شهرام یاری
764 subscribers
1.23K photos
86 videos
82 files
244 links
دوست داشتم و دارم سفرنامه‌ها و خاطرات به‌طور منظم و طبقه‌بندی شده، نمایه‌سازی و فیش‌برداری موضوعی بشه. برای این هدف تلاش می‌کنم

ارتباط با ادمین:

@shahramyari

shs.yari@gmail.com

09394078921
.
Download Telegram
Forwarded from شهرام یاری
گریه هم دل خوشی می‌خواهد! – 1297 ه.ش.

روزنامه من قسمت عمده‌اش اخبار بود حالیه تمام شرح مصائب و خانه‌خرابی خودم شده است، به یک جهت هم ضرر ندارد. بعدها مسبوق شوند که ما در قرن بیستم میلادی در ایران چه قسم زندگانی می‌کنیم و حال و روزمان چه قسم می‌گذرد. من فرصت روزنامه خواندن یا تحصیل اخبار ندارم و معذرت می‌خواهم. در امثله ما می‌گویند گریه هم دل خوشی می‌خواهد. (سالور، 1374: ج7، 5536)

مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. 1374. روزنامه خاطرات عین‌السلطنه. 10 جلد. به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر.

@Shsyari
.
😢32
🖤🖤
تعارف

تعارف هدیه‌ایست که زیردستی بمافوق خود میدهد تا مقصود او را انجام دهد. این طرز هدیه در زمانهای پیشین در رژیم حکومتی ما هم معمول بود و میبایستی مبلغی بپردازند تا مثلاً گناه مقصری بخشیده شود.
«لرد کرزن» راجع بنقصان مداخل کارمندان دولت شرحی مینویسد که بسیار قابل توجه است. او از «سرجان ملکم» نقل قول میکند که فتحعلی شاه در عید نوروز 30 میلیون تومان از فرمانفرمایان و حکام ایالات و ولایات و سایر اعیان و بزرگان بعنوان پیشکش میگرفت ولی ناصرالدین شاه باخذ نصف این مبلغ هم موفق نگردید و در سنوات اخیر این مبلغ بطور محسوسی تقلیل یافته است. این نقصان مداخل بسیار قابل ملاحظه است و میرساند که تحصیلداران مالیات چگونه خون رعایای بدبخت را مکیده‌اند که دیگر قادر بر پرداخت مداخل نیستند و نظر باینکه مداخل حکام رو به تقلیل گذارده از مبلغ پیشکشی سالیانه نیز کاسته شده است. (دالمانی، 1355: 7/26)

مأخذ: دالمانی، هانری رونه د. 1355. سفرنامه از خراسان تا بختیاری. مترجم علیمحمد فره‌وشی. تهران: ابن سینا.

@Shsyari
.
شهرام یاری
شکارچیان شکار را زده باید باسم ناصرالدین‌شاه گفته شود! – 1295 ه.ق. در این سفر بواسطه میل شاه که بخود او و چند نفر دیگر هر طور بود خوش می‌گذشت، باقی در عذاب بودند. قراول‌ها زحمت زیاد می‌کشیدند، حیوانات در سرما سخت در اذیت بودند و مايحتاج همه از شهر حمل می‌شد.…
ناز شست

یکنوع مالیات جدیدی هم بتوسط مظفرالدین شاه برقرار شده است و آن اینست که اگر شاه با دست خود شکاری را بخاک اندازد اعیان و ارکان دولت و بزرگان مملکت باید برای خوش‌آمد مبلغی بعنوان ناز شست باو بپردازند. (دالمانی، 1355: 7/26)

مأخذ: دالمانی، هانری رونه د. 1355. سفرنامه از خراسان تا بختیاری. مترجم علیمحمد فره‌وشی. تهران: ابن سینا.

@Shsyari
.
زندان‌ها

وضع زندان ایران ابداً شباهتی بزندانهای اروپا ندارد. مدت حبس زندانی هم محدود و معلوم نیست و حبس با اعمال شاقه نیز در این کشور ناشناس است. هرحاکم جدیدی که بایالتی وارد میشود اعلان عفو عمومی میدهد و مقصرینی را که حکومت قبلی زندانی کرده است آزاد میکند و فقط سه الی چهار نفر از آنها را محض عبرت اعدام مینماید.
در طهران هم زندان‌هائی هست که بزرگترین آنها در مدخل ارک سلطنتی واقع است و دارای سلول‌های زیرزمینی است، این زندان مخصوص کسانی است که بکلی باید بدست فراموشی سپرده شوند. دیگری زندان شهریست که در آنجا زنجیرهای سنگینی بگردن مقصرین انداخته و آنها را بهم می‌بندند و پاهای آنها را در قطعه چوبی که به کند موسوم است میگذارند تا نتوانند فرار کنند. (دالمانی، 1355: 40)

مأخذ: دالمانی، هانری رونه د. 1355. سفرنامه از خراسان تا بختیاری. مترجم علیمحمد فره‌وشی. تهران: ابن سینا.

@Shsyari
.
بازار

کلیه معاملات اقتصادی و صنعتی خاوریان در بازار صورت میگیرد.
کلمه بازار را اروپائیان بجائی اطلاق میکنند که در آن اشیاء ارزان‌قیمت و بی‌اهمیت صنعتی بفروش میرسد ولی در تمام ممالک اسلامی بمعابر مسقفی اطلاق میشود که دارای دکانهائی است و در آنجا معاملات مهمی انجام مییابد و هرنوع جنسی از مواد غذائی گرفته تا جواهرات گرانبها که زنان اندرونهای بزرگان زیب‌پیکر خود مینمایند در آنجا بفروش میرسد. بازار حکم کارخانه را نیز دارد زیرا که انواع صنعتگران هم در آنجا مشغول کار هستند و هرصنفی بازار مخصوصی دارد که بهمان نام خوانده میشود از قبیل بازار زرگرها، بازار کفاشها، بازار سراج‌ها، بازار نجارها و بازار آهنگران و اسلحه‌سازان و مسگرها و غیره و کلیه صنعتگران از طلوع تا غروب آفتاب در آنجا مشغول کار هستند.
پاره‌ای از صنعتگران شب را هم در حجره کوچکی که در بالای دکان آنها قرار دارد بسر میبرند. همینکه مؤذن در بالای مناره مسجد مؤمنین را با صدای بلند برای ادای نماز دعوت میکند تمام تجار و کسبه دکانهای خود را بسته و قفل میزنند و از بازار بیرون میروند. شبها در بازار بسته میشود و گزمه‌ها و سرگزمه‌ها بکشیک میپردازند و از دکانها مواظبت مینمایند و بهمین‌جهت دکانها کمتر مورد دستبرد واقع میشوند و اگر احیاناً سارقی را دستگیر نمودند پس از شکنجه‌های سخت او را زندانی میکنند.
در بازار داروغه بمحاکمه میپردازد و مقصرین را بدلخواه خود مجازات مینماید.
کسبه گرانفروش یا کم‌فروش را معمولاً بچوب میبندند و جریمه نقدی از آنان میگیرند و اگر تقصیرشان زیاد باشد مجازاتهای سخت‌تری نسبت بآنها بعمل میآید مثلاً گوش مقصر را با میخ آهنین و چکش بدکانش میکوبند و یا پرده میان منخرین بینی را با درفش سوراخ کرده نخ محکمی از آن عبور میدهند و میرغضب سر نخ را گرفته مقصر را در بازارها میگرداند تا موجب عبرت دیگران شود و چنین عملی را مهار کردن می‌گویند.
عموم کسبه اجناس را با ترازوهای بدوی میکشند و بسا میشود که در توزین تقلب میکنند، بنابراین مأمورینی هستند که اعمال آن‌ها را تفتیش مینمایند و گاهی هم برای اینکه شناخته نشوند تبدیل لباس مینمایند و یا مانند زنان چادر میپوشند و به تفتیش کسبه میپردازند. (دالمانی، 1355: 5/104)

مأخذ: دالمانی، هانری رونه د. 1355. سفرنامه از خراسان تا بختیاری. مترجم علیمحمد فره‌وشی. تهران: ابن سینا.

@Shsyari
.
طرز نامه‌نویسی

میرزاها برای نوشتن نامه روی زمین می‌نشینند و نامه را در روی زانوی خود مینویسند، بعضی هم میز کوچکی در مقابل خود دارند که ارتفاع آن از 30 سانتیمتر تجاوز نمیکند. سابقاً نامه‌ها را بشکل مثلث مینوشتند بعد میرزا با قیچی کاغذ را میبرید و آنرا بشکل مثلث منظمی تا میکرد که هریک از اضلاع آن 4 سانتیمتر باشد بعد آنرا در زیر نواری از کاغذ ابریشمی قرار میداد و فرستنده روی آنرا مهر میزد اما امروزه این طریق متروک شده و نامه‌ها را در روی کاغذهای مستطیلی مینویسند که از اروپا بایران وارد میشوند. در آغاز نامه همیشه باید فرمولهای ادب و احترام نوشته شود و مطلب لازم از سطر چهارم یا پنجم شروع میشود، پس از تمام شدن نامه، فرستنده بجای امضا پشت آنرا مهر میزند و چون بمقصد رسید گیرنده نیز روی پاکت را مهر میزند و بآورنده میدهد تا فرستنده اطمینان پیدا کند که نامه‌اش بمقصد رسیده است. (دالمانی، 1355: 6/115)

مأخذ: دالمانی، هانری رونه د. 1355. سفرنامه از خراسان تا بختیاری. مترجم علیمحمد فره‌وشی. تهران: ابن سینا.

@Shsyari
.
ساختن خانه

در ایران مقاطعه‌کاری مانند اروپا وجود ندارد و در موقع ساختن عمارت باید بمعماران رجوع نمایند. معمار هم بمحض اینکه مشغول ساختمان شد پیوسته در فکر پیدا کردن راه مداخل است، با تهیه‌کنندگان مصالح میسازد و مبلغی از آنها میگیرد و مبلغی هم روزانه از بناها و کارگرانی که بکار میگمارد میگیرد. غالباً صاحب ساختمان برای اینکه از دزدی او جلوگیری کند مباشری تعیین میکند که بر امور ساختمانی نظارت داشته باشد اما غالباً معمار با مباشر هم ساخته و هردو بهمدستی یکدیگر مشغول اختلاس میشوند.
تهیه مصالح هم زحمتی دارد زیرا که مقدار آن کم و بهای آنهم بی‌ترتیب است و نرخ ثابتی ندارد، غالباً مصالح را در زمستان که ارزانتر است تهیه میکنند و در تابستان بکار میبرند. برای اینکه معمار استفاده بیشتری بکند در ساختن عمارت شتابی ندارد و کارهای ساختمانی بکندی صورت میگیرند. بنا و کارگر همه مطیع استاد معمار هستند و باید بدستور او کار کنند.
شالوده عمارات محکم ریخته میشود. پس از آنکه پی کنده شد آنرا با قلوه سنگهای مخلوط بگل و آهک پر میکنند. سنگها و آجرهای بدنه دیوارها را بادقت بکار میبرند و داخل دیوار را با پاره‌سنک و پاره‌آجر مخلوط بگل پر میکنند، ضخامت دیوار 5/ 1 تا 2 متر است. طاق زیرزمین‌ها را با آجر میزنند و احتیاجی به تیروتخته ندارند اما دیوار- های عمارت را غالباً با خشت خام بالا میبرند ولی نمای آنها آجر است. اشخاصیکه چندان بضاعتی ندارند تمام عمارت را با خشت و گل میسازند و چون میخواهند صرفه‌جوئی کنند خاک سطح خانه را برای فراهم کردن خشت و گل بمصرف میرسانند و بهمین علت است که خانه‌ها گود و مرطوب میشوند. (دالمانی، 1355: 8/147)

مأخذ: دالمانی، هانری رونه د. 1355. سفرنامه از خراسان تا بختیاری. مترجم علیمحمد فره‌وشی. تهران: ابن سینا.

@Shsyari
.
تزیین داخلی خانه‌ها

در کاخهای اعیان و اشراف درون عمارت را با گچ سفید می‌کنند و در تالارها و اطاق‌ها نقاش با سلیقه خود تابلوهائی که مورد پسند صاحب‌خانه باشد ترسیم مینماید. گاهی هم در تالارهای بزرک برجستگی‌ها و فرورفتگی‌هائی مانند کندوی زنبورعسل بوجود میآورند و آنها را رنک و روغن میزنند.
در تمام اطاق‌ها طاقچه‌هائی در دیوار درست میکنند که ارتفاع آنها یک متر و عرض کف آن‌ها هم 30 الی 40 سانتیمتر است. ایجاد طاقچه بقدری مطلوب است که در منازل کاروانسراهای بین راه‌ها نیز دیده میشود. کف این طاقچه‌ها را در خانه‌ها با پارچهٔ ابریشمی ریشه‌دار یا زنجیره‌داری میپوشانند و در روی آنها شمعدانهای بلور دوشاخه یا چند شاخه که معمولاً آنها را جار میگویند و چیزهای خوش‌نمای دیگر از قبیل جعبه و آئینه و سایر لوازم خانه را قرار میدهند. بهترین زینت و آرایش خانه‌ها آئینه‌کاری است یعنی با آئینه یک نوع موزائیک مطلوبی درست میکنند و در بدنه دیوارها هم آئینه‌های کوچک و بزرگی قرار میدهند. بهترین نوع آئینه‌کاری در ارک سلطنتی و هم‌چنین در جونقون در کاخ سردار اسعد دیده میشود.
خانه شخص ایرانی هم نمونه‌ایست از طرز زندگانی و رفتار و کردار او. ایرانی فوق‌العاده بیمناک است که مبادا نظر همسایگان و دیگران نسبت بآرایش و تجملات خانه او جلب شود. در خانه‌های ثروتمندان و بزرگان هم کم‌وبیش این نکته مراعات شده است. معماران جلوخان عمارات را حتی الامکان بطور ساده‌ای میسازند که جلب توجه عابرین را نکند و در عوض داخل عماراترا مطابق سلیقه و ذوق صاحب‌خانه زینت و آرایش میدهند. (دالمانی، 1355: 50/148)

مأخذ: دالمانی، هانری رونه د. 1355. سفرنامه از خراسان تا بختیاری. مترجم علیمحمد فره‌وشی. تهران: ابن سینا.

@Shsyari
.
شهرام یاری
این‌جا امام‌زاده است! جناب صاحب‌دیوان گفتند بالای باغ درخت بسیار کهنی دارد. با حاجی پیرزاد و قوام از وسط خیابان پیاده رفتیم تا پای درخت که خارج از خیابان در قطعه زمینی بالای باغ است. درخت اورس است، گویا چهارصد پانصد سال هم داشته باشد، مثل چنارهای خیلی کهن…
ایجاد زیارتگاه

گذشته از این زیارتگاههای عمده که دارای مأخذ و مدرک صحیحی هستند در غالب شهرها و دهکده‌ها نیز امامزاده‌هائی وجود دارند که ایجاد آنها متکی باسناد و مدارک درستی نیست و غالباً کسی خواب دیده و بهمین مناسبت آنجا زیارتگاه شده است.
داستانی راجع بامامزاده مشهور قراداغ شنیدم که برای مثال در اینجا نقل میکنم. گویند وقتی دهقانی در دامنه تپه‌ای خربوزه کاشت، اتفاقاً حاصل او خوب شد و خربوزه زیادی بعمل آمد، دهقان برای بفروش رساندن آنها تدبیری اندیشید و روزی در موقع بامداد بهمسایگان خود گفت که من دیشب امامی را در خواب دیدم که نور مقدسی در اطراف سرش تابان بود و در آن تپه ظاهر شد. خبر این خواب بزودی در آن نواحی منتشر گردید و از هرطرف جمعیت زیادی بسوی آن تپه روی آورد و بنائی هم بنام امامزاده در آن محل برپا ساختند. دهقان با این تدبیر تمام خربوزه‌های خود را با بهای زیادی فروخت و ثروت قابل ملاحظه‌ای بدست آورد و چندی بعد بحیله خود اعتراف نمود ولی کسی بسخنان او گوش نداد و این محل برای آن دهکده و قراء اطراف زیارتگاه عمومی گردید. (دالمانی، 1355: 5/184)

مأخذ: دالمانی، هانری رونه د. 1355. سفرنامه از خراسان تا بختیاری. مترجم علیمحمد فره‌وشی. تهران: ابن سینا.

#میوه

@Shsyari
@SofreNegar
.
شهرام یاری
دسته‌های قمه‌زن هر محله زندانی محله خود را مطالبه می‌کرد! – پیش از 1348 خ سابقا در هر شهری اعیان و حکام سالی چند روزی در منزلشان روضه خوانی می‌کردند و این عمل چه از لحاظ دین و چه از لحاظ اجتماع بسیار مفید و بجا بود. افسوس که پولهائی که سابقا صرف دین میشد…
یا حسین‌گویان قمه بسر خود میزنند! – 1326 ه.ق.

در روز عاشورا دسته دیگری هم باین دسته اضافه میشود، افراد این دسته کسانی هستند که نذر کرده‌اند در این‌روز خون خود را در ماتم شهدای کربلا بریزند، آنها موهای سر را تراشیده، کفن سفیدی هم میپوشند و یا حسین‌گویان قمه بسر خود میزنند و خون از سر و روی آنها جاری میگردد و روی کفن میریزد، پس از جاری شدن خون هیجانی در آنها تولید میشود و اگر از آنان جلوگیری نشود خود را با قمه هلاک میکنند، اشخاصی هستند که چوبهائی بدست دارند و آنها را جلو قمه میگیرند تا ضربات بسرها وارد نیایند و بدین‌ترتیب از ریختن خون زیاد جلوگیری مینمایند، معهذا بعضی بواسطه خونریزی زیاد از پا درمیآیند و یا اقلاً مدتی مریض میشوند، خلاصه این دسته قمه‌زن پس از خروج از تکیه و گردش معمولی نزد رئیس پلیس میروند و از او تقاضای رهائی زندانیان را میکنند و او نیز غالباً به درخواستهای آنان تن درمیدهد و یک یا دو نفر زندانی را بآنان میبخشد.
اغلب اشخاص ثروتمند که یکی از افراد خانواده آنها زندانی شده است و نتوانسته‌اند وسایل آزادی او را فراهم نمایند متوسل بدسته‌های قمه‌زن میگردند و با دادن پول آنها را وامیدارند که فلان زندانی را مطالبه کرده آزادش نمایند. (دالمانی، 1355: 4/192)

مأخذ: دالمانی، هانری رونه د. 1355. سفرنامه از خراسان تا بختیاری. مترجم علیمحمد فره‌وشی. تهران: ابن سینا.

@Shsyari
.
شهرام یاری
بی‌سیم مسکو – راجع به ایران – آتش زدن هیکل بی‌دینی در چند روز قبل روحانیون در طهران وقوع معجزه‌ای را اعلام نموده و نسبت می‌دهند که بر اثر این معجره یک نفر بهائی به واسطهٔ توهین به یکی از مقدسات شیعه کور شده است. در هفتم و هشتم ژوئیه شهر را چراغان نموده. در…
عُمرکشان! – 1326 ه.ق.

ایرانیان علاوه بر این نمایشهای حزن‌انگیز نمایش خنده‌آور و نشاطانگیزی هم دارند که سالی یکمرتبه بموقع عمل گذارده می‌شود و آن روزی است که عمر بقتل رسیده است. در این روز شیعیان کینه خود را نسبت بسنیان بروز میدهند و هیکل ابو بکر و مخصوصاً عمر را بشکل مضحکی میسازند و بانواع مختلف باین هیاکل توهین میکنند. همان‌طور که عیسویان قرون وسطی از «ژودا» متنفر بودند شیعیان هم از عمر متنفر هستند و پیوسته باو لعنت میفرستند و تا هراندازه که ممکن باشد از خفت و تحقیر او کوتاهی نمیکنند، مثلاً فرش‌بافان نام او را پائین قالی یا قالیچه بطور برجسته‌ای نمایش میدهند تا در زیر پای واردین لگدکوب شود و همچنین کفاشان نام او را در زیر تخت کفش قرار میدهند تا پیوسته پایمال گردد و بعضی هم نام او را در کف پای خود خالکوبی میکنند تا پیوسته در زیر پا باشد. شیعیان در روز عید عمر جشن میگیرند و مجسمه عمر را با وضع بسیار مضحکی میسازند و پس از توهین بآن، سرانجام در میان فریادهای شادمانی و هلهله تماشاچیان آنرا آتش میزنند.
این جشن عمرکشان را بانواع مختلف فراهم میسازند و ما در این‌جا یکنوع آنرا شرح میدهیم:
برای این جشن تشریفات زیادی فراهم مینمایند، در مرکز حیاط مسجد یا تکیه یکنفر لوطی که لباس مضحکی پوشیده است در روی سکوی بلندی که غالباً در روی حوض مرکزی درست کرده‌اند جای میگیرد و بیانات خنده‌آوری ایراد میکند و تماشاچیان را با حرکات و اشارات مخصوص خود میخنداند، پس از آن موزیک بنواختن آهنگهای مخصوصی میپردازد و جمعیت تماشاچی بدور حیاط گردش میکند، عمر مصنوعی ریسمانی بگردن سگی بسته و حیوانرا زوزه‌کنان بدنبال خود میکشد و چون این سگ عادت بریسمان و بند ندارد پیوسته صدا میکند و درصدد است که پای عابرین را بگزد. یاران عمر هم روی الاغها بشکل مضحکی سوار شده‌اند و عده‌ای هم در دنبال شیطان افتاده بفرمان او حرکات مخصوصی میکنند. شخصی که نقش شیطان را بعهده دارد نصف بدنش عریان است، صورتش با رنگ زرد نقاشی شده و در بدنش صور مضحکی دیده میشود، دوائر سفید بزرگی در اطراف دهان و چشمان او کشیده‌اند و در سر او هم دو شاخ قرار داده‌اند و او را بصورتی درآورده‌اند که هم مضحک و هم موحش است، تمام این مقدمات و تشریفات برای این است که عمر را بجهنم بفرستند، خلاصه پس از آنکه جمعیت باین ترتیب بدور حیاط گشت عمر میآید و در روی تخته‌هائی که در بالای حوض قرار داده‌اند میایستد و نطق مفصل مضحکی میکند و بطرز مخصوصی غذا میخورد و بامر شیطان شراب مینوشد و مست میشود و برقص میپردازد، یاران و اصحاب شیطان هم در این رقص با او شرکت میکنند و همینکه کاملاً سرگرم رقصیدن شدند تخته‌ها را از زیر پای آنها میکشند و همه در حوض افتاده بشناوری مشغول میشوند و جشن باین ترتیب با فریادهای نشاطانگیز تماشاچیان بپایان میرسد. (دالمانی، 1355: 7/195)

مأخذ: دالمانی، هانری رونه د. 1355. سفرنامه از خراسان تا بختیاری. مترجم علیمحمد فره‌وشی. تهران: ابن سینا.

@Shsyari
.
1
شهرام یاری
بَدَلِ ناصرالدین شاه! با وجود این گرما باید امروز برای حضور در مراسم عید قربان به طهران برویم. عید قربان را مسلمین به یادگار حضرت ابراهیم می‌گیرند و در این روز هر مسلمان مؤمنی باید لااقل جوجه‌ای را سر ببرد. سلطان عثمانی به دست خود گوسفندی را در اسلامبول قربانی…
شاه مصنوعی در عید قربان! – 1326 ه.ق.

بزرگترین عید مسلمانان عید قربان است. در این‌روز هر مسلمانی باید حیوانی را قربانی کند. توانگران گاو و گوسفند قربانی میکنند و فقرا اگر بتوانند بکشتن مرغی اکتفا مینمایند.
در دوران سلطنت سلسله صفویه در دربار ایران شتر قربانی میکردند، این رسم هنوز هم در ایران باقی است و شاه باید در این‌روز شتری قربانی کند.
بطوریکه نقل میکنند گویا شاهان قاجار از انجام چنین عملی کراهت داشتند و بجای خود کسی را وکیل میکردند که قربانی کند. وکیل در این‌روز لباس شاه را میپوشد و مانند او سروصورت خود را آرایش میدهد و جواهر زیادی بسر و سینه خود میزند و با شکوه و تجمل معمولی سلطنتی بعمل میپردازد.
چند روز قبل از عید قربان شتری را زینت میکنند و در تهران میگردانند و عده زیادی از سربازان و مطربان با سازوآواز در دنبال او حرکت میکنند. صبح روز عید شتر را با آرایش و تجملات بیشتری از ارک سلطنتی بیرون میآورند، شاه مصنوعی در پیشاپیش آن با تشریفات و تجملات سلطنتی در حالیکه جمعی از درباریان او را احاطه کرده‌اند سوار بر اسب حرکت میکند. این شاه دروغی لباس ابریشمی سبزی پوشیده و طاقه شالی را هم که شاه اصلی در مقابل چنین عملی باو بخشیده حمایل کرده است. در دنبال او هم نمایندگان اصناف تهران پیاده یا سوار بر قاطر حرکت میکنند و هرکدام هوله یا بقچه‌ای بگردن بسته‌اند که باید قسمتی از گوشت شتر را در آن جای دهند.
چون این شاه مصنوعی با آن شکوه و جلال بمقابل کاخ نگارستان رسید توقف میکند و مستخدمین زینت‌های شتر را برمیدارند و آنرا عریان میکنند و روی زمین میخوابانند، در اینموقع شاه مصنوعی جلو میآید و نیزه‌ای در گلوی آن فرومیبرد، پس از آن جمعیت بجان حیوان بیزبان افتاده، قبل از آنکه جان بدهد آنرا قطعه‌قطعه میکنند و هریک از نمایندگان اصناف قسمت خود را میبرند. معمولاً نعلبندان سر آن را میگیرند و سراجان کوهان آنرا میبرند و آهنگران و بقالان و قصابان گوشت ران و پاهای آنرا در میان خود قسمت میکنند.
نماینده شاه هم یک تکه از گوشت آنرا سر نیزه زده فاتحانه میبرد تا برای نشانه انجام عمل قربانی بشاه نشان دهد.
وقتیکه نمایندگان اصناف قسمت‌های خود را گرفتند، باقی‌مانده حیوان را بجمعیت تماشاچی وامیگذارند که با کارد و چاقو مشغول بریدن گوشت بدن آن میشوند و بعضی از حضار هم انگشتان خود را در خون آن فروبرده به پیشانی میکشند تا مشمول ثواب قربانی بشوند. (دالمانی، 1355: 9/197)

مأخذ: دالمانی، هانری رونه د. 1355. سفرنامه از خراسان تا بختیاری. مترجم علیمحمد فره‌وشی. تهران: ابن سینا.

@Shsyari
.
1
شهرام یاری
چوگان بازی می‌کنند! – 1065 ه.ق. [قلعه ارومیه] مساحتش یازده هزار گام و هفت برج نگهبانی مربع‌گونه دارد. بلندی دیوارها هفتاد ذراع و عرض آن سی ذراع است، از این رو اسب‌سواران بر روی آن چوگان بازی می‌کنند. (چلبی، 1399: 161) مأخذ: چلبی، اولیاء. 1399. سفرنامه اولیاء…
چوگان‌بازی‌! – 1326 ه.ق.

ایرانی بالطبع متفکر است و حالت فیلسوفانه‌ای دارد و کم‌تر ببازیهای ورزشی که ما اروپائیان بآنها علاقه مفرطی داریم میپردازد، معهذا در نقاشیهای مینیاتوری قدیمی، گوی و چوگان بازی با اسب زیاد دیده میشود، مخصوصاً در شاهنامه‌های قدیمی صفحات زیادی از این قبیل نقاشیها هست و میرساند که ایرانیان برای تمرینات جنگی و شکار باین بازی میپرداخته‌اند. متأسفانه روح پول‌پرستی اشخاصی که این کتب خطی نفیس را مالک بوده‌اند آنها را وادار کرده است که کتاب خود را ناقص نموده اوراق نقاشی آنرا بیرون بیآورند و به بیگانگان بفروشند.
بهرحال مدت بیست سال میشود که این بازی گوی و چوگان منسوخ شده است و باستثنای ورزشهای باستانی که در زورخانه‌ها انجام میگیرد ورزش دیگری در ایران معمول نیست، مخصوصاً کشتی‌گیری هنوز در میان پهلوانان رایج است. (دالمانی، 1355: 199)

مأخذ: دالمانی، هانری رونه د. 1355. سفرنامه از خراسان تا بختیاری. مترجم علیمحمد فره‌وشی. تهران: ابن سینا.

@Shsyari
.
عدم مراعات اخلاق‌! – 1326 ه.ق.

گزنفن مورخ یونانی راجع بایرانیان قدیم میگوید که ایرانیان به سه چیز اهمیت فوق‌العاده‌ای می‌دهند و بآنها علاقه و دلبستگی خاصی دارند، نخست تیراندازی، دوم سواری، سوم راست‌گوئی. میتوان گفت که بیانات این مورخ بزرگ یونانی راجع بدو موضوع اول هنوز هم تا اندازه‌ای مقرون بصحت است اما راجع بموضوع سوم که راست‌گوئی باشد قضیه کاملاً برعکس شده است و اگر احیاناً وقتی قصد راستگوئی داشته باشند باز هم تا اندازه‌ای بیانات آنها با دروغ مخلوط است و مثل این است که دروغگوئی جزء اصول آموزش و پرورش آنها شده است، آنها عقیده دارند که حرف زدن برخلاف واقع در پاره‌ای از موارد سودمند است، یکی از تجار ایرانی که با او سروکاری پیدا کردم راجع باین موضوع بمن چنین گفت: دروغگوئی روح تجارت است و اگر انسان دروغ نگوید ابداً موفق بانجام مقاصد خود نخواهد شد. خاوریان عقیده دارند که چون باختریان نیروی ابتکار دروغ را ندارند باین جهت آن را بد می‌دانند. (دالمانی، 1355: 240)

مأخذ: دالمانی، هانری رونه د. 1355. سفرنامه از خراسان تا بختیاری. مترجم علیمحمد فره‌وشی. تهران: ابن سینا.

@Shsyari
.
مورخان
🖋 با کاروان مردگان اشاراتی به حمل اجساد به عتبات عالیات شهرام یاری، دانش‌آموخته مطالعات معماری ایران این سرزمین از حیث دشواری، روزگارانی را گذارنده که به‌خاطر آوردن آن کام هر ایرانی وطن‌دوستی را تلخ می‌کند. روزگاری که خرافه سروری می‌کرده است؛ روزگاری که اَجساد…
انتقال اجساد بامکنه مقدسه‌! – 1326 ه.ق.

هرمسلمان مؤمنی آرزو دارد که پس از مرگ در جوار مقابر امامان مدفون گردد و بهمین جهت است که مؤمنین ثروتمند ببازماندگان خود وصیت میکنند که اجساد آنها را پس از مرک بکربلا و نجف یا مشهد انتقال دهند.
انتقال اموات همیشه بوضع محترمانه‌ای صورت نمیگیرد، اغلب اوقات کسان میت همراه نعش نمیروند بلکه آنرا بقاطرچیان میسپارند و آنها هم گاهی میشود که چهار نعش را مانند عدل مال‌التجاره‌ای بر روی یک قاطر بار میکنند و میبرند، در مواقعی از سال دیده میشود که کاروان‌های بزرگی براه می‌افتند و بار قاطرهای آنها اجساد اموات است.
چون کربلا در خاک عثمانی واقع شده است سلطان ترک نرخی برای ورود اموات معین کرده است و از هرنعش نیم لیره ترک حق الورود میگیرد.
دولت ایران هم از هرنعش 5 قران برای مخارج مریضخانه‌ای که در کرمانشاه برای معالجه زوار مریض بنا کرده است میگیرد.
مادام و مسیو دیولافوا مدت زیادی در این نواحی بسیاحت ابنیه باستانی کلده و بابل مشغول بوده‌اند و راجع بحمل‌ونقل اموات مطالب قابل توجهی در سفرنامه خود بقلم آورده‌اند و از هوش و تدبیر ایرانیان برای فرار از ادای مالیات داستانهائی نقل کرده‌اند، آنها مینویسند که معمولاً در سرحد ایران و ترکیه ایرانیان اسکلت را تجزیه کرده و هریک از اعضای خانواده قطعه استخوانی را در زیر لباس خود پنهان می‌کنند و بدین‌ترتیب بدون دادن مالیات از سرحد عبور میکنند.
آنها نقل میکنند که روزی زائری اسکلتی را در هاون کوبیده و خاک آنرا با آرد مخلوط نموده و در کیسه‌ای ریخته بود ولی از این تدبیر سودی نبرد زیرا که هموطنانش از این عمل متنفر شدند و بعثمانیان گزارش دادند، آنها هم بعذر اینکه او مرتکب دو عمل ناپسند شده است که یکی بی‌احترامی به نعش جدش بوده و دیگر آنکه بحیله نامشروعی دست زده است او را بسختی مجازات کردند و جریمه نقدی هم از او گرفتند. اجازه انتقال میت در صورتی داده میشود که سه سال از وفات گذشته و جسد او کاملاً خشک شده باشد، معمولاً این اجساد خشکیده را که مانند اجساد مومیائی شده هستند در نمد پیچیده و در پشت قاطر حمل میکنند. (دالمانی، 1355: 2/280)

مأخذ: دالمانی، هانری رونه د. 1355. سفرنامه از خراسان تا بختیاری. مترجم علیمحمد فره‌وشی. تهران: ابن سینا.

@Shsyari
.
وظائف نوعروسان‌! – 1326 ه.ق.

نوعروس در سال اول زندگانی زناشوئی باید در تحت اوامر مادر شوهر کار کند و از او اطاعت کامل داشته باشد و مادر شوهر در این مدت حافظ و راهنمای او محسوب میگردد و طریق خانه‌داری را باو یاد میدهد، در موقعیکه مادر شوهر ببازار میرود نوعروس را هم همراه میبرد تا با طرز معاملات و خریدن اشیاء لازم آشنا گردد. زن جوان مادامیکه دارای فرزندی نشده است حق ندارد بتنهائی از خانه بیرون رود. (دالمانی، 1355: 300/299)

مأخذ: دالمانی، هانری رونه د. 1355. سفرنامه از خراسان تا بختیاری. مترجم علیمحمد فره‌وشی. تهران: ابن سینا.

@Shsyari
.
مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب
1303 ه.ق. بنا به آداب و رسوم ایران مردان هیچ‌گاه با زنانشان در مکان‌های عمومی ظاهر نمی‌شوند. (بروگش، 1374: 86) مأخذ: بروگش، هینرش. 1374. در سرزمین آفتاب (دومین سفرنامهٔ هینریش بروگش). ترجمهٔ مجید جلیلوند. تهران: نشر مرکز. @mirasmaktoob 1320 ه.ق. یک مسلمان…
روابط زن با شوهر! – 1326 ه.ق.

وقتیکه زنی با شوهر خود بجائی میرود همیشه باید در عقب او راه برود و احتیاطات لازم را بجای آورد تا اینکه کسی نفهمد که این زن در دنبال شوهر خود راه میرود.
مرد همیشه در این فکر است که زن از حیث مقام پست‌تر از اوست و پیوسته مایل است که برتری خود را بزن ثابت نماید.
یکی از مردان ببرادر خود که افکار تجددخواهی داشت میگفت: «برادر من نمیدانم تو برای چه زنت را با خود بگردش میبری؛ من بتو نصیحت میکنم که بعد از این‌چنین کاری را نکنی زیرا اگر باینعمل مداومت دهی طولی نمیکشد که زنت از تحت اطاعت تو بیرون میرود.
برادر باو پاسخ داد: مگر او انسان نیست، چرا باید از چنین رفتاری خودداری کنم؟
مرد گفت:- نه ... چنین نیست زن تو باید بفهمد که از حیث مقام زیردست، بلکه زیر پای تو میباشد». (دالمانی، 1355: 300)

مأخذ: دالمانی، هانری رونه د. 1355. سفرنامه از خراسان تا بختیاری. مترجم علیمحمد فره‌وشی. تهران: ابن سینا.

@Shsyari
.