باشتين
552 subscribers
14.2K photos
3.46K videos
192 files
2K links
باشتین
آنچه در فهم تو آید آن بود مفهوم تو

امروز فقط ایران. پاینده و جاوید ایران.

چرا باشتین 👇
https://xn--r1a.website/bashtin/15790
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺حرفهای جنجالی مهران مدیری درباره فوتبال بانوان که با واکنش تند مواجه شده
@bashtin 👈👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‎نیما مسیحا و راز بزرگ او که حتی #نسرین_مقانلو هم نمیدانست
‎منبع : خبر آنلاین
@bashtin 👈👈
‎فلوچارت واکنش به قرارداد هواپیماهای #بویینگ رو از دفتر #رجانیوز کش رفتم ^___^

@bashtin 👈👈
شيشه اشك 😢

در ايران باستان وقتى پادشاه از جنگ باز می گشت، شيشه هاى اشك همسرانش را چك مى كرد تا ببيند كدام يك از آنها در نبود او بيشتر دلش برايش تنگ شده است !

@bashtin 👈👈
‎حكومت هاى فاسد همواره يك
‎شريك جرم قدرتمند دارند ؛
‎مردمى بى تفاوت و احمق !

@bashtin 👈👈
🙏❤️🙏❤️🙏❤️🙏❤️🙏❤️🙏❤️🙏❤️

روزی روزگاری، عابد خداپرستی بود که در عبادتکده ای در دل کوه راز و نیاز خدا میکرد، آنقدر مقام و منزلتش پیش خدا زیاد شده بود که خدا هر شب به فرشتگانش امر میکرد تا از طعام بهشتی، برای او ببرند... و او را بدینگونه سیر نمایند. بعد از 70 سال عبادت ، روزی خدا به فرشتگانش گفت: امشب برای او طعام نبرید، بگذارید امتحانش کنیم آن شب عابد هر چه منتظر غذا شد، خبری نشد، تا جایی که گرسنگی بر او غالب شد. طاقتش تمام شد و از کوه پایین آمد و به خانه آتش پرستی که در دامنه کوه منزل داشت رفت و از او طلب نان کرد، آتش پرست 3 قرص نان به او داد و او بسمت عبادتگاه خود حرکت کرد.

سگ نگهبان خانه آتش پرست به دنبال او راه افتاد، جلوی راه او را گرفت...

مرد عابد یک قرص نان را جلوی او انداخت تا برگردد و بگذارد او براهش ادامه دهد، سگ نان را خورد و دوباره راه او را گرفت، مرد قرص دوم نان را نیز جلوی او انداخت و خواست برود اما سگ دست بردار نبود و نمی گذاشت مرد به راهش ادامه دهد. مرد عابد با عصبانیت قرص سوم را نیز جلوی او انداخت و گفت : ای حیوان تو چه بی حیایی! صاحبت قرص نانی به من داد اما تو نگذاشتی آنرا ببرم؟

به اذن خدای عز و جلٌ ، سگ به سخن آمد و گفت: من بی حیا نیستم، من سالهای سال سگ در خانه مردی هستم، شبهابی که به من غذا داد پیشش ماندم ، شبهایی هم که غذا نداد باز هم پیشش ماندم، شبهایی که مرا از خانه اش راند، پشت در خانه اش تا صبح نشستم... تو بی حیایی، تو که عمری خدایت هر شب غذای شبت را برایت فرستاد و هر چه خواستی عطایت کرد، یک شب که غذایی نرسید، فراموشش کردی و از او بریدی و برای رفع گرسنگی ات به در خانه یک آتش پرست آمدی و طلب نان کردی...

مرد با شنیدن این سخنان منقلب شد و به عبادتگاه خویش بازگشت و توبه کرد.
🙏🙏🙏
حکایت خیلی از ادمهایی هست که در کنارمان هستند .
@bashtin👈👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‎وقتی صبح زود بیدار میشم میبینم هنوز وقت هست بخوابم 😂

@bashtin 👈👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‎امان از دست این بچه بازیگوش 😃

#ورود...👇
https://telegram.me/bashtin 👈