باغ صائب
297 subscribers
1.21K photos
110 videos
56 files
630 links
کانال اختصاصی صائب شناسی، سبک هندی/ اصفهانی و شعر اصفهان
نشانی باغ صائب در تلگرام👇
Download Telegram
🌲

هر کف خاک به جولانگه شه می‌گوید
پیش از این پادشه روی زمین من بودم!

محمدعلی بیک طرشتی تهرانی متخلص به #سلیم متوفای 1058 هجری از شاعران مکتب صفوی (سبک هندی)
نظیر این مضمون را در شعر خیام و شاعران پیش از سلیم نیز می‌توان یافت.
🌲🌲🌲
---------------
http://xn--r1a.website/bagh_saeb
✍️ با افتخار از شما فرهیخته ی گرانقدر دعوت می نماییم جهت حضور در :

🔹نشست ادبی شماره ۳۳ نگارستان

💥 آیین رونمایی و نقد کتاب
📚 آجرهای بی دیوار
به قلم زهرا صرامی

🔹منتقدین :
عباس شاهزیدی (خروش)
امیر ادیب

🔹 شعرخوانی جمعی از شاعران اصفهان

🔹 سخنران و اجرا :
محمدرضا کاکایی «شفا»

🗓 یک شنبه ۱۴۰۴/۲/۱۴
🕰 ساعت ۱۶

◀️ اصفهان ، فلکه فیض ، مقابل پل خواجو ، نگارستان امام خمینی (ره)

ورود برای عموم آزاد و رایگان است.

http://xn--r1a.website/bagh_saeb
🔹نشست تخصصی پیرامون شعر و هنرهای کتاب آرایی در مرقع « بهار مولانا »
🔹همزمان با نمایشگاه « مرقع بهار مولانا »
🔹جمعه ، ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ ، ساعت ۱۷
🔹اصفهان ، خیابان استانداری ، گذر سعدی ، عمارت تاریخی سعدی
Forwarded from نقشینه | Naghshine
گالری مریم برگزار می‌کند:

کاشان دایره مینا
نمایشگاه انفرادی دکتر عباس اکبری
گشایش: سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۴
ساعت ۱۷ الی ۲۱

بازدید:
شنبه تا پنجشنبه ۱۷ الی ۲۱
جمعه ۱۸ الی ۲۰
نمایشگاه تا ۹ خرداد ماه ۱۴۰۴ ادامه خواهد داشت.
Maryam Art Gallery organizes:
"Kashan, Dayerey-e Mina"
Abbas Akbari's Solo exhibition

Opening:
Tuesday, May 6, 2025
Hours: 17 to 21

Visit:
Saturday to Thursday: 17 to 21
Friday: 18 to 20

The exhibition will continue until
May 30, 2025

آدرس: کاشان خیابان باباافضل، خیابان باب‌الحوائج، جنب ورودی بازار روبروی کوچه حاجت ۷



🆔 https://xn--r1a.website/kashanuniofart
Forwarded from انجمن‌آرا (خانۀ شاعران ایران) (رضا موسوی طبری)
نامۀ تسلیتی از شمال به جنوب

لب از گفتن چنان بستم که گویی
دهان بر چهره زخمی بود و به شد

چند ماه مانده بود به سال جدید که دچار بستگی و قبض عجیبی شدم و بیت بالا از طالب آملی (شاید درخشان‌ترین بیتی است که شاعری در موضوع خاموشی سروده) وصف حالم شد. تا همین دیروز که صاحب‌نفسی تماس گرفت و آن طلسم شکست و عزمم جزم شد که با یادداشتی -از حسن اتفاق در خصوص نام خدا- افتتاح سخن کنم. اما شروع نکرده خبر سهمناک انفجار بندرعباس رسید. حادثه‌ای بس دلخراش که علتش هر چه و هر که باشد علّت العلل آن سهل‌انگاری و بی‌خیالی ساختاری و ناکارآمدی است. بی‌تعارف جان مردم در این مملکت ارزان است وگرنه حوادثی از این دست کراراً و با فاصله‌هایی اندک رخ نمی‌نمود.

به هرحال فعلا کاری از ما ساخته نیست جز عرض همدردی با مردم شریف و دردمند جنوب. نگارنده به سهم خودش –و اگر اجازه داشته باشد از طرف دوستان و همکارانش در خانۀ شاعران ایران- به همۀ آن کسانی که عزیزانشان را از دست دادند، کسانی که وابستگانشان در آن محوطه حضور داشتند و اکنون حتی جنازه‌ای برنگشته که خانواده گرد آن بنشیند و سوگواری کند تسلیت می‌گوید و برای آسیب‌دیدگان که ظاهراً شمارشان کم نیست آرزوی بهبودی و تندرستی عاجل دارد. همچنین به آن دسته از غیورمردانی که از دیروز سخت در تلاش‌اند تا از شدت و وسعت حادثه بکاهند و آن را مهار کنند دست مریزاد می‌گوید. خدا خودش به داد این مملکت و مردمان مظلومش برسد.

اصلا بهتر است این تسلیت هم از زبان طالب آملی باشد که بی‌شک ابیات زیر یکی از بهترین غزل‌های تاریخ زبان و ادب فارسی است:

ز گریه شام و سحر، دیده چند درماند؟
دعا کنید که نی شام و نی سحر ماند

ز غارت چمنت بر بهار منّت‌هاست
که گل به دست تو از شاخ تازه‌تر ماند

دو زلف یار به هم آن قدر نمی‌ماند
که روز ما و شب ما به یکدگر ماند


نهاده‌ام به جگر داغ عشق و می‌ترسم
جگر نمانَد و این داغ بر جگر ماند

کنید داخل اجزای نوشداروی ما
هر آن گیاه که برگش به نیشتر ماند


برای عزّت مکتوب او به دست آرید
فرشته‌ای که به مرغان نامه‌بر ماند

زبس فتاده به هر گوشه پاره‌های دلم
فضای دهر به دکـّان شیشه‌گر ماند

ز شهد خامۀ «طالب» چو لب کنم شیرین
دو هفته در دهنم طعم نیشکر ماند

http://xn--r1a.website/Anjomanara
https://xn--r1a.website/iranianpoetsocity
🌲

چون واگنی فرسوده در راه‌آهنی خالی
از من چه باقی مانده جز پیراهنی خالی؟

دارد فرو می‌ریزد اجزای تنم در من
آن‌طور که دیواره‌های معدنی خالی

چون آخرین سربازِ شهری سوخته یک عمر
جنگیده‌ام در مرزهای میهنی خالی

حالا که سر چرخانده‌ام در باد می‌بینم
پشت سرم شهری است از هر روشنی خالی

گنجایشِ این جام‌ها اندازهٔ هم نیست
من استکانم شد به لب تر کردنی خالی

آن باغبانم که پس از یک عمر جان‌کندن
از باغ بیرون آمدم با دامنی خالی

#پانته‌آ_صفایی


🌲🌲🌲
--------------
http://xn--r1a.website/bagh_saeb
Forwarded from باغ صائب
🖌خواهم تنِ شکسته سپارم به ارضِ طوس
گردد چو خـاک، خـاکِ درِ بوالحسن شـود!

#حزین_لاهیجی

#ارض_طوس
❤️🌺❤️🌺❤️🌺
@bagh_saeb
Forwarded from باغ صائب
🌻🌻🌻🌻
گزیده قصیده بلند و زیبای صائب در مقام حضرت امام #علی_بن_موسی_الرضا (علیه السلام)
⬇️

این حریم کیست کز جوش ملایک روز بار
نیست در وی پرتو خورشید را راه گذار؟

کیست یارب شمع این فانوس کز نظاره اش
آب می گردد به گرد دیده ها پروانه‌وار

این شبستان خوابگاه کیست کز موج صفا
دود شمعش می رباید دل چو زلف مشکبار؟

یارب! این خاک گرامی مغرب خورشید کیست؟
کز فروغش می شود چشم ملایک اشکبار

کیست یارب در پس این پرده کز انفاس خوش
می برد از چشم ها چون بوی پیراهن غبار

سرور دنیا و دین سلطان علی موسی الرضا
آن که دارد همچو دل در سینه عالم قرار

جدول بحر رسالت کز وجود فایضش
خاک پاک طوس شد از بحر رحمت مایه‌دار

آسمان از باغ قدرش غنچهٔ نیلوفری است
یک گل رعناست از گلزار او لیل و نهار

بوی گل در غنچه از خجلت حصاری گشته است
تا نسیم خلق او پیچیده در مغز بهار

تیغ او چون سربرآرد از نیام مشکفام
می شود صبح قیامت از دل شب آشکار

تیغ جوهردار او را گو به چشم خود ببین
آن که گوید برنمی خیزد نهنگ از چشمه سار

همچو معنی در ضمیر لفظ پنهان گشته است
در رضای او رضای حضرت پروردگار

شکوهٔ غربت غریبان را ز خاطر بار بست
در غریبی تا اقامت کرد آن کوه وقار

زهر در انگور تا دادند او را دشمنان
ماند چشم تاک تا روز قیامت اشکبار

تاک را چون مار هر جا سبز شد سر می زنند
تا شد از انگور کام شکرینش زهربار

وه! چه گویم از صفای روضهٔ پرنور او
کز فروغش کور روشن می‌شود بی‌اختیار

می توان خواند از صفای کاشی دیوار او
عکس خط سرنوشت خلق را شبهای تار!

روضهٔ پر نور او را زینتی در کار نیست
پنجهٔ خورشید مستغنی است از نقش و نگار

همچو اوراق خزان بال ملایک ریخته است
هر کجا پا می‌نهی در روضه آن شهریار

می توان رفتن به آسانی به بال قدسیان
از حریم روضهٔ او تا به عرش کردگار

تا غبار آستانش جلوه گر شد، حوریان
از عبیر خلد افشانند زلف مشکبار

هر شب از گردون ز شوق سجدهٔ خاک درش
قدسیان ریزند چون برگ خزان از شاخسار

کشتی نوح است صندوقش که از طوفان غم
هر که در وی دست زد آمد سلامت بر کنار

با کمال بی نیازی مرقد زرین او
می کند با دام سیمین مرغ دلها را شکار

بس که قرآن در حریم او تلاوت می کنند
صفحهٔ بال ملایک می شود قرآن نگار

هر شبی صد بار از موج صفا در روضه‌اش
در غلط از صبح افتد زاهد شب زنده دار!

حسن خلقش دل نمی‌بخشید اگر زوار را
آب می‌شد از شکوهش زَهره‌ها بی اختیار

از صفای جبهٔ خدام او دلهای شب
می توان کردن تلاوت مصحف خط غبار

از سر گلدسته‌اش چون نخل ایمن تا سحر
بر خداجویان شود برق تجلی آشکار

از نوای عندلیبان سر گلدسته‌اش
قدسیان در وجد و حال آیند ازین نیلی حصار

داغ دارد چلچراغ او درخت طور را
این چنین نخلی ندارد یاد چشم روزگار

خضر تردستی که میراب زلال زندگی است
می‌کند سقایی این آستان را اختیار

می فتد در دست و پای خادمانش آفتاب
تا مگر چون عودسوز آنجا تواند یافت بار

هر که را چون مهر در پا خار راهش بشکند
سوزن عیسی برون آرد ز پایش نوک خار

آن که باشد یک طواف مرقدش هفتاد حج
فکر صائب چون تواند کرد فضلش را شمار؟

#صائب

#مدیحه
#امام_رضا
◼️ ◼️ ◼️
.....................................
@bagh_saeb 🌲🌲🌲
Forwarded from باغ صائب
🌲

خجسته باشد بر همه میلاد پربرکت امام رئوف حضرت علی بن موسی الرضا، که سلام و رحمت بیکران خدا بر او باد .


طلوع شمس ندیدی ز نجم اگر محسوس
ببین ز نجمه به عالم طلوع شمسِ شموس

نموده اَنفُس و آفاق را قرین سرور
شهی که نفسِ نفیسش بوَد انیس نفوس

تبارک الله از این روز اسعد میمون
که هست مولد شاه حجاز، خسرو طوس

خدیوِ خِطهٔ طوس آنکه عارفان ندهند
گدایی درِ او را به حشمت کاووس

امام جن و بشر، کش بر آستانهٔ قدس
ملائکند دمادم به‌ذکر یا قدوس

مه سپهر ولایت ، شهی که در هر صبح
زند به‌خاک درش آفتاب گردون بوس

ز رشکِ خادم کویش رواست خازن خلد
همی گزد لب و بر هم زند کفِ افسوس

عجب نباشد اگر فایق آمد از هر باب
گه مباحثه با عالِم یهود و مجوس

چه جلوه ذرّه کند در مقابل خورشید؟!
چه صرفه قطره بَرَد در کنار اقیانوس؟!

چه شد دنائت مأمون و کینه‌توزی او؟
کجاست آن همه تزویر و حیله و سالوس؟

بگو بیا و ببین حشمت خدایی وی
که آن به‌دیدهٔ خلق خدا بود محسوس

همیشه بر سر بام جهان، به‌کوریِ خصم
به‌نام نامی آن شه، فلک نوازد کوس

درون جسم گدازد دل حسودانش
چنانکه شمع گدازد میانهٔ فانوس

شهی که وحش بیابان از او گرفته مراد_
«صغیر» کی شود از لطف و رحمتش مأیوس؟!

محمد حسین #صغیر_اصفهانی
🌲
----------------------
@bagh_saeb
🌲

صد فصل بهار و باده خوردن در پی
صد بزم نی و نغمه شمردن در پی

دانی که از این همه چه دادند به ما؟
یک زیستن و هزار مُردن در پی

#محوی_همدانی

منبع:
جنگ رباعی، سیدعلی میرافضلی، انتشارات سخن


🌲🌲🌲
--------------
http://xn--r1a.website/bagh_saeb
برخوان قلمکار
نشست افتتاح خانهٔ هنر قلمکار اصفهان هم اکنون در حال برگزاری است.
نشانی خانهٔ #قلمکار اصفهان:
شهر اصفهان، خیابان آبشار دوم، کوچه فرشید پلاک 324


🌲🌲🌲
-------------
http://xn--r1a.website/bagh_saeb
🌲

صد فصل بهار و باده خوردن در پی
صد بزم نی و نغمه شمردن در پی

دانی که از این همه چه دادند به ما؟
یک زیستن و هزار مُردن در پی

#محوی_همدانی

منبع:
جنگ رباعی، سیدعلی میرافضلی، انتشارات سخن

با سپاس از استاد محمدتقی #خدایگانی
برای خوشنویسی این رباعی

🌲🌲🌲
--------------
http://xn--r1a.website/bagh_saeb
🌲

به صورتی که تویی کمتر آفریده خدا‎
تو را کشیده و دست از قلم کشیده خدا !

#سلیم_تهرانی

مانی چو نقش آن صنمِ مست می‌کشد
چون می‌رسد به ساعد او، دست می‌کشد!

#شوکت_بخارایی

انتخاب بیتها: سعید

🌲🌲🌲
-----------‐--
http://xn--r1a.website/bagh_saeb
Forwarded from باغ صائب
🌲

درین دو هفته که زاینده رود سرشاراست
پلی است آن طرف آب، هر که هشیاراست

به طبع تازه صائب فسردگی مرساد!
که در بهار و خزان خامه اش گهرباراست

#صائب
🌲
--------------------
https://xn--r1a.website/bagh_saeb
باغ صائب
🌲 درین دو هفته که زاینده رود سرشاراست پلی است آن طرف آب، هر که هشیاراست به طبع تازه صائب فسردگی مرساد! که در بهار و خزان خامه اش گهرباراست #صائب 🌲 -------------------- https://xn--r1a.website/bagh_saeb
جریان زاینده‌رود، یکنواخت و دائمی نبوده و از سیلابی تا کم آبی را تجربه می کرده است چرا که براساس بارش‌های بالادستی و سرازیر شدن باران و برفاب از کوهها جریان می یافته است. در این شعر که به نظر می رسد در اوایل بهار سروده شده، صائب مردم را دعوت می‌کند که از تماشای رود سرمست شوند و مانند پلی نباشند که در مجاورت آب، خشک برجای نمانند.
از نخلِ او امیدِ نوا داشتم، نشد
بر عهدِ او گمانِ وفا داشتم، نشد

بیمِ عقوبتی ز بلا داشتم، رسید
چشمِ اجابتی ز دعا داشتم، نشد

ای اشکِ بی‌سرایت و ای آهِ بی‌اثر
امیدواری‌‌ای به شما داشتم، نشد

آن‌دم که چشمش از مژه خنجر کشیده‌ بود
چشمِ رعایتی ز حیا داشتم، نشد

گفتم اجل ز هجر خلاصم کند، نکرد
این درد را امیدِ دوا داشتم، نشد

میلی! چو مرغِ‌ دام، امیدِ فراغِ‌ بال
در قیدِ آن دو زلفِ دوتا داشتم، نشد

#میلی_مشهدی

@rangehanaach
زین بحر وجود آمده پیدا ز نهفت
کس نیست که او جوهر تحقیق بسُفت

هر کس سخنی از سر سودا گفتند
زآن روی که هست، کس نمی‌داند گفت


۲۸ اردیبهشت، بزرگداشت حکیم #خیام_نیشابوری گرامی باد.
📚 بیست‌وچهار رباعی خیام به انتخاب #سید_علی_میرافضلی.
@delelaal
🔸#تنهاتر_از_تنهایی

تنهاتر از تنهایی
🔹دیدار و گفت‌و‌گو با #گلرخسار_صفی شاعر  تاجیک

🟦 با سخنرانی و شعرخوانی:
#ساعدباقری
#حمیدرضا_توکلی
#فاطمه_راکعی
#قهرمان_سلیمانی
#ساغر_شفیعی
#عبدالجبار_کاکایی

اجرای نقالی و شاهنامه‌خوانی: #بهاره_جهاندوست

🗓️ سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
🔴ساعت ۱۷

💠 ورود برای عموم علاقه‌مندان آزاد و رایگان است

#مهمان_ماه
#خانه_شاعران_معاصر_ایران

تهران. خیابان شریعتی، خیابان دولت(کلاهدوز). نبش نعمتی. خانه شاعران ایران
🔻https://instagram.com/khaneyeshaeran_official?igshid=OGQ5ZDc2ODk2ZA==
🌷
@iranianpoetsocity
🌲

تصویر جلد گلچین دیوان صائب به خط نستعلیق چاپ شده در لکنهو، هندوستان در آگوست 1919 میلادی.

🌲🌲🌲
--------------
https://xn--r1a.website/bagh_saeb
🌲

تا آمدم به دنیا، دنیا به هم برآمد !
چون دور دور ما شد، دور خوشی سر آمد!

دل چون تهی شد از غم، پر شد ز رنج دنیا
تا آشنا ز در رفت. بیگانه از در آمد

هرگز نداشت مرگی این پیرِ زندگی‌نام
با عمر ما اگر رفت. با عمرِ دیگر آمد

اکنون که کارفرما بیکارگان شهرند
بیکاری‌ام ز هر کار در طبع خوش‌تر آمد

تا جان نداد منعم، مسکین نیافت دولت
جان بر لب من آمد تا کام دل برآمد

یک تن به ما نزد سر در روزگار پیری
دیدی ز دست خوبان ما را چه بر سر آمد؟!

در گرد راهی از عمر خود را دوباره یابم
هر گه که یادی از عشق ما را به خاطر آمد

کاری ز من نیاید با این حیا که از یار
یک کام برنیامد هر چند در بر آمد

در جمع آفرینش تنها دل امیر است
جایی که شادمانی با غم برابر آمد.

تابستان ۱۳۴۲
#امیری_فیروزکوهی
@Amiri_Firuzkuhi

🌲🌲🌲
-------------
https://xn--r1a.website/bagh_saeb