سلام،
🔴 در دورهی تحصیل کارشناسی، ارشد و دکتری، معمولا در کنار اپلای، اینترنشیپ و درسهای دانشگاه، همیشه به کار صنعتی در شرکتهای مختلف داخلی و خارجی هم توجه میشه و زمان زیادی به بحث دربارهی صنعت میگذرد. حتی به خاطر واحد کارآموزی دانشگاه هم که شده، عموم دانشجوها با دنیای صنعت زمان خوبی رو سپری میکنند و درگیر آن میشوند.
👁 برای همین تصمیم گرفتیم کانالی بزنیم جهت بهاشتراک گذاشتن تجربیات مختلف کار صنعتی و شرکتهای مختلف داخلی و خارجی اعم از دیجیکالا، کافه بازار، دیوار، تپسی، اسنپفود، اسنپکب، اسنپپی، ستون، تپسل، یکتانت، مهیمن، اسمارتک، یکتانت، والکس، نوبیتکس، داتین و خیلی شرکتهای دیگر و حتی شناختهنشده.
🔄 اینجا میتونید از تجربیاتتون بگین و راحتتر اطلاعات مورد نظرتون رو هم پیدا کنید.
♨️ تجربیاتتون در مورد هر شرکت، پوزیشن کاری و تجربهی کارآموزی که خواستید میتونید با ما به اشتراک بگذارید. اگر دوست داشتید، راه ارتباطی با خودتون رو هم اضافه کنید.
🔄 همچنین اگر نظری مشابه نظر شما وجود داشت، میتونید اون پیام رو لایک کنید و اگر مخالف بودید نیز میتونید با کامنت، بروز بدید. همواره میتونید هر نظری داشتید را هم با ما به اشتراک بگذارید.
✅ روابط عمومی کانال:
✈️ @sharif_work_admin
✈️ @sharif_work
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9👍5
#همکارانسیستم
#حضوری
🍷 مدت حضور: ۱ سال و نیم، ۳ ماه به عنوان Data Scientist و یک سال و ۳ ماه به عنوان Software Engineer
خب، بخوام شروع کنم بگم دربارهی این تجربهی ۱ سال و نیمه، باید از اینجا بگم که یک آزمون استخدامی همکاران سیستم برگزار میکرد تو کوئرا، با دادن اون آزمون من قبول شدم برای مصاحبهی این شرکت برای پوزیشن Software Engineer
۳ تا مصاحبه داشت شرکت. اولی Technical الگوریتمی بود ولی خیلی آسون بود. ۴ تا سوال آسون الگوریتمی پرسیدن که با Linked List و Hashmap اکثرا حل میشد. مصاحبه دومی Technical الگوریتمی با CTO شرکت بود که سختتر بود. مثل two sum for sorted list و یک تعدادی دیگه. مصاحبهی سوم هم HR بود که مثلا میپرسید میخوای اپلای کنی یا نه که منم گفتم آره.
بعدش که عضو شرکت شدم، وارد یک تیم جدید شدیم که قرار بود از ۰ پیادهسازی داشته باشه. قضیهی همکاران سیستم اینه که ۲ تا بخش داره شرکت عملا، یکی راهکاران که برای businessهای بزرگ هست و یکی هم سپیدار که برای businessهای کوچیک هست. حالا چون همهی این فعل و انفعال این سیستمها روی سرورهای همکاران سیستم انجام میشه و خیلی لود داره، میخواستن بیان اون سیستم سپیدار رو برای فضای ابری بازنویسیش کنن با استک بهتر و بهینهتر و بعدش اگر نتیجهی خوبی داده بود، روی راهکاران هم همین کار رو انجام بدن.
ما هم اد شدیم به تیم سپیدار. اون اول یک سری جلسه داشت و کلا از ۰ قرار بود انجام بشه همه کارها. من به عنوان Django Developer عضو تیم شده بودم ولی گفتن که stack قراره Node.js باشه و یک هفته هم وقت دادن بخونیم و یاد بگیریم. بعد یک سری جلسه از جمله daily بود که تعداد خوبیش رو هم خواب موندم من. خیلی پیچیده بود همه بخشهای معماری این کار. یک مدت خوبی زمان میبرد تا بفهمید چی باید بزنید و شروع به کار کنید. در نتیجه من هم خیلی کار نکردم اون اوایل. تا اینکه دوتا Team Lead این تیم اپلای کاری کردند و رفتند و Team Lead جدید اومد. از اینجا به بعد به کل دوباره معماری عوض شد و قرار شد انقدر perfect نباشه همه چیز که اصلا نشه شروع کرد و مشکل جدی تو پیادهسازی بهوجود بیاد.
بعد یک مدت گفتن که stack کار هم قراره golang باشه و ۲ ماه هم وقت دادن بخونیم و یک پروژه آموزشی سیستم حسابداری بزنیم که این پروژه رو هم من نزدم. دیگه آخرش Team Leadمون گفت یک پروژه جایگزین کوتاهتر با golang بزن که معماریش یکی باشه با معماری ما و تنها شرط موندنت تو تیم همینه و منم اون پروژه رو پیادهسازی کردم و یاد گرفتم معماری رو هم حینش.
بعدش شروع به کار کردیم و سیستم رو از ۰ آوردیم بالا. تیم هم Active Development بود و تسکها عموما زیاد بود و حضوری هم بود و یکی از دلایلی که کارها پیش میرفت هم همین حضوری بودنش بود. از یک جایی که دیگه کارها تموم شد و تیم AI رو میخواستن تشکیل بدن تو همکاران سیستم، به من پیشنهاد شد به اون تیم جوین شم از اونجایی که تو مصاحبه هم گفته بودم علاقه دارم به پوزیشن Data Scientist و به اون تیم جوین شدم. ۳ ماهی اونجا کار کردم و کارهاش هم واقعا جالب نبود. بعد ۳ ماه با Team Lead به خاطر نحوهی aggressive پیگیریش به مشکل خوردم و اومدم بیرون.
خلاصه به نظرم محیط کاریش واقعا خوب بود تو تیم سپیدار، بهخصوص چون رفتار سازمانیشون واقعا استاندارد بود. حقوقش خوب نبود نسبت به شرکتهای بزرگ دیگه از جمله دیجیکالا و یکی از اصلیترین دلایل جداییم هم همین بود. یادگیری هم برام خیلی داشت تیم سپیدار و با Team Leadای که باهاش سیستم رو golang زدیم خیلی حال میکردم و خیلی ازش یاد گرفتم. فکر کنم هنوز هم اونجا باشه. بخش AI خوب نبود و با Team Lead اصلا حال نکردم و برگردم عقب اصلا نمیرم تو اون تیم.
✈️ @sharif_work
#حضوری
خب، بخوام شروع کنم بگم دربارهی این تجربهی ۱ سال و نیمه، باید از اینجا بگم که یک آزمون استخدامی همکاران سیستم برگزار میکرد تو کوئرا، با دادن اون آزمون من قبول شدم برای مصاحبهی این شرکت برای پوزیشن Software Engineer
۳ تا مصاحبه داشت شرکت. اولی Technical الگوریتمی بود ولی خیلی آسون بود. ۴ تا سوال آسون الگوریتمی پرسیدن که با Linked List و Hashmap اکثرا حل میشد. مصاحبه دومی Technical الگوریتمی با CTO شرکت بود که سختتر بود. مثل two sum for sorted list و یک تعدادی دیگه. مصاحبهی سوم هم HR بود که مثلا میپرسید میخوای اپلای کنی یا نه که منم گفتم آره.
بعدش که عضو شرکت شدم، وارد یک تیم جدید شدیم که قرار بود از ۰ پیادهسازی داشته باشه. قضیهی همکاران سیستم اینه که ۲ تا بخش داره شرکت عملا، یکی راهکاران که برای businessهای بزرگ هست و یکی هم سپیدار که برای businessهای کوچیک هست. حالا چون همهی این فعل و انفعال این سیستمها روی سرورهای همکاران سیستم انجام میشه و خیلی لود داره، میخواستن بیان اون سیستم سپیدار رو برای فضای ابری بازنویسیش کنن با استک بهتر و بهینهتر و بعدش اگر نتیجهی خوبی داده بود، روی راهکاران هم همین کار رو انجام بدن.
ما هم اد شدیم به تیم سپیدار. اون اول یک سری جلسه داشت و کلا از ۰ قرار بود انجام بشه همه کارها. من به عنوان Django Developer عضو تیم شده بودم ولی گفتن که stack قراره Node.js باشه و یک هفته هم وقت دادن بخونیم و یاد بگیریم. بعد یک سری جلسه از جمله daily بود که تعداد خوبیش رو هم خواب موندم من. خیلی پیچیده بود همه بخشهای معماری این کار. یک مدت خوبی زمان میبرد تا بفهمید چی باید بزنید و شروع به کار کنید. در نتیجه من هم خیلی کار نکردم اون اوایل. تا اینکه دوتا Team Lead این تیم اپلای کاری کردند و رفتند و Team Lead جدید اومد. از اینجا به بعد به کل دوباره معماری عوض شد و قرار شد انقدر perfect نباشه همه چیز که اصلا نشه شروع کرد و مشکل جدی تو پیادهسازی بهوجود بیاد.
بعد یک مدت گفتن که stack کار هم قراره golang باشه و ۲ ماه هم وقت دادن بخونیم و یک پروژه آموزشی سیستم حسابداری بزنیم که این پروژه رو هم من نزدم. دیگه آخرش Team Leadمون گفت یک پروژه جایگزین کوتاهتر با golang بزن که معماریش یکی باشه با معماری ما و تنها شرط موندنت تو تیم همینه و منم اون پروژه رو پیادهسازی کردم و یاد گرفتم معماری رو هم حینش.
بعدش شروع به کار کردیم و سیستم رو از ۰ آوردیم بالا. تیم هم Active Development بود و تسکها عموما زیاد بود و حضوری هم بود و یکی از دلایلی که کارها پیش میرفت هم همین حضوری بودنش بود. از یک جایی که دیگه کارها تموم شد و تیم AI رو میخواستن تشکیل بدن تو همکاران سیستم، به من پیشنهاد شد به اون تیم جوین شم از اونجایی که تو مصاحبه هم گفته بودم علاقه دارم به پوزیشن Data Scientist و به اون تیم جوین شدم. ۳ ماهی اونجا کار کردم و کارهاش هم واقعا جالب نبود. بعد ۳ ماه با Team Lead به خاطر نحوهی aggressive پیگیریش به مشکل خوردم و اومدم بیرون.
خلاصه به نظرم محیط کاریش واقعا خوب بود تو تیم سپیدار، بهخصوص چون رفتار سازمانیشون واقعا استاندارد بود. حقوقش خوب نبود نسبت به شرکتهای بزرگ دیگه از جمله دیجیکالا و یکی از اصلیترین دلایل جداییم هم همین بود. یادگیری هم برام خیلی داشت تیم سپیدار و با Team Leadای که باهاش سیستم رو golang زدیم خیلی حال میکردم و خیلی ازش یاد گرفتم. فکر کنم هنوز هم اونجا باشه. بخش AI خوب نبود و با Team Lead اصلا حال نکردم و برگردم عقب اصلا نمیرم تو اون تیم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍13👎5❤2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5👍5
#RabinCash
#حضوری
🍷 مدت حضور: ۲ سال و ۸ ماه، ابتدا به عنوان Backend Developer، در ادامه Backend Manager
اولین تجربهی کاری من در یک استارتآپ در حوزهی صرافی دیجیتال بود که هستهی اصلیش رو من و تعدادی از دوستانم تشکیل میدادیم. خوبی کار استارتآپی اینه که آزادی عملی زیادی داری و حجم زیادی از مطالب جدید روی سرت به یک باره ریخته میشه که من به شخصه این مدل رو نوع بسیار خوبی برای شروع خودم میدونم. توی این مدل کار، آدم با مسائل بسیار زیادی روبرو میشه که همشون براش جدیدی داره و مجبوره خودش براشون یه سلوشن قابل اجرا (هرچند bad practice) پیدا بکنه. تا یک سال اول من تقریبا فشار کاری زیادی روم بود که دوستش داشتم و باعث شد ابزارهای بسیار زیادی یاد بگیرم و مقداری با فضای صنعت آشنا بشم. البته بدی چنین سیستمهایی میتونه این باشه که از اونجایی که تو برای فهمیدن best practice، نیاز به تجربه داری و یا یکی که roadmap اصلی رو بهت بگه و اکثرا چنین آدمایی شاید در کنارت نباشن.
بعد از مدتی (حدود ۹ ماه) جنس کارها مقداری فرسایشی میشه و ممکنه این موضوع اذیتت کنه. من خودم حدود ۲ سال اون کار رو به صورت جدی ادامه دادم و این مورد مقداری باعث شد که از درسم بمونم و چند ترمی وضعیت نمراتم جالب نبود. البته این مورد رو میشد هندل کرد، ولی خب من به شخصه به فضا علاقهمند شده بودم و برای همین از فضای آکادمیک مقداری کشیده بودم بیرون. وگرنه بین خودمون کسایی هم بودن که هم به درسشون رسیدن و هم در کار خوب ظاهر شدن (حتی رنک هم بودن!)، ولی خب اگر علاقهمند بشی بهش ۱۰۰٪ وقتت رو بهش میدی و از این موضوع هم خوشحال خواهی بود.
اگر میتونستم به عقب برگردم شاید کمی زودتر از اونجا بیرون میومدم و وارد یک فضای کاری بزرگتر در کنار افراد باتجربهتر میشدم تا بتونم نتیجهی بهینهتری بگیرم. البته یک سال اولی که اونجا بودم رو قطعا جزو درخشانترین بخشهای کارنامهی خودم میدونم و حس میکنم در هیچ فضایی بهتر از اونجا نمیشد که به مسائل onboard بشم و پیشرفت کنم، ولی خب بعد اون زمان که جنس کارها تکراری و solutionها نیاز به effort بیش از حدی داره و از همه مهمتر سیستم کاری سازمانبندی نشده آدم رو اذیت میکنه و این حس به آدم القا میشه که محیط کاری از یکنواختی آزاردهندهای برخورداره که هیچ ایدهپردازی و خلاقیتی درش نیست و صرفا باید روی مسائل زمان بذاری تا حل بشن. در حالی که اینطور نیست و هر وقت چنین حسی پیدا کردید مطمئن باشید که یا اونجا فضای نامناسبی برای شماست و یا اینکه پایه و اساس کارها در اون محل به صورت استاندارد تعریف نمیشن.
این شرکت الان دیگه فعالیتی نداره تا جایی که اطلاع دارم ولی سایت شرکت رو میتونید اینجا ببینید:
🔗 https://app.rabincash.com
✈️ @sharif_work
#حضوری
اولین تجربهی کاری من در یک استارتآپ در حوزهی صرافی دیجیتال بود که هستهی اصلیش رو من و تعدادی از دوستانم تشکیل میدادیم. خوبی کار استارتآپی اینه که آزادی عملی زیادی داری و حجم زیادی از مطالب جدید روی سرت به یک باره ریخته میشه که من به شخصه این مدل رو نوع بسیار خوبی برای شروع خودم میدونم. توی این مدل کار، آدم با مسائل بسیار زیادی روبرو میشه که همشون براش جدیدی داره و مجبوره خودش براشون یه سلوشن قابل اجرا (هرچند bad practice) پیدا بکنه. تا یک سال اول من تقریبا فشار کاری زیادی روم بود که دوستش داشتم و باعث شد ابزارهای بسیار زیادی یاد بگیرم و مقداری با فضای صنعت آشنا بشم. البته بدی چنین سیستمهایی میتونه این باشه که از اونجایی که تو برای فهمیدن best practice، نیاز به تجربه داری و یا یکی که roadmap اصلی رو بهت بگه و اکثرا چنین آدمایی شاید در کنارت نباشن.
بعد از مدتی (حدود ۹ ماه) جنس کارها مقداری فرسایشی میشه و ممکنه این موضوع اذیتت کنه. من خودم حدود ۲ سال اون کار رو به صورت جدی ادامه دادم و این مورد مقداری باعث شد که از درسم بمونم و چند ترمی وضعیت نمراتم جالب نبود. البته این مورد رو میشد هندل کرد، ولی خب من به شخصه به فضا علاقهمند شده بودم و برای همین از فضای آکادمیک مقداری کشیده بودم بیرون. وگرنه بین خودمون کسایی هم بودن که هم به درسشون رسیدن و هم در کار خوب ظاهر شدن (حتی رنک هم بودن!)، ولی خب اگر علاقهمند بشی بهش ۱۰۰٪ وقتت رو بهش میدی و از این موضوع هم خوشحال خواهی بود.
اگر میتونستم به عقب برگردم شاید کمی زودتر از اونجا بیرون میومدم و وارد یک فضای کاری بزرگتر در کنار افراد باتجربهتر میشدم تا بتونم نتیجهی بهینهتری بگیرم. البته یک سال اولی که اونجا بودم رو قطعا جزو درخشانترین بخشهای کارنامهی خودم میدونم و حس میکنم در هیچ فضایی بهتر از اونجا نمیشد که به مسائل onboard بشم و پیشرفت کنم، ولی خب بعد اون زمان که جنس کارها تکراری و solutionها نیاز به effort بیش از حدی داره و از همه مهمتر سیستم کاری سازمانبندی نشده آدم رو اذیت میکنه و این حس به آدم القا میشه که محیط کاری از یکنواختی آزاردهندهای برخورداره که هیچ ایدهپردازی و خلاقیتی درش نیست و صرفا باید روی مسائل زمان بذاری تا حل بشن. در حالی که اینطور نیست و هر وقت چنین حسی پیدا کردید مطمئن باشید که یا اونجا فضای نامناسبی برای شماست و یا اینکه پایه و اساس کارها در اون محل به صورت استاندارد تعریف نمیشن.
این شرکت الان دیگه فعالیتی نداره تا جایی که اطلاع دارم ولی سایت شرکت رو میتونید اینجا ببینید:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6👍6
#Snapp
#حضوری
🍷 مدت حضور: ۳ ماه، به عنوان Software Engineer
خب، بخوام شروع کنم باید بگم که من ۳ ۴ ساله تجربهی کار به عنوان Backend Developer رو دارم. این تجربهی بهخصوصم از اینجا شروع میشه که ۳ ماه پیش استخدام شرکت اسنپ شدم. برای ورود خیلی بهم فشار آوردن و تا جایی که میشد میخواستن مطمئن بشن که توانایی بالایی دارم. فرآیند ورودم به صورت کلی از ۴ تا interview تشکیل میشد که اولیشون technical بود و داخلش مقداری مسائل الگوریتمی و (بیشتر) سوالات فنی ازم پرسیده شد.
مسائل الگوریتمی فضاشون شبیه به سوالاتی بودن که توی دانشگاه داخل درسهای DS و DA دیده بودیم و از اونجایی که من المپیادی بودم و میخواستن یکم برام سخت کنن فضا رو، سوالاتی که میپرسیدن بیشتر رفت سمت فضای ML و دادهساختارهای مربوط به data مثل trie و نحوهی کار search engineها. سوالات فنی هم نیازمند داشتن شناخت عمیق روی ابزارهای فنی مثل Redis و Docker و یا مسائلی مثل Database Sharding و کارکرد با زبانهایی مثل Golang بود (توی اسنپ اکثر سرویسا با Golang دارن develop میشن).
مصاحبهی بعدیم مربوط به system design بود که من خودم قبل این مصاحبه شهودی روی سوالاتی که قراره ازم بپرسن نداشتم و به پیشنهاد یکی از دوستانم شروع کردم به خوندن کتاب System Design Interview که خیلی هم جالب و خوشفهم نوشته شده بود و تقریبا بخش خوبی از مسائل رو پوشش میداد. توی مصاحبه هم مثلا ازتون میپرسن که فرض کن که قراره (مثلا) YouTube رو از نو بسازی، مراحل مختلف کارت رو بگو و توضیح بده.
مرحلهی بعدی هم مصاحبه با HR عه که بیشتر شامل سوالات روانشناسی و شخصیتیه و بعد از اون هم مصاحبه با director بخشی هست که قراره داخلش join بشی. اصولا دو مرحلهی آخر رو همه قبولن و صحبت جدید و خاصی در اونها انجام نمیشه، مگر اینکه مشکل حادی در شما پیدا بکنن که بخاطرش فیل بشین.
در حال حاضر خیلی از فضای اینجا خوشم میاد؛ آدمای بسیار باتجربه و خفنی هستن که ازشون کلی چیز جدید میشه یاد گرفت. تقریبا در هر زمینهای که بخواین میتونین بینشون آدم خفن پیدا بکنید و گسترهی فضای کاری و در عین حال سیستم منظم و کارآمد شرکت شما رو به وجد میاره. آدمها در مرحلهی اول برای خودشون و بعدش برای کارشون ارزش قائلن و این باعث میشه شما هم حس ارزشمند بودن در دید بقیه رو بگیرید و از روند مفید بودن و بهینه کار کردن خارج نشید.
تنها مشکلی که خودم به شخصه داشتم این بود که تقریبن آدم همسن خودمون پیدا نکردم اونجا (هستنا، ولی خیلی کم. که اونم بخاطر culture جذب نیروی اسنپه که آدم باتجربه بیشتر میگیره و خب منطقا تجربه برابره با سن بالاتر) و دغدغههای شخصی افراد با شما مقداری فرق داره و کسی زیاد توی گیر و دار فضای آکادمیک نیست.
در کل به همه تجربهی کار توی یک شرکت بزرگ و مشاهدهی نحوهی مدیریت پلتفرمای بزرگ رو پیشنهاد میکنم. آدم خیلی چیزا یاد میگیره که میتونه بعدها چه در فضای کاری و چه در فضای آکادمیک اجراییش بکنه و این خط مشی فکری رو روی مسائل مختلفی پیاده بکنه (خود من به شخصه اولین بار که با فرآیند deploy و data update سرویسهای مختلف توی اسنپ مواجه شدم پشمام ریخت!).
به عنوان یه خلاصهی مفید هم اگر بخوام بهتون چیزی بگم: کار کردن رو تجربه کنید، تو ایران هم تجربه کنید! اکثر ما مسیری رو طی میکنیم که جامعهی اکثریت اطرافمون طی میکنن و از اینکه از این حاشیهی امن اطرافمون بزنیم بیرون میترسیم. در حالی که این حواشی ممکنه برای بعضی افراد کار نکنه و یا حتی کار بکنه ولی optimal نباشه. من توی ۶ ماه اخیر زندگیم مسیر اصلی حرکتم داره کاملا برعکس میشه و حتی الان دارم به آپشنایی فکر میکنم که حتی چند ماه پیش به اینکه بهشون فکر بکنم هم فکر نمیکردم :) و همهی اینها بخاطر فضای کاری و در امتدادش در طول مسیر به سرم زد و قطعا اگر از اون حاشیهی امن بیرون نمیومدم این ذهنیت الانم رو پیدا نمیکردم.
✈️ @sharif_work
#حضوری
خب، بخوام شروع کنم باید بگم که من ۳ ۴ ساله تجربهی کار به عنوان Backend Developer رو دارم. این تجربهی بهخصوصم از اینجا شروع میشه که ۳ ماه پیش استخدام شرکت اسنپ شدم. برای ورود خیلی بهم فشار آوردن و تا جایی که میشد میخواستن مطمئن بشن که توانایی بالایی دارم. فرآیند ورودم به صورت کلی از ۴ تا interview تشکیل میشد که اولیشون technical بود و داخلش مقداری مسائل الگوریتمی و (بیشتر) سوالات فنی ازم پرسیده شد.
مسائل الگوریتمی فضاشون شبیه به سوالاتی بودن که توی دانشگاه داخل درسهای DS و DA دیده بودیم و از اونجایی که من المپیادی بودم و میخواستن یکم برام سخت کنن فضا رو، سوالاتی که میپرسیدن بیشتر رفت سمت فضای ML و دادهساختارهای مربوط به data مثل trie و نحوهی کار search engineها. سوالات فنی هم نیازمند داشتن شناخت عمیق روی ابزارهای فنی مثل Redis و Docker و یا مسائلی مثل Database Sharding و کارکرد با زبانهایی مثل Golang بود (توی اسنپ اکثر سرویسا با Golang دارن develop میشن).
مصاحبهی بعدیم مربوط به system design بود که من خودم قبل این مصاحبه شهودی روی سوالاتی که قراره ازم بپرسن نداشتم و به پیشنهاد یکی از دوستانم شروع کردم به خوندن کتاب System Design Interview که خیلی هم جالب و خوشفهم نوشته شده بود و تقریبا بخش خوبی از مسائل رو پوشش میداد. توی مصاحبه هم مثلا ازتون میپرسن که فرض کن که قراره (مثلا) YouTube رو از نو بسازی، مراحل مختلف کارت رو بگو و توضیح بده.
مرحلهی بعدی هم مصاحبه با HR عه که بیشتر شامل سوالات روانشناسی و شخصیتیه و بعد از اون هم مصاحبه با director بخشی هست که قراره داخلش join بشی. اصولا دو مرحلهی آخر رو همه قبولن و صحبت جدید و خاصی در اونها انجام نمیشه، مگر اینکه مشکل حادی در شما پیدا بکنن که بخاطرش فیل بشین.
در حال حاضر خیلی از فضای اینجا خوشم میاد؛ آدمای بسیار باتجربه و خفنی هستن که ازشون کلی چیز جدید میشه یاد گرفت. تقریبا در هر زمینهای که بخواین میتونین بینشون آدم خفن پیدا بکنید و گسترهی فضای کاری و در عین حال سیستم منظم و کارآمد شرکت شما رو به وجد میاره. آدمها در مرحلهی اول برای خودشون و بعدش برای کارشون ارزش قائلن و این باعث میشه شما هم حس ارزشمند بودن در دید بقیه رو بگیرید و از روند مفید بودن و بهینه کار کردن خارج نشید.
تنها مشکلی که خودم به شخصه داشتم این بود که تقریبن آدم همسن خودمون پیدا نکردم اونجا (هستنا، ولی خیلی کم. که اونم بخاطر culture جذب نیروی اسنپه که آدم باتجربه بیشتر میگیره و خب منطقا تجربه برابره با سن بالاتر) و دغدغههای شخصی افراد با شما مقداری فرق داره و کسی زیاد توی گیر و دار فضای آکادمیک نیست.
در کل به همه تجربهی کار توی یک شرکت بزرگ و مشاهدهی نحوهی مدیریت پلتفرمای بزرگ رو پیشنهاد میکنم. آدم خیلی چیزا یاد میگیره که میتونه بعدها چه در فضای کاری و چه در فضای آکادمیک اجراییش بکنه و این خط مشی فکری رو روی مسائل مختلفی پیاده بکنه (خود من به شخصه اولین بار که با فرآیند deploy و data update سرویسهای مختلف توی اسنپ مواجه شدم پشمام ریخت!).
به عنوان یه خلاصهی مفید هم اگر بخوام بهتون چیزی بگم: کار کردن رو تجربه کنید، تو ایران هم تجربه کنید! اکثر ما مسیری رو طی میکنیم که جامعهی اکثریت اطرافمون طی میکنن و از اینکه از این حاشیهی امن اطرافمون بزنیم بیرون میترسیم. در حالی که این حواشی ممکنه برای بعضی افراد کار نکنه و یا حتی کار بکنه ولی optimal نباشه. من توی ۶ ماه اخیر زندگیم مسیر اصلی حرکتم داره کاملا برعکس میشه و حتی الان دارم به آپشنایی فکر میکنم که حتی چند ماه پیش به اینکه بهشون فکر بکنم هم فکر نمیکردم :) و همهی اینها بخاطر فضای کاری و در امتدادش در طول مسیر به سرم زد و قطعا اگر از اون حاشیهی امن بیرون نمیومدم این ذهنیت الانم رو پیدا نمیکردم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍15❤8
#همکارانسیستم
#ریموت
🍷 مدت حضور: ۸ ماه به عنوان Frontend Engineer
نحوهی ورود به من شرکت با آزمونی بود که تو کوئرا برگزار کردن و بعدش چندتا مصاحبه رفتیم و نهایتا قبول شدم. روند مصاحبهها رو دقیق یادم نیست، ولی مشابه باقی کسایی بود که قبول شده بودن اون تایم و ۳ تا مصاحبه بود که ۲ تاش technical محسوب میشد و آخری هم منابع انسانی.
اون بخشی که من رفته بودم، چون بیشتر از هر موضوعی، مربوط به مسائل مالی بود، من مجبور بودم کار با خیلی از این فرمهای مالی رو هم یاد بگیرم و سختترین کار ممکن عملا یاد گرفتن همین فرمها بود و اولش هم یک سری فیلم در اختیارمون قرار گرفت که این مسائل رو یاد بگیریم که توضیح میداد، ولی واقعا خوب نبود و بعضی وقتها مجبور بودم برم اضافهتر از ویدیوها یک سری مطالب رو بخونم که ببینم مفهوم یک موردی چیه و چطوری به موارد دیگر مربوط میشه. برای همین خیلی وقتم بابت این موضوعات میرفت.
غیر از اون، دربارهی بخش فرانت که بیشتر در اون بودم بگم، فقط خب فرانت نبود البته. بک و فرانت بود که قسمت بک من مربوط به دیتابیس بود و نیاز نبود مسائل منطقی رو پیادهسازی کنم. یعنی در واقع دیتابیس و فرانتاند بود در کنار هم. یک کاری انجام شده بود تو شرکت تو بخش فرانت، اومده بودن یک customای زده بودن روی فریمورک Angular و با اون میتونستن کار کنن. ولی مشکل اصلیش این بود که هیچ داکیومنتی نداشت و هر جایی مشکل میخوردی باید یکی رو پیدا میکردی سوالت رو ازش بپرسی و برات توضیح بده، یا اینکه کدهای قدیمی رو بخونی و متوجه بشی چطوری میشه یک موردی رو پیادهسازی کرد.
از این نظر به نظرم خیلی بینظم بودن و چند باری هم بهشون گفتم که خیلی اذیت میکنه این مورد و گفتن که بزودی میخوان داکیومنت اضافه کنن و اصلاحش خواهند کرد. البته فکر میکنم هنوزم این مشکل هست با اینکه زمان زیادی گذشته و از صحبتم با یکی از آشناها متوجه شدم خیلی فرقی نکرده بخش فرانتاند از اون وقت تا الان.
بخش زیرساخت البته فکر میکنم بهتر بود، چون داشتن از ۰ میزدن. من هم خودم شخصا ترجیح میدادم فرانت رو از ۰ بزنم و یا از همون Angular استفاده کنم به جای اینکه فریمورک خود شرکت رو یاد بگیرم که داکیومنتی اصلا نداشت.
دربارهی جوّش، به نظرم خوب بود. حالت دوستانهای داشت. من خودم اکثرا ریموت بودم و کم پیش میومد حضوری برم شرکت. نمیتونم خیلی درباره این بخش اظهار نظر کنم. به صورت کلی ولی به نظرم برای شروع کار به عنوان Front Engineer جای مناسبی نبود.
✈️ @sharif_work
#ریموت
نحوهی ورود به من شرکت با آزمونی بود که تو کوئرا برگزار کردن و بعدش چندتا مصاحبه رفتیم و نهایتا قبول شدم. روند مصاحبهها رو دقیق یادم نیست، ولی مشابه باقی کسایی بود که قبول شده بودن اون تایم و ۳ تا مصاحبه بود که ۲ تاش technical محسوب میشد و آخری هم منابع انسانی.
اون بخشی که من رفته بودم، چون بیشتر از هر موضوعی، مربوط به مسائل مالی بود، من مجبور بودم کار با خیلی از این فرمهای مالی رو هم یاد بگیرم و سختترین کار ممکن عملا یاد گرفتن همین فرمها بود و اولش هم یک سری فیلم در اختیارمون قرار گرفت که این مسائل رو یاد بگیریم که توضیح میداد، ولی واقعا خوب نبود و بعضی وقتها مجبور بودم برم اضافهتر از ویدیوها یک سری مطالب رو بخونم که ببینم مفهوم یک موردی چیه و چطوری به موارد دیگر مربوط میشه. برای همین خیلی وقتم بابت این موضوعات میرفت.
غیر از اون، دربارهی بخش فرانت که بیشتر در اون بودم بگم، فقط خب فرانت نبود البته. بک و فرانت بود که قسمت بک من مربوط به دیتابیس بود و نیاز نبود مسائل منطقی رو پیادهسازی کنم. یعنی در واقع دیتابیس و فرانتاند بود در کنار هم. یک کاری انجام شده بود تو شرکت تو بخش فرانت، اومده بودن یک customای زده بودن روی فریمورک Angular و با اون میتونستن کار کنن. ولی مشکل اصلیش این بود که هیچ داکیومنتی نداشت و هر جایی مشکل میخوردی باید یکی رو پیدا میکردی سوالت رو ازش بپرسی و برات توضیح بده، یا اینکه کدهای قدیمی رو بخونی و متوجه بشی چطوری میشه یک موردی رو پیادهسازی کرد.
از این نظر به نظرم خیلی بینظم بودن و چند باری هم بهشون گفتم که خیلی اذیت میکنه این مورد و گفتن که بزودی میخوان داکیومنت اضافه کنن و اصلاحش خواهند کرد. البته فکر میکنم هنوزم این مشکل هست با اینکه زمان زیادی گذشته و از صحبتم با یکی از آشناها متوجه شدم خیلی فرقی نکرده بخش فرانتاند از اون وقت تا الان.
بخش زیرساخت البته فکر میکنم بهتر بود، چون داشتن از ۰ میزدن. من هم خودم شخصا ترجیح میدادم فرانت رو از ۰ بزنم و یا از همون Angular استفاده کنم به جای اینکه فریمورک خود شرکت رو یاد بگیرم که داکیومنتی اصلا نداشت.
دربارهی جوّش، به نظرم خوب بود. حالت دوستانهای داشت. من خودم اکثرا ریموت بودم و کم پیش میومد حضوری برم شرکت. نمیتونم خیلی درباره این بخش اظهار نظر کنم. به صورت کلی ولی به نظرم برای شروع کار به عنوان Front Engineer جای مناسبی نبود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍14❤6
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12❤5
#یکتانت
#حضوری
🍷 مدت حضور: بیش از ۵ ماه
یکتانت شرکت عجیبیه. اصلا جای بدی برای کارکردن نیست، به یک شرط که اونم تو تیم درست قرار گرفتنه. مزایای جانبی و شرایط و غذا نسبتا خوبه ولی بعضی از مدیران و تیمها معروف هستن به جهنم بودن. مثلا تیم performance به بداخلاق بودن مدیرش معروفه.
تو کل شرکت یه تعدادی دانشجوی شریفی هم هستند که غرور و ادعای زیادی دارن نسبت به باقی، مستقیم نمیگن ولی خودشونو واضحا برتر از غیرشریفیها میدونن و اینم حس بدی میده.
حتما قبل از اضافه شدن به شرکت، با دو سه نفر از بچههای تیمی که قراره بهش اضافه بشید صحبت کنید چون واقعا تفاوت بین تیمها زیاده و ممکنه به جای پیوستن به یک تیم کمکار با حقوق مناسب، به یک تیم پرکار با لود روانی بالا با همون میزان حقوق بپیوندید.
درباره باقی موارد بعدا شاید بنویسم، درباره مسائل فنی مطلب زیاد هست البته و نیاز نیست دربارشون بنویسم. اینو یادتون باشه تو انتخاب شرکت حتما قبلش با چند نفر از اعضای تیمی که قراره بهش اضافه بشید صحبت کنید.
✈️ @sharif_work
#حضوری
یکتانت شرکت عجیبیه. اصلا جای بدی برای کارکردن نیست، به یک شرط که اونم تو تیم درست قرار گرفتنه. مزایای جانبی و شرایط و غذا نسبتا خوبه ولی بعضی از مدیران و تیمها معروف هستن به جهنم بودن. مثلا تیم performance به بداخلاق بودن مدیرش معروفه.
تو کل شرکت یه تعدادی دانشجوی شریفی هم هستند که غرور و ادعای زیادی دارن نسبت به باقی، مستقیم نمیگن ولی خودشونو واضحا برتر از غیرشریفیها میدونن و اینم حس بدی میده.
حتما قبل از اضافه شدن به شرکت، با دو سه نفر از بچههای تیمی که قراره بهش اضافه بشید صحبت کنید چون واقعا تفاوت بین تیمها زیاده و ممکنه به جای پیوستن به یک تیم کمکار با حقوق مناسب، به یک تیم پرکار با لود روانی بالا با همون میزان حقوق بپیوندید.
درباره باقی موارد بعدا شاید بنویسم، درباره مسائل فنی مطلب زیاد هست البته و نیاز نیست دربارشون بنویسم. اینو یادتون باشه تو انتخاب شرکت حتما قبلش با چند نفر از اعضای تیمی که قراره بهش اضافه بشید صحبت کنید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍13❤7
#سروشپلاس
#حضوری
🍷 مدت حضور: بیش از ۲ سال، به عنوان Backend Developer
بیشتر از دو سالی میشه که داخل سروشپلاس بهعنوان Backend Developer شروع به فعالیت کردم. قبل از این داخل یه شرکت کوچیک C# کار میکردم ولی داخل سروشپلاس با جاوا توسعه میدادیم. استارت ورودم به سروشپلاس با کارآموزی در تابستان شروع شد و سه ماهی بهعنوان کارآموز جلو رفتم. اون زمان چون دید زیادی به جاوا و اسپرینگبوت نداشتم شک داشتم به درد آیندهم میخوره یا نه. کمکم که جلو رفتم این دید و علاقه به زبان و فریمورک بیشتر شد و دیدم که چقدر کارها رو ساده میکنه. به صورت کلی اسپرینگبوت بهنظرم خیلی فریمورک خوب و خفنیه و کارها رو به شدت ساده میکنه.
اما دربارهی خود شرکت بخوام بگم، سروشپلاس به صورت کلی تقسیم میشه به دو بخش core پیامرسان که با آکا نوشته شده و تردپارتی که با جاوا اسپرینگبوت جلو میره. من داخل تیم تردپارتی فعالیت میکردم و در کل از اینکه داخل این تیم بودم خوشحالم و به عقب برگردم بین این دو تیم، تیم تردپارتی رو انتخاب میکنم. اونم بخاطر این هستش که به نظرم تیم تردپارتی با وجود تکلیدی بهنام ایمان یارندی یادگیری بیشتری داره و تیم پویاتری داره و شخص یارندی خیلی هوای تیمش رو داره که خب این باعث میشه داخل سازمان هم بیشتر رشد کنی و کارهایی که انجام میدی واقعا به چشم شرکت بیاد.
از اونجایی که سروشپلاس زیرمجوعه شرکت مهیمن هست، در رابطه با کل مهیمن نظری خاصی ندارم ولی به نظرم دوتا تیم سروشپلاس و مخابرات تو یه لیگ دیگهای فعالیت میکنن و از نظر فضا و جو به نظرم کاملا اوکی هستن و تازگیا فعالیت تیم منابع انسانی شرکت هم خیلی بهتر شده بود.
از نظر یادگیری به نظرم جنس چالشهای پیامرسان خوبه و برای دو سال اول سروشپلاس رو پیشنهاد میکنم چون مسیر یادگیری و دسترسی به ابزارها به حد خوبی بازه (منظورم دیتاها نیست، اون رو کسی دسترسی نداره اصلا) ولی کلا از ابزارها و تکنولوژیهای بهروزی استفاده میکنن.
و اما بخوام دربارهی تیم خیلی جزئیتر صحبت کنم، تیم ما اینجوری بود که از ایدهها و پیشنهادها خیلی استقبال میشد و اگه به ابزار یا تکنولوژی جدیدی میرسیدیم و دلیل خوبی هم براش پیدا میکردیم، تایم لازم برای مطالعه و استفاده ازش رو میدادن که بعدا از اون هم استفاده کنیم. کلا تیممون خیلی کار میکرد و تایم پرت نداشتیم و کل تایم درگیر کار شرکت بودیم که خب این مورد بعد یه تایمی میتونه فرسایشی بشه برای افراد. البته این مورد صرفا یه انتقاد وارد بود که من خودم زیاد باهاش مشکل نداشتم.
در رابطه با حقوق هم، کلا شرکت مهیمن حقوق خیلی بالایی نمیده ولی حقوقش بهصورت کلی خوبه و با دانشجوها خوب راه میان و سر تایم و باقی موارد مربوطه، به مشکل خاصی با شرکت بر نمیخورید و بیشتر تعاملی خواهد بود. ماهی بوده که زیر ۱۰۰ ساعت کار کرده باشم و ماهی هم بوده که تا حدود ۳۰۰ ساعت کار کرده باشم. سر مسائل کاری فضا کاملا تعاملی پیش میره.
صبحانه و میان وعده هم داره که تازگیها خیلی بهتر شده بودن و تازگیا چهارشنبهها هم شروع کرده بودن به آب دوغ خیار دادن.
فضای ظاهری شرکت هم خوبه و ساختمونی که توش بودیم نوساز بود و از نظر امکانات سختافزاری هم مشکل خاصی نداشتیم و تقریبا همه دومانیتوره بودن و سیستمها رم و cpu کافی داشت.
مسیرش هم خوب بود. من با موتور میرفتم ولی از مترو بهشتی تا خود شرکت حدودا پیاده زیر پنج دقیقه راه بود و پارکینگ هم داره.
✈️ @sharif_work
#حضوری
بیشتر از دو سالی میشه که داخل سروشپلاس بهعنوان Backend Developer شروع به فعالیت کردم. قبل از این داخل یه شرکت کوچیک C# کار میکردم ولی داخل سروشپلاس با جاوا توسعه میدادیم. استارت ورودم به سروشپلاس با کارآموزی در تابستان شروع شد و سه ماهی بهعنوان کارآموز جلو رفتم. اون زمان چون دید زیادی به جاوا و اسپرینگبوت نداشتم شک داشتم به درد آیندهم میخوره یا نه. کمکم که جلو رفتم این دید و علاقه به زبان و فریمورک بیشتر شد و دیدم که چقدر کارها رو ساده میکنه. به صورت کلی اسپرینگبوت بهنظرم خیلی فریمورک خوب و خفنیه و کارها رو به شدت ساده میکنه.
اما دربارهی خود شرکت بخوام بگم، سروشپلاس به صورت کلی تقسیم میشه به دو بخش core پیامرسان که با آکا نوشته شده و تردپارتی که با جاوا اسپرینگبوت جلو میره. من داخل تیم تردپارتی فعالیت میکردم و در کل از اینکه داخل این تیم بودم خوشحالم و به عقب برگردم بین این دو تیم، تیم تردپارتی رو انتخاب میکنم. اونم بخاطر این هستش که به نظرم تیم تردپارتی با وجود تکلیدی بهنام ایمان یارندی یادگیری بیشتری داره و تیم پویاتری داره و شخص یارندی خیلی هوای تیمش رو داره که خب این باعث میشه داخل سازمان هم بیشتر رشد کنی و کارهایی که انجام میدی واقعا به چشم شرکت بیاد.
از اونجایی که سروشپلاس زیرمجوعه شرکت مهیمن هست، در رابطه با کل مهیمن نظری خاصی ندارم ولی به نظرم دوتا تیم سروشپلاس و مخابرات تو یه لیگ دیگهای فعالیت میکنن و از نظر فضا و جو به نظرم کاملا اوکی هستن و تازگیا فعالیت تیم منابع انسانی شرکت هم خیلی بهتر شده بود.
از نظر یادگیری به نظرم جنس چالشهای پیامرسان خوبه و برای دو سال اول سروشپلاس رو پیشنهاد میکنم چون مسیر یادگیری و دسترسی به ابزارها به حد خوبی بازه (منظورم دیتاها نیست، اون رو کسی دسترسی نداره اصلا) ولی کلا از ابزارها و تکنولوژیهای بهروزی استفاده میکنن.
و اما بخوام دربارهی تیم خیلی جزئیتر صحبت کنم، تیم ما اینجوری بود که از ایدهها و پیشنهادها خیلی استقبال میشد و اگه به ابزار یا تکنولوژی جدیدی میرسیدیم و دلیل خوبی هم براش پیدا میکردیم، تایم لازم برای مطالعه و استفاده ازش رو میدادن که بعدا از اون هم استفاده کنیم. کلا تیممون خیلی کار میکرد و تایم پرت نداشتیم و کل تایم درگیر کار شرکت بودیم که خب این مورد بعد یه تایمی میتونه فرسایشی بشه برای افراد. البته این مورد صرفا یه انتقاد وارد بود که من خودم زیاد باهاش مشکل نداشتم.
در رابطه با حقوق هم، کلا شرکت مهیمن حقوق خیلی بالایی نمیده ولی حقوقش بهصورت کلی خوبه و با دانشجوها خوب راه میان و سر تایم و باقی موارد مربوطه، به مشکل خاصی با شرکت بر نمیخورید و بیشتر تعاملی خواهد بود. ماهی بوده که زیر ۱۰۰ ساعت کار کرده باشم و ماهی هم بوده که تا حدود ۳۰۰ ساعت کار کرده باشم. سر مسائل کاری فضا کاملا تعاملی پیش میره.
صبحانه و میان وعده هم داره که تازگیها خیلی بهتر شده بودن و تازگیا چهارشنبهها هم شروع کرده بودن به آب دوغ خیار دادن.
فضای ظاهری شرکت هم خوبه و ساختمونی که توش بودیم نوساز بود و از نظر امکانات سختافزاری هم مشکل خاصی نداشتیم و تقریبا همه دومانیتوره بودن و سیستمها رم و cpu کافی داشت.
مسیرش هم خوب بود. من با موتور میرفتم ولی از مترو بهشتی تا خود شرکت حدودا پیاده زیر پنج دقیقه راه بود و پارکینگ هم داره.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍18❤10👎5
#تپسی
#حضوری
🍷 مدت حضور: ۲ سال و ۹ ماه به عنوان Software Engineer
من با کوآپ به شرکت پیوستم به عنوان Software Engineer و با پایینترین سطحی که هست (Talentee) وارد شدم.
از تجربیاتم درباره تپسی بخوام بگم، یه چیز که خیلی توی این شرکت به نظرم فرق داره با بقیه جاها این هست که یادگیری آدمها و پیشرفتشون برای شرکت خیلی مهم هست، در این حد که ممکنه یک پروژه رو بخاطر اینکه کیفیت فدا نشه، عقب بندازن تا به صورت اصولی اون کار رو انجام بدید واسشون. در کنار این هم کلا شرکتی هست که جرئت انجام دادن کارهای جدید رو داره، به هیچ ایدهای نه نمیگه و فکرهاشو میکنه. یعنی حتی اگر کمترین لول هم داشته باشین توی شرکت، باز هم به روی فیدبک شما باز هستن و گوش میدن. این هم بگم که تو ۳ تا از تیمهای تپسی تا الان بودم و مقدار کمی این تیمها از لحاظ culture فرق میکنن و خودم در حال حاضر در تیم delivery هستم.
نکته دیگهای که هست و خیلی برای من مهمه اینه که آدمهای همسن خودم اینجا پیدا میشه و کم نیست تعدادشون و وقتی میبینم یک نفر مثل من تونسته با یک سال بیشتر به لولهای بالاتر برسه و تیملید بشه، بهم انگیزهی کافی رو میده که توی این شرکت اگر خودت پیشرفت کنی جایگاهت رو قطعا ارتقا میدن.
نکته دیگه هم اینه که از لحاظ استک، خیلی متنوع هستش تپسی به این صورت که من اول با Nodejs و بعد با Typescript و یکم بعدش با Python و Go کار کردم و الان یک سالی هست که با Kotlin کار میکنم و واقعا دارم لذت میبرم، به نظرم بین بقیه استکها هم خیلی قشنگتر و منظمتره.
شرکت برای تکتک این استکها یا هر چیز دیگه که اولش بلد نیست کسی، میفهمه که برای یادگیری به زمان احتیاج دارید و اون زمان رو بهتون میده.
از وقتی گلرنگ خریده تپسی رو مقدار خوبی به مزایا و حقوق شرکت اضافه شده و توی مارکت جایگاه خوبی داره به نظرم.
ولی این شرکت برای کسی هست که میخواد واقعا انرژی بذاره و انگیزه داره یه تغییر واقعی به وجود بیاره که تکتک آدمای دورش رو تاثیر بذاره روشون. بنابرین ممکنه بشنوین که فشار کاری در تپسی زیاد هست، واقعیت اینه که هیچوقت آدمها بیکار نمیشینن تو تپسی و همیشه یه ددلاین و یه پروژه معنادار رو دارن میزنن که ممکنه تو طولانیمدت آدمها مستحلک بشن.
از لحاظ ارتقا دادن هم اینجا هر ۳ ماه شما رو ارزیابی میکنن نسبت به خودتون و برای ارتقا یا باید ۲ فصل فراتر از انتظار عمل کنید یا یک فصل خیلی خفن بوده باشین.
من تو ۶ ماه از talentee که میشه کارآموز تقریبا، به میدلول (expert) ارتقا داشتم و بعد یک سال و نیم به لول بعدی (senior expert) ارتقا داده شدم. نکتهای که در تپسی هست اینه که برای اینکه در رقابت با اسنپ بمونه، باید با تعداد آدم خیلی کمتر بتونه قابلیتهایی رو اضافه کنه که در رقابت بمونه. در صورتی که رقیبش با تعداد آدم خیلی بیشتر داره انجام میده همونکارا رو و طبیعتا این باعث میشه که هر کسی تو تپسی، قسمت مهمی از کار دستش باشه بنابرین اهمیت شما برای شرکت بالا میره و پیشرفت شما رو پیشرفت خودش میدونه.
✈️ @sharif_work
#حضوری
من با کوآپ به شرکت پیوستم به عنوان Software Engineer و با پایینترین سطحی که هست (Talentee) وارد شدم.
از تجربیاتم درباره تپسی بخوام بگم، یه چیز که خیلی توی این شرکت به نظرم فرق داره با بقیه جاها این هست که یادگیری آدمها و پیشرفتشون برای شرکت خیلی مهم هست، در این حد که ممکنه یک پروژه رو بخاطر اینکه کیفیت فدا نشه، عقب بندازن تا به صورت اصولی اون کار رو انجام بدید واسشون. در کنار این هم کلا شرکتی هست که جرئت انجام دادن کارهای جدید رو داره، به هیچ ایدهای نه نمیگه و فکرهاشو میکنه. یعنی حتی اگر کمترین لول هم داشته باشین توی شرکت، باز هم به روی فیدبک شما باز هستن و گوش میدن. این هم بگم که تو ۳ تا از تیمهای تپسی تا الان بودم و مقدار کمی این تیمها از لحاظ culture فرق میکنن و خودم در حال حاضر در تیم delivery هستم.
نکته دیگهای که هست و خیلی برای من مهمه اینه که آدمهای همسن خودم اینجا پیدا میشه و کم نیست تعدادشون و وقتی میبینم یک نفر مثل من تونسته با یک سال بیشتر به لولهای بالاتر برسه و تیملید بشه، بهم انگیزهی کافی رو میده که توی این شرکت اگر خودت پیشرفت کنی جایگاهت رو قطعا ارتقا میدن.
نکته دیگه هم اینه که از لحاظ استک، خیلی متنوع هستش تپسی به این صورت که من اول با Nodejs و بعد با Typescript و یکم بعدش با Python و Go کار کردم و الان یک سالی هست که با Kotlin کار میکنم و واقعا دارم لذت میبرم، به نظرم بین بقیه استکها هم خیلی قشنگتر و منظمتره.
شرکت برای تکتک این استکها یا هر چیز دیگه که اولش بلد نیست کسی، میفهمه که برای یادگیری به زمان احتیاج دارید و اون زمان رو بهتون میده.
از وقتی گلرنگ خریده تپسی رو مقدار خوبی به مزایا و حقوق شرکت اضافه شده و توی مارکت جایگاه خوبی داره به نظرم.
ولی این شرکت برای کسی هست که میخواد واقعا انرژی بذاره و انگیزه داره یه تغییر واقعی به وجود بیاره که تکتک آدمای دورش رو تاثیر بذاره روشون. بنابرین ممکنه بشنوین که فشار کاری در تپسی زیاد هست، واقعیت اینه که هیچوقت آدمها بیکار نمیشینن تو تپسی و همیشه یه ددلاین و یه پروژه معنادار رو دارن میزنن که ممکنه تو طولانیمدت آدمها مستحلک بشن.
از لحاظ ارتقا دادن هم اینجا هر ۳ ماه شما رو ارزیابی میکنن نسبت به خودتون و برای ارتقا یا باید ۲ فصل فراتر از انتظار عمل کنید یا یک فصل خیلی خفن بوده باشین.
من تو ۶ ماه از talentee که میشه کارآموز تقریبا، به میدلول (expert) ارتقا داشتم و بعد یک سال و نیم به لول بعدی (senior expert) ارتقا داده شدم. نکتهای که در تپسی هست اینه که برای اینکه در رقابت با اسنپ بمونه، باید با تعداد آدم خیلی کمتر بتونه قابلیتهایی رو اضافه کنه که در رقابت بمونه. در صورتی که رقیبش با تعداد آدم خیلی بیشتر داره انجام میده همونکارا رو و طبیعتا این باعث میشه که هر کسی تو تپسی، قسمت مهمی از کار دستش باشه بنابرین اهمیت شما برای شرکت بالا میره و پیشرفت شما رو پیشرفت خودش میدونه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍22❤17👎1
#مهیمن
#کداستار
#ریموت
🍷 مدت حضور: ۳ ماه، به عنوان Backend Developer
اینترنشیپ تابستونهی کداستار اینطوری بود داستانش که اول یک آزمونی تو کوئرا داشت که اونو میدادیم و بعد از اینکه یک حد نصابی رو رد میکردیم، باهامون تماس میگرفتن بابت مصاحبه. ۲ تا مصاحبه داشت، اولی الگوریتمی بود که ۲ ۳ تا سوال الگوریتمی ساده در سطح درس ساختمان دادهها و الگوریتمهای دانشگاه میپرسید و میگفت کد بزنید و شبه کد مربوط بهش رو بنویسید و یا توضیح بدید راه حلتون رو. مصاحبهی دوم هم فاز HR بود و میگفت دربارهی خودتون توضیح بدید، میخواید در آینده چیکار کنید، هدفتون چیه، اپلای میکنید یا نه و یک سری سوال شخصیتی دیگه.
بعد از اینکه قبول شدیم، به تیمهای ۲ نفره تقسیممون کردن که اول ترکیب تیمها کاملا تصمیم خودشون بود ولی در صورتی که علاقهمند بودیم ترکیب رو تغییر بدیم، موافقت میکردن و میشد با شخص مدنظرمون تیم شیم. تو این مرحله، یک سری documentation کامل روی github قرار داشت که آماده کرده بودن خیلی وقت بود و میگفت مرحله به مرحله باید پیادهسازی کنید فازهای مختلف رو تا نهایتا به یک پروژهی کامل تبدیل بشه. پیشنهاد هم میکردن حتما pair کد بزنیم و با همتیمیمون همکاری کنیم تا تجربهی کار تیمی هم بهمون اضافه بشه. هر روز هم با منتورهامون یک جلسهای داشتیم تا هم گزارش کار بدیم و هم اگر سوالی داشتیم، ازشون بپرسیم.
بعد از اینکه این پروژه تموم شد، یک پروژهی دیگر بود که تو تیمهای خیلی بزرگتر (تو اردر ۱۰ نفر) تقسیم میشدیم. اون پروژه با هدف طراحی یک pipeline برای پردازش دادهها که به صورت visual انجام میشه. یک سری جلسهی تقسیم کار و برنامهریزی داشتیم. این پروژه تو اردر ۳ هفته وقت داشت، بزرگتر بود و برای همین تیمها هم ترکیب شده بودن اینجا.
بعد از پیادهسازی این پروژه هم یک گواهی میدادن و تقدیر میکردن. به افرادی که در این دوره شرکت کرده بودن هم پیشنهادی کاری داده شد از سمت شرکت که یک سری بچهها قبول کردن در طول ترم هم اونجا کار کنن و یک سری هم قبول نکردند.
به نظرم مجموعا تجربهی بدی نبود، خیلی تجربهی خاصی هم نبود از اونجایی که خیلی از مراحل basic بود و ریموت هم پیش میرفت همه بخشها و پروژهها هم تکراری بود. برای گذروندن کارآموزی دانشگاه به نظرم گزینهی خوبیه. شاید ترم ۷ مهندسی کامپیوتر باشید خیلی جذاب نباشه براتون ولی برای ۲ ۳ سال اول به نظرم تجربهی خوبیه.
✈️ @sharif_work
#کداستار
#ریموت
اینترنشیپ تابستونهی کداستار اینطوری بود داستانش که اول یک آزمونی تو کوئرا داشت که اونو میدادیم و بعد از اینکه یک حد نصابی رو رد میکردیم، باهامون تماس میگرفتن بابت مصاحبه. ۲ تا مصاحبه داشت، اولی الگوریتمی بود که ۲ ۳ تا سوال الگوریتمی ساده در سطح درس ساختمان دادهها و الگوریتمهای دانشگاه میپرسید و میگفت کد بزنید و شبه کد مربوط بهش رو بنویسید و یا توضیح بدید راه حلتون رو. مصاحبهی دوم هم فاز HR بود و میگفت دربارهی خودتون توضیح بدید، میخواید در آینده چیکار کنید، هدفتون چیه، اپلای میکنید یا نه و یک سری سوال شخصیتی دیگه.
بعد از اینکه قبول شدیم، به تیمهای ۲ نفره تقسیممون کردن که اول ترکیب تیمها کاملا تصمیم خودشون بود ولی در صورتی که علاقهمند بودیم ترکیب رو تغییر بدیم، موافقت میکردن و میشد با شخص مدنظرمون تیم شیم. تو این مرحله، یک سری documentation کامل روی github قرار داشت که آماده کرده بودن خیلی وقت بود و میگفت مرحله به مرحله باید پیادهسازی کنید فازهای مختلف رو تا نهایتا به یک پروژهی کامل تبدیل بشه. پیشنهاد هم میکردن حتما pair کد بزنیم و با همتیمیمون همکاری کنیم تا تجربهی کار تیمی هم بهمون اضافه بشه. هر روز هم با منتورهامون یک جلسهای داشتیم تا هم گزارش کار بدیم و هم اگر سوالی داشتیم، ازشون بپرسیم.
بعد از اینکه این پروژه تموم شد، یک پروژهی دیگر بود که تو تیمهای خیلی بزرگتر (تو اردر ۱۰ نفر) تقسیم میشدیم. اون پروژه با هدف طراحی یک pipeline برای پردازش دادهها که به صورت visual انجام میشه. یک سری جلسهی تقسیم کار و برنامهریزی داشتیم. این پروژه تو اردر ۳ هفته وقت داشت، بزرگتر بود و برای همین تیمها هم ترکیب شده بودن اینجا.
بعد از پیادهسازی این پروژه هم یک گواهی میدادن و تقدیر میکردن. به افرادی که در این دوره شرکت کرده بودن هم پیشنهادی کاری داده شد از سمت شرکت که یک سری بچهها قبول کردن در طول ترم هم اونجا کار کنن و یک سری هم قبول نکردند.
به نظرم مجموعا تجربهی بدی نبود، خیلی تجربهی خاصی هم نبود از اونجایی که خیلی از مراحل basic بود و ریموت هم پیش میرفت همه بخشها و پروژهها هم تکراری بود. برای گذروندن کارآموزی دانشگاه به نظرم گزینهی خوبیه. شاید ترم ۷ مهندسی کامپیوتر باشید خیلی جذاب نباشه براتون ولی برای ۲ ۳ سال اول به نظرم تجربهی خوبیه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍14❤8
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10👍8
#مهیمن
#حضوری
🍷 مدت حضور: ۳ ماه، به عنوان Data Scientist
خب من اینجا رو برای واحد کارآموزی دانشگاه اومدم. تو مصاحبه ازم دربارهی رزومم پرسیدن، همچنین کارهایی که قبلا کردم، اینکه کجا دوست دارم برم و کدوم بخش کار کنم، در ادامه بخشهای مختلفشون رو توضیح دادن و محصولشون رو معرفی کردن و در آخر هم یک سوال databaseای پرسیدن از نظر فنی که ببینن چقدر بلدم. مصاحبهی HR هم نداشتم و مستقیم گفتن بیا سر کار.
روزهای اول یکم فاز آنبوردینگ داشت کار، اینکه با محصولات شرکت آشنا بشم و دیگه بعدش افتادم تو کار با محصولات. خب تیم AI هم تازه تشکیل شده بود، بابت همین کل بخش text تیم AI رو دادن به من که پیش ببرم چون تو این حوزه هم کار کرده بودم قبلا.
دربارهی جوّ شرکت، خب جوّ شرکت صمیمیه نسبتا، مذهبی هم هست ولی خب اونقدر سختگیری وجود نداره. باید ساعت ورود و خروج زد ولی سر اون هم خیلی حساسیت ندارن. پارهوقت هم باشی میتونی هر وقت دوست داری بیای و بری، روی اون هم حساسیت ندارن البته فکر کنم وابسته به تیمی که داخلش کار میکنید هم باشه.
از نظر یادگیری، به علم AI من خیلی اضافه نشده، اما به علم Software Engineering من خیلی اضافه شده. مثلا کارهای Dockerای، بالا آوردن سرویسها، کارهای Object Oriented و کار با Database انجام دادم اینجا و بابتش راضیم.
یک خوبی دیگه شرکت اینه که شعبه در شهرهای دیگه هم داره و ازین بابت نسبت به خیلی از شرکتها برتری داره چون نیاز نیست حتما تهران باشی برای استخدام شدن. فضای شرکت هم واقعا صمیمی و منظمه، جلسات خوبی داره و کار هم خوب پیش میره و خروجی رو میشه دید. یکم لود کاریش زیاد هست بعضی وقتها چون دغدغهی محصول دارن ولی با بقیه مواردش من مشکلی ندارم.
✈️ @sharif_work
#حضوری
خب من اینجا رو برای واحد کارآموزی دانشگاه اومدم. تو مصاحبه ازم دربارهی رزومم پرسیدن، همچنین کارهایی که قبلا کردم، اینکه کجا دوست دارم برم و کدوم بخش کار کنم، در ادامه بخشهای مختلفشون رو توضیح دادن و محصولشون رو معرفی کردن و در آخر هم یک سوال databaseای پرسیدن از نظر فنی که ببینن چقدر بلدم. مصاحبهی HR هم نداشتم و مستقیم گفتن بیا سر کار.
روزهای اول یکم فاز آنبوردینگ داشت کار، اینکه با محصولات شرکت آشنا بشم و دیگه بعدش افتادم تو کار با محصولات. خب تیم AI هم تازه تشکیل شده بود، بابت همین کل بخش text تیم AI رو دادن به من که پیش ببرم چون تو این حوزه هم کار کرده بودم قبلا.
دربارهی جوّ شرکت، خب جوّ شرکت صمیمیه نسبتا، مذهبی هم هست ولی خب اونقدر سختگیری وجود نداره. باید ساعت ورود و خروج زد ولی سر اون هم خیلی حساسیت ندارن. پارهوقت هم باشی میتونی هر وقت دوست داری بیای و بری، روی اون هم حساسیت ندارن البته فکر کنم وابسته به تیمی که داخلش کار میکنید هم باشه.
از نظر یادگیری، به علم AI من خیلی اضافه نشده، اما به علم Software Engineering من خیلی اضافه شده. مثلا کارهای Dockerای، بالا آوردن سرویسها، کارهای Object Oriented و کار با Database انجام دادم اینجا و بابتش راضیم.
یک خوبی دیگه شرکت اینه که شعبه در شهرهای دیگه هم داره و ازین بابت نسبت به خیلی از شرکتها برتری داره چون نیاز نیست حتما تهران باشی برای استخدام شدن. فضای شرکت هم واقعا صمیمی و منظمه، جلسات خوبی داره و کار هم خوب پیش میره و خروجی رو میشه دید. یکم لود کاریش زیاد هست بعضی وقتها چون دغدغهی محصول دارن ولی با بقیه مواردش من مشکلی ندارم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12❤10
برگزاری رویدادهای تخصصی حل مسئله
برگزاری دورههای توانمندسازی ورود به بازار کار
برگزاری رویدادهای نوآوری باز
حمایت از متخصصین برتر در زمینههای مختلف
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤15👍15
#کافهبازار
#حضوری
🍷 مدت حضور: ۸ ماه به عنوان Product Manager
اول از همه من اینو بگم که تجربهی من برای یک سال اخیر نیست و برای قبل از اونه، برای همین شاید متفاوت باشه از وضعیت حال حاضر کافه بازار مخصوصا بعد از تغییرات رخ داده در هلدینگ هزاردستان و کوچیک شدن یک سری تیمهای کافه بازار.
خب کافه بازار تعداد تیمهای زیادی داشت زمانی که من اونجا بودم. تیم ما یک تیم جدید بود که تازه تشکیل شده بود و مدیر محصول قبلی هم اپلای کرده بود و در حال خداحافظی از شرکت بود. در واقع کافه بازار اون زمان اینطوری بود که یک نیرویی که اپلای میکرد (عموما اپلایها هم به خارج از کشور بود)، یک نیروی جدید به جای اون شخص گرفته میشد. از باقی افراد هم همیشه میشنیدم شخصا که بیش از ۴۰ تا رزومه هر روز برای شرکت میاد ولی اکثریت رو ریجکت میکنن و یا میذارن تو waitlist و بعدا باهاشون تماس میگیرن وقتی که پوزیشن باز شد.
ما روی یک product جدید داشتیم کار میکردیم در نتیجه تیممون در ابتدا کوچیک بود. خب فضای کاری کافه بازار و شرکتهای هزاردستان اینطوریه که چهارشنبههای آخر ماهها یک برنامهای دارن به اسم چهارشنبگان که نیروهای جدید ابتدا اونجا معرفی میشن و بعدش productهای مختلف آپدیت میدن و کلا بحث شکل میگیره. بابت همین ما برنامهریزیهای کلیمون اینطوری بود که ماه به ماه آپدیت جدی داشته باشیم و هر روز هم یک سری کار پیش میبردیم و daily منظم داشتیم. کلا تو این مدتی که من در کافه بازار بودم، لود کاری بالا نبود، پایین هم نبود. در واقع اینطوری بود که فضای حضوری شرکت خیلی امکانات زیادی داشت و اکثرا هم میومدن حضوری، برای همین اکثر افراد ترغیب میشدن که حضوری بیان (تایمهای مختلف میومدن اعضای تیم) و کار پیش میرفت. تجربهی من در شرکتهای دیگه اینطوری بود که ریموت پیش میرفت فقط و خیلی سرعت کار پایین بود ولی کافه بازار اینطوری نبود.
خب از این بگذریم، دربارهی لود کاری بخوام جزئیتر بگم، یه خوبی شرکت این بود که نیاز نبود برای یک روز نیومدن گزارش بدیم از قبل و تیمها انعطاف بالایی داشتن. خود من وقتی برام کار پیش میاومد، تو اسلک تیم پیام میذاشتم که امروز نیستم و باقی بچهها کار رو پیش میبردن. بهخصوص یکی از بچههای تیم خیلی خوب هندل میکرد dailyها رو وقتی من نبودم و ازین بابت خیالم راحت بود.
دربارهی حقوق، حقوق شرکتهای هزاردستان کلا بالاتره نسبت به جاهای دیگه که من کار کردم. اینجا هم همینطوری بود. حقوق هر ماه هم کامل واریز میشد و کسری نداشت حتی اگر چند روز کار نکرده بودیم. حقوق من هم ۳۵ میلیون تومان بود اون زمان و الان احتمالا پوزیشن من حقوقش ۵۰ تومان باید باشه (با توجه به صحبتم با بچههای جدید میگم) و راضی هم بودم از این مورد.
دربارهی جوّ شرکت بخوام بگم، به نظرم جوّ خیلی مثبت بود. همه با هم دوست بودن و به هم کمک میکردن. خود شرکت هم خروجی داشت واقعا. واضحا کار کیفیت بالایی داشتیم انجام میدادیم و تاثیر میذاشتیم. برای هر موردی هم بودجهی کافی بود. مثلا یک طرحی رو میخواستیم از یک شرکت خارجی بخریم و ارتباطات شکل گرفت بینمون و این خرید رو دلاری انجام دادیم در اسرع وقت. همچنین شرکت چندتا دفتر داره و حتی تو مشهد هم دفتر داره و اکثر بچهها حضوری میومدن هر روز.
اما خب بعد یک مدتی یک سری تیمها تغییر کرد فضاشون و الان خیلی افراد تغییر کردن و شاید مثل قبل نباشه. برای همین اول متن هم گفتم که اطلاعات من برای امسال نیست و شاید دیگه مثل قبل نباشه. هر چند کلا فضای شرکتهای هزاردستان به واسطهی سبک کاریشون و همچنین درآمد هر کدوم، معمولا بهتره از باقی شرکتهای tech ایرانی.
✈️ @sharif_work
#حضوری
اول از همه من اینو بگم که تجربهی من برای یک سال اخیر نیست و برای قبل از اونه، برای همین شاید متفاوت باشه از وضعیت حال حاضر کافه بازار مخصوصا بعد از تغییرات رخ داده در هلدینگ هزاردستان و کوچیک شدن یک سری تیمهای کافه بازار.
خب کافه بازار تعداد تیمهای زیادی داشت زمانی که من اونجا بودم. تیم ما یک تیم جدید بود که تازه تشکیل شده بود و مدیر محصول قبلی هم اپلای کرده بود و در حال خداحافظی از شرکت بود. در واقع کافه بازار اون زمان اینطوری بود که یک نیرویی که اپلای میکرد (عموما اپلایها هم به خارج از کشور بود)، یک نیروی جدید به جای اون شخص گرفته میشد. از باقی افراد هم همیشه میشنیدم شخصا که بیش از ۴۰ تا رزومه هر روز برای شرکت میاد ولی اکثریت رو ریجکت میکنن و یا میذارن تو waitlist و بعدا باهاشون تماس میگیرن وقتی که پوزیشن باز شد.
ما روی یک product جدید داشتیم کار میکردیم در نتیجه تیممون در ابتدا کوچیک بود. خب فضای کاری کافه بازار و شرکتهای هزاردستان اینطوریه که چهارشنبههای آخر ماهها یک برنامهای دارن به اسم چهارشنبگان که نیروهای جدید ابتدا اونجا معرفی میشن و بعدش productهای مختلف آپدیت میدن و کلا بحث شکل میگیره. بابت همین ما برنامهریزیهای کلیمون اینطوری بود که ماه به ماه آپدیت جدی داشته باشیم و هر روز هم یک سری کار پیش میبردیم و daily منظم داشتیم. کلا تو این مدتی که من در کافه بازار بودم، لود کاری بالا نبود، پایین هم نبود. در واقع اینطوری بود که فضای حضوری شرکت خیلی امکانات زیادی داشت و اکثرا هم میومدن حضوری، برای همین اکثر افراد ترغیب میشدن که حضوری بیان (تایمهای مختلف میومدن اعضای تیم) و کار پیش میرفت. تجربهی من در شرکتهای دیگه اینطوری بود که ریموت پیش میرفت فقط و خیلی سرعت کار پایین بود ولی کافه بازار اینطوری نبود.
خب از این بگذریم، دربارهی لود کاری بخوام جزئیتر بگم، یه خوبی شرکت این بود که نیاز نبود برای یک روز نیومدن گزارش بدیم از قبل و تیمها انعطاف بالایی داشتن. خود من وقتی برام کار پیش میاومد، تو اسلک تیم پیام میذاشتم که امروز نیستم و باقی بچهها کار رو پیش میبردن. بهخصوص یکی از بچههای تیم خیلی خوب هندل میکرد dailyها رو وقتی من نبودم و ازین بابت خیالم راحت بود.
دربارهی حقوق، حقوق شرکتهای هزاردستان کلا بالاتره نسبت به جاهای دیگه که من کار کردم. اینجا هم همینطوری بود. حقوق هر ماه هم کامل واریز میشد و کسری نداشت حتی اگر چند روز کار نکرده بودیم. حقوق من هم ۳۵ میلیون تومان بود اون زمان و الان احتمالا پوزیشن من حقوقش ۵۰ تومان باید باشه (با توجه به صحبتم با بچههای جدید میگم) و راضی هم بودم از این مورد.
دربارهی جوّ شرکت بخوام بگم، به نظرم جوّ خیلی مثبت بود. همه با هم دوست بودن و به هم کمک میکردن. خود شرکت هم خروجی داشت واقعا. واضحا کار کیفیت بالایی داشتیم انجام میدادیم و تاثیر میذاشتیم. برای هر موردی هم بودجهی کافی بود. مثلا یک طرحی رو میخواستیم از یک شرکت خارجی بخریم و ارتباطات شکل گرفت بینمون و این خرید رو دلاری انجام دادیم در اسرع وقت. همچنین شرکت چندتا دفتر داره و حتی تو مشهد هم دفتر داره و اکثر بچهها حضوری میومدن هر روز.
اما خب بعد یک مدتی یک سری تیمها تغییر کرد فضاشون و الان خیلی افراد تغییر کردن و شاید مثل قبل نباشه. برای همین اول متن هم گفتم که اطلاعات من برای امسال نیست و شاید دیگه مثل قبل نباشه. هر چند کلا فضای شرکتهای هزاردستان به واسطهی سبک کاریشون و همچنین درآمد هر کدوم، معمولا بهتره از باقی شرکتهای tech ایرانی.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤32👍8
#ابرکلاس
#ریموت
🍷 مدت حضور: ۴ ماه به عنوان مربی برنامهنویسی
شرکت ابرکلاس یک سری دورهی آموزشی برنامهنویسی و مباحث المپیاد داره. برای این کلاسها هم با اساتید و مربیهای مختلف صحبت میکنن برای استخدام و آموزش. همچنین خود شرکت هم تیم فنی داره که تیم فنیش البته کوچیکه نسبت به تیم فنی شرکتهای دیگه.
تجربهی من شخصا در این شرکت کاملا به صورت ریموت بوده. روند کاری ما خیلی منظم و بدون بروکراسی هست. بروکراسی اداری شبیه شرکتهای دولتی نداره و تعداد افراد هم کمه و به نظرم این یکی از خوبیهای شرکته. همه هم برای بهبود سیستم تلاش میکنن و قرارداد هم شفاف هست و پرداخت حقوق هم کاملا به موقع. رفتارشون هم خیلی محترمانهست و شخصا بهتون کار در این شرکت رو پیشنهاد میکنم.
تنها چالشی که احتمالا این تیپ شرکتهای کوچیک داشته باشن و شرکتهای بزرگ اون رو پوشش میدن، عدم پیشرفت شغلی و تکراری بودن روند بعد از یک مدت کوتاهه. در واقع روندها بعد از یک مدت کوتاه تکراری میشن و چون ماهیت این شغل هم اینطوریه که مثلا در یک پوزیشنی مجموعا ۵ نفر کل اعضای تیم هستن، دیگه بعد یک مدت پیشرفت خاصی رخ نمیده، برای همین برای کار بلندمدت بهش فکر نکنید ولی برای کوتاهمدت پیشنهاد میکنم.
اگر بیشتر علاقهمند بودید دربارهی شرکت بدونید، سایتش اینجاست:
🔗 https://abarkelas.ir
✈️ @sharif_work
#ریموت
شرکت ابرکلاس یک سری دورهی آموزشی برنامهنویسی و مباحث المپیاد داره. برای این کلاسها هم با اساتید و مربیهای مختلف صحبت میکنن برای استخدام و آموزش. همچنین خود شرکت هم تیم فنی داره که تیم فنیش البته کوچیکه نسبت به تیم فنی شرکتهای دیگه.
تجربهی من شخصا در این شرکت کاملا به صورت ریموت بوده. روند کاری ما خیلی منظم و بدون بروکراسی هست. بروکراسی اداری شبیه شرکتهای دولتی نداره و تعداد افراد هم کمه و به نظرم این یکی از خوبیهای شرکته. همه هم برای بهبود سیستم تلاش میکنن و قرارداد هم شفاف هست و پرداخت حقوق هم کاملا به موقع. رفتارشون هم خیلی محترمانهست و شخصا بهتون کار در این شرکت رو پیشنهاد میکنم.
تنها چالشی که احتمالا این تیپ شرکتهای کوچیک داشته باشن و شرکتهای بزرگ اون رو پوشش میدن، عدم پیشرفت شغلی و تکراری بودن روند بعد از یک مدت کوتاهه. در واقع روندها بعد از یک مدت کوتاه تکراری میشن و چون ماهیت این شغل هم اینطوریه که مثلا در یک پوزیشنی مجموعا ۵ نفر کل اعضای تیم هستن، دیگه بعد یک مدت پیشرفت خاصی رخ نمیده، برای همین برای کار بلندمدت بهش فکر نکنید ولی برای کوتاهمدت پیشنهاد میکنم.
اگر بیشتر علاقهمند بودید دربارهی شرکت بدونید، سایتش اینجاست:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
abarkelas.ir
| ابرکلاس
مدرسه ی المپیاد آنلاین ابرکلاس. کلاس های المپیاد و کنکور با بهترین اساتید مدارس علامه حلی، انرژی اتمی و فرزانگان به همراه پکیج مشاوره و آزمون های ویژه
❤24👍10
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤23👍20