سلام دوستان
🚨 تا حالا شده بری Shrink File و با خودت بگی:
«اینا رو با یه SELECT نمیشه دید؟!» 🤔
خبر خوب برای DBAها و Backend Engineerها 🎉
بله… میشه! و حتی تمیزتر، سریعتر و قابل اتوماسیون 😎
🧠 مسئله چیه؟
تو SQL Server وقتی میری:
بخش Shrink Database
یا Shrink File
برای هر فایل اینا رو میبینی:
Total Size
Used Space
Free Space
اما این اطلاعات:
❌ اسکریپتپذیر نیست
❌ تو مانیتورینگ نمیاد
❌ تو گزارش DBA جایی نداره
🎯 سناریوی خیلی واقعی (احتمالاً الان داری باهاش دستوپنجه نرم میکنی 😅)
فرض کن:
روی یک سیستم تستی / Staging کار میکنی
میخوای روی یک دیتابیس خاص تغییرات سنگین بدی فضا کم آوردی 😬
اون دیتابیس هم ۱۰ تا Data File مختلف + یکی دوتا Log داره
حالا سوال مهم اینه 👇
👉 از کدوم فایل واقعاً میتونم فضا آزاد کنم؟
👉 کدوم فایل عملاً پره و Shrink روش جواب نمیده؟
اینجاست که Shrink UI دیگه کافی نیست…
و یه SELECT حسابی نجاتت میده 😏
✅ راهحل حرفهای
با کوئری زیر، دقیقاً همون چیزی که UI نشون میده رو میگیری
برای:
Data File 🗂
Log File 🧾
💎 این کوئری دقیقاً کجاها میدرخشه؟
✨ وقتی روی Test / QA / Staging فضا کم آوردی
✨ وقتی دیتابیس چندین فایل داره و تصمیمگیری سخته
✨ برای اینکه بدونی کدوم فایل ارزش Shrink داره
✨ قبل از Extend کردن دیسک (که همیشه هم در دسترس نیست 😐)
✨ توی Monitoring Dashboard
✨ برای Capacity Planning واقعی، نه حدسی
👥 این کد به درد کی میخوره؟
👨💻دوستان DBAها (Junior تا Senior)
👨💻همچنین Backend Engineerهایی که SQL Server دارن
🏢 تیمهای DevOps و Infra
📊 برای داشبوردهای Monitoring
⚠️ یادآوری دوستانه DBAطور
🔴اول اینکه Free Space ≠ Space قابل Shrink
🔴و Shrink مُسکنه، نه درمان
🔴 اول علت رشد فایل رو بفهم، بعد تصمیم بگیر
hashtag#SQLServer hashtag#DBA hashtag#Monitoring hashtag#CapacityPlanning hashtag#TSQL hashtag#DevOps hashtag#DataEngineering 🚀
🚨 تا حالا شده بری Shrink File و با خودت بگی:
«اینا رو با یه SELECT نمیشه دید؟!» 🤔
خبر خوب برای DBAها و Backend Engineerها 🎉
بله… میشه! و حتی تمیزتر، سریعتر و قابل اتوماسیون 😎
🧠 مسئله چیه؟
تو SQL Server وقتی میری:
بخش Shrink Database
یا Shrink File
برای هر فایل اینا رو میبینی:
Total Size
Used Space
Free Space
اما این اطلاعات:
❌ اسکریپتپذیر نیست
❌ تو مانیتورینگ نمیاد
❌ تو گزارش DBA جایی نداره
🎯 سناریوی خیلی واقعی (احتمالاً الان داری باهاش دستوپنجه نرم میکنی 😅)
فرض کن:
روی یک سیستم تستی / Staging کار میکنی
میخوای روی یک دیتابیس خاص تغییرات سنگین بدی فضا کم آوردی 😬
اون دیتابیس هم ۱۰ تا Data File مختلف + یکی دوتا Log داره
حالا سوال مهم اینه 👇
👉 از کدوم فایل واقعاً میتونم فضا آزاد کنم؟
👉 کدوم فایل عملاً پره و Shrink روش جواب نمیده؟
اینجاست که Shrink UI دیگه کافی نیست…
و یه SELECT حسابی نجاتت میده 😏
✅ راهحل حرفهای
با کوئری زیر، دقیقاً همون چیزی که UI نشون میده رو میگیری
برای:
Data File 🗂
Log File 🧾
SELECT
df.name,
df.type_desc,
df.physical_name,
df.size / 128.0 AS TotalSizeMB,
CASE
WHEN df.type = 1
THEN ls.used_log_space_in_bytes / 1024 / 1024
ELSE FILEPROPERTY(df.name, 'SpaceUsed') / 128.0
END AS UsedSpaceMB,
CASE
WHEN df.type = 1
THEN (df.size / 128.0) - (ls.used_log_space_in_bytes / 1024 / 1024)
ELSE (df.size - FILEPROPERTY(df.name, 'SpaceUsed')) / 128.0
END AS FreeSpaceMB
FROM sys.database_files df
OUTER APPLY sys.dm_db_log_space_usage ls;
💎 این کوئری دقیقاً کجاها میدرخشه؟
✨ وقتی روی Test / QA / Staging فضا کم آوردی
✨ وقتی دیتابیس چندین فایل داره و تصمیمگیری سخته
✨ برای اینکه بدونی کدوم فایل ارزش Shrink داره
✨ قبل از Extend کردن دیسک (که همیشه هم در دسترس نیست 😐)
✨ توی Monitoring Dashboard
✨ برای Capacity Planning واقعی، نه حدسی
👥 این کد به درد کی میخوره؟
👨💻دوستان DBAها (Junior تا Senior)
👨💻همچنین Backend Engineerهایی که SQL Server دارن
🏢 تیمهای DevOps و Infra
📊 برای داشبوردهای Monitoring
⚠️ یادآوری دوستانه DBAطور
🔴اول اینکه Free Space ≠ Space قابل Shrink
🔴و Shrink مُسکنه، نه درمان
🔴 اول علت رشد فایل رو بفهم، بعد تصمیم بگیر
hashtag#SQLServer hashtag#DBA hashtag#Monitoring hashtag#CapacityPlanning hashtag#TSQL hashtag#DevOps hashtag#DataEngineering 🚀
❤19👍1
سلام دوستان عزیزم
امیدوارم حالتون عالی باشه
من بعد از بیش از یک ماه تازه الان موفق شدم وصل بشم
این کانال رو در بله هم ساختم
گروه مشابهدهم در بله ساختم که اگه شرایط دوباره تغییر کرد بتونیم اونجا ادامه بدیم
لینک کانال
https://ble.ir/join/A5jkHESCYB
لینک گروه
https://ble.ir/join/741aKHYbrA
امیدوارم حالتون عالی باشه
من بعد از بیش از یک ماه تازه الان موفق شدم وصل بشم
این کانال رو در بله هم ساختم
گروه مشابهدهم در بله ساختم که اگه شرایط دوباره تغییر کرد بتونیم اونجا ادامه بدیم
لینک کانال
https://ble.ir/join/A5jkHESCYB
لینک گروه
https://ble.ir/join/741aKHYbrA
❤12👍3
سلام دوستان 👋
یه مدتیه دارم روی یه ایده کار میکنم و دوست دارم قبل از شروع، نظر شما رو بدونم.
قصدم اینه که یه سری وبینار کوتاه و کاربردی برگزار کنم؛ نه از اون مدل وبینارهایی که ۵۰ تا اسلاید نشون میدن و آخرش هم چیزی عاید آدم نمیشه!
بیشتر میخوام درباره چالشهای واقعی سازمانها صحبت کنیم. چیزهایی که توی پروژهها و شرکتها واقعاً باهاشون درگیریم:
قطعی سرویسها
مشکلات Performance
Backup و Disaster Recovery
مانیتورینگ و پیشگیری از بحران
رشد دیتابیسها و ظرفیت زیرساخت
امنیت و ریسکهای پنهان
قبل از اینکه موضوع اولین وبینار رو مشخص کنم، دوست دارم از خودتون بشنوم:
❓ بزرگترین چالشی که الان توی SQL Server، دیتابیس یا زیرساخت داده سازمانتون دارید چیه؟
❓ اگر قرار باشه فقط یک مشکل رو توی ۶ ماه آینده حل کنید، اون مشکل چیه؟
لطفاً توی کامنتها بنویسید. حتی اگر فکر میکنید موضوع خاصیه یا به درد بقیه نمیخوره.
همچنین توی نظرسنجی زیر هم شرکت کنید 👇
یه مدتیه دارم روی یه ایده کار میکنم و دوست دارم قبل از شروع، نظر شما رو بدونم.
قصدم اینه که یه سری وبینار کوتاه و کاربردی برگزار کنم؛ نه از اون مدل وبینارهایی که ۵۰ تا اسلاید نشون میدن و آخرش هم چیزی عاید آدم نمیشه!
بیشتر میخوام درباره چالشهای واقعی سازمانها صحبت کنیم. چیزهایی که توی پروژهها و شرکتها واقعاً باهاشون درگیریم:
قطعی سرویسها
مشکلات Performance
Backup و Disaster Recovery
مانیتورینگ و پیشگیری از بحران
رشد دیتابیسها و ظرفیت زیرساخت
امنیت و ریسکهای پنهان
قبل از اینکه موضوع اولین وبینار رو مشخص کنم، دوست دارم از خودتون بشنوم:
❓ بزرگترین چالشی که الان توی SQL Server، دیتابیس یا زیرساخت داده سازمانتون دارید چیه؟
❓ اگر قرار باشه فقط یک مشکل رو توی ۶ ماه آینده حل کنید، اون مشکل چیه؟
لطفاً توی کامنتها بنویسید. حتی اگر فکر میکنید موضوع خاصیه یا به درد بقیه نمیخوره.
همچنین توی نظرسنجی زیر هم شرکت کنید 👇
👍10👏5
اگر قرار باشه در اولین وبینار شرکت کنید، کدوم موضوع براتون جذابتره؟
Anonymous Poll
36%
۵ ریسک پنهان SQL Server که معمولاً دیر متوجهشون میشیم
22%
Disaster Recovery واقعی؛ آیا واقعاً برای بحران آمادهایم؟
28%
چطور سلامت SQL Server رو ارزیابی کنیم؟ (Health Check)
55%
مانیتورینگ SQL Server؛ از تشخیص مشکل تا پیشبینی بحران
30%
Performance و Capacity Planning در سازمانهای در حال رشد
30%
Performance و Capacity Planning در سازمانهای در حال رشد
اگر دوست دارید یکی از چالشهای واقعی سازمان شما (به صورت کاملاً ناشناس) توی یکی از وبینارها بررسی بشه، فقط بنویسید:
«علاقهمندم»
تا برای هماهنگی باهاتون در ارتباط باشم. 🙏
«علاقهمندم»
تا برای هماهنگی باهاتون در ارتباط باشم. 🙏
👌9
روزی از یک مرکز درمانی با من تماس گرفتند 📞
گفتند سیستم به شدت کند شده و عملاً کار پذیرش با مشکل مواجه شده است ⚠️
پشت هر کندی سیستم در مراکز درمانی، فقط چند ثانیه تأخیر نیست…
بیمار منتظر است 🧍♂️
پذیرش کلافه شده 😓
صف طولانیتر میشود ⏳
پزشک منتظر ثبت اطلاعات است 🩺
و فشار کاری لحظه به لحظه بیشتر میشود
به صورت آنلاین وارد سرور شدم و بررسی را شروع کردم 💻
اولین نکته این بود که SQL Server به نسخه جدید ارتقا پیدا کرده بود و Compatibility Level هم تغییر کرده بود. آن را به حالت قبلی برگرداندم 🔧
بعد سراغ منابع سرور رفتم
CPU به شدت درگیر بود 🔥
تنظیمات MAXDOP اصلاح شد و کمی وضعیت بهتر شد، اما مشکل اصلی هنوز باقی بود
در مرحله بعد Query Store را بررسی کردم و Queryهای پرمصرف را بر اساس CPU استخراج کردم 📊
نتیجه واضح بود
یک Query پرتکرار که ایندکس مناسب نداشت، بخش بزرگی از CPU را مصرف میکرد
ایندکس ایجاد شد ⚙️
چند دقیقه بعد، مصرف CPU به شکل محسوسی کاهش پیدا کرد 📉
و سیستم به حالت عادی برگشت ✅
کل این بحران-از صفهای طولانی تا نارضایتی کاربران-در نهایت به نبود یک ایندکس مناسب ختم شد
و اینجاست که همیشه این جمله برایم پررنگتر میشود:
مانیتورینگ پایگاه داده و حضور یک DBA فقط برای زمانی نیست که همه چیز خوب است…
ارزش واقعی آن زمانی مشخص میشود که سیستم در آستانه فروپاشی است 🚨
گاهی تفاوت بین یک روز عادی و یک بحران بزرگ، فقط یک ایندکس است 🎯
گفتند سیستم به شدت کند شده و عملاً کار پذیرش با مشکل مواجه شده است ⚠️
پشت هر کندی سیستم در مراکز درمانی، فقط چند ثانیه تأخیر نیست…
بیمار منتظر است 🧍♂️
پذیرش کلافه شده 😓
صف طولانیتر میشود ⏳
پزشک منتظر ثبت اطلاعات است 🩺
و فشار کاری لحظه به لحظه بیشتر میشود
به صورت آنلاین وارد سرور شدم و بررسی را شروع کردم 💻
اولین نکته این بود که SQL Server به نسخه جدید ارتقا پیدا کرده بود و Compatibility Level هم تغییر کرده بود. آن را به حالت قبلی برگرداندم 🔧
بعد سراغ منابع سرور رفتم
CPU به شدت درگیر بود 🔥
تنظیمات MAXDOP اصلاح شد و کمی وضعیت بهتر شد، اما مشکل اصلی هنوز باقی بود
در مرحله بعد Query Store را بررسی کردم و Queryهای پرمصرف را بر اساس CPU استخراج کردم 📊
نتیجه واضح بود
یک Query پرتکرار که ایندکس مناسب نداشت، بخش بزرگی از CPU را مصرف میکرد
ایندکس ایجاد شد ⚙️
چند دقیقه بعد، مصرف CPU به شکل محسوسی کاهش پیدا کرد 📉
و سیستم به حالت عادی برگشت ✅
کل این بحران-از صفهای طولانی تا نارضایتی کاربران-در نهایت به نبود یک ایندکس مناسب ختم شد
و اینجاست که همیشه این جمله برایم پررنگتر میشود:
مانیتورینگ پایگاه داده و حضور یک DBA فقط برای زمانی نیست که همه چیز خوب است…
ارزش واقعی آن زمانی مشخص میشود که سیستم در آستانه فروپاشی است 🚨
گاهی تفاوت بین یک روز عادی و یک بحران بزرگ، فقط یک ایندکس است 🎯
👍32🔥11❤2🤣2
خیلی ازمن این سوال پرسیده میشه که میخوایم SQL Server رو شروع کنیم باید چیکار کنیم.
ببینید شما اول باید مشخص کنید در چه مسیری میخواین پیش برید
این چند مسیر در ادامه یادگیری SQL Server وجود داره.
1- فعالیت به عنوان DBA یا Database Administrator
2- فعالیت به عنوان T-SQL Developer
3- فعالیت به عنوان تحلیلگر داده و طراح گزارشات
خوب برای هر سه مسیر اولین و مهمترین چیز ، یادگیری T-SQL هست. هیچکدوم از این سه مسیر بدون یادگیری حرفه ای T-SQLمعنی ندارن.
برای T-SQL بهترین و کاملترین منبع ، کتاب T-SQL Fundamental آقای Itzik Ben-GAN هست . من هم همین کتاب رو به صورت کامل در مکتبخونه تدریس کردم که لینکش رو قرار میدم.
خوب حالا مسیر اول شما باید علاقمند باشین به دیباگ سرورها ، بتونید استرس خودتون رو کنترل کنید. علاقمند باشین به کارهای پیچیده و پرحجم. مطالعات عمیق روی حوزه های مختلف داشته باشین.
برای مسیر دوم باید همین مسیر T-SQL رو پیشرفته تر مطالعه کنید و به حوزه Performance Tuning هم سری بزنید. ( یک دوره هم دراین زمینه در مکتبخونه ضبط کردم)
برای حوزه سوم بعد از درک کامل T-SQL باید به سراغ مفاهیم BI برید و با داشبوردها کار کنید. با ETL ها کار کنید و با SSAS آشنا بشین.
بعد هم در ادامه برید سراغ پایتون و یادگیری ماشین برای تحلیل های عمیقتر.
برای حرفه ای شدن در هر حوزه حداقل یک سال زمان نیاز خواهید داشت
برای هر حوزه هم بازارکار خیلی خوبی در کشور وجود داره و به شدت بازار کار تشنه هست.
اینم لینک هر دو دوره .
https://maktabkhooneh.org/course/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-sql-server-performance-tuning-mk6185/?v=1
https://maktabkhooneh.org/course/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-sql-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-sql-server-mk1378/?v=1
ببینید شما اول باید مشخص کنید در چه مسیری میخواین پیش برید
این چند مسیر در ادامه یادگیری SQL Server وجود داره.
1- فعالیت به عنوان DBA یا Database Administrator
2- فعالیت به عنوان T-SQL Developer
3- فعالیت به عنوان تحلیلگر داده و طراح گزارشات
خوب برای هر سه مسیر اولین و مهمترین چیز ، یادگیری T-SQL هست. هیچکدوم از این سه مسیر بدون یادگیری حرفه ای T-SQLمعنی ندارن.
برای T-SQL بهترین و کاملترین منبع ، کتاب T-SQL Fundamental آقای Itzik Ben-GAN هست . من هم همین کتاب رو به صورت کامل در مکتبخونه تدریس کردم که لینکش رو قرار میدم.
خوب حالا مسیر اول شما باید علاقمند باشین به دیباگ سرورها ، بتونید استرس خودتون رو کنترل کنید. علاقمند باشین به کارهای پیچیده و پرحجم. مطالعات عمیق روی حوزه های مختلف داشته باشین.
برای مسیر دوم باید همین مسیر T-SQL رو پیشرفته تر مطالعه کنید و به حوزه Performance Tuning هم سری بزنید. ( یک دوره هم دراین زمینه در مکتبخونه ضبط کردم)
برای حوزه سوم بعد از درک کامل T-SQL باید به سراغ مفاهیم BI برید و با داشبوردها کار کنید. با ETL ها کار کنید و با SSAS آشنا بشین.
بعد هم در ادامه برید سراغ پایتون و یادگیری ماشین برای تحلیل های عمیقتر.
برای حرفه ای شدن در هر حوزه حداقل یک سال زمان نیاز خواهید داشت
برای هر حوزه هم بازارکار خیلی خوبی در کشور وجود داره و به شدت بازار کار تشنه هست.
اینم لینک هر دو دوره .
https://maktabkhooneh.org/course/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-sql-server-performance-tuning-mk6185/?v=1
https://maktabkhooneh.org/course/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-sql-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-sql-server-mk1378/?v=1
مکتبخونه
آموزش SQL Server Performance Tuning
در این دوره در خصوص مانیتور کردن SQL Server یاد خواهیم گرفت و همچنین طریقه شناسایی چالش ها و گلوگاه ها را بررسی می کنیم.
❤23💯1
سلام دوستان
📊 چرا با وجود صرف هزینههای زیاد برای ساخت گزارشها، بسیاری از آنها در عمل استفاده نمیشوند؟
در یکی از پروژههایی که روی آن کار میکردم، کنار یکی از کاربران سازمان نشستم تا ببینم گزارشها را چطور استفاده میکند.
اتفاق جالبی افتاد.
کاربر گزارش را باز کرد، چند ثانیه به آن نگاه کرد و بعد... فایل Excel شخصی خودش را باز کرد.
شروع کرد اطلاعات گزارش را یکییکی وارد Excel کند و تحلیلش را آنجا ادامه داد.
همان لحظه یک سؤال در ذهنم شکل گرفت...
اگر سازمانها برای طراحی گزارشها زمان، انرژی و هزینه زیادی صرف میکنند، چرا بسیاری از کاربران در نهایت دوباره به Excel برمیگردند؟ 🤔
آیا مشکل از کیفیت گزارشهاست؟
یا گزارشها بر اساس نیاز واقعی کاربران طراحی نمیشوند؟
یا شاید اصلاً مسئله چیز دیگری است...
من فعلاً قصد ندارم به این سؤال پاسخ بدهم.
دوست دارم از تجربه شما یاد بگیرم. 🌱
اگر در سازمانتان گزارشهایی وجود دارد که کمتر از آنچه انتظار میرفت مورد استفاده قرار میگیرند، به نظر شما مهمترین دلیل چیست؟
👤 فرقی نمیکند مدیرعامل باشید، مدیر واحد، کارشناس، تحلیلگر داده، DBA یا توسعهدهنده BI.
تجربه شما میتواند به شناخت یک الگوی مشترک در سازمانها کمک کند.
💬 مشتاقم نظرات و تجربههای واقعی شما را بخوانم.
━━━━━━━━━━━━━━
🔍 Organizational Patterns
من در حال مطالعه الگوهای مشترک در سازمانها هستم؛ الگوهایی که بر نحوه تصمیمگیری، همکاری تیمها و خلق ارزش اثر میگذارند.
اگر تجربه مشابهی دارید، خوشحال میشوم آن را در بخش نظرات با من و دیگران به اشتراک بگذارید.
🧩 Organizational Pattern #001
📊 چرا با وجود صرف هزینههای زیاد برای ساخت گزارشها، بسیاری از آنها در عمل استفاده نمیشوند؟
در یکی از پروژههایی که روی آن کار میکردم، کنار یکی از کاربران سازمان نشستم تا ببینم گزارشها را چطور استفاده میکند.
اتفاق جالبی افتاد.
کاربر گزارش را باز کرد، چند ثانیه به آن نگاه کرد و بعد... فایل Excel شخصی خودش را باز کرد.
شروع کرد اطلاعات گزارش را یکییکی وارد Excel کند و تحلیلش را آنجا ادامه داد.
همان لحظه یک سؤال در ذهنم شکل گرفت...
اگر سازمانها برای طراحی گزارشها زمان، انرژی و هزینه زیادی صرف میکنند، چرا بسیاری از کاربران در نهایت دوباره به Excel برمیگردند؟ 🤔
آیا مشکل از کیفیت گزارشهاست؟
یا گزارشها بر اساس نیاز واقعی کاربران طراحی نمیشوند؟
یا شاید اصلاً مسئله چیز دیگری است...
من فعلاً قصد ندارم به این سؤال پاسخ بدهم.
دوست دارم از تجربه شما یاد بگیرم. 🌱
اگر در سازمانتان گزارشهایی وجود دارد که کمتر از آنچه انتظار میرفت مورد استفاده قرار میگیرند، به نظر شما مهمترین دلیل چیست؟
👤 فرقی نمیکند مدیرعامل باشید، مدیر واحد، کارشناس، تحلیلگر داده، DBA یا توسعهدهنده BI.
تجربه شما میتواند به شناخت یک الگوی مشترک در سازمانها کمک کند.
💬 مشتاقم نظرات و تجربههای واقعی شما را بخوانم.
━━━━━━━━━━━━━━
🔍 Organizational Patterns
من در حال مطالعه الگوهای مشترک در سازمانها هستم؛ الگوهایی که بر نحوه تصمیمگیری، همکاری تیمها و خلق ارزش اثر میگذارند.
اگر تجربه مشابهی دارید، خوشحال میشوم آن را در بخش نظرات با من و دیگران به اشتراک بگذارید.
🧩 Organizational Pattern #001
👍3🤣2❤1
سلام
📊 چند روز پیش درباره این سؤال نوشتم که چرا بسیاری از گزارشها و داشبوردهای سازمانی استفاده نمیشوند.
صادقانه بگویم، انتظار داشتم بیشتر درباره ابزارها، تکنولوژی یا نحوه طراحی گزارش صحبت شود.
اما چیزی که از دل گفتگوها بیرون آمد، برای خودم هم جالب بود.
تقریباً هرکسی از زاویه تجربه خودش به موضوع نگاه میکرد:
🔹 یکی میگفت باید کنار کاربر نشست و رفتار واقعی او را دید.
🔹 دیگری میگفت همیشه چنین فرصتی وجود ندارد و محدودیتهای سازمانی را هم باید در نظر گرفت.
🔹 فردی روی آموزش کاربران و نقش Master Trainer تأکید داشت.
🔹 عدهای معتقد بودند مشکل اصلی، بلوغ پایین سازمانها در استفاده از داده است.
نکتهای که برای من پررنگ شد این بود که ما معمولاً تصور میکنیم همه درباره یک مسئله صحبت میکنیم؛ در حالی که هرکدام از ما در حال توصیف بخشی از یک سیستم بزرگتر هستیم.
شاید مسئله اصلی «گزارش» نباشد.
شاید مسئله، فاصلهای باشد که بین نگاه توسعهدهنده، مدیر، کاربر و تصمیمگیرنده وجود دارد.
هرکدام واقعیت را از زاویه خودش میبیند و اگر این زاویهها به هم متصل نشوند، حتی بهترین نرمافزارها هم نمیتوانند ارزش واقعی ایجاد کنند.
برای من، این گفتگو فقط درباره گزارش نبود؛ بلکه شروع یک سؤال بزرگتر بود:
"❓ به نظر شما، بزرگترین شکاف بین تیمهای فنی و کسبوکار در سازمانها چیست؟ "
اگر تجربهای دارید، خوشحال میشوم آن را بخوانم. احتمالاً پاسخها، مثل دفعه قبل، از خود سؤال ارزشمندتر خواهند بود.
🧩 Organizational Pattern #002
📊 چند روز پیش درباره این سؤال نوشتم که چرا بسیاری از گزارشها و داشبوردهای سازمانی استفاده نمیشوند.
صادقانه بگویم، انتظار داشتم بیشتر درباره ابزارها، تکنولوژی یا نحوه طراحی گزارش صحبت شود.
اما چیزی که از دل گفتگوها بیرون آمد، برای خودم هم جالب بود.
تقریباً هرکسی از زاویه تجربه خودش به موضوع نگاه میکرد:
🔹 یکی میگفت باید کنار کاربر نشست و رفتار واقعی او را دید.
🔹 دیگری میگفت همیشه چنین فرصتی وجود ندارد و محدودیتهای سازمانی را هم باید در نظر گرفت.
🔹 فردی روی آموزش کاربران و نقش Master Trainer تأکید داشت.
🔹 عدهای معتقد بودند مشکل اصلی، بلوغ پایین سازمانها در استفاده از داده است.
نکتهای که برای من پررنگ شد این بود که ما معمولاً تصور میکنیم همه درباره یک مسئله صحبت میکنیم؛ در حالی که هرکدام از ما در حال توصیف بخشی از یک سیستم بزرگتر هستیم.
شاید مسئله اصلی «گزارش» نباشد.
شاید مسئله، فاصلهای باشد که بین نگاه توسعهدهنده، مدیر، کاربر و تصمیمگیرنده وجود دارد.
هرکدام واقعیت را از زاویه خودش میبیند و اگر این زاویهها به هم متصل نشوند، حتی بهترین نرمافزارها هم نمیتوانند ارزش واقعی ایجاد کنند.
برای من، این گفتگو فقط درباره گزارش نبود؛ بلکه شروع یک سؤال بزرگتر بود:
"❓ به نظر شما، بزرگترین شکاف بین تیمهای فنی و کسبوکار در سازمانها چیست؟ "
اگر تجربهای دارید، خوشحال میشوم آن را بخوانم. احتمالاً پاسخها، مثل دفعه قبل، از خود سؤال ارزشمندتر خواهند بود.
🧩 Organizational Pattern #002
❤4👏1
چالش های SQL Server
Anonymous Poll
17%
کاهش قطعی سرویس (Downtime) و افزایش پایداری
26%
افزایش امنیت، Audit و شناسایی تهدیدها
24%
بهبود Backup، Restore و Disaster Recovery
61%
رفع مشکلات Performance و کندی سیستم
24%
مانیتورینگ هوشمند و Alertهای دقیقتر
20%
تشخیص سریع علت اصلی مشکلات (Root Cause Analysis)
❤3
چند روز پیش روی یکی از دیتابیسها با یک سناریوی جالب روبهرو شدم که شاید برای خیلی از DBAها آشنا باشد.
کاربران از کندی شدید سیستم شکایت داشتند.
⏱️ زمان اجرای بعضی Updateها به ۷ تا ۸ ثانیه رسیده بود.
اولین چیزی که در Wait Stats جلب توجه میکرد، مقدار بالای LCK_M_U بود.
اگر فقط به همین Wait نگاه کنیم، احتمالاً اولین حدس این است که مشکل از Locking، Isolation Level یا یک Query بد است.
اما وقتی Blocking Chain را بررسی کردم، داستان چیز دیگری بود...
تقریباً تمام Sessionها پشت یک Session Block شده بودند.
و آن Session فقط یک Wait قابل توجه داشت:
🔴 WRITELOG
همانجا مشخص شد که احتمالاً مشکل اصلی Lock نیست.
مشکل این بود که Commit تراکنشها دیر انجام میشد.
در SQL Server، در حالت عادی (Full Durability)، زمانی که دستور COMMIT اجرا میشود، باید رکوردهای Transaction Log مربوط به آن تراکنش روی فایل Log (LDF) پایدار (Harden) شوند. تا زمانی که Commit کامل نشود، Lockهای آن تراکنش نیز آزاد نمیشوند.
بنابراین اگر به هر دلیلی Flush شدن Transaction Log کند باشد:
یک اینکه Commit دیرتر کامل میشود.
دوم اینکه Lockها مدت بیشتری نگه داشته میشوند.
سوم اینکه Sessionهای دیگر پشت آن منتظر میمانند.
و نتیجه چیزی است که ما به شکل LCK_M_U و Blocking مشاهده میکنیم.
برای اطمینان از فرضیه، روی Database گزینه Delayed Durability را در حالت ALLOWED فعال کردم.
نتیجه واقعاً جالب بود.
🚀 زمان Updateها از حدود ۷ تا ۸ ثانیه به کمتر از ۱۰۰ میلیثانیه رسید.
تقریباً تمام Blockingها از بین رفتند.
این تجربه دوباره یک نکته مهم را برایم یادآوری کرد:
💡 همیشه بزرگترین Wait الزاماً ریشه مشکل نیست.
گاهی چیزی که میبینیم فقط اثر دومینویی یک Bottleneck دیگر است.
در این سناریو، LCK_M_U علت نبود؛ پیامد بود.
ریشه اصلی، WRITELOG بود که باعث میشد Commitها دیرتر کامل شوند و در نتیجه Lockها نیز دیرتر آزاد شوند.
البته یک نکته مهم را هم نباید فراموش کرد.
توجه : Delayed Durability یک راهکار بدون هزینه نیست.
وقتی آن را فعال میکنید، SQL Server ممکن است بعضی Commitها را قبل از Flush شدن Log به دیسک به Application برگرداند. اگر قبل از Flush، Crash یا قطع برق اتفاق بیفتد، آخرین Transactionهای Commit شده اما هنوز Flush نشده ممکن است از بین بروند.
به همین دلیل، این قابلیت باید با توجه به نیازهای کسبوکار و میزان ریسک قابل قبول استفاده شود؛ نه صرفاً برای کاهش Waitها.
❓برای شما هم پیش آمده که یک Wait مثل LCK_M_U فقط یک علامت باشد و بعد از بررسی دقیقتر متوجه شوید ریشه اصلی مشکل جای دیگری بوده است؟
کاربران از کندی شدید سیستم شکایت داشتند.
⏱️ زمان اجرای بعضی Updateها به ۷ تا ۸ ثانیه رسیده بود.
اولین چیزی که در Wait Stats جلب توجه میکرد، مقدار بالای LCK_M_U بود.
اگر فقط به همین Wait نگاه کنیم، احتمالاً اولین حدس این است که مشکل از Locking، Isolation Level یا یک Query بد است.
اما وقتی Blocking Chain را بررسی کردم، داستان چیز دیگری بود...
تقریباً تمام Sessionها پشت یک Session Block شده بودند.
و آن Session فقط یک Wait قابل توجه داشت:
🔴 WRITELOG
همانجا مشخص شد که احتمالاً مشکل اصلی Lock نیست.
مشکل این بود که Commit تراکنشها دیر انجام میشد.
در SQL Server، در حالت عادی (Full Durability)، زمانی که دستور COMMIT اجرا میشود، باید رکوردهای Transaction Log مربوط به آن تراکنش روی فایل Log (LDF) پایدار (Harden) شوند. تا زمانی که Commit کامل نشود، Lockهای آن تراکنش نیز آزاد نمیشوند.
بنابراین اگر به هر دلیلی Flush شدن Transaction Log کند باشد:
یک اینکه Commit دیرتر کامل میشود.
دوم اینکه Lockها مدت بیشتری نگه داشته میشوند.
سوم اینکه Sessionهای دیگر پشت آن منتظر میمانند.
و نتیجه چیزی است که ما به شکل LCK_M_U و Blocking مشاهده میکنیم.
برای اطمینان از فرضیه، روی Database گزینه Delayed Durability را در حالت ALLOWED فعال کردم.
نتیجه واقعاً جالب بود.
🚀 زمان Updateها از حدود ۷ تا ۸ ثانیه به کمتر از ۱۰۰ میلیثانیه رسید.
تقریباً تمام Blockingها از بین رفتند.
این تجربه دوباره یک نکته مهم را برایم یادآوری کرد:
💡 همیشه بزرگترین Wait الزاماً ریشه مشکل نیست.
گاهی چیزی که میبینیم فقط اثر دومینویی یک Bottleneck دیگر است.
در این سناریو، LCK_M_U علت نبود؛ پیامد بود.
ریشه اصلی، WRITELOG بود که باعث میشد Commitها دیرتر کامل شوند و در نتیجه Lockها نیز دیرتر آزاد شوند.
البته یک نکته مهم را هم نباید فراموش کرد.
توجه : Delayed Durability یک راهکار بدون هزینه نیست.
وقتی آن را فعال میکنید، SQL Server ممکن است بعضی Commitها را قبل از Flush شدن Log به دیسک به Application برگرداند. اگر قبل از Flush، Crash یا قطع برق اتفاق بیفتد، آخرین Transactionهای Commit شده اما هنوز Flush نشده ممکن است از بین بروند.
به همین دلیل، این قابلیت باید با توجه به نیازهای کسبوکار و میزان ریسک قابل قبول استفاده شود؛ نه صرفاً برای کاهش Waitها.
❓برای شما هم پیش آمده که یک Wait مثل LCK_M_U فقط یک علامت باشد و بعد از بررسی دقیقتر متوجه شوید ریشه اصلی مشکل جای دیگری بوده است؟
👏10❤8👍4
سلام دوستان عزیزم.
👨💻 یکی از سوالهایی که همیشه ازم میپرسن اینه که:
«توی مصاحبه فنی از افراد چی میپرسی؟» 🤔
پیرو چند پست قبلی که درباره مصاحبه نوشتم، بد نیست اینم بگم که من معمولا افراد رو از نظر سطح دانش به چهار دسته تقسیم میکنم:
🔹 کارآموز
🔹 مبتدی
🔹 متوسط
🔹 حرفهای
و جالبه که نوع سوالاتم برای هر کدوم کاملا فرق میکنه.
مثلا اگر کسی بگه:
«من Senior هستم» 😎
راستش اولین چیزی که برام مهمه این نیست که چند تا Query از حفظ بلده یا چقدر سریع کد مینویسه.
اتفاقا خیلی از مصاحبهها از همون دقیقه اول میگن:
"این مسئله رو حل کن، کدش رو بنویس."
این روش بد نیست... ولی من بیشتر دوست دارم قبل از اینکه حتی به کد برسیم، بفهمم اون آدم دیتابیس رو واقعا درک کرده یا فقط باهاش کار کرده.
مثلا ازش میپرسم:
🟢وقتی SQL Server Engine این Query رو اجرا میکنه چه رفتاری داره؟
🟢 اثری که این کد روی Performance میذاره چیه؟
🟢 اگر سیستم کند بشه، از کجا شروع میکنی مشکل رو پیدا کنی؟
🟢 وقتی یک نیاز از سمت کاربر میاد، چطور اون رو تبدیل به طراحی دیتابیس و پیادهسازی میکنی؟
🟢 اگر بین چند راهحل انتخاب داشته باشی، چرا یکی رو انتخاب میکنی؟
برای من طرز فکر آدمها از خود جوابها مهمتره.
اما وقتی طرف در سطح مبتدی یا متوسط باشه، طبیعتا انتظارم فرق میکنه.
اونجا بیشتر میرم سراغ مفاهیم پایه:
✅ این دستور دقیقا چه کاری انجام میده؟
✅ کجا باید ازش استفاده کرد؟
✅ تفاوتش با دستور مشابهش چیه؟
✅ اگر بخوای این مسئله رو حل کنی، اولین قدمت چیه؟
و یکی از سوالهای مورد علاقهم همیشه اینه:
💡 «جذابترین چالشی که تا امروز حل کردی چی بوده؟»
نه برای اینکه جواب درست یا غلط داره...
برای اینکه از روی نحوه تعریف کردنش میشه فهمید:
چقدر عمیق فکر میکنه.
چطور مسئله رو تحلیل میکنه.
از چه ابزارهایی استفاده کرده.
و مهمتر از همه... آیا از حل کردن مسئله لذت میبره یا فقط دنبال بستن تیکت بوده؟ 😄
به نظر من، گاهی با همین چند سوال میشه شناختی از یک مهندس به دست آورد که شاید با یک ساعت کدنویسی هم به دست نیاد.
❓حالا دوست دارم نظر شما رو هم بدونم.
اگر شما مصاحبهکننده باشید، اولین سوالی که از یک Database Developer یا Data Engineer میپرسید چیه؟
👨💻 یکی از سوالهایی که همیشه ازم میپرسن اینه که:
«توی مصاحبه فنی از افراد چی میپرسی؟» 🤔
پیرو چند پست قبلی که درباره مصاحبه نوشتم، بد نیست اینم بگم که من معمولا افراد رو از نظر سطح دانش به چهار دسته تقسیم میکنم:
🔹 کارآموز
🔹 مبتدی
🔹 متوسط
🔹 حرفهای
و جالبه که نوع سوالاتم برای هر کدوم کاملا فرق میکنه.
مثلا اگر کسی بگه:
«من Senior هستم» 😎
راستش اولین چیزی که برام مهمه این نیست که چند تا Query از حفظ بلده یا چقدر سریع کد مینویسه.
اتفاقا خیلی از مصاحبهها از همون دقیقه اول میگن:
"این مسئله رو حل کن، کدش رو بنویس."
این روش بد نیست... ولی من بیشتر دوست دارم قبل از اینکه حتی به کد برسیم، بفهمم اون آدم دیتابیس رو واقعا درک کرده یا فقط باهاش کار کرده.
مثلا ازش میپرسم:
🟢وقتی SQL Server Engine این Query رو اجرا میکنه چه رفتاری داره؟
🟢 اثری که این کد روی Performance میذاره چیه؟
🟢 اگر سیستم کند بشه، از کجا شروع میکنی مشکل رو پیدا کنی؟
🟢 وقتی یک نیاز از سمت کاربر میاد، چطور اون رو تبدیل به طراحی دیتابیس و پیادهسازی میکنی؟
🟢 اگر بین چند راهحل انتخاب داشته باشی، چرا یکی رو انتخاب میکنی؟
برای من طرز فکر آدمها از خود جوابها مهمتره.
اما وقتی طرف در سطح مبتدی یا متوسط باشه، طبیعتا انتظارم فرق میکنه.
اونجا بیشتر میرم سراغ مفاهیم پایه:
✅ این دستور دقیقا چه کاری انجام میده؟
✅ کجا باید ازش استفاده کرد؟
✅ تفاوتش با دستور مشابهش چیه؟
✅ اگر بخوای این مسئله رو حل کنی، اولین قدمت چیه؟
و یکی از سوالهای مورد علاقهم همیشه اینه:
💡 «جذابترین چالشی که تا امروز حل کردی چی بوده؟»
نه برای اینکه جواب درست یا غلط داره...
برای اینکه از روی نحوه تعریف کردنش میشه فهمید:
چقدر عمیق فکر میکنه.
چطور مسئله رو تحلیل میکنه.
از چه ابزارهایی استفاده کرده.
و مهمتر از همه... آیا از حل کردن مسئله لذت میبره یا فقط دنبال بستن تیکت بوده؟ 😄
به نظر من، گاهی با همین چند سوال میشه شناختی از یک مهندس به دست آورد که شاید با یک ساعت کدنویسی هم به دست نیاد.
❓حالا دوست دارم نظر شما رو هم بدونم.
اگر شما مصاحبهکننده باشید، اولین سوالی که از یک Database Developer یا Data Engineer میپرسید چیه؟
💯15❤5👌4
سلام دوستان عزیزم
۵۰۰ دوره آموزشی مکتبخونه رایگان شد.
دوره آموزش پایگاه داده بنده نیز در لیست دوره ها قرار داره.
فراهمکردن دسترسی گستردهتر به آموزش باکیفیت، یکی از اهداف اصلی مکتبخونه است. در ادامه این مسیر، در طرح «ایرانِ ماهر» ۵۰۰ دوره آموزشی تا ۸ شهریور رایگان شده است.
این طرح که با همراهی مدرسان مکتبخونه اجرا شده، فرصتی فراهم میکند تا افراد بیشتری بتوانند بدون دغدغه مالی، مهارتهای مورد نیازشان را برای ورود به بازار کار، پیشرفت شغلی یا توسعه فردی یاد بگیرند.
دورههای رایگان ایران ماهر موضوعات متنوعی را پوشش میدهند؛ از برنامهنویسی، هوش مصنوعی و آیتی تا زبان، مدیریت، بازاریابی، مالی، حسابداری و مهارتهای شغلی.
برای استفاده از این فرصت، از طریق لینک زیر دوره مورد نظرتان را انتخاب کنید و با وارد کردن کد IRANMAHER در مرحله پرداخت، آن را با تخفیف ۱۰۰٪ دریافت کنید.
اگر فکر میکنید این فرصت میتواند برای فرد دیگری هم مناسب باشد، این پست را با او به اشتراک بگذارید.
https://land.maktabkhooneh.org/iranmaher/?utm_source=linkedin&utm_medium=social&utm_campaign=iranmaher-linkedin-social-mk
۵۰۰ دوره آموزشی مکتبخونه رایگان شد.
دوره آموزش پایگاه داده بنده نیز در لیست دوره ها قرار داره.
فراهمکردن دسترسی گستردهتر به آموزش باکیفیت، یکی از اهداف اصلی مکتبخونه است. در ادامه این مسیر، در طرح «ایرانِ ماهر» ۵۰۰ دوره آموزشی تا ۸ شهریور رایگان شده است.
این طرح که با همراهی مدرسان مکتبخونه اجرا شده، فرصتی فراهم میکند تا افراد بیشتری بتوانند بدون دغدغه مالی، مهارتهای مورد نیازشان را برای ورود به بازار کار، پیشرفت شغلی یا توسعه فردی یاد بگیرند.
دورههای رایگان ایران ماهر موضوعات متنوعی را پوشش میدهند؛ از برنامهنویسی، هوش مصنوعی و آیتی تا زبان، مدیریت، بازاریابی، مالی، حسابداری و مهارتهای شغلی.
برای استفاده از این فرصت، از طریق لینک زیر دوره مورد نظرتان را انتخاب کنید و با وارد کردن کد IRANMAHER در مرحله پرداخت، آن را با تخفیف ۱۰۰٪ دریافت کنید.
اگر فکر میکنید این فرصت میتواند برای فرد دیگری هم مناسب باشد، این پست را با او به اشتراک بگذارید.
https://land.maktabkhooneh.org/iranmaher/?utm_source=linkedin&utm_medium=social&utm_campaign=iranmaher-linkedin-social-mk
❤25🙏4👍2👏1
یکی از چالشهایی که این روزها توی شرکتها زیاد باهاش برخورد میکنم، مخصوصاً در حوزه BI، تعریف درست مسئله است.
گاهی میبینم سازمان اصلاً واحد یا نقش مشخصی برای این کار نداره و هر بخشی، از زاویه خودش، شروع میکنه به تعریف مسئله و ارائه راهکار.
اینجاست که کمکم داستان جالب میشه! 😄
چون همین موضوع میتونه باعث ایجاد تضاد منافع بین واحدهای مختلف، مخصوصاً کسبوکار و فناوری اطلاعات، بشه.
به نظرم قبل از اینکه بریم سراغ زیرساخت فنی، دیتابیس، ابزار BI یا انتخاب تکنولوژی، باید یک چیز دیگه رو درست کنیم:
زیرساخت کسبوکار.
یعنی اول مشخص کنیم:
🔹 چه کسی مسئله رو تعریف میکنه؟
🔹 چه کسی مالک مسئله است؟
🔹 نقش IT دقیقاً چیه؟
🔹 ارتباط بین واحد کسبوکار و IT چطور باید باشه؟
🔹 تصمیمگیری در مورد راهکار با چه کسیه؟
🔹 و اصلاً مسئلهای که داریم حل میکنیم، دقیقاً چیه؟
خیلی وقتها مشکل اصلی سازمان کمبود تکنولوژی نیست.
مشکل اینه که چند نفر دارن یک مسئله رو، هر کدوم از زاویه خودشون، تعریف میکنن.
من معمولاً قبل از اینکه وارد اصلاح زیرساخت فنی بشم، سعی میکنم این بخش رو شفاف کنم؛ چون اگر نقشها و ارتباطات درست نباشه، بهترین معماری و بهترین ابزار BI هم در نهایت میتونه تبدیل به یک نقطه اصطکاک جدید بین واحدها بشه.
هدف اینه که جلوی این سایشها رو قبل از اینکه تبدیل به یک مشکل جدی برای سازمان بشن بگیریم.
حالا کنجکاوم بدونم شما توی سازمانتون برای این موضوع چه راهکاری دارید؟
تعریف مسئله معمولاً دست چه کسیه؟ و وقتی بین کسبوکار و IT اختلافی پیش میاد، چطور حلش میکنید؟
و البته...
اگر چنین چالشهایی دارید و دنبال یک نفر میگردید که وسط این دعواها بایسته و مسئله رو جمع کنه، میتونید روی من حساب کنید! 😄
قول نمیدم همه از جلسه راضی بیان بیرون،
ولی قول میدم مسئله بالاخره صاحب پیدا کنه! 😂
اگر هم دوست دارید عکس «قبل از جلسه» رو بفرستید و «جنازه تحویل بگیرید»، اون مدل همکاری رو باید با تیمم بررسی کنم! 😂
ولی جدا از شوخی، بخش زیادی از کاری که انجام میدم دقیقاً همینجاست؛
جایی بین کسبوکار، IT، داده و آدمها.
جایی که معمولاً مشکل، نبودن تکنولوژی نیست؛
مشکل اینه که هنوز معلوم نیست کی باید چه کاری رو انجام بده و اصلاً داریم چه مسئلهای رو حل میکنیم.
گاهی میبینم سازمان اصلاً واحد یا نقش مشخصی برای این کار نداره و هر بخشی، از زاویه خودش، شروع میکنه به تعریف مسئله و ارائه راهکار.
اینجاست که کمکم داستان جالب میشه! 😄
چون همین موضوع میتونه باعث ایجاد تضاد منافع بین واحدهای مختلف، مخصوصاً کسبوکار و فناوری اطلاعات، بشه.
به نظرم قبل از اینکه بریم سراغ زیرساخت فنی، دیتابیس، ابزار BI یا انتخاب تکنولوژی، باید یک چیز دیگه رو درست کنیم:
زیرساخت کسبوکار.
یعنی اول مشخص کنیم:
🔹 چه کسی مسئله رو تعریف میکنه؟
🔹 چه کسی مالک مسئله است؟
🔹 نقش IT دقیقاً چیه؟
🔹 ارتباط بین واحد کسبوکار و IT چطور باید باشه؟
🔹 تصمیمگیری در مورد راهکار با چه کسیه؟
🔹 و اصلاً مسئلهای که داریم حل میکنیم، دقیقاً چیه؟
خیلی وقتها مشکل اصلی سازمان کمبود تکنولوژی نیست.
مشکل اینه که چند نفر دارن یک مسئله رو، هر کدوم از زاویه خودشون، تعریف میکنن.
من معمولاً قبل از اینکه وارد اصلاح زیرساخت فنی بشم، سعی میکنم این بخش رو شفاف کنم؛ چون اگر نقشها و ارتباطات درست نباشه، بهترین معماری و بهترین ابزار BI هم در نهایت میتونه تبدیل به یک نقطه اصطکاک جدید بین واحدها بشه.
هدف اینه که جلوی این سایشها رو قبل از اینکه تبدیل به یک مشکل جدی برای سازمان بشن بگیریم.
حالا کنجکاوم بدونم شما توی سازمانتون برای این موضوع چه راهکاری دارید؟
تعریف مسئله معمولاً دست چه کسیه؟ و وقتی بین کسبوکار و IT اختلافی پیش میاد، چطور حلش میکنید؟
و البته...
اگر چنین چالشهایی دارید و دنبال یک نفر میگردید که وسط این دعواها بایسته و مسئله رو جمع کنه، میتونید روی من حساب کنید! 😄
قول نمیدم همه از جلسه راضی بیان بیرون،
ولی قول میدم مسئله بالاخره صاحب پیدا کنه! 😂
اگر هم دوست دارید عکس «قبل از جلسه» رو بفرستید و «جنازه تحویل بگیرید»، اون مدل همکاری رو باید با تیمم بررسی کنم! 😂
ولی جدا از شوخی، بخش زیادی از کاری که انجام میدم دقیقاً همینجاست؛
جایی بین کسبوکار، IT، داده و آدمها.
جایی که معمولاً مشکل، نبودن تکنولوژی نیست؛
مشکل اینه که هنوز معلوم نیست کی باید چه کاری رو انجام بده و اصلاً داریم چه مسئلهای رو حل میکنیم.
❤6👍3
یکی از چیزهایی که توی بعضی تیمها میبینم، بیشتر از اینکه شبیه تیم باشه، شبیه مسابقات انتخاباتیه! 😂
هنوز پروژه شروع نشده، ولی یارکشی شروع شده:
«تو با مایی؟»
«اون با اوناست.»
«پس اینو به اون نگو!»
«جلسه داریم؟ کی تو جلسهست؟»
«فلانی هم هست؟ پس من نمیام!» 😐
گاهی اوقات یک تیم ۱۰ نفره داریم با ۴ تا جبهه!
هر جبهه هم یک رهبر داره، یک تحلیلگر داره، یک سخنگو داره و البته چند نفر هم هستن که هنوز نمیدونن دقیقاً عضو کدوم جبههان! 😂
بعد کمکم آثارش خودش رو نشون میده.
لجبازی شروع میشه.
تقصیرها میفته گردن همدیگه.
اطلاعات تبدیل میشه به سلاح جنگی.
جلسهها به جای حل مسئله، میشه دادگاه.
ناهار خوردن هم میشه محل تجدید قوا! 😄
یه عده با هم میرن ناهار و درباره یه عده دیگه حرف میزنن.
یه عده دیگه هم همون موقع یه جای دیگه نشستن و دارن درباره گروه اول حرف میزنن!
و در نهایت، هیچکس دیگه دقیقاً نمیدونه مشکل اصلی چی بوده.
فقط همه مطمئنن که:
«مشکل از اوناست!» 😂
اینجاست که به نظرم نقش یک مربی یا لیدر خیلی جدی میشه.
قرار نیست فقط KPI و تسک و خروجی تیم رو نگاه کنه.
باید بفهمه چه کسی با چه کسی مشکل داره، چرا مشکل داره و این اختلاف داره چه بلایی سر کار میاره.
چون اگر این داستان به موقع مدیریت نشه، یه اختلاف ساده بین دو نفر میتونه کل تیم رو تبدیل کنه به جنگ داخلی.
و بدتر از همه اینکه معمولاً وسط این جنگ، پروژه هم یه گوشه نشسته و داره با خودش میگه:
«بچهها من فقط قرار بود تحویل داده بشم... چرا به خاطر من جنگ جهانی راه انداختید؟!» 😂
به نظرم یکی از نشونههای یک تیم سالم این نیست که همه با هم دوست صمیمی باشن.
اینکه بتونن با وجود اختلاف نظر، هنوز کنار هم کار کنن خیلی مهمتره.
شما توی تیمهاتون با این مدل یارکشی مواجه شدید؟ 😄
هنوز پروژه شروع نشده، ولی یارکشی شروع شده:
«تو با مایی؟»
«اون با اوناست.»
«پس اینو به اون نگو!»
«جلسه داریم؟ کی تو جلسهست؟»
«فلانی هم هست؟ پس من نمیام!» 😐
گاهی اوقات یک تیم ۱۰ نفره داریم با ۴ تا جبهه!
هر جبهه هم یک رهبر داره، یک تحلیلگر داره، یک سخنگو داره و البته چند نفر هم هستن که هنوز نمیدونن دقیقاً عضو کدوم جبههان! 😂
بعد کمکم آثارش خودش رو نشون میده.
لجبازی شروع میشه.
تقصیرها میفته گردن همدیگه.
اطلاعات تبدیل میشه به سلاح جنگی.
جلسهها به جای حل مسئله، میشه دادگاه.
ناهار خوردن هم میشه محل تجدید قوا! 😄
یه عده با هم میرن ناهار و درباره یه عده دیگه حرف میزنن.
یه عده دیگه هم همون موقع یه جای دیگه نشستن و دارن درباره گروه اول حرف میزنن!
و در نهایت، هیچکس دیگه دقیقاً نمیدونه مشکل اصلی چی بوده.
فقط همه مطمئنن که:
«مشکل از اوناست!» 😂
اینجاست که به نظرم نقش یک مربی یا لیدر خیلی جدی میشه.
قرار نیست فقط KPI و تسک و خروجی تیم رو نگاه کنه.
باید بفهمه چه کسی با چه کسی مشکل داره، چرا مشکل داره و این اختلاف داره چه بلایی سر کار میاره.
چون اگر این داستان به موقع مدیریت نشه، یه اختلاف ساده بین دو نفر میتونه کل تیم رو تبدیل کنه به جنگ داخلی.
و بدتر از همه اینکه معمولاً وسط این جنگ، پروژه هم یه گوشه نشسته و داره با خودش میگه:
«بچهها من فقط قرار بود تحویل داده بشم... چرا به خاطر من جنگ جهانی راه انداختید؟!» 😂
به نظرم یکی از نشونههای یک تیم سالم این نیست که همه با هم دوست صمیمی باشن.
اینکه بتونن با وجود اختلاف نظر، هنوز کنار هم کار کنن خیلی مهمتره.
شما توی تیمهاتون با این مدل یارکشی مواجه شدید؟ 😄
❤13👍1
دو تا گل خوردی. 😐
نیمه اول تموم شده و تیم هم واقعاً افتضاح بازی کرده.
حالا وقتشه مربی بره وسط رختکن و شروع کنه:
«این چه وضع بازی کردنه؟!
اصلاً معلومه دارید چیکار میکنید؟!
این تیم با این وضع به هیچ جا نمیرسه!»
بعد هم چند تا بازیکن رو تحقیر کنه که روحیهشون هم کامل نابود بشه. 😑
جالبه که هنوز خیلیها فکر میکنن این یعنی «رهبری مقتدر».
در حالی که خیلی وقتها اسمش فقط تخلیه عصبانیت مدیریتیه! 😂
واقعیت اینه که تیم، فقط مجموعهای از آدمها نیست که کنار هم کار میکنن.
تیم یک رابطهست.
گاهی مدیر از تیم چیزی میخواد و تیم بهش نمیده.
گاهی تیم چیزی از مدیر میخواد و مدیر بهش نمیده.
و دقیقاً از همینجا فاصله شروع میشه.
نه یکدفعه.
آرومآروم...
با یک جلسه که کسی حرف واقعیاش رو نمیزنه.
با یک تصمیم که فقط از بالا گرفته میشه.
با چند بار شنیدنِ «الان وقت این بحثها نیست».
با مدیری که فقط خروجی میخواد، ولی هیچوقت نمیپرسه:
«برای اینکه این خروجی رو بسازید، از من چی لازم دارید؟»
و بعد یک روز میبینیم تیم هست...
جلسه هست...
KPI هست...
گزارش هم هست...
ولی تیم بودن نیست.
به نظرم یکی از مهمترین وظایف یک رهبر این نیست که وقتی تیم خراب کرد، بیشتر فشار بیاره.
این نیست که صدایش را بلندتر کند.
این نیست که دنبال مقصر بگردد.
وظیفهاش اینه که بفهمه:
«من برای بهتر شدن این تیم، خودم چه چیزی رو باید تغییر بدم؟»
گاهی اوقات موندن در همین وضعیت موجود، خیلی دردناکتر از تغییر کردنه.
و تیمهای خوب دقیقاً همینجا خودشون رو نشون میدن.
ممکنه دو تا گل خورده باشن...
ولی برمیگردن توی زمین و میگن:
«خب... حالا بریم جبرانش کنیم.» 🔥
شاید فرق یک مدیر معمولی و یک رهبر واقعی همین باشه:
مدیر میپرسه:
«کی خراب کرد؟»
رهبر میپرسه:
«چطور دوباره برگردیم به بازی؟»
حالا یک سؤال جدی:
اگر تیم شما عملکرد خوبی نداره...
اولین چیزی که باید تغییر کنه چیه؟
آدمهای تیم؟
یا مدل رهبری ما؟
بیاید ببینیم چند نفر جرأت دارن گزینه دوم رو انتخاب کنن. 👀
نیمه اول تموم شده و تیم هم واقعاً افتضاح بازی کرده.
حالا وقتشه مربی بره وسط رختکن و شروع کنه:
«این چه وضع بازی کردنه؟!
اصلاً معلومه دارید چیکار میکنید؟!
این تیم با این وضع به هیچ جا نمیرسه!»
بعد هم چند تا بازیکن رو تحقیر کنه که روحیهشون هم کامل نابود بشه. 😑
جالبه که هنوز خیلیها فکر میکنن این یعنی «رهبری مقتدر».
در حالی که خیلی وقتها اسمش فقط تخلیه عصبانیت مدیریتیه! 😂
واقعیت اینه که تیم، فقط مجموعهای از آدمها نیست که کنار هم کار میکنن.
تیم یک رابطهست.
گاهی مدیر از تیم چیزی میخواد و تیم بهش نمیده.
گاهی تیم چیزی از مدیر میخواد و مدیر بهش نمیده.
و دقیقاً از همینجا فاصله شروع میشه.
نه یکدفعه.
آرومآروم...
با یک جلسه که کسی حرف واقعیاش رو نمیزنه.
با یک تصمیم که فقط از بالا گرفته میشه.
با چند بار شنیدنِ «الان وقت این بحثها نیست».
با مدیری که فقط خروجی میخواد، ولی هیچوقت نمیپرسه:
«برای اینکه این خروجی رو بسازید، از من چی لازم دارید؟»
و بعد یک روز میبینیم تیم هست...
جلسه هست...
KPI هست...
گزارش هم هست...
ولی تیم بودن نیست.
به نظرم یکی از مهمترین وظایف یک رهبر این نیست که وقتی تیم خراب کرد، بیشتر فشار بیاره.
این نیست که صدایش را بلندتر کند.
این نیست که دنبال مقصر بگردد.
وظیفهاش اینه که بفهمه:
«من برای بهتر شدن این تیم، خودم چه چیزی رو باید تغییر بدم؟»
گاهی اوقات موندن در همین وضعیت موجود، خیلی دردناکتر از تغییر کردنه.
و تیمهای خوب دقیقاً همینجا خودشون رو نشون میدن.
ممکنه دو تا گل خورده باشن...
ولی برمیگردن توی زمین و میگن:
«خب... حالا بریم جبرانش کنیم.» 🔥
شاید فرق یک مدیر معمولی و یک رهبر واقعی همین باشه:
مدیر میپرسه:
«کی خراب کرد؟»
رهبر میپرسه:
«چطور دوباره برگردیم به بازی؟»
حالا یک سؤال جدی:
اگر تیم شما عملکرد خوبی نداره...
اولین چیزی که باید تغییر کنه چیه؟
آدمهای تیم؟
یا مدل رهبری ما؟
بیاید ببینیم چند نفر جرأت دارن گزینه دوم رو انتخاب کنن. 👀
👍9🤡2❤1
اگه برای پولدار شدن، اول باید پولدار باشی چی؟! 🤔😂
نه، اشتباه تایپی نکردم!
امروز از مربی عزیزم یک فیلم میدیدم که بحثش دقیقاً همین بود:
بودن، انجام دادن و داشتن.
ما معمولاً اینطوری فکر میکنیم:
اول باید داشته باشم ➡️
بعد باهاش یک کاری انجام بدم ➡️
بعد به یک احساسی برسم.
مثلاً:
«اگه یه هواپیمای شخصی داشته باشم، میتونم هر وقت دلم خواست برم سفر و تفریح، اونوقت خیلی خوشحال و راضی میشم.» ✈️😎
یا:
«اگه پول بیشتری داشته باشم، خیالم راحت میشه و احساس ثروتمند بودن میکنم.» 💰
ولی یک سؤال جالب مطرح شد:
نکنه مسیر برعکس باشه؟ 🤔
یعنی اول اون چیزی که میخوای احساس کنی رو در خودت ایجاد کنی.
بعد بر اساس اون احساس، رفتار کنی.
و در نهایت، اون «داشتن» هم کمکم شکل بگیره.
مثلاً اگر میخوای ثروتمند باشی، از خودت بپرسی:
اگر واقعاً ثروتمند بودم،
چطور فکر میکردم؟
چطور تصمیم میگرفتم؟
چطور با آدمها حرف میزدم؟
چطور ریسک میکردم؟
چطور فرصتها رو میدیدم؟
حالا یک مثال بامزهتر:
فرض کنید یک سرمایهگذار اتفاقی به پست شما بخوره و بگه:
«من برای ایدهات سرمایهگذاری میکنم.» 😎💰
به نظرت از نوشته و رفتارت چه چیزی باید بگیره؟
حس غنی بودن؟
یا:
«داداش فقط یه سرمایهگذار پیدا بشه، زندگیم درست میشه!» 😂
شاید ما خیلی وقتها منتظریم چیزی را داشته باشیم تا تبدیل به آدمی بشیم که میخوایم باشیم.
در حالی که شاید باید اول اون آدم بشیم تا بعضی از اون چیزها وارد زندگیمون بشن.
من خودم تجربههای مختلفی از این موضوع داشتم و جالب اینجاست که یکی دیگه از استادهای عزیزم هم سالها قبل تقریباً همین مفهوم رو به شکل دیگهای بهم گفته بود.
و راستش هر بار که تجربهاش کردم، بیشتر بهش فکر کردم.
شاید سؤال درست این نباشه که:
«چی میخوام داشته باشم؟»
بلکه این باشه:
«وقتی به چیزی که میخوام رسیدم، قرارِ چه آدمی باشم و چه حسی داشته باشم؟»
و بعد...
از همین امروز همون آدم باشم. 🎯
حالا کنجکاوم بدونم شما چی فکر میکنید؟ 👇
تا حالا شده اول «حس و حالِ داشتنِ یک چیز» رو در خودتون ایجاد کنید و بعد خود اون اتفاق بیفته؟
یا کلاً میگید:
«نه داداش، اول هواپیما رو بده، بعد درباره حسش صحبت میکنیم!» 😂✈️
نه، اشتباه تایپی نکردم!
امروز از مربی عزیزم یک فیلم میدیدم که بحثش دقیقاً همین بود:
بودن، انجام دادن و داشتن.
ما معمولاً اینطوری فکر میکنیم:
اول باید داشته باشم ➡️
بعد باهاش یک کاری انجام بدم ➡️
بعد به یک احساسی برسم.
مثلاً:
«اگه یه هواپیمای شخصی داشته باشم، میتونم هر وقت دلم خواست برم سفر و تفریح، اونوقت خیلی خوشحال و راضی میشم.» ✈️😎
یا:
«اگه پول بیشتری داشته باشم، خیالم راحت میشه و احساس ثروتمند بودن میکنم.» 💰
ولی یک سؤال جالب مطرح شد:
نکنه مسیر برعکس باشه؟ 🤔
یعنی اول اون چیزی که میخوای احساس کنی رو در خودت ایجاد کنی.
بعد بر اساس اون احساس، رفتار کنی.
و در نهایت، اون «داشتن» هم کمکم شکل بگیره.
مثلاً اگر میخوای ثروتمند باشی، از خودت بپرسی:
اگر واقعاً ثروتمند بودم،
چطور فکر میکردم؟
چطور تصمیم میگرفتم؟
چطور با آدمها حرف میزدم؟
چطور ریسک میکردم؟
چطور فرصتها رو میدیدم؟
حالا یک مثال بامزهتر:
فرض کنید یک سرمایهگذار اتفاقی به پست شما بخوره و بگه:
«من برای ایدهات سرمایهگذاری میکنم.» 😎💰
به نظرت از نوشته و رفتارت چه چیزی باید بگیره؟
حس غنی بودن؟
یا:
«داداش فقط یه سرمایهگذار پیدا بشه، زندگیم درست میشه!» 😂
شاید ما خیلی وقتها منتظریم چیزی را داشته باشیم تا تبدیل به آدمی بشیم که میخوایم باشیم.
در حالی که شاید باید اول اون آدم بشیم تا بعضی از اون چیزها وارد زندگیمون بشن.
من خودم تجربههای مختلفی از این موضوع داشتم و جالب اینجاست که یکی دیگه از استادهای عزیزم هم سالها قبل تقریباً همین مفهوم رو به شکل دیگهای بهم گفته بود.
و راستش هر بار که تجربهاش کردم، بیشتر بهش فکر کردم.
شاید سؤال درست این نباشه که:
«چی میخوام داشته باشم؟»
بلکه این باشه:
«وقتی به چیزی که میخوام رسیدم، قرارِ چه آدمی باشم و چه حسی داشته باشم؟»
و بعد...
از همین امروز همون آدم باشم. 🎯
حالا کنجکاوم بدونم شما چی فکر میکنید؟ 👇
تا حالا شده اول «حس و حالِ داشتنِ یک چیز» رو در خودتون ایجاد کنید و بعد خود اون اتفاق بیفته؟
یا کلاً میگید:
«نه داداش، اول هواپیما رو بده، بعد درباره حسش صحبت میکنیم!» 😂✈️
👍13❤1👏1🤡1
یه تصمیم گرفتم...
میخوام هفتهای ۱۰ ساعت از وقتم رو بفروشم! 😂
البته نه به بالاترین پیشنهاد!
به جالبترین مسئلهای که ارزش حل کردن داشته باشه. 😎
این روزها خیلی از شرکتها و سازمانها کلی آدم، کلی سیستم و کلی داده دارن؛
ولی بعضی وقتها یک مشکل ساده باعث میشه همهچیز قفل بشه.
مثلاً:
🔹 دیتابیس داریم، ولی وقتی سیستم کند میشه کسی دقیق نمیدونه مشکل کجاست.
🔹 BI داریم، ولی هنوز برای تصمیمگیری باید از چند نفر بپرسیم «به نظرتون چی کار کنیم؟» 😄
🔹 تیم فنی داریم، ولی تیم بیشتر داره «کار انجام میده» تا اینکه واقعاً «مسئله حل کنه».
🔹 سرویس داریم، ولی مشتری تجربه خوبی ازش نداره.
🔹 یا اصلاً سازمانی داریم که احساس میکنه باید یک تغییر جدی ایجاد کنه، ولی نمیدونه از کجا شروع کنه.
من تصمیم گرفتم هفتهای ۱۰ ساعت از وقتم رو اختصاص بدم به چنین مسئلههایی.
حوزههایی که میتونم کنارتون باشم:
🧠 معماری و سیستمهای داده
⚙️ SQL Server و Performance Tuning
📊 BI و Data Strategy
👥 تیمسازی و ساختار تیمهای فنی
🚀 محصول و سرویس
🎯 Service Design و حل مسئله
قرار نیست بیام چندتا اسلاید درست کنم، تحویل بدم و برم! 😁
ترجیح میدم کنار تیم باشم، مسئله رو بفهمیم، ریشهش رو پیدا کنیم و ببینیم واقعاً چه کاری میشه براش کرد.
پس اگر توی شرکت یا سازمانتون یک مسئله جدی دارید که مدتهاست کسی نتونسته درست حلش کنه...
شاید همون مسئلهای باشه که من دنبالشم. 😉
📩 اگر فکر میکنید میتونیم کنار هم کاری کنیم، بهم پیام بدید.
و یک سؤال هم از شما:
اگر قرار بود فقط ۱۰ ساعت در هفته وقت داشته باشید و بخواید با شرکتها کار کنید، روی چه مسئلهای تمرکز میکردید؟
کنجکاوم بدونم 👇
میخوام هفتهای ۱۰ ساعت از وقتم رو بفروشم! 😂
البته نه به بالاترین پیشنهاد!
به جالبترین مسئلهای که ارزش حل کردن داشته باشه. 😎
این روزها خیلی از شرکتها و سازمانها کلی آدم، کلی سیستم و کلی داده دارن؛
ولی بعضی وقتها یک مشکل ساده باعث میشه همهچیز قفل بشه.
مثلاً:
🔹 دیتابیس داریم، ولی وقتی سیستم کند میشه کسی دقیق نمیدونه مشکل کجاست.
🔹 BI داریم، ولی هنوز برای تصمیمگیری باید از چند نفر بپرسیم «به نظرتون چی کار کنیم؟» 😄
🔹 تیم فنی داریم، ولی تیم بیشتر داره «کار انجام میده» تا اینکه واقعاً «مسئله حل کنه».
🔹 سرویس داریم، ولی مشتری تجربه خوبی ازش نداره.
🔹 یا اصلاً سازمانی داریم که احساس میکنه باید یک تغییر جدی ایجاد کنه، ولی نمیدونه از کجا شروع کنه.
من تصمیم گرفتم هفتهای ۱۰ ساعت از وقتم رو اختصاص بدم به چنین مسئلههایی.
حوزههایی که میتونم کنارتون باشم:
🧠 معماری و سیستمهای داده
⚙️ SQL Server و Performance Tuning
📊 BI و Data Strategy
👥 تیمسازی و ساختار تیمهای فنی
🚀 محصول و سرویس
🎯 Service Design و حل مسئله
قرار نیست بیام چندتا اسلاید درست کنم، تحویل بدم و برم! 😁
ترجیح میدم کنار تیم باشم، مسئله رو بفهمیم، ریشهش رو پیدا کنیم و ببینیم واقعاً چه کاری میشه براش کرد.
پس اگر توی شرکت یا سازمانتون یک مسئله جدی دارید که مدتهاست کسی نتونسته درست حلش کنه...
شاید همون مسئلهای باشه که من دنبالشم. 😉
📩 اگر فکر میکنید میتونیم کنار هم کاری کنیم، بهم پیام بدید.
و یک سؤال هم از شما:
اگر قرار بود فقط ۱۰ ساعت در هفته وقت داشته باشید و بخواید با شرکتها کار کنید، روی چه مسئلهای تمرکز میکردید؟
کنجکاوم بدونم 👇
❤10
زنگ زدم به مدیر دیتابیس یه شرکت بزرگ!!! 😐
دارم باهاش در مورد HA و Always On صحبت میکنم، طرف برگشته میگه:
«Always On رو چطوری راهاندازی میکنید؟ با Replica Log انجام ندینها!»
😐😐😐
بعضیا هم میان میگن Always On رو با Log Shipping انجام بدین!
داداش... یه لحظه وایسا! 😂
Replication یه تکنولوژیه.
Log Shipping یه تکنولوژیه.
Always On Availability Group هم یه تکنولوژیه.
اینها سه تا چیز متفاوتن که هر کدوم برای یک سناریو و یک نیاز طراحی شدن.
اینکه همهشون یه جوری داده رو از یه جا به یه جای دیگه منتقل میکنن، دلیل نمیشه یکی باشن! 😂
اول اینکه Log Shipping نمیاد Always On رو راهاندازی کنه.
دوم اینکه Replication هم جایگزین Always On برای HA نیست.
ممکنه توی یک معماری حتی چندتاشون کنار هم استفاده بشن، ولی مکانیزم و هدفشون یکی نیست.
حالا سؤال من اینه:
چطور میشه مسئول معماری و مدیریت دیتابیس یک سازمان بزرگ باشی، ولی هنوز تفاوت این مفاهیم پایه رو ندونی؟ 🤦♂️
واقعاً از توی لپلپ پیداتون میکنن؟ 😂
طرف مثلاً با UI یه Backup بگیره، چندتا Job بسازه، بعد بشه Database Manager؟!
مدیریت دیتابیس فقط این نیست که بدونی کدوم دکمه رو کجا بزنی.
DBA واقعی باید بدونه:
چرا این تکنولوژی رو انتخاب میکنه؟
چه Trade-offهایی داره؟
کجا باید ازش استفاده کنه؟
و مهمتر از همه، کجا نباید استفاده کنه؟
چون وقتی پای HA و DR وسطه،
دیگه بحث فقط SQL Server نیست...
بحث معماریه.
حالا شما بگید:
تا حالا با چه تصمیم معماری عجیبی توی SQL Server برخورد کردید که با خودتون گفتید:
«واقعاً کی اینو طراحی کرده؟! 😂»
دارم باهاش در مورد HA و Always On صحبت میکنم، طرف برگشته میگه:
«Always On رو چطوری راهاندازی میکنید؟ با Replica Log انجام ندینها!»
😐😐😐
بعضیا هم میان میگن Always On رو با Log Shipping انجام بدین!
داداش... یه لحظه وایسا! 😂
Replication یه تکنولوژیه.
Log Shipping یه تکنولوژیه.
Always On Availability Group هم یه تکنولوژیه.
اینها سه تا چیز متفاوتن که هر کدوم برای یک سناریو و یک نیاز طراحی شدن.
اینکه همهشون یه جوری داده رو از یه جا به یه جای دیگه منتقل میکنن، دلیل نمیشه یکی باشن! 😂
اول اینکه Log Shipping نمیاد Always On رو راهاندازی کنه.
دوم اینکه Replication هم جایگزین Always On برای HA نیست.
ممکنه توی یک معماری حتی چندتاشون کنار هم استفاده بشن، ولی مکانیزم و هدفشون یکی نیست.
حالا سؤال من اینه:
چطور میشه مسئول معماری و مدیریت دیتابیس یک سازمان بزرگ باشی، ولی هنوز تفاوت این مفاهیم پایه رو ندونی؟ 🤦♂️
واقعاً از توی لپلپ پیداتون میکنن؟ 😂
طرف مثلاً با UI یه Backup بگیره، چندتا Job بسازه، بعد بشه Database Manager؟!
مدیریت دیتابیس فقط این نیست که بدونی کدوم دکمه رو کجا بزنی.
DBA واقعی باید بدونه:
چرا این تکنولوژی رو انتخاب میکنه؟
چه Trade-offهایی داره؟
کجا باید ازش استفاده کنه؟
و مهمتر از همه، کجا نباید استفاده کنه؟
چون وقتی پای HA و DR وسطه،
دیگه بحث فقط SQL Server نیست...
بحث معماریه.
حالا شما بگید:
تا حالا با چه تصمیم معماری عجیبی توی SQL Server برخورد کردید که با خودتون گفتید:
«واقعاً کی اینو طراحی کرده؟! 😂»
❤15👌3🤷♂1🔥1😱1
سلام عزیزان
مورفین دیتابیس ، NOLOCK؛ ! 💊😈
مشتری زنگ میزنه:
«سیستم کنده! گیر میکنه!»
تیم فنی بررسی میکنه:
ای وای ، Blocking داریم، Deadlock داریم.
میتیکمان وارد میشه. 🦸♂️
میگه:
«جلوی همه جدولها WITH (NOLOCK) بذارید.» 😎
و بعد Deploy...
🚀 سیستم سریع میشه
😍 مشتری راضی
😌 تیم فنی نفس راحت
چند روز بعد:
«بچهها چرا گزارشها با هم نمیخونه؟»
«موجودیهامون خرابه!»
«این عددها از کجا اومده؟!» 😐
و تیم فنی:
میره توی دیوار! 😂
چون NOLOCK یعنی:
من منتظر نمیمونم! هرچی هست بخون! حتی اگه هنوز وسط تغییر باشه! 🤦♂️
مثل بچهای که میره سر ماهیتابهای که مادرش برای مهمونی درست کرده و میگه:
«فقط یکی برمیدارم!» 😋
بعد مادر محترمه با کفگیر میاد:
«اینارو برای مهمونی درست کردم، نه برای تو!» 😂
پس قبل از اینکه برای درمان Blocking، NOLOCK رو روی همهچی بپاشیم، شاید بد نباشه بپرسیم:
اصلاً چرا Blocking داریم؟
چون:
سریعتر خواندن، لزوماً یعنی درستتر خواندن نیست. 🔥
شما هم پروژهای داشتید که NOLOCK توش تبدیل شده باشه به چسب زخم دائمی؟ 😁
مورفین دیتابیس ، NOLOCK؛ ! 💊😈
مشتری زنگ میزنه:
«سیستم کنده! گیر میکنه!»
تیم فنی بررسی میکنه:
ای وای ، Blocking داریم، Deadlock داریم.
میتیکمان وارد میشه. 🦸♂️
میگه:
«جلوی همه جدولها WITH (NOLOCK) بذارید.» 😎
و بعد Deploy...
🚀 سیستم سریع میشه
😍 مشتری راضی
😌 تیم فنی نفس راحت
چند روز بعد:
«بچهها چرا گزارشها با هم نمیخونه؟»
«موجودیهامون خرابه!»
«این عددها از کجا اومده؟!» 😐
و تیم فنی:
میره توی دیوار! 😂
چون NOLOCK یعنی:
من منتظر نمیمونم! هرچی هست بخون! حتی اگه هنوز وسط تغییر باشه! 🤦♂️
مثل بچهای که میره سر ماهیتابهای که مادرش برای مهمونی درست کرده و میگه:
«فقط یکی برمیدارم!» 😋
بعد مادر محترمه با کفگیر میاد:
«اینارو برای مهمونی درست کردم، نه برای تو!» 😂
پس قبل از اینکه برای درمان Blocking، NOLOCK رو روی همهچی بپاشیم، شاید بد نباشه بپرسیم:
اصلاً چرا Blocking داریم؟
چون:
سریعتر خواندن، لزوماً یعنی درستتر خواندن نیست. 🔥
شما هم پروژهای داشتید که NOLOCK توش تبدیل شده باشه به چسب زخم دائمی؟ 😁
👍8❤3