🌲
غزلی زیبا از جناب صائب در ایام بزرگداشت وی:
ما گل به دست خود ز نهالی نچیدهایم
در دست دیگران گلی از دور دیدهایم
چون لاله، صاف و دُردِ سپهر دورنگ را
در یک پیاله کرده و بر سر کشیدهایم
با بخت تیره، از ستم چرخ فارغیم
در دست زنگی آینهٔ زنگدیدهایم
نوکیسهٔ مصیبت ایام نیستیم
چون صبحدم هزار گریبان دریدهایم
روی از غبار حادثه درهم نمیکشیم
ما ناف دل به حلقهٔ ماتم بریدهایم
دل نیست عقدهای که گشاید به زور فکر
بیهوده سر به جیب تأمل کشیدهایم
امروز نیست سینه ما داغدار عشق
چون لاله ما ز صبح ازل داغ دیده ایم
دور نشاط ما خم فتراک قاتل است
ما ماهِ عید را به رخ زخم دیدهایم
گل دام نکهت عبثی میکند به خاک
ما بوی پیرهن به تکلف شنیدهایم
جنگ و گریز شیوه ما نیست چون شرار
صدبار چون نسیم بر آتش دویدهایم
از آفتاب تجربه سنگ آب میشود
ما غافلان، همان ثمرِ نارسیدهایم
از جور روزگار نداریم شکوهای
این گرگ را به قیمت یوسف خریدهایم
صائب! ز برگ عیش تهی نیست جیب ما
چون غنچه تا به کنج دل خود خزیدهایم
#صائب
🌲
-----------------------
@bagh_saeb
غزلی زیبا از جناب صائب در ایام بزرگداشت وی:
ما گل به دست خود ز نهالی نچیدهایم
در دست دیگران گلی از دور دیدهایم
چون لاله، صاف و دُردِ سپهر دورنگ را
در یک پیاله کرده و بر سر کشیدهایم
با بخت تیره، از ستم چرخ فارغیم
در دست زنگی آینهٔ زنگدیدهایم
نوکیسهٔ مصیبت ایام نیستیم
چون صبحدم هزار گریبان دریدهایم
روی از غبار حادثه درهم نمیکشیم
ما ناف دل به حلقهٔ ماتم بریدهایم
دل نیست عقدهای که گشاید به زور فکر
بیهوده سر به جیب تأمل کشیدهایم
امروز نیست سینه ما داغدار عشق
چون لاله ما ز صبح ازل داغ دیده ایم
دور نشاط ما خم فتراک قاتل است
ما ماهِ عید را به رخ زخم دیدهایم
گل دام نکهت عبثی میکند به خاک
ما بوی پیرهن به تکلف شنیدهایم
جنگ و گریز شیوه ما نیست چون شرار
صدبار چون نسیم بر آتش دویدهایم
از آفتاب تجربه سنگ آب میشود
ما غافلان، همان ثمرِ نارسیدهایم
از جور روزگار نداریم شکوهای
این گرگ را به قیمت یوسف خریدهایم
صائب! ز برگ عیش تهی نیست جیب ما
چون غنچه تا به کنج دل خود خزیدهایم
#صائب
🌲
-----------------------
@bagh_saeb
Audio
هرجا صدای زمزمهٔ تار بشنوی
ای آرزو! بنال و مگو داستانِ کیست!
#بیدل
تار مرحوم استاد جلیل شهناز اصفهانی
تقدیم به دوستان کانال به مناسبت بزرگداشت شاعر بزرگ میرزا محمدعلی صائب
🌲
-------------
@bagh_saeb
ای آرزو! بنال و مگو داستانِ کیست!
#بیدل
تار مرحوم استاد جلیل شهناز اصفهانی
تقدیم به دوستان کانال به مناسبت بزرگداشت شاعر بزرگ میرزا محمدعلی صائب
🌲
-------------
@bagh_saeb
باغ صائب
کانال اختصاصی صائب شناسی، سبک هندی/ اصفهانی و شعر اصفهان
نشانی باغ صائب در پیامرسان سروش:
https://sapp.ir/bagh_saeb
نشانی باغ صائب در تلگرام:
https://xn--r1a.website/bagh_saeb
کانال اختصاصی صائب شناسی، سبک هندی/ اصفهانی و شعر اصفهان
نشانی باغ صائب در پیامرسان سروش:
https://sapp.ir/bagh_saeb
نشانی باغ صائب در تلگرام:
https://xn--r1a.website/bagh_saeb
سروش
باغ صائب
کانال اختصاصی صائب شناسی، سبک هندی/ اصفهانی و شعر اصفهان
☘️ برگی از تقویم تاریخ ☘️
۱۰ تیر زادروز محمد قهرمان، شاعر نامی خراسان، پژوهشگر سبک هندی
محمّد قهرمان ( زادهٔ ۱۰ تیر سال ۱۳۰۸ تربت حیدریه — درگذشتهٔ ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ مشهد )
محمّد قهرمان در سال ۱۳۰۸ در روستای امیرآباد در نزدیکی شهر تربتحیدریه دیده به جهان گشود. وی در پنجسالگی مادرش و در سیزدهسالگی پدرش را از دست داد و پس از آن خواهر بزرگش سرپرستی او را بهعهده گرفت.
در سال پنجم دبیرستان در مشهد با زندهیاد مهدی اخوان ثالث همکلاس شد و این دوستی ادامه یافت. سال ششم ادبی را در دبیرستان البرز تهران به پایان رساند و سپس در دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران در رشتۀ قضایی ادامه تحصیل داد، امّا هرگز دنبال کار حقوقی نرفت و فقط به شعر پرداخت.
وی از آذر ۱۳۴۰ به مدّت ۲۷ سال تا بازنشستگی بهعنوان کتابدار دانشکدۀ ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد مشغول به فعالیت بود. علاقۀ محمد قهرمان در سرودن شعر، در غزل و بهویژه سبک هندی به اندازهای بود که یکی از شعرای بهنام غزلسرای هندی شد.
او زبان بومی تربت حیدریه را به خوبی میدانست و بسیاری از اشعار وی که به زبان محلی سروده شدهاند، در ردیف اول شعر بومی قرار دارند.
از سال ۱۳۳۹ در منزل شخصیاش انجمن ادبی بهصورت هفتگی برگزار میکرد. وی در سال ۱۳۳۸ با نوۀ عموی خود بهنام فرشته قهرمان ازدواج کرد و مقیم مشهد شد.
در ۲۹ آذر ۱۳۸۴ از سوی دانشگاه فردوسی مشهد و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خراسان رضوی و اداره کل فرهنگ و ارشاد خراسان رضوی در محل دانشگاه مشهد از وی قدردانی بهعمل آمد.
او صاحب تألیفات ارزندهای از جمله چند مجموعه شعر است. در کارنامۀ او همچنین تصحیح و چاپ چند دیوان از شاعران مختلف بهچشم میخورد.
محمدرضا شفیعی کدکنی در مورد محمد قهرمان گفته است: «در این خصوص حتی ملکالشعرای بهار آن خصوصیت یک شاعر محلّی را بهصورت کامل، آن گونه که قهرمان دارد، ندارد».
محمّد قهرمان در ۲۸ اردیبهشت سال ۱۳۹۲ درگذشت.
🌲
برخی از آثار محمّد قهرمان:
تصحیح دیوان صائب تبریزی (شش جلد)
تصحیح دیوان صیدی تهرانی
تصحیح مجموعه آثار ابوطالب کلیم همدانی
تصحیح دیوان حاج محمد جان قدسی مشهدی
برگزیدۀ اشعار صائب و دیگر شعرای معروف سبک هندی
صیّادان معنی (برگزیدۀ اشعار سخنسرایان سبک هندی)
حاصل عمر (مجموعۀ شعر)
به یاد عزیز گذشته (ده نامه از مهدی اخوان ثالث به محمّد قهرمان) https://xn--r1a.website/anjomanetarvijefarsi
🌲
-------------------
@bagh_saeb
۱۰ تیر زادروز محمد قهرمان، شاعر نامی خراسان، پژوهشگر سبک هندی
محمّد قهرمان ( زادهٔ ۱۰ تیر سال ۱۳۰۸ تربت حیدریه — درگذشتهٔ ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ مشهد )
محمّد قهرمان در سال ۱۳۰۸ در روستای امیرآباد در نزدیکی شهر تربتحیدریه دیده به جهان گشود. وی در پنجسالگی مادرش و در سیزدهسالگی پدرش را از دست داد و پس از آن خواهر بزرگش سرپرستی او را بهعهده گرفت.
در سال پنجم دبیرستان در مشهد با زندهیاد مهدی اخوان ثالث همکلاس شد و این دوستی ادامه یافت. سال ششم ادبی را در دبیرستان البرز تهران به پایان رساند و سپس در دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران در رشتۀ قضایی ادامه تحصیل داد، امّا هرگز دنبال کار حقوقی نرفت و فقط به شعر پرداخت.
وی از آذر ۱۳۴۰ به مدّت ۲۷ سال تا بازنشستگی بهعنوان کتابدار دانشکدۀ ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد مشغول به فعالیت بود. علاقۀ محمد قهرمان در سرودن شعر، در غزل و بهویژه سبک هندی به اندازهای بود که یکی از شعرای بهنام غزلسرای هندی شد.
او زبان بومی تربت حیدریه را به خوبی میدانست و بسیاری از اشعار وی که به زبان محلی سروده شدهاند، در ردیف اول شعر بومی قرار دارند.
از سال ۱۳۳۹ در منزل شخصیاش انجمن ادبی بهصورت هفتگی برگزار میکرد. وی در سال ۱۳۳۸ با نوۀ عموی خود بهنام فرشته قهرمان ازدواج کرد و مقیم مشهد شد.
در ۲۹ آذر ۱۳۸۴ از سوی دانشگاه فردوسی مشهد و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خراسان رضوی و اداره کل فرهنگ و ارشاد خراسان رضوی در محل دانشگاه مشهد از وی قدردانی بهعمل آمد.
او صاحب تألیفات ارزندهای از جمله چند مجموعه شعر است. در کارنامۀ او همچنین تصحیح و چاپ چند دیوان از شاعران مختلف بهچشم میخورد.
محمدرضا شفیعی کدکنی در مورد محمد قهرمان گفته است: «در این خصوص حتی ملکالشعرای بهار آن خصوصیت یک شاعر محلّی را بهصورت کامل، آن گونه که قهرمان دارد، ندارد».
محمّد قهرمان در ۲۸ اردیبهشت سال ۱۳۹۲ درگذشت.
🌲
برخی از آثار محمّد قهرمان:
تصحیح دیوان صائب تبریزی (شش جلد)
تصحیح دیوان صیدی تهرانی
تصحیح مجموعه آثار ابوطالب کلیم همدانی
تصحیح دیوان حاج محمد جان قدسی مشهدی
برگزیدۀ اشعار صائب و دیگر شعرای معروف سبک هندی
صیّادان معنی (برگزیدۀ اشعار سخنسرایان سبک هندی)
حاصل عمر (مجموعۀ شعر)
به یاد عزیز گذشته (ده نامه از مهدی اخوان ثالث به محمّد قهرمان) https://xn--r1a.website/anjomanetarvijefarsi
🌲
-------------------
@bagh_saeb
Telegram
کانال انجمن ترویج زبان و ادب فارسی
انجمن ترویج زبان و ادب فارسی
Forwarded from پرواز ۶۵۵
میخواهیم ضمن زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهدای مظلوم پرواز ۶۵۵
صدای نفرت و انزجار خود را از حقوق بشر آمریکایی به گوش جهان برسانیم.
🌹از همه شاعران دعوت میکنیم با سرودن شعری کوتاه، در قالبهای طرح، هایکو و...(جهت ترجمه به زبان انگلیسی)
به این پویش انسانی بپیوندند.
🔹اشعار خود را به این آدرس در تلگرام و بله ارسال بفرمایید⬇️
@parvaze_655
@parvaze655
صدای نفرت و انزجار خود را از حقوق بشر آمریکایی به گوش جهان برسانیم.
🌹از همه شاعران دعوت میکنیم با سرودن شعری کوتاه، در قالبهای طرح، هایکو و...(جهت ترجمه به زبان انگلیسی)
به این پویش انسانی بپیوندند.
🔹اشعار خود را به این آدرس در تلگرام و بله ارسال بفرمایید⬇️
@parvaze_655
@parvaze655
Forwarded from عکس نگار
🌲
مراسم بزرگداشت صائب در جوار آرامگاه شاعر در اصفهان:
شامگاه دوشنبه ۱۰ تیر ۹۸ طبق سالهای گذشته مراسم بزرگداشت مقام ادبی میرزا محمدعلی صائب، در جوار آرامگاه این شاعر در اصفهان برگرار شد. در این مراسم که رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان و جمعی از شاعران و اهالی موسیقی و دوستداران شعر حضور داشتند، محمدرضا نصر اصفهانی استاد ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، به اهمیت زبان و ادبیات فارسی در عصر شاعر و رواج آن در هندوستان اشاره کرد و ضمن برشمردن برخی ویژگیهای سبک هندی در شعر که گاه آن را سبک اصفهانی می دانند، تشخص فردی شاعران این سبک را با وجود مشترکات آنان را پدیدهای جالب توجه دانست.
در این مراسم که در باغ آرامگاه شاعر برگزار شد، علاوه بر نواختن تار توسط نوازنده توانا آقای سعیدی، جمعی از شاعران حاضر، نمونه هایی از اشعار خود را خواندند.
🌲
-----------------------
@bagh_saeb
مراسم بزرگداشت صائب در جوار آرامگاه شاعر در اصفهان:
شامگاه دوشنبه ۱۰ تیر ۹۸ طبق سالهای گذشته مراسم بزرگداشت مقام ادبی میرزا محمدعلی صائب، در جوار آرامگاه این شاعر در اصفهان برگرار شد. در این مراسم که رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان و جمعی از شاعران و اهالی موسیقی و دوستداران شعر حضور داشتند، محمدرضا نصر اصفهانی استاد ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، به اهمیت زبان و ادبیات فارسی در عصر شاعر و رواج آن در هندوستان اشاره کرد و ضمن برشمردن برخی ویژگیهای سبک هندی در شعر که گاه آن را سبک اصفهانی می دانند، تشخص فردی شاعران این سبک را با وجود مشترکات آنان را پدیدهای جالب توجه دانست.
در این مراسم که در باغ آرامگاه شاعر برگزار شد، علاوه بر نواختن تار توسط نوازنده توانا آقای سعیدی، جمعی از شاعران حاضر، نمونه هایی از اشعار خود را خواندند.
🌲
-----------------------
@bagh_saeb
ابیاتی از اشعار صائب روی کاشی معرق ایوان آرامگاه وی به خط مرحوم استاد حبیب الله فضائلی
🌲
----------------------
@bagh_saeb
🌲
----------------------
@bagh_saeb
Forwarded from شَرقِ شَرق(هندوستان)
#تاریخی
دهم تیرماه به نام صائب تبریزی است.
صائب یک نمونۀ قدیمی از پدیدۀ مهاجرت نخبگان، یا همان «فرار مغزها»ست.
نه فقط صائب، که جمع زیادی از شاعران و هنرمندان آن عصر چنین کردند.
مقصد مهاجرت در قرن دهم و یازدهم هجری سرزمین هند بودند که پادشاهان آن روزش به فرهنگ و ادب فارسی علاقۀ زیادی داشتند.
در کتاب «کاروان هند» (اثر احمد گلچین معانی) ۷۴۵ شاعر عصر صفوی که از ایران به هندوستان رفتهاند، معرفی شدهاند.
از جمله صائب هم در سال ۱۰۳۴ قمری و از راه افغانستان عزم هند کرد.
در کابل، با ظفرخان تربتی که خودش هم شاعر بود و جای پدرش در آنجا حکومت میکرد آشنا شد و به خدمت او درآمد و اشعاری در مدحش سرود.
(در مورد ظفرخان «تاریخ ادبیات در ایران» دکتر صفا، جلد ۵، قسمت دوم، صفحات ۱۲۴۱ تا ۱۲۴۵ را ببینید.)
سال ۱۳۰۹ ظفرخان، صائب را به دربار شاهجهان (بانی تاجمحل) برد و پادشاه هند به او یک مقام دولتی و لقب تشویقآمیز «مستعد خان» داد.
ظاهراً اوضاع مرتب بود، اما صائب آدم غربت نبود و از دیار هند هم خوشش نمیآمد:
صائب از خاک سیاه هند کِی بیرون روَد؟
بشکند کی مور لنگی این طلسم قیر را؟
ز اهل کرم به هند کسی را ندیدهایم
از طوطیان کریم کریمی شنیدهایم!
زنده میسوزد برای مرده در هندوستان
دل نمیسوزد درین کشور عزیزان را به هم
این بود که وقتی شنید پدرش به جستجوی او تا شهر آگره آمده، از ظفرخان که حالا حاکم کشمیر بود اجازۀ برگشت خواست. بعد از یک سال اصرار، بالاخره موافقت شد و صائب بعد از ۷ سال به اصفهان برگشت. این بار همۀ سرودههایی که در جوانی در وصف هند داشت را عوض کرد، مثلاً در بیت:
همچو عزم سفر هند که در هر دل هست
رقص سودای تو در هیچ سری نیست که نیست
مصرع اول را اینطوری تغییر داد: «نه همین ذره در این دایره سرگردانست»
(دیوان صائب، تصحیح محمد قهرمان، ص ۷۹۴)
یا وقتی نسخۀ خطی یک تذکره («خیر البیان») به دستش رسید، در قسمت شرح حال خودش لقب «مستعد خان» را که در هند به او داده بودند خط زد.
پس چرا صائب به جایی که دوست نداشت مهاجرت کرد و در آنجا ماند؟ اگر باقی شاعران این عصر به هوای توجه و عنایت شاهان گورکانی به هند میرفتند تا درآمدی کسب کنند (صائب با همین ماجرا شعر دارد: هند چون دنیای غدّارست و ایران آخرت/ هر که نفرستد به عقبی، مال دنیا غافل است)، اما صائب که پدرش از تجار معتبر و معروف بود، چنین نیازی نداشت. خودش گفته:
چشم طمع ندوخته حرصم به مال هند
پایم به گِل فرو شده از بَرشکال هند
[بَرْشْکال، لغتی سانسکریت است به معنی فصل بارانی هندوستان]
پس مسأله مالی که منتفی است. اینکه بعضی (مثل شبلی نعمانی در «شعر العجم») نوشتهاند برای سفر بازرگانی به هند رفت هم صحیح به نظر نمیرسد، چون در این صورت رفتن سراغ یک امیر محلی و خدمت به او معنایی ندارد. همینطور اگر این سفر، یک سفر سیاحتی و تفریحی بود، باز میشد بدون خدمت به این و آن، رفت و برگشت. دلیل سفر قاعدتاً چیز دیگری بوده. اشارات اندکی هم که در خود دیوان صائب هست همین را نشان میدهد که برای ایجاد تغییری در زندگیاش اقدام به مهاجرت کرده:
داشتم شِکوه ز ایران، به تلافی گردون
در فرامُشکدۀ هند رها کرد مرا
حاصلِ خاک مرادِ کشور هندوستان
نامرادان وطن را کام شیرین کردن است
گفتم مگر ز هند شود بختِ تیره سبز
این خاک هم علاوۀ بخت سیاه شد!
به نظر میرسد مسایل اجتماعی و سیاسی روی ذهن حساس این بزرگترین شاعر عصر چنین چنین افکاری ایجاد کرده.
صائب در دوران افول صفویه زندگی میکرد، عصری که خودش در موردش میگفت: «جهان به مجلس مستان بیخِرَد مانَد». فقط برای نمونه کافی است بدانیم که وقتی اوضاع مملکت در زمان شاه صفی دوم (پدر سلطان حسین، آخرین شاه صفوی) رو به آشفتگی رفت، در اصفهان طاعون همهگیر شد، در آذربایجان زلزلهای مهیب آمد، قزاقها از شمال حمله کردند، خود شاه هم به خاطر نقرس و اعتیاد به الکل روز به روز مریضتر میشد، وزرا شور کردند و گفتند مشکل از منجمباشی در محاسبۀ زمان مناسب شروع سلطنت است، پس دوباره مراسم تاجگذاری تکرار شد و شاه با اسمی جدید (شاه سلیمان) به تخت نشست تا فلک را گول بزنند! صائب جایی ضمن شکایت از چنین وزرایی (صدور) به قضیۀ مهاجرتش اشاره میکند:
در دیدهها اگرچه بُوَد راه هند دور
نزدیکتر بود ز درِ خانۀ صدور!
یک ماجرا هم در تذکره «ریاض الشعراء» تعریف شده. اینکه شاه سلیمان وقتی غزل صائب را خواند که:
احاطه کرد خط آن آفتاب تابان را
گرفت خیل پری در میان سلیمان را
فکرکرد شاعر دارد او را متهم به تأثیر گرفتن غز زنان حرمسرا میکند، عصبانی شد و تا آخر عمر با صائب سخن نگفت (تصحیح ناجی نصرآبادی، ج ۲، ص ۱۲۰۷). خیلی راحت میشود حدس زد که خشم و حرف نزدن شاه را عوامل حکومت ضربدر چند کردند و چه گرفتاریها برای صائب ساختند!
✍️احسان رضایی
@ehsanname
T.ME/SHARGHESHARGH
دهم تیرماه به نام صائب تبریزی است.
صائب یک نمونۀ قدیمی از پدیدۀ مهاجرت نخبگان، یا همان «فرار مغزها»ست.
نه فقط صائب، که جمع زیادی از شاعران و هنرمندان آن عصر چنین کردند.
مقصد مهاجرت در قرن دهم و یازدهم هجری سرزمین هند بودند که پادشاهان آن روزش به فرهنگ و ادب فارسی علاقۀ زیادی داشتند.
در کتاب «کاروان هند» (اثر احمد گلچین معانی) ۷۴۵ شاعر عصر صفوی که از ایران به هندوستان رفتهاند، معرفی شدهاند.
از جمله صائب هم در سال ۱۰۳۴ قمری و از راه افغانستان عزم هند کرد.
در کابل، با ظفرخان تربتی که خودش هم شاعر بود و جای پدرش در آنجا حکومت میکرد آشنا شد و به خدمت او درآمد و اشعاری در مدحش سرود.
(در مورد ظفرخان «تاریخ ادبیات در ایران» دکتر صفا، جلد ۵، قسمت دوم، صفحات ۱۲۴۱ تا ۱۲۴۵ را ببینید.)
سال ۱۳۰۹ ظفرخان، صائب را به دربار شاهجهان (بانی تاجمحل) برد و پادشاه هند به او یک مقام دولتی و لقب تشویقآمیز «مستعد خان» داد.
ظاهراً اوضاع مرتب بود، اما صائب آدم غربت نبود و از دیار هند هم خوشش نمیآمد:
صائب از خاک سیاه هند کِی بیرون روَد؟
بشکند کی مور لنگی این طلسم قیر را؟
ز اهل کرم به هند کسی را ندیدهایم
از طوطیان کریم کریمی شنیدهایم!
زنده میسوزد برای مرده در هندوستان
دل نمیسوزد درین کشور عزیزان را به هم
این بود که وقتی شنید پدرش به جستجوی او تا شهر آگره آمده، از ظفرخان که حالا حاکم کشمیر بود اجازۀ برگشت خواست. بعد از یک سال اصرار، بالاخره موافقت شد و صائب بعد از ۷ سال به اصفهان برگشت. این بار همۀ سرودههایی که در جوانی در وصف هند داشت را عوض کرد، مثلاً در بیت:
همچو عزم سفر هند که در هر دل هست
رقص سودای تو در هیچ سری نیست که نیست
مصرع اول را اینطوری تغییر داد: «نه همین ذره در این دایره سرگردانست»
(دیوان صائب، تصحیح محمد قهرمان، ص ۷۹۴)
یا وقتی نسخۀ خطی یک تذکره («خیر البیان») به دستش رسید، در قسمت شرح حال خودش لقب «مستعد خان» را که در هند به او داده بودند خط زد.
پس چرا صائب به جایی که دوست نداشت مهاجرت کرد و در آنجا ماند؟ اگر باقی شاعران این عصر به هوای توجه و عنایت شاهان گورکانی به هند میرفتند تا درآمدی کسب کنند (صائب با همین ماجرا شعر دارد: هند چون دنیای غدّارست و ایران آخرت/ هر که نفرستد به عقبی، مال دنیا غافل است)، اما صائب که پدرش از تجار معتبر و معروف بود، چنین نیازی نداشت. خودش گفته:
چشم طمع ندوخته حرصم به مال هند
پایم به گِل فرو شده از بَرشکال هند
[بَرْشْکال، لغتی سانسکریت است به معنی فصل بارانی هندوستان]
پس مسأله مالی که منتفی است. اینکه بعضی (مثل شبلی نعمانی در «شعر العجم») نوشتهاند برای سفر بازرگانی به هند رفت هم صحیح به نظر نمیرسد، چون در این صورت رفتن سراغ یک امیر محلی و خدمت به او معنایی ندارد. همینطور اگر این سفر، یک سفر سیاحتی و تفریحی بود، باز میشد بدون خدمت به این و آن، رفت و برگشت. دلیل سفر قاعدتاً چیز دیگری بوده. اشارات اندکی هم که در خود دیوان صائب هست همین را نشان میدهد که برای ایجاد تغییری در زندگیاش اقدام به مهاجرت کرده:
داشتم شِکوه ز ایران، به تلافی گردون
در فرامُشکدۀ هند رها کرد مرا
حاصلِ خاک مرادِ کشور هندوستان
نامرادان وطن را کام شیرین کردن است
گفتم مگر ز هند شود بختِ تیره سبز
این خاک هم علاوۀ بخت سیاه شد!
به نظر میرسد مسایل اجتماعی و سیاسی روی ذهن حساس این بزرگترین شاعر عصر چنین چنین افکاری ایجاد کرده.
صائب در دوران افول صفویه زندگی میکرد، عصری که خودش در موردش میگفت: «جهان به مجلس مستان بیخِرَد مانَد». فقط برای نمونه کافی است بدانیم که وقتی اوضاع مملکت در زمان شاه صفی دوم (پدر سلطان حسین، آخرین شاه صفوی) رو به آشفتگی رفت، در اصفهان طاعون همهگیر شد، در آذربایجان زلزلهای مهیب آمد، قزاقها از شمال حمله کردند، خود شاه هم به خاطر نقرس و اعتیاد به الکل روز به روز مریضتر میشد، وزرا شور کردند و گفتند مشکل از منجمباشی در محاسبۀ زمان مناسب شروع سلطنت است، پس دوباره مراسم تاجگذاری تکرار شد و شاه با اسمی جدید (شاه سلیمان) به تخت نشست تا فلک را گول بزنند! صائب جایی ضمن شکایت از چنین وزرایی (صدور) به قضیۀ مهاجرتش اشاره میکند:
در دیدهها اگرچه بُوَد راه هند دور
نزدیکتر بود ز درِ خانۀ صدور!
یک ماجرا هم در تذکره «ریاض الشعراء» تعریف شده. اینکه شاه سلیمان وقتی غزل صائب را خواند که:
احاطه کرد خط آن آفتاب تابان را
گرفت خیل پری در میان سلیمان را
فکرکرد شاعر دارد او را متهم به تأثیر گرفتن غز زنان حرمسرا میکند، عصبانی شد و تا آخر عمر با صائب سخن نگفت (تصحیح ناجی نصرآبادی، ج ۲، ص ۱۲۰۷). خیلی راحت میشود حدس زد که خشم و حرف نزدن شاه را عوامل حکومت ضربدر چند کردند و چه گرفتاریها برای صائب ساختند!
✍️احسان رضایی
@ehsanname
T.ME/SHARGHESHARGH
Telegram
شَرقِ شَرق(هندوستان)
#شَرقِ_شَرق
آنچه از هند نمی دانید
#مشاهداتی_از_افق_شرق
#(روزمرگی_هایی_از_کشور_هزار_آیین_هندوستان)🇮🇳🇮🇷
انتشار مطالب فقط با ذکر منبع لطفا
@smijn
@shargheshargh
آنچه از هند نمی دانید
#مشاهداتی_از_افق_شرق
#(روزمرگی_هایی_از_کشور_هزار_آیین_هندوستان)🇮🇳🇮🇷
انتشار مطالب فقط با ذکر منبع لطفا
@smijn
@shargheshargh
تاریخِ تکهتکهی دورانم
من نقشهی بزرگِ خراسانم
هر قطرهخون که از مژهام افتاد
فریاد زد که لعلِ بدخشانم
در بلخم و مسافرِ تبریزم
در زابل و اسیرِ سمنگانم
چون باد میوزد به هوای تو
تبریز و بلخ و قونیه در جانم
من همصدای نغمهی داوودم
آهنگِ رودخانهی پغمانم
خاکم اگر که، خاکِ سمرقندم
تقدیمِ خالِ هندوی ترکانم
هرجا که عشق میدمد از خاکاش
آنجاست سرزمینِ نیاکانم
من از دیارِ دهلیام و لاهور
از کوچههای کابل و تهرانم
#احمد_شهریار (از افغانستان)
@iranianpoetsocity
🌲
-----------------------
@bagh_saeb
من نقشهی بزرگِ خراسانم
هر قطرهخون که از مژهام افتاد
فریاد زد که لعلِ بدخشانم
در بلخم و مسافرِ تبریزم
در زابل و اسیرِ سمنگانم
چون باد میوزد به هوای تو
تبریز و بلخ و قونیه در جانم
من همصدای نغمهی داوودم
آهنگِ رودخانهی پغمانم
خاکم اگر که، خاکِ سمرقندم
تقدیمِ خالِ هندوی ترکانم
هرجا که عشق میدمد از خاکاش
آنجاست سرزمینِ نیاکانم
من از دیارِ دهلیام و لاهور
از کوچههای کابل و تهرانم
#احمد_شهریار (از افغانستان)
@iranianpoetsocity
🌲
-----------------------
@bagh_saeb
🌲
بدِ اندک مَشمُر خوار، که بسیار شود:
هست سرمایهٔ احراقِ جهانی، شرری
#ابن_یمین
گرفتم سهل سوز عشق را اول، ندانستم
که صد دریای آتش از شراری میشود پیدا
#صائب
🌲
-----------------------
@bagh_saeb
بدِ اندک مَشمُر خوار، که بسیار شود:
هست سرمایهٔ احراقِ جهانی، شرری
#ابن_یمین
گرفتم سهل سوز عشق را اول، ندانستم
که صد دریای آتش از شراری میشود پیدا
#صائب
🌲
-----------------------
@bagh_saeb
🌲
شَق کنند از تیغ _صائب!_ گر سرِ ما چون #قلم
سر نمیپیچیم از توحید: حرفِ ما یکیست!
#صائب
🌲
-------------------
@bagh_saeb
شَق کنند از تیغ _صائب!_ گر سرِ ما چون #قلم
سر نمیپیچیم از توحید: حرفِ ما یکیست!
#صائب
🌲
-------------------
@bagh_saeb
Forwarded from شعرگاه [حسین جلالپور]
نبودن کاغذ و افزایش مخارج چاپ ادامهی انتشار مجلهی صائب را تهدید میکند.
اگر شمارهی آینده انتشار نیابد، دلیلی جز افزایش مخارج چاپ و نبودن کاغذ (و در صورت بودن گران بودن آن) نداشته است.
ما خود آگاهیم که افزایش میزان حق اشتراک همکاران کاریست غیرعلمی چه بهخوبی میدانیم که کسانی که با شعر و ادب سر و کار دارند اکثراً تهیدست هستند چه برگوباری نشانهی آزادگی و آزادگی از صفات و نشانههای برجستهی سخنوران است.
به هنگامی که ما با چنین دشواری ِ غیرقابلحلّی روبهرو باشیم و هیچ مقام و دستگاهی هم به یاری ما برنخیزد ناچاریم طومار کوششهای پانزدهی سالهی خویش را درهمپیچیم و در انتظار آیندهای بهتر دمشماری کنیم. ما اطمینان داریم که تعطیل این نامه همکاران را با تأسفی بزرگ روبهرو میسازد ولی چه باید کرد که ما خود نیز در این تأسف با آنان شریکیم.
نوشتهی بالا «سخنی بود با شاعران» در اردیبهشت ۱۳۵۳ از طرف مجلهی «باغ صائب» که گویا از طرف انجمن ادبی صائب اصفهان چاپ میشده است.
گفتنیست قیمت ۴ شمارهی آن مجله ۵۰۰ ریال بوده است.
قیمت کاغذ در هر دورهای نسبت به اجناس دیگر گویا گرانتر بوده است.
اگر شمارهی آینده انتشار نیابد، دلیلی جز افزایش مخارج چاپ و نبودن کاغذ (و در صورت بودن گران بودن آن) نداشته است.
ما خود آگاهیم که افزایش میزان حق اشتراک همکاران کاریست غیرعلمی چه بهخوبی میدانیم که کسانی که با شعر و ادب سر و کار دارند اکثراً تهیدست هستند چه برگوباری نشانهی آزادگی و آزادگی از صفات و نشانههای برجستهی سخنوران است.
به هنگامی که ما با چنین دشواری ِ غیرقابلحلّی روبهرو باشیم و هیچ مقام و دستگاهی هم به یاری ما برنخیزد ناچاریم طومار کوششهای پانزدهی سالهی خویش را درهمپیچیم و در انتظار آیندهای بهتر دمشماری کنیم. ما اطمینان داریم که تعطیل این نامه همکاران را با تأسفی بزرگ روبهرو میسازد ولی چه باید کرد که ما خود نیز در این تأسف با آنان شریکیم.
نوشتهی بالا «سخنی بود با شاعران» در اردیبهشت ۱۳۵۳ از طرف مجلهی «باغ صائب» که گویا از طرف انجمن ادبی صائب اصفهان چاپ میشده است.
گفتنیست قیمت ۴ شمارهی آن مجله ۵۰۰ ریال بوده است.
قیمت کاغذ در هر دورهای نسبت به اجناس دیگر گویا گرانتر بوده است.
Forwarded from کانال اطلاع رسانی انجمن شاعران جوان (نو آوران شعر)
✅اطلاعیه
به نام خدای قلم
انجمن شاعران جوان استان اصفهان برگزارمی کند
✳️جلسه کارگاهی شعر ، ترانه و داستان
🔶در سه بخش
🔸آموزش آرایه های ادبی
با تدریس:جناب آقای بیژن زمانی
کارشناس ادبیات فارسی با ۳۰ سال سابقه تدریس
🔸شعر خوانی شاعران جوان
نقد و بررسی اشعار :توسط دبیر انجمن و کارشناسان حاضر در جلسه
🔸معرفی کتاب های جامع در حوزه ادبیات داستانی و شعر و ترانه
🔷زمان:
🔸یکشنبه:۹۸/۰۴/۱۶
🔸از ساعت ۱۷ الی ۱۹
🔷مکان:اصفهان، خیابان جی.چهارراه مسجد علی.خیابان شهدای ستار،کوچه شهید سالمی
فرهنگسرای اندیشه
🔵کلیه دوره های آموزشی فنون و مفاهیم ادبی در جلسات عمومی و کارگاهی انجمن شاعران جوان به صورت رایگان انجام می گیرد.
✅این جلسات هرهفته در همین زمان ومکان به صورت منظم برگزارمی گردد.
✅شرکت برای عموم آزاد است و محدودیت سنی ندارد.
❇️منتظر قدم های سبز شما شاعران جوان و فرهیختگان دست به قلم هستیم.
دبیر انجمن: #مهرناز_آزاد
https://xn--r1a.website/anjomanshaeranjavanesf
به نام خدای قلم
انجمن شاعران جوان استان اصفهان برگزارمی کند
✳️جلسه کارگاهی شعر ، ترانه و داستان
🔶در سه بخش
🔸آموزش آرایه های ادبی
با تدریس:جناب آقای بیژن زمانی
کارشناس ادبیات فارسی با ۳۰ سال سابقه تدریس
🔸شعر خوانی شاعران جوان
نقد و بررسی اشعار :توسط دبیر انجمن و کارشناسان حاضر در جلسه
🔸معرفی کتاب های جامع در حوزه ادبیات داستانی و شعر و ترانه
🔷زمان:
🔸یکشنبه:۹۸/۰۴/۱۶
🔸از ساعت ۱۷ الی ۱۹
🔷مکان:اصفهان، خیابان جی.چهارراه مسجد علی.خیابان شهدای ستار،کوچه شهید سالمی
فرهنگسرای اندیشه
🔵کلیه دوره های آموزشی فنون و مفاهیم ادبی در جلسات عمومی و کارگاهی انجمن شاعران جوان به صورت رایگان انجام می گیرد.
✅این جلسات هرهفته در همین زمان ومکان به صورت منظم برگزارمی گردد.
✅شرکت برای عموم آزاد است و محدودیت سنی ندارد.
❇️منتظر قدم های سبز شما شاعران جوان و فرهیختگان دست به قلم هستیم.
دبیر انجمن: #مهرناز_آزاد
https://xn--r1a.website/anjomanshaeranjavanesf
Telegram
attach 📎
Forwarded from آیینه فرهنگ اصفهان
لحظات زندگی صائب تبریزی مملو از تلاش برای ارتقای فرهنگ و ادب جامعه است
https://isfahan.farhang.gov.ir/fa/news/417749
🔴با آخرین اخبار فرهنگ و هنر در آیینه فرهنگ اصفهان
@aynfarhangisf
https://isfahan.farhang.gov.ir/fa/news/417749
🔴با آخرین اخبار فرهنگ و هنر در آیینه فرهنگ اصفهان
@aynfarhangisf
Forwarded from باغ صائب
🌲
گفتی که یکی به #نقشِ انسان بشود
#بازیگرِ دیگری مسلمان بشود
#بازیّ جهان گذشت و ای وای اگر _
#فیلمی که خدا گرفته، #اکران بشود!
#ناصر_بهرامی
#رباعی
#شعر_اصفهان
🌲
----------------------------------------
@bagh_saeb 🌲🌲🌲
گفتی که یکی به #نقشِ انسان بشود
#بازیگرِ دیگری مسلمان بشود
#بازیّ جهان گذشت و ای وای اگر _
#فیلمی که خدا گرفته، #اکران بشود!
#ناصر_بهرامی
#رباعی
#شعر_اصفهان
🌲
----------------------------------------
@bagh_saeb 🌲🌲🌲
Forwarded from باغ صائب
🌲
می توان با گل خورشید نظر بازی کرد
همچو شبنم اگرت دیدهٔ بیداری هست
#صبح_آدینه و طفلان همه یک جا جمعند
بر جنون می زنم امروز که بازاری هست!
#صائب
🌲
--------------------------------
@bagh_saeb 🌲🌲🌲
می توان با گل خورشید نظر بازی کرد
همچو شبنم اگرت دیدهٔ بیداری هست
#صبح_آدینه و طفلان همه یک جا جمعند
بر جنون می زنم امروز که بازاری هست!
#صائب
🌲
--------------------------------
@bagh_saeb 🌲🌲🌲