خوشه‌گاه
4.7K subscribers
276 photos
82 videos
23 files
1.66K links
خوشه‌هایی که دوست می‌دارم
Download Telegram
ای خواجه! زوالِ کرّ و فر نزدیک است
افسردنِ شعله‌ی اثر نزدیک است
چون شمع، فروغت چه‌قَدَر خواهد ماند؟
ای کرمکِ شب‌تاب! سحر نزدیک است

(#بیدل_دهلوی. گزیده‌ی رباعیاتِ #بیدل. به‌ کوششِ #محمدکاظم_کاظمی. با مقدمه‌ی #سید_علی_میرافضلی. مشهد: سپیده‌باوران. ١٣٩٨. چاپِ ١. صفحه‌ی ١٠۶.)

خوشه‌گاه
🕊14👍82
ور نیز جراحت به دوا باز هم آید
از جای جراحت نتوان بُرد نشان را

#سعدی

خوشه‌گاه
💔14👍2
به گوشه‌ای که توان يک نفس کشید کجاست؟

#بیدل_دهلوی

خوشه‌گاه
💔172👍1
و گویند فساد و درازدستی که در مملکت می‌رود یا پادشاه می‌داند یا نمی‌داند: اگر می‌داند و تدارکی و منعی نمی‌کند آن است که هم‌چون ایشان ظالم است و به ظلم رضا داده است؛ و اگر نمی‌داند بس غافل است و کم‌دان. و این هر دو معنی نه نیک است.

(#خواجه_نظام‌الملک_طوسی. سیاست‌نامه [سیرالملوک]. «فصلِ دهم: اندر صاحب‌خبران و مُنهیان و تدبیرِ کارهای مملکت کردن». به کوششِ دکتر #جعفر_شعار. تهران: شرکتِ سهامیِ کتاب‌های جیبی. ۱۳۶۴. چاپِ ۳. صفحه‌ی ۷۴.)

خوشه‌گاه
👍22🔥3👏3
Forwarded from RadioSalmak
پخشِ تمام‌وقتِ تصانیف ماندگار موسیقی ایرانی
رادیو سلمک
www.RadioSalmak.com
@RadioSalmak
8👍2
ای سازِ تجرّد، اندکی محرم باش
آزاد ز فخر و ننگِ زیر و بم باش
بیش و کمِ اعتبار، پُرمبتذل است
گر دنیادار و گر فقیر، آدم باش

(#بیدل_دهلوی. گزیده‌ی رباعیاتِ #بیدل. به‌ کوششِ #محمدکاظم_کاظمی. با مقدمه‌ی #سید_علی_میرافضلی. مشهد: سپیده‌باوران. ١٣٩٨. چاپِ ١. صفحه‌ی ٢۴۶.)

خوشه‌گاه
3👍2👏2
هرچند به عدل، دینِ حق رهبر بود
جهدِ علما پیروِ حکمِ زر بود
سلطان هر گاه ریخت خونِ پدرش
گفتند: جهاد کردی، او کافر بود

(#بیدل_دهلوی. گزیده‌ی رباعیاتِ #بیدل. به‌ کوششِ #محمدکاظم_کاظمی. با مقدمه‌ی #سید_علی_میرافضلی. مشهد: سپیده‌باوران. ١٣٩٨. چاپِ ١. صفحه‌ی ٢١۵.)

خوشه‌گاه
👍8👏2
شیخا، احدی‌گری مبارک باشد
کرّ و فرِ خودسری مبارک باشد
امروز به اعتقادِ حیوانی چند،
آدم شده‌ای، خری مبارک باشد

(#بیدل_دهلوی. گزیده‌ی رباعیاتِ #بیدل. به کوششِ #محمدکاظم_کاظمی. با مقدمه‌ی #سید_علی_میرافضلی. مشهد: سپیده‌باوران. ١٣٩٨. چاپِ ١. صفحه‌ی ١٨۴.)

خوشه‌گاه
👍9👏3
از هر جنسی که زیرِ افلاک بسی‌ست،
چون بازشکافی، دلِ غمناک بسی‌ست
اين‌جا از بس که خانه‌ها گشته خراب
قفلِ زنگارخورده در خاک بسی‌ست

(#بیدل_دهلوی. گزیده‌ی رباعیاتِ #بیدل. به کوششِ #محمدکاظم_کاظمی. با مقدمه‌ی #سید_علی_میرافضلی. مشهد: سپیده‌باوران. ١٣٩٨. چاپِ ١. صفحه‌ی ١٢۶.)

خوشه‌گاه
👏4👍1
در کشورِ ما که خرّمی کم دارد
راحت‌ها رنج و سورْ ماتم دارد
جز شیر ندیدند صلاحِ مولود
یعنی که هوای زندگی سم دارد

(#بیدل_دهلوی. گزیده‌ی رباعیاتِ #بیدل. به کوششِ #محمدکاظم_کاظمی. با مقدمه‌ی #سید_علی_میرافضلی. مشهد: سپیده‌باوران. ١٣٩٨. چاپِ ١. صفحه‌ی ١۶٧.)

خوشه‌گاه
👏8😢3💔1
ریشه‌ی سروِ جوان با خاک صحبت می‌کند
از عذابِ تشنگی با وی شکایت می‌کند
با زبانِ خشکِ برگش بید می‌گوید که: آه
ابر هم دارد به باغِ ما خیانت می‌کند!
این خیانت نیست ــ گوید نارون با پوزخند ــ
ابر دارد به اجاقِ پیر خدمت می‌کند!
باد هم‌دردانه می‌پیچد به گِردِ ساقه‌ای
ساقه زآن هم‌بستگی احساسِ جرئت می‌کند
تن به نزدِ ساقه‌ای خشکیده چون خود می‌کشد
تا بگوید که: تبر این‌جا حکومت می‌کند!
هیچ می‌دانی؟ خبر داری؟ رفیقِ سوخته!
که عطش با آتشِ سوزنده وصلت می‌کند؟
جوی خشک و برکه‌ی خالی حکایت می‌کنند:
تشنگی امسال هم دارد قیامت می‌کند
هر درختی را که می‌خشکاند از بُن تشنگی
تیشه در بینِ اجاق و کوره قسمت می‌کند
باغ‌بانِ ما ــ شریکِ دزد و یارِ قافله ــ
ایستاده‌ست و بر این غارت نظارت می‌کند

ساقه‌ی دوم نمی‌گوید جواب و اولی
از طنینِ گفته‌های خویش وحشت می‌کند
ــ هر گره در ساقه‌ها، گوشی‌ست ــ می‌گوید به خود
و سپس لرزان به جای خویش رجعت می‌کند

(#حسین_منزوی. مجموعه‌اشعار. «غزل‌ها». به‌ کوششِ #محمد_فتحی. تهران: نگاه. ۱۳۹۱. چاپِ ۳. صفحه‌ی ١۵٧-١۵٨.)

خوشه‌گاه
15👏2
ظالم پوشد لباسِ خون‌بافته را
تا زیر کند خصمِ زبون‌یافته را
با سنگ‌دلانِ شعله‌خو سختی کن
بردار به آهنْ آهنِ تافته را

(#بیدل_دهلوی. گزیده‌رباعیات. به کوششِ #عبدالغفور_آرزو. مشهد: ترانه‌. ١٣٧۵. چاپِ ۱. صفحه‌ی ٣٢.)

خوشه‌گاه
👍11👌4🔥1
در خلق نوای عبرتی ساز نشد
رنگی ز تمیز آینه‌پرداز نشد
از بس همه جا انجمنِ کوران بود
ما سرمه شدیم و چشمِ کس باز نشد

(#بیدل_دهلوی. گزیده‌رباعیات. به کوششِ #عبدالغفور_آرزو. مشهد: ترانه‌. ١٣٧۵. چاپِ ۱. صفحه‌ی ١٢٣.)

خوشه‌گاه
6👌4
ای مغزِ خرد، غبارِ تشویش مباش
عمامه نه‌ای، بزرگی‌اندیش مباش
گر یک سرِ موست آدمیت کافی‌ست
چون خرس ز فرق تا قدم ریش مباش

(#بیدل_دهلوی. گزیده‌رباعیات. به کوششِ #عبدالغفور_آرزو. مشهد: ترانه‌. ١٣٧۵. چاپِ ۱. صفحه‌ی ۱۵۲.)

خوشه‌گاه
👍14👏10
از خانه‌خراب کردنِ خلق به زور
هرگز نشود خانه‌ی ظالم معمور
آن کس که کَنَد جامه ز تن مردم را
حاشا که رود با کفنِ خویش به گور!

(#واعظ_قزوینی. دیوان. «رباعیات». با تصحیح و مقدمه و فهارس به کوششِ دکتر #سید_حسن_سادات_ناصری. بی جا: مؤسسه‌ی مطبوعاتیِ علی‌اکبر علمی. ۱۳۵۹. چاپِ ۱. صفحه‌ی ۵۶۶.)

خوشه‌گاه
👏12🕊43
امروز در بساطِ جهان نیست خوش‌دلی

#واعظ_قزوینی

خوشه‌گاه
🕊11😢6👍2
کتاب‌سرای مینوی

عرضه و فروش انواع کتب در حوزه‌های ادبیّات، تاریخ، فلسفه، عرفان و تصوّف و...

با ما همراه باشید:
https://xn--r1a.website/ketabsarayeminovi
2
Forwarded from شعرِ تَر
گر مسلمانی از این است که حافظ دارد
وای اگر از پسِ امروز بُوَد فردایی

#حافظ

شعرِ تَر
💔11👏5💘2
عمری‌ست شکستِ بام و در می‌بینم
بنیادِ وفا زیر و زبر می‌بینم
هر صبح که سر ز خواب برمی‌دارم
آشوبِ قیامتِ دگر می‌بینم

(#بیدل_دهلوی. گزیده‌رباعیات. به کوششِ #عبدالغفور_آرزو. مشهد: ترانه‌. ١٣٧۵. چاپِ ۱. صفحه‌ی ۱۷۷.)

خوشه‌گاه
👍6❤‍🔥4💔1
دل از جفای که نالد؟ شکایت از که کند؟
به شهرِ طفلان افتاده مرغِ بی پَرِ ما
دگر چه بخیه؟ چه مرهم؟ ز هر دو کار گذشت
که زخم هم‌چو قفس گشت جزوِ پیکرِ ما

(ابوطالب #کلیم_همدانی. دیوان. «غزلیات». مقدمه، تصحیح و تعلیقات از #محمد_قهرمان. مشهد: آستانِ قدسِ رضوی. ١٣٧۵. چاپِ ٢. صفحه‌ی ٢٣١.)

خوشه‌گاه
❤‍🔥11💔6👍2
غافلی را شنیدم که خانه‌ی رعیت خراب کردی تا خزانه‌ی سلطان آباد کند بی‌خبر از قولِ حکیمان که گفته‌اند: «هر که خدای را، عَزَّ وَ جَل، بیازارد تا دلِ خلقی به دست آرد خداوند، تعالیٰ، همان خلق را بر او گمارد تا دمار از روزگارش برآرد.»
آتشِ سوزان نکند با سپند
آن‌چه کند دودِ دلِ دردمند
سرِ جمله حیوانات گویند که شیر است و اَذَلِّ جانوران خر و به اتفاق خرِ باربر بِهْ که شیرِ مردم‌دَر.
مسکین خر اگرچه بی‌تمیز است
چون بار همی برد عزیز است
گاوان و خرانِ باربردار
بِهْ زآدمیانِ مردم‌آزار
بازآمدیم به حکایتِ وزیرِ غافل. مَلِک را ذمائمِ اخلاقِ او به قرائن معلوم شد. در شکنجه کشید و به انواعِ عقوبت بکشت.
حاصل نشود رضای سلطان
تا خاطرِ بندگان نجویی
خواهی که خدای بر تو بخشد
با خلقِ خدای کن نکویی
آورده‌اند که یکی از ستم‌دیدگان بر سرِ او بگذشت و در حالِ تباه او تأمل کرد و گفت:
نه هر که قوّتِ بازوی منصبی دارد
به سلطنت بخورد مالِ مردمان به گزاف
توان به حلق فروبردن استخوانِ درشت
ولی شکم بدرد چون بگیرد اندر ناف
نمانَد ستم‌کارِ بدروزگار
بمانَد بر او لعنتِ پایدار

(#سعدی. گلستان. «بابِ اول: در سیرتِ پادشاهان». به کوششِ دکتر #برات_زنجانی. تهران: امیرکبیر. ١٣٧٣. چاپِ ١. صفحه‌ی ۳۲-۳۳.)

خوشه‌گاه
👍4💔21