من بدبخت بیعلم هنوز نفهمیده بودم حق طرف مشروطه است یا استبداد! – 1325 ه.ق.
نه از مشروطه مرا بهرهای است و نه از استبداد خیری. تمام فهمیدن این مطالب و بر حق بودن کدام از روی علم است که الحمدلله عالم نیستم. اینقدر میدانم راه دزدی و تعدی ماها بسته شده و دیگر دخلی نداریم. خداوند انشاءالله طرف حق را نصرت و قوت بدهد. اینقدر میدانم هر دو طرف مسلمان و دارای يك كتابند، و شاه (محمدعلی) ما هم رئوف و مهربان است.
و شهر از نظم خارج شد. هر کس به هر کس عداوت داشت میگفت این بابی است و میزدند بیچارهها را. (تفرشی حسینی، 1351: 55)
مأخذ: تفرشی حسینی، حاجی میرزا سید احمد. 1351. روزنامهٔ اخبار مشروطیت و انقلاب ایران. بهکوشش ایرج افشار. تهران: امیر کبیر.
@Shsyari
.
نه از مشروطه مرا بهرهای است و نه از استبداد خیری. تمام فهمیدن این مطالب و بر حق بودن کدام از روی علم است که الحمدلله عالم نیستم. اینقدر میدانم راه دزدی و تعدی ماها بسته شده و دیگر دخلی نداریم. خداوند انشاءالله طرف حق را نصرت و قوت بدهد. اینقدر میدانم هر دو طرف مسلمان و دارای يك كتابند، و شاه (محمدعلی) ما هم رئوف و مهربان است.
و شهر از نظم خارج شد. هر کس به هر کس عداوت داشت میگفت این بابی است و میزدند بیچارهها را. (تفرشی حسینی، 1351: 55)
مأخذ: تفرشی حسینی، حاجی میرزا سید احمد. 1351. روزنامهٔ اخبار مشروطیت و انقلاب ایران. بهکوشش ایرج افشار. تهران: امیر کبیر.
@Shsyari
.
میگویند مشروطه خوب است، حالا چه چیز است نمیدانم! – 1325 ه.ق.
یكشنبه 23- دیشب داماد قزوینی ما اینجا مهمان بود. فرخ میرزا پسر آقای عماد السلطنه هم گلویش ورمی كرده با وجودی كه ماشاء الله چهارده سال دارد دوا و غذا نمیخورد. ناچار خانه خودم آوردهام. افسوس كه آن پسرش جوانمرگ شد. چقدر زحمت او را كشیدم و چه اندازه صاحب كمال و باسواد و باعلم شده بود. میرزا اسعمیل خان ده سال دارد. مشروطه [خواه] و مجاهد است. لهجه قزوینی هم حرف میزند. به یك اندازه هم فهمیده و باهوش است. مادر بچهها گفت ما مستبده هستیم تو مشروطه. اگر میخواهی دختر از ما بگیری باید مستبد شده همراه شوی. فكری كرد.
گفت مستبدم. من گفتم نمیشود، اول مشروطه را بگو كه خوردنی است، پوشیدنی است، چه چیز است آنوقت زود مستبد شو. فكری كرد گفت من نمیدانم، میگویند مشروطه خوب است. حالا چه چیز است نمیدانم. باز فكری كرده گفت فهمیدم معنی مشروطه این است كه آدم هر كاری میخواهد بكند. (سالور، 1374: ج3، 1886)
مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. 1378. روزنامه خاطرات عینالسلطنه. 10 جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر.
@Shsyari
.
یكشنبه 23- دیشب داماد قزوینی ما اینجا مهمان بود. فرخ میرزا پسر آقای عماد السلطنه هم گلویش ورمی كرده با وجودی كه ماشاء الله چهارده سال دارد دوا و غذا نمیخورد. ناچار خانه خودم آوردهام. افسوس كه آن پسرش جوانمرگ شد. چقدر زحمت او را كشیدم و چه اندازه صاحب كمال و باسواد و باعلم شده بود. میرزا اسعمیل خان ده سال دارد. مشروطه [خواه] و مجاهد است. لهجه قزوینی هم حرف میزند. به یك اندازه هم فهمیده و باهوش است. مادر بچهها گفت ما مستبده هستیم تو مشروطه. اگر میخواهی دختر از ما بگیری باید مستبد شده همراه شوی. فكری كرد.
گفت مستبدم. من گفتم نمیشود، اول مشروطه را بگو كه خوردنی است، پوشیدنی است، چه چیز است آنوقت زود مستبد شو. فكری كرد گفت من نمیدانم، میگویند مشروطه خوب است. حالا چه چیز است نمیدانم. باز فكری كرده گفت فهمیدم معنی مشروطه این است كه آدم هر كاری میخواهد بكند. (سالور، 1374: ج3، 1886)
مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. 1378. روزنامه خاطرات عینالسلطنه. 10 جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر.
@Shsyari
.
در هر ولایتی مشروطه را یكجور معنی میکنند! – 1325 ه.ق.
یادم افتاد یك ماه قبل دو نفر سید، سید اوریا و سید مهدی جیرین دهی از الموت آمده دو نفر اقوام قاضی فتاح كه طلبه مشروطه و برای گرفتن برات جنس او كه در ملایر نداده بودند آمده بودند حاضر بودند. بعد از آنكه سادات از وقایع الموت و انجمن آنجا و حجة الاسلامی شیخ محمد علی و مهمانیهای او و ظلم و بیداد آخر او حكایت میكردند این دو نفر گفتند اینها كه شما میگوئید چه دخلی به مشروطه دارد. آن سید جیرین دهی گفت در هر ولایتی مشروطه را یكجور معنی كردند. در ولایت ما اینطور معنی كردند كه خالصه برگشته، مالیات موقوف شده، هرچه هم شیخ محمد علی بگوید مطابق قرآن است. طلاب قاهقاه خنده كرده هرچه خواستند معنی دولت مشروطه را به آنها بفهمانند حالی نشده همان مطلب را بیان كردند.
من گفتم اینكه نمیشود آدم هر كاری بخواهد بكند. آنوقت دو سه مثل كه موافق فهم او بود زدم. باز فكر كرده و گفت من صبر میكنم هر كدام جلو رفتند آن میشوم. مادر بچهها گفت نه درست نیست، باید الان بگوئی. گفت من هیچكدام نمیشوم. حالا خوب شد. فرخ میرزا جواب داد یكی از آن دو را باید قبول كنی. آخر الامر بعد از صحبت زیاد گفت صبح میروم به آقا جانم میگویم چنین تكلیفی شده ببینم او چه میگوید. آنوقت جواب صریح میدهم. باری بسیار خنده كردیم. (سالور، 1374: ج3، 1886)
مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. 1378. روزنامه خاطرات عینالسلطنه. 10 جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر.
@Shsyari
.
یادم افتاد یك ماه قبل دو نفر سید، سید اوریا و سید مهدی جیرین دهی از الموت آمده دو نفر اقوام قاضی فتاح كه طلبه مشروطه و برای گرفتن برات جنس او كه در ملایر نداده بودند آمده بودند حاضر بودند. بعد از آنكه سادات از وقایع الموت و انجمن آنجا و حجة الاسلامی شیخ محمد علی و مهمانیهای او و ظلم و بیداد آخر او حكایت میكردند این دو نفر گفتند اینها كه شما میگوئید چه دخلی به مشروطه دارد. آن سید جیرین دهی گفت در هر ولایتی مشروطه را یكجور معنی كردند. در ولایت ما اینطور معنی كردند كه خالصه برگشته، مالیات موقوف شده، هرچه هم شیخ محمد علی بگوید مطابق قرآن است. طلاب قاهقاه خنده كرده هرچه خواستند معنی دولت مشروطه را به آنها بفهمانند حالی نشده همان مطلب را بیان كردند.
من گفتم اینكه نمیشود آدم هر كاری بخواهد بكند. آنوقت دو سه مثل كه موافق فهم او بود زدم. باز فكر كرده و گفت من صبر میكنم هر كدام جلو رفتند آن میشوم. مادر بچهها گفت نه درست نیست، باید الان بگوئی. گفت من هیچكدام نمیشوم. حالا خوب شد. فرخ میرزا جواب داد یكی از آن دو را باید قبول كنی. آخر الامر بعد از صحبت زیاد گفت صبح میروم به آقا جانم میگویم چنین تكلیفی شده ببینم او چه میگوید. آنوقت جواب صریح میدهم. باری بسیار خنده كردیم. (سالور، 1374: ج3، 1886)
مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. 1378. روزنامه خاطرات عینالسلطنه. 10 جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر.
@Shsyari
.
همه با فریاد خواهان مشروطیت بودند، بدون اینکه به معنی واقعی کلمه پی برده باشند! – 1325 ه.ق.
مظفرالدین شاه مَردِ فرسوده و از کار افتادهای بود و حکمران نالایقی بود که مردم در کوچه و بازار – بی آن که واهمهای داشته باشند – از او انتقاد میکردند.
انقلاب روسیه به ایران سرایت کرده بود و همه با فریاد خواهان مشروطیت بودند، بدون اینکه به معنی واقعی کلمه پی برده باشند و بی آنکه از خود بپرسند، که آیا ملت ایران برای حکومت برخود از بلوغ کافی برخوردار است یا نه، در مسجد بزرگ دههاهزار نفر برای مشورت دور هم جمع میشدند. ملاها در شاه عبدالعظیم اجتماعات انقلابی تشکیل میدادند و در این اجتماعات، سفرهای شاه به اروپا به شدت محکوم میشد و پیشنهاد میشد، که اقداماتی معمول گردد، تا کشور از سقوط کامل در امان باشد. (هدین، 1355: 5/154)
مأخذ: هدین، سون. 1355. کویرهای ایران (سفرنامه سون هدین). ترجمۀ پرویز رجبی. تهران: انتشارات توکا.
@Shsyari
.
مظفرالدین شاه مَردِ فرسوده و از کار افتادهای بود و حکمران نالایقی بود که مردم در کوچه و بازار – بی آن که واهمهای داشته باشند – از او انتقاد میکردند.
انقلاب روسیه به ایران سرایت کرده بود و همه با فریاد خواهان مشروطیت بودند، بدون اینکه به معنی واقعی کلمه پی برده باشند و بی آنکه از خود بپرسند، که آیا ملت ایران برای حکومت برخود از بلوغ کافی برخوردار است یا نه، در مسجد بزرگ دههاهزار نفر برای مشورت دور هم جمع میشدند. ملاها در شاه عبدالعظیم اجتماعات انقلابی تشکیل میدادند و در این اجتماعات، سفرهای شاه به اروپا به شدت محکوم میشد و پیشنهاد میشد، که اقداماتی معمول گردد، تا کشور از سقوط کامل در امان باشد. (هدین، 1355: 5/154)
مأخذ: هدین، سون. 1355. کویرهای ایران (سفرنامه سون هدین). ترجمۀ پرویز رجبی. تهران: انتشارات توکا.
@Shsyari
.
مردم نمیدانستند مشروطه یعنی چه!
و اما آنچه فکر غالب مردم را مشغول کرده بود آن که نمیدانستند مشروطه و عدالتخانه یعنی چه؟ و اگر میگویند مشروطه میخواهیم بگویند یعنی چه میخواهیم؟ و اگر کسی از آنها که به باغ سفارت انگلیس رفته بست نشستهاند بپرسد برای چه متحصن شدهاند؟ چه جواب بدهند؟! (شهری باف، 1376: 6/362)
مأخذ: شهری باف، جعفر. 1376. طهران قدیم. تهران: معین.
@Shsyari
.
و اما آنچه فکر غالب مردم را مشغول کرده بود آن که نمیدانستند مشروطه و عدالتخانه یعنی چه؟ و اگر میگویند مشروطه میخواهیم بگویند یعنی چه میخواهیم؟ و اگر کسی از آنها که به باغ سفارت انگلیس رفته بست نشستهاند بپرسد برای چه متحصن شدهاند؟ چه جواب بدهند؟! (شهری باف، 1376: 6/362)
مأخذ: شهری باف، جعفر. 1376. طهران قدیم. تهران: معین.
@Shsyari
.
مشروطه ایران زود بود! – 1326 ه.ق.
این مردم علم ندارند، تربیت نشدهاند، تاریخ نخواندهاند دنبال یك چیز تازه زود میروند. تا فایده آنی ندیدند به همان زودی برمیگردند. مشروطه ایران زود بود. بعد از آنكه جبرا و به میل و دلخواه چند نفر و اغوای انگلیس مشروطه شدند و آن شاه (مظفرالدین) مثل فرمان و دستخط لقب كه به من بدهد امضاء این حكم و فرمان را ندانسته كرد نمیبایست به این زودی و رایگانی از دست بدهند. اندكی صبر و كمی حوصله كنند. حالا كه از دست دادند در حقیقت پنجاه سال ملت را عقب انداختند، دیگر بوی آزادی به مشام آنها نخواهد رسید. به همان سهلی كه گرفتند به همان آسانی این گوهر گرانبها را از دست دادند! (سالور، 1374: ج3، 2133)
مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. 1378. روزنامه خاطرات عینالسلطنه. 10 جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر.
@Shsyari
.
این مردم علم ندارند، تربیت نشدهاند، تاریخ نخواندهاند دنبال یك چیز تازه زود میروند. تا فایده آنی ندیدند به همان زودی برمیگردند. مشروطه ایران زود بود. بعد از آنكه جبرا و به میل و دلخواه چند نفر و اغوای انگلیس مشروطه شدند و آن شاه (مظفرالدین) مثل فرمان و دستخط لقب كه به من بدهد امضاء این حكم و فرمان را ندانسته كرد نمیبایست به این زودی و رایگانی از دست بدهند. اندكی صبر و كمی حوصله كنند. حالا كه از دست دادند در حقیقت پنجاه سال ملت را عقب انداختند، دیگر بوی آزادی به مشام آنها نخواهد رسید. به همان سهلی كه گرفتند به همان آسانی این گوهر گرانبها را از دست دادند! (سالور، 1374: ج3، 2133)
مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. 1378. روزنامه خاطرات عینالسلطنه. 10 جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر.
@Shsyari
.
شش ماه و 24 روز قبل از به توپ بستن مجلس ⬇️
عجالتاً که وضع مغشوش و روزگار منقلب است! – پنج شنبه 25 ذیقعده 1325 ه.ق.
باید گفت که اللهم اصلح بين المسلمين بحق محمد و آله الطاهرين.
امیدواریم که از ما فقرا امنيت گرفته نشود.
ياصاحب الزمان ادرکنی ادرکنی!
و تو خودت نظر مرحمتی به جانب ما بیچارگان نما
و ما را از چنگال گرگان اجانب حفظ فرما
و شر فتنهٔ آنها را
و اسباب چینی آنها را دور گردان.
دولت و ملت مارا قوت بده
و حق را پادار فرما
و نصرت کرامت فرما
و دولت و ملت ما را با هم رئوف و مهربان گردان
و پادشاه عادل ما را دستگیری نما،
یا صاحب الزمان!
(تفرشی حسینی، 1351: 66)
مأخذ: تفرشی حسینی، حاجی میرزا سید احمد. 1351. روزنامهٔ اخبار مشروطیت و انقلاب ایران. بهکوشش ایرج افشار. تهران: امیر کبیر.
@Shsyari
.
عجالتاً که وضع مغشوش و روزگار منقلب است! – پنج شنبه 25 ذیقعده 1325 ه.ق.
باید گفت که اللهم اصلح بين المسلمين بحق محمد و آله الطاهرين.
امیدواریم که از ما فقرا امنيت گرفته نشود.
ياصاحب الزمان ادرکنی ادرکنی!
و تو خودت نظر مرحمتی به جانب ما بیچارگان نما
و ما را از چنگال گرگان اجانب حفظ فرما
و شر فتنهٔ آنها را
و اسباب چینی آنها را دور گردان.
دولت و ملت مارا قوت بده
و حق را پادار فرما
و نصرت کرامت فرما
و دولت و ملت ما را با هم رئوف و مهربان گردان
و پادشاه عادل ما را دستگیری نما،
یا صاحب الزمان!
(تفرشی حسینی، 1351: 66)
مأخذ: تفرشی حسینی، حاجی میرزا سید احمد. 1351. روزنامهٔ اخبار مشروطیت و انقلاب ایران. بهکوشش ایرج افشار. تهران: امیر کبیر.
@Shsyari
.
ما زیاران چشم یاری داشتیم! – 1325 ه.ق.
جناب آقا شیخ فضلالله زمانی که به میدان توپخانه آمدند جهت این هنگامه به تمام ولايات تلگراف کرده بودند که مشروطه حرام است و باید با دولت همراهی نمود و حال هم اهالی تهران اجتماع نموده و مشروطه را نمیخواهند و میگویند ما مسلمانیم باید مشروعه دولت به ما بدهد. قریب به این مضمون به تمام ولايات تلگراف کردند. از تمام ولايات جواب تلگرافی گفتند و در روز نامه حبلالمتین و مجلس درج شده، تمام ولايات بر ضد سؤال جواب گفته. بعضی ولايات از قبیل تبریز و اصفهان فحش تلگراف کرده و بعضی ولایات از قبیل خوی و کرمانشاه و بوشهر و عراق و شیراز و کرمان و خراسان و استرآباد و مازندران و گیلان و خمسه و قزوین بد نوشتهاند. ولی تلگراف کردهاند که ماها تمامی اهالی حامی مشروطه و مجلس شورای ملی هستیم و هر کس خلاف مشروطه نماید ما با او همراهی نداریم. خداوند به ما مشروطه و آزادی را کر امت فرموده و ما به این سهلی از دست نمیدهیم. خیلی مفصل تلگراف کردهاند. در تلگراف خوی این شعر را مخصوصاً جهت جناب شیخ فضلالله تلگراف کرده بودند:
ما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم
این تلگرافات که از تمام ولایات برضد مقصود آمد قدری از قدرت جناب شیخ کاسته شد. تا بعد چه شود و دیگر چه رنگی و طرحی بریزند.
بنده از وقتی میترسم که درست مردم دو فرقه بشوند و تفنگ به روی یکدیگر بکشند و اوباش مستبد و دارای حربه به حمایت دولت برخیزند. (تفرشی حسینی، 1351: 8/67)
مأخذ: تفرشی حسینی، حاجی میرزا سید احمد. 1351. روزنامهٔ اخبار مشروطیت و انقلاب ایران. بهکوشش ایرج افشار. تهران: امیر کبیر.
@Shsyari
.
جناب آقا شیخ فضلالله زمانی که به میدان توپخانه آمدند جهت این هنگامه به تمام ولايات تلگراف کرده بودند که مشروطه حرام است و باید با دولت همراهی نمود و حال هم اهالی تهران اجتماع نموده و مشروطه را نمیخواهند و میگویند ما مسلمانیم باید مشروعه دولت به ما بدهد. قریب به این مضمون به تمام ولايات تلگراف کردند. از تمام ولايات جواب تلگرافی گفتند و در روز نامه حبلالمتین و مجلس درج شده، تمام ولايات بر ضد سؤال جواب گفته. بعضی ولايات از قبیل تبریز و اصفهان فحش تلگراف کرده و بعضی ولایات از قبیل خوی و کرمانشاه و بوشهر و عراق و شیراز و کرمان و خراسان و استرآباد و مازندران و گیلان و خمسه و قزوین بد نوشتهاند. ولی تلگراف کردهاند که ماها تمامی اهالی حامی مشروطه و مجلس شورای ملی هستیم و هر کس خلاف مشروطه نماید ما با او همراهی نداریم. خداوند به ما مشروطه و آزادی را کر امت فرموده و ما به این سهلی از دست نمیدهیم. خیلی مفصل تلگراف کردهاند. در تلگراف خوی این شعر را مخصوصاً جهت جناب شیخ فضلالله تلگراف کرده بودند:
ما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم
این تلگرافات که از تمام ولایات برضد مقصود آمد قدری از قدرت جناب شیخ کاسته شد. تا بعد چه شود و دیگر چه رنگی و طرحی بریزند.
بنده از وقتی میترسم که درست مردم دو فرقه بشوند و تفنگ به روی یکدیگر بکشند و اوباش مستبد و دارای حربه به حمایت دولت برخیزند. (تفرشی حسینی، 1351: 8/67)
مأخذ: تفرشی حسینی، حاجی میرزا سید احمد. 1351. روزنامهٔ اخبار مشروطیت و انقلاب ایران. بهکوشش ایرج افشار. تهران: امیر کبیر.
@Shsyari
.
شش ماه و 11 روز قبل از به توپ بستن مجلس ⬇️
خدا خواسته است اگر حضرت عباس بگذارد! – 1325 ه.ق.
روز دوشنبه ۸ [ذیالحجه] آقاسيد عبدالله مجتهد و آقاسید محمد و احتشامالسلطنه رئیس مجلس و امام جمعه خوئی و آقاسيد نصرالله حضور اعليحضرت (محمدعلیشاه) مشرف شده. بعد از مذاکرات زیاد و آنچه را که نباید رئیس و غیره بگویند عرض کردهاند. اعلیحضرت همایونی با سایر چاکران درباری تجدید قسم نمودند و کلامالله مجید را زیارت کردند و شاهد گرفتند که خیانت به ملت ننمایند و همراهی با مشروطه بنمایند و رئیس و سایر وکلا هم قسم یاد نمودند که خیانت به دولت و ملت ننمایند و بعد از قسم به تلگرافخانه حیاط گلستان رفته به تمام سرحدات مخابره در امنیت و استعداد قشونی نمودند و به آذربایجان و سردارها تلگراف فرمودند که تجهیز قشون و جمعآوری سوار وسرباز بنمایند و فوراً حرکت داده به اردوی فرمانفرما [در ساوجبلاغ مکری] ملحق شوند. الحمدلله دولت و ملت متفق شده اند. خدا خواسته است اگر حضرت عباس بگذارد! (تفرشی حسینی، 1351: 70)
مأخذ: تفرشی حسینی، حاجی میرزا سید احمد. 1351. روزنامهٔ اخبار مشروطیت و انقلاب ایران. بهکوشش ایرج افشار. تهران: امیر کبیر.
@Shsyari
.
خدا خواسته است اگر حضرت عباس بگذارد! – 1325 ه.ق.
روز دوشنبه ۸ [ذیالحجه] آقاسيد عبدالله مجتهد و آقاسید محمد و احتشامالسلطنه رئیس مجلس و امام جمعه خوئی و آقاسيد نصرالله حضور اعليحضرت (محمدعلیشاه) مشرف شده. بعد از مذاکرات زیاد و آنچه را که نباید رئیس و غیره بگویند عرض کردهاند. اعلیحضرت همایونی با سایر چاکران درباری تجدید قسم نمودند و کلامالله مجید را زیارت کردند و شاهد گرفتند که خیانت به ملت ننمایند و همراهی با مشروطه بنمایند و رئیس و سایر وکلا هم قسم یاد نمودند که خیانت به دولت و ملت ننمایند و بعد از قسم به تلگرافخانه حیاط گلستان رفته به تمام سرحدات مخابره در امنیت و استعداد قشونی نمودند و به آذربایجان و سردارها تلگراف فرمودند که تجهیز قشون و جمعآوری سوار وسرباز بنمایند و فوراً حرکت داده به اردوی فرمانفرما [در ساوجبلاغ مکری] ملحق شوند. الحمدلله دولت و ملت متفق شده اند. خدا خواسته است اگر حضرت عباس بگذارد! (تفرشی حسینی، 1351: 70)
مأخذ: تفرشی حسینی، حاجی میرزا سید احمد. 1351. روزنامهٔ اخبار مشروطیت و انقلاب ایران. بهکوشش ایرج افشار. تهران: امیر کبیر.
@Shsyari
.
شش ماه و 1 روز قبل از به توپ بستن مجلس ⬇️
خداو ندا مغرض را فنا کن!
چند روز است اهالی تبریز دو تیره گشته: مشروطه و مستبد. آقاسید هاشم که مستبد است امامزاده حمزه را با دو سه هزار نفر سنگر نموده. شیخ سلیم با جمعی قلعه کرپی را متصرف شده و سنگر مشروطه ساخته، روزها از طرفین تیر تفنگ به یکدیگر انداخته میشود. آن وضع ساوجبلاغ و این هم وضع تبریز. خداو ندا مغرض را فنا کن، فی ۲۰ ذیحجة الحرام [1325 ه.ق.]. (تفرشی حسینی، 1351: 72)
مأخذ: تفرشی حسینی، حاجی میرزا سید احمد. 1351. روزنامهٔ اخبار مشروطیت و انقلاب ایران. بهکوشش ایرج افشار. تهران: امیر کبیر.
@Shsyari
.
خداو ندا مغرض را فنا کن!
چند روز است اهالی تبریز دو تیره گشته: مشروطه و مستبد. آقاسید هاشم که مستبد است امامزاده حمزه را با دو سه هزار نفر سنگر نموده. شیخ سلیم با جمعی قلعه کرپی را متصرف شده و سنگر مشروطه ساخته، روزها از طرفین تیر تفنگ به یکدیگر انداخته میشود. آن وضع ساوجبلاغ و این هم وضع تبریز. خداو ندا مغرض را فنا کن، فی ۲۰ ذیحجة الحرام [1325 ه.ق.]. (تفرشی حسینی، 1351: 72)
مأخذ: تفرشی حسینی، حاجی میرزا سید احمد. 1351. روزنامهٔ اخبار مشروطیت و انقلاب ایران. بهکوشش ایرج افشار. تهران: امیر کبیر.
@Shsyari
.
وضع محلهها در تهران! – 1327 ه.ق.
محله سرچشمه، اطراف بهارستان، پامنار، دروازه دولاب تا وسطهای خیابان لالهزار مشروطه است، با كمال حدت و حرارت.
دروازه شمران، دوشانتپه، حسنآباد، سنگلج، دروازه قزوین، دروازه دولت مستبد خیلی خیلی سخت.
محله بازار، ملكآباد، پاچنار، پای قاپق نصف مشروطه نصف مستبده [اند]. (سالور، 1374: ج3، 2630)
مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. 1378. روزنامه خاطرات عینالسلطنه. 10 جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر.
@Shsyari
.
محله سرچشمه، اطراف بهارستان، پامنار، دروازه دولاب تا وسطهای خیابان لالهزار مشروطه است، با كمال حدت و حرارت.
دروازه شمران، دوشانتپه، حسنآباد، سنگلج، دروازه قزوین، دروازه دولت مستبد خیلی خیلی سخت.
محله بازار، ملكآباد، پاچنار، پای قاپق نصف مشروطه نصف مستبده [اند]. (سالور، 1374: ج3، 2630)
مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. 1378. روزنامه خاطرات عینالسلطنه. 10 جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر.
@Shsyari
.
9 روز قبل از به توپ بستن مجلس ⬇️
اگر رسید و دریافتيد زمان عدالت را، ما گذشتگان و اقدامکنندگان را به دعا یاد نمائید! – 1326 ه.ق.
بنده حقیر حاجی میرزا سیداحمد [اوضاع را] خیلی خراب و مملکت را منقلب مینگرم. تا خدا چه خواسته باشد. به ما عدالت و امنیت وصلت نخواهد داد. از برای اعقاب ما خوب است. اگر رسید و دریافتيد زمان عدالت را که خداوند روزی نماید ما گذشتگان و اقدامکنندگان را به دعا یاد نمائید که در چه زمان بودیم و چه چیزها دیدیم، الحمدلله باز هم متشکرم که تا به حال خونریزی نشده. ولی اخبار بدتر از دیدن است که هر آن دلم را مثل باران میریزند. پاینده باد عدل و مرده باد ظلم!
حمایت کند خدا عدلخواهان را
و فنا کند ظلمطلبان را.
یاهو يامن هو!
خدای واحد گواه است که هر ساعت مرگ را از خدا خواهانم که بعضی چیزها را نشنوم.
خیلی بر مردم سخت و تنگ شده است و کارد به استخوان رسیده.
هردم ازین باغ بری میرسد
تازهتر از تازهتری میرسد
(تفرشی حسینی، 1351: 100)
مأخذ: تفرشی حسینی، حاجی میرزا سید احمد. 1351. روزنامهٔ اخبار مشروطیت و انقلاب ایران. بهکوشش ایرج افشار. تهران: امیر کبیر.
@Shsyari
.
اگر رسید و دریافتيد زمان عدالت را، ما گذشتگان و اقدامکنندگان را به دعا یاد نمائید! – 1326 ه.ق.
بنده حقیر حاجی میرزا سیداحمد [اوضاع را] خیلی خراب و مملکت را منقلب مینگرم. تا خدا چه خواسته باشد. به ما عدالت و امنیت وصلت نخواهد داد. از برای اعقاب ما خوب است. اگر رسید و دریافتيد زمان عدالت را که خداوند روزی نماید ما گذشتگان و اقدامکنندگان را به دعا یاد نمائید که در چه زمان بودیم و چه چیزها دیدیم، الحمدلله باز هم متشکرم که تا به حال خونریزی نشده. ولی اخبار بدتر از دیدن است که هر آن دلم را مثل باران میریزند. پاینده باد عدل و مرده باد ظلم!
حمایت کند خدا عدلخواهان را
و فنا کند ظلمطلبان را.
یاهو يامن هو!
خدای واحد گواه است که هر ساعت مرگ را از خدا خواهانم که بعضی چیزها را نشنوم.
خیلی بر مردم سخت و تنگ شده است و کارد به استخوان رسیده.
هردم ازین باغ بری میرسد
تازهتر از تازهتری میرسد
(تفرشی حسینی، 1351: 100)
مأخذ: تفرشی حسینی، حاجی میرزا سید احمد. 1351. روزنامهٔ اخبار مشروطیت و انقلاب ایران. بهکوشش ایرج افشار. تهران: امیر کبیر.
@Shsyari
.
8 روز قبل از به توپ بستن مجلس ⬇️
ای کاش یا پنجاه سال قبل به دنیا آمده بودیم یا پنجاه سال بعد! – 1326 ه.ق.
امروز مجدداً اعليحضرت استعداد خود را تهیه کردهاند و قراولها را بردهاند و دیشب و امروز علاوه بر هشت عراده توپ که برده بودند باز هم بردهاند. گمانم این است به فرمایش شیخ سعدی عليه الرحمة "فتنه بنشست و نزاع برخاست" باشد. اول نزاع است و تمام مقدماتی است از برای نزاع.
الهی برما فقرا رحم فرما
و عاقبت این امر را بخیر گردان که بدهنگامهای است.
نه حال فرار داریم،
نه طاقت قرار.
عجب دورهای است.
ای کاش به دنیا نیامده بودم که ساعتی صد مرتبه از کثرت اخبار اراجیف روح در طيران میشود و مرغ روح به هیجان .
الله اكبر الله اکبر.
غريبا بدبخت مردمان بودهایم که در چه زمانی واقع شدهایم.
ای کاش یا پنجاه سال قبل به دنیا آمده بودیم یا پنجاه سال بعد. (تفرشی حسینی، 1351: 3/102)
مأخذ: تفرشی حسینی، حاجی میرزا سید احمد. 1351. روزنامهٔ اخبار مشروطیت و انقلاب ایران. بهکوشش ایرج افشار. تهران: امیر کبیر.
@Shsyari
.
ای کاش یا پنجاه سال قبل به دنیا آمده بودیم یا پنجاه سال بعد! – 1326 ه.ق.
امروز مجدداً اعليحضرت استعداد خود را تهیه کردهاند و قراولها را بردهاند و دیشب و امروز علاوه بر هشت عراده توپ که برده بودند باز هم بردهاند. گمانم این است به فرمایش شیخ سعدی عليه الرحمة "فتنه بنشست و نزاع برخاست" باشد. اول نزاع است و تمام مقدماتی است از برای نزاع.
الهی برما فقرا رحم فرما
و عاقبت این امر را بخیر گردان که بدهنگامهای است.
نه حال فرار داریم،
نه طاقت قرار.
عجب دورهای است.
ای کاش به دنیا نیامده بودم که ساعتی صد مرتبه از کثرت اخبار اراجیف روح در طيران میشود و مرغ روح به هیجان .
الله اكبر الله اکبر.
غريبا بدبخت مردمان بودهایم که در چه زمانی واقع شدهایم.
ای کاش یا پنجاه سال قبل به دنیا آمده بودیم یا پنجاه سال بعد. (تفرشی حسینی، 1351: 3/102)
مأخذ: تفرشی حسینی، حاجی میرزا سید احمد. 1351. روزنامهٔ اخبار مشروطیت و انقلاب ایران. بهکوشش ایرج افشار. تهران: امیر کبیر.
@Shsyari
.
3 روز قبل از به توپ بستن مجلس ⬇️
باز با قلم شليك میکنند! – 1326 ه.ق.
یکشنبه ۲۱ [جمادی الاول] به حالت دیروز و روز گذشته است. چیزی که قابل نوشتن است این است که خبرنگاران و مدیران جراید و روزنامهنویسان سبک و سیاق ومسلك روزنامه را درین موقع تنگ که عجالة ملت در ضعف است تغییر نداده باز هم آنچه باید ننویسند مینویسند. مثلاً حبلالمتین، مساوات، صور اسرافيل، تمدن، ملت، ندای وطن و غیره. چیزها نوشتهاند و بدها گفتهاند که عقل متحیر ست که درین موقع باريك باز با قلم شليك میکنند. (تفرشی حسینی، 1351: 104)
مأخذ: تفرشی حسینی، حاجی میرزا سید احمد. 1351. روزنامهٔ اخبار مشروطیت و انقلاب ایران. بهکوشش ایرج افشار. تهران: امیر کبیر.
@Shsyari
.
باز با قلم شليك میکنند! – 1326 ه.ق.
یکشنبه ۲۱ [جمادی الاول] به حالت دیروز و روز گذشته است. چیزی که قابل نوشتن است این است که خبرنگاران و مدیران جراید و روزنامهنویسان سبک و سیاق ومسلك روزنامه را درین موقع تنگ که عجالة ملت در ضعف است تغییر نداده باز هم آنچه باید ننویسند مینویسند. مثلاً حبلالمتین، مساوات، صور اسرافيل، تمدن، ملت، ندای وطن و غیره. چیزها نوشتهاند و بدها گفتهاند که عقل متحیر ست که درین موقع باريك باز با قلم شليك میکنند. (تفرشی حسینی، 1351: 104)
مأخذ: تفرشی حسینی، حاجی میرزا سید احمد. 1351. روزنامهٔ اخبار مشروطیت و انقلاب ایران. بهکوشش ایرج افشار. تهران: امیر کبیر.
@Shsyari
.
شهرام یاری
3 روز قبل از به توپ بستن مجلس ⬇️ باز با قلم شليك میکنند! – 1326 ه.ق. یکشنبه ۲۱ [جمادی الاول] به حالت دیروز و روز گذشته است. چیزی که قابل نوشتن است این است که خبرنگاران و مدیران جراید و روزنامهنویسان سبک و سیاق ومسلك روزنامه را درین موقع تنگ که عجالة ملت…
جز شرّ و فساد چیز دیگری از جراید تراوش نكرد! - 1334 ه.ق.
در همهجای دنیا اگر جراید باعث امنیت و بیداری و آبادی شد در مملكت ما كه برخلاف واقع گردید. (سالور، 1374: ج6، 4425)
مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. 1378. روزنامه خاطرات عینالسلطنه. 10 جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر.
@Shsyari
.
در همهجای دنیا اگر جراید باعث امنیت و بیداری و آبادی شد در مملكت ما كه برخلاف واقع گردید. (سالور، 1374: ج6، 4425)
مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. 1378. روزنامه خاطرات عینالسلطنه. 10 جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر.
@Shsyari
.
شهرام یاری
3 روز قبل از به توپ بستن مجلس ⬇️ باز با قلم شليك میکنند! – 1326 ه.ق. یکشنبه ۲۱ [جمادی الاول] به حالت دیروز و روز گذشته است. چیزی که قابل نوشتن است این است که خبرنگاران و مدیران جراید و روزنامهنویسان سبک و سیاق ومسلك روزنامه را درین موقع تنگ که عجالة ملت…
تمام اغتشاش ایران زیر سر جراید است! – 1297 خورشیدی
ركن الدوله رقعه اظهار محبت و همراهی و احوالپرسی نوشته ضمنا سوقاتی الموت خواسته بود. اعظم الدوله پسرعمو رئیس ایلات قزوین شده، لیكن وارد نشده است.
كاغذجات طهران تازهای كه داشت توقیف تمام جراید است جز روزنامه «ایران» كه به طور رسمی یا نیمرسمی طبع میشود كه كاش این توقیف را از روز ابتدای جنگ نموده بودند كه آنقدر مفاسد تولید نشده بود. تمام اغتشاش ایران زیر سر جراید است. این اواخر منازعات بین خود ارباب جراید بیشتر مایه فضیحت گردید. هنوز كابینه ترمیم نشده چهار نفر از وزرا نامعلوم است. مشیر الدوله، مؤتمن الملك، مخبر الملك جدا استعفا دادهاند. مالیه هم كه وزیر نداشت. روزبهروز در طهران قحطی و اتلاف نفوس در تزاید است. ناخوشی حصبه هم هنگامه آدم میكشد. بارندگیهای كامل مثل سالهای قبل از خشكی همهجا شده است. مردم امیدوارند آنچه كشت و زرع شده تلافی سال قبل را نماید. عجالتا در طهران گندم خرواری صد و بیست الی صد و سی تومان است، جو صد تومان. (سالور، 1374: ج7، 5171)
مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. 1378. روزنامه خاطرات عینالسلطنه. 10 جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر.
@Shsyari
.
ركن الدوله رقعه اظهار محبت و همراهی و احوالپرسی نوشته ضمنا سوقاتی الموت خواسته بود. اعظم الدوله پسرعمو رئیس ایلات قزوین شده، لیكن وارد نشده است.
كاغذجات طهران تازهای كه داشت توقیف تمام جراید است جز روزنامه «ایران» كه به طور رسمی یا نیمرسمی طبع میشود كه كاش این توقیف را از روز ابتدای جنگ نموده بودند كه آنقدر مفاسد تولید نشده بود. تمام اغتشاش ایران زیر سر جراید است. این اواخر منازعات بین خود ارباب جراید بیشتر مایه فضیحت گردید. هنوز كابینه ترمیم نشده چهار نفر از وزرا نامعلوم است. مشیر الدوله، مؤتمن الملك، مخبر الملك جدا استعفا دادهاند. مالیه هم كه وزیر نداشت. روزبهروز در طهران قحطی و اتلاف نفوس در تزاید است. ناخوشی حصبه هم هنگامه آدم میكشد. بارندگیهای كامل مثل سالهای قبل از خشكی همهجا شده است. مردم امیدوارند آنچه كشت و زرع شده تلافی سال قبل را نماید. عجالتا در طهران گندم خرواری صد و بیست الی صد و سی تومان است، جو صد تومان. (سالور، 1374: ج7، 5171)
مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. 1378. روزنامه خاطرات عینالسلطنه. 10 جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر.
@Shsyari
.
شهرام یاری
3 روز قبل از به توپ بستن مجلس ⬇️ باز با قلم شليك میکنند! – 1326 ه.ق. یکشنبه ۲۱ [جمادی الاول] به حالت دیروز و روز گذشته است. چیزی که قابل نوشتن است این است که خبرنگاران و مدیران جراید و روزنامهنویسان سبک و سیاق ومسلك روزنامه را درین موقع تنگ که عجالة ملت…
تهدید روزنامه رعد! – 1297 خورشیدی
«رعد» باز در جواب یكی از جراید كه فحاشی كرده مینویسد اگر دست از هتاكی برندارید یك سلسله اسناد دیگری انتشار میدهم كه تاكنون از نشر آن خودداری شده است. (سالور، 1374: ج7، 5181)
مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. 1378. روزنامه خاطرات عینالسلطنه. 10 جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر.
@Shsyari
.
«رعد» باز در جواب یكی از جراید كه فحاشی كرده مینویسد اگر دست از هتاكی برندارید یك سلسله اسناد دیگری انتشار میدهم كه تاكنون از نشر آن خودداری شده است. (سالور، 1374: ج7، 5181)
مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. 1378. روزنامه خاطرات عینالسلطنه. 10 جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر.
@Shsyari
.
شهرام یاری
3 روز قبل از به توپ بستن مجلس ⬇️ باز با قلم شليك میکنند! – 1326 ه.ق. یکشنبه ۲۱ [جمادی الاول] به حالت دیروز و روز گذشته است. چیزی که قابل نوشتن است این است که خبرنگاران و مدیران جراید و روزنامهنویسان سبک و سیاق ومسلك روزنامه را درین موقع تنگ که عجالة ملت…
در طهران مشاهده میشود كه به جای تنویر افكار و هدایت عامه به سبب نجات و ترقی، فحاشی، هتاكی، بیشرمی دستور تحریر و روح تقریر جراید گردیده! – 1336 ه.ق.
اداره روزنامه ایران. راست است كه گرامیترین موهبت حكومتها و ثمره مشروطیت آزادی قلم و افكار است، اما كدام فكر و كدام قلم؟
فكری كه در تمشیت امور اجتماعی و تنسیق سیاست مملكتی به كار رود. قلمی كه هادی راه سعادت و ترقی و مروج اتحاد عناصر جمعیت باشد. آزادی به مفهوم حقیقی خود یگانه داروی دردهای اجتماعی است، لیكن در حد قانون و در قید نظامات. تجربه ثابت كرده است آزادی در صورتیكه به قانون محدود نباشد مثمر سموم مهلكی است كه حیثیات اجتماعی را فاسد [میكند] و حیات جمعیت را به خطر میاندازد. مصداق این بیان را به خوبی میتوان امروزه در طهران ملاحظه و دریافت كه از آزادی مطلق قلم چه مضرات بیشماری تولید گشته و چه مفاسد بیحدی همه روزه در تزاید و فزونی است.
در تمام ممالك آزاد روزنامهنگاری طرزی دارد و روزنامهنگار وظایفی. ولی در طهران مشاهده میشود كه به جای تنویر افكار و هدایت عامه به سبب نجات و ترقی، فحاشی، هتاكی، بیشرمی دستور تحریر و روح تقریر جراید گردیده و در عوض اصلاح اخلاق عمومی و تذكار فواید امور اجتماعی به القاء نفاق و تدارك هرجومرج و تكثیر فحشا و منكر میپردازند و این طرز روزنامهنگاری را آزادترین ملل تجویز ننموده و آزادیخواهترین اجتماعات تصدیق نمیكنند، و از طرفی ملاحظه میشود كه متأسفانه به واسطه فقدان وسایل اجرای قانون مطبوعات به روی اصول محاكماتی موجبات جلوگیری از نشر [مطالب] مضره و هرجومرجهائی كه به مناسبت این قبیل انتشارات تولید میگردند فعلا در حد امكان نیست.
علیهذا هیئت دولت برای دفع این ضررها و صدمات هرجومرج و منع از این زیادهرویها كه مفاسدی بر اثر آنها مترتب میشود و بالاخره به نام حفظ و مصالح مملكت كه مافوق تمام ملاحظات است مقرر داشت كه از نشر كلیه جراید دایره جلوگیری شود و فقط به روزنامه «ایران» كه قلم خود را محفوظ داشته است اجازه داده میشود كه اخبار مفیده را نشر و واقعیات یومیه را به اطلاع عامه برساند تا انشاء اللّه پس از افتتاح مجلس شورای ملی و اتخاذ وسایل مؤثره در جلوگیری از مفاسد جراید خودسر و نشریات بینفع پرضرر قرار قاطعی داده شود.
ضمنا یادآور میشود ممكن است تا زمان افتتاح مجلس در ثانی اجازه طبع به جریده داده شود ولی مشروط به شرایطی كه دولت مقرر خواهد داشت. توضیح آنكه مطلقا طبع جراید و هر قبیل مقالات سیاسی بدون تحصیل اجازه [و] رعایت به شرایط مقرره تعطیل است. 26 حوت 1336- وزارت داخله.
دوازده سال است جراید آزاد شدهاند هنوز یك محكمه برای اجرای قانون آنكه در مجلس اول نوشته و طبع شده دایر نیست. مردم با اینحال توقع دارند كه وزرای ما كارهای بزرگ انجام بدهند. (سالور، 1374: ج7، 5206)
مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. 1378. روزنامه خاطرات عینالسلطنه. 10 جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر.
@Shsyari
.
اداره روزنامه ایران. راست است كه گرامیترین موهبت حكومتها و ثمره مشروطیت آزادی قلم و افكار است، اما كدام فكر و كدام قلم؟
فكری كه در تمشیت امور اجتماعی و تنسیق سیاست مملكتی به كار رود. قلمی كه هادی راه سعادت و ترقی و مروج اتحاد عناصر جمعیت باشد. آزادی به مفهوم حقیقی خود یگانه داروی دردهای اجتماعی است، لیكن در حد قانون و در قید نظامات. تجربه ثابت كرده است آزادی در صورتیكه به قانون محدود نباشد مثمر سموم مهلكی است كه حیثیات اجتماعی را فاسد [میكند] و حیات جمعیت را به خطر میاندازد. مصداق این بیان را به خوبی میتوان امروزه در طهران ملاحظه و دریافت كه از آزادی مطلق قلم چه مضرات بیشماری تولید گشته و چه مفاسد بیحدی همه روزه در تزاید و فزونی است.
در تمام ممالك آزاد روزنامهنگاری طرزی دارد و روزنامهنگار وظایفی. ولی در طهران مشاهده میشود كه به جای تنویر افكار و هدایت عامه به سبب نجات و ترقی، فحاشی، هتاكی، بیشرمی دستور تحریر و روح تقریر جراید گردیده و در عوض اصلاح اخلاق عمومی و تذكار فواید امور اجتماعی به القاء نفاق و تدارك هرجومرج و تكثیر فحشا و منكر میپردازند و این طرز روزنامهنگاری را آزادترین ملل تجویز ننموده و آزادیخواهترین اجتماعات تصدیق نمیكنند، و از طرفی ملاحظه میشود كه متأسفانه به واسطه فقدان وسایل اجرای قانون مطبوعات به روی اصول محاكماتی موجبات جلوگیری از نشر [مطالب] مضره و هرجومرجهائی كه به مناسبت این قبیل انتشارات تولید میگردند فعلا در حد امكان نیست.
علیهذا هیئت دولت برای دفع این ضررها و صدمات هرجومرج و منع از این زیادهرویها كه مفاسدی بر اثر آنها مترتب میشود و بالاخره به نام حفظ و مصالح مملكت كه مافوق تمام ملاحظات است مقرر داشت كه از نشر كلیه جراید دایره جلوگیری شود و فقط به روزنامه «ایران» كه قلم خود را محفوظ داشته است اجازه داده میشود كه اخبار مفیده را نشر و واقعیات یومیه را به اطلاع عامه برساند تا انشاء اللّه پس از افتتاح مجلس شورای ملی و اتخاذ وسایل مؤثره در جلوگیری از مفاسد جراید خودسر و نشریات بینفع پرضرر قرار قاطعی داده شود.
ضمنا یادآور میشود ممكن است تا زمان افتتاح مجلس در ثانی اجازه طبع به جریده داده شود ولی مشروط به شرایطی كه دولت مقرر خواهد داشت. توضیح آنكه مطلقا طبع جراید و هر قبیل مقالات سیاسی بدون تحصیل اجازه [و] رعایت به شرایط مقرره تعطیل است. 26 حوت 1336- وزارت داخله.
دوازده سال است جراید آزاد شدهاند هنوز یك محكمه برای اجرای قانون آنكه در مجلس اول نوشته و طبع شده دایر نیست. مردم با اینحال توقع دارند كه وزرای ما كارهای بزرگ انجام بدهند. (سالور، 1374: ج7، 5206)
مأخذ: سالور، قهرمان میرزا. 1378. روزنامه خاطرات عینالسلطنه. 10 جلد. به كوشش مسعود سالور و ایرج افشار. تهران: اساطیر.
@Shsyari
.