❤20❤🔥3👌2🕊2
Forwarded from بماند به یادگار ...
بي لب و دندان آن داناي راز
نشنوي از ني نواي دلنواز
از نوازشهاي آن نوش آفرين مي شود
اين ناله ني دلنشين
دلنشين تر مي شود وقتي که او
مي نشيند با دلت در گفت و گو
سر به گوشت مي گذارد گوش کن
نغمه هاي نعز او را نوش کن
او نشان عاشقان دارد ببين
عاشقي صد داغ عشقش بر جبين
عاشقان چون زندگي زاينده اند
عاشقان در عاشقان پابنده اند
🖊. هوشنگ ابتهاج
🎤. لیلا
🍂
https://xn--r1a.website/mehrnampakzad
نشنوي از ني نواي دلنواز
از نوازشهاي آن نوش آفرين مي شود
اين ناله ني دلنشين
دلنشين تر مي شود وقتي که او
مي نشيند با دلت در گفت و گو
سر به گوشت مي گذارد گوش کن
نغمه هاي نعز او را نوش کن
او نشان عاشقان دارد ببين
عاشقي صد داغ عشقش بر جبين
عاشقان چون زندگي زاينده اند
عاشقان در عاشقان پابنده اند
🖊. هوشنگ ابتهاج
🎤. لیلا
🍂
https://xn--r1a.website/mehrnampakzad
❤12
"بیاعتباری جهان گذران" و "عشق"، دو نوای اصیل و دلنشین از شعری راستین است و ممکن نیست یکی از این دو نوا بی اهتزاز آن دیگری بلند شود.
احساس بیاعتباری جهان گذران، شعلهی عشق را در دل شاعر میافروزد و فقط عشق است که بر این بی اعتبار گذران، غلبه میکند، که زندگی را از نو سرشار میکند و به آن ابدیت میبخشد؛ لااقل اگر چنین بودی ندارد چنین نمودی دارد.
و عشق جلوهای از جهان مطلوب را به شاعر مینمایاند، جهانی که در آن، تقدیر، مغلوب و آزادی حاکم است.
درد جاودانگی
#میگل_د_اونامونو
@motaeeal
احساس بیاعتباری جهان گذران، شعلهی عشق را در دل شاعر میافروزد و فقط عشق است که بر این بی اعتبار گذران، غلبه میکند، که زندگی را از نو سرشار میکند و به آن ابدیت میبخشد؛ لااقل اگر چنین بودی ندارد چنین نمودی دارد.
و عشق جلوهای از جهان مطلوب را به شاعر مینمایاند، جهانی که در آن، تقدیر، مغلوب و آزادی حاکم است.
درد جاودانگی
#میگل_د_اونامونو
@motaeeal
❤10
❤13🕊4👏2
👌11❤9
❤14👍1
❤20👌3🕊2👍1👏1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیا گلخونه کن ویرونه ها رو
که قمری جای زاغا رو بگیره
نمیخام گلدون مادر بزرگم
رو طاقچه از بوی غربت بمیره
که قمری جای زاغا رو بگیره
نمیخام گلدون مادر بزرگم
رو طاقچه از بوی غربت بمیره
❤8👍3
❤16🕊3👍2
"اول و آخر یار"
بیاد مادر بزرگم ، یاربانویی اهل حق و حقیقت (صحنه)
(مریدی از خاندان حضرت ذوالنورِ قلندر)
که در جوانی کوچ و پرواز میکند
و مرده شوری دیو سیرت از خرابه های دینور به جایش می نشیند .
(...دوشیزه ای را از بین دوشیزادگان این سرزمین به عنوان تنها یار و معشوق خود برگزیدم، ولی دچار رشک و حسادت عروس پریان شدم .
در پیکر پاک و ظریفش روح پلیدی دمیدند و او را به بیماری صعب العلاج گرفتار کردند ، سپس فرستادگان خود را گسیل کردند تا او را به غارهای جادویی خود بکشانند.......
"خاکستر سالها و آتش جاویدان
هشت کتاب ، جبران خلیل جبران")
این چنین است شیوه ایام
زاغ در باغ و بلبل اندر دارم
عباس شهری
بیاد مادر بزرگم ، یاربانویی اهل حق و حقیقت (صحنه)
(مریدی از خاندان حضرت ذوالنورِ قلندر)
که در جوانی کوچ و پرواز میکند
و مرده شوری دیو سیرت از خرابه های دینور به جایش می نشیند .
(...دوشیزه ای را از بین دوشیزادگان این سرزمین به عنوان تنها یار و معشوق خود برگزیدم، ولی دچار رشک و حسادت عروس پریان شدم .
در پیکر پاک و ظریفش روح پلیدی دمیدند و او را به بیماری صعب العلاج گرفتار کردند ، سپس فرستادگان خود را گسیل کردند تا او را به غارهای جادویی خود بکشانند.......
"خاکستر سالها و آتش جاویدان
هشت کتاب ، جبران خلیل جبران")
این چنین است شیوه ایام
زاغ در باغ و بلبل اندر دارم
عباس شهری
❤🔥12❤6👏2👍1