کز این منزلِ ویران بروم
خُرَّم آن روز کز این منزلِ ویران بروم
راحتِ جان طلبم و از پِیِ جانان بروم
گر چه دانم که به جایی نَبَرد راه غریب
من به بویِ سرِ آن زلفِ پریشان بروم
دلم از وحشتِ زندانِ سِکَندَر بگِرفت
رخت بربندم و تا مُلکِ سلیمان بروم
چون صبا با تنِ بیمار و دلِ بیطاقت
به هواداریِ آن سروِ خِرامان بروم
در رهِ او چو قلم گر به سرم باید رفت
با دلِ زخمکَش و دیدهٔ گریان بروم
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا درِ میکده شادان و غزلخوان بروم
به هواداری او ذَرِّهصفت، رقصکنان
تا لبِ چشمهٔ خورشیدِ درخشان بروم
تازیان را غمِ احوالِ گرانباران نیست
پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم
ور چو حافظ ز بیابان نبرم رَه بیرون
همرهِ کوکبهٔ آصفِ دوران بروم
حافظ
خُرَّم آن روز کز این منزلِ ویران بروم
راحتِ جان طلبم و از پِیِ جانان بروم
گر چه دانم که به جایی نَبَرد راه غریب
من به بویِ سرِ آن زلفِ پریشان بروم
دلم از وحشتِ زندانِ سِکَندَر بگِرفت
رخت بربندم و تا مُلکِ سلیمان بروم
چون صبا با تنِ بیمار و دلِ بیطاقت
به هواداریِ آن سروِ خِرامان بروم
در رهِ او چو قلم گر به سرم باید رفت
با دلِ زخمکَش و دیدهٔ گریان بروم
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا درِ میکده شادان و غزلخوان بروم
به هواداری او ذَرِّهصفت، رقصکنان
تا لبِ چشمهٔ خورشیدِ درخشان بروم
تازیان را غمِ احوالِ گرانباران نیست
پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم
ور چو حافظ ز بیابان نبرم رَه بیرون
همرهِ کوکبهٔ آصفِ دوران بروم
حافظ
Out of Distribution
هشت ماه از این پست میگذره و نبرد ادامه داره و امروز Gemini 2.5 این بار با حاشیه قابل توجه دوباره صدرنشین شد. تا همین چند وقت پیش یادمه که گوگل به شدت از رقابت LLMها عقب بود و حتی برخی تصور میکردند که بلایی که گوگل سر یاهو آورد این بار openai سر خودش میاره…
گویا openai نسخه جدیدی از 4o رونمایی کرد و صدرنشینی gemini به اندازه عمر پشه هم نشد. رقابت اینها اون بالا بسیار عجیبه از این نظر که سیاله. در واقع رقابت الانشون رقابت الانشون نیست مال چند وقت قبله.
اندر بلاهت Gemini در Structured Output
امروز میخواستم که یکجایی از یک پروژهای که از gpt-4o و structured output استفاده کرده بودیم رو به gemini تغییر بدم. فکر کردم خیلی اسم عوض میکنم و تمام اما زهی خیال باطل. اولا که schema ممکن gemini با schema مدل gpt4o یکی نیست. دوما از اون بدتر این که gemini وقتی میخواد مقدارهای خودش رو خروجی بده اونها رو به ترتیب رندوم خروجی میده! خب بزرگوار کل پوینت CoT به اینه که اولا توکنها ریزنینگ رو تولید کنی و بعد مقادیر رو استنتاج کنی.
امروز میخواستم که یکجایی از یک پروژهای که از gpt-4o و structured output استفاده کرده بودیم رو به gemini تغییر بدم. فکر کردم خیلی اسم عوض میکنم و تمام اما زهی خیال باطل. اولا که schema ممکن gemini با schema مدل gpt4o یکی نیست. دوما از اون بدتر این که gemini وقتی میخواد مقدارهای خودش رو خروجی بده اونها رو به ترتیب رندوم خروجی میده! خب بزرگوار کل پوینت CoT به اینه که اولا توکنها ریزنینگ رو تولید کنی و بعد مقادیر رو استنتاج کنی.
Out of Distribution
ارومیه، تار مویی میان پانترک و پانکرد ارومیه و کلا آذربایجان غربی موقعیت قابل تاملی دارند. منطقهای که ترکیبی از اقوام آذری و کرد و اقلیتی ارمنی هست. از طرفی بین سه منطقه خارجی قفقاز، کردستان و ترکیه قرار گرفته. این ویژگی جغرافیای و قومیتی خاص، این منطقه…
ایسنا
اعلام شرایط بحرانی در یزد/استقرار تانکرهای آبرسانی در میادین شهر
ایسنا/یزد آبفای یزد با اعلام شرایط قرمز و بحرانی، از شهروندان در سراسر استان خواست با صرفه جویی در مصرف از افت فشار و قطعی آب در شرایط قطع آب انتقالی به استان پیشگیری کنند.
در نظر بگیرید که نیازی نیست حتما دو گروه از دو قومیت مختلف باشند تا با هم به مرحله نزاع برسند. جغرافیای خشک ایران و اقتصاد خشکترش، کار رو به جایی میتونن برسونن که اصفهانیها و یزدیها هم با هم بر سر آب به جنگ برسند. در این دعوا واقعا نمیشه یک طرفه قضاوت کرد. یزدیها به آب آشامیدنی نیاز دارند و از اونور هم کشاورز اصفهانی وقتی میبینه که با خشکسالی، رونق کارش گرفته شده، تحت فشار بحران اقتصادی به مرحلهای میرسه که حاضر میشه به چنین کار احمقانهای دست بزنه. همین.
سَلامٌ للذين أحبُّهم عبثاً
سلام بر آنان که بیهوده دوستشان دارم.
محمود درویش
سلام بر آنان که بیهوده دوستشان دارم.
محمود درویش
می ده که عمر در سرِ سودای خام رفت
ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفت
دَردِه قدح که موسمِ ناموس و نام رفت
وقتِ عزیز رفت بیا تا قضا کنیم
عمری که بی حضور صُراحی و جام رفت
مستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودی
در عرصهٔ خیال که آمد، کدام رفت
بر بوی آن که جرعهٔ جامت به ما رسد
در مَصطَبِه دعایِ تو هر صبح و شام رفت
دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید
تا بویی از نسیمِ میاش در مشام رفت
زاهد غرور داشت، سلامت نبرد راه
رند از رهِ نیاز به دارالسلام رفت
نقدِ دلی که بود مرا صرف باده شد
قلبِ سیاه بود از آن در حرام رفت
در تابِ توبه چند توان سوخت همچو عود؟
می ده که عمر در سرِ سودای خام رفت
دیگر مکن نصیحتِ حافظ که ره نیافت
گمگشتهای که بادهٔ نابش به کام رفت
حافظ
ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفت
دَردِه قدح که موسمِ ناموس و نام رفت
وقتِ عزیز رفت بیا تا قضا کنیم
عمری که بی حضور صُراحی و جام رفت
مستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودی
در عرصهٔ خیال که آمد، کدام رفت
بر بوی آن که جرعهٔ جامت به ما رسد
در مَصطَبِه دعایِ تو هر صبح و شام رفت
دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید
تا بویی از نسیمِ میاش در مشام رفت
زاهد غرور داشت، سلامت نبرد راه
رند از رهِ نیاز به دارالسلام رفت
نقدِ دلی که بود مرا صرف باده شد
قلبِ سیاه بود از آن در حرام رفت
در تابِ توبه چند توان سوخت همچو عود؟
می ده که عمر در سرِ سودای خام رفت
دیگر مکن نصیحتِ حافظ که ره نیافت
گمگشتهای که بادهٔ نابش به کام رفت
حافظ
باگ قانون اساسی آمریکا: سناریوی عجیب ۲۰۲۸
آمریکا و ایران با این که هر دو بر سیستم ریاست جمهوری متکیاند اما تفاوتهای مهمی با هم دارند. یکی از این تفاوتها در مورد شرایط اضطراری برای رییس جمهوره. به این معنی که مثلا اگر اتفاقی برای رییس جمهور افتاد (فوت، استعفا یا استیضاح) در اون صورت بعدش چه اتفاقی میافته؟ قانون اساسی ایران این شکلیه که ظرف مدت کوتاهی باید انتخابات ریاست جمهوری برگزار بشه و رییس جمهور بعدی انتخاب بشه، قانون اساسی آمریکا اما این شکلیه که معاون رییس جمهور تا پایان دوره ۴ سالهای که قرار بوده اون رییس جمهور باشه، به عنوان رییس جمهور ادامه میده (به همین علت هم کاندیدای ریاست جمهوری موظفند که معاونشون رو قبل از انتخابات معرفی کنند)
یکی دیگه از تفاوتها بر سر تعداد بار ریاست جمهوریه، در قانون اساسی ایران هر کسی میتونه هر چه قدر که شد رییس جمهور بشه با این شرط که نباید بیش از دو دوره متوالی بشه. در قانون اساسی آمریکا اما هر کس فقط میتونه دو بار "انتخاب" بشه. در نتیجه مثلا ترامپ طبق قانون اساسی نمیتونه برای ۲۰۲۸ کاندید بشه. اما یک لحظه مکث کنید و به پاراگراف اول فکر کنید. بله! قانون اساسی آمریکا به علت اون شرایط اضطراری پس از رییس جمهور یک باگی داره که ترامپ میتونه ازش استفاده کنه. میتونه سناریو محتمل این جوری باشه که ونس در سال ۲۰۲۸ کاندید ریاست جمهوری بشه و ترامپ هم به عنوان VP اش باشه و اون وقت بعد از بردن، ونس استعفا بده و ترامپ رییس جمهور بشه! این جا اما باز یک مانع قانونی میتونه وجود داشته باشه، متمم دوازده قانون اساسی آمریکا چنین جملهای داره:
no person constitutionally ineligible to the office of President shall be eligible to that of Vice-President of the United States
هیچ فردی که از نظر قانون اساسی واجد شرایط ریاست جمهوری نباشه، واجد شرایط برای VP شدن هم نیست! در واقع مخالفین ترامپ به استناد همین بند میگن که ترامپ نمیتونه در سال ۲۰۲۸ VP بشه ولی حامیان ترامپ معتقدند که نص قانون در اینجا گفته که ترامپ به طور قانونی از خدمت به عنوان رئیسجمهور منع نشده، فقط از انتخاب شدن به عنوان رئیسجمهور منع شده. در واقع یک بحث زبانی اینجا بر سر تفسر قانون شکل میگیره!
اما این پایان ماجرا نیست. اگر ترامپ واقعا بخواد در ۲۰۲۸ چنین کاری کنه و به عنوان VP وارد رقابتهای انتخاباتی بشه در اون صورت دموکراتها که باختشون قطعیه مجبورند متوسل به آخرین مهرهشون بشن و متناظر با ترامپ، اوباما رو به عنوان VP وارد گود کنند. اگر واقعا سه سال دیگه چنین سناریویی رخ بده خیلی عجیب و تماشایی خواهد بود.
پینوشت: روح کارل اشمیت اکنون در قبر در حال خندیدنه.
آمریکا و ایران با این که هر دو بر سیستم ریاست جمهوری متکیاند اما تفاوتهای مهمی با هم دارند. یکی از این تفاوتها در مورد شرایط اضطراری برای رییس جمهوره. به این معنی که مثلا اگر اتفاقی برای رییس جمهور افتاد (فوت، استعفا یا استیضاح) در اون صورت بعدش چه اتفاقی میافته؟ قانون اساسی ایران این شکلیه که ظرف مدت کوتاهی باید انتخابات ریاست جمهوری برگزار بشه و رییس جمهور بعدی انتخاب بشه، قانون اساسی آمریکا اما این شکلیه که معاون رییس جمهور تا پایان دوره ۴ سالهای که قرار بوده اون رییس جمهور باشه، به عنوان رییس جمهور ادامه میده (به همین علت هم کاندیدای ریاست جمهوری موظفند که معاونشون رو قبل از انتخابات معرفی کنند)
یکی دیگه از تفاوتها بر سر تعداد بار ریاست جمهوریه، در قانون اساسی ایران هر کسی میتونه هر چه قدر که شد رییس جمهور بشه با این شرط که نباید بیش از دو دوره متوالی بشه. در قانون اساسی آمریکا اما هر کس فقط میتونه دو بار "انتخاب" بشه. در نتیجه مثلا ترامپ طبق قانون اساسی نمیتونه برای ۲۰۲۸ کاندید بشه. اما یک لحظه مکث کنید و به پاراگراف اول فکر کنید. بله! قانون اساسی آمریکا به علت اون شرایط اضطراری پس از رییس جمهور یک باگی داره که ترامپ میتونه ازش استفاده کنه. میتونه سناریو محتمل این جوری باشه که ونس در سال ۲۰۲۸ کاندید ریاست جمهوری بشه و ترامپ هم به عنوان VP اش باشه و اون وقت بعد از بردن، ونس استعفا بده و ترامپ رییس جمهور بشه! این جا اما باز یک مانع قانونی میتونه وجود داشته باشه، متمم دوازده قانون اساسی آمریکا چنین جملهای داره:
no person constitutionally ineligible to the office of President shall be eligible to that of Vice-President of the United States
هیچ فردی که از نظر قانون اساسی واجد شرایط ریاست جمهوری نباشه، واجد شرایط برای VP شدن هم نیست! در واقع مخالفین ترامپ به استناد همین بند میگن که ترامپ نمیتونه در سال ۲۰۲۸ VP بشه ولی حامیان ترامپ معتقدند که نص قانون در اینجا گفته که ترامپ به طور قانونی از خدمت به عنوان رئیسجمهور منع نشده، فقط از انتخاب شدن به عنوان رئیسجمهور منع شده. در واقع یک بحث زبانی اینجا بر سر تفسر قانون شکل میگیره!
اما این پایان ماجرا نیست. اگر ترامپ واقعا بخواد در ۲۰۲۸ چنین کاری کنه و به عنوان VP وارد رقابتهای انتخاباتی بشه در اون صورت دموکراتها که باختشون قطعیه مجبورند متوسل به آخرین مهرهشون بشن و متناظر با ترامپ، اوباما رو به عنوان VP وارد گود کنند. اگر واقعا سه سال دیگه چنین سناریویی رخ بده خیلی عجیب و تماشایی خواهد بود.
پینوشت: روح کارل اشمیت اکنون در قبر در حال خندیدنه.
من خود آن سیزدهم
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام
جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم
منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
پدرت گوهر خود را به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم
عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم
هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود
که به بازار تو کاری نگشود از هنرم
سیزده را همه عالم به در آیند از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم
تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس
خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم
از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر
شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم
خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت
شهریارا چه کنم لعلم و والا گهرم
شهریار
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام
جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم
منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
پدرت گوهر خود را به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم
عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم
هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود
که به بازار تو کاری نگشود از هنرم
سیزده را همه عالم به در آیند از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم
تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس
خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم
از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر
شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم
خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت
شهریارا چه کنم لعلم و والا گهرم
شهریار
Out of Distribution
در ستایش چای چند وقت پیش به مصاحبه جایی رفته بودم و در ابتدای جلسه فنجان چای جلویمان گذاشتند. معمولا آدم عاقل اندکی تاخیر میکند و بعد چای را مینوشد اما من آن قدر تشنه و خسته بودم که فنجان را همان اول نوازش کرده و چای را جرعه جرعه نوشیدم. همین اتفاق انگیزه…
بنده متاسفانه به چای دمی اعتیاد دارم. در روزهایی که خونه یا سر کار هستم متوسط چندین لیوان میخورم، ولی روزهایی که جاهای دیگهای مثل دانشگاه هستم دسترسیام به چای دمی صعبه. میخواستم اینجا بپرسم علم در این زمینه چه قدر پیشرفت کرده و خفنترین گجتی که در این زمینه در بازار ایران هست چیه؟ (راهکاری پیشرفتهتر و پورتالتر از چایسازهای رایج میخوام، در حالت اتوپیا مثلا وقتی در کلاس یا کتابخونه هستم چطور بتونم چند لیوان چای داغ دمی بخورم)