بر دلِ من کمان کشید فلک
لرزِ تیرم ز استخوان برخاست
آهِ من دوش تیرباران کرد
ابر خونبار از آسمان برخاست
غصهای بر سرِ دلم بنشست
که بدین سر نخواهد آن برخاست
آمد آن مرغِ نامهآورِ دوست
صبحگاهی کز آشیان برخاست
دید کز جای برنخاستمش
طیره بنشست و دلگران برخاست
اژدها بود خفته بر پایم
نتوانستم آن زمان برخاست
پایِ من زیرِ کوهِ آهن بود
کوهبرپای چون توان برخاست؟
(#خاقانی_شروانی. دیوان: چامهها و ترکیببندها. «چامهها». ویراستهی دکتر #میر_جلالالدین_کزازی. تهران: مرکز. ۱۳۷۵. چاپِ ۱. جلدِ ١. صفحهی ٩١-٩٢.)
#خاقانی
خوشهگاه
لرزِ تیرم ز استخوان برخاست
آهِ من دوش تیرباران کرد
ابر خونبار از آسمان برخاست
غصهای بر سرِ دلم بنشست
که بدین سر نخواهد آن برخاست
آمد آن مرغِ نامهآورِ دوست
صبحگاهی کز آشیان برخاست
دید کز جای برنخاستمش
طیره بنشست و دلگران برخاست
اژدها بود خفته بر پایم
نتوانستم آن زمان برخاست
پایِ من زیرِ کوهِ آهن بود
کوهبرپای چون توان برخاست؟
(#خاقانی_شروانی. دیوان: چامهها و ترکیببندها. «چامهها». ویراستهی دکتر #میر_جلالالدین_کزازی. تهران: مرکز. ۱۳۷۵. چاپِ ۱. جلدِ ١. صفحهی ٩١-٩٢.)
#خاقانی
خوشهگاه
❤17💔6👍1
به ماشین خوش آمدی
#راجر_واترز
خوش آمدی، پسرم
به ماشین خوش آمدی
کجا بودی؟
مهم نیست، میدانیم کجا بودی.
در خطِ تولید بودی، وقت میگذراندی
اسباببازی برایت فراهم بود و کتابِ «پیشاهنگی برای پسران»
گیتاری خریدی تا مادرت را جانبهسر کنی
مدرسه را دوست نداشتی
خودت هم میدانی که کلاه سرت نمیرود
پس خوش آمدی به ماشین
خوش آمدی، پسرم
به ماشین خوش آمدی
چه خوابی دیدی؟
مهم نیست، خودمان گفتیم چه خوابی ببینی.
خوابِ ستارهای بزرگ دیدی
محشر گیتار میزد
همیشه در استیک بار غذایش را میخورد
عاشق راندن جگوارش بود
پس به ماشین خوش آمدی
#موسیقی
گوشهها • خوشهگاه
#راجر_واترز
خوش آمدی، پسرم
به ماشین خوش آمدی
کجا بودی؟
مهم نیست، میدانیم کجا بودی.
در خطِ تولید بودی، وقت میگذراندی
اسباببازی برایت فراهم بود و کتابِ «پیشاهنگی برای پسران»
گیتاری خریدی تا مادرت را جانبهسر کنی
مدرسه را دوست نداشتی
خودت هم میدانی که کلاه سرت نمیرود
پس خوش آمدی به ماشین
خوش آمدی، پسرم
به ماشین خوش آمدی
چه خوابی دیدی؟
مهم نیست، خودمان گفتیم چه خوابی ببینی.
خوابِ ستارهای بزرگ دیدی
محشر گیتار میزد
همیشه در استیک بار غذایش را میخورد
عاشق راندن جگوارش بود
پس به ماشین خوش آمدی
#موسیقی
گوشهها • خوشهگاه
Telegram
گوشهها
Artist: Pink Floyd
Track Title: Welcome to the Machine
Songwriter: Roger Waters
Album: Wish You Were Here (1975)
Genre: Progressive rock
Label: Columbia
گوشهها
Track Title: Welcome to the Machine
Songwriter: Roger Waters
Album: Wish You Were Here (1975)
Genre: Progressive rock
Label: Columbia
گوشهها
❤20
Forwarded from کانون جهان ایرانی دانشگاه تهران
🔵کانون جهان ایرانی دانشگاه تهران برگزار میکند:
جدال نیروها در اسطورههای ایران
برخط (آنلاین)
سخنران:
دکتر آرزو رسولی(طالقانی)
عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه بهشتی
دبیر نشست:
افسانه حنائی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران باستان دانشگاه تهران
زمان: روز جمعه ۳ مردادماه ۱۴۰۴ ساعت ۲۰ به وقت تهران
🔺️برای ورود به نشست اینجا کلیک کنید.
🆔️@jahaneirani_ut
جدال نیروها در اسطورههای ایران
برخط (آنلاین)
سخنران:
دکتر آرزو رسولی(طالقانی)
عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه بهشتی
دبیر نشست:
افسانه حنائی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران باستان دانشگاه تهران
زمان: روز جمعه ۳ مردادماه ۱۴۰۴ ساعت ۲۰ به وقت تهران
🔺️برای ورود به نشست اینجا کلیک کنید.
🆔️@jahaneirani_ut
❤7👍4
Forwarded from «لعلیات»
👍24❤11
ای دل، به سخن مگرد در خون پس از این
از نطقْ مرو ز خویش بیرون پس از این
عمریست که تا زبانی از سر تا پای
وقت است که گوش گردی اکنون پس از این
(#عطار. مختارنامه: مجموعهی رباعیات. «بابِ هفدهم: در بیانِ خاصیتِ خموشی گزیدن». تصحیح و مقدمه از #محمدرضا_شفیعی_کدکنی. تهران: سخن. ١٣٩٩. چاپِ ٨. صفحهی ۱۶۳.)
خوشهگاه
از نطقْ مرو ز خویش بیرون پس از این
عمریست که تا زبانی از سر تا پای
وقت است که گوش گردی اکنون پس از این
(#عطار. مختارنامه: مجموعهی رباعیات. «بابِ هفدهم: در بیانِ خاصیتِ خموشی گزیدن». تصحیح و مقدمه از #محمدرضا_شفیعی_کدکنی. تهران: سخن. ١٣٩٩. چاپِ ٨. صفحهی ۱۶۳.)
خوشهگاه
❤20
ز کامِ نهنگان برون آمدیم
ز غرقابِ دریای خون آمدیم
نه از بادیه، بل ز طوفانِ نوح
به کشتیِ عصمت درون آمدیم
سه ماه از تمنای جناتِ عَدْن
به دستِ زبانی زبون آمدیم
سه ماهِ سفر هست چلساله رنج
که از تیهِ موسا برون آمدیم
به سگجانی ار چون سکندر به طبع
در آن راهِ ظلْماتگون آمدیم
چو خضر از سرِ چشمه خوردیم آب
هم الیاس را رهنمون آمدیم
ز غوغای زنگیدلانِ عرب
گریزان، ندانی که چون آمدیم
از آن زاغفِعلان گَهِ شبروی
ز صفِّ کلنگان فزون آمدیم
ز خون خوردن و حبس جَستیم عور
تو گویی ز مادر کنون آمدیم
اگر سرنگون خواندهایمان رواست
که ما از رَحِم سرنگون آمدیم
(#خاقانی_شروانی. دیوان: غزلها، قطعهها، چارانهها و سرودههای عربی. «غزلها و سرودههای کوتاه». ویراستهی دکتر #میر_جلالالدین_کزازی. تهران: مرکز. ۱۳۷۵. چاپِ ۱. جلدِ ۲. صفحهی ۹۷۵.)
#خاقانی
خوشهگاه
ز غرقابِ دریای خون آمدیم
نه از بادیه، بل ز طوفانِ نوح
به کشتیِ عصمت درون آمدیم
سه ماه از تمنای جناتِ عَدْن
به دستِ زبانی زبون آمدیم
سه ماهِ سفر هست چلساله رنج
که از تیهِ موسا برون آمدیم
به سگجانی ار چون سکندر به طبع
در آن راهِ ظلْماتگون آمدیم
چو خضر از سرِ چشمه خوردیم آب
هم الیاس را رهنمون آمدیم
ز غوغای زنگیدلانِ عرب
گریزان، ندانی که چون آمدیم
از آن زاغفِعلان گَهِ شبروی
ز صفِّ کلنگان فزون آمدیم
ز خون خوردن و حبس جَستیم عور
تو گویی ز مادر کنون آمدیم
اگر سرنگون خواندهایمان رواست
که ما از رَحِم سرنگون آمدیم
(#خاقانی_شروانی. دیوان: غزلها، قطعهها، چارانهها و سرودههای عربی. «غزلها و سرودههای کوتاه». ویراستهی دکتر #میر_جلالالدین_کزازی. تهران: مرکز. ۱۳۷۵. چاپِ ۱. جلدِ ۲. صفحهی ۹۷۵.)
#خاقانی
خوشهگاه
❤25👍3
حکایتِ زاغی که چند روز در قفای کبکی دوید و از رفتارِ خود بازمانده به وی نرسید
زاغی از آنجا که فراغی گزید
رختِ خود از باغ به راغی کشید
زنگ زدود آینهی باغ را
خالِ سیه گشت رخِ راغ را
دید یکی عرصه به دامانِ کوه
عرضهدهِ مخزنِ پنهانِ کوه
سبزه و لاله چو لبِ مهوشان
داده ز فیروزه و لعلش نشان
نادره کبکی به جمالِ تمام
شاهدِ آن روضهی فیروزهفام
فاختهگون، صُدره به بر کرده تنگ
دوخته بر صُدره سجافِ دورنگ
تیهو و درّاج بدو عشقباز
بر همه از گردن و سر سرفراز
پایچهها برزده تا ساقِ پای
کرده ز چُستی به سرِ تیغ جای
بر سرِ هر سنگ زده قهقهه
پیسپرش هم ره و هم بیرهه
تیزرو و تیزدو و تیزگام
خوشپرش و خوشروش و خوشخرام
هم حرکاتش متناسب به هم
هم خطواتش متقارب به هم
زاغ چو دید آن ره و رفتار را
وآن روش و جنبشِ هموار را
با دلی از دور گرفتارِ او
رفت به شاگردیِ رفتارِ او
باز کشید از روشِ خویش پای
وز پیِ او کرد به تقلید جای
بر قدمِ او قدمی میکشید
وز قلمِ پا رقمی میکشید
در پیاش القصه در آن مَرغزار
رفت بر این قاعده روزی سه چار
عاقبت از خامیِ خود سوخته
رهرویِ کبک نیاموخته
کرد فرامُش ره و رفتارِ خویش
ماند غرامتزده از وارِ خویش
هر کس از این دایرهی تیزرو
هست در این دیر به واری گرو
جامی و از وارِ همه سادگی
تاجورِ مسندِ آزادگی
(نورالدین عبدالرحمانبن احمد #جامی. مثنویِ هفتاورنگ: سلسلةالذهب، سلامان و ابسال، تحفةالاحرار، سبحةالابرار، يوسف و زليخا، ليلی و مجنون و خردنامهی اسكندری. «تحفةالاحرار». مقدمه از #اعلاخان_افصحزاد. تحقیق و تصحیحِ #جابلقا_دادعلیشاه، #اصغر_جانفدا، #ظاهر_احراری و #حسیناحمد_تربیت. تهران: مرکزِ مطالعاتِ دانشگاهی. ۱۳۷۸. چاپِ ۱. جلدِ ۱. صفحهی ۵۳۷-۵۳۸.)
خوشهگاه
زاغی از آنجا که فراغی گزید
رختِ خود از باغ به راغی کشید
زنگ زدود آینهی باغ را
خالِ سیه گشت رخِ راغ را
دید یکی عرصه به دامانِ کوه
عرضهدهِ مخزنِ پنهانِ کوه
سبزه و لاله چو لبِ مهوشان
داده ز فیروزه و لعلش نشان
نادره کبکی به جمالِ تمام
شاهدِ آن روضهی فیروزهفام
فاختهگون، صُدره به بر کرده تنگ
دوخته بر صُدره سجافِ دورنگ
تیهو و درّاج بدو عشقباز
بر همه از گردن و سر سرفراز
پایچهها برزده تا ساقِ پای
کرده ز چُستی به سرِ تیغ جای
بر سرِ هر سنگ زده قهقهه
پیسپرش هم ره و هم بیرهه
تیزرو و تیزدو و تیزگام
خوشپرش و خوشروش و خوشخرام
هم حرکاتش متناسب به هم
هم خطواتش متقارب به هم
زاغ چو دید آن ره و رفتار را
وآن روش و جنبشِ هموار را
با دلی از دور گرفتارِ او
رفت به شاگردیِ رفتارِ او
باز کشید از روشِ خویش پای
وز پیِ او کرد به تقلید جای
بر قدمِ او قدمی میکشید
وز قلمِ پا رقمی میکشید
در پیاش القصه در آن مَرغزار
رفت بر این قاعده روزی سه چار
عاقبت از خامیِ خود سوخته
رهرویِ کبک نیاموخته
کرد فرامُش ره و رفتارِ خویش
ماند غرامتزده از وارِ خویش
هر کس از این دایرهی تیزرو
هست در این دیر به واری گرو
جامی و از وارِ همه سادگی
تاجورِ مسندِ آزادگی
(نورالدین عبدالرحمانبن احمد #جامی. مثنویِ هفتاورنگ: سلسلةالذهب، سلامان و ابسال، تحفةالاحرار، سبحةالابرار، يوسف و زليخا، ليلی و مجنون و خردنامهی اسكندری. «تحفةالاحرار». مقدمه از #اعلاخان_افصحزاد. تحقیق و تصحیحِ #جابلقا_دادعلیشاه، #اصغر_جانفدا، #ظاهر_احراری و #حسیناحمد_تربیت. تهران: مرکزِ مطالعاتِ دانشگاهی. ۱۳۷۸. چاپِ ۱. جلدِ ۱. صفحهی ۵۳۷-۵۳۸.)
خوشهگاه
❤14👍4
Forwarded from گزینگویهها (جدید)
شنبه ۱۴۰۴/۵/۲۵ کانالِ جدیدِ گزینگویهها راهاندازی شد.
t.me/gozinguye04
t.me/gozinguye04
👍8❤3👎3
💔12❤4👍2