نارَنجی کوک
2 subscribers
19 photos
1 video
Nārangi Kūk | ‌ Orange in Tune

طنین درون

جایی برای کوک‌کردنِ نا-رنج‌ها
Download Telegram
کاش بفهمم که آدم‌ها قرار نیست منو درک کنن.
آدم‌ها حتی نزدیک‌ترین‌ها حرف‌ها و نگاه‌شون قضاوته؛ حتی وقتی از عمق قلبم خبر دارن و از جزئیات گذشته‌م تا امروز، تاریک‌ترین نقطه‌هامو می‌دونن.
کاش یاد بگیرم دردها، زخم‌ها و شکستگی‌هام رو برای خودم نگه دارم.
در من غزلی‌ست که هنوز
دنبالِ تو می‌گردد؛
تو جبران نمی‌شوی
با گریه‌های بسیار.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین من و تو فاصله‌هاست🫠🤍🕊️
کاش بفهمم که آدم‌ها قرار نیست منو درک کنن.
آدم‌ها حتی نزدیک‌ترین‌ها حرف‌ها و نگاه‌شون قضاوته؛ حتی وقتی از عمق قلبم خبر دارن و از جزئیات گذشته‌م تا امروز، تاریک‌ترین نقطه‌هامو می‌دونن.
کاش یاد بگیرم دردها، زخم‌ها و شکستگی‌هام رو برای خودم نگه دارم.
من گم شدم
توی حجم زیادی از دلتنگی
توی حجم زیادی از سیاهی

باز گم شدم
بین پریشونی
بین هیچ بودن
بین ناامید بودن
بین ترس
بین آینده
بین اینکه حالا چی نیشه
بین نتونستن
بین گمراهی و سردرگمی

هیچی ندارم و هیچی نیستم

اینکه من زنده موندم
دقیقاً همونجایم که شجریان گفت:
«این قفس چون دلم تنگ و تار است»

یکی از اون آدمایی که نیستم باشم شرم‌آوره

اینکه روز تولد من بود
روز شهادت خیلیا
اینکه اونا با کلی هدف
با روحیه جنگندگی
با امید
به جنگ، با شیطان رفتن

ولی من باز از نو شروع کردم
دوباره راه رفتن
توی مسیر تاریک و هولناک

بیرون اومدن اون حجم از ویدیوهای وحشتناک
از جنایت و قتل‌عام
و زمانی که اونا زنده بودن
انگار هنوز زنده‌ان

اون حجم از امید و شوق و زندگی
وقتی آدما نگاه می‌کنه
هیچ جوره نمی‌تونه باور کنه
اونا هستن که مردن
که کشته شدن

بیشتر قیافه‌های بی‌روح
خسته
غمگین ما
شباهت به مرگ داره

این زنده موندن
که معلوم نیست برای چی

خیلی قشنگن
همه اون روح‌هایی که پر کشیدن
اون همه شجاعت
اون زندگی
اون امید به صبح آزادی

حیف
اینکه ادامه‌دار نشد و پر کشید

پرواز قوها…
آره اونا پر کشیدن

با پر کشیدنشون
به قول اسرا
اون گلوله‌ها به ما اصابت کرد
اون ما و خانواده‌هاشون بودیم که زخمی شدیم

اون ویدیوهای اعمال خشونت به بسیجی
برای من تراپی نیست
ارضام نمی‌کنه
چون کافی نیست

این زجر کمه
خیلی باید بیشتر باشه
باید نفس توی سینه‌شون حبس بشه
مرگ لحظه به لحظه
نه توی یک لحظه

حس کنن
همون‌ کاری که با ۹۰ میلیون ایرانی کردن
همون‌طوری که با قتل‌عام ۳۶۵۰۰ نفر
نه فقط اونا رو
بلکه کاری کردن خانواده‌هاشون
مرگ لحظه به لحظه حس کنن

کافی نیست

کدوم دادگاه
کدوم عدالت
برای ضحاک و مارهای دوشش

وقتی بیمارستانی نبود
وقتی از توی آمبولانس شلیک کردن
مجروح‌ها رو بردن
بازداشت کردن
اعدام کردن
بدون هیچ دادگاهی

و آخرین ملاقاتگاه خانواده شد
کهریزک
با جنازه عزیزشون

وقتی مجروح‌های بی‌جون
بین جنازه‌ها دفن شدن

قرار ما با شما
بر سر گور تک‌تکتان
رقص‌کنان
شادی‌کنان

همین‌طوری که داغ
توی سرمای زمستون
به دلمون گذاشتید

آتش خشم ما
و خون این همون جوان شما
رو می‌گیره

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود
اما به خون جگر شود

بهار آزادی ما هم می‌رسه
دور نیست

ای خدا
ای فلک
ای طبیعت
شام تاریک ما را سحر کن
سوگند به عاشقان ایران.
ایران.
هرگز به تیغشان نَمیرد، فریادِ جاودانِ ما.
ذکر هر روز و هر شب:
کیرم توی خامنه‌ای و مادرِ جندش،
و جمهوریِ اسهالی و وحوش و اوباشش
هر لحظه، هر ثانیه
خامنه‌ای کص ننت