وقتی تو نیستی
نه هستهای ما چونان که بایدند
نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم
و حرف آخرم را با بغض میخورم
عمریست لبخندهای لاغر خود را
در دل ذخیره میکنم
باشد برای روز مبادا...
اما در صفحههای تقویم،
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد
روزی شبیه دیروز، روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه میداند
شاید...
امروز نیز روز مبادا باشد!
وقتی تو نیستی
نه هستهای ما چونان که بایدند
نه بایدها...
هر روز بیتو روز مباداست!
#قیصر_امینپور
@Nabz_e_shear
نه هستهای ما چونان که بایدند
نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم
و حرف آخرم را با بغض میخورم
عمریست لبخندهای لاغر خود را
در دل ذخیره میکنم
باشد برای روز مبادا...
اما در صفحههای تقویم،
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد
روزی شبیه دیروز، روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه میداند
شاید...
امروز نیز روز مبادا باشد!
وقتی تو نیستی
نه هستهای ما چونان که بایدند
نه بایدها...
هر روز بیتو روز مباداست!
#قیصر_امینپور
@Nabz_e_shear
💔45❤22👍5😢2👌1
بله. عشق، دست و بازوی پر زوری دارد.
آنچنانی که پیر طوس در شاهنامه میگوید.
او که زال بود، وقتی به رودابه دل باخت،
در نامهای به پدرش اینگونه شرح حال داد:
من از دختِ مهراب، گریان شدم
چو بر آتشِ تیز، بریان شدم
ستاره شبِ تیره یارِ من است
من آنم که دریا کنارِ من است...
ما که دیگر کسی نیستیم!
راحت باشید:)
@Nabz_e_shear
آنچنانی که پیر طوس در شاهنامه میگوید.
او که زال بود، وقتی به رودابه دل باخت،
در نامهای به پدرش اینگونه شرح حال داد:
من از دختِ مهراب، گریان شدم
چو بر آتشِ تیز، بریان شدم
ستاره شبِ تیره یارِ من است
من آنم که دریا کنارِ من است...
ما که دیگر کسی نیستیم!
راحت باشید:)
@Nabz_e_shear
❤28😢25💔15👍5👌2
در روزهای بینفسی همنفس کجاست
یک عشق یک تبسم دور از هوس کجاست
من خسته از رهایی و بیسرپناهیام
بال و پری نمانده برایم قفس کجاست
گفتی مگو به هیچکسی راز خویش را
من حاضرم بگویم آن هیچکس کجاست
برگرد ای جوانی از دست رفتهام
ای عمر اشتیاق قدیم تو پس کجاست؟
فریاد میزنیم و به جایی نمیرسد
نشنیده ماند نالهی ما دادرس کجاست
#عطیهسادات_حجتی
📕دلداری/ #با_هیچکس
@Nabz_e_shear
یک عشق یک تبسم دور از هوس کجاست
من خسته از رهایی و بیسرپناهیام
بال و پری نمانده برایم قفس کجاست
گفتی مگو به هیچکسی راز خویش را
من حاضرم بگویم آن هیچکس کجاست
برگرد ای جوانی از دست رفتهام
ای عمر اشتیاق قدیم تو پس کجاست؟
فریاد میزنیم و به جایی نمیرسد
نشنیده ماند نالهی ما دادرس کجاست
#عطیهسادات_حجتی
📕دلداری/ #با_هیچکس
@Nabz_e_shear
❤47💔17😢3
#توئیت 🖇♥️
خواجه حافظ فرمود:
زبورِ عشقنوازی نه کارِ هر مرغیست
بیا و نوگلِ این بلبلِ غزلخوان باش...
امّا امیدی نیست دوستان:
نوایِ بلبلت ای گل کجا پسند افتد؟!
که گوشِ هوش، به مرغانِ هرزهگو داری!
البتّه گلایهای هم نیست:
خموش حافظ و از جورِ یار ناله مکن
تو را که گفت که در رویِ خوب حیران باش!
آخر خنجر که بر گردنمان نبود.
حق با معشوق است:
گفت: خود دادی به ما دل حافظا
ما محصّل بر کسی نگماشتیم!
حالا خودمانیم، این همه درست؛
امّا به وقتش آتشی در دل آدم زبانه میکشد که به آب هفت دریا هم فرونمینشیند:
خود را بکش ای بلبل از این رشک، که گل را
با بادِ صبا وقتِ سحر جلوهگری بود!
@Nabz_e_shear
خواجه حافظ فرمود:
زبورِ عشقنوازی نه کارِ هر مرغیست
بیا و نوگلِ این بلبلِ غزلخوان باش...
امّا امیدی نیست دوستان:
نوایِ بلبلت ای گل کجا پسند افتد؟!
که گوشِ هوش، به مرغانِ هرزهگو داری!
البتّه گلایهای هم نیست:
خموش حافظ و از جورِ یار ناله مکن
تو را که گفت که در رویِ خوب حیران باش!
آخر خنجر که بر گردنمان نبود.
حق با معشوق است:
گفت: خود دادی به ما دل حافظا
ما محصّل بر کسی نگماشتیم!
حالا خودمانیم، این همه درست؛
امّا به وقتش آتشی در دل آدم زبانه میکشد که به آب هفت دریا هم فرونمینشیند:
خود را بکش ای بلبل از این رشک، که گل را
با بادِ صبا وقتِ سحر جلوهگری بود!
@Nabz_e_shear
❤40💔10👌5👍1
*نامههای کوتاه شبانه*
«سلام.
راستش حوصلهی نوشتن ندارم.
امّا دریغم آمد که بر هزار حسنت، هزار و یک را نیفزایم:
خوب است که زبان شعر میدانی.
نمیدانستی، چه حرفها که ناگفته میمانْد.
بقول #صائب :
دستی که دامنِ تو گرفتهست بارها
زین بیشتر به چاکِ گریبان روا مدار
چشمِ مرا که ره به شبستانِ زلف داشت
در پیچ و تابِ خوابِ پریشان روا مدار...»
@Nabz_e_shear
«سلام.
راستش حوصلهی نوشتن ندارم.
امّا دریغم آمد که بر هزار حسنت، هزار و یک را نیفزایم:
خوب است که زبان شعر میدانی.
نمیدانستی، چه حرفها که ناگفته میمانْد.
بقول #صائب :
دستی که دامنِ تو گرفتهست بارها
زین بیشتر به چاکِ گریبان روا مدار
چشمِ مرا که ره به شبستانِ زلف داشت
در پیچ و تابِ خوابِ پریشان روا مدار...»
@Nabz_e_shear
❤59💔10
#فاضل_نظری میگوید :
در آتشِ خیالِ تو با خود قدم زدم
دورانِ عاشقی به همین سادگی گذشت
روزی ز چشمِ مردم و روزی به پای تو!
عمرِ مرا ببین که به افتادگی گذشت...
عمرِ مرا ببین...
@Nabz_e_shear
در آتشِ خیالِ تو با خود قدم زدم
دورانِ عاشقی به همین سادگی گذشت
روزی ز چشمِ مردم و روزی به پای تو!
عمرِ مرا ببین که به افتادگی گذشت...
عمرِ مرا ببین...
@Nabz_e_shear
💔70❤30👍6
〇
و گاهی زندگی،
تمامِ زیباییاش را
در قالبِِ یک شخص به تو هدیه میدهد...
■شاعر: #احلام_مستغانمی [ الجزایر، ۱۹۵۳ ]
■ترجمه: #زهرا_ایزدینیا
@Nabz_e_shear
و گاهی زندگی،
تمامِ زیباییاش را
در قالبِِ یک شخص به تو هدیه میدهد...
■شاعر: #احلام_مستغانمی [ الجزایر، ۱۹۵۳ ]
■ترجمه: #زهرا_ایزدینیا
@Nabz_e_shear
❤49💔13
- چرا انقدر پکری؟
+ ز نامِ من به غلط هم دهان نسازد تلخ
- کی؟
+ کسی که یادِ لبش، نُقلِ محفل است مرا...
#صائب
@Nabz_e_shear
+ ز نامِ من به غلط هم دهان نسازد تلخ
- کی؟
+ کسی که یادِ لبش، نُقلِ محفل است مرا...
#صائب
@Nabz_e_shear
💔55❤20👍1
💔37❤18👍3
📝
چه چیز داری با خویشتن که دیدارت
چو قلههای مهآلود محو و رویاییست
ها؟ چه چیز؟
#حسین_منزوی
@Nabz_e_shear
چه چیز داری با خویشتن که دیدارت
چو قلههای مهآلود محو و رویاییست
ها؟ چه چیز؟
#حسین_منزوی
@Nabz_e_shear
❤44💔7👍3👌3
❤40👍2
#توئیت 🖇♥️
#سعدی میفرماید میتوان با ملامت کردن، عشق را از دل او بیرون کرد؛
اما برایش یک شرط هم گذاشته:
عشق از دل سعدی به ملامت بتوان برد
گر رنگ توان برد به آب از رخ هندوی!
عملاً هر دو کار محال است! 😊
@Nabz_e_shear
#توئیت 🖇♥️
#سعدی میفرماید میتوان با ملامت کردن، عشق را از دل او بیرون کرد؛
اما برایش یک شرط هم گذاشته:
عشق از دل سعدی به ملامت بتوان برد
گر رنگ توان برد به آب از رخ هندوی!
عملاً هر دو کار محال است! 😊
@Nabz_e_shear
💔28❤11👍3
دنیا غم هجران تو را نیز سر آورد
پیراهن خونین تو را از سفر آورد
آه این چه حریفی است که در دورِ غم او
چون باده طلب کردم، خون جگر آورد
موج غم عشق تو به هر سو که دلش خواست
آزرده دلم برد و دلآزردهتر آورد
گفتی که به جز من به کسی دل نسپردی
نفرین به سخنچین که برایم خبر آورد
تو نمنم بارانی و من قطره اشکم
هرکس که تو را دید، مرا در نظر آورد
در خاطر ما خاطرهی تلخ خزان بود
این باغ چرا بار دگر برگ و بَر آورد
#علی_مقیمی
📕جایگاه شهود/ #خاطرات_دروغ
@Nabz_e_shear
پیراهن خونین تو را از سفر آورد
آه این چه حریفی است که در دورِ غم او
چون باده طلب کردم، خون جگر آورد
موج غم عشق تو به هر سو که دلش خواست
آزرده دلم برد و دلآزردهتر آورد
گفتی که به جز من به کسی دل نسپردی
نفرین به سخنچین که برایم خبر آورد
تو نمنم بارانی و من قطره اشکم
هرکس که تو را دید، مرا در نظر آورد
در خاطر ما خاطرهی تلخ خزان بود
این باغ چرا بار دگر برگ و بَر آورد
#علی_مقیمی
📕جایگاه شهود/ #خاطرات_دروغ
@Nabz_e_shear
💔30❤18
*اندکی تأمل*
در تذکرةالاؤلیا میخوانیم:
فضیل عیاض که از گرمروانِ طریق عشق است، چنین نقل کرده:
«و گفت: اگر مرا خبر آید که تو را یک دعا مستجاب است، هرچه خواهی بخواه، من آن دعا در حقّ سلطان صرف کنم؛
از بهرِ آنکه اگر در صلاحِ خویش دعا کنم، صلاحِ من بوَد تنها، و در صلاحِ سلطان، صلاحِ جملهی خلق بوَد.»
@Nabz_e_shear
در تذکرةالاؤلیا میخوانیم:
فضیل عیاض که از گرمروانِ طریق عشق است، چنین نقل کرده:
«و گفت: اگر مرا خبر آید که تو را یک دعا مستجاب است، هرچه خواهی بخواه، من آن دعا در حقّ سلطان صرف کنم؛
از بهرِ آنکه اگر در صلاحِ خویش دعا کنم، صلاحِ من بوَد تنها، و در صلاحِ سلطان، صلاحِ جملهی خلق بوَد.»
@Nabz_e_shear
👌42❤22💔5👍2
#توئیت 🖇♥️
هرچند در امثال عرب آمده است:
وَ کُلُّ ما یَفعَلُ المَحبوبُ مَحبوبٌ
(هرچه محبوب کند دوستداشتنی است)
و شیخ اجلّ #سعدی هم فرمودهاند:
مرا توبه فرمایی ای خودپرست!
تو را توبه زین گفت، اولیترست
ببخشای بر من، که هرچ او کند
وگر قصدِ خون است، نیکو کند...
اما شما هم-اگر در کسوت محبوب هستید- قدری مراعات کنید.
با تشکر 😊
@Nabz_e_shear
هرچند در امثال عرب آمده است:
وَ کُلُّ ما یَفعَلُ المَحبوبُ مَحبوبٌ
(هرچه محبوب کند دوستداشتنی است)
و شیخ اجلّ #سعدی هم فرمودهاند:
مرا توبه فرمایی ای خودپرست!
تو را توبه زین گفت، اولیترست
ببخشای بر من، که هرچ او کند
وگر قصدِ خون است، نیکو کند...
اما شما هم-اگر در کسوت محبوب هستید- قدری مراعات کنید.
با تشکر 😊
@Nabz_e_shear
❤35💔10
📝
به چشم خستهی من نیز خواب میرسد اما
شبِ فراق، دلِ بی شکیب اگر بگذارد...
#سجاد_رشیدیپور
@Nabz_e_shear
به چشم خستهی من نیز خواب میرسد اما
شبِ فراق، دلِ بی شکیب اگر بگذارد...
#سجاد_رشیدیپور
@Nabz_e_shear
❤30💔17👍1
*ذکر روز*
غنیمت دان اگر دانی که هر روز
ز عمرِ مانده روزی میشود کم
منه دل بر سرایِ عمر، سعدی!
که بنیادش، نه بنیادیست محکم...
#سعدی
@Nabz_e_shear
غنیمت دان اگر دانی که هر روز
ز عمرِ مانده روزی میشود کم
منه دل بر سرایِ عمر، سعدی!
که بنیادش، نه بنیادیست محکم...
#سعدی
@Nabz_e_shear
❤43👌5💔3
❤34💔2
*اندکی تأمل*
سعدی میفرماید:
که هر چه نقل کنند از بشر در امکان است!
بد نیست متن زیر را با هم بخوانیم:
«باغها سرسبز، میوهها آمادهی چیدن، و چشمهها و برکهها پر آب شدهاند [یعنی همهچیز مهیّاست]؛ پس اگر میخواهی، به سوی سپاهِ آمادهی خود بیا!»
آنچه خواندید، یکی از نامههای اهل کوفه بود که امام را به شهر خویش خواندند.
از امضاکنندگانِ این نامه، یکی عمرو بن حجّاج زبیدی است.
او مسئول حراست از شریعهی فرات بود و راهِ آب را بر امام و یارانش بسته بود. در روز عاشورا، سرکردهی جناحِ راستِ سپاهِ ابن سعد بود. او یکی از کسانی است که سرهای شهدا را به کوفه آورد!
دیگری شبث بن ربعی است.
شبث، در صفّین، در رکابِ علی جنگید؛ و در نهروان، فرماندهی جناحِ چپِ امیرالمؤمنین بود.
او در عاشورا، سرکردهی سواره نظام سپاه عمر سعد بود!
"که هر چه نقل کنند از بشر در امکان است..."
@Nabz_e_shear
سعدی میفرماید:
که هر چه نقل کنند از بشر در امکان است!
بد نیست متن زیر را با هم بخوانیم:
«باغها سرسبز، میوهها آمادهی چیدن، و چشمهها و برکهها پر آب شدهاند [یعنی همهچیز مهیّاست]؛ پس اگر میخواهی، به سوی سپاهِ آمادهی خود بیا!»
آنچه خواندید، یکی از نامههای اهل کوفه بود که امام را به شهر خویش خواندند.
از امضاکنندگانِ این نامه، یکی عمرو بن حجّاج زبیدی است.
او مسئول حراست از شریعهی فرات بود و راهِ آب را بر امام و یارانش بسته بود. در روز عاشورا، سرکردهی جناحِ راستِ سپاهِ ابن سعد بود. او یکی از کسانی است که سرهای شهدا را به کوفه آورد!
دیگری شبث بن ربعی است.
شبث، در صفّین، در رکابِ علی جنگید؛ و در نهروان، فرماندهی جناحِ چپِ امیرالمؤمنین بود.
او در عاشورا، سرکردهی سواره نظام سپاه عمر سعد بود!
"که هر چه نقل کنند از بشر در امکان است..."
@Nabz_e_shear
💔49❤8😢6