هلال انسلادوس
عکس کاسینی از فاصله ۱۳۰ هزار کیلومتری انسلادوس، یکی از ماه های زحل
Crescent Enceladus
https://apod.nasa.gov/apod/ap170209.html
عکس کاسینی از فاصله ۱۳۰ هزار کیلومتری انسلادوس، یکی از ماه های زحل
Crescent Enceladus
https://apod.nasa.gov/apod/ap170209.html
AstroTech | استروتک
کهکشان ها در صورت فلکی اسب بالدار بالا، سمت راست، NGC 7331 بیش از ۵۰ میلیون سال نوری و کهکشانهای پایین سمت چپ حدود ۳۰۰ میلیون سال نوری از زمین فاصله دارند. تلسکوپ ویکسن VC200L امیرحسین ابوالفتح
NGC 7331 & Stephen's Quintet
GSO 12" F4
CCD Atik 490ex Color
Mount EQ8
Guide Lodestar
Corrector ASA 0.73x
Exposure 17x600"
http://astrob.in/133938/0/
GSO 12" F4
CCD Atik 490ex Color
Mount EQ8
Guide Lodestar
Corrector ASA 0.73x
Exposure 17x600"
http://astrob.in/133938/0/
ابرهای کیهانی در قسمت مرکزی سحابی نشری IC 1805.
ابرها ناشی از بادها و تابش کیهانی ستارههای داغ، بزرگ و تازه متولد شده خوشه 15 Melotte اند.
Melotte 15 in the Heart
apod.nasa.gov/apod/ap170210.html
ابرها ناشی از بادها و تابش کیهانی ستارههای داغ، بزرگ و تازه متولد شده خوشه 15 Melotte اند.
Melotte 15 in the Heart
apod.nasa.gov/apod/ap170210.html
AstroTech | استروتک
FLI PROLINE PL1001E CCD
کاربرد CCD در پژوهش های علمی مانند نورسنجی و طیف نمایی
اغلب این سوال هست که چرا در کاتالوگ ها، برخی CCD ها در پارامتر حداکثر زمان نوردهی، دارای محدودیت مثلا یک ساعته هستند و برخی ها بدون محدودیت!
چرا اساسا در حالی که با چند دقیقه نوردهی نیاز عکاس در بیشتر موارد عکاسی برطرف می شود، ابزارهایی برای نوردهی خیلی طولانی (بالای یک ساعت) در بازار موجود است؟
و اینکه کاربرد سنسورهای دارای نقطه های خیلی درشت مثلا ۲۴ در ۲۴ میکرون، دقیقا در کجاهاست؟
یا چرا برخی ccd ها در گرید بندی ۱ و ۲ عرضه شده و برخی مدل ها اصلا گرید بندی ندارند!!
پاسخ در نوع دیدگاه کاربر به عکاسی هست و اینکه نوع کاربری علمی باشد یا برای تهیه عکس هنری.
اگر هدف تهیه عکس های هنری هست، معمولا زمان های نوردهی برای هر عکس چندان طولانی نخواهند بود.
اما اگر نوع کاربرد، تهیه عکس و داده با اهداف علمی باشد، به این دلیل که ممکن است کاربر از انواع فیلترها استفاده کند و در کنار این حقیقت که فیلتر ممکن است بین ۳۰ تا ۵۰ درصد از نور را بخاطر مسایلی مثل جذب یا بازتابش، هدر داده و حذف کند. زمان نوردهی بالا می رود.
از طرف دیگر، گرچه عکاسی هنری به نسبت کانونی یا F پایین علاقه بسیار دارد. اما در عکاسی علمی، معمولا اپتیک هایی با ساختار ریچی کرتین استفاده می شوند که ذاتا نسبت کانونی بالایی بین ۶ تا ۹ دارا هستند.
از طرفی موقع عکاسی با فیلترها، داشتن F بالاتر می تواند به کاهش خطاها و بالاتر رفتن دقت منجر شده که همین مطلب استفاده از اپتیک با نسبت کانونی بالاتر را توجیه می کند.
و باز مطلب دیگر اینکه کاربردهای علمی، معمولا اعماق دورتر آسمان را کاوش می کنند و بجای DeepSky بهتر است آنها را Very DeepSky قلمداد کرد. در این حالت نسبت کانونی بالا (بزرگنمایی بالا) همچنان مزیت است.
به همین نسبت زمان نوردهی هم بالاتر خواهد بود.
در ضمن اگر مقصود کاربر نورسنجی و اخترشناسی باشد. بهتر است از ccd های با دقت بالا استفاده کند و اینجاست که میبینیم در بازار، ccd هایی که ظرفیت کاربری علمی دارند، بصورت grade 1 و grade 2 عرضه شده اند.
اما واقعا کجاها باید نوردهی خیلی طولانی داشت؟
اصلا چرا باید پول زیادی داد تا یک ccd گرید یک خرید که مثلا پیکسل سوخته نداشته باشد؟
مثال، با طیف نمایی یا طیف سنجی حتما همه آشنا هستند.
اطلاعات کمی بیشتر در لینک زیر هم هست.
telegram.me/AstroTech/1981
خوب فرض کنیم که قرار است طیف یک ستاره یا جرمی در دور دست های عمق فضا را بدست آوریم.
درست مثل ادوین هابل و دستیارش هاماسن، که با بررسی طیف کهکشانها، متوجه انتقال به قرمز طیف انها شده و پدیده انبساط عالم را کشف کردند.
ادوین هابل از یک تلسکوپی بازتابی و بزرگ برای طیف سنجی می کرد که آن زمان بزرگترین تلسکوپ روی زمین بود! با این حال اغلب ناچار بود کل شب را تا صبح به تعقیب یک کهکشان دور دست اختصاص دهد تا بلکه بتواند طیف آن را روی فیلم عکاسی ثبت کنند.
خب، چنانچه الان کسی بخواد طیف یک جرم را بررسی کند. چه انتخاب هایی دارد؟
فرض کنید منجمی ماجراجو هوس کرده دمای سطح، جهت و سرعت حرکت و همچنین فاصله یک جرم دور دست را محاسبه کند و در انتها با تهیه طیف آن جرم، عناصر تشکیل دهنده آن را بررسی نماید.
این یعنی یک فعالیت پرهیجان در حوزه نورسنجی (Photometry) و طیف نمایی.
بهترین انتخاب معمولا یک تلسکوپ ریچی کرتین است و البته با دهانه بزرگ، هرقدر بزرگتر بهتر.
این تلسکوپ نسبت کانونی بین ۶ تا ۱۰ ممکن است داشته باشد.
اما ابزار عکاسی (سنجش نور) چطور؟
بهتر است یک ccd داشت که نقطه های درشتی داشته باشد. چون جرم خیلی دور بوده و از طرفی نسبت کانونی اپتیک هم بالاست و زمان نوردهی هم بالا، پس داشتن ccd با نقطه های درشت و full well capacity بالا را طلب می کند.
حال نوبت رسید به طیف نمایی!
برای ثبت طیف یک جرم، از یک ccd با رزولوشن HxV نقطه استفاده میشود.
اما برای دستیابی به بالاترین چاه پتانسیل یا FWC بهتر است باز هم نقطه ها را درشت تر کرد.
راه حل استفاده از باینینگ (Bining) است تا بجای عکاسی در رزولوشن HxV از باینینگ مثلا Hx1 یا 1xV استفاده کرد.
در واقع هر ستون از ccd اینجا وقف خواندن یک پیکسل! از تصویر طیف خواهد بود.
مثلا اگر رزولوشن ccd مورد استفاده، 1024x1024 نقطه است. برای طیف نمایی با باینینگ 1xV رزولوشن تصویر 1x1024 نقطه خواهد بود.
اما گرید بندی! چون هر نقطه از تصویر اکنون بخشی از طیف را می خواند. پس خوب است که سنسور ccd بالاترین کیفیت را داشته و تا حد امکان بدون نقطه سوخته باشد تا خطا تولید نکند یا خطای تولید شده حداقل باشد. این یعنی داشتن ccd با گرید یک!
این ccd ممکن است ساعت ها نوردهی پیوسته انجام دهد تا تصویر کم نور طیف دریافتی را ثبت کند.
با احترام
مهدی اسماعیلی
@AstroTech
اغلب این سوال هست که چرا در کاتالوگ ها، برخی CCD ها در پارامتر حداکثر زمان نوردهی، دارای محدودیت مثلا یک ساعته هستند و برخی ها بدون محدودیت!
چرا اساسا در حالی که با چند دقیقه نوردهی نیاز عکاس در بیشتر موارد عکاسی برطرف می شود، ابزارهایی برای نوردهی خیلی طولانی (بالای یک ساعت) در بازار موجود است؟
و اینکه کاربرد سنسورهای دارای نقطه های خیلی درشت مثلا ۲۴ در ۲۴ میکرون، دقیقا در کجاهاست؟
یا چرا برخی ccd ها در گرید بندی ۱ و ۲ عرضه شده و برخی مدل ها اصلا گرید بندی ندارند!!
پاسخ در نوع دیدگاه کاربر به عکاسی هست و اینکه نوع کاربری علمی باشد یا برای تهیه عکس هنری.
اگر هدف تهیه عکس های هنری هست، معمولا زمان های نوردهی برای هر عکس چندان طولانی نخواهند بود.
اما اگر نوع کاربرد، تهیه عکس و داده با اهداف علمی باشد، به این دلیل که ممکن است کاربر از انواع فیلترها استفاده کند و در کنار این حقیقت که فیلتر ممکن است بین ۳۰ تا ۵۰ درصد از نور را بخاطر مسایلی مثل جذب یا بازتابش، هدر داده و حذف کند. زمان نوردهی بالا می رود.
از طرف دیگر، گرچه عکاسی هنری به نسبت کانونی یا F پایین علاقه بسیار دارد. اما در عکاسی علمی، معمولا اپتیک هایی با ساختار ریچی کرتین استفاده می شوند که ذاتا نسبت کانونی بالایی بین ۶ تا ۹ دارا هستند.
از طرفی موقع عکاسی با فیلترها، داشتن F بالاتر می تواند به کاهش خطاها و بالاتر رفتن دقت منجر شده که همین مطلب استفاده از اپتیک با نسبت کانونی بالاتر را توجیه می کند.
و باز مطلب دیگر اینکه کاربردهای علمی، معمولا اعماق دورتر آسمان را کاوش می کنند و بجای DeepSky بهتر است آنها را Very DeepSky قلمداد کرد. در این حالت نسبت کانونی بالا (بزرگنمایی بالا) همچنان مزیت است.
به همین نسبت زمان نوردهی هم بالاتر خواهد بود.
در ضمن اگر مقصود کاربر نورسنجی و اخترشناسی باشد. بهتر است از ccd های با دقت بالا استفاده کند و اینجاست که میبینیم در بازار، ccd هایی که ظرفیت کاربری علمی دارند، بصورت grade 1 و grade 2 عرضه شده اند.
اما واقعا کجاها باید نوردهی خیلی طولانی داشت؟
اصلا چرا باید پول زیادی داد تا یک ccd گرید یک خرید که مثلا پیکسل سوخته نداشته باشد؟
مثال، با طیف نمایی یا طیف سنجی حتما همه آشنا هستند.
اطلاعات کمی بیشتر در لینک زیر هم هست.
telegram.me/AstroTech/1981
خوب فرض کنیم که قرار است طیف یک ستاره یا جرمی در دور دست های عمق فضا را بدست آوریم.
درست مثل ادوین هابل و دستیارش هاماسن، که با بررسی طیف کهکشانها، متوجه انتقال به قرمز طیف انها شده و پدیده انبساط عالم را کشف کردند.
ادوین هابل از یک تلسکوپی بازتابی و بزرگ برای طیف سنجی می کرد که آن زمان بزرگترین تلسکوپ روی زمین بود! با این حال اغلب ناچار بود کل شب را تا صبح به تعقیب یک کهکشان دور دست اختصاص دهد تا بلکه بتواند طیف آن را روی فیلم عکاسی ثبت کنند.
خب، چنانچه الان کسی بخواد طیف یک جرم را بررسی کند. چه انتخاب هایی دارد؟
فرض کنید منجمی ماجراجو هوس کرده دمای سطح، جهت و سرعت حرکت و همچنین فاصله یک جرم دور دست را محاسبه کند و در انتها با تهیه طیف آن جرم، عناصر تشکیل دهنده آن را بررسی نماید.
این یعنی یک فعالیت پرهیجان در حوزه نورسنجی (Photometry) و طیف نمایی.
بهترین انتخاب معمولا یک تلسکوپ ریچی کرتین است و البته با دهانه بزرگ، هرقدر بزرگتر بهتر.
این تلسکوپ نسبت کانونی بین ۶ تا ۱۰ ممکن است داشته باشد.
اما ابزار عکاسی (سنجش نور) چطور؟
بهتر است یک ccd داشت که نقطه های درشتی داشته باشد. چون جرم خیلی دور بوده و از طرفی نسبت کانونی اپتیک هم بالاست و زمان نوردهی هم بالا، پس داشتن ccd با نقطه های درشت و full well capacity بالا را طلب می کند.
حال نوبت رسید به طیف نمایی!
برای ثبت طیف یک جرم، از یک ccd با رزولوشن HxV نقطه استفاده میشود.
اما برای دستیابی به بالاترین چاه پتانسیل یا FWC بهتر است باز هم نقطه ها را درشت تر کرد.
راه حل استفاده از باینینگ (Bining) است تا بجای عکاسی در رزولوشن HxV از باینینگ مثلا Hx1 یا 1xV استفاده کرد.
در واقع هر ستون از ccd اینجا وقف خواندن یک پیکسل! از تصویر طیف خواهد بود.
مثلا اگر رزولوشن ccd مورد استفاده، 1024x1024 نقطه است. برای طیف نمایی با باینینگ 1xV رزولوشن تصویر 1x1024 نقطه خواهد بود.
اما گرید بندی! چون هر نقطه از تصویر اکنون بخشی از طیف را می خواند. پس خوب است که سنسور ccd بالاترین کیفیت را داشته و تا حد امکان بدون نقطه سوخته باشد تا خطا تولید نکند یا خطای تولید شده حداقل باشد. این یعنی داشتن ccd با گرید یک!
این ccd ممکن است ساعت ها نوردهی پیوسته انجام دهد تا تصویر کم نور طیف دریافتی را ثبت کند.
با احترام
مهدی اسماعیلی
@AstroTech
Telegram
AstroTech
نحوه تشکیل طیف پبوسته، جذبی و نشری
@AstroTech
@AstroTech
در فعالیتهای علمی معمولا ccd های مونوکروم (سیاه و سفید) استفاده می شوند. هنگام ثبت طیف با ccd های مونوکروم، اغلب یک سوال مطرح میشود.
- هنگام طیف نمایی، طیف را باید رنگی ثبت کرد یا سیاه سفید؟
- اصلا رنگی یا سیاه و سفید بودن طیف مهم است؟
چنانچه نمودار طول موج طیف مریی را نگاه کنیم. از بازه ۴۰۰ تا ۷۰۰ نانومتر، طول موج رنگ های بنفش تا قرمز قرار دارد.
حالا می توان هر نقطه در نمودار را هم با عدد طول موج نشان داد و هم با رنگ.
مثلا گفت خط ۴۰۰ نانومتر یا بجای آن، خطی به رنگ بنفش قرار داد.
در کتابها و گزارش ها، برای راحتی درک طیف توسط افراد عادی، اغلب رنگ خطوط طیف را در محدوده طول موج مریی، نمایش می دهند. چون خواننده ممکن است با رنگ نور در هر طول موج آشنا نباشد.
عدد طول موج، معرف رنگ هم هست. پس اصلا مهم نیست خود طیف رنگی باشد یا سیاه سفید.
با احترام
مهدی اسماعیلی
@AstroTech
- هنگام طیف نمایی، طیف را باید رنگی ثبت کرد یا سیاه سفید؟
- اصلا رنگی یا سیاه و سفید بودن طیف مهم است؟
چنانچه نمودار طول موج طیف مریی را نگاه کنیم. از بازه ۴۰۰ تا ۷۰۰ نانومتر، طول موج رنگ های بنفش تا قرمز قرار دارد.
حالا می توان هر نقطه در نمودار را هم با عدد طول موج نشان داد و هم با رنگ.
مثلا گفت خط ۴۰۰ نانومتر یا بجای آن، خطی به رنگ بنفش قرار داد.
در کتابها و گزارش ها، برای راحتی درک طیف توسط افراد عادی، اغلب رنگ خطوط طیف را در محدوده طول موج مریی، نمایش می دهند. چون خواننده ممکن است با رنگ نور در هر طول موج آشنا نباشد.
عدد طول موج، معرف رنگ هم هست. پس اصلا مهم نیست خود طیف رنگی باشد یا سیاه سفید.
با احترام
مهدی اسماعیلی
@AstroTech
AstroTech | استروتک
داستان فضاپیماهای ویجر یک و دو مطالب جالبی درباره سفینه های ویجر که کمتر گفته شده. حتما ویدیوی معروف کارل سیگن بر اساس عکسی که ویجر ۱ هنگام دور شدن از منظومه خورشیدی با عنوان نگاه به عقب، در تاریخ ۱۴ فوریه ۱۹۹۰ میلادی از زمین گرفت را بخاطر دارید. برای آشنایی…
در روز ولنتاین ۱۹۹۰ فضاپیمای ویجر ۱ پس از طی ۴ میلیارد کیلومتر، برای آخرین بار طی نگاهی به عقب، از منظومه خورشیدی عکس گرفت.
Solar System Portrait
https://apod.nasa.gov/apod/ap170211.html
Solar System Portrait
https://apod.nasa.gov/apod/ap170211.html
دنبالهدار 45P از نزدیکی زمین عبور می کند. رنگ سبز بیشتر بخاطر مولکولهای پر انرژی کربن است.
Comet 45P Passes Near the Earth
apod.nasa.gov/apod/ap170212.html
Comet 45P Passes Near the Earth
apod.nasa.gov/apod/ap170212.html
AstroTech | استروتک
سری دوم- آموزش عکاسی نجومی پیشرفته قسمت ۶- عکاسی با تلسکوپ ریچی کرتین https://xn--r1a.website/AstroTech/1257 تصویر تلسکوپ GSO RC8 @AstroTech
بهترین تلسکوپ برای کاربرد و پژوهش علمی
چرا RC ها مورد توجه مراکز علمی هستند؟
تلسکوپی برای کاربرد علمی مناسب است که کمترین خطا و بالاترین دقت را دارا باشد.
تلسکوپ های شکستی تصویری با وضوح و کنتراست بالا تولید کرده و برای رصد و عکاسی مناسب اند. شکستی ها بدلیل استفاده از عدسی دارای خطای رنگی و کروی بوده که در انواع باکیفیت، مثل شکستی های آپوکروماتیک، خطای رنگی و کروی تا حد زیادی حذف شده است اما همچنان بدلیل استفاده از عدسی، خطای رنگی هرچند اندک در آنها موجود است. از طرفی پوشش روی عدسی (Coating) برخی طول موج ها را ممکن است حذف کند ضمن اینکه قادر به کانونی کردن نور مادون قرمز نیز نیستند. به همین دلیل دوربین های عکاسی که از عدسی بعنوان لنزهای عکاسی استفاده می کنند، برای داشتن تصویر واضح، نیازمند به داشتن فیلتر uv-ir cut جلوی سنسور هستند تا نور فرابنفش و مادون قرمز را حذف کند.
در بازتابی ها، انواع تلسکوپ های CDK، اشمیت کاسگرین، ماکسوتوف کاسگرین و کاتادیوپتریک ها نیز بدلیل داشتن لنز (عدسی) تصحیح کننده، دارای مشکلات و محدودیت هایی شبیه تلسکوپ های شکستی هستند.
تلسکوپ های نیوتنی دارای خطای کاما بوده که اصلاح آن نیز نیازمند استفاده از عدسی بعنوان اصلاح کننده خطای کاما است.
تنها ساختاری که بدون استفاده از عدسی و صرفا با استفاده از آینه، قادر به تولید تصویری با کیفیت نسبتا خوب است، تلسکوپ ریچی کرتین (RC) می باشد. البته RC ها نیز دارای اندکی خطای آستیگماتیسم و انجنای میدان هستند که با استفاده از لنز تصحیح کننده برطرف می شود. اما بدون استفاده از لنز تصحیح کننده نیز، تصویر نسبتا مطلوبی حتی برای عکاسی تولید می کنند که آنها را به عنوان انتخاب اول، مناسب برای فعالیتهای علمی مانند نورسنجی و طیف نمایی ساخته. ساختار تلسکوپ فضایی هابل و اکثر رصدخانه های دنیا از نوع ریچی کرتین است.
نویسنده: مهدی اسماعیلی
@AstroTech
چرا RC ها مورد توجه مراکز علمی هستند؟
تلسکوپی برای کاربرد علمی مناسب است که کمترین خطا و بالاترین دقت را دارا باشد.
تلسکوپ های شکستی تصویری با وضوح و کنتراست بالا تولید کرده و برای رصد و عکاسی مناسب اند. شکستی ها بدلیل استفاده از عدسی دارای خطای رنگی و کروی بوده که در انواع باکیفیت، مثل شکستی های آپوکروماتیک، خطای رنگی و کروی تا حد زیادی حذف شده است اما همچنان بدلیل استفاده از عدسی، خطای رنگی هرچند اندک در آنها موجود است. از طرفی پوشش روی عدسی (Coating) برخی طول موج ها را ممکن است حذف کند ضمن اینکه قادر به کانونی کردن نور مادون قرمز نیز نیستند. به همین دلیل دوربین های عکاسی که از عدسی بعنوان لنزهای عکاسی استفاده می کنند، برای داشتن تصویر واضح، نیازمند به داشتن فیلتر uv-ir cut جلوی سنسور هستند تا نور فرابنفش و مادون قرمز را حذف کند.
در بازتابی ها، انواع تلسکوپ های CDK، اشمیت کاسگرین، ماکسوتوف کاسگرین و کاتادیوپتریک ها نیز بدلیل داشتن لنز (عدسی) تصحیح کننده، دارای مشکلات و محدودیت هایی شبیه تلسکوپ های شکستی هستند.
تلسکوپ های نیوتنی دارای خطای کاما بوده که اصلاح آن نیز نیازمند استفاده از عدسی بعنوان اصلاح کننده خطای کاما است.
تنها ساختاری که بدون استفاده از عدسی و صرفا با استفاده از آینه، قادر به تولید تصویری با کیفیت نسبتا خوب است، تلسکوپ ریچی کرتین (RC) می باشد. البته RC ها نیز دارای اندکی خطای آستیگماتیسم و انجنای میدان هستند که با استفاده از لنز تصحیح کننده برطرف می شود. اما بدون استفاده از لنز تصحیح کننده نیز، تصویر نسبتا مطلوبی حتی برای عکاسی تولید می کنند که آنها را به عنوان انتخاب اول، مناسب برای فعالیتهای علمی مانند نورسنجی و طیف نمایی ساخته. ساختار تلسکوپ فضایی هابل و اکثر رصدخانه های دنیا از نوع ریچی کرتین است.
نویسنده: مهدی اسماعیلی
@AstroTech
❤1
ابرها در حال چرخش اطراف جنوب مشتری.
فضاپیمای جونو به تازگی چهارمین عبور نزدیک از مشتری را کامل کرده است.
Cloud Swirls around Southern Jupiter from Juno
https://apod.nasa.gov/apod/ap170213.html
فضاپیمای جونو به تازگی چهارمین عبور نزدیک از مشتری را کامل کرده است.
Cloud Swirls around Southern Jupiter from Juno
https://apod.nasa.gov/apod/ap170213.html
سحابی نشری رزت NGC 2237
با گستره صد سال نوری و فاصله ۵۰۰۰ سال نوری در صورت فلکی تکشاخ.
2017 February 14
The Rosette Nebula
https://apod.nasa.gov/apod/ap170214.html
@AstroTech
با گستره صد سال نوری و فاصله ۵۰۰۰ سال نوری در صورت فلکی تکشاخ.
2017 February 14
The Rosette Nebula
https://apod.nasa.gov/apod/ap170214.html
@AstroTech
AstroTech | استروتک
دنبالهدار 45P از نزدیکی زمین عبور می کند. رنگ سبز بیشتر بخاطر مولکولهای پر انرژی کربن است. Comet 45P Passes Near the Earth apod.nasa.gov/apod/ap170212.html
چرا رنگ دنبالهدار سبز است؟
مولکول های کربن چه نقشی در تولید نور سبز رنگ دنبالهدارها دارند؟
پاسخ، بخاطر تابش کربن دو اتمی.
@AstroTech
The light of fainter comets mainly originates from the emission of diatomic carbon. An example is C/2014 Q2 (Lovejoy), where there are several lines of C2 light, mostly in the visible spectrum, forming the Swan bands.
https://en.wikipedia.org/wiki/Diatomic_carbon
مولکول های کربن چه نقشی در تولید نور سبز رنگ دنبالهدارها دارند؟
پاسخ، بخاطر تابش کربن دو اتمی.
@AstroTech
The light of fainter comets mainly originates from the emission of diatomic carbon. An example is C/2014 Q2 (Lovejoy), where there are several lines of C2 light, mostly in the visible spectrum, forming the Swan bands.
https://en.wikipedia.org/wiki/Diatomic_carbon
سحابی نشری گل لاله در صورت فلکی قو
فاصله ۸ هزار سال نوری و پهنا ۷۰ سال نوری.
The Tulip and Cygnus X-1
https://apod.nasa.gov/apod/ap170216.html
فاصله ۸ هزار سال نوری و پهنا ۷۰ سال نوری.
The Tulip and Cygnus X-1
https://apod.nasa.gov/apod/ap170216.html