Out of Distribution
2.37K subscribers
472 photos
9 videos
9 files
275 links
Download Telegram
Out of Distribution
دیشب بی‌حوصله بودم و دوباره مقداری ور رفتم. تصاویر به نظر خودم قشنگ اند ولی وقتی مقایسه می‌کنم می‌بینم که حسی که از کشیدن یک دایره و رنگ کردنش می‌گیرم خیلی متفاوت‌تره تا این که یک پرامپت می‌دم به هوش مصنوعی و برام تصویر تولید می‌کنه. شاید هنر صرفا اون outcome…
امروز دیدم یک مدل متن به تصویر جدیدی به نام reve اومده و خیلی ازش تعریف شده. من هم دیگه به عادت مالوف و از روی فان و تفریح مقداری باهاش ور رفتم نتایج این شد که می‌بینید. نکته‌ای که در توییتر هم خیلی مورد بحث بود توانایی عالی reve در خروجی‌دادن درست و صحیح متن هستش که جالبه.

لینک:
reve.art
Out of Distribution
راجع به رده‌بندی الو و LMSYS Chatbot Arena و Gemini و اینها گوگل پس از چندی خفت و خواری در زمینه LLM‌ها، سرانجام هفته پیش یک اتفاق مهم، یک اتفاق شاد رو تجربه کرد. اون اتفاق هم این بود که مدل Gemini-1.5-Pro سرانجام تونست صدرنشین بنچمارک LMSYS بشه و بالاتر…
هشت ماه از این پست می‌گذره و نبرد ادامه داره و امروز Gemini 2.5 این بار با حاشیه قابل توجه دوباره صدرنشین شد. تا همین چند وقت پیش یادمه که گوگل به شدت از رقابت LLM‌ها عقب بود و حتی برخی تصور می‌کردند که بلایی که گوگل سر یاهو آورد این بار openai سر خودش میاره اما گوگل دلاور بازگشت خوبی رو تا اینجا به رقابت داشته. عملکردشون در این چند وقت و مخصوصا از Gemini 1.5 به بعد جذاب بوده.

لینک:
https://blog.google/technology/google-deepmind/gemini-model-thinking-updates-march-2025/#gemini-2-5-thinking

پی‌نوشت: از این که سرعت رشد و رقابت بین این‌ها این قدر بالاست و سرعت رشد من نسبت به اینها صفره و اصلا ما جایی از این بازی نیستیم، افسرده‌ام. یارب چقدر فاصله‌ی دست و زبان است
ارومیه، تار مویی میان پان‌ترک و پان‌کرد

ارومیه و کلا آذربایجان غربی موقعیت قابل تاملی دارند. منطقه‌ای که ترکیبی از اقوام آذری و کرد و اقلیتی ارمنی هست. از طرفی بین سه منطقه خارجی قفقاز، کردستان و ترکیه قرار گرفته. این ویژگی جغرافیای و قومیتی خاص، این منطقه رو مستعد درگیری‌های شدید کرده. اتفاقاتی که در این هفته در ارومیه افتاد نسبت به اتفاقات بعد از جنگ جهانی اول هیچ بود. در جنگ جهانی اول و در شرایط فلج بودن دولت مرکزی ایران، ارومیه تبدیل به محل نزاع بین عثمانی و روسیه و ارمنی‌ها در پی تشکیل کشور مستقل و کردها شد و بسیاری فجایع قتل و غارت درش رخ داد. درگیری قومیتی و تمایلات جدایی طلبانه در ایران چیز غیرعادی نیستند ولی اون چیزی که داستان ارومیه رو نسبت به بقیه جاهای ایران متمایزتر می‌کنه، اینه که اگر در بقیه جغرافیای مرزی ایران بین دو گروه دعوای قومیتی هست معمولا اونجاها یک گروه از گروه دیگه داخلی‌تر محسوب می‌شه و صرفا یک گروه تمایلات جدایی طلبانه داره ولی در ارومیه در بدترین حالت می‌شه شاهد حضور همزمان تمایلات جدایی طلبی پان ترکی و پان کردی بود. جایی که به علت نزدیک به مناطق مختلف خارجی می تونه اتش بحران رو شعله‌ورتر کنه.

گذشته از شرایط جمعیتی و جغرافیایی، دعواهای قومیتی خطیر هستند. فرض کنید روزی در خیابون با کسی دعواتون می‌شه و مثلا سر شما در اثنای دعوا می‌شکنه. شما احتمالا خاطره دعوا و آسیب براتون میمونه اما این خاطره به شما جهت دهی نمی‌ده. حالا فرض کنید در خیابون با یکی دعواتون می‌شه و از روی ظاهر یا لهجه طرف، قومیت یا صنفش رو می‌شناسید. احتمالا تا عمر دارید وقتی شخص دیگه ای رو از اون قومیت یا صنف ببینید براتون اون خاطره ناگوار و حس خطر و بی اعتمادی تداعی می‌شه. و این نسل اندار نسل ممکنه انتقال پیدا کنه بچه شما هم می‌بینه و این حس منفی‌اش رو به نسل بعدی منتقل می‌کنه. و اصلا حتی شاید شما هم اون واقعه دعوا و آسیب رو تجربه نکنید و صرفا بشنیود یکی از یک قومیتی یکی از قومیت شما رو آسیب زده. بدون این که فکر کنید که مقصر چه کسی بوده این حس ترس و ناامنی در خودآگاه یا ناخودآگاه شما شکل می‌گیره. این چرخه باطل شکسته نمی‌شه مگر این که آدم‌ها به قدری با هم در ارتباط باشند و آدم‌های مختلفی از قومیت‌های مختلف رو تجربه کنند تا اون حس تمایزشون کمرنگ‌تر بشه و اشتراکات دیگه‌ای پررنگ بشن. فرض کنید مثلا در دنیایی میگن علی‌آبادی‌ها آدم‌های خشنی هستند و اگر شما در زندگیتون با ده تا علی آبادی درست دوست بوده باشید اگر حتی یک علی آبادی خشنی ببینید در ذهنتون تعمیم پیدا نمیکنه.

به هر صورت تفاوت‌های قومیتی با یک جرقه میتونن منجر به یک انفجار بشن. اتفاقی که این هفته در ارومیه بین ترک ها و کردها افتاد قابلیت این که به جاهای بدتری بکشه رو داشت و خدا رو شکر زود خاتمه پیدا کرد. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که گروه‌های مختلف از نظر قومیتی، زبانی، فرهنگی، مذهب و صنفی با هم تفاوت دارند. هر جرقه در گروهی اگر بخواد پاسخ گروهی از سمت دیگه رو داشته باشه منجر به انفجار می‌شه. سیاست بهینه در این بین باید برقراری مماشات گروه‌های مختلف با هم و همچنین جلوگیری از تحرکات گروهی در راستای واگرایی باشه. در واقع مرز رفتاری در رفتار درست با چنین مقوله‌ای برای قدرت مرکزی بسیار ظریف و باریکه. تلاش برای دخالت و پذیرفتن تمایزات در عین این که واگرایی بیشتری ایجاد نشه خیلی حرکت ظریف و خطرناکیه
زندگی را باید رو به جلو زیست، اما فقط می‌توان آن را رو به عقب فهمید.

سورن کیرکگور
کز این منزلِ ویران بروم

خُرَّم آن روز کز این منزلِ ویران بروم
راحتِ جان طلبم و از پِیِ جانان بروم

گر چه دانم که به جایی نَبَرد راه غریب
من به بویِ سرِ آن زلفِ پریشان بروم

دلم از وحشتِ زندانِ سِکَندَر بگِرفت
رخت بربندم و تا مُلکِ سلیمان بروم

چون صبا با تنِ بیمار و دلِ بی‌طاقت
به هواداریِ آن سروِ خِرامان بروم

در رهِ او چو قلم گر به سرم باید رفت
با دلِ زخم‌کَش و دیدهٔ گریان بروم

نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا درِ میکده شادان و غزل‌خوان بروم

به هواداری او ذَرِّه‌صفت، رقص‌کنان
تا لبِ چشمهٔ خورشیدِ درخشان بروم

تازیان را غمِ احوالِ گران‌باران نیست
پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم

ور چو حافظ ز بیابان نبرم رَه بیرون
همرهِ کوکبهٔ آصفِ دوران بروم

حافظ
امیدوارم خدا در حکم کفاره لحاظ کنه
Out of Distribution
هشت ماه از این پست می‌گذره و نبرد ادامه داره و امروز Gemini 2.5 این بار با حاشیه قابل توجه دوباره صدرنشین شد. تا همین چند وقت پیش یادمه که گوگل به شدت از رقابت LLM‌ها عقب بود و حتی برخی تصور می‌کردند که بلایی که گوگل سر یاهو آورد این بار openai سر خودش میاره…
گویا openai نسخه جدیدی از 4o رونمایی کرد و صدرنشینی gemini به اندازه عمر پشه هم نشد. رقابت این‌ها اون بالا بسیار عجیبه از این نظر که سیاله. در واقع رقابت الانشون رقابت الانشون نیست مال چند وقت قبله.
اندر بلاهت Gemini در Structured Output

امروز می‌خواستم که یکجایی از یک پروژه‌ای که از gpt-4o و structured output استفاده کرده بودیم رو به gemini تغییر بدم. فکر کردم خیلی اسم عوض می‌کنم و تمام اما زهی خیال باطل. اولا که schema ممکن gemini با schema مدل gpt4o یکی نیست. دوما از اون بدتر این که gemini وقتی می‌خواد مقدارهای خودش رو خروجی بده اون‌ها رو به ترتیب رندوم خروجی می‌ده! خب بزرگوار کل پوینت CoT به اینه که اولا توکن‌ها ریزنینگ رو تولید کنی و بعد مقادیر رو استنتاج کنی.
Out of Distribution
ارومیه، تار مویی میان پان‌ترک و پان‌کرد ارومیه و کلا آذربایجان غربی موقعیت قابل تاملی دارند. منطقه‌ای که ترکیبی از اقوام آذری و کرد و اقلیتی ارمنی هست. از طرفی بین سه منطقه خارجی قفقاز، کردستان و ترکیه قرار گرفته. این ویژگی جغرافیای و قومیتی خاص، این منطقه…
در نظر بگیرید که نیازی نیست حتما دو گروه از دو قومیت مختلف باشند تا با هم به مرحله نزاع برسند. جغرافیای خشک ایران و اقتصاد خشک‌ترش، کار رو به جایی می‌تونن برسونن که اصفهانی‌ها و یزدی‌ها هم با هم بر سر آب به جنگ برسند. در این دعوا واقعا نمی‌شه یک طرفه قضاوت کرد. یزدی‌ها به آب آشامیدنی نیاز دارند و از اونور هم کشاورز اصفهانی وقتی می‌بینه که با خشک‌سالی، رونق کارش گرفته شده، تحت فشار بحران اقتصادی به مرحله‌ای می‌رسه که حاضر می‌شه به چنین کار احمقانه‌ای دست بزنه. همین.
سَلامٌ للذين أحبُّهم عبثاً
سلام بر آنان که بیهوده دوستشان دارم.

محمود درویش
می ده که عمر در سرِ سودای خام رفت

ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفت
دَردِه قدح که موسمِ ناموس و نام رفت

وقتِ عزیز رفت بیا تا قضا کنیم
عمری که بی حضور صُراحی و جام رفت

مستم کن آن چنان که ندانم ز بی‌خودی
در عرصهٔ خیال که آمد، کدام رفت

بر بوی آن که جرعهٔ جامت به ما رسد
در مَصطَبِه دعایِ تو هر صبح و شام رفت

دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید
تا بویی از نسیمِ می‌اش در مشام رفت

زاهد غرور داشت، سلامت نبرد راه
رند از رهِ نیاز به دارالسلام رفت

نقدِ دلی که بود مرا صرف باده شد
قلبِ سیاه بود از آن در حرام رفت

در تابِ توبه چند توان سوخت همچو عود؟
می ده که عمر در سرِ سودای خام رفت

دیگر مکن نصیحتِ حافظ که ره نیافت
گمگشته‌ای که بادهٔ نابش به کام رفت

حافظ
باگ قانون اساسی آمریکا: سناریوی عجیب ۲۰۲۸

آمریکا و ایران با این که هر دو بر سیستم ریاست جمهوری متکی‌اند اما تفاوت‌های مهمی با هم دارند. یکی از این تفاوت‌ها در مورد شرایط اضطراری برای رییس جمهوره. به این معنی که مثلا اگر اتفاقی برای رییس جمهور افتاد (فوت، استعفا یا استیضاح) در اون صورت بعدش چه اتفاقی می‌افته؟ قانون اساسی ایران این شکلیه که ظرف مدت کوتاهی باید انتخابات ریاست جمهوری برگزار بشه و رییس جمهور بعدی انتخاب بشه، قانون اساسی آمریکا اما این شکلیه که معاون رییس جمهور تا پایان دوره ۴ ساله‌ای که قرار بوده اون رییس جمهور باشه، به عنوان رییس جمهور ادامه میده (به همین علت هم کاندیدای ریاست جمهوری موظفند که معاونشون رو قبل از انتخابات معرفی کنند)

یکی دیگه از تفاوت‌ها بر سر تعداد بار ریاست جمهوریه، در قانون اساسی ایران هر کسی می‌تونه هر چه قدر که شد رییس جمهور بشه با این شرط که نباید بیش از دو دوره متوالی بشه. در قانون اساسی آمریکا اما هر کس فقط می‌تونه دو بار "انتخاب" بشه. در نتیجه مثلا ترامپ طبق قانون اساسی نمی‌تونه برای ۲۰۲۸ کاندید بشه. اما یک لحظه مکث کنید و به پاراگراف اول فکر کنید. بله! قانون اساسی آمریکا به علت اون شرایط اضطراری پس از رییس جمهور یک باگی داره که ترامپ می‌تونه ازش استفاده کنه. میتونه سناریو محتمل این جوری باشه که ونس در سال ۲۰۲۸ کاندید ریاست جمهوری بشه و ترامپ هم به عنوان VP اش باشه و اون وقت بعد از بردن، ونس استعفا بده و ترامپ رییس جمهور بشه! این جا اما باز یک مانع قانونی می‌تونه وجود داشته باشه، متمم دوازده قانون اساسی آمریکا چنین جمله‌ای داره:

no person constitutionally ineligible to the office of President shall be eligible to that of Vice-President of the United States

هیچ فردی که از نظر قانون اساسی واجد شرایط ریاست جمهوری نباشه، واجد شرایط برای VP شدن هم نیست! در واقع مخالفین ترامپ به استناد همین بند می‌گن که ترامپ نمی‌تونه در سال ۲۰۲۸ VP بشه ولی حامیان ترامپ معتقدند که نص قانون در اینجا گفته که ترامپ به طور قانونی از خدمت به عنوان رئیس‌جمهور منع نشده، فقط از انتخاب شدن به عنوان رئیس‌جمهور منع شده. در واقع یک بحث زبانی اینجا بر سر تفسر قانون شکل می‌گیره!

اما این پایان ماجرا نیست. اگر ترامپ واقعا بخواد در ۲۰۲۸ چنین کاری کنه و به عنوان VP وارد رقابت‌های انتخاباتی بشه در اون صورت دموکرات‌ها که باختشون قطعیه مجبورند متوسل به آخرین مهره‌شون بشن و متناظر با ترامپ، اوباما رو به عنوان VP وارد گود کنند. اگر واقعا سه سال دیگه چنین سناریویی رخ بده خیلی عجیب و تماشایی خواهد بود.

پی‌نوشت: روح کارل اشمیت اکنون در قبر در حال خندیدنه.