داستان موسی و شبان از کتابهای درسی جمهوری اسلامی حذف شد چون آخوندا فهمیدن مولوی تو این داستان محترمانه فلسفه نبوت رو رد كرده و كلا با خاك يكسانش كرده ،،،
اعتراف قرائتی:«چون کاملا ضدقرانی است»
متن كامل خبر 👇👇
https://t.co/Gn2PooQMnx
@bashtin
اعتراف قرائتی:«چون کاملا ضدقرانی است»
متن كامل خبر 👇👇
https://t.co/Gn2PooQMnx
@bashtin
خبرآنلاین
حجت الاسلام قرائتی: مثنوی «موسی و شبان» مولوی کاملا ضد قرآنی است
خبرگزاری مهر نوشت:
باشتين
سوال ؛؛ نمايندگان مجلس در اين نظام اجازه ي چه كاري بجز دزدي و استفاده از رانتهاي دولتي ، را دارند ؟؟؟ جواب اقاي صادقي نماينده تهران ،،، تقريبا هيچ !!!،،، تو خود بخوان حديث مفصل ،،، @bashtin
تازه شما حساب كن اين علما دارن بابت هيچ كاري حقوق ميليوني هم ميگيرن كه برن اونجا بشينن و انگشت تو دماغشون كنن و بخوابن و سلفي با خانم موگريني بگيرن و دزدي و اختلاسهارو رصد كنن كه شيتيلشونو بگيرن ،،،، مرسي از اين خانه دولت كه ساختين واسه ملت ،،، امام وسط اون ارمانهات ،،،، واقعا نشون دادي اون بياناتتو زير دخت سيب كه درز فرمودي ،،، واقعا مارو به هزار و چهارصد سال پيش بردي ،،،
نتایج یک نظرسنجی در بارۀ خلقیات اجتماعی ایرانیان
دکتر #مقصود_فراستخواه (جامعهشناس) پیمایش در سطح ملی انجام داده و در آن پرسشهایی دربارۀ خلقیات اجتماعی ایرانیان مطرح کرده است و یکی از سؤالات آن پیمایش این بود:
اگر روحیات و خلقیات ایرانی بحث انگیز است، بیشتر به کدام مؤلفهها از خلقیات ایرانی مربوط میشود؟
نتایج برحسب رتبه، به شرح زیراست:
@bashtin
بالاترین جوابی که در بحث انگیز بودن خلقیات ایرانی داده بودند، «ضعف فرهنگ کار جمعی و فعالیت مشترک گروهی» بود.
در رتبه بعد «انتقاد پذیری» را بحثانگیز دیدند. این که ایرانیان از انتقاد آزرده و ناراحت میشوند و وقتی کسی از آن ها انتقاد کند، به دل میگیرند.
در رتبۀ سوّم به رودربایستی زیاد، تعریف و تمجید در حضور یکدیگر و قضاوتهای منفی در غیاب یکدیگر اشاره کردند. گفتند، تعارف ایرانیان در حد واقعیت و رفتارشان نیست.
در رتبۀ چهارم گفتند، ایرانیان معمولا ً پنهانکاری میکنند و غالباً شفاف نیستند.
در رتبۀ پنجم گفتند، ایرانیها خودمدارند؛
بیشتر خواستههای خود را مبنا قرار میدهند.
بیش از این که به خواستههای جمعی و گروه و منافع عمومی فکر کنند، میخواهند خود را نجات دهند.
در رتبۀ ششم معتقد بودند، احساسات در ایران بیشتر بر خردورزی چیره میشود.
در رتبۀ هفتم گفتند، «دروغ» بین ایرانیان رواج دارد.
سرانجام معتقد بودند ایرانیها به سختی میتوانند گفتوگو و توافق پایداری انجام دهند.
ازکتاب ما ایرانیان
صفحۀ ۲۰، نشر نی
@bashtin
دکتر #مقصود_فراستخواه (جامعهشناس) پیمایش در سطح ملی انجام داده و در آن پرسشهایی دربارۀ خلقیات اجتماعی ایرانیان مطرح کرده است و یکی از سؤالات آن پیمایش این بود:
اگر روحیات و خلقیات ایرانی بحث انگیز است، بیشتر به کدام مؤلفهها از خلقیات ایرانی مربوط میشود؟
نتایج برحسب رتبه، به شرح زیراست:
@bashtin
بالاترین جوابی که در بحث انگیز بودن خلقیات ایرانی داده بودند، «ضعف فرهنگ کار جمعی و فعالیت مشترک گروهی» بود.
در رتبه بعد «انتقاد پذیری» را بحثانگیز دیدند. این که ایرانیان از انتقاد آزرده و ناراحت میشوند و وقتی کسی از آن ها انتقاد کند، به دل میگیرند.
در رتبۀ سوّم به رودربایستی زیاد، تعریف و تمجید در حضور یکدیگر و قضاوتهای منفی در غیاب یکدیگر اشاره کردند. گفتند، تعارف ایرانیان در حد واقعیت و رفتارشان نیست.
در رتبۀ چهارم گفتند، ایرانیان معمولا ً پنهانکاری میکنند و غالباً شفاف نیستند.
در رتبۀ پنجم گفتند، ایرانیها خودمدارند؛
بیشتر خواستههای خود را مبنا قرار میدهند.
بیش از این که به خواستههای جمعی و گروه و منافع عمومی فکر کنند، میخواهند خود را نجات دهند.
در رتبۀ ششم معتقد بودند، احساسات در ایران بیشتر بر خردورزی چیره میشود.
در رتبۀ هفتم گفتند، «دروغ» بین ایرانیان رواج دارد.
سرانجام معتقد بودند ایرانیها به سختی میتوانند گفتوگو و توافق پایداری انجام دهند.
ازکتاب ما ایرانیان
صفحۀ ۲۰، نشر نی
@bashtin
باشتين
خدا بيامرز رضاخان نيست ببينه اخوندها چه مملكتي ساختن ،، روحت شاد مرد بزرگ ،، شجریان ممنوع، تتلومجاز دهلوی منزوی ،حامدهمایون توبورس موزه ها مطرود ، پیتزافروشی ها محبوب منتقد دربند ، مداح آزاد موسیقی ممنوع ، مواد آزاد @bashtin
سوال دانشجو از دكتر حسابي ،جهان سوم كجاست ؟؟
جهان سوم جاییست که هرکس وطنش را آبادکند،خانه اش خراب میشود وهرکس درتخریب مملکت بکوشد خانه اش آباد میشود.
تازه اگر بهت نگن بيسواد ،،،
@bashtin
جهان سوم جاییست که هرکس وطنش را آبادکند،خانه اش خراب میشود وهرکس درتخریب مملکت بکوشد خانه اش آباد میشود.
تازه اگر بهت نگن بيسواد ،،،
@bashtin
در ذات سیاست نیست که
بهترین افراد انتخاب شوند،
زیرا بهترین افراد نمی خواهند
بر همنوعانشان حکومت کنند !
#جورج_مک_دونالد
چون اونها ژن خوبي ندارند ،و تنها براي خدمت كردن و اباداني ميايند
@bashtin
بهترین افراد انتخاب شوند،
زیرا بهترین افراد نمی خواهند
بر همنوعانشان حکومت کنند !
#جورج_مک_دونالد
چون اونها ژن خوبي ندارند ،و تنها براي خدمت كردن و اباداني ميايند
@bashtin
اگر یک روحانی، لباس روحانیتاش را به کناری بگذارد، دگراندیش شود، و از تئاتر و سینما سر در بیاورد احتمالا کسی است شبیه «حسین پناهی».
به بهانه سالروز مرگ حسین پناهی
حسین پناهی در ۶ شهریور ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهر سوق از توابع شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد زاده شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسهٔ آیتالله گلپایگانی رفت و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگیاش بازگشت. چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت کرد تا اینکه زنی برای پرسش مسئلهای که برایش پیش آمده بود پیش حسین رفت و از حسین پرسید که فضلهٔ موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه میدانست روغن نجس است (روغن محلی معمولاً در تابستان از حرارت دادن کره به دست میآید و در هوای آزاد و با توجه به گرم بودن هوا در تابستان روغن همیشه به صورت مایع است)، ولی این را هم میدانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانوادهاش را باید تأمین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آن را دربیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که حسین علیرغم فشارهای اطرافیان نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند.
این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد. حسین به تهران آمد و در مدرسهٔ هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامهنویسی را گذراند.
او یکی از نوآورترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.
به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش میبارید و طنز تلخش بازیگر نقشهای خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعر بود؛ و این شاعرانگی در ذرهذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد، این مجموعهٔ شعر تاکنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زندهٔ دنیا ترجمه شدهاست.
امروز سالمرگ اوست، وی در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۹ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت و در قبرستان شهر سوق به وصیت خود او فقط به خاطر اینکه مادرش در آنجا دفن شدهاست، به خاک سپرده شد.
@bashtin
به بهانه سالروز مرگ حسین پناهی
حسین پناهی در ۶ شهریور ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهر سوق از توابع شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد زاده شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسهٔ آیتالله گلپایگانی رفت و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگیاش بازگشت. چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت کرد تا اینکه زنی برای پرسش مسئلهای که برایش پیش آمده بود پیش حسین رفت و از حسین پرسید که فضلهٔ موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه میدانست روغن نجس است (روغن محلی معمولاً در تابستان از حرارت دادن کره به دست میآید و در هوای آزاد و با توجه به گرم بودن هوا در تابستان روغن همیشه به صورت مایع است)، ولی این را هم میدانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانوادهاش را باید تأمین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آن را دربیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که حسین علیرغم فشارهای اطرافیان نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند.
این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد. حسین به تهران آمد و در مدرسهٔ هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامهنویسی را گذراند.
او یکی از نوآورترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.
به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش میبارید و طنز تلخش بازیگر نقشهای خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعر بود؛ و این شاعرانگی در ذرهذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد، این مجموعهٔ شعر تاکنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زندهٔ دنیا ترجمه شدهاست.
امروز سالمرگ اوست، وی در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۹ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت و در قبرستان شهر سوق به وصیت خود او فقط به خاطر اینکه مادرش در آنجا دفن شدهاست، به خاک سپرده شد.
@bashtin
ما به #ازاده_نامداری ايراد ميگرفتيم كه تبليغ #حجاب_اجباري ميكنه ، درس فلسفه دورويي ميده ،،،
گندش در اومد كه پشت اين قضايا موگيرينيه خط اماميه
@bashtin
گندش در اومد كه پشت اين قضايا موگيرينيه خط اماميه
@bashtin
تحقیقات علمی ثابت کرده از هر سه نفر در ایران، دو نفرشان لاریجانی هستند!... #تحلیف_روحانی
اونم چي همشون دزد و كلاهبردار و شارلاتان غارتگر و متجاوز ، ميگي نه به قوه قضا نگاه كن،
@bashtin
اونم چي همشون دزد و كلاهبردار و شارلاتان غارتگر و متجاوز ، ميگي نه به قوه قضا نگاه كن،
@bashtin
باشتين
باز اين حرف زد ،،، اين اگر حرف نزنه ميميره ،،،، انتقاد شديد علم الهدي از حضور زنان در ورزشگاه ها در ماه رمضان و هشدار به مسوولين كه جايشان به خاطر اين كار ته جهنم است. @bashtin
استفاده ابزاری از حدیث سلسه الذهب توسط غاصب مسند خليفه خود خوانده و امامت جعبه در مشهد
@bashtin
احمد علم الهدی، بازمانده نسل هارون الرشید دوباره پا را از گلیم خود فراتر نهاد و با فرافکنی و سو استفاده از حدیث «سلسلهالذهب» سعی در مشروعیت بخشیدن به افکار پریشان و شرک آلود خود کرد.
بازمانده نسل هارون الرشید خلیفه جائر عباسی و غاصب مسند امامت جمعه در مشهد گفت: دنیای استکبار امروز فکر کرده میتواند با توطئه و شگرد سیاسی در داخل کشور و تشکلهای داخل کشور اساس نظام ما را براندازی کند.
وی ادامه داد: این توطئه استکبار آمریکایی در زمان حال، مانند توطئه استکباری مامون در زمان امام رضا (ع) بوده و لذا بهترین روش سیاسی در موقعیت امروز را ما باید از سیره سیاسی امام رضا یاد بگیریم.
علم الهدی بیان کرد: یکی از روشهای سیاسی این امام متصل کردن مبانی سیاست به مبانی دینی و مقابله با سکولاریسم بود.
وی افزود: امروز برخی سعی میکنند سیاست را از دین جدا کنند و برخی جریانها وجود دارد که در عرصههای سیاست و رقابت سیاسی دروغ میگویند انواع گناهان کبیره رو انجام میدهند و بعد که به آنها معترض میشوی چرا این کارها را کردی میگوید فضای انتخاباتی و رقابت سیاسی است.
بازمانده نسل هارون الرشید در مشهد با استفاده ابزاری و تفسیر به رای از حدیث سلسلهالذهب گفت: در این حدیث مبانی سیاست به مبانی دینی وصل شد.
وی ادامه داد: امام حاکم ناظر، امامی است که قدرت را به دست بگیرد و مدیریت جامعه در کف با کفایت او باشد، امامی که بر مبنای اصول امامت جامعه را اداره کند و در برابر بینش مردم سرنوشت مردم دست امام باشد.
علم الهدی بیان کرد: مشروعیت سیاسی منهای مشروعیت دینی طاغوت است و اگر یک عنصری در جریان حاکمیت و مدیریت اجتماعی با انتخابات، مشروعیت سیاسی پیدا کرد اما مشروعیت دینی نداشت، طاغوت است و پذیرش این حکومت کفر است.
وی با اشاره به مراسم تنفیذ ریاست جمهوری در روز گذشته گفت: مقام معظم رهبری حکمی که به رئیس جمهور دادند فرمودند من شما را به ریاست جمهوری "منصوب" میکنم و نصب ولی امر و امامت، حاکمیت را از طاغوت بودن خارج میکند.
@bashtin
@bashtin
احمد علم الهدی، بازمانده نسل هارون الرشید دوباره پا را از گلیم خود فراتر نهاد و با فرافکنی و سو استفاده از حدیث «سلسلهالذهب» سعی در مشروعیت بخشیدن به افکار پریشان و شرک آلود خود کرد.
بازمانده نسل هارون الرشید خلیفه جائر عباسی و غاصب مسند امامت جمعه در مشهد گفت: دنیای استکبار امروز فکر کرده میتواند با توطئه و شگرد سیاسی در داخل کشور و تشکلهای داخل کشور اساس نظام ما را براندازی کند.
وی ادامه داد: این توطئه استکبار آمریکایی در زمان حال، مانند توطئه استکباری مامون در زمان امام رضا (ع) بوده و لذا بهترین روش سیاسی در موقعیت امروز را ما باید از سیره سیاسی امام رضا یاد بگیریم.
علم الهدی بیان کرد: یکی از روشهای سیاسی این امام متصل کردن مبانی سیاست به مبانی دینی و مقابله با سکولاریسم بود.
وی افزود: امروز برخی سعی میکنند سیاست را از دین جدا کنند و برخی جریانها وجود دارد که در عرصههای سیاست و رقابت سیاسی دروغ میگویند انواع گناهان کبیره رو انجام میدهند و بعد که به آنها معترض میشوی چرا این کارها را کردی میگوید فضای انتخاباتی و رقابت سیاسی است.
بازمانده نسل هارون الرشید در مشهد با استفاده ابزاری و تفسیر به رای از حدیث سلسلهالذهب گفت: در این حدیث مبانی سیاست به مبانی دینی وصل شد.
وی ادامه داد: امام حاکم ناظر، امامی است که قدرت را به دست بگیرد و مدیریت جامعه در کف با کفایت او باشد، امامی که بر مبنای اصول امامت جامعه را اداره کند و در برابر بینش مردم سرنوشت مردم دست امام باشد.
علم الهدی بیان کرد: مشروعیت سیاسی منهای مشروعیت دینی طاغوت است و اگر یک عنصری در جریان حاکمیت و مدیریت اجتماعی با انتخابات، مشروعیت سیاسی پیدا کرد اما مشروعیت دینی نداشت، طاغوت است و پذیرش این حکومت کفر است.
وی با اشاره به مراسم تنفیذ ریاست جمهوری در روز گذشته گفت: مقام معظم رهبری حکمی که به رئیس جمهور دادند فرمودند من شما را به ریاست جمهوری "منصوب" میکنم و نصب ولی امر و امامت، حاکمیت را از طاغوت بودن خارج میکند.
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حرفاي يك روحانى با مامور اطلاعات: از ساواك
پست تريد/ اين حكومت يك روز نابود ميشود
شماها تخمتون حرومه ،،،،،
@bashtin
پست تريد/ اين حكومت يك روز نابود ميشود
شماها تخمتون حرومه ،،،،،
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نماينده های مجلس جلوی موگرينی
@bashtin
@bashtin
نيم شوراى نگهبان منصوب رهبراست.نيم ديگرمنتخب رئيس قوه قضاييه منصوب رهبر. شوراي نگهبان نامزدهارا فيلترميكندو رهبر، فرد منتخب رانصب. #برج_بلند_دموكراسى
@bashtin
@bashtin
من اگه به کسی رای داده باشم که با وقاحت تمام ایران رو #برج_بلند_دموكراسى معرفی میکنه نقدش نمیکردم به صحت و سلامت عقلی خودم شک میکردم
@bashtin
@bashtin
كلاس هاى بصيرت افزايى (✍️: پدرام ابراهيمى)
در پی انتقال غرورآمیز سِرور تلگرام به میهن عزیزمان، زینپس در این کانال کلاسهای بصیرتافزایی دایر میگردد.
برنامه هفتگی کلاسها بدین شرح است:
💠 شنبه: توبه، بازگشت و چگونگی پناه بردن به خدا از شر شیطان و آرگونها (مدرس: دکتر امیرحسین مقصودلو ملقب به استاد تتلو)
💠 یکشنبه: ارتباط شیاطین با ریاضی و هندسه (مدرس: استاد پرفسور رائفیپور)
💠 دوشنبه: نتیجهگیری سنتی از جهان صنعتی (مدرس: دکتر حسن عباسی)
💠 سهشنبه: معجزهی ارتباط موفق (مدرس: استاد عبدالرضا هلالی)
💠 چهارشنبه: زُلبازی جهادی (مدرس: استاد محمدباقر قالیباف)
💠 پنجشنبه: حرکات موزون (مدرسان: آقایان اساتید، رسایی و کوچکزاده)
ضمناً شرکت در این دورهها رایگان بوده، وسایل ایاب و ذهاب نیز بهصورت خودجوش مهیاست. خدا قبول کند انشاءالله.
#اتش_به_اختيار
@bashtin
در پی انتقال غرورآمیز سِرور تلگرام به میهن عزیزمان، زینپس در این کانال کلاسهای بصیرتافزایی دایر میگردد.
برنامه هفتگی کلاسها بدین شرح است:
💠 شنبه: توبه، بازگشت و چگونگی پناه بردن به خدا از شر شیطان و آرگونها (مدرس: دکتر امیرحسین مقصودلو ملقب به استاد تتلو)
💠 یکشنبه: ارتباط شیاطین با ریاضی و هندسه (مدرس: استاد پرفسور رائفیپور)
💠 دوشنبه: نتیجهگیری سنتی از جهان صنعتی (مدرس: دکتر حسن عباسی)
💠 سهشنبه: معجزهی ارتباط موفق (مدرس: استاد عبدالرضا هلالی)
💠 چهارشنبه: زُلبازی جهادی (مدرس: استاد محمدباقر قالیباف)
💠 پنجشنبه: حرکات موزون (مدرسان: آقایان اساتید، رسایی و کوچکزاده)
ضمناً شرکت در این دورهها رایگان بوده، وسایل ایاب و ذهاب نیز بهصورت خودجوش مهیاست. خدا قبول کند انشاءالله.
#اتش_به_اختيار
@bashtin
ﺷﺎﯾﺪ ﯾﮑﻢ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﻣﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺧﻮﻧﺪشو ﺩﺍﺭﻩ...
سال ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ، ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻮﺩﻡ...
ﺳﺎﻝ ١٣٤٠،
ﻭﺳﻄﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ
ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﯾﮏ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ.
ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ، ﻟﻬﺠﻪ ﻏﻠﯿﻆ
ﺗﺮﮐﯽ ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ، ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯼ ﻏﺮﯾﺐ...
ﻣﺎ ﮐﺘﺎﺑﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍ ﺍﻧﺎﺭ ﺑﻮﺩ،
ﻭﻟﯽ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ...
ﻣﻌﻀﻠﯽ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ، ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ!
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺒﻮﺩ
ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺩﺭﺳﮑﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪﻡ.
ﺗﻮ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺷﺪﻡ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ!
ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺑﯽ حوﺻﻠﻪﺍﯼ
ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺩﺷﻤﻦ ﻗﺴﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻣﻦ!
ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﺭﺱ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ
ﻣﯽﮔﻔﺖ: ﻣﯽﺧﻮﺍﯼ ﺑﺸﯽ ﻓﻼﻧﯽ ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻣﻦِ ﺑﯿﻨﻮﺍ ﺑﻮﺩﻡ!
ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻼﺱ ﺩﻭﻡ!
ﺁﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﺨﺖ ﺑﺪ ﻣﻦ، ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ
ﺷﺪ ﻣﻌﻠﻤﻤﺎﻥ!!!
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﭼﻮﺑﯽ
ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻭﺩ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﻢ!
ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻠﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ!
ﮐﻼﺱ ﺳﻮﻡ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺁﻣﺪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﺎﻥ!
ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﻣﯽﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺧﻼﺻﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ.
ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻼﺱ ﻣﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ.
ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻧﺸﺴﺘﻢ.
ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ!
ﺩﺭﺱ ﺩﺍﺩ، ﻣﺸﻖ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺎﺭﯾﻦ.
ﺍٓﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ،
ﻭﻟﯽ ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ ﭼﯿﺴﺖ!
ﻓﺮﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪ، ﯾﮏ ﺧﻮﺩﻧﻮﯾﺲ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺳﺘﺶ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ
ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺸﻖ ﻫﺎ...
ﻫﻤﮕﯽ ﺷﺎﺥ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ!!
ﺁﺧﻪ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮﻥ ﺭو ﯾﺎ ﺧﻂ ﻣﯿﺰﺩﻥ ﯾﺎ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻥ!
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﻡ...
ﺩﺳﺘﺎﻡ ﻣﯽﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﯽﺯﺩ...
ﺯﯾﺮ ﻫﺮ ﻣﺸﻘﯽ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﯽنوﺷﺖ...
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻪ؟
ﺑﺎ ﺧﻄﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻮﺷﺖ: ﻋﺎﻟﯽ!
ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺸﻮﯾﻖ
ﻣﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ...
ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺭﺩ ﺷﺪ.
ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﻓﺘﺮﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ.
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽﮔﺬﺍﺭﻡ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻣﻦ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺳﻢ...
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﻢ...
ﺁﻥ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﯿﺴﺖ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺳﺎﻝﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ...
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻡ.
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺍﺩﻡ ﻧﻔﺮ ﺷﺸﻢ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻓﺘﻢ.
ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺮﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩ...
ﭼﺮﺍ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭﯾﻎ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ؟
ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﻣﺎ
ﭘﺪﺭﺍﻥ، ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ، ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ، ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻥ، ﻣﺮﺑﯿﺎﻥ، ﺭﺋﻴﺴﺎﻥ ﻭ ...
ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﻣﯿﺮﻣﺤﻤﺪ ﻧﺎﺩﺭﯼِ ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ - ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﻋﻠﻮﻡ
ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻛﻨﺖ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ
@bashtin
سال ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ، ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻮﺩﻡ...
ﺳﺎﻝ ١٣٤٠،
ﻭﺳﻄﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ
ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﯾﮏ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ.
ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ، ﻟﻬﺠﻪ ﻏﻠﯿﻆ
ﺗﺮﮐﯽ ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ، ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯼ ﻏﺮﯾﺐ...
ﻣﺎ ﮐﺘﺎﺑﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍ ﺍﻧﺎﺭ ﺑﻮﺩ،
ﻭﻟﯽ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ...
ﻣﻌﻀﻠﯽ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ، ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ!
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺒﻮﺩ
ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺩﺭﺳﮑﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪﻡ.
ﺗﻮ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺷﺪﻡ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ!
ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺑﯽ حوﺻﻠﻪﺍﯼ
ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺩﺷﻤﻦ ﻗﺴﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻣﻦ!
ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﺭﺱ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ
ﻣﯽﮔﻔﺖ: ﻣﯽﺧﻮﺍﯼ ﺑﺸﯽ ﻓﻼﻧﯽ ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻣﻦِ ﺑﯿﻨﻮﺍ ﺑﻮﺩﻡ!
ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻼﺱ ﺩﻭﻡ!
ﺁﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﺨﺖ ﺑﺪ ﻣﻦ، ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ
ﺷﺪ ﻣﻌﻠﻤﻤﺎﻥ!!!
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﭼﻮﺑﯽ
ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻭﺩ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﻢ!
ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻠﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ!
ﮐﻼﺱ ﺳﻮﻡ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺁﻣﺪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﺎﻥ!
ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﻣﯽﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺧﻼﺻﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ.
ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻼﺱ ﻣﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ.
ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻧﺸﺴﺘﻢ.
ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ!
ﺩﺭﺱ ﺩﺍﺩ، ﻣﺸﻖ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺎﺭﯾﻦ.
ﺍٓﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ،
ﻭﻟﯽ ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ ﭼﯿﺴﺖ!
ﻓﺮﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪ، ﯾﮏ ﺧﻮﺩﻧﻮﯾﺲ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺳﺘﺶ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ
ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺸﻖ ﻫﺎ...
ﻫﻤﮕﯽ ﺷﺎﺥ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ!!
ﺁﺧﻪ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮﻥ ﺭو ﯾﺎ ﺧﻂ ﻣﯿﺰﺩﻥ ﯾﺎ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻥ!
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﻡ...
ﺩﺳﺘﺎﻡ ﻣﯽﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﯽﺯﺩ...
ﺯﯾﺮ ﻫﺮ ﻣﺸﻘﯽ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﯽنوﺷﺖ...
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻪ؟
ﺑﺎ ﺧﻄﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻮﺷﺖ: ﻋﺎﻟﯽ!
ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺸﻮﯾﻖ
ﻣﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ...
ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺭﺩ ﺷﺪ.
ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﻓﺘﺮﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ.
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽﮔﺬﺍﺭﻡ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻣﻦ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺳﻢ...
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﻢ...
ﺁﻥ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﯿﺴﺖ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺳﺎﻝﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ...
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻡ.
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺍﺩﻡ ﻧﻔﺮ ﺷﺸﻢ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻓﺘﻢ.
ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺮﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩ...
ﭼﺮﺍ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭﯾﻎ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ؟
ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﻣﺎ
ﭘﺪﺭﺍﻥ، ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ، ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ، ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻥ، ﻣﺮﺑﯿﺎﻥ، ﺭﺋﻴﺴﺎﻥ ﻭ ...
ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﻣﯿﺮﻣﺤﻤﺪ ﻧﺎﺩﺭﯼِ ﻗﺸﻘﺎﯾﯽ - ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﻋﻠﻮﻡ
ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻛﻨﺖ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ
@bashtin