اطلاعیه بورسیه مدرسه شهرداد
۱۴۰۴/۸/۲۸
نظر به درخواست تعداد زیادی از جوانان و از جمله دانشجویان برای شرکت در دوره دوم مدرسه شهرداد(1)، موسسه اخلاق و اندیشه شهروندی ایرانیان تصمیم گرفت تا 50درصد هزینه آموزش تعداد 20 نفر از داوطلبان شرکت در این دوره را تقبل کند و آنان را بورسیه نماید. داوطلبان با مشخصات زیر در اولویت قرار دارند:
1- بیانیه دلیل علاقمندی برای شرکت در این دوره در حدود 250 کلمه.
2- دانشجوی سال 3 در یک دانشگاه معتبر و یا داشتن مدرک کارشناسی از یک دانشگاه معتبر.
3- سن زیر 50 سال
4- محل اقامت در شهرهای بالای صدهزار نفر. ساکنان شهرهای کوچکتر در اولویت هستند.
5- داشتن سابقه فعالیت اجتماعی در نهادهای مردم نهاد و یا نهادهای حرفهای/ سابقه فعالیت در شهرداریها، عضویت و یا داوطلبی عضویت در شوراهای اسلامی شهرها و یا فعالیت در دبیرخانهی آنها/ فعالیت در نهادهای خدماتی شهری.
افراد داوطلب میتوانند تا پایان روز یکشنبه 2 آذرماه 1404 مدارک خود شامل بیانیه علاقمندی، کارت ملی، مدرک تحصیلی و یا برگ ثبت نام دانشگاه، آدرس محل اقامت، و رزومه خود را در قالب فایل pdf به واتساب یا بله به شماره 09930999345 ارسال نمایند.
این مدارک در روز دوشنبه 3 آذرماه 1404 توسط شورای علمی مدرسه شهرداد مورد بررسی قرار خواهد گرفت و بلافاصله به داوطلبان نتیجه اعلام خواهد شد. پذیرفتهشدگان باید روز سهشنبه 4 آذرماه 1404 ثبت نام کنند و از روز چهارشنبه 5 آذرماه در کارگاهای آموزشی دوره در دانشگاه تهران، دانشکدگان هنرهای زیبا شرکت نمایند.
تعهد پذیرفتهشدگان:
پذیرفتهشدگان باید به صورت اخلاقی متعهد شوند که:
1- به صورت فعال در تمام کارگاههای آموزشی دوره شرکتت کنند و بدون عذر موجه غیبت نکنند.
2- به عنوان یک کنشگر اجتماعی در فعالیتهای منجر به ارتقای کارآمدی حکمروایی و کیفیت زندگی شهری و یا تشکلهای تخصصی محل اقامت خود مشارکت داشته باشند.
3- به توسعه دانش وآگاهی بخشی محلی در حوزهی کنشگری اجتماعی و محلهمحوری کمک نمایند
۱۴۰۴/۸/۲۸
نظر به درخواست تعداد زیادی از جوانان و از جمله دانشجویان برای شرکت در دوره دوم مدرسه شهرداد(1)، موسسه اخلاق و اندیشه شهروندی ایرانیان تصمیم گرفت تا 50درصد هزینه آموزش تعداد 20 نفر از داوطلبان شرکت در این دوره را تقبل کند و آنان را بورسیه نماید. داوطلبان با مشخصات زیر در اولویت قرار دارند:
1- بیانیه دلیل علاقمندی برای شرکت در این دوره در حدود 250 کلمه.
2- دانشجوی سال 3 در یک دانشگاه معتبر و یا داشتن مدرک کارشناسی از یک دانشگاه معتبر.
3- سن زیر 50 سال
4- محل اقامت در شهرهای بالای صدهزار نفر. ساکنان شهرهای کوچکتر در اولویت هستند.
5- داشتن سابقه فعالیت اجتماعی در نهادهای مردم نهاد و یا نهادهای حرفهای/ سابقه فعالیت در شهرداریها، عضویت و یا داوطلبی عضویت در شوراهای اسلامی شهرها و یا فعالیت در دبیرخانهی آنها/ فعالیت در نهادهای خدماتی شهری.
افراد داوطلب میتوانند تا پایان روز یکشنبه 2 آذرماه 1404 مدارک خود شامل بیانیه علاقمندی، کارت ملی، مدرک تحصیلی و یا برگ ثبت نام دانشگاه، آدرس محل اقامت، و رزومه خود را در قالب فایل pdf به واتساب یا بله به شماره 09930999345 ارسال نمایند.
این مدارک در روز دوشنبه 3 آذرماه 1404 توسط شورای علمی مدرسه شهرداد مورد بررسی قرار خواهد گرفت و بلافاصله به داوطلبان نتیجه اعلام خواهد شد. پذیرفتهشدگان باید روز سهشنبه 4 آذرماه 1404 ثبت نام کنند و از روز چهارشنبه 5 آذرماه در کارگاهای آموزشی دوره در دانشگاه تهران، دانشکدگان هنرهای زیبا شرکت نمایند.
تعهد پذیرفتهشدگان:
پذیرفتهشدگان باید به صورت اخلاقی متعهد شوند که:
1- به صورت فعال در تمام کارگاههای آموزشی دوره شرکتت کنند و بدون عذر موجه غیبت نکنند.
2- به عنوان یک کنشگر اجتماعی در فعالیتهای منجر به ارتقای کارآمدی حکمروایی و کیفیت زندگی شهری و یا تشکلهای تخصصی محل اقامت خود مشارکت داشته باشند.
3- به توسعه دانش وآگاهی بخشی محلی در حوزهی کنشگری اجتماعی و محلهمحوری کمک نمایند
❤9👍3👎1
توسعه و مساله ایران
عباس آخوندی، ۱۴۰۴/۸/۲۹
تمنای توسعه بیش از یک قرن است که برای ایرانیان تبدیل به یک رویا شدهاست. در برابر آن، فروپاشی اجتماعی، اضطراب و دلهرهی جمعی و حس بیپناهی و تعلیق تا حد زیادی فراگیر است. اینها همه البته نشانه از یک مسالهی بنیادینتری هستند و آن مساله بیدولتی است. ولی بیدولتی خود نیز معلول مساله بنیادینتری است. مسالهی اصلی ما، ناکامی در صورتبندی پدیداری تاریخی به نام ایران است. تا نتوانیم ایران را به عنوان یک مساله تعریف کنیم و در دستور کار سیاستگذاری قرار دهیم، امکان تاسیس دولت ملی مدرن و اعمال ارادهی ملی را نخواهیم داشت.
تلاشهای شادروان سید جواد طباطبایی و تلاشهایی از این دست در بازخوانی و نقد اندیشهی او، از اینرو با ارزشاند که ما را متوجه مسالهی ایران میکنند.
به این کفتگو و کتابی که معرفی میشود توجه فرمایید..
روایت جواد در گفتوگو با عارف مسعودی
October 21, 2025
محسن آزموده | ایبنا
قریب به سه سال از درگذشت سید جواد طباطبایی (۱۴۰۱-۱۳۲۴ ش.) اندیشمند سیاسی ایرانی میگذرد و بحث درباره اندیشهها و ایدههای او هنوز داغ و پرطرفدار است، به ویژه در این روزها که بحث از ایران و ایرانشهر بر سر زبانهاست و در این مدت چندین کتاب و شمار قابل توجهی مقاله و یادداشت و پرونده در مطبوعات و فضای مجازی درباره آثار و آرای طباطبایی منتشر شده است.
کتاب «روایت جواد» با زیر عنوان «روایت سید جواد طباطبایی از مسئله توسعه در ایران» نوشته عارف مسعودی یکی از واپسین این کتابهاست که به تازگی به همت انتشارات کتاب شرق منتشر شده است. این کتاب به عنوان دهمین قسمت از مجموعه گفتوگوهای توسعه زیر نظر محسن رنانی منتشر شده است. در قسمتهای پیشین این مجموعه شاهد روایت توسعه از نظر چهرههایی چون پرویز پیران، همایون کاتوزیان، مسعود نیلی، فرهنگ رجایی و علی رضاقلی (والا) بودیم.
https://share.google/QlwreK5cblNhZ1hzK
عباس آخوندی، ۱۴۰۴/۸/۲۹
تمنای توسعه بیش از یک قرن است که برای ایرانیان تبدیل به یک رویا شدهاست. در برابر آن، فروپاشی اجتماعی، اضطراب و دلهرهی جمعی و حس بیپناهی و تعلیق تا حد زیادی فراگیر است. اینها همه البته نشانه از یک مسالهی بنیادینتری هستند و آن مساله بیدولتی است. ولی بیدولتی خود نیز معلول مساله بنیادینتری است. مسالهی اصلی ما، ناکامی در صورتبندی پدیداری تاریخی به نام ایران است. تا نتوانیم ایران را به عنوان یک مساله تعریف کنیم و در دستور کار سیاستگذاری قرار دهیم، امکان تاسیس دولت ملی مدرن و اعمال ارادهی ملی را نخواهیم داشت.
تلاشهای شادروان سید جواد طباطبایی و تلاشهایی از این دست در بازخوانی و نقد اندیشهی او، از اینرو با ارزشاند که ما را متوجه مسالهی ایران میکنند.
به این کفتگو و کتابی که معرفی میشود توجه فرمایید..
روایت جواد در گفتوگو با عارف مسعودی
October 21, 2025
محسن آزموده | ایبنا
قریب به سه سال از درگذشت سید جواد طباطبایی (۱۴۰۱-۱۳۲۴ ش.) اندیشمند سیاسی ایرانی میگذرد و بحث درباره اندیشهها و ایدههای او هنوز داغ و پرطرفدار است، به ویژه در این روزها که بحث از ایران و ایرانشهر بر سر زبانهاست و در این مدت چندین کتاب و شمار قابل توجهی مقاله و یادداشت و پرونده در مطبوعات و فضای مجازی درباره آثار و آرای طباطبایی منتشر شده است.
کتاب «روایت جواد» با زیر عنوان «روایت سید جواد طباطبایی از مسئله توسعه در ایران» نوشته عارف مسعودی یکی از واپسین این کتابهاست که به تازگی به همت انتشارات کتاب شرق منتشر شده است. این کتاب به عنوان دهمین قسمت از مجموعه گفتوگوهای توسعه زیر نظر محسن رنانی منتشر شده است. در قسمتهای پیشین این مجموعه شاهد روایت توسعه از نظر چهرههایی چون پرویز پیران، همایون کاتوزیان، مسعود نیلی، فرهنگ رجایی و علی رضاقلی (والا) بودیم.
https://share.google/QlwreK5cblNhZ1hzK
کتاب نیوز
روایت جواد در گفتوگو با عارف مسعودی
محسن آزموده | ایبنا
👍9👎5❤1
🔹جای خالی ایدهی ایران و بیدولتی در این بیانیه جبههی اصلاحات
✍عباس آخوندی، ۱۴۰۴/۹/۱
🔻واقعیت ان است که تمدن ایران بر دو پایه یزدان شناخت و گیهان شناخت بنیاد یافتهاست. احترام به نظم و نظام طبیعی یکی از باورهای بنیادین شکلگیری ایدهی ایران است. برترین آموزهی داریوش این بودهاست که بر خلاف نظم طبیعی حرکت کنیم. وقتی او از یردان پاک درخواست میکند که ایران را از "دروج" در امان دارد، منظور او هرگونه سرتافتن از نظم طبیعی و گفتار وکردار و رفتار خلاف نظم کیهانی است. به عبارت دیگر سازگاری با اقلیم، قانون طبیعی و محیط زیست جزء ارکان تمدن ایرانی است. این افتخار بزرگ ایرانیان است. افسوس که بر اثر تمرکز بر قدرت موتور و تصور اینکه با فناوری میتوانیم بر طبیعت چیره شویم، این آموزهی بزرگ از یاد ما رفتهاست.
🔻و هنوز که هنوز است برای چارهجویی بحران آب بهجای حرکت به سوی آب، عدهای بر این یاورند که باید آب را بر خلاف قانون طبیعت به مرکز وحاشیهی کویر بیاورند و مشکل را دو چندان کنند. همچنان، در پی چیرگی بر طبیعت و محیط زیست هستند.
🔻در هشتاد سال پس از جنگ جهانی دوم یکصد شهر بندری بزرگ در دنیا توسعه یافته به نحوی که ۱۵درصد جمعیت شهری جهان را در خود جای دادهاند. وما در همین دوره در مرکز و در کنار کویر ۱۰ کلانشهر توسعه دادهایم وپنجاه درصد جمعیت شهری ایران را در آنها جای دادهایم و هنوز با اجرای ۳۹۰۰ کیلومتر لوله انتقال آب به آنها در پی توسعهی آنها هستیم. حرکتی برخلاف فهم بشر از زیستگاه خود و در جهت ضد ظرفیت اقلیمی ایران. خوب بود که جبهه قدری عمیقتر به بحث فرایند غیر مسکون شدن سرزمین ایران میپرداخت.
🔻هگل بر آن است که اولین دولت در جامعههای انسانی در ایران بر پا شدهاست. و افسوس که اکنون ما دچار بیدولتی به مفهوم ناآگاهی از هویت ملی خود هستیم. بیگمان در نبود آگاهی از ایدهی ایران امکان شکلگیری دولت نیز در ایران وجود ندارد.
🔻من از دوستان جبههی اصلاحات درخواست دارم که در ریشهیابی مسالهی ایران قدری به عقبتر برگردند وگرنه درب بر همان پاشنهی پیشین خواهد چرخید.
🔻مسالهی ایران بیتوجهی به ایدهی ایران و نتیجهی آن بیدولتی است. باید به این آگاهی برسیم.
✍عباس آخوندی، ۱۴۰۴/۹/۱
🔻واقعیت ان است که تمدن ایران بر دو پایه یزدان شناخت و گیهان شناخت بنیاد یافتهاست. احترام به نظم و نظام طبیعی یکی از باورهای بنیادین شکلگیری ایدهی ایران است. برترین آموزهی داریوش این بودهاست که بر خلاف نظم طبیعی حرکت کنیم. وقتی او از یردان پاک درخواست میکند که ایران را از "دروج" در امان دارد، منظور او هرگونه سرتافتن از نظم طبیعی و گفتار وکردار و رفتار خلاف نظم کیهانی است. به عبارت دیگر سازگاری با اقلیم، قانون طبیعی و محیط زیست جزء ارکان تمدن ایرانی است. این افتخار بزرگ ایرانیان است. افسوس که بر اثر تمرکز بر قدرت موتور و تصور اینکه با فناوری میتوانیم بر طبیعت چیره شویم، این آموزهی بزرگ از یاد ما رفتهاست.
🔻و هنوز که هنوز است برای چارهجویی بحران آب بهجای حرکت به سوی آب، عدهای بر این یاورند که باید آب را بر خلاف قانون طبیعت به مرکز وحاشیهی کویر بیاورند و مشکل را دو چندان کنند. همچنان، در پی چیرگی بر طبیعت و محیط زیست هستند.
🔻در هشتاد سال پس از جنگ جهانی دوم یکصد شهر بندری بزرگ در دنیا توسعه یافته به نحوی که ۱۵درصد جمعیت شهری جهان را در خود جای دادهاند. وما در همین دوره در مرکز و در کنار کویر ۱۰ کلانشهر توسعه دادهایم وپنجاه درصد جمعیت شهری ایران را در آنها جای دادهایم و هنوز با اجرای ۳۹۰۰ کیلومتر لوله انتقال آب به آنها در پی توسعهی آنها هستیم. حرکتی برخلاف فهم بشر از زیستگاه خود و در جهت ضد ظرفیت اقلیمی ایران. خوب بود که جبهه قدری عمیقتر به بحث فرایند غیر مسکون شدن سرزمین ایران میپرداخت.
🔻هگل بر آن است که اولین دولت در جامعههای انسانی در ایران بر پا شدهاست. و افسوس که اکنون ما دچار بیدولتی به مفهوم ناآگاهی از هویت ملی خود هستیم. بیگمان در نبود آگاهی از ایدهی ایران امکان شکلگیری دولت نیز در ایران وجود ندارد.
🔻من از دوستان جبههی اصلاحات درخواست دارم که در ریشهیابی مسالهی ایران قدری به عقبتر برگردند وگرنه درب بر همان پاشنهی پیشین خواهد چرخید.
🔻مسالهی ایران بیتوجهی به ایدهی ایران و نتیجهی آن بیدولتی است. باید به این آگاهی برسیم.
❤11👍4👎2
Forwarded from جبههٔ اصلاحات ایران
❇️ جبهه اصلاحات ايران در واكنش به آتش سوزى جنگل هاى هيركانى در بيانيه اى اعلام كرد: این آتش محصول کوتاهی ماست و ما امانتداران خوبی نبودهایم
🔺جبهه اصلاحات ايران با صدور بيانيه اى در واكنش به آتش سوزى جنگل هاى هيركانى اين اتفاق تلخ را بعد از خشک شدن دریاچه ارومیه، نابودی تالابها، ... زنگ خطری برای حیات ایران دانست و با تصريح اين كه "این آتش محصول کوتاهی ماست و ما امانتداران خوبی نبودهایم"، اعلام كرد: حفظ جنگلهای هیرکانی، احیای دریاچه ارومیه و نجات تالابهای ایران، نه مطالبهای سیاسی یا محلی، که وظیفهای ملی، اخلاقی و تمدنی است.
◾️متن كامل اين بيانيه به شرح زير است:
به نام خدا
جنگلهای هیرکانی این نوار سبز و باشکوه، با قدمتی چند میلیون ساله، میراث جهانی یونسکو و قلب تپنده شمال ایران، امروز در برابر چشمان نگران مردم کشور شعلهورند. این جنگلها ریه ایراناند؛ تنظیمکننده آب و هوا، مهارکننده سیلابها، ذخیرهگاه کربن، پناهگاه تنوع زیستی و نگهبان توازن اقلیم و نه تنها بخشی از طبیعت ایران، بلکه ستون فقرات زیستبوم ملی و بخشی جداییناپذیر از امنیت زیستی و آینده توسعه کشورند.
اما سوختن هیرکان تنها یک تصویر دردناک نیست؛ آیینهای است که چهره تلخِ کوتاهی و نبود نگاه پایدار به توسعه را آشکار میکند.
این آتشسوزی، از دل همان رويكردى میآید که دریاچه ارومیه را به بستر نمک و باد تبدیل کرد؛
رويكردى که تالابهای هامون، گاوخونی، بختگان، شادگان و میانکاله را به مرز نابودی کشانده؛
رويكردى که ارزش زیستمحیطی را قربانی تصمیمهای کوتاهمدت و نگاه توسعهگریز کرده است.
خشک شدن دریاچه ارومیه یک تهديد بود.
نابودی تالابها تهديد دیگری بود.
و اکنون، سوختن جنگلهای هیرکانی، تهديدى است که اگر جدی گرفته نشود، فردا برای هیچ زیستبومی فرصتی باقی نخواهد ماند.
جبهه اصلاحات ایران با اندوهی عمیق و با احساس مسئولیت نسبت به آینده کشور، آتشسوزی گسترده جنگلهای هیرکانی در دلیر و الیت چالوس را نه یک حادثه طبیعی، بلکه زنگ خطری برای حیات ایران میداند.
این آتش؛ محصول کوتاهی ماست.
محصول سالها جنگلزدایی، رهاشدگی مدیریت منابع، ساختوسازهای گسترده، تغییر کاربریهای غیرقانونی، چراهاى بیرویه، دخالتهای مخرب و سودجویی کسانی که جنگل و مراتع را نه امانت، که ملک و فرصت منافع شخصی دیدهاند.
ایران در آینه طبیعتش به ما میگوید:
امانتداران خوبی نبودهایم.
جبهه اصلاحات ایران باور دارد که عمران، اگر در تضاد با طبیعت باشد، نه پایدار است و نه توسعه.
هیچ اقتصاد قدرتمندی بر خاک فرسوده، دریاچههای خشک و جنگلهای سوخته بنا نمیشود.
توسعه پایدار یعنی حفاظت از منابعی که قرار است نسلهای آینده بر آن زندگی کنند؛ یعنی هماهنگی میان محیطزیست، اقتصاد، جامعه و فرهنگ.
سوختن هیرکان، مانند خشک شدن ارومیه و خاموش شدن تالابها، نشانهای است که میخواهد به ما بگوید:
مسیر توسعه در ایران نیازمند بازنگری بنیادی است.
جبهه اصلاحات ایران تاکید میکند که حفظ طبیعت بدون کنشگری مدنی فعال امکانپذیر نیست.
امروز بیش از هر زمان، ایران به شهروندانی نیاز دارد که:
مطالبه کنند، همراه شوند، هشدار دهند، آگاهی بسازند، و در کنار هم، مانع تکرار فجایع زیستمحیطی شوند.
کنشگران محیطزیست، سازمانهای مردمنهاد، دانشگاهیان، جوامع محلی و رسانهها باید صدای طبیعت باشند؛ صدایی که نه خاموش و نه نادیده گرفته شود.
جبهه اصلاحات ایران از دولت و نهادهای مسئول میخواهد که:
۱.با سودجویان و متجاوزان به اراضی جنگلی برخورد قاطع کنند،
۲. مدیریت پیشگیرانه بحرانهای زیستمحیطی را جایگزین اقدامات مقطعی کنند،
۳.سرمایهگذاری در اطفای حریق، احیای جنگل و بازسازی تالابها را در اولویت فوری قرار دهند، و
۴. توسعه را بر پایه اصول علمی پایداری طراحی کنند.
آتش دلیر و الیت، پژواک همان هشدارهایی است که از خشکی ارومیه و مرگ تالابها شنیده بودیم.
اگر امروز کشور برای حفاظت از طبیعت متحد نشود، فردا دیر خواهد بود.
جبهه اصلاحات ایران با صدایی بلند اعلام میکند:
حفظ جنگلهای هیرکانی، احیای دریاچه ارومیه و نجات تالابهای ایران، نه مطالبهای سیاسی یا محلی، که وظیفهای ملی، اخلاقی و تمدنی است.
نسلهای آینده حق دارند ایران را سبز، زنده و پایدار تحویل بگیرند.
و این مسئولیت امروز بر شانه حاکمیت و تمامی شهروندان است.
جبهه اصلاحات ایران
اول آذر ۱۴۰۴
🔹آدرس جبهه اصلاحات ایران در شبکههای اجتماعی
تلگرام، اینستاگرام، ایکس (توئیتر)
🔺جبهه اصلاحات ايران با صدور بيانيه اى در واكنش به آتش سوزى جنگل هاى هيركانى اين اتفاق تلخ را بعد از خشک شدن دریاچه ارومیه، نابودی تالابها، ... زنگ خطری برای حیات ایران دانست و با تصريح اين كه "این آتش محصول کوتاهی ماست و ما امانتداران خوبی نبودهایم"، اعلام كرد: حفظ جنگلهای هیرکانی، احیای دریاچه ارومیه و نجات تالابهای ایران، نه مطالبهای سیاسی یا محلی، که وظیفهای ملی، اخلاقی و تمدنی است.
◾️متن كامل اين بيانيه به شرح زير است:
به نام خدا
جنگلهای هیرکانی این نوار سبز و باشکوه، با قدمتی چند میلیون ساله، میراث جهانی یونسکو و قلب تپنده شمال ایران، امروز در برابر چشمان نگران مردم کشور شعلهورند. این جنگلها ریه ایراناند؛ تنظیمکننده آب و هوا، مهارکننده سیلابها، ذخیرهگاه کربن، پناهگاه تنوع زیستی و نگهبان توازن اقلیم و نه تنها بخشی از طبیعت ایران، بلکه ستون فقرات زیستبوم ملی و بخشی جداییناپذیر از امنیت زیستی و آینده توسعه کشورند.
اما سوختن هیرکان تنها یک تصویر دردناک نیست؛ آیینهای است که چهره تلخِ کوتاهی و نبود نگاه پایدار به توسعه را آشکار میکند.
این آتشسوزی، از دل همان رويكردى میآید که دریاچه ارومیه را به بستر نمک و باد تبدیل کرد؛
رويكردى که تالابهای هامون، گاوخونی، بختگان، شادگان و میانکاله را به مرز نابودی کشانده؛
رويكردى که ارزش زیستمحیطی را قربانی تصمیمهای کوتاهمدت و نگاه توسعهگریز کرده است.
خشک شدن دریاچه ارومیه یک تهديد بود.
نابودی تالابها تهديد دیگری بود.
و اکنون، سوختن جنگلهای هیرکانی، تهديدى است که اگر جدی گرفته نشود، فردا برای هیچ زیستبومی فرصتی باقی نخواهد ماند.
جبهه اصلاحات ایران با اندوهی عمیق و با احساس مسئولیت نسبت به آینده کشور، آتشسوزی گسترده جنگلهای هیرکانی در دلیر و الیت چالوس را نه یک حادثه طبیعی، بلکه زنگ خطری برای حیات ایران میداند.
این آتش؛ محصول کوتاهی ماست.
محصول سالها جنگلزدایی، رهاشدگی مدیریت منابع، ساختوسازهای گسترده، تغییر کاربریهای غیرقانونی، چراهاى بیرویه، دخالتهای مخرب و سودجویی کسانی که جنگل و مراتع را نه امانت، که ملک و فرصت منافع شخصی دیدهاند.
ایران در آینه طبیعتش به ما میگوید:
امانتداران خوبی نبودهایم.
جبهه اصلاحات ایران باور دارد که عمران، اگر در تضاد با طبیعت باشد، نه پایدار است و نه توسعه.
هیچ اقتصاد قدرتمندی بر خاک فرسوده، دریاچههای خشک و جنگلهای سوخته بنا نمیشود.
توسعه پایدار یعنی حفاظت از منابعی که قرار است نسلهای آینده بر آن زندگی کنند؛ یعنی هماهنگی میان محیطزیست، اقتصاد، جامعه و فرهنگ.
سوختن هیرکان، مانند خشک شدن ارومیه و خاموش شدن تالابها، نشانهای است که میخواهد به ما بگوید:
مسیر توسعه در ایران نیازمند بازنگری بنیادی است.
جبهه اصلاحات ایران تاکید میکند که حفظ طبیعت بدون کنشگری مدنی فعال امکانپذیر نیست.
امروز بیش از هر زمان، ایران به شهروندانی نیاز دارد که:
مطالبه کنند، همراه شوند، هشدار دهند، آگاهی بسازند، و در کنار هم، مانع تکرار فجایع زیستمحیطی شوند.
کنشگران محیطزیست، سازمانهای مردمنهاد، دانشگاهیان، جوامع محلی و رسانهها باید صدای طبیعت باشند؛ صدایی که نه خاموش و نه نادیده گرفته شود.
جبهه اصلاحات ایران از دولت و نهادهای مسئول میخواهد که:
۱.با سودجویان و متجاوزان به اراضی جنگلی برخورد قاطع کنند،
۲. مدیریت پیشگیرانه بحرانهای زیستمحیطی را جایگزین اقدامات مقطعی کنند،
۳.سرمایهگذاری در اطفای حریق، احیای جنگل و بازسازی تالابها را در اولویت فوری قرار دهند، و
۴. توسعه را بر پایه اصول علمی پایداری طراحی کنند.
آتش دلیر و الیت، پژواک همان هشدارهایی است که از خشکی ارومیه و مرگ تالابها شنیده بودیم.
اگر امروز کشور برای حفاظت از طبیعت متحد نشود، فردا دیر خواهد بود.
جبهه اصلاحات ایران با صدایی بلند اعلام میکند:
حفظ جنگلهای هیرکانی، احیای دریاچه ارومیه و نجات تالابهای ایران، نه مطالبهای سیاسی یا محلی، که وظیفهای ملی، اخلاقی و تمدنی است.
نسلهای آینده حق دارند ایران را سبز، زنده و پایدار تحویل بگیرند.
و این مسئولیت امروز بر شانه حاکمیت و تمامی شهروندان است.
جبهه اصلاحات ایران
اول آذر ۱۴۰۴
🔹آدرس جبهه اصلاحات ایران در شبکههای اجتماعی
تلگرام، اینستاگرام، ایکس (توئیتر)
Telegram
جبههٔ اصلاحات ایران
کانال رسمی «جبههٔ اصلاحات ایران»
👍9👏3❤1😁1
Forwarded from عباس آخوندی
🔴 آلودگی هوا، دگرگونیهای اقلیمی و آینده پرمخاطرهی ایران
🖋عباس آخوندی - ۲۷ آذر ۹۶
🔻قسمت اول
🔸گزاش تغییر اقلیم کاملا تکان دهنده است. وضعیت نه تنها نشان از تهدید ایران مرکزی توسط خشکسالی و بیابانزایی دارد بلکه تمام حوزهی تمدن #ایرانشهری و غرب آسیا در معرض تهدید است. آهسته و آرام بودن تغییرات سبب شده که کمتر این تهدید حس شود مگر در روزهایی این چنینی که شهرها و مردمانش با تنگی نفسِ کُشنده مواجه میشوند. لیکن چنانچه به موضوع در یک بازهی پنجاه ساله نگاه شود، معلوم خواهد گشت که چه اتفاق سهمگینی رخ داده و چه اتفاقهای سهمگینتری در صورت بیتوجهی نسلِ ما برای نسل بعدی در پیشِ رو است.
🔹گزارش این است، در سال ۲۰۱۴ دمای جو زمین به اندازهی تقریبا یک درجه سلسیوس نسبت به صد سال گذشته گرمتر شدهاست. بهظاهر خبر بیاهمیتی است. لیکن، همین اتفاق بهظاهر ساده، زندگی بشر را در جهان و بهویژه در منطقه ما تهدید میکند. شدت این تغییرات در ایران بیشتر بودهاست. دادههای تاریخی سازمان هواشناسی کشور حاکی از گرمایش بیش از یکونیم درجهای دما در ایران است. همچنین بارش میانگین سالانه ایران طی پنجاه سال اخیر سرجمع بیش از ۵۰ میلیمتر کاهش یافتهاست. میدانیم که ما در یک منطقه نیمهخشک و خشک قرار داریم و ۵۰ میلیمتر کاهش بارش یعنی حدود ۲۰ درصد کاهش نزولات جوی. لیکن مشکل وقتی جدیتر میشود که دانستهشود ترکیب کاهش نزولات جوی و افزایش ۱/۵ درجه دمای هوا یعنی رشد سالانه ۵/۴ ميليمتري تبخیر و تعرق همین مقدار کم نزولات و اثرات تخریبی زیست محیطی سهمگینتر. به گزارش نمایندهی وزارت نیرو در شورایعالی معماری و شهرسازی سال ۱۳۷۶ نقطه عطفی در تحول رژیم نزولات آسمانی در ایران بوده كه از آن به شكست هيدرولوژيكي در كشور تعبير ميشود . میانگین درازمدت آب قابل استحصال در ایران تا تاریخ فوق معادل ۱۳۵ میلیارد مترمکعب بود. این میانگین به ۱۱۶ میلیارد مترمکعب کاهش یافته و در برخی سالها حتی به ۸۰ میلیارد متر مکعب نیز رسیدهاست.
🔸وقتی چنین اتفاقی در اقلیم رخ میدهد، اثرهای تشدیدکنندهای بر زیستبوم و زندگی ایرانیان خواهد داشت. افزايش غلظت گازهای گلخانهای به عنوان یک دلیل شناختهشده و مورد پذیرش جهانی براي گرمايش جهاني است. این گازها بر اثر سوخت کارخانهها، صنایع، نیروگاهها، پالایشگاهها، حملونقل، توسعهی کلانشهرها، خانهها و سایر لوزام مصرف کنندهی سوختها فسیلی توليد میشود. کلانشهرها اثرات تشدید کنندهی جزایر گرمايي را بههمراه دارند. خوب است توجه شود که در ایران سالیانه بيش از ۵۰۰ میلیون تن دیاکسید کربن تولید میشود و ایران در رتبه هشتم جهان قرار دارد. آنچه که در طبیعت به عنوان چاهههای دیاکسیدکربن عمل میکند و میتواند آن را جذب کند، جنگلها و اقیانوسها هستند. لیکن، نکته مهم این است که عبور از حد این غلظت میتواند عملکرد طبیعی آنها را نیز مختل سازد. روند تخریب جنگلها و مراتع برای تمام مردم شناخته شدهاست. لیکن روند تغییرات کیفیت آب اقیانوسها شاید کمتر شنیده شده باشد. غلظت بیش از حد دیاکسید کربن مایهی اسیدی شدن آب اقیانوسها و تهدید حیات آبزیان میشود. دریا به عنوان یک منبع اصلی تامین غذای جهان بدینوسیله مورد تهدید جدی است. افزون بر این، معیشت ساحلنشینان نیز مود تهدید قرار میگیرد.
🔹این روزها همه به دنبال یک راه تکنیکی برای بهبود هوا هستند. ولی به نظر میرسد که آمادگی پرداختن به علت اصلی در هیچ سطحی وجود ندارد. قطعا هیچ انسان خردمندی با آن مخالف نیست. لیکن سؤال بنیادین این است تا چه حد این تدبیر قابلیت اجرایی دارد؟ چه میزان هزینه دارد؟ چه میزان منابع میخواهد؟ چند سال بهطول میانجامد؟ آیا با این سطح درآمدی امکان تحول اساسی در سیستم ملی حملونقل و گسترش حملونقل عمومی در درون و بیرون شهر وجود دارد؟ آیا هیچ فکر کردهایم که خارج کردن ۱،۲۵۰،۰۰۰ وسیله نقلیه اعم از خودرو سواری تا تریلر ۱۴ چرخ؛ که چنانچه همهی آنها با خودرو سواری معادلسازی شود برابر با ۳،۵۰۰،۰۰۰ خواهد شد، صرفا برای اسقاط آنها نیاز به حدود ۸،۷۰۰ میلیارد تومان میباشد. این جدا از قیمت خودرو میباشد. میتوان تصور کرد این رقم حداقل معادل ۴۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری توسط خانوارها در سطح ملی خواهد بود. و یا اجرای حملونقل ریلی حومهای بيش از ۷،۰۰۰ میلیارد تومان سرمایه نیاز دارد؟ و دهها مثال دیگر در مورد بهبود سوخت و یا ارتقای کیفیت موتورخانهها و یا فیلتر کردن کارخانجات و سایر مثالها و اقدامات.
🔻پایان قسمت اول - ادامه در پیام بعد
@AbbasAkhoundi
🖋عباس آخوندی - ۲۷ آذر ۹۶
🔻قسمت اول
🔸گزاش تغییر اقلیم کاملا تکان دهنده است. وضعیت نه تنها نشان از تهدید ایران مرکزی توسط خشکسالی و بیابانزایی دارد بلکه تمام حوزهی تمدن #ایرانشهری و غرب آسیا در معرض تهدید است. آهسته و آرام بودن تغییرات سبب شده که کمتر این تهدید حس شود مگر در روزهایی این چنینی که شهرها و مردمانش با تنگی نفسِ کُشنده مواجه میشوند. لیکن چنانچه به موضوع در یک بازهی پنجاه ساله نگاه شود، معلوم خواهد گشت که چه اتفاق سهمگینی رخ داده و چه اتفاقهای سهمگینتری در صورت بیتوجهی نسلِ ما برای نسل بعدی در پیشِ رو است.
🔹گزارش این است، در سال ۲۰۱۴ دمای جو زمین به اندازهی تقریبا یک درجه سلسیوس نسبت به صد سال گذشته گرمتر شدهاست. بهظاهر خبر بیاهمیتی است. لیکن، همین اتفاق بهظاهر ساده، زندگی بشر را در جهان و بهویژه در منطقه ما تهدید میکند. شدت این تغییرات در ایران بیشتر بودهاست. دادههای تاریخی سازمان هواشناسی کشور حاکی از گرمایش بیش از یکونیم درجهای دما در ایران است. همچنین بارش میانگین سالانه ایران طی پنجاه سال اخیر سرجمع بیش از ۵۰ میلیمتر کاهش یافتهاست. میدانیم که ما در یک منطقه نیمهخشک و خشک قرار داریم و ۵۰ میلیمتر کاهش بارش یعنی حدود ۲۰ درصد کاهش نزولات جوی. لیکن مشکل وقتی جدیتر میشود که دانستهشود ترکیب کاهش نزولات جوی و افزایش ۱/۵ درجه دمای هوا یعنی رشد سالانه ۵/۴ ميليمتري تبخیر و تعرق همین مقدار کم نزولات و اثرات تخریبی زیست محیطی سهمگینتر. به گزارش نمایندهی وزارت نیرو در شورایعالی معماری و شهرسازی سال ۱۳۷۶ نقطه عطفی در تحول رژیم نزولات آسمانی در ایران بوده كه از آن به شكست هيدرولوژيكي در كشور تعبير ميشود . میانگین درازمدت آب قابل استحصال در ایران تا تاریخ فوق معادل ۱۳۵ میلیارد مترمکعب بود. این میانگین به ۱۱۶ میلیارد مترمکعب کاهش یافته و در برخی سالها حتی به ۸۰ میلیارد متر مکعب نیز رسیدهاست.
🔸وقتی چنین اتفاقی در اقلیم رخ میدهد، اثرهای تشدیدکنندهای بر زیستبوم و زندگی ایرانیان خواهد داشت. افزايش غلظت گازهای گلخانهای به عنوان یک دلیل شناختهشده و مورد پذیرش جهانی براي گرمايش جهاني است. این گازها بر اثر سوخت کارخانهها، صنایع، نیروگاهها، پالایشگاهها، حملونقل، توسعهی کلانشهرها، خانهها و سایر لوزام مصرف کنندهی سوختها فسیلی توليد میشود. کلانشهرها اثرات تشدید کنندهی جزایر گرمايي را بههمراه دارند. خوب است توجه شود که در ایران سالیانه بيش از ۵۰۰ میلیون تن دیاکسید کربن تولید میشود و ایران در رتبه هشتم جهان قرار دارد. آنچه که در طبیعت به عنوان چاهههای دیاکسیدکربن عمل میکند و میتواند آن را جذب کند، جنگلها و اقیانوسها هستند. لیکن، نکته مهم این است که عبور از حد این غلظت میتواند عملکرد طبیعی آنها را نیز مختل سازد. روند تخریب جنگلها و مراتع برای تمام مردم شناخته شدهاست. لیکن روند تغییرات کیفیت آب اقیانوسها شاید کمتر شنیده شده باشد. غلظت بیش از حد دیاکسید کربن مایهی اسیدی شدن آب اقیانوسها و تهدید حیات آبزیان میشود. دریا به عنوان یک منبع اصلی تامین غذای جهان بدینوسیله مورد تهدید جدی است. افزون بر این، معیشت ساحلنشینان نیز مود تهدید قرار میگیرد.
🔹این روزها همه به دنبال یک راه تکنیکی برای بهبود هوا هستند. ولی به نظر میرسد که آمادگی پرداختن به علت اصلی در هیچ سطحی وجود ندارد. قطعا هیچ انسان خردمندی با آن مخالف نیست. لیکن سؤال بنیادین این است تا چه حد این تدبیر قابلیت اجرایی دارد؟ چه میزان هزینه دارد؟ چه میزان منابع میخواهد؟ چند سال بهطول میانجامد؟ آیا با این سطح درآمدی امکان تحول اساسی در سیستم ملی حملونقل و گسترش حملونقل عمومی در درون و بیرون شهر وجود دارد؟ آیا هیچ فکر کردهایم که خارج کردن ۱،۲۵۰،۰۰۰ وسیله نقلیه اعم از خودرو سواری تا تریلر ۱۴ چرخ؛ که چنانچه همهی آنها با خودرو سواری معادلسازی شود برابر با ۳،۵۰۰،۰۰۰ خواهد شد، صرفا برای اسقاط آنها نیاز به حدود ۸،۷۰۰ میلیارد تومان میباشد. این جدا از قیمت خودرو میباشد. میتوان تصور کرد این رقم حداقل معادل ۴۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری توسط خانوارها در سطح ملی خواهد بود. و یا اجرای حملونقل ریلی حومهای بيش از ۷،۰۰۰ میلیارد تومان سرمایه نیاز دارد؟ و دهها مثال دیگر در مورد بهبود سوخت و یا ارتقای کیفیت موتورخانهها و یا فیلتر کردن کارخانجات و سایر مثالها و اقدامات.
🔻پایان قسمت اول - ادامه در پیام بعد
@AbbasAkhoundi
👍4🍌1
Forwarded from عباس آخوندی
🔴 آلودگی هوا، دگرگونیهای اقلیمی و آینده پرمخاطرهی ایران
🖋عباس آخوندی - ۲۷ آذر ۹۶
🔻قسمت دوم
🔹قطعا این یادداشت در پی آن نیست که به دلیل بزرگ بودن صورت مساله آن را حذف کند. لیکن در پی طرح سؤال «سودمندی نهایی» این راهکارها و رفع ریشهی اصلی مشکل و بهوجود آورنده وضع موجود است. تا کنون در مجموعهی مطالب طرح شده در اینباره کمتر با مفهوم ضرورت رعایت توان و ظرفیت اقلیمی مناطق و خردهاقلیمها مواجه می شویم. مشکل اصلی این است که تمنای توسعهی اقتصادی و امکان انتقال آب در مسافتهای طولانی پذیرش محدودیت توان اقلیمی را از فرهنگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ما زدوده است. آیا وقتی اصفهانیها با ذوق و شوق از ذوبآهن اصفهان و انتقال فولاد کاوه از بندرعباس به اصفهان تحت نام فولاد مبارکه و گسترش صدها صنایع آببر در اقلیم نیمهبیابانی و خشک اصفهان استقبال کردند، فکر میکردند که عاقبت این کار خشک شدن زایندهرود و تشنگی مفرط شرق اصفهان خواهد شد؟ آیا وقتی تهرانیها از رشد سریع تهران و افزایش روزانه قیمت املاک، استقرار انواع صنایع و خدمات و فزایندگی سهم تهران از تولید ناخالص داخلی سود میبردند و جمعیت این منطقه به بیش از سیزده میلیون نفر رسید میتوانستند فکر کنند که روزی با وضعیتی مواجه خواهند شد که اگر تمام آبهای روددرهها و حوزهی آبریز تهران، كرج و طالقان را هم به تهران بیاورند باز امکان رفع عطش تهران را ندارند؟ آیا اکنون که کرمانیها و یزدیها در صدد انتقال آب از مسافتهای دور؛ از خلیج فارس به این خطهها هستند و باز درصدد استقرار صنایع آببر فولاد و معدنی در این مناطق هستتند، کوچکترین اندیشهای به پیآمدهای تغییر اقلیم در این مناطق میکنند؟ آدمی باید در عجب باشد که کرمانیها اثار توسعهی بیش از حد باغهای پسته در رفسنجان و فرونشست زمین را میبینند و باز به مخاطرهی تغییر اقلیم نمیاندیشند. هنوز تمنای اتصال دریای خزر به خلیج فارس در سر عدهای زندهاست. هنوز گروهی در صدد انتقال آب دریای مازندران به سمنان هستند. گروهی راهکار دریاچه ارومیه را انتقال آب خزر به ارومیه میدانند. جمعی پیشنهاد انتقال آب دریای عمان به زاهدان و مشهد را دارند. گناهِ این وضعیت و رواج این خواستهها و اندیشهها، به گردن هیچ کس انداخته نشود. این معدل خرد عمومی غالب در ایران در سدهی گذشتهی است. و تا جهت بازاندیشی در مبانی آن تلاشی نشود، و خرد عمومی متوجه ناکارآمدی ادامهی وضع موجود نگردد این تکرارها تداوم خواهند داشت.
🔸از آن گذشته فرض شود که با انتقال آب، مشکل کمبود آب مرتفع شد که تا کنون حتی یک نمونهی موفق هم وجود نداشتهاست؛ آیا تمام مشکلات زیستی کلانشهرها مرتفع خواهند شد؟ مگر اقلیم فقط دسترسی به آب است؟ گرم شدن و آلودگی هوا، فرونشست زمین و آلودگی خاک را چه باید کرد؟ درست است که با فناوریهای نوین امکان تامین آب، برق و سایر خدمات در هر نقطه از کره زمین به شرط پرداخت قیمت آن وجود دارد لیکن، آیا تصور میشود که بشر میتواند به جنگ محیط زیست و تغییرات اقلیمی برود؟
🔹چرا یکبار برای همیشه پذیرفته نمیشود که در تمام کلانشهرهای کشور بیش از توان اقلیمیشان بارگذاری شده و باید بار آنها سبک شود. نویسنده که خود در سطح سیاستگذاری و مقامهای بالای اجرایی حضور داشته و دارد کمتر با مفهوم محدودیت اقلیمی و سبک کردن بار کلانشهرها در نظام برنامهریزی در مجامع تصمیمگیری اصلی کشور مواجه بودهاست. از آمایش سرزمین زیاد گفته میشود لیکن، نه به مفهوم اعمال محدودیتهای اقلیمی و جلوگیری از بارگذایهای سنگین و سپس انتقال آب در مسافتهای طولانی بلکه، بالعکس از این مفهوم به منظور اثبات ضرورت تامین آب، برق و خدمات برای همین توسعههای ناموزون وحل مسائل آنها مراد میشود. آیا صنعتی در ایران بودهاست که برنامه انتقال ۲۰ سالهی خود را از کلانشهرها به مناطق اقلیمی مساعد برنامهریزی کردهباشد؟ هیچبار شنیده شدهاست که حداقل ادامه توسعهی صنایع فولادی فعال در اصفهان به بندرعباس که جایگاه اصلی آن بودهاست انتقال یابد؟ و یا برنامه انتقال صنایع خودرو از منطقهی کلانشهری تهران به کنار دریای عمان مورد بحث بودهاست؟ در برابر آن، هنوز تمناها و وعدههای بزرگ انتقال آب در مسافتهای طولانی جذابترین و پرطرفدارترین سخنی است که از زبان سیاستمداران شنیده میشود.
🔻پایان قسمت دوم - ادامه در پیام بعد
@AbbasAkhoundi
🖋عباس آخوندی - ۲۷ آذر ۹۶
🔻قسمت دوم
🔹قطعا این یادداشت در پی آن نیست که به دلیل بزرگ بودن صورت مساله آن را حذف کند. لیکن در پی طرح سؤال «سودمندی نهایی» این راهکارها و رفع ریشهی اصلی مشکل و بهوجود آورنده وضع موجود است. تا کنون در مجموعهی مطالب طرح شده در اینباره کمتر با مفهوم ضرورت رعایت توان و ظرفیت اقلیمی مناطق و خردهاقلیمها مواجه می شویم. مشکل اصلی این است که تمنای توسعهی اقتصادی و امکان انتقال آب در مسافتهای طولانی پذیرش محدودیت توان اقلیمی را از فرهنگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ما زدوده است. آیا وقتی اصفهانیها با ذوق و شوق از ذوبآهن اصفهان و انتقال فولاد کاوه از بندرعباس به اصفهان تحت نام فولاد مبارکه و گسترش صدها صنایع آببر در اقلیم نیمهبیابانی و خشک اصفهان استقبال کردند، فکر میکردند که عاقبت این کار خشک شدن زایندهرود و تشنگی مفرط شرق اصفهان خواهد شد؟ آیا وقتی تهرانیها از رشد سریع تهران و افزایش روزانه قیمت املاک، استقرار انواع صنایع و خدمات و فزایندگی سهم تهران از تولید ناخالص داخلی سود میبردند و جمعیت این منطقه به بیش از سیزده میلیون نفر رسید میتوانستند فکر کنند که روزی با وضعیتی مواجه خواهند شد که اگر تمام آبهای روددرهها و حوزهی آبریز تهران، كرج و طالقان را هم به تهران بیاورند باز امکان رفع عطش تهران را ندارند؟ آیا اکنون که کرمانیها و یزدیها در صدد انتقال آب از مسافتهای دور؛ از خلیج فارس به این خطهها هستند و باز درصدد استقرار صنایع آببر فولاد و معدنی در این مناطق هستتند، کوچکترین اندیشهای به پیآمدهای تغییر اقلیم در این مناطق میکنند؟ آدمی باید در عجب باشد که کرمانیها اثار توسعهی بیش از حد باغهای پسته در رفسنجان و فرونشست زمین را میبینند و باز به مخاطرهی تغییر اقلیم نمیاندیشند. هنوز تمنای اتصال دریای خزر به خلیج فارس در سر عدهای زندهاست. هنوز گروهی در صدد انتقال آب دریای مازندران به سمنان هستند. گروهی راهکار دریاچه ارومیه را انتقال آب خزر به ارومیه میدانند. جمعی پیشنهاد انتقال آب دریای عمان به زاهدان و مشهد را دارند. گناهِ این وضعیت و رواج این خواستهها و اندیشهها، به گردن هیچ کس انداخته نشود. این معدل خرد عمومی غالب در ایران در سدهی گذشتهی است. و تا جهت بازاندیشی در مبانی آن تلاشی نشود، و خرد عمومی متوجه ناکارآمدی ادامهی وضع موجود نگردد این تکرارها تداوم خواهند داشت.
🔸از آن گذشته فرض شود که با انتقال آب، مشکل کمبود آب مرتفع شد که تا کنون حتی یک نمونهی موفق هم وجود نداشتهاست؛ آیا تمام مشکلات زیستی کلانشهرها مرتفع خواهند شد؟ مگر اقلیم فقط دسترسی به آب است؟ گرم شدن و آلودگی هوا، فرونشست زمین و آلودگی خاک را چه باید کرد؟ درست است که با فناوریهای نوین امکان تامین آب، برق و سایر خدمات در هر نقطه از کره زمین به شرط پرداخت قیمت آن وجود دارد لیکن، آیا تصور میشود که بشر میتواند به جنگ محیط زیست و تغییرات اقلیمی برود؟
🔹چرا یکبار برای همیشه پذیرفته نمیشود که در تمام کلانشهرهای کشور بیش از توان اقلیمیشان بارگذاری شده و باید بار آنها سبک شود. نویسنده که خود در سطح سیاستگذاری و مقامهای بالای اجرایی حضور داشته و دارد کمتر با مفهوم محدودیت اقلیمی و سبک کردن بار کلانشهرها در نظام برنامهریزی در مجامع تصمیمگیری اصلی کشور مواجه بودهاست. از آمایش سرزمین زیاد گفته میشود لیکن، نه به مفهوم اعمال محدودیتهای اقلیمی و جلوگیری از بارگذایهای سنگین و سپس انتقال آب در مسافتهای طولانی بلکه، بالعکس از این مفهوم به منظور اثبات ضرورت تامین آب، برق و خدمات برای همین توسعههای ناموزون وحل مسائل آنها مراد میشود. آیا صنعتی در ایران بودهاست که برنامه انتقال ۲۰ سالهی خود را از کلانشهرها به مناطق اقلیمی مساعد برنامهریزی کردهباشد؟ هیچبار شنیده شدهاست که حداقل ادامه توسعهی صنایع فولادی فعال در اصفهان به بندرعباس که جایگاه اصلی آن بودهاست انتقال یابد؟ و یا برنامه انتقال صنایع خودرو از منطقهی کلانشهری تهران به کنار دریای عمان مورد بحث بودهاست؟ در برابر آن، هنوز تمناها و وعدههای بزرگ انتقال آب در مسافتهای طولانی جذابترین و پرطرفدارترین سخنی است که از زبان سیاستمداران شنیده میشود.
🔻پایان قسمت دوم - ادامه در پیام بعد
@AbbasAkhoundi
👍7❤3🍌1
Forwarded from عباس آخوندی
🔴 آلودگی هوا، دگرگونیهای اقلیمی و آینده پرمخاطرهی ایران
🖋عباس آخوندی - ۲۷ آذر ۹۶
🔻قسمت سوم (آخر)
💢سخن این یادداشت این است که یکی از رازهای ماندگاری تمدن ایران سازگاری آن با شرایط اقلیمی آن بودهاست. تمام فنون بکار رفته توسط ایرانیان اعم از قناتها، بادگیرها، و زیرزمینها و ساختمانهای مطابق با شرایط اقلیمی و جهت تابش و وزش باد بودهاست. همچنین سنت کشاورزی سازگار با اقلیم و مابقی پیشههای رایج. لیکن، اینک قدرت اغواگرانه فناوریهای جدید ضرورت سازگاری با اقلیم را از یاد همه بردهاست. همه از بالا بودن شدت مصرف انرژی سخن میگویند لیکن، به سرعت به بهبود موتور وسایط نقلیه و یا عایق کردن ساختمانها و سایر اقدامات لازم برای بهبود عملکرد زیست محیطی تولید صنعتی و کشاورزی موجود میرسند. همه از ضرورت مدیریت آب میگویند لیکن، هنوز کشتهای آببر و مکیدن آب از اعماق زمین رایج است. ولی، هیچگاه ضرورت سازگاری با شرایط اقلیمی مورد تاکید و توجه قرار نمیگیرد.
💢این یادداشت در پی جلب تمام نخبگان اعم از دانشگاهیان، حرفهورزان و سیاستورزان و قانونگذاران به این واقعیت است؛ آیندهی ایران در مخاطره است. همه این سرزمین که خاستگاه ماست دوست داریم و آن را آباد برای نسل بعدی خود میخواهیم. خود را فریب ندهیم. این راهی که در پیش گرفته شدهاست به بیراهه است. باید اصل سازگاری با اقلیم سیاست حاکم شود و با نقل و انتقالهای آب در مسافتهای طولانی مخالفت شود. باید برنامههای طولانی مدت برای انتقال صنایع سنگین و آببر از محیطهای کویری به ساحل را در دستور کار قرار دهیم و از تمام صنایع برنامه زمانی مشخص دریافت شود. باید دربارهی خودکفایی کشاورزی بازاندیشی کنیم. باید برنامه سبک کردن جمعیتی کلانشهرها در دستور کار قرار گیرد و با صراحت و راستی با مردم صحبت شود تا اجماع بهدست آید.
وگرنه، ایرانی که به نسل بعدی تحویل خواهد شد، دارای قابلیت سکونت بسیار محدودی خواهد بود و فقر و خشکی صفت غالب آن خواهد شد. به یقین فرزندان ما، ما را نخواهند بخشید.
▪️پایان
@AbbasAkhoundi
🖋عباس آخوندی - ۲۷ آذر ۹۶
🔻قسمت سوم (آخر)
💢سخن این یادداشت این است که یکی از رازهای ماندگاری تمدن ایران سازگاری آن با شرایط اقلیمی آن بودهاست. تمام فنون بکار رفته توسط ایرانیان اعم از قناتها، بادگیرها، و زیرزمینها و ساختمانهای مطابق با شرایط اقلیمی و جهت تابش و وزش باد بودهاست. همچنین سنت کشاورزی سازگار با اقلیم و مابقی پیشههای رایج. لیکن، اینک قدرت اغواگرانه فناوریهای جدید ضرورت سازگاری با اقلیم را از یاد همه بردهاست. همه از بالا بودن شدت مصرف انرژی سخن میگویند لیکن، به سرعت به بهبود موتور وسایط نقلیه و یا عایق کردن ساختمانها و سایر اقدامات لازم برای بهبود عملکرد زیست محیطی تولید صنعتی و کشاورزی موجود میرسند. همه از ضرورت مدیریت آب میگویند لیکن، هنوز کشتهای آببر و مکیدن آب از اعماق زمین رایج است. ولی، هیچگاه ضرورت سازگاری با شرایط اقلیمی مورد تاکید و توجه قرار نمیگیرد.
💢این یادداشت در پی جلب تمام نخبگان اعم از دانشگاهیان، حرفهورزان و سیاستورزان و قانونگذاران به این واقعیت است؛ آیندهی ایران در مخاطره است. همه این سرزمین که خاستگاه ماست دوست داریم و آن را آباد برای نسل بعدی خود میخواهیم. خود را فریب ندهیم. این راهی که در پیش گرفته شدهاست به بیراهه است. باید اصل سازگاری با اقلیم سیاست حاکم شود و با نقل و انتقالهای آب در مسافتهای طولانی مخالفت شود. باید برنامههای طولانی مدت برای انتقال صنایع سنگین و آببر از محیطهای کویری به ساحل را در دستور کار قرار دهیم و از تمام صنایع برنامه زمانی مشخص دریافت شود. باید دربارهی خودکفایی کشاورزی بازاندیشی کنیم. باید برنامه سبک کردن جمعیتی کلانشهرها در دستور کار قرار گیرد و با صراحت و راستی با مردم صحبت شود تا اجماع بهدست آید.
وگرنه، ایرانی که به نسل بعدی تحویل خواهد شد، دارای قابلیت سکونت بسیار محدودی خواهد بود و فقر و خشکی صفت غالب آن خواهد شد. به یقین فرزندان ما، ما را نخواهند بخشید.
▪️پایان
@AbbasAkhoundi
❤9👍5👌1🍌1
عباس آخوندی pinned «🔴 آلودگی هوا، دگرگونیهای اقلیمی و آینده پرمخاطرهی ایران 🖋عباس آخوندی - ۲۷ آذر ۹۶ 🔻قسمت دوم 🔹قطعا این یادداشت در پی آن نیست که به دلیل بزرگ بودن صورت مساله آن را حذف کند. لیکن در پی طرح سؤال «سودمندی نهایی» این راهکارها و رفع ریشهی اصلی مشکل و بهوجود…»
عباس آخوندی
🔴 آلودگی هوا، دگرگونیهای اقلیمی و آینده پرمخاطرهی ایران 🖋عباس آخوندی - ۲۷ آذر ۹۶ 🔻قسمت سوم (آخر) 💢سخن این یادداشت این است که یکی از رازهای ماندگاری تمدن ایران سازگاری آن با شرایط اقلیمی آن بودهاست. تمام فنون بکار رفته توسط ایرانیان اعم از قناتها، بادگیرها،…
این یادداشت را ۸ سال پیش همین ایام نوشتم. آن زمان وزیر بودم و در دولت احساس تنهایی خفهام میکرد.
شوربختانه، پس از ۸ سال نشانههای بیتوجهی به مساله ایران و بیدولتی را در چه وضعیتی قرار دادهاست!
هنوز هم اکثریتی از سیاستمداران، در پی تقلیل مسالهی ایران به یک امر تکنیکی و یا بروکراتیک وچند عزل ونصب هستند وحاضر نیستند که به ایران به عنوان یک مساله فکرکنند.
شوربختانه، پس از ۸ سال نشانههای بیتوجهی به مساله ایران و بیدولتی را در چه وضعیتی قرار دادهاست!
هنوز هم اکثریتی از سیاستمداران، در پی تقلیل مسالهی ایران به یک امر تکنیکی و یا بروکراتیک وچند عزل ونصب هستند وحاضر نیستند که به ایران به عنوان یک مساله فکرکنند.
❤32👍20🍌3
مصاحبه با پروفسور محمود ممدانی استاد دانشگاه کلمبیا و پدر شهردار نیویورک.
واقعا دیدنی و شنیدنی است.
واقعا دیدنی و شنیدنی است.
👍4😁2
Forwarded from هممیهن بینالملل
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
الجزیره به مناسبت کتاب تازه محمود ممدانی، استاد برجسته دانشگاه کلمبیا، با او گفتگو کرده است و فرصت غنیمت شمرده شده تا درباره پسرش نیز حرفهایی از او شنیده شود.
این گفتگو را در سه قسمت ارائه میکنیم./هممیهن بینالملل
@hammihanonline
hammihanonline.ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7👎1
Forwarded from هممیهن بینالملل
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
الجزیره به مناسبت کتاب تازه محمود ممدانی، استاد برجسته دانشگاه کلمبیا، با او گفتگو کرده است و فرصت غنیمت شمرده شده تا درباره پسرش نیز حرفهایی از او شنیده شود.
قسمت دوّم/هممیهن بینالملل
@hammihanonline
hammihanonline.ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
Forwarded from هممیهن بینالملل
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
الجزیره به مناسبت کتاب تازه محمود ممدانی، استاد برجسته دانشگاه کلمبیا، با او گفتگو کرده است و فرصت غنیمت شمرده شده تا درباره پسرش نیز حرفهایی از او شنیده شود.
قسمت سوّم/هممیهن بینالملل
@hammihanonline
hammihanonline.ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
نگران ایران باشیم
در تیرماه ۱۳۹۹ در یادداشتی در همین کانال نوشتم که نگران ایرانم. هرچند آگاهی ملی ملت ایران تا کنون حافظ یکپارچگی ملی و وحدت سرزمینی ایران عزیز بودهاست، مصیبت بیدولتی فضا را برای جداسریخواهان و عمال اجنبی مناسب جلوه میدهد. آنان آرزوی خود را بهگور خواهند برد. همچنانکه پیشهوری بهگور برد. ولی میتوانند برای مدتی برای این ملت تاریخی مایهی درد سر شوند. از اینرو، تحرکهای اینجا و آنجا را نباید دست کم گرفت. باید هوشیار بود.
یادداشت جناب رنجبر جای تامل و اندیشیدن فراوان دارد. 👇
در تیرماه ۱۳۹۹ در یادداشتی در همین کانال نوشتم که نگران ایرانم. هرچند آگاهی ملی ملت ایران تا کنون حافظ یکپارچگی ملی و وحدت سرزمینی ایران عزیز بودهاست، مصیبت بیدولتی فضا را برای جداسریخواهان و عمال اجنبی مناسب جلوه میدهد. آنان آرزوی خود را بهگور خواهند برد. همچنانکه پیشهوری بهگور برد. ولی میتوانند برای مدتی برای این ملت تاریخی مایهی درد سر شوند. از اینرو، تحرکهای اینجا و آنجا را نباید دست کم گرفت. باید هوشیار بود.
یادداشت جناب رنجبر جای تامل و اندیشیدن فراوان دارد. 👇
❤15👏3👎1😢1
Forwarded from ملی گرایی ایرانی/شاهنامه پژوهی
🔴 چرا این روزها روح پیشهوری شاد میشود؟
✍️ جواد رنجبر درخشیلر؛ دانشآموختهٔ علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
هشتاد سال پیش در آخرین روزهای پاییز ۱۳۲۴ پیشهوریِ خائن حتماً تصوری از موفقیت خود با کمک شوروی داشت. این تصور بیش از چند ماه دوام نیاورد. در آخرین روزهای پاییز ۱۳۲۵ تصور پیشهوری خائن از موفقیت خود غبارآلود شده بود، فرار کرد و ایدهٔ تجزیهٔ ایران را به گور برد. او هرگز تصور نمیکرد که هشتاد سال بعد روحش شاد شود و برنامههایش با کمترین حساسیت به تدریج پیاده شود.
ایران، کهنترین دولت جهان است. پایداری ایران در طول تاریخ، نتیجهٔ انسجام نظری و فرهنگی بین اکثریت ایرانیان بوده است. پس از مشروطه، انسجام ملی ایرانی با هجوم نظریههای جدید غربی و شرقی در سایهٔ تحولهای اندیشه، خدشهدار شد. تقسیم قومی ایرانیان که ریشهای در تاریخ و فرهنگ ایران نداشت، بَدنِشانترین و عمیقترین خدشه به ملیّت ایرانی و انسجام ملّی بود. تجزیهٔ یکسالهٔ ایران مهمترین نتیجهٔ وحدتِ ملّیِ خدشهدار شده بود. تجزیهٔ ایران بیش از یک سال دوام نیاورد، چون هشت عامل در برابر آن بود.
نخست؛ کهنبودگی ایران و قوام وحدت ملی که چهار دهه پس از مشروطه هنوز آنقدر تضعیف نشده بود که به تجزیهٔ ایران راه دهد.
دوم؛ نبودن یا کم بودن عاملهای تشدیدکننده و توجیهکنندهٔ اقدامهای تجزیهگران از جمله مشکلات اقتصادی و اجتماعی.
سوم؛ وجود مردان بزرگ سیاستمدار و نظامی که ارادهٔ نگهداری ایران در آنان از ارادهٔ تجزیهٔ ایران در بین خائنان، قویتر بود.
چهارم؛ بی مقدمه بودن تجزیهٔ ایران و نبودن بسترهای فکری برای آن.
پنجم؛ کم بودن عدهٔ تجزیهطلبان و گسترش نیافتن ایدهٔ تجزیه در منطقههای دیگر ایران.
ششم؛ نظام دو قطبی بینالمللی و دیپلماسی حساب شده و هوشمندانهٔ ایران که حداکثر منافع را به ایران آورد.
هفتم؛ مبنای کمونیستی تجزیه و وابستگی خائنان به شوروی که نزد ایرانیان پسندیده نبود.
هشتم؛ ضعف و سستی و خجالت خائنان از خود و خانوادههایشان و همشهریهایشان. خائنان با تمام توجیهها و تبلیغات هرگز ننگ وابستگی به شوروی و خیانت به ایران را از خود نتوانستند بزدایند. فرار آنها از تبریز و کمترین خشونت برای پاکسازی خائنان و آزاد کردن تبریز و سایر منطقههای پیرامونی نشانهٔ فروپاشی فرقهٔ خائنان از درون بود.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 چرا این روزها روح پیشهوری شاد میشود؟
✍️ جواد رنجبر درخشیلر؛ دانشآموختهٔ علوم سیاسی و شاهنامهپژوه
هشتاد سال پیش در آخرین روزهای پاییز ۱۳۲۴ پیشهوریِ خائن حتماً تصوری از موفقیت خود با کمک شوروی داشت. این تصور بیش از چند ماه دوام نیاورد. در آخرین روزهای پاییز ۱۳۲۵ تصور پیشهوری خائن از موفقیت خود غبارآلود شده بود، فرار کرد و ایدهٔ تجزیهٔ ایران را به گور برد. او هرگز تصور نمیکرد که هشتاد سال بعد روحش شاد شود و برنامههایش با کمترین حساسیت به تدریج پیاده شود.
ایران، کهنترین دولت جهان است. پایداری ایران در طول تاریخ، نتیجهٔ انسجام نظری و فرهنگی بین اکثریت ایرانیان بوده است. پس از مشروطه، انسجام ملی ایرانی با هجوم نظریههای جدید غربی و شرقی در سایهٔ تحولهای اندیشه، خدشهدار شد. تقسیم قومی ایرانیان که ریشهای در تاریخ و فرهنگ ایران نداشت، بَدنِشانترین و عمیقترین خدشه به ملیّت ایرانی و انسجام ملّی بود. تجزیهٔ یکسالهٔ ایران مهمترین نتیجهٔ وحدتِ ملّیِ خدشهدار شده بود. تجزیهٔ ایران بیش از یک سال دوام نیاورد، چون هشت عامل در برابر آن بود.
نخست؛ کهنبودگی ایران و قوام وحدت ملی که چهار دهه پس از مشروطه هنوز آنقدر تضعیف نشده بود که به تجزیهٔ ایران راه دهد.
دوم؛ نبودن یا کم بودن عاملهای تشدیدکننده و توجیهکنندهٔ اقدامهای تجزیهگران از جمله مشکلات اقتصادی و اجتماعی.
سوم؛ وجود مردان بزرگ سیاستمدار و نظامی که ارادهٔ نگهداری ایران در آنان از ارادهٔ تجزیهٔ ایران در بین خائنان، قویتر بود.
چهارم؛ بی مقدمه بودن تجزیهٔ ایران و نبودن بسترهای فکری برای آن.
پنجم؛ کم بودن عدهٔ تجزیهطلبان و گسترش نیافتن ایدهٔ تجزیه در منطقههای دیگر ایران.
ششم؛ نظام دو قطبی بینالمللی و دیپلماسی حساب شده و هوشمندانهٔ ایران که حداکثر منافع را به ایران آورد.
هفتم؛ مبنای کمونیستی تجزیه و وابستگی خائنان به شوروی که نزد ایرانیان پسندیده نبود.
هشتم؛ ضعف و سستی و خجالت خائنان از خود و خانوادههایشان و همشهریهایشان. خائنان با تمام توجیهها و تبلیغات هرگز ننگ وابستگی به شوروی و خیانت به ایران را از خود نتوانستند بزدایند. فرار آنها از تبریز و کمترین خشونت برای پاکسازی خائنان و آزاد کردن تبریز و سایر منطقههای پیرامونی نشانهٔ فروپاشی فرقهٔ خائنان از درون بود.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
Telegraph
ایراندل | IranDel
🔴 چرا این روزها روح پیشهوری شاد میشود؟ ✍️ جواد رنجبر درخشیلر؛ دانشآموختهٔ علوم سیاسی و شاهنامهپژوه هشتاد سال پیش در آخرین روزهای پاییز ۱۳۲۴ پیشهوریِ خائن حتماً تصوری از موفقیت خود با کمک شوروی داشت. این تصور بیش از چند ماه دوام نیاورد. در آخرین روزهای…
👏10❤6👎5👌1🍌1
روسیه، فرقۀ دموکرات و سودای تجزیۀ ایران
🎙️ گفت و شنود افشین جعفرزاده با دکتر محمد جعفری قنواتی پیرامون فرقه دموکرات آذربایجان و جعفرپیشه وری و رخدادهای دوران فرقه و اشغال شمال ایران در سالهای پس از جنگ جهانی دوم
https://xn--r1a.website/cgie_org_ir/6523
💚🤍❤️
@Afshinjafarzadeh
افشین جعفرزاده
۲۱ آذر ۱۴۰۴
https://xn--r1a.website/cgie_org_ir/6523
💚🤍❤️
@Afshinjafarzadeh
افشین جعفرزاده
۲۱ آذر ۱۴۰۴
❤7👍4👏1
Forwarded from روزنامه ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ا📰
⭕️ خصوصیسازی وارونه
روایت عباس آخوندی از پشت صحنه واگذاری بنگاههای دولتی:
🔹واگذاریهای بنگاههای دولتی با هدف دفع شر انجام و خشت کج از اینجا گذاشته شد.
🔹 مسیر درست خصوصیسازی هرگز در ایران طی نشد.
🔹ما که طرفدار خصوصی سازی بودیم، حالا به این نقطه رسیده ایم که می گوییم «مرحمت فرموده ما را مس کنید».
@irannewspaper
⭕️ خصوصیسازی وارونه
روایت عباس آخوندی از پشت صحنه واگذاری بنگاههای دولتی:
🔹واگذاریهای بنگاههای دولتی با هدف دفع شر انجام و خشت کج از اینجا گذاشته شد.
🔹 مسیر درست خصوصیسازی هرگز در ایران طی نشد.
🔹ما که طرفدار خصوصی سازی بودیم، حالا به این نقطه رسیده ایم که می گوییم «مرحمت فرموده ما را مس کنید».
@irannewspaper
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤12👎6
🔹اعتراض علیه تورم و مداخله خارجی
✍عباس آخوندی، ۱۲ دیماه ۱۴۰۴
اخیرا ترامپ در دیدار با نتانیاهو با استفاده از فضای #بیدولتی حاکم بر ایران، گفتهاست که در صورتی که ایران به تولید موشکهای دور برد ادامه دهد او به اسرائیل اجازهی حمله به ایران دادهاست و در صورت فعال شدن غنی سازی این حمله سریع خواهد بود. و متعاقب آن مزورانه از #اعتراض_مردم به روند سرسامآور #تورم كه آیینهی تمام نمای بیدولتی در ایران است حمایت کرده است.
۱- بحث من این است که تهدید #ترامپ و #نتانیاهو تنها تهدید علیه ایران نیست. این تهدید علیه زنجیرهی ارزش جهانی است. لذا هم #تهدید_وجودی_ملی برای ایران محسوب میشود و هم #تهدید_منطقهای علیه کشورهای خاورمیانه و آسیای میانه است و هم تهدید بینالمللی از جمله علیه #چین. بنابراین، برای مقابله با آن باید مشارکت دیگران را نیز جلب کرد.
۲- برای مقابله جمعی با تهدیدهای امریکا و اسرائیل باید به سخنان سایر تهدیدشوندگان نیز گوش داد. آنان لزوما، در زمینی که ما بازی و قواعد آن را طراحی کردهایم، بازی نخواهند کرد. زمان آن است که به امنیت جمعی منطقه با مشارکت قدرتهای جهانی، منطقهای و ایران بپردازیم و از تکروی خودداری نماییم.
۳- در راستای تحقق سیاست پیشگفته، ضروری است که ایران در هماهنگی با سایر کشورهای منطقه و چین از موضع رییسجمهور آمریکا در قبال ایران، به سازمان ملل شکایت برد. تخطی ترامپ از بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد قطعی است. لذا، تشکیل پرونده شکایت در سازمان ملل و درخواست تشکیل جلسه فوری شورای امنیت ضروری است.
۴- بیگمان این شکایت بهجایی نمیرسد، لیکن، از حیث سیاسی واجد اهمیت و منافع است. و میتوان بر اساس آن یک حرکت دیپلماتیک جهت حساس ساختن افکار عمومی مردمان جهان و منطقه ساخت. در حال حاضر ترامپ و نتانیاهو بزرگترین تهدیدهای جهانی هستند.
۵- مدتها است که من در نوشتهها و سخنانم در مجامع و محافل اعلام میکنم که اگر ایران تنها یک مساله داشته باشد، آن تورم است. تورم آیینهی تمامنمای ناکارآمدی شیوهی حکمرانی و پدیدهی بیدولتی در ایران است. اعتراض به تورم بیش از پنجاه ساله حق ملت است و نباید آن را به دلیل مداخله مزورانه ترامپ سرزنش کرد. حکومت در کلیت خود باید در برابر تورم مسوولیت بپذیرد و آن را به دولت احاله نکند. دولت اقتدار لازم برای حل مساله تورم را ندارد.
۶- در این بحران آب و هوا و تورم و مداخله خارجی باید همهمان مراقب باشیم که به سمت #خشونت در نغلتیم. خشونت بلوایی است که تر وخشک را با هم میسوزاند. همه باید مراقب باشیم که اعتراضاتمان مدنی و خشونتپرهیز باشد.
✍عباس آخوندی، ۱۲ دیماه ۱۴۰۴
اخیرا ترامپ در دیدار با نتانیاهو با استفاده از فضای #بیدولتی حاکم بر ایران، گفتهاست که در صورتی که ایران به تولید موشکهای دور برد ادامه دهد او به اسرائیل اجازهی حمله به ایران دادهاست و در صورت فعال شدن غنی سازی این حمله سریع خواهد بود. و متعاقب آن مزورانه از #اعتراض_مردم به روند سرسامآور #تورم كه آیینهی تمام نمای بیدولتی در ایران است حمایت کرده است.
۱- بحث من این است که تهدید #ترامپ و #نتانیاهو تنها تهدید علیه ایران نیست. این تهدید علیه زنجیرهی ارزش جهانی است. لذا هم #تهدید_وجودی_ملی برای ایران محسوب میشود و هم #تهدید_منطقهای علیه کشورهای خاورمیانه و آسیای میانه است و هم تهدید بینالمللی از جمله علیه #چین. بنابراین، برای مقابله با آن باید مشارکت دیگران را نیز جلب کرد.
۲- برای مقابله جمعی با تهدیدهای امریکا و اسرائیل باید به سخنان سایر تهدیدشوندگان نیز گوش داد. آنان لزوما، در زمینی که ما بازی و قواعد آن را طراحی کردهایم، بازی نخواهند کرد. زمان آن است که به امنیت جمعی منطقه با مشارکت قدرتهای جهانی، منطقهای و ایران بپردازیم و از تکروی خودداری نماییم.
۳- در راستای تحقق سیاست پیشگفته، ضروری است که ایران در هماهنگی با سایر کشورهای منطقه و چین از موضع رییسجمهور آمریکا در قبال ایران، به سازمان ملل شکایت برد. تخطی ترامپ از بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد قطعی است. لذا، تشکیل پرونده شکایت در سازمان ملل و درخواست تشکیل جلسه فوری شورای امنیت ضروری است.
۴- بیگمان این شکایت بهجایی نمیرسد، لیکن، از حیث سیاسی واجد اهمیت و منافع است. و میتوان بر اساس آن یک حرکت دیپلماتیک جهت حساس ساختن افکار عمومی مردمان جهان و منطقه ساخت. در حال حاضر ترامپ و نتانیاهو بزرگترین تهدیدهای جهانی هستند.
۵- مدتها است که من در نوشتهها و سخنانم در مجامع و محافل اعلام میکنم که اگر ایران تنها یک مساله داشته باشد، آن تورم است. تورم آیینهی تمامنمای ناکارآمدی شیوهی حکمرانی و پدیدهی بیدولتی در ایران است. اعتراض به تورم بیش از پنجاه ساله حق ملت است و نباید آن را به دلیل مداخله مزورانه ترامپ سرزنش کرد. حکومت در کلیت خود باید در برابر تورم مسوولیت بپذیرد و آن را به دولت احاله نکند. دولت اقتدار لازم برای حل مساله تورم را ندارد.
۶- در این بحران آب و هوا و تورم و مداخله خارجی باید همهمان مراقب باشیم که به سمت #خشونت در نغلتیم. خشونت بلوایی است که تر وخشک را با هم میسوزاند. همه باید مراقب باشیم که اعتراضاتمان مدنی و خشونتپرهیز باشد.
Telegram
attach 📎
👍20👎9❤4👏1
🔹نقد هاشمی در سرای هاشمی
عباس آخوندی در مراسم بزرگداشت مرحوم هاشمی رفسنجانی در منزل ایشان در قم که به سرای فرهنگ و قران تبدیل شده است، در تاریخ ۱۷ دیماه ۱۴۰۴، در نقد اندیشه آیت الله هاشمی رفسنجانی پرداخت و گفت: در نقد مرحوم هاشمی و نقاط قوت و کاستی ایشان، می توان اولین تعارض با دولت مدرن را در جایگزینی مصلحت بجای قانون دید.
ایشان به عقلانیت ابزاری و عملگرایی در درون یکحکومت ایدئولوژیک اعتقاد داشت که امروزه می بینیم، این نگاه پس از ایشان شکست خورده است.
توسعه اقتصادی را مقدم بر توسعه سیاسی می دانست، مساله کلیدی ایشان رفع فقر بود.
ایشان به رویکرد هویتمحور و ایدئولوژیک در سیاست خارجی اعتقاد نداشت و راهبرد اصلیش حفظ منافع ملی بود.
دولت مدرن، بر دو نهاد سرزمین و ملت بنیاد گذاشته میشود. ولی در دولت ایدئولوژیک، سرزمین بی معنی است. برای مارکسیستها و برای داعش، سرزمین اصالت ندارد، ولی، برای هاشمی سرزمین اولویت داشت. وی بلافاصله پس از شروع جنگ در مهرماه ۱۳۵۹ گفت ما برای خاک میجنگیم. اما بهنظر میرسد که در حوزه های علمیه سرزمین مطمح نظر نباشد.
البته آقای هاشمی به اراده ملت توجه کافی نداشت بیشتر بر مفهوم «دولت کارآمد و قدرتمند» متمرکز بود و ایران شهروندی خیلی برای ایشان مساله نبود، البته مخالفش هم نبود.
ایشان ایران را ابزار بقا می داند نه سوژه حاکمیت، ملت را پشتوانه دولت می داند و نه تشکیلدهندهی آن و خودش را مدیر بحران.
فهم تفاوتهای سه مفهوم کلیدی مصلحت، خیر عمومی و منافع ملی برای فهم و نقد اندیشه هاشمی بسیار مهم است.
مصلحت، یک مفهوم سیال و سلیقه ای است که بستکی به تشخیص افراد دارد.
مشکل مصلحت این است که قانون را تعلیق می کند، چون مصلحت موقت است، پس نمی توان از مصلحت نهاد استخراج کرد، چرا که مصلحت مانع شکل گیری قانون و ثبات قانونی است.
خیر عمومی، ماهیتی همگرایانه دارد و قانون ابزار تحقق آن است، مانند رفاه عمومی، سواد یا سلامت، که برای رسیدن به آن قانون تصویب می شود، خیر عمومی هنجاری و فرادولتی و بلند مدت است.
منافع ملی، در برابر قوای خارجی مطرح است و هدفش حفظ تمامیت ارضی و ثبات یککشور است.
مشکل در تفکر مرحوم هاشمی این است که مصلحت بالاتر از قانون است، البته ایشان با نیت گره گشایی و بر مبنای عملگرایی از این رویکرد تبعیت میکرد اما بعد از ایشان چه شد؟ الان مجمع تشخیص مصلحت با خیر عمومی چه نسبتی دارد؟ ایشان تا مصلحت برای عبور از انسداد ایدئولوژیک جلو رفت ولی باید تا قانون جلو می رفت. مصلحت تیغ دو دم بود و هست. امروز وضعیت بهگونهای است که مجلس و شورای نگهبان قانونی را تصویب می کند اما مجمع تشخیص لر مبنای مصلحت آن را متوقف می کند. و نهاد قانون را در ایران متزلزل میسازد.
اکنون مصلحت جای منافع ملی نشسته، نظام جای ملت و اطاعت بجای مشارکت قرار گرفته است.
نقد دیگر به مرحوم هاشمی، قرار دادن عمران بجای توسعه بود. در رویکرد عمرانمحور، فعالیتهای فیزیکی محور هستند و در جامعه نهادسازی صورت نمی گیرد.
توسعه مجموع عمران، نهادسازی، توسعهی انسانی و جامعه مدنی و حاکمیت قانون مطرح است، و شاخص هایش پایداری نهادها چون حاکمیت حقوق از جمله حقوق مالکیت است.
در تاریخ ایران در برابر پادشاهان، شرع ضامن حقوق مالکیت بود اما مصادره ها در انقلاب حقوق مالکیت را نقض کرد، حقوق ملت در فروش تراکم و اراضی منابع طبیعی و آسمان و زمین نقض می شود. و هنوز پس از ۴۷ سال از انقلاب مصادره اموال جریان دارد. اما حوزه اعتراض نمی کند.
انتقاد دیگر به اندیشه هاشمی این است که به مهار قدرت کم توجه است.
نکته آخر: هاشمی یک پل ناتمام بین دولت ایدئولژیک و دولت مدرن بود و به توسعه از بالا اعتقاد داشت، هاشمی به آستانه توسعه رسید اما از آن عبور نکرد.
به نقل از پایگاه خبری جماران، ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ با اندکی ویرایش
عباس آخوندی در مراسم بزرگداشت مرحوم هاشمی رفسنجانی در منزل ایشان در قم که به سرای فرهنگ و قران تبدیل شده است، در تاریخ ۱۷ دیماه ۱۴۰۴، در نقد اندیشه آیت الله هاشمی رفسنجانی پرداخت و گفت: در نقد مرحوم هاشمی و نقاط قوت و کاستی ایشان، می توان اولین تعارض با دولت مدرن را در جایگزینی مصلحت بجای قانون دید.
ایشان به عقلانیت ابزاری و عملگرایی در درون یکحکومت ایدئولوژیک اعتقاد داشت که امروزه می بینیم، این نگاه پس از ایشان شکست خورده است.
توسعه اقتصادی را مقدم بر توسعه سیاسی می دانست، مساله کلیدی ایشان رفع فقر بود.
ایشان به رویکرد هویتمحور و ایدئولوژیک در سیاست خارجی اعتقاد نداشت و راهبرد اصلیش حفظ منافع ملی بود.
دولت مدرن، بر دو نهاد سرزمین و ملت بنیاد گذاشته میشود. ولی در دولت ایدئولوژیک، سرزمین بی معنی است. برای مارکسیستها و برای داعش، سرزمین اصالت ندارد، ولی، برای هاشمی سرزمین اولویت داشت. وی بلافاصله پس از شروع جنگ در مهرماه ۱۳۵۹ گفت ما برای خاک میجنگیم. اما بهنظر میرسد که در حوزه های علمیه سرزمین مطمح نظر نباشد.
البته آقای هاشمی به اراده ملت توجه کافی نداشت بیشتر بر مفهوم «دولت کارآمد و قدرتمند» متمرکز بود و ایران شهروندی خیلی برای ایشان مساله نبود، البته مخالفش هم نبود.
ایشان ایران را ابزار بقا می داند نه سوژه حاکمیت، ملت را پشتوانه دولت می داند و نه تشکیلدهندهی آن و خودش را مدیر بحران.
فهم تفاوتهای سه مفهوم کلیدی مصلحت، خیر عمومی و منافع ملی برای فهم و نقد اندیشه هاشمی بسیار مهم است.
مصلحت، یک مفهوم سیال و سلیقه ای است که بستکی به تشخیص افراد دارد.
مشکل مصلحت این است که قانون را تعلیق می کند، چون مصلحت موقت است، پس نمی توان از مصلحت نهاد استخراج کرد، چرا که مصلحت مانع شکل گیری قانون و ثبات قانونی است.
خیر عمومی، ماهیتی همگرایانه دارد و قانون ابزار تحقق آن است، مانند رفاه عمومی، سواد یا سلامت، که برای رسیدن به آن قانون تصویب می شود، خیر عمومی هنجاری و فرادولتی و بلند مدت است.
منافع ملی، در برابر قوای خارجی مطرح است و هدفش حفظ تمامیت ارضی و ثبات یککشور است.
مشکل در تفکر مرحوم هاشمی این است که مصلحت بالاتر از قانون است، البته ایشان با نیت گره گشایی و بر مبنای عملگرایی از این رویکرد تبعیت میکرد اما بعد از ایشان چه شد؟ الان مجمع تشخیص مصلحت با خیر عمومی چه نسبتی دارد؟ ایشان تا مصلحت برای عبور از انسداد ایدئولوژیک جلو رفت ولی باید تا قانون جلو می رفت. مصلحت تیغ دو دم بود و هست. امروز وضعیت بهگونهای است که مجلس و شورای نگهبان قانونی را تصویب می کند اما مجمع تشخیص لر مبنای مصلحت آن را متوقف می کند. و نهاد قانون را در ایران متزلزل میسازد.
اکنون مصلحت جای منافع ملی نشسته، نظام جای ملت و اطاعت بجای مشارکت قرار گرفته است.
نقد دیگر به مرحوم هاشمی، قرار دادن عمران بجای توسعه بود. در رویکرد عمرانمحور، فعالیتهای فیزیکی محور هستند و در جامعه نهادسازی صورت نمی گیرد.
توسعه مجموع عمران، نهادسازی، توسعهی انسانی و جامعه مدنی و حاکمیت قانون مطرح است، و شاخص هایش پایداری نهادها چون حاکمیت حقوق از جمله حقوق مالکیت است.
در تاریخ ایران در برابر پادشاهان، شرع ضامن حقوق مالکیت بود اما مصادره ها در انقلاب حقوق مالکیت را نقض کرد، حقوق ملت در فروش تراکم و اراضی منابع طبیعی و آسمان و زمین نقض می شود. و هنوز پس از ۴۷ سال از انقلاب مصادره اموال جریان دارد. اما حوزه اعتراض نمی کند.
انتقاد دیگر به اندیشه هاشمی این است که به مهار قدرت کم توجه است.
نکته آخر: هاشمی یک پل ناتمام بین دولت ایدئولژیک و دولت مدرن بود و به توسعه از بالا اعتقاد داشت، هاشمی به آستانه توسعه رسید اما از آن عبور نکرد.
به نقل از پایگاه خبری جماران، ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ با اندکی ویرایش
👍17❤6👎1👏1