظر یکی از آتشنشانان درمورد علت فروریختن #پلاسکو به نقل از فرهیختگان #مملكته @bashtin
🔴 نکاتی چند درباره آتشسوزی و تخریب ساختمان #پلاسکو (تاریخ انتشار: ۲ بهمن ۱۳۹۵)
✅ @bashtin
۱- ساختمان پلاسکو پس از اعدام مالک آن در سال ۵۸ جزو اموال و داراییهای بنیاد مستضعفان شد. این بنیاد مالک سرقفلی مغازههای پلاسکو بود و بر اساس قانون، وقتی مورد اجاره تخریب شود، موجر نمیتواند نسبت به ملک سرقفلی مورد اجاره، ادعایی داشته باشد. بنیاد مستضعفان به عنوان مالک و متصرف ساختمان، در اقداماتی خلاف قانونِ رعایت کاربری ساختمان، اقدام به تغییر کاربری طبقات ۱۵، ۱۶، ۱۷ این برج نمود. این طبقات در زمان طاغوت شامل رستوران و سالنهای تفریحی بود که پس از انقلاب تیغهکشی و به انبار تبدیل و اجاره داده شد. لازم به ذکر است تبدیل سازه طبقات آخر برج به انبار، آنهم انبار لباس، منسوجات و پوشاک علاوه بر ایجاد اضافه بار بر روی سازه، باعث ضعف استاتیک ستونها و نهایتا کاستن شدید از استحکام ساختمان میشود و همچنین احتمال بروز حریق را قوت میبخشد که این عامل، خود یکی از عوامل موثر در ریزش پلاسکو بوده و حریق در هنگام سرایت به طبقات فوقانی، از کنترل خارج میشود.
۲- علیرغم گذشت حدود ۳۵ سال از اتصال منطقه جمهوری به گاز شهری، ساختمان پلاسکو موفق به دریافت انشعاب گاز نشد و کل تأسیسات این ساختمان با سوخت گازوییل به تامین گرمای خود میپرداخته که در نتیجه همواره بالغ بر ۱۵۰ هزار لیتر گازوییل در زیر زمین برج دپو بوده. اکنون پس از آواربرداری، شاهد آن هستیم که به محض رسیدن اکسیژن به مخروبه در اثر دمای بالای موجود، مجددا آوار شعلهور میشود و البته قرابت البسه و پوشاک در کنار گازوییل، باعث عدم موفقیت در خاموش کردن آتش در ۲۴ ساعت نخست این حادثه شد.
۳- عدم حضور سریع یگانهای امدادی، در اثر اهمال و قصور ضابطین قضایی و نیروی انتظامی بوده است. در فیلمهای آماتور پخش شده در فضای مجازی مشخص است که نیرویهای امدادی پشت ازدحام مردم وحشت زده در بلندگوی خودرو التماس میکنند که راه را باز کنید! تا اینجا مقصر این ازدحام و عدم کنترل بحران میدانی، مقصری جز نیروهای انتظامی و فرماندهای رده بالای مستقر در میدان عملیاتی ندارد. چراکه با یک تدبیر سریع و استفاده از نیروهای یگان امداد، نیروهای ضد شورش و حتی بسیج، باید به سرعت منطقه پاکسازی میشد و حتی با بهکارگیری قوه قهریه جمعیت کنترل میگردید. توجیه فرمانده نیروی انتظامی مبنی بر کاهش سرعت اطفای حریق به دلیل «ازدحام جمعیت» پذیرفتنی نیست و خود اثباتگر اهمال، قصور و عدم توانایی در کنترل منطقه بحران است. این تعلل باعث شد که ایستگاههای بعدی آتش نشانی که برای همکاری و کمک و پشتیبانی نیروهای آتش نشان مستقر به محل اعزام شدند، با تأخیر به میدان عملیاتی وارد شوند که مهار آتشسوزی با اختلال مواجه گردید.
۴ - قطع بودن سیستم آبرسانی و شیرهای آتش نشانی موجود در خیابان جمهوری باعث تعلل قابل ملاحظهای در عملیات اطفا گردید. به دلیل قطعی این شیرها بود که سازمان آتش نشانی به ناچار اقدام به اعزام تانکر به محل عملیات کرد! پس از عدم رفع کمبود آب، در نهایت از شهرداری کمک گرفته شد تا تانکرهای آبیاری به محل اعزام شوند که در عکسهای حادثه نیز مشخص است.
۵- دپوی نیروهای ذخیره آتش نشان در طبقه همکف و اول، عامل دیگری در بالا رفتن آمار شهدای آتش نشان است. علاوه بر نیروهای آتش نشان که در حال اطفای حریق در طبقات بودهاند، حدودا ۱۰۰ نفر از آتش نشانان عزیز به صورت آماده باش در طبقات همکف و اول مستقر بودهاند که پس از ریزش ناگهانی ساختمان، اکثر آنان به شهادت رسیدهاند.
۶- یکی از دلایل اصلی حضور نیروهای زیاد آتش نشانی در ساختمان پلاسکو، دستور جمعآوری دوربینهای ساختمان به آنان بوده است. بر اساس این فرمان، به آنان گفته شده بود که برای بررسی علل این حادثه، باید تمامی دوربینهای ساختمان جمع آوری و از ساختمان خارج گردد. یکی از عوامل تعلل آتش نشانان برای خروج از ساختمان، برای جمع آوری این دوربینها بوده است.
۷ - عامل بعدی نمای ساختمان پلاسکو بوده که به علت خرابی سیستم خنک کننده ساختمان، بسیاری از واحدهای تجاری رأسا اقدام به وصل کولر گازی کرده و پنل خارجی آنرا در نمای ساختمان نصب کرده بودند. طبق قانون شهرداریها، نمای ساختمان متعلق به شهرداری است و اغماض شهردای نسبت به نصب تعداد زیادی کولر گازی باعث شد تا ارتباط حادثه دیدگان با پنجرههای ساختمان محدود شده و همچنین ورود آتش نشانان از طریق پنجرهها نیز دشوار شود. احتمال برق گرفتگی نیز مزید بر علت بوده است.
✅ @bashtin
با توجه به جمیع موارد فوق و علل دیگری که ناگفته مانده، نهایتا این حادثه آتش سوزی به راحتی مهار شود، تبدیل به فاجعهای ملی شد و تعداد کثیری از آتش نشانان جان بر کف، در اثر اهمال و غفلت برخی مدیران بیکفایت کشور، به مقام شهادت نائل شدند.
نقل از اميد نيوز
@bashtin
✅ @bashtin
۱- ساختمان پلاسکو پس از اعدام مالک آن در سال ۵۸ جزو اموال و داراییهای بنیاد مستضعفان شد. این بنیاد مالک سرقفلی مغازههای پلاسکو بود و بر اساس قانون، وقتی مورد اجاره تخریب شود، موجر نمیتواند نسبت به ملک سرقفلی مورد اجاره، ادعایی داشته باشد. بنیاد مستضعفان به عنوان مالک و متصرف ساختمان، در اقداماتی خلاف قانونِ رعایت کاربری ساختمان، اقدام به تغییر کاربری طبقات ۱۵، ۱۶، ۱۷ این برج نمود. این طبقات در زمان طاغوت شامل رستوران و سالنهای تفریحی بود که پس از انقلاب تیغهکشی و به انبار تبدیل و اجاره داده شد. لازم به ذکر است تبدیل سازه طبقات آخر برج به انبار، آنهم انبار لباس، منسوجات و پوشاک علاوه بر ایجاد اضافه بار بر روی سازه، باعث ضعف استاتیک ستونها و نهایتا کاستن شدید از استحکام ساختمان میشود و همچنین احتمال بروز حریق را قوت میبخشد که این عامل، خود یکی از عوامل موثر در ریزش پلاسکو بوده و حریق در هنگام سرایت به طبقات فوقانی، از کنترل خارج میشود.
۲- علیرغم گذشت حدود ۳۵ سال از اتصال منطقه جمهوری به گاز شهری، ساختمان پلاسکو موفق به دریافت انشعاب گاز نشد و کل تأسیسات این ساختمان با سوخت گازوییل به تامین گرمای خود میپرداخته که در نتیجه همواره بالغ بر ۱۵۰ هزار لیتر گازوییل در زیر زمین برج دپو بوده. اکنون پس از آواربرداری، شاهد آن هستیم که به محض رسیدن اکسیژن به مخروبه در اثر دمای بالای موجود، مجددا آوار شعلهور میشود و البته قرابت البسه و پوشاک در کنار گازوییل، باعث عدم موفقیت در خاموش کردن آتش در ۲۴ ساعت نخست این حادثه شد.
۳- عدم حضور سریع یگانهای امدادی، در اثر اهمال و قصور ضابطین قضایی و نیروی انتظامی بوده است. در فیلمهای آماتور پخش شده در فضای مجازی مشخص است که نیرویهای امدادی پشت ازدحام مردم وحشت زده در بلندگوی خودرو التماس میکنند که راه را باز کنید! تا اینجا مقصر این ازدحام و عدم کنترل بحران میدانی، مقصری جز نیروهای انتظامی و فرماندهای رده بالای مستقر در میدان عملیاتی ندارد. چراکه با یک تدبیر سریع و استفاده از نیروهای یگان امداد، نیروهای ضد شورش و حتی بسیج، باید به سرعت منطقه پاکسازی میشد و حتی با بهکارگیری قوه قهریه جمعیت کنترل میگردید. توجیه فرمانده نیروی انتظامی مبنی بر کاهش سرعت اطفای حریق به دلیل «ازدحام جمعیت» پذیرفتنی نیست و خود اثباتگر اهمال، قصور و عدم توانایی در کنترل منطقه بحران است. این تعلل باعث شد که ایستگاههای بعدی آتش نشانی که برای همکاری و کمک و پشتیبانی نیروهای آتش نشان مستقر به محل اعزام شدند، با تأخیر به میدان عملیاتی وارد شوند که مهار آتشسوزی با اختلال مواجه گردید.
۴ - قطع بودن سیستم آبرسانی و شیرهای آتش نشانی موجود در خیابان جمهوری باعث تعلل قابل ملاحظهای در عملیات اطفا گردید. به دلیل قطعی این شیرها بود که سازمان آتش نشانی به ناچار اقدام به اعزام تانکر به محل عملیات کرد! پس از عدم رفع کمبود آب، در نهایت از شهرداری کمک گرفته شد تا تانکرهای آبیاری به محل اعزام شوند که در عکسهای حادثه نیز مشخص است.
۵- دپوی نیروهای ذخیره آتش نشان در طبقه همکف و اول، عامل دیگری در بالا رفتن آمار شهدای آتش نشان است. علاوه بر نیروهای آتش نشان که در حال اطفای حریق در طبقات بودهاند، حدودا ۱۰۰ نفر از آتش نشانان عزیز به صورت آماده باش در طبقات همکف و اول مستقر بودهاند که پس از ریزش ناگهانی ساختمان، اکثر آنان به شهادت رسیدهاند.
۶- یکی از دلایل اصلی حضور نیروهای زیاد آتش نشانی در ساختمان پلاسکو، دستور جمعآوری دوربینهای ساختمان به آنان بوده است. بر اساس این فرمان، به آنان گفته شده بود که برای بررسی علل این حادثه، باید تمامی دوربینهای ساختمان جمع آوری و از ساختمان خارج گردد. یکی از عوامل تعلل آتش نشانان برای خروج از ساختمان، برای جمع آوری این دوربینها بوده است.
۷ - عامل بعدی نمای ساختمان پلاسکو بوده که به علت خرابی سیستم خنک کننده ساختمان، بسیاری از واحدهای تجاری رأسا اقدام به وصل کولر گازی کرده و پنل خارجی آنرا در نمای ساختمان نصب کرده بودند. طبق قانون شهرداریها، نمای ساختمان متعلق به شهرداری است و اغماض شهردای نسبت به نصب تعداد زیادی کولر گازی باعث شد تا ارتباط حادثه دیدگان با پنجرههای ساختمان محدود شده و همچنین ورود آتش نشانان از طریق پنجرهها نیز دشوار شود. احتمال برق گرفتگی نیز مزید بر علت بوده است.
✅ @bashtin
با توجه به جمیع موارد فوق و علل دیگری که ناگفته مانده، نهایتا این حادثه آتش سوزی به راحتی مهار شود، تبدیل به فاجعهای ملی شد و تعداد کثیری از آتش نشانان جان بر کف، در اثر اهمال و غفلت برخی مدیران بیکفایت کشور، به مقام شهادت نائل شدند.
نقل از اميد نيوز
@bashtin
درد دلهاي يك اتشنشان با مردم 😔😔👇👇
موسی خاتم،
یکی از ماموران ایستگاه ۲٠
آتشنشانی تهران:
- وقتی رسیدیم ساختمان مشتعل بود. از پلهها رفتیم طبقه نهم. صدای ریختن سقف طبقات میآمد. خودمان را به طبقه دوم رساندیم. از طبقه دوم امکان پایینتر آمدن نبود. راهپلهها ریخته بودند. از بیرون ساختمان نردبان گذاشتند و خارج شدیم. یک لحظه نفهمیدیم ناصر مهرورز، فرمانده تیم برای چه برگشت به داخل ساختمان. انگار کسی را دید که داخل بود و رفت برای نجات. متوجه نشدیم برای چه رفت. هرچه فریاد زدیم رفت. چهار دقیقه بعد پلاسکو ریخت.
- سال ۸۴ و ۸۵ درباره ناایمن بودن پلاسکو گزارش داده بودیم. ۳۰ بار اخطار تعطیلی آمده بود اما تعطیل نمیشد.
@bashtin
- شهادت مهدی حاجیپور و امید عباسی فقط به خاطر اشتباه عملیاتی بود.
- پنجشنبه نصف پرسنل سازمان رفته بودند امتحان بدهند؛ امتحان درسهایی که گذاشتهاند و اجبار کردهاند که باید لیسانس بگیرید. برای همین نیرو کم بود. فقط لولهکشی به طبقات ساختمان ۸۰ نیرو میخواست اما ۴۰ نیرو حضور داشتند. همین مدرکگرایی و بیتجربگی در مدیریت میدان باعث فروریختن پلاسکو شد. در فیلم هم مشخص است که دیوار شرقی را آب میدهند. این آب دادن باعث سنگین شدن ساختمان شد. میگویند منبع گازوئیل منفجر شد، منبع گازوئیل اصلا منفجر نمیشود. گازوئیل میسوزد اما منفجر نمیشود.
- از ۴۰ دقیقه قبل از ریختن کل ساختمان صدای آوار میآمد و معلوم بود که ساختمان میریزد اما تخلیه نیروها صورت نگرفت. البته آتشنشانی هم از وضعیت ساختمان بیاطلاع بود اما وقتی حریق به اصطلاح قارچی شد باید نیروها را بکشید بیرون. بعضی بچهها خودشان را از طبقات بیرون انداختند.
- گردنم سوخته و چندین بار دست و پایم شکسته. با بیشتر کسانی که شهید و مفقود شدهاند خدمت کردهام. معجزه است که در این سالها زنده ماندهایم. پلاسکو خشم خدا بود. زنگ خطر بود.
- پوشاک از نفت و گازوئیل و اورانیوم خطرناکتر است. شهرداری منطقه نتوانسته برای خارج کردن تولیدیها از پلاسکو اقدام کند. نتوانسته پلاسکو را تا ایمنشدن تخلیه کند.
- فرمانده ایستگاه ما مفقود و احتمالا شهید شده است. تا جایی که میدانم از ایستگاه یک سه نفر، از ایستگاه ۶۴ یک شیفت کامل که ۱۲ نفر میشوند، از ایستگاه سه، ۱۲ نفر و از ایستگاه ۱۱۷ و ۱۸ سه نفر مفقود شدهاند. البته اطلاعاتم دقیق نیست. ایستگاههای دیگر را نمیدانم. از تمام ایستگاهها نیرو اعزام شده بود.
@bashtin
- ماشینی خریدهاند که چهار هزار لیتر آب دارد. این برای اروپاست که در خیابانها شیر آب آتشنشانی دارد نه برای ایران. ۶ بالابر در تهران داریم که دو تایش از رده خارج شده. خودم دیدم که بعد از ریختن ساختمان یکی از بچهها از نردبان افتاد داخل سفارت انگلیس؛ از ارتفاع ۵۵ متری.
- دیگر چیزی برایم مهم نیست. جان مردم در خطر است. لاستیکهای نردبانها دو سال از تاریخ اعتبارشان گذشته و هر لحظه ممکن است در وسط عملیات بیفتند.
- ایستگاههای آتشنشانی را زیاد میکنند اما روی چه حسابی؟ یک فرمانده باید حداقل ۲۰ سال سابقه داشته باشد. این نیرو را از کجا میآورند؟ تیم باید ۱۸ نفر باشد. با پنج نفر ایستگاه و تیم درست میکنند. یک نفر باید در ایستگاه بماند یعنی چهار نفر بروند برای یک حادثه.
- دیسیپلین نظامی و سختگیریهای بیمورد، آتشنشانها را بیمار کرده است. نیرو از عملیات آمده میگویند چرا ملحفه تختت کج است. نیرو درگیر میشود و درگیری را به خانه میبرد. نظافت تمام بخشهای ایستگاه با خود آتشنشانهاست. ساعت سه نصف شب، برای یک گربه در یک ساختمان زنگ خطر را میزنند. آژیر آتشنشانی قبلا حرمت داشت. از یک طرف این سختگیریهای بیمورد را داریم و از طرف دیگر خریدهای غلط دارند. خودروی برنتو برای اروپا است نه برای ایران. برای خاک ایران که کوهپایه است باید نردبان بخریم که دکلش سبکتر است. در همین حادثه پلاسکو چند نردبان افتادند. تجهیزات باید هر چند وقت از طرف شرکت فروشنده بازرسی و تعمیر شوند اما این کار انجام نمیشود.
- شهید علی قانع در زیرزمینی دچار ایست قلبی شد که ۳۰ متر بود. چرا باید در جایی که ۳۰ متر است، دچار ایست قلبی شد؟ آنقدر قبلش اذیتش کرده بودند، از این ایستگاه به آن ایستگاه. لنگ پنج میلیون تومان وام بود که امضا نمیشد. با آن فشار روحی به عملیات میرود خب احتمال ایست قلبی بالا میرود.
@bashtin
مدیرعامل سابق آتشنشانی تهران: نیروهای نظامی اگر حتی در سفر غیر عملیاتی هم در بین دو شهر کشته شوند شهید محسوب میشوند اما با اینکه در این سالها ما لایحهای در اینباره به شورای شهر هم دادهایم اما همچنان بنیاد شهید، آتشنشانان را جزو شهدا قبول نمیکند! (ایسنا)
@bashtin
موسی خاتم،
یکی از ماموران ایستگاه ۲٠
آتشنشانی تهران:
- وقتی رسیدیم ساختمان مشتعل بود. از پلهها رفتیم طبقه نهم. صدای ریختن سقف طبقات میآمد. خودمان را به طبقه دوم رساندیم. از طبقه دوم امکان پایینتر آمدن نبود. راهپلهها ریخته بودند. از بیرون ساختمان نردبان گذاشتند و خارج شدیم. یک لحظه نفهمیدیم ناصر مهرورز، فرمانده تیم برای چه برگشت به داخل ساختمان. انگار کسی را دید که داخل بود و رفت برای نجات. متوجه نشدیم برای چه رفت. هرچه فریاد زدیم رفت. چهار دقیقه بعد پلاسکو ریخت.
- سال ۸۴ و ۸۵ درباره ناایمن بودن پلاسکو گزارش داده بودیم. ۳۰ بار اخطار تعطیلی آمده بود اما تعطیل نمیشد.
@bashtin
- شهادت مهدی حاجیپور و امید عباسی فقط به خاطر اشتباه عملیاتی بود.
- پنجشنبه نصف پرسنل سازمان رفته بودند امتحان بدهند؛ امتحان درسهایی که گذاشتهاند و اجبار کردهاند که باید لیسانس بگیرید. برای همین نیرو کم بود. فقط لولهکشی به طبقات ساختمان ۸۰ نیرو میخواست اما ۴۰ نیرو حضور داشتند. همین مدرکگرایی و بیتجربگی در مدیریت میدان باعث فروریختن پلاسکو شد. در فیلم هم مشخص است که دیوار شرقی را آب میدهند. این آب دادن باعث سنگین شدن ساختمان شد. میگویند منبع گازوئیل منفجر شد، منبع گازوئیل اصلا منفجر نمیشود. گازوئیل میسوزد اما منفجر نمیشود.
- از ۴۰ دقیقه قبل از ریختن کل ساختمان صدای آوار میآمد و معلوم بود که ساختمان میریزد اما تخلیه نیروها صورت نگرفت. البته آتشنشانی هم از وضعیت ساختمان بیاطلاع بود اما وقتی حریق به اصطلاح قارچی شد باید نیروها را بکشید بیرون. بعضی بچهها خودشان را از طبقات بیرون انداختند.
- گردنم سوخته و چندین بار دست و پایم شکسته. با بیشتر کسانی که شهید و مفقود شدهاند خدمت کردهام. معجزه است که در این سالها زنده ماندهایم. پلاسکو خشم خدا بود. زنگ خطر بود.
- پوشاک از نفت و گازوئیل و اورانیوم خطرناکتر است. شهرداری منطقه نتوانسته برای خارج کردن تولیدیها از پلاسکو اقدام کند. نتوانسته پلاسکو را تا ایمنشدن تخلیه کند.
- فرمانده ایستگاه ما مفقود و احتمالا شهید شده است. تا جایی که میدانم از ایستگاه یک سه نفر، از ایستگاه ۶۴ یک شیفت کامل که ۱۲ نفر میشوند، از ایستگاه سه، ۱۲ نفر و از ایستگاه ۱۱۷ و ۱۸ سه نفر مفقود شدهاند. البته اطلاعاتم دقیق نیست. ایستگاههای دیگر را نمیدانم. از تمام ایستگاهها نیرو اعزام شده بود.
@bashtin
- ماشینی خریدهاند که چهار هزار لیتر آب دارد. این برای اروپاست که در خیابانها شیر آب آتشنشانی دارد نه برای ایران. ۶ بالابر در تهران داریم که دو تایش از رده خارج شده. خودم دیدم که بعد از ریختن ساختمان یکی از بچهها از نردبان افتاد داخل سفارت انگلیس؛ از ارتفاع ۵۵ متری.
- دیگر چیزی برایم مهم نیست. جان مردم در خطر است. لاستیکهای نردبانها دو سال از تاریخ اعتبارشان گذشته و هر لحظه ممکن است در وسط عملیات بیفتند.
- ایستگاههای آتشنشانی را زیاد میکنند اما روی چه حسابی؟ یک فرمانده باید حداقل ۲۰ سال سابقه داشته باشد. این نیرو را از کجا میآورند؟ تیم باید ۱۸ نفر باشد. با پنج نفر ایستگاه و تیم درست میکنند. یک نفر باید در ایستگاه بماند یعنی چهار نفر بروند برای یک حادثه.
- دیسیپلین نظامی و سختگیریهای بیمورد، آتشنشانها را بیمار کرده است. نیرو از عملیات آمده میگویند چرا ملحفه تختت کج است. نیرو درگیر میشود و درگیری را به خانه میبرد. نظافت تمام بخشهای ایستگاه با خود آتشنشانهاست. ساعت سه نصف شب، برای یک گربه در یک ساختمان زنگ خطر را میزنند. آژیر آتشنشانی قبلا حرمت داشت. از یک طرف این سختگیریهای بیمورد را داریم و از طرف دیگر خریدهای غلط دارند. خودروی برنتو برای اروپا است نه برای ایران. برای خاک ایران که کوهپایه است باید نردبان بخریم که دکلش سبکتر است. در همین حادثه پلاسکو چند نردبان افتادند. تجهیزات باید هر چند وقت از طرف شرکت فروشنده بازرسی و تعمیر شوند اما این کار انجام نمیشود.
- شهید علی قانع در زیرزمینی دچار ایست قلبی شد که ۳۰ متر بود. چرا باید در جایی که ۳۰ متر است، دچار ایست قلبی شد؟ آنقدر قبلش اذیتش کرده بودند، از این ایستگاه به آن ایستگاه. لنگ پنج میلیون تومان وام بود که امضا نمیشد. با آن فشار روحی به عملیات میرود خب احتمال ایست قلبی بالا میرود.
@bashtin
مدیرعامل سابق آتشنشانی تهران: نیروهای نظامی اگر حتی در سفر غیر عملیاتی هم در بین دو شهر کشته شوند شهید محسوب میشوند اما با اینکه در این سالها ما لایحهای در اینباره به شورای شهر هم دادهایم اما همچنان بنیاد شهید، آتشنشانان را جزو شهدا قبول نمیکند! (ایسنا)
@bashtin