@asheghanehaye_fatima
و غزلمرگی درست همان ثانیه رخ میدهد که به ناگاهان و چه ناگاهان درمییابی که دیگر چشم مست هیچ مستچشمی تکانت نمیدهد و قرنهاست هلاک لوندی نگاه کسی نشدهای و به باد گیسوی عطرافشان زنی -زن بلورتنی - نرفتهای و چه واوهای پس از هم که چه با من کرد. که چه خواهم کرد...
و غزلمرگی درست همانجا رخ میدهد که درمییابی چه هفتهها ؟ نه چه ماهها؟ نه که چه سالها؟ نه که چه عمرهاست سرانگشتانت جنون داغ بساویدن نرمای تنی چون خاک گوارای وطنی را ضجة التماس نمیکشد و چه واوهای پس از این که چه بنویسم..
باری غزلمرگی هنگام رخ میدهد که بی عشق و بی اشک و بی بغض و بی لبخند سر میکنی و چشمت به راه نوسفری نیست
در من غزلمرگی به شدیدترین شکلش دارد بیداد میکند و تمامت تن و جانم فریاد میدارد:
ای غزلخانم دلباکره ای مریم ناب!
آسمانسوزترین مرد زمین را دریاب!
مادر دغدغههای ازلی! ای رخشید!
تا نمردی و نمردم به نجاتم بشتاب!
ع. ا. یاغی
#یاغی_تبار
و غزلمرگی درست همان ثانیه رخ میدهد که به ناگاهان و چه ناگاهان درمییابی که دیگر چشم مست هیچ مستچشمی تکانت نمیدهد و قرنهاست هلاک لوندی نگاه کسی نشدهای و به باد گیسوی عطرافشان زنی -زن بلورتنی - نرفتهای و چه واوهای پس از هم که چه با من کرد. که چه خواهم کرد...
و غزلمرگی درست همانجا رخ میدهد که درمییابی چه هفتهها ؟ نه چه ماهها؟ نه که چه سالها؟ نه که چه عمرهاست سرانگشتانت جنون داغ بساویدن نرمای تنی چون خاک گوارای وطنی را ضجة التماس نمیکشد و چه واوهای پس از این که چه بنویسم..
باری غزلمرگی هنگام رخ میدهد که بی عشق و بی اشک و بی بغض و بی لبخند سر میکنی و چشمت به راه نوسفری نیست
در من غزلمرگی به شدیدترین شکلش دارد بیداد میکند و تمامت تن و جانم فریاد میدارد:
ای غزلخانم دلباکره ای مریم ناب!
آسمانسوزترین مرد زمین را دریاب!
مادر دغدغههای ازلی! ای رخشید!
تا نمردی و نمردم به نجاتم بشتاب!
ع. ا. یاغی
#یاغی_تبار
@asheghanehaye_fatima
ﮔﺮ ﭼﻪ ﺍﺯ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﻟﻔﻆ ﺑﯿﺰﺍﺭﯼ
ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ
ﺁﻫﯽ ﻭ ﺍﺯ ﺑﻐﺾ ﻫﺎﯼ ﮐﻬﻨﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ
ﺍﺷﮑﯽ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺑﺮﻫﺎﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﯼ
ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﺣﺠﺖ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺑﺎﯾﺪ
ﺩﻝ ﺑﻪ ﺍﺑﻠﯿﺲ ﻗﺸﻨﮓ ﻋﺸﻖ ﺑﺴﭙﺎﺭﯼ
ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﯼ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﯽ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ
ﺳﺮ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﻧﻪ ﯼ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ
ﺍﻭ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﻟﺒﺎﻧﺖ ﺳﯿﺐ ﻣﯽ ﺩﺯﺩﺩ
ﺍﻭ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﺮ ﻟﺒﺎﻧﺶ ﺳﯿﺐ ﻣﯽ ﮐﺎﺭﯼ
ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺑﯽ ﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺧﺎﻃﺮﺕ ﺑﺎﺷﺪ
ﻭﺍﯼ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺳﺮﺵ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﺮﺩﺍﺭﯼ
#یاغی_تبار
ﮔﺮ ﭼﻪ ﺍﺯ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﻟﻔﻆ ﺑﯿﺰﺍﺭﯼ
ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ
ﺁﻫﯽ ﻭ ﺍﺯ ﺑﻐﺾ ﻫﺎﯼ ﮐﻬﻨﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ
ﺍﺷﮑﯽ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺑﺮﻫﺎﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﯼ
ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﺣﺠﺖ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺑﺎﯾﺪ
ﺩﻝ ﺑﻪ ﺍﺑﻠﯿﺲ ﻗﺸﻨﮓ ﻋﺸﻖ ﺑﺴﭙﺎﺭﯼ
ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﯼ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﯽ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ
ﺳﺮ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﻧﻪ ﯼ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ
ﺍﻭ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﻟﺒﺎﻧﺖ ﺳﯿﺐ ﻣﯽ ﺩﺯﺩﺩ
ﺍﻭ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﺮ ﻟﺒﺎﻧﺶ ﺳﯿﺐ ﻣﯽ ﮐﺎﺭﯼ
ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺑﯽ ﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺧﺎﻃﺮﺕ ﺑﺎﺷﺪ
ﻭﺍﯼ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺳﺮﺵ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﺮﺩﺍﺭﯼ
#یاغی_تبار
@asheghanehaye_fatima♦️
درد منجر ب ترک درمان شد
عشق منجر ب کینه ی شتری
تو ب درد خودت نمی خوردی
ک ب درد جنون من بخوری
#یاغی_تبار
درد منجر ب ترک درمان شد
عشق منجر ب کینه ی شتری
تو ب درد خودت نمی خوردی
ک ب درد جنون من بخوری
#یاغی_تبار