This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حرفاي يك روحانى با مامور اطلاعات: از ساواك
پست تريد/ اين حكومت يك روز نابود ميشود
شماها تخمتون حرومه ،،،،،
@bashtin
پست تريد/ اين حكومت يك روز نابود ميشود
شماها تخمتون حرومه ،،،،،
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نماينده های مجلس جلوی موگرينی
@bashtin
@bashtin
نيم شوراى نگهبان منصوب رهبراست.نيم ديگرمنتخب رئيس قوه قضاييه منصوب رهبر. شوراي نگهبان نامزدهارا فيلترميكندو رهبر، فرد منتخب رانصب. #برج_بلند_دموكراسى
@bashtin
@bashtin
من اگه به کسی رای داده باشم که با وقاحت تمام ایران رو #برج_بلند_دموكراسى معرفی میکنه نقدش نمیکردم به صحت و سلامت عقلی خودم شک میکردم
@bashtin
@bashtin
كلاس هاى بصيرت افزايى (✍️: پدرام ابراهيمى)
در پی انتقال غرورآمیز سِرور تلگرام به میهن عزیزمان، زینپس در این کانال کلاسهای بصیرتافزایی دایر میگردد.
برنامه هفتگی کلاسها بدین شرح است:
💠 شنبه: توبه، بازگشت و چگونگی پناه بردن به خدا از شر شیطان و آرگونها (مدرس: دکتر امیرحسین مقصودلو ملقب به استاد تتلو)
💠 یکشنبه: ارتباط شیاطین با ریاضی و هندسه (مدرس: استاد پرفسور رائفیپور)
💠 دوشنبه: نتیجهگیری سنتی از جهان صنعتی (مدرس: دکتر حسن عباسی)
💠 سهشنبه: معجزهی ارتباط موفق (مدرس: استاد عبدالرضا هلالی)
💠 چهارشنبه: زُلبازی جهادی (مدرس: استاد محمدباقر قالیباف)
💠 پنجشنبه: حرکات موزون (مدرسان: آقایان اساتید، رسایی و کوچکزاده)
ضمناً شرکت در این دورهها رایگان بوده، وسایل ایاب و ذهاب نیز بهصورت خودجوش مهیاست. خدا قبول کند انشاءالله.
#اتش_به_اختيار
@bashtin
در پی انتقال غرورآمیز سِرور تلگرام به میهن عزیزمان، زینپس در این کانال کلاسهای بصیرتافزایی دایر میگردد.
برنامه هفتگی کلاسها بدین شرح است:
💠 شنبه: توبه، بازگشت و چگونگی پناه بردن به خدا از شر شیطان و آرگونها (مدرس: دکتر امیرحسین مقصودلو ملقب به استاد تتلو)
💠 یکشنبه: ارتباط شیاطین با ریاضی و هندسه (مدرس: استاد پرفسور رائفیپور)
💠 دوشنبه: نتیجهگیری سنتی از جهان صنعتی (مدرس: دکتر حسن عباسی)
💠 سهشنبه: معجزهی ارتباط موفق (مدرس: استاد عبدالرضا هلالی)
💠 چهارشنبه: زُلبازی جهادی (مدرس: استاد محمدباقر قالیباف)
💠 پنجشنبه: حرکات موزون (مدرسان: آقایان اساتید، رسایی و کوچکزاده)
ضمناً شرکت در این دورهها رایگان بوده، وسایل ایاب و ذهاب نیز بهصورت خودجوش مهیاست. خدا قبول کند انشاءالله.
#اتش_به_اختيار
@bashtin
ﺷﺎﯾﺪ ﯾﮑﻢ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﻣﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺧﻮﻧﺪشو ﺩﺍﺭﻩ...
سال ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ، ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻮﺩﻡ...
ﺳﺎﻝ ١٣٤٠،
ﻭﺳﻄﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ
ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﯾﮏ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ.
ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ، ﻟﻬﺠﻪ ﻏﻠﯿﻆ
ﺗﺮﮐﯽ ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ، ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯼ ﻏﺮﯾﺐ...
ﻣﺎ ﮐﺘﺎﺑﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍ ﺍﻧﺎﺭ ﺑﻮﺩ،
ﻭﻟﯽ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ...
ﻣﻌﻀﻠﯽ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ، ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ!
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺒﻮﺩ
ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺩﺭﺳﮑﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪﻡ.
ﺗﻮ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺷﺪﻡ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ!
ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺑﯽ حوﺻﻠﻪﺍﯼ
ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺩﺷﻤﻦ ﻗﺴﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻣﻦ!
ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﺭﺱ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ
ﻣﯽﮔﻔﺖ: ﻣﯽﺧﻮﺍﯼ ﺑﺸﯽ ﻓﻼﻧﯽ ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻣﻦِ ﺑﯿﻨﻮﺍ ﺑﻮﺩﻡ!
ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻼﺱ ﺩﻭﻡ!
ﺁﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﺨﺖ ﺑﺪ ﻣﻦ، ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ
ﺷﺪ ﻣﻌﻠﻤﻤﺎﻥ!!!
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﭼﻮﺑﯽ
ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻭﺩ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﻢ!
ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻠﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ!
ﮐﻼﺱ ﺳﻮﻡ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺁﻣﺪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﺎﻥ!
ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﻣﯽﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺧﻼﺻﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ.
ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻼﺱ ﻣﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ.
ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻧﺸﺴﺘﻢ.
ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ!
ﺩﺭﺱ ﺩﺍﺩ، ﻣﺸﻖ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺎﺭﯾﻦ.
ﺍٓﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ،
ﻭﻟﯽ ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ ﭼﯿﺴﺖ!
ﻓﺮﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪ، ﯾﮏ ﺧﻮﺩﻧﻮﯾﺲ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺳﺘﺶ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ
ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺸﻖ ﻫﺎ...
ﻫﻤﮕﯽ ﺷﺎﺥ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ!!
ﺁﺧﻪ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮﻥ ﺭو ﯾﺎ ﺧﻂ ﻣﯿﺰﺩﻥ ﯾﺎ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻥ!
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﻡ...
ﺩﺳﺘﺎﻡ ﻣﯽﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﯽﺯﺩ...
ﺯﯾﺮ ﻫﺮ ﻣﺸﻘﯽ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﯽنوﺷﺖ...
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻪ؟
ﺑﺎ ﺧﻄﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻮﺷﺖ: ﻋﺎﻟﯽ!
ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺸﻮﯾﻖ
ﻣﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ...
ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺭﺩ ﺷﺪ.
ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﻓﺘﺮﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ.
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽﮔﺬﺍﺭﻡ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻣﻦ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺳﻢ...
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﻢ...
ﺁﻥ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﯿﺴﺖ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺳﺎﻝﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ...
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻡ.
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺍﺩﻡ ﻧﻔﺮ ﺷﺸﻢ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻓﺘﻢ.
ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺮﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩ...
ﭼﺮﺍ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭﯾﻎ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ؟
ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﻣﺎ
ﭘﺪﺭﺍﻥ، ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ، ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ، ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻥ، ﻣﺮﺑﯿﺎﻥ، ﺭﺋﻴﺴﺎﻥ ﻭ ...
ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﻣﯿﺮﻣﺤﻤﺪ ﻧﺎﺩﺭﯼِ ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ - ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﻋﻠﻮﻡ
ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻛﻨﺖ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ
@bashtin
سال ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ، ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻮﺩﻡ...
ﺳﺎﻝ ١٣٤٠،
ﻭﺳﻄﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ
ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﯾﮏ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ.
ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ، ﻟﻬﺠﻪ ﻏﻠﯿﻆ
ﺗﺮﮐﯽ ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ، ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯼ ﻏﺮﯾﺐ...
ﻣﺎ ﮐﺘﺎﺑﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍ ﺍﻧﺎﺭ ﺑﻮﺩ،
ﻭﻟﯽ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ...
ﻣﻌﻀﻠﯽ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ، ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ!
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺒﻮﺩ
ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺩﺭﺳﮑﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪﻡ.
ﺗﻮ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺷﺪﻡ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ!
ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺑﯽ حوﺻﻠﻪﺍﯼ
ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺩﺷﻤﻦ ﻗﺴﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻣﻦ!
ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﺭﺱ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ
ﻣﯽﮔﻔﺖ: ﻣﯽﺧﻮﺍﯼ ﺑﺸﯽ ﻓﻼﻧﯽ ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻣﻦِ ﺑﯿﻨﻮﺍ ﺑﻮﺩﻡ!
ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻼﺱ ﺩﻭﻡ!
ﺁﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﺨﺖ ﺑﺪ ﻣﻦ، ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ
ﺷﺪ ﻣﻌﻠﻤﻤﺎﻥ!!!
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﭼﻮﺑﯽ
ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻭﺩ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﻢ!
ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻠﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ!
ﮐﻼﺱ ﺳﻮﻡ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺁﻣﺪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﺎﻥ!
ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﻣﯽﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺧﻼﺻﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ.
ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻼﺱ ﻣﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ.
ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻧﺸﺴﺘﻢ.
ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ!
ﺩﺭﺱ ﺩﺍﺩ، ﻣﺸﻖ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺎﺭﯾﻦ.
ﺍٓﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ،
ﻭﻟﯽ ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ ﭼﯿﺴﺖ!
ﻓﺮﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪ، ﯾﮏ ﺧﻮﺩﻧﻮﯾﺲ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺳﺘﺶ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ
ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺸﻖ ﻫﺎ...
ﻫﻤﮕﯽ ﺷﺎﺥ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ!!
ﺁﺧﻪ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮﻥ ﺭو ﯾﺎ ﺧﻂ ﻣﯿﺰﺩﻥ ﯾﺎ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻥ!
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﻡ...
ﺩﺳﺘﺎﻡ ﻣﯽﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﯽﺯﺩ...
ﺯﯾﺮ ﻫﺮ ﻣﺸﻘﯽ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﯽنوﺷﺖ...
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻪ؟
ﺑﺎ ﺧﻄﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻮﺷﺖ: ﻋﺎﻟﯽ!
ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺸﻮﯾﻖ
ﻣﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ...
ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺭﺩ ﺷﺪ.
ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﻓﺘﺮﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ.
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽﮔﺬﺍﺭﻡ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻣﻦ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺳﻢ...
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﻢ...
ﺁﻥ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﯿﺴﺖ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺳﺎﻝﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ...
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻡ.
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺍﺩﻡ ﻧﻔﺮ ﺷﺸﻢ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻓﺘﻢ.
ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺮﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩ...
ﭼﺮﺍ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭﯾﻎ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ؟
ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﻣﺎ
ﭘﺪﺭﺍﻥ، ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ، ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ، ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻥ، ﻣﺮﺑﯿﺎﻥ، ﺭﺋﻴﺴﺎﻥ ﻭ ...
ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﻣﯿﺮﻣﺤﻤﺪ ﻧﺎﺩﺭﯼِ ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ - ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﻋﻠﻮﻡ
ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻛﻨﺖ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بزور ميخواد مقنعه بكنه سر بچه هفت ساله بچه ميگه نه و نميذاره كه مقنعه رو به سرش بپوشونن ،والبته اين دختر جوان خبر نداره از اينكه بايد از ساله ديگه به اجبار و زور اونرو به سر داشته باشه
@bashtin
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تنها صادرات ایران به چین
فکر کنم با این صادرات انتقام همه جنسای بنجل چینی رو ازشون یه جا گرفتیم
صادرات مولا دوزاري به چين به جاي جنساي بنجول چيني ، معامله پاياپاي ،،،،،
همون كالابه كالا
@bashtin
فکر کنم با این صادرات انتقام همه جنسای بنجل چینی رو ازشون یه جا گرفتیم
صادرات مولا دوزاري به چين به جاي جنساي بنجول چيني ، معامله پاياپاي ،،،،،
همون كالابه كالا
@bashtin
در حاشیه رفتار دور از شأن برخی مجلسی ها در مراسم تحلیف
نمایندگان و خانم موگرینی؛ سلفی در پارلمان، ریشه در ایران
✍️ عصر ایران؛ جعفر محمدی
هجوم مضحک برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی به سمت خانم فدریکو موگرینی-مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپا- برای گرفتن سلفی و عکس یادگاری با او بازتاب گسترده ای در رسانه ها و شبکه های مجازی داشت.
فیگورهای برخی نمایندگان موبایل به دست و ذوق زدگی آنها از این که موگرینی را در یک قدمی خود می دیدند، هر چند مایه انبساط خاطر و طنزپردازی های گسترده کاربران فضای مجازی شد، اما در دل خود معنای تلخی را نهفته داشت.
✅ واقعیت این است که ما ایرانی ها -اعم از این که نماینده مجلس باشیم یا نباشیم- هنوز خود را بخشی از جامعه جهانی نمی دانیم، احساس انزوا یا بی نظیر بودن می کنیم، بین خود و خارجی ها فاصله ای عجیب و غریب احساس می کنیم و نسبت به آنها یا حس وادادگی داریم یا ترس و نگرانی.
علت نیز مشخص است:
✅ ما ایرانی ها سال های سال در مدرسه و دانشگاه زبان انگلیسی می خوانیم ولی نمی توانیم دو کلمه با یک انگلیسی زبان خوش و بش کنیم. از کتاب ها، رسانه ها و سایت های خارجی هم طبیعتاً بی نصیب هستیم، جز عکس هایشان!
✅ آنقدر درگیر رتق و فتق معیشتی هستیم که اغلب مان فرصت نمی کنیم از لاک خود بیرون بیاییم و به سفرهای خارج از کشور برویم و مدام فضای بیرون از ایران را تجربه کنیم. بسیاری از ما ایرانی ها کل دوران حیات مان را در ایران که تنها یک درصد از مساحت کل کره زمین است سپری می کنیم و هیچ تصوری درباره آنچه بیرون از این خانه می گذرد نداریم.
✅ اقتصاد بسته ما باعث شده است که مراودات کاری چندانی با کشورهای دیگر نداشته باشیم و به جز تاجرانی اندک شمار، بقیه فعالان اقتصادی ما در داخل چرخه محدود اقتصادی داخلی روزگار بگذرانند و بسیاری شان حتی مفاهیم اولیه تجارت بین المللی مانند گشایش LC را نیز ندانند.
این در حالی است که در کشورهایی مانند امارات متحده عربی، ترکیه، گرجستان، قطر، سنگاپور، قبرس، مالزی،هنگ کنگ، کره جنوبی، ژاپن، اعضای اتحادیه اروپا و ... به دلیل آمیختگی اقتصاد ملی با تجارت جهانی، علاوه بر فعالان اقتصادی، تقریباً عموم مردم - مشخصاً از طبقه متوسط به بالا - با خارجی ها در قالب طرف یا شریک تجاری، هم تیمی ورزشی، همکلاسی دانشگاهی یا گردشگر و ... مراوده دارند و خودشان را بخشی از جهان می دانند.
✅ ذهنیت و سابقه تاریخی ایرانی ها نسبت به خارجی ها نیز مزید بر علت شده است تا نگاه ها و رفتارهای اغلب ما با خارجی ها، غیر متعارف باشد.
✅ آنچه در مجلس گذشت، ریشه هایی فراتر از پارلمان دارد و تا ایران تعامل متعارفی با جهان نداشته باشد اوضاع همین خواهد بود که هست. در تأیید این سخن می توان به اندک شهرهای توریستی ایران مانند اصفهان اشاره کرد که به دلیل کثرت توریست های خارجی، رفتار مردم این شهرها با خارجی ها، کاملاً معمولی است اما در فلان شهر که سال ها می گذرد و گذار یک شهروند خارجی به آن نمی افتد، اوضاع در صورت حضور یک "موربور آن ور آبی" متفاوت و گاه شرم آور است (چنانچه بعضاً کلیپ هایی از این موضوع هم منتشر شده است).
✅ قطعاً رفتارهای نامناسب و از خود بیخود شدن به هنگام دیدن خارجی جماعت، از نمایندگان مجلس، آن هم در مجلس و در منظر دوربین ها بسیار زشت تر و زننده تر است و نشان می دهد که آنها، حتی با پروتکل ها و آداب و تشریفات سیاست ورزی نیز آشنا نیستند و الّا آن صحنه های شرم آور را به وجود نمی آوردند.
✅ شاید طنز و شوخی به نظر برسد ولی اگر قانونی وجود داشته باشد که منتخبان مجلس، قبل از شروع نمایندگی، یک سال در یک کشور توسعه یافته، به انتخاب خودشان و به خرج ملت زندگی کنند، هم چشم و فکرشان بازتر می شود و معنای "جهان" را بهتر می فهمند و لذا قوانین روزآمدتری تصویب می کنند و هم وقتی افرادی مثل خانم موگرینی را می بینند، موبایل به دست به سمتش هجوم نمی برند.
✅ مردم ما، دولتمردان ما و نمایندگان ما، باید دنیا دیده شوند؛ این، الزام عصر ماست.
@bashtin
نمایندگان و خانم موگرینی؛ سلفی در پارلمان، ریشه در ایران
✍️ عصر ایران؛ جعفر محمدی
هجوم مضحک برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی به سمت خانم فدریکو موگرینی-مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپا- برای گرفتن سلفی و عکس یادگاری با او بازتاب گسترده ای در رسانه ها و شبکه های مجازی داشت.
فیگورهای برخی نمایندگان موبایل به دست و ذوق زدگی آنها از این که موگرینی را در یک قدمی خود می دیدند، هر چند مایه انبساط خاطر و طنزپردازی های گسترده کاربران فضای مجازی شد، اما در دل خود معنای تلخی را نهفته داشت.
✅ واقعیت این است که ما ایرانی ها -اعم از این که نماینده مجلس باشیم یا نباشیم- هنوز خود را بخشی از جامعه جهانی نمی دانیم، احساس انزوا یا بی نظیر بودن می کنیم، بین خود و خارجی ها فاصله ای عجیب و غریب احساس می کنیم و نسبت به آنها یا حس وادادگی داریم یا ترس و نگرانی.
علت نیز مشخص است:
✅ ما ایرانی ها سال های سال در مدرسه و دانشگاه زبان انگلیسی می خوانیم ولی نمی توانیم دو کلمه با یک انگلیسی زبان خوش و بش کنیم. از کتاب ها، رسانه ها و سایت های خارجی هم طبیعتاً بی نصیب هستیم، جز عکس هایشان!
✅ آنقدر درگیر رتق و فتق معیشتی هستیم که اغلب مان فرصت نمی کنیم از لاک خود بیرون بیاییم و به سفرهای خارج از کشور برویم و مدام فضای بیرون از ایران را تجربه کنیم. بسیاری از ما ایرانی ها کل دوران حیات مان را در ایران که تنها یک درصد از مساحت کل کره زمین است سپری می کنیم و هیچ تصوری درباره آنچه بیرون از این خانه می گذرد نداریم.
✅ اقتصاد بسته ما باعث شده است که مراودات کاری چندانی با کشورهای دیگر نداشته باشیم و به جز تاجرانی اندک شمار، بقیه فعالان اقتصادی ما در داخل چرخه محدود اقتصادی داخلی روزگار بگذرانند و بسیاری شان حتی مفاهیم اولیه تجارت بین المللی مانند گشایش LC را نیز ندانند.
این در حالی است که در کشورهایی مانند امارات متحده عربی، ترکیه، گرجستان، قطر، سنگاپور، قبرس، مالزی،هنگ کنگ، کره جنوبی، ژاپن، اعضای اتحادیه اروپا و ... به دلیل آمیختگی اقتصاد ملی با تجارت جهانی، علاوه بر فعالان اقتصادی، تقریباً عموم مردم - مشخصاً از طبقه متوسط به بالا - با خارجی ها در قالب طرف یا شریک تجاری، هم تیمی ورزشی، همکلاسی دانشگاهی یا گردشگر و ... مراوده دارند و خودشان را بخشی از جهان می دانند.
✅ ذهنیت و سابقه تاریخی ایرانی ها نسبت به خارجی ها نیز مزید بر علت شده است تا نگاه ها و رفتارهای اغلب ما با خارجی ها، غیر متعارف باشد.
✅ آنچه در مجلس گذشت، ریشه هایی فراتر از پارلمان دارد و تا ایران تعامل متعارفی با جهان نداشته باشد اوضاع همین خواهد بود که هست. در تأیید این سخن می توان به اندک شهرهای توریستی ایران مانند اصفهان اشاره کرد که به دلیل کثرت توریست های خارجی، رفتار مردم این شهرها با خارجی ها، کاملاً معمولی است اما در فلان شهر که سال ها می گذرد و گذار یک شهروند خارجی به آن نمی افتد، اوضاع در صورت حضور یک "موربور آن ور آبی" متفاوت و گاه شرم آور است (چنانچه بعضاً کلیپ هایی از این موضوع هم منتشر شده است).
✅ قطعاً رفتارهای نامناسب و از خود بیخود شدن به هنگام دیدن خارجی جماعت، از نمایندگان مجلس، آن هم در مجلس و در منظر دوربین ها بسیار زشت تر و زننده تر است و نشان می دهد که آنها، حتی با پروتکل ها و آداب و تشریفات سیاست ورزی نیز آشنا نیستند و الّا آن صحنه های شرم آور را به وجود نمی آوردند.
✅ شاید طنز و شوخی به نظر برسد ولی اگر قانونی وجود داشته باشد که منتخبان مجلس، قبل از شروع نمایندگی، یک سال در یک کشور توسعه یافته، به انتخاب خودشان و به خرج ملت زندگی کنند، هم چشم و فکرشان بازتر می شود و معنای "جهان" را بهتر می فهمند و لذا قوانین روزآمدتری تصویب می کنند و هم وقتی افرادی مثل خانم موگرینی را می بینند، موبایل به دست به سمتش هجوم نمی برند.
✅ مردم ما، دولتمردان ما و نمایندگان ما، باید دنیا دیده شوند؛ این، الزام عصر ماست.
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز (۱۵ مرداد-۶ آگست)، بیستوششمین سالروز قتل شاپور بختیار، آخرین نخستوزیر ایران پیش از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ است.
پيش بيني بختيار از روزهاي اينده در همون روزها ،،،
@bashtin
پيش بيني بختيار از روزهاي اينده در همون روزها ،،،
@bashtin