رئیس کمیته نام گذاری شورای شهر تهران در خصوص نامگذاری معبری به نام بانوی ریاضیدان ایرانی توضیحاتی را ارائه کرد و گفت...:
با توجه به اینکه درخواست به صورت کتبی به کمیسیون ارائه نشده و آدرس منزل خانواده وی نیز در دست نیست، نمیتوان برای محل نامگذاری معبری به نام "مریم میرزاخانی" تصمیم قطعی گرفت...
یعنی الآن آدرس منزل خانواده مالک اشتر و بلال حبشی را دارید...؟!!!
@bashtin
با توجه به اینکه درخواست به صورت کتبی به کمیسیون ارائه نشده و آدرس منزل خانواده وی نیز در دست نیست، نمیتوان برای محل نامگذاری معبری به نام "مریم میرزاخانی" تصمیم قطعی گرفت...
یعنی الآن آدرس منزل خانواده مالک اشتر و بلال حبشی را دارید...؟!!!
@bashtin
خاطره نقل شده از موسوی اردبیلی [رییس دیوان عالی کشور بالاترین مقام قضایی] درباره برخورد با فرزندان اعضای فراری/ کشته شده مجاهدین در زندان
خاطره آیت الله موسوی اردبیلی از بچه های خردسال زندانی در اوین
خاطره زیر را به نحو متواتر از اطرافیان و شاگردان نزدیک مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی شنیده ام. متن زیر به نقل از آیت الله احمد عابدینی استاد حوزه علمیه اصفهان است:
🔺اوایل شهریور 1377 بود که برای خواندن کتاب سفرنامه فقهی حج به منزل ایشان رفتم و مثل بقيّه شبها من و او تنها بودیم تازه آقای اسد اللّه لاجوردی را ترور کرده بودند. ایشان فرمودند: امروز هرچه با خودم کلنجار رفتم که برای آقای لاجوردی فاتحه ای بخوانم نشد.
🔺حساس شدم که مگر او چه کرده است؟ سؤال کردم، ایشان در تردید بود که برایم توضیح بدهد یا خیر، امّا بالاخره اموری را گفت که اکنون پس از گذشتن بیش از ده سال از آن زمان هنوز بسیاری از آن کلمات با همان آهنگ سخنان ایشان در گوشم طنین انداز است:
♦️ آن زمان که مسئولیت داشتم گهگاهی به زندانها سر میزدم که در زندانِ اوین یک درب کهنه قدیمی بود که همیشه از کنار آن می گذشتم. یک روز هوس کردم که داخل آنجا را ببینم، گفتم این چیست؟ گفتند: چیز مهمی نیست یک انباری است.
♦️ گفتم: می خواهم درون آن را ببینم. گفتند: کلیدش نیست. گفتم: آن را پیدا کنید. گفتند: پیدا نمی شود. گفتم: درب را بشکنید. گفتند: چیز مهمی نیست. گفتم: بالاخره من باید درون این انباری را ببینم. گفتند: کلیدش پیش حاج آقاست. منظورشان لاجوردی بود. گفتم: از او بگیرید. گفتند: الان اینجا نیستند. گفتم: پیدایش کنید من اینجا می مانم تا بیایید و از جای خود تکان نمی خورم.
♦️بالاخره پس از اصرارِ زیادِ من، درب باز شد؛ وارد شدم. دیدم تعداد زیادی از بچّه های خردسالِ پنج ساله، شش ساله و ده ساله با صورتهایی به رنگ زرد و جسمهایی نحیف، پنجاه نفر، صد نفر، کمتر یا بیشتر نمی دانم؛ محبوسند. بچّه ها دور من ریختند، گریه میکردند، عبا و دستهایم را می بوسیدند و التماس می کردند.
♦️گفتم: اینها چه کسانی هستند؟ گفتند: اینها بچه های منافقان هستند که پدر و مادرشان یا کشته شده اند یا فرار کرده اند. گفتم: اینجا چه کار می کنند؟ پدرانشان مجرم بودهاند، جرم اینها چیست؟ اینها پدر بزرگ ندارند؟! خویشاوند ندارند؟! قيّم ندارند؟!
از وضع اسفبار بچّه ها چشمانم پر از اشک شد عینک خود را برداشتم و با دستمال، اشک های خود را پاک کردم و گفتم: همین امروز تا بیست و چهار ساعت باید این بچّه ها را به خانواده های خودشان برسانید و هر کدام که خانواده ندارند یا جایی ندارند آنها را به دادستانی بیاورید برای آنان جایی تهیه می کنیم. آخر پدر بچّه های منافق بود و کشته شد یا مادرش فرار کرد چه ربطی به بچّه ها دارد؟! انصاف و رحم و مروتتان کجا رفت؟!
♦️بالاخره پس از چند روز آقای محمدی گیلانی قبل از خطبه های نماز جمعه تهران جوابم را داد و گفت: آنها که برای بچّه منافق اشک می ریزند نباید مسئولیت قبول کنند، چرا آن وقت که پدرانشان پاسدارهای ما را می کشتند گریه نکردید؟! کسی مرجع ضمیر حرفهای او را جز من نفهمید.
♦️آقای لاجوردی به من می گفت: من تو و آقای منتظری را قبول ندارم، شما نمی فهمید! شما نمی گذارید من ریشه منافقان را بکنم، اما چون امام خمینی به من فرموده از شما اطاعت کنم، اطاعت می کنم وگرنه اصلاً شما دو نفر را قبول ندارم.
از کانال تلگرام مجتبى لطفى شاگرد آیتالله
منتظرى
@bashtin
خاطره آیت الله موسوی اردبیلی از بچه های خردسال زندانی در اوین
خاطره زیر را به نحو متواتر از اطرافیان و شاگردان نزدیک مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی شنیده ام. متن زیر به نقل از آیت الله احمد عابدینی استاد حوزه علمیه اصفهان است:
🔺اوایل شهریور 1377 بود که برای خواندن کتاب سفرنامه فقهی حج به منزل ایشان رفتم و مثل بقيّه شبها من و او تنها بودیم تازه آقای اسد اللّه لاجوردی را ترور کرده بودند. ایشان فرمودند: امروز هرچه با خودم کلنجار رفتم که برای آقای لاجوردی فاتحه ای بخوانم نشد.
🔺حساس شدم که مگر او چه کرده است؟ سؤال کردم، ایشان در تردید بود که برایم توضیح بدهد یا خیر، امّا بالاخره اموری را گفت که اکنون پس از گذشتن بیش از ده سال از آن زمان هنوز بسیاری از آن کلمات با همان آهنگ سخنان ایشان در گوشم طنین انداز است:
♦️ آن زمان که مسئولیت داشتم گهگاهی به زندانها سر میزدم که در زندانِ اوین یک درب کهنه قدیمی بود که همیشه از کنار آن می گذشتم. یک روز هوس کردم که داخل آنجا را ببینم، گفتم این چیست؟ گفتند: چیز مهمی نیست یک انباری است.
♦️ گفتم: می خواهم درون آن را ببینم. گفتند: کلیدش نیست. گفتم: آن را پیدا کنید. گفتند: پیدا نمی شود. گفتم: درب را بشکنید. گفتند: چیز مهمی نیست. گفتم: بالاخره من باید درون این انباری را ببینم. گفتند: کلیدش پیش حاج آقاست. منظورشان لاجوردی بود. گفتم: از او بگیرید. گفتند: الان اینجا نیستند. گفتم: پیدایش کنید من اینجا می مانم تا بیایید و از جای خود تکان نمی خورم.
♦️بالاخره پس از اصرارِ زیادِ من، درب باز شد؛ وارد شدم. دیدم تعداد زیادی از بچّه های خردسالِ پنج ساله، شش ساله و ده ساله با صورتهایی به رنگ زرد و جسمهایی نحیف، پنجاه نفر، صد نفر، کمتر یا بیشتر نمی دانم؛ محبوسند. بچّه ها دور من ریختند، گریه میکردند، عبا و دستهایم را می بوسیدند و التماس می کردند.
♦️گفتم: اینها چه کسانی هستند؟ گفتند: اینها بچه های منافقان هستند که پدر و مادرشان یا کشته شده اند یا فرار کرده اند. گفتم: اینجا چه کار می کنند؟ پدرانشان مجرم بودهاند، جرم اینها چیست؟ اینها پدر بزرگ ندارند؟! خویشاوند ندارند؟! قيّم ندارند؟!
از وضع اسفبار بچّه ها چشمانم پر از اشک شد عینک خود را برداشتم و با دستمال، اشک های خود را پاک کردم و گفتم: همین امروز تا بیست و چهار ساعت باید این بچّه ها را به خانواده های خودشان برسانید و هر کدام که خانواده ندارند یا جایی ندارند آنها را به دادستانی بیاورید برای آنان جایی تهیه می کنیم. آخر پدر بچّه های منافق بود و کشته شد یا مادرش فرار کرد چه ربطی به بچّه ها دارد؟! انصاف و رحم و مروتتان کجا رفت؟!
♦️بالاخره پس از چند روز آقای محمدی گیلانی قبل از خطبه های نماز جمعه تهران جوابم را داد و گفت: آنها که برای بچّه منافق اشک می ریزند نباید مسئولیت قبول کنند، چرا آن وقت که پدرانشان پاسدارهای ما را می کشتند گریه نکردید؟! کسی مرجع ضمیر حرفهای او را جز من نفهمید.
♦️آقای لاجوردی به من می گفت: من تو و آقای منتظری را قبول ندارم، شما نمی فهمید! شما نمی گذارید من ریشه منافقان را بکنم، اما چون امام خمینی به من فرموده از شما اطاعت کنم، اطاعت می کنم وگرنه اصلاً شما دو نفر را قبول ندارم.
از کانال تلگرام مجتبى لطفى شاگرد آیتالله
منتظرى
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#محمدمعتضدی #خندوانه:
عصرحجر ملت میرفتند میوههای گندیده زیر درخت رو میخوردند، دیدند یه سری نشستند بالای درخت میوه خوب میخورند پرسیدندچرا؟ گفتند #ژن_خوب
@bashtin
عصرحجر ملت میرفتند میوههای گندیده زیر درخت رو میخوردند، دیدند یه سری نشستند بالای درخت میوه خوب میخورند پرسیدندچرا؟ گفتند #ژن_خوب
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در این ویدئو، از کودکانی که یک «فرق آشکار» با یکدیگر داشتند پرسیده شد: «شما چه فرقی با هم دارید؟» جالب است که کودکان، به تفاوتهایی که بزرگسالان بدیهی میپندارند، توجه ندارند!
@bashtin
@bashtin
باشتين
ما با اينا طرفيم ملت ، كه فقط در اين حد ميفهمن ، و حتي قدرت فكر كردن هم ندارند ،،، @bashtin
باشتين
از پنجاه نفر در یکی از پارکهای تهران سوال میشه هدف از زندگی چیست؟ پاسخ های مردم دردآور ست. بلايي به سر مردم اوردن كه همون قبل انقلاب هم ديگه نيستيم ،باز اونا به انقلابي فكر كردن @bashtin
جمهوری اسلامی موفق شد امید به بهتر شدن زندگی و داشتن زندگی هدفمند را در ایران به قتل برساند، آن هم با کمک خود مردم!
@bashtin
@bashtin
Forwarded from مسیح علینژاد
زنان تركيه با حجاب و بي حجاب كنارِ هم ايستادند و با تجمع و اعتراض، شهرداری استانبول را مجبور به اخراج محافظ پارکی کردند که به پوشش زنی معترض شده بود
@masih_alinejad
@masih_alinejad
سلام دوستان
ماجرای خانم نامدار ی یک بار دیگر نشان داد که اتاق فکر حکومت چقدر توان برنامه ریزی دارد
در خلال هفته های گذشته خبرهای خاصی را شنیدیم :
شنیدیم احمدی مقدم منفصل خدمت شد فرمانده نیروی انتظامی و از روسا ی ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز خود و دوستانش به جرم نفت فروشی منفصل شدند و الی آخر .
برادران مداح به جرم رابطه و درز دادن اطلاعات آن شد
میان برادر قالیباف و استاد موتور اصول گرا دعوا شد و پس پرده اختلافات فاحش برون زد
ناطق نوری و ...ریزش کردند و تتلو سر از خاک اصول گرایی در آورد .
خلاصه اختلاس و نفوذ و رابطه جنسی و ....فراوان بود و این همه یعنی تشت رسوایی و اتمام اصول گرایان از پشت بام به گونه ای افتاده که صدایش را کرهای عالم هم شنیدند اما اما اما ......ناگهان چند عکس و فیلمی کوتاه از خانم نامدار ی همه این اخبار مهم را تحت پوشش قرار داد و افکار عمومی بحث را بر سر چادر و حجاب خانم نامدار ی شروع و تند کردند .
واقعا اخبار فرمانده سابق نیروی انتظامی مهم تر بود یا آزاده نامدار ی ؟
واقعا اتفاقات جاسوسی و...مداحان بیشتر می ارزید یا آزاده نامدار ی ؟
رسیدگی به تخلفات بزرگ در شهرداری تهران برای ملت بیشتر چیزی در بر داشت یا نوشابه سر میز آزاده خانم ؟
اصلا آزاده نامدار ی کجای زندگی ما بود با چادر یا بی روسری ؟ چقدر اعمالش برای مملکت و آینده جوانان نقش آفرین بود ؟
ولی در ایران مصیبت زده ما بیش از هر حساسیتی حساسیت جنسی می کند
اگر یک انگلیسی بیست سال نفت ما و ثروت ما را ببرد کک کسی نمی گزد ولی اگر همین انگلیسی در کوچه پس کوچه دهاتی ناگهان لپ دختری 13 ساله را ببوسد فریاد وا غیرتها از هر گوشه بر می خیزد .باور کنید بازیمان داده اند در حد لالیگا.
#ارسالي
@bashtin
ماجرای خانم نامدار ی یک بار دیگر نشان داد که اتاق فکر حکومت چقدر توان برنامه ریزی دارد
در خلال هفته های گذشته خبرهای خاصی را شنیدیم :
شنیدیم احمدی مقدم منفصل خدمت شد فرمانده نیروی انتظامی و از روسا ی ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز خود و دوستانش به جرم نفت فروشی منفصل شدند و الی آخر .
برادران مداح به جرم رابطه و درز دادن اطلاعات آن شد
میان برادر قالیباف و استاد موتور اصول گرا دعوا شد و پس پرده اختلافات فاحش برون زد
ناطق نوری و ...ریزش کردند و تتلو سر از خاک اصول گرایی در آورد .
خلاصه اختلاس و نفوذ و رابطه جنسی و ....فراوان بود و این همه یعنی تشت رسوایی و اتمام اصول گرایان از پشت بام به گونه ای افتاده که صدایش را کرهای عالم هم شنیدند اما اما اما ......ناگهان چند عکس و فیلمی کوتاه از خانم نامدار ی همه این اخبار مهم را تحت پوشش قرار داد و افکار عمومی بحث را بر سر چادر و حجاب خانم نامدار ی شروع و تند کردند .
واقعا اخبار فرمانده سابق نیروی انتظامی مهم تر بود یا آزاده نامدار ی ؟
واقعا اتفاقات جاسوسی و...مداحان بیشتر می ارزید یا آزاده نامدار ی ؟
رسیدگی به تخلفات بزرگ در شهرداری تهران برای ملت بیشتر چیزی در بر داشت یا نوشابه سر میز آزاده خانم ؟
اصلا آزاده نامدار ی کجای زندگی ما بود با چادر یا بی روسری ؟ چقدر اعمالش برای مملکت و آینده جوانان نقش آفرین بود ؟
ولی در ایران مصیبت زده ما بیش از هر حساسیتی حساسیت جنسی می کند
اگر یک انگلیسی بیست سال نفت ما و ثروت ما را ببرد کک کسی نمی گزد ولی اگر همین انگلیسی در کوچه پس کوچه دهاتی ناگهان لپ دختری 13 ساله را ببوسد فریاد وا غیرتها از هر گوشه بر می خیزد .باور کنید بازیمان داده اند در حد لالیگا.
#ارسالي
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مردك دجال چي مصرف ميكني اخه اين دري وريهارو ميگي ،،،
اونوقت اون احمقا كه اونجا دارن تظاهرات ميكنن نگفتن چرا انقدر ايرانيها از كشورشون فرار ميكنن پناهنده ميشن كشورهاي ديگه ،؟؟؟
@bashtin
اونوقت اون احمقا كه اونجا دارن تظاهرات ميكنن نگفتن چرا انقدر ايرانيها از كشورشون فرار ميكنن پناهنده ميشن كشورهاي ديگه ،؟؟؟
@bashtin
خودزنی ملی
اخیرا از صدا و سيماى جمهورى اسلامی و شبکه "افق"، مستندی تاریخی/جغرافیایی از منطقه «نهاوند» پخش شد. مستندی با ایرادات مشهود.و تلخترین بخش از این مستندِ انجایی است که به تپه تاریخی نهاوند اختصاص دارد تپهای که در سال ۲۱ هجری، جنگ میان لشگر متجاوز اعراب و سپاه ساسانی در آنجا روی داد.
@bashtin
«جنگ نهاوند»، دومین جنگ بزرگ اعراب و ایرانیان پس از «جنگ قادسیه» بود. اعراب، پیروزی در این جنگ را «فتحالفتوح» مینامند. چرا که پس از آن، تمام شهرهای ایران در مقابل لشگر متجاوزین، بیپناه ماند و به زودی کل ایران، زیر سُمِّ اسبانِ تازی، لگدمال گردید. از این زمان بود که در هر شهر، گردنِ مَردان و سربازانِ ایرانی به زیر تیغ رفته، دختران ایرانی اسیر و در بازار بردهفروشان به فروش رسیدند، به پسران نوجوان تجاوز شد و زنهای شوهردار از دامانِ خانواده دزدیده شده و میان سران عرب، تقسیم گردیدند. اتفاقی که امروز پس از گذشت چهارده قرن بار دیگر تکرار شد و اعرابِ داعشی -فرزندانِ همان اعرابِ صدرِ اسلام- همان بلا را بر سر زن و فرزندان اقوام عراقي تکرار کردند.
در جنگ نهاوند، بسیاری از سرداران و سربازانِ دلیر ایرانی، کشته شدند. امروزه از آرامگاه هیچیک از این شهیدانِ مدافعِ وطن، نشانی در دست نیست. اما طی رویدادی عجیب، مقبره یکی از فرماندهان عرب به نام "نعمان بن مقرن" -که توسط "پیروزان" سردار رشید ایرانی، به درک واصل گردید و در پنج کیلومتری شمالغربی شهر، دفن شد- امروزه با عنوانِ "آرامگاه باباپیر"، به زیارتگاه هموطنانِ ناآگاهِ ما، تبدیل شده است!
عجیبتر آنکه در گوشهای از آن مستندِ فوقالذکر، از مقبره نعمان گزارشی تهیه شده و فرماندهی فاتحِ نهاوند؛ با عنوان دلاور اسلام، ستوده شده است! راویِ مستند، با هیجانی توام با افتخار میگوید:
«اینجا محلی است که، سپاهیانِ سردرگمِ ساسانی، شکست خوردند و سپاهِ مسلمین، به "فتح الفتوح" دست یافت.»!!!
در هیچکجای زمین، ملتی را نخواهید یافت که چنین احمقانه، متجاوزین و قاتلان سرزمین خود را تقدیس کند. آیا ما مشغولِ یک خودزنی ملی/فرهنگی هستیم؟ یا این وقایع، به دلیل فقدان شعور و خِرَد به وقوع میپیوندد؟ چه زیبا سرودند حضرت فردوسی:
به یزدان اگر ما خِرَد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟
اگرکپی كنيم شايد به اگاهي برسيم...
@bashtin
اخیرا از صدا و سيماى جمهورى اسلامی و شبکه "افق"، مستندی تاریخی/جغرافیایی از منطقه «نهاوند» پخش شد. مستندی با ایرادات مشهود.و تلخترین بخش از این مستندِ انجایی است که به تپه تاریخی نهاوند اختصاص دارد تپهای که در سال ۲۱ هجری، جنگ میان لشگر متجاوز اعراب و سپاه ساسانی در آنجا روی داد.
@bashtin
«جنگ نهاوند»، دومین جنگ بزرگ اعراب و ایرانیان پس از «جنگ قادسیه» بود. اعراب، پیروزی در این جنگ را «فتحالفتوح» مینامند. چرا که پس از آن، تمام شهرهای ایران در مقابل لشگر متجاوزین، بیپناه ماند و به زودی کل ایران، زیر سُمِّ اسبانِ تازی، لگدمال گردید. از این زمان بود که در هر شهر، گردنِ مَردان و سربازانِ ایرانی به زیر تیغ رفته، دختران ایرانی اسیر و در بازار بردهفروشان به فروش رسیدند، به پسران نوجوان تجاوز شد و زنهای شوهردار از دامانِ خانواده دزدیده شده و میان سران عرب، تقسیم گردیدند. اتفاقی که امروز پس از گذشت چهارده قرن بار دیگر تکرار شد و اعرابِ داعشی -فرزندانِ همان اعرابِ صدرِ اسلام- همان بلا را بر سر زن و فرزندان اقوام عراقي تکرار کردند.
در جنگ نهاوند، بسیاری از سرداران و سربازانِ دلیر ایرانی، کشته شدند. امروزه از آرامگاه هیچیک از این شهیدانِ مدافعِ وطن، نشانی در دست نیست. اما طی رویدادی عجیب، مقبره یکی از فرماندهان عرب به نام "نعمان بن مقرن" -که توسط "پیروزان" سردار رشید ایرانی، به درک واصل گردید و در پنج کیلومتری شمالغربی شهر، دفن شد- امروزه با عنوانِ "آرامگاه باباپیر"، به زیارتگاه هموطنانِ ناآگاهِ ما، تبدیل شده است!
عجیبتر آنکه در گوشهای از آن مستندِ فوقالذکر، از مقبره نعمان گزارشی تهیه شده و فرماندهی فاتحِ نهاوند؛ با عنوان دلاور اسلام، ستوده شده است! راویِ مستند، با هیجانی توام با افتخار میگوید:
«اینجا محلی است که، سپاهیانِ سردرگمِ ساسانی، شکست خوردند و سپاهِ مسلمین، به "فتح الفتوح" دست یافت.»!!!
در هیچکجای زمین، ملتی را نخواهید یافت که چنین احمقانه، متجاوزین و قاتلان سرزمین خود را تقدیس کند. آیا ما مشغولِ یک خودزنی ملی/فرهنگی هستیم؟ یا این وقایع، به دلیل فقدان شعور و خِرَد به وقوع میپیوندد؟ چه زیبا سرودند حضرت فردوسی:
به یزدان اگر ما خِرَد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟
اگرکپی كنيم شايد به اگاهي برسيم...
@bashtin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شورای شهر:
چمران: سه دقیقه بفرمایید
#عباس_جدیدی: بقیه رو #ننه_عقدی زاییده، من رو #مامان_صیغهای، بذار حرفم رو بزنم
چ: اون هم مبارکتون باشه
ما با اين ادبيات بزرگ شديم
@bashtin
چمران: سه دقیقه بفرمایید
#عباس_جدیدی: بقیه رو #ننه_عقدی زاییده، من رو #مامان_صیغهای، بذار حرفم رو بزنم
چ: اون هم مبارکتون باشه
ما با اين ادبيات بزرگ شديم
@bashtin
باشتين
يعني تركيدم از خنده 😂😂 بين علما اختلاف افتاده 😅😅 تخمش حلال نيست 🤣🤣🤣 @bashtin
بین علما اختلاف افتاد ،،،
@bashtin
@bashtin