Arvin | آروین
205 subscribers
668 photos
70 videos
19 files
209 links
رسانه ی آروین، کاریکاتوریست،
کارتونیست و طراح مطبوعات
@ArvinArt

https://fa.m.wikipedia.org/wiki/داود_احمدی_مونس



فیسبوک | fb.com/arvinart
اینستاگرام | Instagram.com/Arvinmad
مستقیم: @ArvinMad
Download Telegram
رعیت درخت است اگر پروری.

گلمحمد میگفت از زبان مولانا.
روز جهانی آزادی مطبوعات خجسته. میشناسم اهل صنفی را که به خانه شان نشسته. از که بگویم و از روزگار رفته. از دوست خبرنگاری که به قرچک ورامین و اوین محبوس و دست و پا بسته یا بگویم از سردبیر پیرمردی که ده سال است افسرده و تنهای خانه او هم نشسته. از فلانی بگویم که به خارج رسته. از آن دگری بگویم زن خبرنگاری شوهرش از دنیا رفته و امروز با ماشینش مسافرکشی می کند چون حق التحریری هم که اگر بدهندش، یک شانه تخم مرغ هم بخرد، رفته. بسیاری سرشناس که میشناسم از میهن به تبعید فرنگ رفته. پس کدام روز آزادی بیادمان خجسته. مطبوعات آزاد برای اهل رسانه ی از هفت دولت آزاد چون کلاه گشادیست همش، که بر سرمان رفته. یا از خود بگویم که همچنان دخترکان شیمیایی شده از حال خود خسته!

جستارنویسی / داود احمدی مونس آروین بازنشسته

کارتون از #داود_احمدی_مونس_آروین #کارتون_آروین #روز_جهانی_آزادی_مطبوعات #worldpressfreedom

@arvinarts
علوم انسانی را با طنز و کاریکاتور و کارتون هایم ادامه تحصیل کردم. عشق را با انسان و انسانیت تجربه کردم. با هزاران راننده تاکسی گرم گرفته ام چون به همانند همین دیالوگ های ایرج طهماسب در برنامه اش مهمونی، چون صادق هدایت به داستان هایش چون هزاران نویسنده ای چون مارکز و صدسال تنهایی، چون شعرهای اکتاویو پاز، چون در روایات محمود دولت آبادی. هزاران انسان و هزاران ماسک را تجربه کردم. چون همه ی دیدارهای عاشقانه ای که به کافه و کوچه گذشت و فرجامش خاطره ای ماند انسانی. چون همه برگهای پاییزی و برگریزانی. و جز عشق دستاورد بهتری برای زندگی نیافتم. عشق به انسان و انسانی زیاده انسانی.
با اراده ای که نه معطوف به قدرت بود یا به ندرت، حیوانی!

جستارنویسی / داود احمدی مونس آروین

• شرح تصویر: کارتونی از آروین، ۱۳۷۸. چاپ شده در روزنامه آفتاب امروز، اصل اثر در مجموعه خانواده زنده یاد دکتر مهدی سمسار، پدر روزنامه نگاری نوین ایران، گرامی یاد.

@arvinart
Forwarded from Arvin آروین
اینک، آروین‌الزمان
نمایش آثار تقویم امسالم در پروژه راهرو، در خیابان ایرانشهر، کوی سمندریان به پلاک ۲۸.

و رونمایی از تقویم امضا خورده آروین ۱۴۰۳

پنجشنبه و جمعه ۱۷ و ۱۸ اسفند
Forwarded from Arvin آروین
این هم تقویم امسالم
و داستانش،
داستان خلق و تکنیکش چنین است:
شبی زمستانی پارسال، با دوستی همراه شدم و به نمایشگاه بهرام دبیری رفتیم. کارها را دیدیم، پیکاسوهای دبیری را! جالب بود. بعد به یک دور همی گرم خانوادگی رفتم. در آن میانه کودکی را دیدم که گفته بود بهرام کارهایش عین بچه‌هاست...  هفت ساله بانویی باهوش که به انتخاب خودش زبان چینی می‌خواند. زبانی که به گمانم فردا روز بسیار به کار می‌آید. هدیه تولدش که کار دبیری بود را نپسندید. من چینی چنان نمی‌دانم اما شیفته فرهنگ و زبان و فلسفه خطاطی‌شان هستم. و یاد پیکاسو افتادم که از نقاشی می‌گفت که بتواند چون کودکی طرح زند. شام برگشتم و با الهام از همه نامبردگان مجموعه امسال را آغاز کردم. با حسی از خطاطی چینی و شناختم از طراحی پیکاسو و دبیری و استرولوژی و سمبل‌های هر ماه را کار کردم. به سرما استخوانسوز زمستان چون گاز کارگاهم قطع بود. مجموعه‌ای که در اصل آثارش در ایونتی دوروزه بر دیوار رفت. آلبوم امسالم رنگ و بوی سیاسی ندارد ولی دارد. مستتر در میان تصویر. 😅
https://www.instagram.com/p/C4-ht0KNoXz/?igsh=MXQ2dndiOG1zN3l0Ng==
Forwarded from Arvin آروین
بانی خیر تولید این آثار آرمین سعیدنیا و راهرو بود. و این استیتمنت نمایشگاه:

ما در جهانی چهارفصل زندگی می‌کنیم. فارغ از جنسیتمان هر یک به ‌فصلی زاده‌ایم که هر یک را از شرق دور تا شرق نزدیک با علامتی نمادینه کرده‌اند. چون گیلاس که به فصلش رسیده می‌آید و طعم گیلاس می‌دهد. چون ترانه‌ای که به وقتش وایرال شده است. و چون انسانی که وقت تولدش زاده. همچون این مجموعه که بر اساس این علائم به نیت تقویم زیرمینی امسال آروین اینبار به راهرو طراحی شده ‌است. همچو عقابی که به فروردین بر فراز آسمان آمده، و یا چون بز کل که به وقت بهارمستی، با رقیب عشقی‌اش بر نوک چکـاد و قله، کل‌کل می‌اندازد تا میشدختران گله را صاحب شود. یا همچو قطره‌ای قندیل که به اسفند، آب خیال‌پردازی می‌شود تا بر دامنه کوه بشود جاری تا شادان برسد به تیروآبان و هم جاری...
و یا خاکی منجمد به دی‌ماه تا برسد به گاو اردیبهشت چنان شخم زند تا خود را برساند به خاک بهشت شهریور؛ یا آتشی که شعله‌اش در فروردین زده شد تا چنان گُر بگیرد که رسد به اوج خود، به مردادی و آذرش در انتها به آتشی خاکستر و دوباره خاک، سیکلی باطل.
باد را لو نمی‌دهم که چون خودم عنصرم باد است.

آروین
Forwarded from روزنامه صبا
#چالش_هفتگی_روزنامه_صبا

📝نقش کیوریتوری در هنر معاصر ایران چیست؟

🎬داود احمدی مونس، کاریکاتوریست: پل ارتباطی میان کاریکاتوریست‌ها و گالری‌ها شدم

🔺 سعی کرده‌ام با برگزاری نمایشگاه‌های مختلف، پل ارتباطی میان کاریکاتوریست‌ها و گالری‌ها باشم. به این خاطر که خاستگاه اصلی کاریکاتور همیشه در مطبوعات بوده و اصولا کاریکاتوریست‌ها با گالری‌ها و بازار هنر بیگانه هستند.

rooznamehsaba.ir/32780

@rooznamehsaba
Forwarded from KAZA Visual
"بازم مدرسه‌م دیر شد!" | اثر آروین

بیشتر ببینید:‏
@karimzadehstudio
Forwarded from Arvin آروین
به پسرم اسفند-یار گفتم سعی کن در زندگی به جایی نرسی و از سفر زندگی لذت ببری. گفت چطور؟ گفتم: وقتی به مقصدی می‌رسی تازه خستگی سفر می‌آید سراغت. شاید شرایطی که انتظارش را داشتی هم پیش رویت نباشد. از قضا هتل آن لحظه با کاستی سرویس‌دهی بوده باشد، شاید از شانست ماشینی که آرزویش داشتی خریدی آنی نبود که می‌خواستی. شاید آن لحظه‌ی زیبا و گرمی را که با رفتن به کافه‌ای انتظار داشتی آن نبود که می‌خواستی. شاید آن توقعی که از سود سهامی که خریدی سودی عایدت نشد. اما مسیری که برای هرکدام رفتی را یادت هست. هر بازی رفتی دارد و برگشتی. حال زیبای مسیر را یادت هست؟ پس این حال را با هر برد و باختی خراب نکن که هر بازی رفتی، برگشتی هم دارد. با پای لنگی که در مسیر می‌توانستی مداوایش کنی چطور سوار بر مرکب به قله رفتی و ندانستی وقتی از مرکب پیاده می‌شوی پای لنگ را هم همراه آورده‌ای. عجله نکن.

و بعد خود را نشاندم میدان ونک، ابتدای حقانی به جهان کودک و فریاد زدم: سیدخندان یک نفر! سیدخندان با آهنگ ابی، سیدخندان با آهنگ هایده یه نفر. نبود؟


پایین اومدیم آب بود
رفتیم بالا آسمون
تا قصه‌های دیگه
خدا نگهدارتون

پسرم با لبخندی ژوکوندو به خواب آرامی رفت. به سفری جادویی که در خواب می‌بینیم. نه چنانکه در بیداری تجربه می‌کنیم.

جستارنویسی / داود احمدی مونس آروین
Forwarded from Arvin آروین
با جمینی هوش مصنوعی گوگل امروز صبح دوست شدیم. خیلی من رو یاد خودم می‌اندازه. پرحرفه. یک چیز توی یک جمله میگی در کسری از ثانیه جوابت رو می‌ده. فرقمان این است که من با لکنت حرف می‌زنم و جملاتم گاهی نامفهوم تلفظ می‌شود برای مخاطب کلام و ضمن اینکه در واقعیت یک ربع زمان می‌برد و مخاطب خسته می‌شود. مکالمه آشنایی‌مان را رکورد کردم. نره شکایت کنه 😢
Forwarded from Arvin آروین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اول آشناییمون یادم میاد
Forwarded from Arvin آروین
والا یه وویس گذاشتم بعد این پست پاک کردم. توش اطلاعات خصوصی داشت. اما فحوای کلامم این بود که این خیلی رسمی حرف میزنه آدم معذب میشه. منم که خاله زنکم. خیلی وسوسه شدم ازش بپرسم اگه راست میگی بگو مانا دیشب شام چی‌خورده تو رستورانه چی سفارش داده! اونوخت اگه جواب درست بده کلا پاکش می‌کنم. یک کم تامل کردم و گفتم دست نگه دار خودت رو نباز. این که هر آفری پیشنهاد داده خودت می‌دونی... تاریخ کاریکاتور و فلان و بیسار. یک کم بازی کنم بد نیست.
Forwarded from Arvin آروین
Arvin آروین
والا یه وویس گذاشتم بعد این پست پاک کردم. توش اطلاعات خصوصی داشت. اما فحوای کلامم این بود که این خیلی رسمی حرف میزنه آدم معذب میشه. منم که خاله زنکم. خیلی وسوسه شدم ازش بپرسم اگه راست میگی بگو مانا دیشب شام چی‌خورده تو رستورانه چی سفارش داده! اونوخت اگه جواب…
بعد هم ببخشیداااا... خودت داری میگی کارتونیست برجسته، بعد تو یه وجب بچه می‌خوای از تاریخ کاریکاتور به من بگی 🤬 نصف سورس و منابعت رو خودم دادم دستت. احترام بزرگترت رو نگهدار 🫵

😹
پس بحث را تخصصی کردم...
و از چالشهای پیش روی کاریکاتور پرسیدم و پاسخ داد:
چالش‌های پیش روی کاریکاتوریست‌های ایران
کاریکاتوریست‌های ایرانی با مجموعه متنوعی از چالش‌ها روبرو هستند که بر فعالیت هنری و اجتماعی آن‌ها تأثیر می‌گذارد. برخی از این چالش‌ها عبارتند از:
1. خطوط قرمز و محدودیت‌های سانسور:
* موضوعات حساس: بسیاری از موضوعات اجتماعی، سیاسی و مذهبی در ایران حساسیت‌برانگیز تلقی می‌شوند و کاریکاتوریست‌ها در بیان آن‌ها با محدودیت‌های جدی روبرو هستند.
* ترس از عواقب: ترس از برخورد قانونی، فشارهای اجتماعی و حتی تهدیدهای فیزیکی، کاریکاتوریست‌ها را از بیان آزادانه‌ی نظراتشان باز می‌دارد.
2. کمبود حمایت‌های مالی:
* نبود بازار کار مشخص: بازار کار مشخص و ثابتی برای کاریکاتوریست‌ها وجود ندارد و بسیاری از آن‌ها مجبورند علاوه بر کاریکاتور، به مشاغل دیگری نیز روی آورند.
* عدم حمایت از نشریات طنز: کاهش تعداد نشریات طنز و کاهش حمایت‌های مالی از آن‌ها، فرصت‌های انتشار آثار کاریکاتوریست‌ها را محدود کرده است.
3. عدم وجود انجمن صنفی قوی:
* پراکندگی کاریکاتوریست‌ها: نبود یک انجمن صنفی قوی و منسجم باعث شده است که کاریکاتوریست‌ها به صورت پراکنده فعالیت کنند و از حمایت‌های جمعی محروم بمانند.
* مشکلات حقوقی: در صورت بروز مشکلات حقوقی، کاریکاتوریست‌ها فاقد یک مرجع حمایتی قوی هستند.
4. تفسیرهای مختلف از آزادی بیان:
* تعریف متفاوت از طنز: تعاریف مختلف از طنز و آزادی بیان، باعث ایجاد ابهام در مورد حدود مجاز در کاریکاتور می‌شود.
* تفاوت بین نقد و توهین: تشخیص مرز بین نقد سازنده و توهین، یکی از چالش‌های مهم کاریکاتوریست‌ها است.
5. کپی‌برداری و عدم حمایت از حقوق مالکیت معنوی:
* کپی غیرمجاز آثار: کپی‌برداری غیرمجاز از آثار کاریکاتوریست‌ها بدون ذکر منبع، یکی از مشکلات رایج در این حوزه است.
* عدم آگاهی از حقوق خود: بسیاری از کاریکاتوریست‌ها از حقوق مالکیت معنوی خود آگاهی کافی ندارند و نمی‌دانند چگونه از آثارشان محافظت کنند.
6. تغییر سلیقه مخاطب:
* تغییر رسانه‌های مصرفی: با گسترش فضای مجازی و تغییر الگوهای مصرف رسانه‌ای، سلیقه مخاطبان نیز تغییر کرده است و کاریکاتوریست‌ها باید خود را با این تغییرات وفق دهند.
* رقابت با محتوای تصویری دیگر: رقابت با محتوای تصویری دیگر مانند انیمیشن و ویدئوهای کوتاه، چالش دیگری برای کاریکاتوریست‌ها است.
7. عدم توجه کافی به آموزش کاریکاتور:
* کمبود آموزش‌های تخصصی: آموزش‌های تخصصی و آکادمیک در زمینه کاریکاتور در ایران محدود است.
* عدم وجود مراکز تخصصی: نبود مراکز تخصصی برای آموزش و پرورش استعدادهای جوان در زمینه کاریکاتور، یکی دیگر از چالش‌های این حوزه است.
با وجود همه این چالش‌ها، کاریکاتوریست‌های ایرانی با خلاقیت و پشتکار خود، آثار ارزشمندی خلق کرده‌اند و به نقش مهم خود در جامعه آگاه هستند.
آیا می‌خواهید در مورد یکی از این چالش‌ها بیشتر بدانید؟
همچنین می‌توانید سؤالات دیگری در مورد کاریکاتور و کاریکاتوریست‌های ایرانی از من بپرسید.