Forwarded from دفتر شعر جوان (Fahime Dehghan)
دومین دوره جایزه کتاب سال دفتر شعر جوان
(جایزه #قیصر_امینپور)
همراه با یادکرد قیصر امینپور
در آستانه سالگرد سفر جاودانهاش
یکشنبه ششم آبان | ساعت ۱۷
#دفتر_شعر_جوان
#خانه_هنرمندان_ایران
@daftaresherejavan
(جایزه #قیصر_امینپور)
همراه با یادکرد قیصر امینپور
در آستانه سالگرد سفر جاودانهاش
یکشنبه ششم آبان | ساعت ۱۷
#دفتر_شعر_جوان
#خانه_هنرمندان_ایران
@daftaresherejavan
🌲
جگر شیر نداری، سفر عشق مکن!
سبزه ی تیغ در این ره ز کمر می گذرد
#صائب
🌲
-----------------------------------
@bagh_saeb
جگر شیر نداری، سفر عشق مکن!
سبزه ی تیغ در این ره ز کمر می گذرد
#صائب
🌲
-----------------------------------
@bagh_saeb
☘ امروز با بیدل
به مناسبت اربعین حسینی
🔺 برو در کربلا، دیگر مپرس از رمز استغنا
🔻 شهید ناز او، از تیغ میخواهد دَم آبی
این بیت بیدل آمیزهای است از عشق و حماسه. شاعر شهدای کربلا را شهید ناز معشوق میداند، ولی شهیدانی که آب را از لب تیغ طلب میکردند.
میدانیم که آبدادن شمشیر، آن را محکمتر و برندهتر میساخته است. بیدل به همین اعتبار، گاهی شمشیر را به جوی آب تشبیه میکند:
کی شود وهم تعلّق مانع وارستگان؟
آب اگر در جوی شمشیر است، میباشد روان
و حالا، شهیدان ناز معشوق، از این آب مینوشند.
نکتۀ دیگر، ایهام در کلمۀ «دم» است که از طرفی «لب» معنی میدهد و شاعر انگار از «لب آب» سخن میگوید و از طرفی به معنی خون است و با شمشیر تناسب دارد. بیدل در چند جای دیگر هم که از شمشیر و تیغ اسم برده، «دم» را به دو معنی به کار برده است:
مزاج خودشکن آزار کس نمیخواهد
کم است ریزش خون، تیغ را ز ریزش دم
میگوید شمشیری که دم (لب) آن ریخته باشد، انگار که ریزش دم (خون) آن هم کمتر میشود.
به هر حال، بیت بسیار حماسی و باشکوه است و در آن زمانهای که اغلب شاعران ما به واقعۀ کربلا از منظر تأثر و اندوه مینگریستهاند، این که شاعری آن را از منظر استغنا و بینیازی ببیند، جالب است. سخن را با یک بیت عاشورایی دیگر از بیدل ختم میکنم.
گلریزی اشک، بوی خون داشت
این سبحه ز خاک کربلا بود
میگوید تسبیحی که از خاک کربلا بسازی، اگر در حین مناجات با گریه کنی، اشک تو هم بوی خون خواهد داشت. این یعنی زنده بودن خون شهیدان کربلا، که امروزه در ادبیات آیینی ما بسیار مطرح است.
#امروز_با_بیدل
#محمدکاظم_کاظمی
@khanehayeneh
🌲
---------------------------------
@bagh_saeb
به مناسبت اربعین حسینی
🔺 برو در کربلا، دیگر مپرس از رمز استغنا
🔻 شهید ناز او، از تیغ میخواهد دَم آبی
این بیت بیدل آمیزهای است از عشق و حماسه. شاعر شهدای کربلا را شهید ناز معشوق میداند، ولی شهیدانی که آب را از لب تیغ طلب میکردند.
میدانیم که آبدادن شمشیر، آن را محکمتر و برندهتر میساخته است. بیدل به همین اعتبار، گاهی شمشیر را به جوی آب تشبیه میکند:
کی شود وهم تعلّق مانع وارستگان؟
آب اگر در جوی شمشیر است، میباشد روان
و حالا، شهیدان ناز معشوق، از این آب مینوشند.
نکتۀ دیگر، ایهام در کلمۀ «دم» است که از طرفی «لب» معنی میدهد و شاعر انگار از «لب آب» سخن میگوید و از طرفی به معنی خون است و با شمشیر تناسب دارد. بیدل در چند جای دیگر هم که از شمشیر و تیغ اسم برده، «دم» را به دو معنی به کار برده است:
مزاج خودشکن آزار کس نمیخواهد
کم است ریزش خون، تیغ را ز ریزش دم
میگوید شمشیری که دم (لب) آن ریخته باشد، انگار که ریزش دم (خون) آن هم کمتر میشود.
به هر حال، بیت بسیار حماسی و باشکوه است و در آن زمانهای که اغلب شاعران ما به واقعۀ کربلا از منظر تأثر و اندوه مینگریستهاند، این که شاعری آن را از منظر استغنا و بینیازی ببیند، جالب است. سخن را با یک بیت عاشورایی دیگر از بیدل ختم میکنم.
گلریزی اشک، بوی خون داشت
این سبحه ز خاک کربلا بود
میگوید تسبیحی که از خاک کربلا بسازی، اگر در حین مناجات با گریه کنی، اشک تو هم بوی خون خواهد داشت. این یعنی زنده بودن خون شهیدان کربلا، که امروزه در ادبیات آیینی ما بسیار مطرح است.
#امروز_با_بیدل
#محمدکاظم_کاظمی
@khanehayeneh
🌲
---------------------------------
@bagh_saeb
🌲
برگی از مرقع"شاه الست"
شعر: #عمان_سامان
خط و تذهیب : #حسن_محمدی
@ketab_araie_irani
🌲
------------------------
@bagh_saeb
برگی از مرقع"شاه الست"
شعر: #عمان_سامان
خط و تذهیب : #حسن_محمدی
@ketab_araie_irani
🌲
------------------------
@bagh_saeb
Forwarded from دفتر شعر جوان (Fahime Dehghan)
⬅️ نتايج داورى دومين دوره جايزه قيصر امينپور
[موضوع و حيطهی داورى، مجموعه شعرهايى است كه براى نخستين بار در سال ١٣٩٦ از شاعران جوان نهايتا سى ساله منتشر شد]:
الف- قالبهاى كهن (كلاسيك):
- هيئت داوران با اهداى لوح تقدير و جايزهی نقدى يك ميليون تومانى از آقاى اميد روزبه سرايندهی مجموعه شعر "آل" به سبب بديع بودن نگاه، و خلاقيت و نكتهسنجى در طراحى و اجرا تقدير مىكند. هيئت داوران انتظار دارد كه اين شاعر خلاق، در شعرها و مجموعههاى بعدى به تناسب "قالب- شكل" با ايدهی اوليه و درونمايهی شعر بيشتر توجه كند و اگر همچنان "شعر محاورهاى" مطمح نظر اوست، به ضرورت بيان ساده و غيرمتكلفانهی كلمات در تطبيق با هر وزنى كه انتخاب مىكند واقف باشد.
- هيئت داوران با اهداى لوح تقدير و جايزهی يك ميليون تومانى از آقاى حميد چشمآور سرايندهی مجموعه شعر "رهابند" به سبب درونمايهی زنده و جاندار، و فاصله گرفتن از "طبق معمول"ها در بيان آنچه وجوه زيست انسان امروز را در بر دارد و نيز توانايى نگريستن از منظر نگاه مخاطبى كه آنات شعر را همپاى شاعر پى مىگيرد، تقدير مىكند.
هيئت داوران انتظار دارد كه شعرها و مجموعه شعرهاى بعدى اين شاعر، از بعضى مسامحهها و سهلگيرىها كه در كتاب "رهابند" خصوصا هنگام فوران احساس و عاطفهی مثبت و منفى ديده مىشود، به دور باشد؛ و همچنين به اين مهم بيشتر توجه كند كه به هنگام نقد و اعتراض به هر پديدهی منفى، خود در ساحت شعر بدان ورطه نيفتد.
- از ميان مجموعه شعرهاى راهيافته به مرحلهی نهايى، هيئت داوران پس از بررسى همهی شعرهاى سروده شده در قالبهاى كهن و بحث و همانديشى بسيار، به اين نتيجه رسيد كه دو كتاب را بدون اولويت يكى بر ديگرى، ذيل عنوان برندگان نهايى اين دوره در قالبهاى كهن معرفى كند. اين دو كتاب كه تنديس و لوح كتاب سال شعر جوان را به همراه جايزهی نقدى دو ميليون و پانصد هزار تومانى، نصيب شاعران پديدآورندهی آثار كرده اند، به ترتيب حروف الفبا عبارتند از:
- مجموعه شعر "آشفتگى" سرودهی حسين دهلوى
هيئت داوران به سبب افقهاى نگاه نو در عين استفادهی امروزى از تجربههاى پيشينيان و بيان مضامين تازه در زبانى شسته رفته و پاكيزه، و توجه به ذات و ظرفيت قالب ديرسال " غزل"، لوح و تنديس كتاب سال شعر جوان، و جايزهی نقدى دو ميليون و پانصد هزار تومانى را تقديم مىكند به حسين دهلوى سرايندهی مجموعه شعر "آشفتگى".
- مجموعه شعر "تماشايى" سرودهی ميلاد عرفانپور
هيئت داوران به سبب خلاقيت در آفرينش مضامين، تنوع موضوع و "سوژه" و همچنين گذر طبيعى شاعر از بعضى صحنهها و عرصههاى معمول زندگى آدمهاى كوچه و خيابان به دنياى"معانى متنوع" در عين يكپارچگى و انسجام "انديشه"ی شاعر، لوح و تنديس كتاب سال شعر جوان را به ضميمهی جايزهی نقدى دو ميليون و پانصد هزار تومانى تقديم مىكند به ميلاد عرفانپور.
نكته: هرچند در هنگام اعلام حائزان رتبههاى برتر، معمول نيست كه داوران به موارد انتقادى و منفى اشاره كنند، دستكم به انگيزهی جلب توجه شاعران جوان - با هر درجه از توفيق- به لزوم توشهگيرى از نقد و پرهيز از سادهگيرى و مسامحه، اين تذكر را لازم مىبينيم كه متاسفانه هيچيك از آثار راهيافته به مرحلهی نهايى از اشكالها و عيوب بيّن و آشكار خالى نمانده اند. تا بدانجا كه حتى دو كتاب برگزيدهی ما داوران در قالبهاى كهن كه به ظرائف و طرائف، دلربايى مىكرد و سر ذوقمان مىآورد، هر كدام در يك غزل دچار مشكل "قوافى"اند!
انتظار بيراهى نيست اينكه شاعران جوان و پوياى ما وقتى با اين مشكلات چاپ و نشر كه همگان بدان آگاهند، فرصت عرضهی كتاب مىيابند، دستكم يك بار از منظر مشكلات ابتدائى به محصولى كه عرضه مىكنند بنگرند و كتابى شايسته و پيراسته از خود بجا بگذارند. چنين باد...
ب- قالبهاى نوين:
- هيئت داوران كتاب سال شعر جوان (جايزهی قيصر امينپور) با اهداى لوح تقدير و جايزهی نقدى يك ميليون تومانى از آقاى شهريار بزرگمهر سرايندهی مجموعه شعر"نامههايى از كازابلانكا" به سبب حضور قوى عنصر انديشه و نيز قدرت تصويرگرى و بخصوص برخى پايانبندىهاى خوب و غيرقابل پيشبينى كه بر جذابيت شعرها افزوده، تقدير مىكند. هيئت داوران انتظار دارد كه اين شاعر خوشفكر، براى برخى مسامحهها و اشكالهاى زبانى در شعر خود هم، فكرى كند تا سطرهايى كه گاه از منطق شعر به منطق نثر ميل مىكنند، سطح شعرها را تحتالشعاع قرار ندهند.
[موضوع و حيطهی داورى، مجموعه شعرهايى است كه براى نخستين بار در سال ١٣٩٦ از شاعران جوان نهايتا سى ساله منتشر شد]:
الف- قالبهاى كهن (كلاسيك):
- هيئت داوران با اهداى لوح تقدير و جايزهی نقدى يك ميليون تومانى از آقاى اميد روزبه سرايندهی مجموعه شعر "آل" به سبب بديع بودن نگاه، و خلاقيت و نكتهسنجى در طراحى و اجرا تقدير مىكند. هيئت داوران انتظار دارد كه اين شاعر خلاق، در شعرها و مجموعههاى بعدى به تناسب "قالب- شكل" با ايدهی اوليه و درونمايهی شعر بيشتر توجه كند و اگر همچنان "شعر محاورهاى" مطمح نظر اوست، به ضرورت بيان ساده و غيرمتكلفانهی كلمات در تطبيق با هر وزنى كه انتخاب مىكند واقف باشد.
- هيئت داوران با اهداى لوح تقدير و جايزهی يك ميليون تومانى از آقاى حميد چشمآور سرايندهی مجموعه شعر "رهابند" به سبب درونمايهی زنده و جاندار، و فاصله گرفتن از "طبق معمول"ها در بيان آنچه وجوه زيست انسان امروز را در بر دارد و نيز توانايى نگريستن از منظر نگاه مخاطبى كه آنات شعر را همپاى شاعر پى مىگيرد، تقدير مىكند.
هيئت داوران انتظار دارد كه شعرها و مجموعه شعرهاى بعدى اين شاعر، از بعضى مسامحهها و سهلگيرىها كه در كتاب "رهابند" خصوصا هنگام فوران احساس و عاطفهی مثبت و منفى ديده مىشود، به دور باشد؛ و همچنين به اين مهم بيشتر توجه كند كه به هنگام نقد و اعتراض به هر پديدهی منفى، خود در ساحت شعر بدان ورطه نيفتد.
- از ميان مجموعه شعرهاى راهيافته به مرحلهی نهايى، هيئت داوران پس از بررسى همهی شعرهاى سروده شده در قالبهاى كهن و بحث و همانديشى بسيار، به اين نتيجه رسيد كه دو كتاب را بدون اولويت يكى بر ديگرى، ذيل عنوان برندگان نهايى اين دوره در قالبهاى كهن معرفى كند. اين دو كتاب كه تنديس و لوح كتاب سال شعر جوان را به همراه جايزهی نقدى دو ميليون و پانصد هزار تومانى، نصيب شاعران پديدآورندهی آثار كرده اند، به ترتيب حروف الفبا عبارتند از:
- مجموعه شعر "آشفتگى" سرودهی حسين دهلوى
هيئت داوران به سبب افقهاى نگاه نو در عين استفادهی امروزى از تجربههاى پيشينيان و بيان مضامين تازه در زبانى شسته رفته و پاكيزه، و توجه به ذات و ظرفيت قالب ديرسال " غزل"، لوح و تنديس كتاب سال شعر جوان، و جايزهی نقدى دو ميليون و پانصد هزار تومانى را تقديم مىكند به حسين دهلوى سرايندهی مجموعه شعر "آشفتگى".
- مجموعه شعر "تماشايى" سرودهی ميلاد عرفانپور
هيئت داوران به سبب خلاقيت در آفرينش مضامين، تنوع موضوع و "سوژه" و همچنين گذر طبيعى شاعر از بعضى صحنهها و عرصههاى معمول زندگى آدمهاى كوچه و خيابان به دنياى"معانى متنوع" در عين يكپارچگى و انسجام "انديشه"ی شاعر، لوح و تنديس كتاب سال شعر جوان را به ضميمهی جايزهی نقدى دو ميليون و پانصد هزار تومانى تقديم مىكند به ميلاد عرفانپور.
نكته: هرچند در هنگام اعلام حائزان رتبههاى برتر، معمول نيست كه داوران به موارد انتقادى و منفى اشاره كنند، دستكم به انگيزهی جلب توجه شاعران جوان - با هر درجه از توفيق- به لزوم توشهگيرى از نقد و پرهيز از سادهگيرى و مسامحه، اين تذكر را لازم مىبينيم كه متاسفانه هيچيك از آثار راهيافته به مرحلهی نهايى از اشكالها و عيوب بيّن و آشكار خالى نمانده اند. تا بدانجا كه حتى دو كتاب برگزيدهی ما داوران در قالبهاى كهن كه به ظرائف و طرائف، دلربايى مىكرد و سر ذوقمان مىآورد، هر كدام در يك غزل دچار مشكل "قوافى"اند!
انتظار بيراهى نيست اينكه شاعران جوان و پوياى ما وقتى با اين مشكلات چاپ و نشر كه همگان بدان آگاهند، فرصت عرضهی كتاب مىيابند، دستكم يك بار از منظر مشكلات ابتدائى به محصولى كه عرضه مىكنند بنگرند و كتابى شايسته و پيراسته از خود بجا بگذارند. چنين باد...
ب- قالبهاى نوين:
- هيئت داوران كتاب سال شعر جوان (جايزهی قيصر امينپور) با اهداى لوح تقدير و جايزهی نقدى يك ميليون تومانى از آقاى شهريار بزرگمهر سرايندهی مجموعه شعر"نامههايى از كازابلانكا" به سبب حضور قوى عنصر انديشه و نيز قدرت تصويرگرى و بخصوص برخى پايانبندىهاى خوب و غيرقابل پيشبينى كه بر جذابيت شعرها افزوده، تقدير مىكند. هيئت داوران انتظار دارد كه اين شاعر خوشفكر، براى برخى مسامحهها و اشكالهاى زبانى در شعر خود هم، فكرى كند تا سطرهايى كه گاه از منطق شعر به منطق نثر ميل مىكنند، سطح شعرها را تحتالشعاع قرار ندهند.
Forwarded from دفتر شعر جوان (Fahime Dehghan)
- هيئت داوران با اهداى لوح تقدير و جايزهی يك ميليون تومانى از شاعر جوان سرايندهی مجموعه شعر"سوء طن"، آقاى مهران شفيعى تقدير مىكند. دليل اين تقدير آن است كه شاعر در بيشتر شعرها از امكانات شعر حجم و جريانهاى نوين شعر فارسى به نحوى هوشمندانه استفاده كرده و از اين رهگذر گاه از راه ميانبر براى افزودن بر ظرفيت معنى بهره گرفته است. بجاست كه همين جا توقع هيئت داوران را از اين شاعر جوان مطرح كنيم تا از اين پس هنگام سرودن، هميشه و هماره به اين مهم توجه كند كه رفتار نامتعارف با زبان نه گريزگاهى براى آسانگيرى، بل كه راهى ناگزير براى بيان موثر بر مخاطب است كه شايد رواتر است كه نام هنرمندانهترِ هنجارآفرينى به خود گيرد؛ كه صرف هنجارشكنى اگر هدف قلمداد شود، نه راه، كه يك بازى عكسالعملى و منفعلانه در مقابل "تكرار" خواهد بود.
- از ميان مجموعه شعرهاى راهيافته به مرحلهی نهايى (در قالبهاى نوين) نيز (همچون بخش كهن) نتيجهی بررسىهاى دقيق و ساعتها بحث جدى داوران، رسيدن به اين تفاهم بود كه اينجا هم دو كتاب رابدون اولويت يكى بر ديگرى، ذيل عنوان برندگان نهايى اين دوره (در قالبهاى نوين) معرفى كند. داوران جايزه خاطرنشان مىكنند كه اين، نه روشى براى آسان كردن كار خود، بلكه حاصل مقايسهی نهايى و جزی به جزی آثار و كتابهاست. اي كاش كه اين توافق به سبب قوت و درخشندگى آثارى بىعيب و نقص مىبود؛ كه صادقانه بگوييم چنين نيست. شعرهاى خوب در مجموعههاى راهيافته به مرحلهی نهايى فراوان است، اما ما نهايتا بايد همهی شعرهاى كتابها را با هم مىسنجيديم و نه صرفا شعرهاى خوب مجموعهها را با هم.
اعضاى هيئت داوران در اين نكته متفقند - و متاسفانه متاسفند- كه هيچ كتاب خالى از عيب و نقص در "زبان" نيافتند و اين زنگ هشدارى است به شاعران جوان و شايد ناشران آثار، كه به نظر مىرسد يا منتقد جدى كه به اهميت زبان در شعر واقف باشد، كمياب است يا اساسا ضرورت نقد جدى گرفته نمىشود.
و اما دو مجموعهی برگزيده از دو شاعر برتر كه در مقايسهی نسبى آثار در قالبهاى نوين انتخاب شدند. اين مجموعه شعرها با همطرازى و بدون ترجيح يكى بر ديگرى صرفا به ترتيب حروف الفبا معرفى مىشوند:
- هيئت داوران تنديس و لوح كتاب سال شعر جوان و جايزهی نقدى دوميليون و پانصدهزار تومانى را تقديم مىكند به كتاب"بىنظمى" مجموعه شعر آقاى آرمين يوسفى. اين جايزه دستاورد طراحىهاى خوب شاعر در فرم و شكل، انسجام اغلب شعرها با توجه به عنصر زمان و استفادهی مناسب از قطع و توالى آن و توجه به گستردگى تعريف امروزى از تصوير-ناظر به امكان تصور- است.
هيئت داوران در عين حال انتظار دارد كه در آثار بعدى اين شاعر بعضا شاهد نمونههايى نباشد كه به نظر، ترجمهی صِرفِ تخيلات فيش بندى شده به زبان شعر است. چنين آفتى در واقع به "اصالت" شعر و "طبيعى بودن روند آن" و همان انسجامى كه در بعضى شعرهاى مجموعه نظر داوران را جلب كرد، آسيب مىزند. تلاش شاعر براى رفع اين مشكل قطعا به جذابيت آثار او خواهد افزود.
- هيئت داوران تنديس و لوح كتاب سال شعرجوان و جايزهی نقدى دو ميليون و پانصد هزار تومانى را به آقاى حميدرضا عبداللهزاده، صاحب مجموعه شعر "مردى كه از ذهن پنجره رفت" تقديم مىكند.
زبان مستقل-در بيشتر شعرها-، و طرح قصهها و پسزمينههاى شخصى- و نه شبيه به ديگران- و از همه مهمتر زيركى و نكتهسنجى در به دام انداختن "لحظه"ها از نكات درخور توجه اين شاعر و اين مجموعه شعر است. در عين حال هيئت داوران لزوم تمرين و ممارست بيشتر براى حل مشكلات زبانى از جمله برخى لكنتها را در بيان شاعر به او يادآور مىشود و اميدوار است كه نوشتن و بار ديگر نوشتن و طراحىهاى متمايز از هم براى هر شعر، بتواند مشكلات برآمده از تجربهی محدود را حل كند تا اين شاعر خلاق مجموعه شعرهاى پيراستهتر و درخشانتر بيافريند.
- از ميان مجموعه شعرهاى راهيافته به مرحلهی نهايى (در قالبهاى نوين) نيز (همچون بخش كهن) نتيجهی بررسىهاى دقيق و ساعتها بحث جدى داوران، رسيدن به اين تفاهم بود كه اينجا هم دو كتاب رابدون اولويت يكى بر ديگرى، ذيل عنوان برندگان نهايى اين دوره (در قالبهاى نوين) معرفى كند. داوران جايزه خاطرنشان مىكنند كه اين، نه روشى براى آسان كردن كار خود، بلكه حاصل مقايسهی نهايى و جزی به جزی آثار و كتابهاست. اي كاش كه اين توافق به سبب قوت و درخشندگى آثارى بىعيب و نقص مىبود؛ كه صادقانه بگوييم چنين نيست. شعرهاى خوب در مجموعههاى راهيافته به مرحلهی نهايى فراوان است، اما ما نهايتا بايد همهی شعرهاى كتابها را با هم مىسنجيديم و نه صرفا شعرهاى خوب مجموعهها را با هم.
اعضاى هيئت داوران در اين نكته متفقند - و متاسفانه متاسفند- كه هيچ كتاب خالى از عيب و نقص در "زبان" نيافتند و اين زنگ هشدارى است به شاعران جوان و شايد ناشران آثار، كه به نظر مىرسد يا منتقد جدى كه به اهميت زبان در شعر واقف باشد، كمياب است يا اساسا ضرورت نقد جدى گرفته نمىشود.
و اما دو مجموعهی برگزيده از دو شاعر برتر كه در مقايسهی نسبى آثار در قالبهاى نوين انتخاب شدند. اين مجموعه شعرها با همطرازى و بدون ترجيح يكى بر ديگرى صرفا به ترتيب حروف الفبا معرفى مىشوند:
- هيئت داوران تنديس و لوح كتاب سال شعر جوان و جايزهی نقدى دوميليون و پانصدهزار تومانى را تقديم مىكند به كتاب"بىنظمى" مجموعه شعر آقاى آرمين يوسفى. اين جايزه دستاورد طراحىهاى خوب شاعر در فرم و شكل، انسجام اغلب شعرها با توجه به عنصر زمان و استفادهی مناسب از قطع و توالى آن و توجه به گستردگى تعريف امروزى از تصوير-ناظر به امكان تصور- است.
هيئت داوران در عين حال انتظار دارد كه در آثار بعدى اين شاعر بعضا شاهد نمونههايى نباشد كه به نظر، ترجمهی صِرفِ تخيلات فيش بندى شده به زبان شعر است. چنين آفتى در واقع به "اصالت" شعر و "طبيعى بودن روند آن" و همان انسجامى كه در بعضى شعرهاى مجموعه نظر داوران را جلب كرد، آسيب مىزند. تلاش شاعر براى رفع اين مشكل قطعا به جذابيت آثار او خواهد افزود.
- هيئت داوران تنديس و لوح كتاب سال شعرجوان و جايزهی نقدى دو ميليون و پانصد هزار تومانى را به آقاى حميدرضا عبداللهزاده، صاحب مجموعه شعر "مردى كه از ذهن پنجره رفت" تقديم مىكند.
زبان مستقل-در بيشتر شعرها-، و طرح قصهها و پسزمينههاى شخصى- و نه شبيه به ديگران- و از همه مهمتر زيركى و نكتهسنجى در به دام انداختن "لحظه"ها از نكات درخور توجه اين شاعر و اين مجموعه شعر است. در عين حال هيئت داوران لزوم تمرين و ممارست بيشتر براى حل مشكلات زبانى از جمله برخى لكنتها را در بيان شاعر به او يادآور مىشود و اميدوار است كه نوشتن و بار ديگر نوشتن و طراحىهاى متمايز از هم براى هر شعر، بتواند مشكلات برآمده از تجربهی محدود را حل كند تا اين شاعر خلاق مجموعه شعرهاى پيراستهتر و درخشانتر بيافريند.
Forwarded from دفتر شعر جوان (Fahime Dehghan)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ کوتاهی از برگزاری دومین دوره کتاب سال دفتر شعر جوان
یکشنبه ششم آبان ماه ۱۳۹۷
#دفتر_شعر_جوان
#خانه_هنرمندان_ایران
@daftaresherejavan
یکشنبه ششم آبان ماه ۱۳۹۷
#دفتر_شعر_جوان
#خانه_هنرمندان_ایران
@daftaresherejavan
https://www.aparat.com/v/38JIT
#نی_نامه
شعری عاشورایی و لطیف از شادروان قیصر #امین_پور بمناسبت تقارن سالگرد درگذشت وی با اربعین حسینی (با صدای شاعر)
🌲
------------------------------
@bagh_saeb
#نی_نامه
شعری عاشورایی و لطیف از شادروان قیصر #امین_پور بمناسبت تقارن سالگرد درگذشت وی با اربعین حسینی (با صدای شاعر)
🌲
------------------------------
@bagh_saeb
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
مثنوی نی نامه با صدای قیصر امین پور
🌲
کی دلبران زصحبت دل سیر می شوند؟
خوبان کجا ز آینه دلگیر می شوند؟
در خانمان خرابی دل سعی می کنند
این غافلان که در پی تعمیر می شوند
چون صبح زیر خیمه دلگیر آسمان
روشندلان به یک دو نفس پیر می شوند
غیر از گرسنگی که نگردند سیر ازو
هر نعمتی که هست ازو سیر می شوند
آنان که قد کنند دوتا پیش چون خودی
در خانه کمان هدف تیر می شوند
بی جذبه آن کسان که درین ره قدم نهند
گر بر فلک روند، زمینگیر می شوند
جمعی که پا به صدق درین راه می نهند
در یک نفس چو صبح جهانگیر می شوند
جمعي که از حسب به نسب مي کنند صلح
قانع به استخوان ز طباشير مي شوند
صائب! ز زخم شير مکافات غافلند
صيد افکنان که در پي نخجير مي شوند
#صائب
🌲
-----------------------------------
@bagh_saeb
کی دلبران زصحبت دل سیر می شوند؟
خوبان کجا ز آینه دلگیر می شوند؟
در خانمان خرابی دل سعی می کنند
این غافلان که در پی تعمیر می شوند
چون صبح زیر خیمه دلگیر آسمان
روشندلان به یک دو نفس پیر می شوند
غیر از گرسنگی که نگردند سیر ازو
هر نعمتی که هست ازو سیر می شوند
آنان که قد کنند دوتا پیش چون خودی
در خانه کمان هدف تیر می شوند
بی جذبه آن کسان که درین ره قدم نهند
گر بر فلک روند، زمینگیر می شوند
جمعی که پا به صدق درین راه می نهند
در یک نفس چو صبح جهانگیر می شوند
جمعي که از حسب به نسب مي کنند صلح
قانع به استخوان ز طباشير مي شوند
صائب! ز زخم شير مکافات غافلند
صيد افکنان که در پي نخجير مي شوند
#صائب
🌲
-----------------------------------
@bagh_saeb
🌲
#مفاخر_ادبی_اصفهان
#پروین_دولت_ابادی
https://www.google.com/amp/s/koodaki.org/parvin-dolatabadi%3famp
🌲
---------------------------
@bagh_saeb
#مفاخر_ادبی_اصفهان
#پروین_دولت_ابادی
https://www.google.com/amp/s/koodaki.org/parvin-dolatabadi%3famp
🌲
---------------------------
@bagh_saeb
🌲
باطل شود اگر چه به اعجاز، سحرها
در سحر، چشم شوخ تو اعجاز می کند
شعر: #صائب
خط: #محمود_صوفی
🌲
-----------------------------------
@bagh_saeb
باطل شود اگر چه به اعجاز، سحرها
در سحر، چشم شوخ تو اعجاز می کند
شعر: #صائب
خط: #محمود_صوفی
🌲
-----------------------------------
@bagh_saeb
Forwarded from باغ صائب
🌲
روشن است از دل بی کینهٔ ما، سینهٔ ما
گوهر ماست چراغِ دل گنجینهٔ ما
صبحِ #شنبه به نظر جلوه کند مستان را
از فروغ میِ گلگون، شب آدینه ما!
#صائب
🌲
-----------------------------------
@bagh_saeb 🌲🌲🌲
روشن است از دل بی کینهٔ ما، سینهٔ ما
گوهر ماست چراغِ دل گنجینهٔ ما
صبحِ #شنبه به نظر جلوه کند مستان را
از فروغ میِ گلگون، شب آدینه ما!
#صائب
🌲
-----------------------------------
@bagh_saeb 🌲🌲🌲
🌲
منتخب غزلی از مولانا صائب
هر غافلی که خنده به آواز می کند
چون کبک، رهنمایی شهباز می کند
از حسن بی مثال تو غافل فتاده است
آن ساده دل که آینه پرداز می کند
باطل شود اگر چه به اعجاز، سحرها
در سحر، چشم شوخ تو اعجاز می کند
دارد کسی که فکر اقامت درین جهان
در رهگذار سیل، کمر باز می کند
دست نوازش است مرا دست رد خلق
چون ساز گوشمال مرا ساز می کند
افتاده است دور ز نزدیکی خدا
صائب! کسی که ذکر به آواز می کند
#صائب
🌲
-----------------------------------
@bagh_saeb
منتخب غزلی از مولانا صائب
هر غافلی که خنده به آواز می کند
چون کبک، رهنمایی شهباز می کند
از حسن بی مثال تو غافل فتاده است
آن ساده دل که آینه پرداز می کند
باطل شود اگر چه به اعجاز، سحرها
در سحر، چشم شوخ تو اعجاز می کند
دارد کسی که فکر اقامت درین جهان
در رهگذار سیل، کمر باز می کند
دست نوازش است مرا دست رد خلق
چون ساز گوشمال مرا ساز می کند
افتاده است دور ز نزدیکی خدا
صائب! کسی که ذکر به آواز می کند
#صائب
🌲
-----------------------------------
@bagh_saeb
در سالگرد رحلت جانگداز حبیب خدا، محمد مصطفی (ص) و امام حسن المجتبی (ع) با عرض تسلیت به عاشقان و پیروانشان، از درگاه خدای منان، گشایش امر مسلمین و نصرت حق پرستان جهان را خواستاریم.
@bagh_saeb ◼️🌲◼️
@bagh_saeb ◼️🌲◼️
ندهد فرصت گفتار به محتاج، #کریم
گوش این طایفه آواز گدا نشنیده است...
شعر: #صائب
خط: #محمود_صوفی
@bagh_saeb ◼️🌲◼️
گوش این طایفه آواز گدا نشنیده است...
شعر: #صائب
خط: #محمود_صوفی
@bagh_saeb ◼️🌲◼️
🌲
از بس فشرد گریه بیدادگر مرا
ناخن ز کاوش دل من رنگ برنداشت
اوقات خود ز مشق پریشان سیاه کرد
چشمی که نسخه زان خط شبرنگ برنداشت
#صائب
🌲
-----------------------------------
@bagh_saeb
از بس فشرد گریه بیدادگر مرا
ناخن ز کاوش دل من رنگ برنداشت
اوقات خود ز مشق پریشان سیاه کرد
چشمی که نسخه زان خط شبرنگ برنداشت
#صائب
🌲
-----------------------------------
@bagh_saeb
زان شب که با تو دست در آغوش کردهام
یکباره ترکِ صبر و دل و هوش کردهام
هرچ آن نه عشق توست، به بازی شمردهام
هرچ آن نه یاد توست فراموش کردهام
در چشم من شدهاست یکی دانهء گهر
هر نکتهای که از دهنت گوش کردهام
خالی بشد دماغ من از مستی و خمار
زان بادهها که از لب تو نوش کردهام
بر چرخ میرسید خروشِ دل از فراق
او را به وعدههای تو خاموش کردهام
از چشمِ نیمخوابِ تو امروز روشن است
آن نالهها که من ز غمت دوش کردهام
دستم که زیر سنگ فراقاست هر شبی
تا روز با غم تو در آغوش کردهام
پرسیدم از دلم که چرا دوری از برم
گفتا که خود فرا رخ نیکوش کردهام.
#کمالالدین_اسماعیل
@khakestare_ghoghnoos
🌲
-----------------------------
@bagh_saeb
یکباره ترکِ صبر و دل و هوش کردهام
هرچ آن نه عشق توست، به بازی شمردهام
هرچ آن نه یاد توست فراموش کردهام
در چشم من شدهاست یکی دانهء گهر
هر نکتهای که از دهنت گوش کردهام
خالی بشد دماغ من از مستی و خمار
زان بادهها که از لب تو نوش کردهام
بر چرخ میرسید خروشِ دل از فراق
او را به وعدههای تو خاموش کردهام
از چشمِ نیمخوابِ تو امروز روشن است
آن نالهها که من ز غمت دوش کردهام
دستم که زیر سنگ فراقاست هر شبی
تا روز با غم تو در آغوش کردهام
پرسیدم از دلم که چرا دوری از برم
گفتا که خود فرا رخ نیکوش کردهام.
#کمالالدین_اسماعیل
@khakestare_ghoghnoos
🌲
-----------------------------
@bagh_saeb
🌲
کیستند اهل جهان؟ بی سر و سامانی چند
در ره سیل حوادث، ده ویرانی چند
چرخ کز خون شفق چهره خود دارد سرخ
چه سرانجام دهد کار پریشانی چند؟
زین گلستان که چو گل خیمه در آنجا زده ای
چیست در دست تو جز چاک گریبانی چند؟
دو سه روزی است تماشای گلستان جهان
در دل خود برسانید گلستانی چند
نیست از مردم بی شرم عجب پرده دری
پوشش امید چه دارید ز عریانی چند؟
دل سیه شد ز پریشان سخنان، صبح کجاست؟
تا بگیرد سر این شمع پریشانی چند؟
داغ دیگر به دل از لاله ستانم افزود
چه تراوش کند از سینه سوزانی چند؟
آن که بر آتش ما آب نصیحت می ریخت
کاش می زد به دل سوخته، دامانی چند
چه کنم آه که هر لحظه برون می آرد
عرق شرم تو، از پرده نگهبانی چند
شد ز یک صبح قیامت همه عالم پرشور
چه کند دل به شکرخنده پنهانی چند؟
وقت آن راهروی خوش که چو دریای سراب
دارد از موجه خود سلسله جنبانی چند
رهروان تو چه پروای علایق دارند؟
چه کند خار به این برزده دامانی چند
نبرد آینه از آینه هرگز زنگار
چه دهی حیرت خود عرض به حیرانی چند؟
صائب! از قحط سخندان همه کس موزون است
کاش می بود درین عهد سخندانی چند
#صائب
🌲
-----------------------------------
@bagh_saeb
کیستند اهل جهان؟ بی سر و سامانی چند
در ره سیل حوادث، ده ویرانی چند
چرخ کز خون شفق چهره خود دارد سرخ
چه سرانجام دهد کار پریشانی چند؟
زین گلستان که چو گل خیمه در آنجا زده ای
چیست در دست تو جز چاک گریبانی چند؟
دو سه روزی است تماشای گلستان جهان
در دل خود برسانید گلستانی چند
نیست از مردم بی شرم عجب پرده دری
پوشش امید چه دارید ز عریانی چند؟
دل سیه شد ز پریشان سخنان، صبح کجاست؟
تا بگیرد سر این شمع پریشانی چند؟
داغ دیگر به دل از لاله ستانم افزود
چه تراوش کند از سینه سوزانی چند؟
آن که بر آتش ما آب نصیحت می ریخت
کاش می زد به دل سوخته، دامانی چند
چه کنم آه که هر لحظه برون می آرد
عرق شرم تو، از پرده نگهبانی چند
شد ز یک صبح قیامت همه عالم پرشور
چه کند دل به شکرخنده پنهانی چند؟
وقت آن راهروی خوش که چو دریای سراب
دارد از موجه خود سلسله جنبانی چند
رهروان تو چه پروای علایق دارند؟
چه کند خار به این برزده دامانی چند
نبرد آینه از آینه هرگز زنگار
چه دهی حیرت خود عرض به حیرانی چند؟
صائب! از قحط سخندان همه کس موزون است
کاش می بود درین عهد سخندانی چند
#صائب
🌲
-----------------------------------
@bagh_saeb