Paradise
وقتی اکسپلور میکنم از یکجایی بهبعد زمان میایسته به خودم میام درحالی که یک ودیو داره برای بار دهم تکرار میشه و من درحالی که حتی اسم اون آدم رو هم نمیدونم دارم براش اشک میریزم.
برای اینکه دیماه ۱۴۰۴ رو فراموش کنم، فقط باید بمیرم و توی دنیای دیگهای متولد بشم؛ جایی که رنجها انقدر کوچیکن که خم آوردن به ابرو براشون توهین به رنجهای ما توی این جغرافیاست.
جدیداً کمتر با فیلم و سریال و دراماها ارتباط میگیرم؛ بیشتر برام مثل یک ژانر تخیلیان. رنجها، دردها و دغدغههای ما به قدری بزرگه، به قدری ترسناکه که…
گاهی احساس میکنم همین رنج، بهای آزادیه، نه تاوان رنجهایی که به خاندان پهلوی تحمیل شد؛ تاوان انتخاب شوم ۵۷. اگه واقعاً اینطوره، نمیدونم چرا این نحسی تموم نمیشه.
وقتی اولین بار داستان ۷۲ نفر توی سد کرج رو شنیدم، برام خیلی وحشتناک بود. اما بعدش، دیِ اولش خیلی باشکوه بود. از اینترنشنال مردم رو دیدم و انقدر احساس غرور کردم که…
ولی بعد، فیلم جنازهها، موها، گورهای دستهجمعی، گروگان گرفتنِ بها در مقابل جنازهها، رقص روی گور، تجاوز و اعدام…
قبلاً حس میکردم میشه یه جایی از دنیا رفت، مهاجرت کرد و خوشبخت شد. الان احساس میکنم هر جای دنیا هم برم، دیگه خوب نمیشم. این زخمِ ایرانی بودن با گذر سالها، با عوض کردن جغرافیا خوب نمیشه.
و حتی نمیتونم بگم کاش برمیگشتیم به شش ماه قبل از جمهوری اسلامی؛ چون جمهوری اسلامی از بدو وجودش تا امروز با خون بوده، و هر جایی دندهعقب بگیریم، یک نیکا، یک مهسا، یک خدانور، یک ندا بوده.
جمهوری اسلامی قاتل نور، روشنایی و زیبایی است.
جدیداً کمتر با فیلم و سریال و دراماها ارتباط میگیرم؛ بیشتر برام مثل یک ژانر تخیلیان. رنجها، دردها و دغدغههای ما به قدری بزرگه، به قدری ترسناکه که…
گاهی احساس میکنم همین رنج، بهای آزادیه، نه تاوان رنجهایی که به خاندان پهلوی تحمیل شد؛ تاوان انتخاب شوم ۵۷. اگه واقعاً اینطوره، نمیدونم چرا این نحسی تموم نمیشه.
وقتی اولین بار داستان ۷۲ نفر توی سد کرج رو شنیدم، برام خیلی وحشتناک بود. اما بعدش، دیِ اولش خیلی باشکوه بود. از اینترنشنال مردم رو دیدم و انقدر احساس غرور کردم که…
ولی بعد، فیلم جنازهها، موها، گورهای دستهجمعی، گروگان گرفتنِ بها در مقابل جنازهها، رقص روی گور، تجاوز و اعدام…
قبلاً حس میکردم میشه یه جایی از دنیا رفت، مهاجرت کرد و خوشبخت شد. الان احساس میکنم هر جای دنیا هم برم، دیگه خوب نمیشم. این زخمِ ایرانی بودن با گذر سالها، با عوض کردن جغرافیا خوب نمیشه.
و حتی نمیتونم بگم کاش برمیگشتیم به شش ماه قبل از جمهوری اسلامی؛ چون جمهوری اسلامی از بدو وجودش تا امروز با خون بوده، و هر جایی دندهعقب بگیریم، یک نیکا، یک مهسا، یک خدانور، یک ندا بوده.
جمهوری اسلامی قاتل نور، روشنایی و زیبایی است.
با احترام به تمامی رشتهها، ولی کصکشا، هنر به خدا سخته، خیلیم سخته. 😭
به من از هوش مصنوعی، برق، بیولوژی و اینا نگیددددد.
من حتی نمیتونم با چتجیپیتی تقلب کنم. الان ویدئوساز زدنم کی میخواد بفرسته؟ کی میخواد جای من امتحان سلفژ بده؟
به من از هوش مصنوعی، برق، بیولوژی و اینا نگیددددد.
من حتی نمیتونم با چتجیپیتی تقلب کنم. الان ویدئوساز زدنم کی میخواد بفرسته؟ کی میخواد جای من امتحان سلفژ بده؟
یادی کنیم از تقلب تاریخ موسیقی ایرانیِ خانم سزاوار؛
که «حسینقلی» رو «حسین نُقلی»
و «ویُلُن» رو «ویلِن» تلفظ کردند. 😂🤌🏼
که «حسینقلی» رو «حسین نُقلی»
و «ویُلُن» رو «ویلِن» تلفظ کردند. 😂🤌🏼
🤣1
ولی ما مرزهای تقلب رو جابهجا کردیم. در یک روز هم جای پرتو، هم جای سوگند امتحان دادم و در قالب دو شخصیت عملکرد داشتم.
البته بماند که خانم سزاوار نزدیک بود با استرس، عملیات سریمون رو بگا بده.
ایدهپردازی و جعل اسناد: خانم سزاوار
اجراکننده عملیات: خانم مستحفظیان
البته بماند که خانم سزاوار نزدیک بود با استرس، عملیات سریمون رو بگا بده.
ایدهپردازی و جعل اسناد: خانم سزاوار
اجراکننده عملیات: خانم مستحفظیان
🤣1
نارَنجی کوک
اسمش کاملش پرتو مستحفظیان جمال آبادی هستش معلومه که دوست داره بره
آناهیتا وقتی میگه زهرا کاملا پیشبینی کرده بود؛ دیتایی که آناهیتا در طول تماس به زهرا داده بود:
از غیرقابلپیشبینی بودن آناهیتا اینجوری میتونم بگم:
تلفن رو جواب میدم، منتظرم بگه:
ایشلیبیدیش… من میخوام گوه باشم، من خوبم، من خوبم، من دارم هیچ کاری نمیکنم.
آناهیتا:
بچه، اون نالان تو سریال حسادت چی میشه؟ من یه هفتهست ذغالاخته ندیدم، چیا شده؟
یعنی واقعاً she is unpredictable؛ مثل آبوهوا. 😭😂
تلفن رو جواب میدم، منتظرم بگه:
ایشلیبیدیش… من میخوام گوه باشم، من خوبم، من خوبم، من دارم هیچ کاری نمیکنم.
آناهیتا:
بچه، اون نالان تو سریال حسادت چی میشه؟ من یه هفتهست ذغالاخته ندیدم، چیا شده؟
یعنی واقعاً she is unpredictable؛ مثل آبوهوا. 😭😂
نارَنجی کوک
یادی کنیم از تقلب تاریخ موسیقی ایرانیِ خانم سزاوار؛ که «حسینقلی» رو «حسین نُقلی» و «ویُلُن» رو «ویلِن» تلفظ کردند. 😂🤌🏼
تازه وسط امتحان از استرس رفتم
بالا اوردم😂😂😂🤣
بالا اوردم😂😂😂🤣
🤣1
Forwarded from آناهیتا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Reyhane✨
🤣🤣🤣
ببین واقعا دلم میخواد دوست پسر داشته باشم
ولی دلم نمیخواد دوست دختر کسی باشم🤣🤣
ببین واقعا دلم میخواد دوست پسر داشته باشم
ولی دلم نمیخواد دوست دختر کسی باشم🤣🤣