معدن ادب و فروتنی بودند؛ آقای احسانیزاد عزیز - دبیر شیمی (۳۴ سال قبل پای درسشان بودیم.)
این اواخر موقع پیادهروی بیشتر از قبل میدیدمشان؛ از بس موقع اظهار ادب و سلام، فروتنی میکردند، آدمی شرمنده میشد؛ چنانکه گاهی خجالت میکشیدی که حتی سلامی کنی و بعد مایهی زحمتشان شوی!
روزهای کرونا، آن روزها که از شدت همهگیری کاسته شده بود ولی هنوز ماسک مستولی بود، از جیبشان شکلاتی نعنایی درآوردند و گفتند: «میگن مفیده.»
آن یک شیرینی شکلات در گنجینه یادهای من، مانده است تا همین امروز، تا همیشه.
🌱
خدایت بیامرزد «ابراهیم»
🖤 @mmoeeni1
این اواخر موقع پیادهروی بیشتر از قبل میدیدمشان؛ از بس موقع اظهار ادب و سلام، فروتنی میکردند، آدمی شرمنده میشد؛ چنانکه گاهی خجالت میکشیدی که حتی سلامی کنی و بعد مایهی زحمتشان شوی!
روزهای کرونا، آن روزها که از شدت همهگیری کاسته شده بود ولی هنوز ماسک مستولی بود، از جیبشان شکلاتی نعنایی درآوردند و گفتند: «میگن مفیده.»
آن یک شیرینی شکلات در گنجینه یادهای من، مانده است تا همین امروز، تا همیشه.
🌱
خدایت بیامرزد «ابراهیم»
🖤 @mmoeeni1
❤32😢8💔1👀1
Forwarded from شین ☔️
https://goo.gl/PIOkos
🕋 «ما به آخرین امضاهای پیامبر درباره زنان استناد میکنیم» 🕋
میتوانم ادعا کنم که هر چه از اسلام یک به طرف اسلام دو و از اسلام دو به طرف اسلام سه میرویم، موضعگیری نسبت به زنان منفیتر می شود(*).
به اعتقاد من، آنچه که وضع زنان را در اسلام دو و طبعا در اسلام سه به اینجا کشاند، غفلت از «روند» حرکت اسلام بود.
مثال خیلی سادهای میزنم:
فرض کنید کارفرمایی، کارگری را استخدام کند و سال اول به او ماهی هزار تومان حقوق بدهد، سال دوم ماهی دو هزار تومان، سال سوم ماهی سه هزار تومان و به همین ترتیب. حال فرض کنید کارفرما در سال دهم و زمانی که ماهی ده هزارتومان به کارگر خود، خود حقوق میدهد، از دنیا برود. ورثه کارفرما، میخواهد تکلیف حقوق کارگر را برای سالهای بعد تعیین کنند. بین ورثه دو دیدگاه وجود دارد: یک دیدگاه معتقد است افزایش حقوق کارگر طی سالهای کاری روند مشخصی داشته است و آن ها هم باید تابع همان روند باشند. به عبارتی آنها هم باید هر سال به حقوق او ماهی هزار تومان اضافه کنند. دیدگاه دوم معتقد است که حقوق کارگر باید همان باشد که پدر در زمان فوت به او میداده است. آنها به آخرین امضای پدرشان استناد میکنند و معتقدند که امضای پدر قداست دارد و اگر این کارگر تا چهل سال دیگر هم بخواهد برای آنها کار کند، نباید حقوق او را بیشتر کنند. طرفداران دیدگاه اول به عمل پدر و در واقع روح پیام او استناد میکنند.
شما کدام یک از این دو دیدگاه را به پدر وفادارتر میدانید؟ به نظر میآید آنهایی که روند رفتار و کردار پدر را در نظر گرفتهاند، به او وفادارتر بودهاند تا آنهایی که به یک امضا قداست بخشیدهاند.
.
انصاف این است که پیامبر اسلام برای بهبود بخشیدن به وضع زنان، روندی را آغاز کرد. در 23 سال حیات ایشان، این روند همواره رو به جلو و بهبود بود. منتها بعضی فقها، روند حرکت او را فراموش کردهاند و یا اصلا به آن توجه نکردهاند. آنها میگویند ما به آخرین امضاهای پیامبر درباره زنان استناد میکنیم و بر آن جزم و جمود میورزیم. کافی است که به وضع زنان شبه جزیره در زمان بعثت پیامبر نظر بیاندازید. زن مالک هیچ چیزی نبود، اساسا خود زن مملوک بود، ازدواج نوعی خرید و فروش بود، و مردان وقتی از زنان خود خسته و دلزده میشدند، آنها را با هم معاوضه میکردند؛ نزدیک به بیست و هفت - هشت نوع رفتار جنسی غیرانسانی در آنجا متعارف بود. این شواهد جز تحقیر زن و شی تلقی کردن او بیانگر چه چیز دیگری است؟
اما پیامبر در طول 23 سال پیامبری خویش بسیاری از این ارزشها را به تناسب موقعیت، تغییر داد. حال برخی فقها میگویند ما میخواهیم تا صیح قیامت بر اساس آخرین کاری که پیامبر کرد عمل کنیم. اگر آنان روند حرکت پیامیر را در نظر میگرفتند و متناسب با اوضاع و احوال زمانه پیش میرفتند، اسلام دو و طبعا اسلام سه، کارش به اینجا نمیکشید. به همین دلیل است که هر چه از اسلام یک به طرف اسلام دو و از اسلام دو به طرف اسلام سه میرویم، تلقی منفیتری نسبت به زنان دیده میشود.
📚 منبع: مصطفی ملکیان، کتاب «مشتاقی و مهجوری»، بخش «زن، مرد، کدام تصویر؟»، نشر نگاه معاصر
🔴 (*) از لفظ "اسلام" سه چیز میتوان اراده کرد: اسلام یک، اسلام دو و اسلام سه.
1️⃣ اسلام یک، مجموعه متون مقدس مسلمانان یا همان کتاب و سنت و یا به تعبیر دیگر، مجموعه مکتوباتی است که حکایتگر اقوال و افعال کسانی است که فوق سوال و چون و چرا تلقی میشوند.
2️⃣ اسلام دو، مجموعه همه کتابها، رسایل و مقالاتی است که از گذشتگان مسلمان ما باقی بمانده و به دست ما رسیده است.
3️⃣ اسلام سه، اسلام در مقام عمل است؛ یعنی مجموعه همه افعالی که مسلمانان از آغاز تا کنون انجام دادهاند، به علاوه همه اوضاع و احوالی که از آن افعال ناشی شده است.
✅ @mmoeeni1
🕋 «ما به آخرین امضاهای پیامبر درباره زنان استناد میکنیم» 🕋
میتوانم ادعا کنم که هر چه از اسلام یک به طرف اسلام دو و از اسلام دو به طرف اسلام سه میرویم، موضعگیری نسبت به زنان منفیتر می شود(*).
به اعتقاد من، آنچه که وضع زنان را در اسلام دو و طبعا در اسلام سه به اینجا کشاند، غفلت از «روند» حرکت اسلام بود.
مثال خیلی سادهای میزنم:
فرض کنید کارفرمایی، کارگری را استخدام کند و سال اول به او ماهی هزار تومان حقوق بدهد، سال دوم ماهی دو هزار تومان، سال سوم ماهی سه هزار تومان و به همین ترتیب. حال فرض کنید کارفرما در سال دهم و زمانی که ماهی ده هزارتومان به کارگر خود، خود حقوق میدهد، از دنیا برود. ورثه کارفرما، میخواهد تکلیف حقوق کارگر را برای سالهای بعد تعیین کنند. بین ورثه دو دیدگاه وجود دارد: یک دیدگاه معتقد است افزایش حقوق کارگر طی سالهای کاری روند مشخصی داشته است و آن ها هم باید تابع همان روند باشند. به عبارتی آنها هم باید هر سال به حقوق او ماهی هزار تومان اضافه کنند. دیدگاه دوم معتقد است که حقوق کارگر باید همان باشد که پدر در زمان فوت به او میداده است. آنها به آخرین امضای پدرشان استناد میکنند و معتقدند که امضای پدر قداست دارد و اگر این کارگر تا چهل سال دیگر هم بخواهد برای آنها کار کند، نباید حقوق او را بیشتر کنند. طرفداران دیدگاه اول به عمل پدر و در واقع روح پیام او استناد میکنند.
شما کدام یک از این دو دیدگاه را به پدر وفادارتر میدانید؟ به نظر میآید آنهایی که روند رفتار و کردار پدر را در نظر گرفتهاند، به او وفادارتر بودهاند تا آنهایی که به یک امضا قداست بخشیدهاند.
.
انصاف این است که پیامبر اسلام برای بهبود بخشیدن به وضع زنان، روندی را آغاز کرد. در 23 سال حیات ایشان، این روند همواره رو به جلو و بهبود بود. منتها بعضی فقها، روند حرکت او را فراموش کردهاند و یا اصلا به آن توجه نکردهاند. آنها میگویند ما به آخرین امضاهای پیامبر درباره زنان استناد میکنیم و بر آن جزم و جمود میورزیم. کافی است که به وضع زنان شبه جزیره در زمان بعثت پیامبر نظر بیاندازید. زن مالک هیچ چیزی نبود، اساسا خود زن مملوک بود، ازدواج نوعی خرید و فروش بود، و مردان وقتی از زنان خود خسته و دلزده میشدند، آنها را با هم معاوضه میکردند؛ نزدیک به بیست و هفت - هشت نوع رفتار جنسی غیرانسانی در آنجا متعارف بود. این شواهد جز تحقیر زن و شی تلقی کردن او بیانگر چه چیز دیگری است؟
اما پیامبر در طول 23 سال پیامبری خویش بسیاری از این ارزشها را به تناسب موقعیت، تغییر داد. حال برخی فقها میگویند ما میخواهیم تا صیح قیامت بر اساس آخرین کاری که پیامبر کرد عمل کنیم. اگر آنان روند حرکت پیامیر را در نظر میگرفتند و متناسب با اوضاع و احوال زمانه پیش میرفتند، اسلام دو و طبعا اسلام سه، کارش به اینجا نمیکشید. به همین دلیل است که هر چه از اسلام یک به طرف اسلام دو و از اسلام دو به طرف اسلام سه میرویم، تلقی منفیتری نسبت به زنان دیده میشود.
📚 منبع: مصطفی ملکیان، کتاب «مشتاقی و مهجوری»، بخش «زن، مرد، کدام تصویر؟»، نشر نگاه معاصر
🔴 (*) از لفظ "اسلام" سه چیز میتوان اراده کرد: اسلام یک، اسلام دو و اسلام سه.
1️⃣ اسلام یک، مجموعه متون مقدس مسلمانان یا همان کتاب و سنت و یا به تعبیر دیگر، مجموعه مکتوباتی است که حکایتگر اقوال و افعال کسانی است که فوق سوال و چون و چرا تلقی میشوند.
2️⃣ اسلام دو، مجموعه همه کتابها، رسایل و مقالاتی است که از گذشتگان مسلمان ما باقی بمانده و به دست ما رسیده است.
3️⃣ اسلام سه، اسلام در مقام عمل است؛ یعنی مجموعه همه افعالی که مسلمانان از آغاز تا کنون انجام دادهاند، به علاوه همه اوضاع و احوالی که از آن افعال ناشی شده است.
✅ @mmoeeni1
👍7❤4👎2😁2👌2
.
«ملال پنجره را، آسمان به باران شست» - حسین منزوی
باران!
کجایی؟
آسمانات نیست یا پنجرهها خالی از نگاهاند؟
☔️
«ملال پنجره را، آسمان به باران شست» - حسین منزوی
باران!
کجایی؟
آسمانات نیست یا پنجرهها خالی از نگاهاند؟
☔️
❤14💔6😢2
.
سعید جلیلی گفته که «دشمن دارد شکست میخورد، پشت خیمهاش هستیم اما عدهای میگویند تغییر پارادایم دهیم.»
این ادعا، به استناد آمار و ارقام ِ واقعی (از تورم و فقر عمومی فزاینده تا بحران آب و هوا و برق و گاز و شاخصهای فساد و فرار مغزها و ...)، وقتی منطقی و معقولانه به نظر میرسد که دشمن، «ایران» و «ایرانی» تلقی شود!
☔️ @mmoeeni1
سعید جلیلی گفته که «دشمن دارد شکست میخورد، پشت خیمهاش هستیم اما عدهای میگویند تغییر پارادایم دهیم.»
این ادعا، به استناد آمار و ارقام ِ واقعی (از تورم و فقر عمومی فزاینده تا بحران آب و هوا و برق و گاز و شاخصهای فساد و فرار مغزها و ...)، وقتی منطقی و معقولانه به نظر میرسد که دشمن، «ایران» و «ایرانی» تلقی شود!
☔️ @mmoeeni1
👍25👏3🤬2❤1👌1🥴1
.
▪️ تورم، اخلاق را هم بر باد میدهد!
کتاب «تورم و اخلاق» کتابی مهم است که محتوا و درس آن، هنوز مایه عبرت بسیاری، از جمله در کشور ما، نشده است (اگر فرض کنیم که تورم و خالی کردن جیب مردم، «منکر» است و «هدف» نیست). کتاب، متن صحبتهای دیپلمات و تاریخدان آمریکاییست در اوایل قرن گذشته راجع به مصائب اقتصادی بعد از انقلاب فرانسه و اینکه چطور خلق پول کاغذی بدون پشتوانه و #تورم، #اخلاق مردمان را هم منهدم میکند؛ جدای از این که اوضاع اقتصادی هم بد و بدتر میشود.
جان مکی در پیشگفتاری بر این کتاب که به بررسی رویه چاپ بیحساب پول بعد از انقلاب فرانسه و تورم ناشی از آن پرداخته، با اشاره به شکست تمام تلاشهای مبتنی بر قدرت بیترمز دولت در محدود ساختن قیمت کالاها، نتیجه تلخ را این چنین توصیف میکند: «آنچه باقی ماند میراثی از تخریب اخلاقی و مالی بود که یکی از پیشروترین و با انگیزهترین ملل اروپا [فرانسه] را هنوز دنبال میکند.»
در این کتاب آمده که «[در پی تورم فزاینده بعد از انقلاب (اواخر قرن۱۸) در فرانسه] آنچه هزاران کارگر را از گرسنگی نجات داد، استخدام آنها در ارتش و فرستاده شدن به جنگهای خارجی و کشته شدن در میادین جنگ بود!»(ص۵۷) یا «هر ناظر معقول تاریخ امور مالی میداند که بعد از هر انتشار گسترده پول [بدون پشتوانه]، بنابر قوانین طبیعی، قیمتها به سرعت با میزان جدید پول تطبیق پیدا میکند و در نتیجه دوباره مسئله ناکافی بودن پول برمیگردد [و نیاز به چاپ پول ِ بیشتر احساس میشود]»(ص۶۸) و «از تمام ترفندهایی که برای چاپیدن طبقات زحمتکش بشر اختراع شده، هیچکدام کاراتر از اغفال آنها با پول کاغذی [پول بدون پشتوانه و منتهی به تورم] نیست.» (نقل از دانیل وبستر، ص۵۷)
پسانداز نکردن، فریبکاری و شیوع بیاعتمادی اگر عیب و ایراد و رذایل اخلاقی محسوب شوند، تورم بیشک مایه حیات این رذایل است!
☔️ @mmoeeni1
▪️ تورم، اخلاق را هم بر باد میدهد!
کتاب «تورم و اخلاق» کتابی مهم است که محتوا و درس آن، هنوز مایه عبرت بسیاری، از جمله در کشور ما، نشده است (اگر فرض کنیم که تورم و خالی کردن جیب مردم، «منکر» است و «هدف» نیست). کتاب، متن صحبتهای دیپلمات و تاریخدان آمریکاییست در اوایل قرن گذشته راجع به مصائب اقتصادی بعد از انقلاب فرانسه و اینکه چطور خلق پول کاغذی بدون پشتوانه و #تورم، #اخلاق مردمان را هم منهدم میکند؛ جدای از این که اوضاع اقتصادی هم بد و بدتر میشود.
جان مکی در پیشگفتاری بر این کتاب که به بررسی رویه چاپ بیحساب پول بعد از انقلاب فرانسه و تورم ناشی از آن پرداخته، با اشاره به شکست تمام تلاشهای مبتنی بر قدرت بیترمز دولت در محدود ساختن قیمت کالاها، نتیجه تلخ را این چنین توصیف میکند: «آنچه باقی ماند میراثی از تخریب اخلاقی و مالی بود که یکی از پیشروترین و با انگیزهترین ملل اروپا [فرانسه] را هنوز دنبال میکند.»
در این کتاب آمده که «[در پی تورم فزاینده بعد از انقلاب (اواخر قرن۱۸) در فرانسه] آنچه هزاران کارگر را از گرسنگی نجات داد، استخدام آنها در ارتش و فرستاده شدن به جنگهای خارجی و کشته شدن در میادین جنگ بود!»(ص۵۷) یا «هر ناظر معقول تاریخ امور مالی میداند که بعد از هر انتشار گسترده پول [بدون پشتوانه]، بنابر قوانین طبیعی، قیمتها به سرعت با میزان جدید پول تطبیق پیدا میکند و در نتیجه دوباره مسئله ناکافی بودن پول برمیگردد [و نیاز به چاپ پول ِ بیشتر احساس میشود]»(ص۶۸) و «از تمام ترفندهایی که برای چاپیدن طبقات زحمتکش بشر اختراع شده، هیچکدام کاراتر از اغفال آنها با پول کاغذی [پول بدون پشتوانه و منتهی به تورم] نیست.» (نقل از دانیل وبستر، ص۵۷)
پسانداز نکردن، فریبکاری و شیوع بیاعتمادی اگر عیب و ایراد و رذایل اخلاقی محسوب شوند، تورم بیشک مایه حیات این رذایل است!
☔️ @mmoeeni1
Telegram
pic
📚 کتاب
👍14❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
◾️ آوار
دکتر عبدهتبریزی میگوید که نگرانی اصلی او تورم است؛ احتمالا امسال به 60 درصد خواهد رسید و اگر مجلس چهارچوب لایحه بودجه دولت را به هم بریزد، سال بعد هم تورم 60 درصد خواهد شد! در این صورت بیاعتمادی به پول ملی فراگیر و در نتیجه اقتصاد «دُلاریزه» میشود؛ آنگاه تورم 70 و 80 درصد نخواهد شد، همه قیمتها آزاد و تورم به 2 و 3 هزار درصد خواهد رسید! ... و قیمتهای آزاد سر به فلککشیده، روی سر مردم آوار خواهد شد!
☔️ @mmoeeni1
◾️ آوار
دکتر عبدهتبریزی میگوید که نگرانی اصلی او تورم است؛ احتمالا امسال به 60 درصد خواهد رسید و اگر مجلس چهارچوب لایحه بودجه دولت را به هم بریزد، سال بعد هم تورم 60 درصد خواهد شد! در این صورت بیاعتمادی به پول ملی فراگیر و در نتیجه اقتصاد «دُلاریزه» میشود؛ آنگاه تورم 70 و 80 درصد نخواهد شد، همه قیمتها آزاد و تورم به 2 و 3 هزار درصد خواهد رسید! ... و قیمتهای آزاد سر به فلککشیده، روی سر مردم آوار خواهد شد!
☔️ @mmoeeni1
😢6👍4😱3❤1
شین ☔️
. ◾️ آوار دکتر عبدهتبریزی میگوید که نگرانی اصلی او تورم است؛ احتمالا امسال به 60 درصد خواهد رسید و اگر مجلس چهارچوب لایحه بودجه دولت را به هم بریزد، سال بعد هم تورم 60 درصد خواهد شد! در این صورت بیاعتمادی به پول ملی فراگیر و در نتیجه اقتصاد «دُلاریزه»…
.
دکتر حسین عبدهتبریزی:
➕ از دنیای اقتصاد
☔️ @mmoeeni1
دکتر حسین عبدهتبریزی:
آنچه گفتم این بود که تورمهای بسیار بالا مسیری مشخص دارند و اگر آن مسیر را نشناسیم، ممکن است ناگهان با جهشی روبهرو شویم که برای جامعه بسیار پرهزینه و زیانبار است ... گذار از تورم ۶۰ یا ۷۰ درصدی به تورمهای چند هزاردرصدی یک فرآیند تدریجی خطی نیست. اینطور نیست که هر سال ۵۰درصد اضافه شود و برسد به ۳۰۰۰درصد. یک نقطه شکست دارد؛ نقطهای که در آن اعتماد به پول ملی فرو میریزد. آن عددها برای هشدار درباره ماهیت این شکست بود، نه برای ترساندن مردم ... ایران در مسیری خطرناک است، اما هنوز وارد فاز انفجاری نشده. تفاوت این دو خیلی مهم است. هنوز مردم ریال را نگاه میدارند، هنوز حقوقها ماهانه پرداخت میشود، هنوز سپرده بانکی وجود دارد. اینها یعنی ما هنوز از خط قرمز عبور نکردهایم. اما همزمان علائمی دیده میشود که اگر نادیده گرفته شود، میتواند ما را به نقطه شکست نزدیک کند ... مهمترین علامت هشداردهنده دلاریزهشدن ذهنی اقتصاد است؛ اینکه مردم همهچیز را با دلار میسنجند، حتی اگر معامله ریالی باشد. علامت دوم فشار فزاینده تامین کسری بودجه از مسیر فروش اوراق به بانکهاست. علامت سوم نرخهای بهره بسیار بالا برای فروش اوراق است. اینها هنوز بحران نیستند، اما چراغ زردهای پررنگ هستند ... ناامیدی زمانی ایجاد میشود که واقعیت پنهان بماند و بعد جامعه ناگهان غافلگیر شود ... جمعبندی من روشن است. ایران در مسیر ونزوئلا نیست، اما در مسیری شبیه آرژانتینِ قبل از انفجار تورمی قرار دارد. فاصله بین تورم ۶۰ درصدی تا تورمهای چند هزاردرصدی فاصله زمانی نیست، فاصله رفتاری است. تا وقتی ریال نگاهداشتنی باشد، حتی با تورم بالا، انفجار رخ نمیدهد. لحظهای که نگاهداشتن ریال غیرعقلایی شود و همه بخواهند از آن فرار کنند، جهش اتفاق میافتد؛ آن هم ناگهانی. البته همانطور که احتمال انفجار تورمی ناگهانی وجود دارد، جلوگیری از آن هم با اخذ تصمیمات درست ممکن است: مهار واقعی کسری بودجه، توقف انتقال بار تامین مالی دولت به بانکها و ارسال سیگنال معتبری که نشان دهد سیاستگذار کنترل را از دست نداده است ... تله آرژانتینی، تورم مزمنِ قابلتحمل، قبل از نقطه شکست است. آنچه در مصاحبه از آن بهعنوان «مسیر شبیه آرژانتین» یادشده، وضعیتی است که تورم بالاست (70–4۰درصد)، اما پول ملی هنوز نگاهداشتنی است، حقوقها پرداخت میشود، بانکها کار میکنند و اوراق بدهی دولت خریدار دارد (هرچند با نرخ بهرهی بسیار بالا). در این وضعیت، اقتصاد دلاریزه ذهنی میشود (همه قیمتها با دلار سنجیده میشوند)، ولی دلاریزه رفتاری کامل رخ نداده است؛ یعنی هنوز همه از ریال فرار نکردهاند. این همان تلهای است که آرژانتین سالها در آن ماند: تورم بالا، کسری بودجه مزمن، استقراض دولت از بانکها و بازار بدهی، اما بدون فروپاشی ناگهانی. در این مرحله، خطر اصلی «عادتکردن سیاستگذار به تورم بالا»ست. این عادت، جامعه را آرامآرام به آستانه شکست میبرد. اما در تله ونزوئلایی، عبور از نقطه شکست و فروپاشی اعتماد پولی رخ داده است. تله ونزوئلایی بعد از عبور از خط قرمز شروع میشود، نه قبل از آن. در این مرحله، ریال (یا بولیوار) دیگر نگاهداشتنی نیست، مردم بهمحض دریافت پول، آن را خرج یا تبدیل میکنند، تورم از حالت «بالا» به حالت انفجاری میرسد، جهش تورم خطی نیست، ناگهانی است (هزاران درصدی).
➕ از دنیای اقتصاد
☔️ @mmoeeni1
👍4👎1👌1
.
✅ هیجان و غرور راه به نجات نمیبرد
بخشی از مردم، رضا پهلوی را «تنها» آلترناتیو احتمالی میدانند شاید فقط به این دلیل که «پدر» و «پدر بزرگش» سابقه حکومتداری دارند؛ با «خود»ش و سابقهاش و با نوع حکومتداری محمدرضا شاه ِ مستبد (هرچند به زعم کسانی: خیرخواه) که با مدیریت اقتصادی غلط بعد از فوران درآمدهای نفتی (طی چهار سال آخر سلطنت)، ریشهیابی نادرست و پیشبینی نکردن و مهار اعتراضها و انقلاب، خود از بانیان وضع موجود است، انگار اصلا کاری ندارند! این بیچارگی (نداشتن چارهی دیگر!) نیست؟!
شاید یکی از دلایل مهم بیتابیهای غریب، دافعه زیاد و فحاشی بیمرز بخش بزرگی از این جریان (یا کسانی که وانمود میکنند سلطنتطلباند) علیه کسانی که آنان را مخالف و حتی منتقد رضا پهلوی میدانند (و این خود را در تعاملات فضای مجازی به روشنی نشان میدهد)، این باشد که گمان میکنند اصل اکسیر را یافته، معجزه بزرگی دیدهاند و دیگران از کوردلی نمیبینند و نمیفهمند و داخل آدم نیستند و مستحق انواع توهیناند!
از دیگر عوارض این بیچارگی، گاهی جعل تاریخ در حد افسانهسازی از خاندان پهلوی است؛ نشانهای از اینکه جاعلان باور دارند «رزومه» پهلوی حتما نیاز به بازپروری تاریخی دارد و به طور مجرد و واقعی، زیاده قابل دفاع نیست!
این نخوت و غرور (از جمله ناشی از ندیدن همه واقعیت)، به شارژ و هدایت سلطنتطلب«نما»های سایبری، هم سلطنتطلبان و هم کلیت معترضان و معارضان را زمینگیر و از مسائل اصلی دور کرده است.
رشد نارضایتی عمومی ناشی از شرایط کمسابقهی وخیم اقتصادی کشور و فقر دامنگستر، جبهه این جریان را تقویت میکند و کیست نداند که تقویت جریانی که دچار نخوت و غرور و هیجان است و با اختیار خود همه واقعیتها را نمیبیند و نمیشنود، امیدها به نجات را کمرنگ و حتی زایل میکند اگر که مدعی نشویم موجب نگرانی بیشتر میشود چرا که هر چه هیجان و واقعیتگریزی بیشتر، سرخوردگی آتی هم بیشتر.
➕ سعی میکنم همه واقعیت را ببینم!
مرتبط:
1. «مگر جز خیانت و چپاول و ستم، کاری هم کردند؟»
2. نقطه اشتراک انقلابیون و سلطنتطلبان!
3. هشداری برای ۲۹ سال بعد!
4. محمدرضا پهلوی گاه حاضر به مصاحبه چالشی میشد
5. درآمد خاندان پهلوی
6. عباس مسعودی چیزی نمانده بود سکته کند!
7. قرائتی از ریشههای انقلاب 57
8. از شاه میترسیدند
9. شاه: «مرزهای ایران تا شاخ آفریقا ادامه دارد»!
10. همهی تاریخ
☔️ @mmoeeni1
✅ هیجان و غرور راه به نجات نمیبرد
بخشی از مردم، رضا پهلوی را «تنها» آلترناتیو احتمالی میدانند شاید فقط به این دلیل که «پدر» و «پدر بزرگش» سابقه حکومتداری دارند؛ با «خود»ش و سابقهاش و با نوع حکومتداری محمدرضا شاه ِ مستبد (هرچند به زعم کسانی: خیرخواه) که با مدیریت اقتصادی غلط بعد از فوران درآمدهای نفتی (طی چهار سال آخر سلطنت)، ریشهیابی نادرست و پیشبینی نکردن و مهار اعتراضها و انقلاب، خود از بانیان وضع موجود است، انگار اصلا کاری ندارند! این بیچارگی (نداشتن چارهی دیگر!) نیست؟!
شاید یکی از دلایل مهم بیتابیهای غریب، دافعه زیاد و فحاشی بیمرز بخش بزرگی از این جریان (یا کسانی که وانمود میکنند سلطنتطلباند) علیه کسانی که آنان را مخالف و حتی منتقد رضا پهلوی میدانند (و این خود را در تعاملات فضای مجازی به روشنی نشان میدهد)، این باشد که گمان میکنند اصل اکسیر را یافته، معجزه بزرگی دیدهاند و دیگران از کوردلی نمیبینند و نمیفهمند و داخل آدم نیستند و مستحق انواع توهیناند!
از دیگر عوارض این بیچارگی، گاهی جعل تاریخ در حد افسانهسازی از خاندان پهلوی است؛ نشانهای از اینکه جاعلان باور دارند «رزومه» پهلوی حتما نیاز به بازپروری تاریخی دارد و به طور مجرد و واقعی، زیاده قابل دفاع نیست!
این نخوت و غرور (از جمله ناشی از ندیدن همه واقعیت)، به شارژ و هدایت سلطنتطلب«نما»های سایبری، هم سلطنتطلبان و هم کلیت معترضان و معارضان را زمینگیر و از مسائل اصلی دور کرده است.
رشد نارضایتی عمومی ناشی از شرایط کمسابقهی وخیم اقتصادی کشور و فقر دامنگستر، جبهه این جریان را تقویت میکند و کیست نداند که تقویت جریانی که دچار نخوت و غرور و هیجان است و با اختیار خود همه واقعیتها را نمیبیند و نمیشنود، امیدها به نجات را کمرنگ و حتی زایل میکند اگر که مدعی نشویم موجب نگرانی بیشتر میشود چرا که هر چه هیجان و واقعیتگریزی بیشتر، سرخوردگی آتی هم بیشتر.
➕ سعی میکنم همه واقعیت را ببینم!
مرتبط:
1. «مگر جز خیانت و چپاول و ستم، کاری هم کردند؟»
2. نقطه اشتراک انقلابیون و سلطنتطلبان!
3. هشداری برای ۲۹ سال بعد!
4. محمدرضا پهلوی گاه حاضر به مصاحبه چالشی میشد
5. درآمد خاندان پهلوی
6. عباس مسعودی چیزی نمانده بود سکته کند!
7. قرائتی از ریشههای انقلاب 57
8. از شاه میترسیدند
9. شاه: «مرزهای ایران تا شاخ آفریقا ادامه دارد»!
10. همهی تاریخ
☔️ @mmoeeni1
👏11👎3😐2❤1
.
▪️ فریبی به اسم «کنترل قیمتها»
در مواجهه با گرانی یک «دلخوشکنک»، فریب و توهمـی هست به اسم «کنترل بازار» یا «کنترل قیمتها» که متولیان امور سمّ آن را در معرض استفاده مردم قرار میدهند تا بباورانند میتوانند بدون رجوع به ریشههای مصائب اقتصادی، با جریمه گرانفروش و قیمتگذاریهای دستوری، معیشت مردم را نجات دهند!
شوروی و کشورهای کمونیستی بلوک شرق سابقه درخشانی در اعمال این سیاست داشتند اما حتی در میانمدت هم بیحاصل به نفع عامه مردم بود اگر که خوشبینانه تصور شود توانسته بودند در کوتاهمدت، مایه سرگرمی دستگاههای دولتی و خوشی مردم ِناخوش شوند!
«قیمت دستوری یا کنترل قیمت یا قیمتگذاری دستوری یا تعیین دستوری قیمت سادهترین روش کنترل تورم یعنی کنترل دستوری نرخ فروش است، این روش نقطهٔ مقابل روش نرخگذاری محصولات در بازار رقابتی است. در روش بازار رقابتی تولیدکنندگان با توجه به رقابتی بودن و همچنین توان و قدرت خرید مردم عمل میکنند و در روش تثبیت دستوری قیمتها یکی از اصلیترین سیاستهای دولت برای کنترل نرخ تورم، نظارت دقیق بر روی نرخ کالاهای اساسی بوده است از این رو تغییر نرخ اقلام مختلف مستلزم عبور از فیلترهای دولت است.» (ویکیپدیا)
رابرت موگابه (دیکتاتور مخلوع زیمبابوه) چند سال پیش دستور داده بود «قیمتها به سال ماقبل بازگردد وگرنه گرانفروشان با مجازاتهای سخت مواجه خواهند شد.» نتیجه محتوم این دستور، خالی شدن فوری مغازهها بود (سردبیر وقت روزنامه دنیای اقتصاد دراین باره نوشته بود: «اگر موگابه قادر به درک منطق اقتصاد نیست، نباید تصور کرد که این منطق وجود ندارد!»)؛ بیکاری به 80 درصد صعود کرد و تورم چند دههزار درصدی به چند ميليون درصد؛ ویرانی سرعت گرفته بود!
از دیگر سو، به قول «میلتون فریدمن» در کتاب ارزشمند «آیا بازار اخلاق ما را فاسد میکند؟»، «محدود کردن بازار [از جمله اینکه نظام عرضه و تقاضا خود به تعادل نرسند] موجب وابستگی قدرت اقتصادی به قدرت سیاسی میشود.»
این وابستگی، تالیهای فاسد خودش را روی تن و روح جامعه خواهد ریخت؛ از فساد عنانگسیخته اقتصادی نهادهای سیاسی و وابستگان آن، تا ذاتی شدن «ناکارآمدی نظام» و تا نادیده گرفتن «ریشه» و «تامین امنیت سرمایهگذاری» برای رشد اقتصادی.
هرگاه متوجه شدید مدام روی طبل «کنترل قیمتها» میکوبید، تردید نکنید دانسته یا نادانسته وارد «بنبست» شدهاید! این را همه تاریخ و تجربه همه کشورهایی میگوید که معیشت مردمشان معطل انواع سازمان و سامانههای عریض و طویل و بازرسان کنترل قیمتها نبوده و نیست و از قضا تورمهای غولآسا را هم تجربه نمیکنند که مدام «فقیرتر» شوند!
✍🏻 محمد معینی
یادداشت در روزنامه محلی صدای زنجان (شماره 26 آذر 1404) منتشر شده است.
.
☔️ @mmoeeni1
▪️ فریبی به اسم «کنترل قیمتها»
در مواجهه با گرانی یک «دلخوشکنک»، فریب و توهمـی هست به اسم «کنترل بازار» یا «کنترل قیمتها» که متولیان امور سمّ آن را در معرض استفاده مردم قرار میدهند تا بباورانند میتوانند بدون رجوع به ریشههای مصائب اقتصادی، با جریمه گرانفروش و قیمتگذاریهای دستوری، معیشت مردم را نجات دهند!
شوروی و کشورهای کمونیستی بلوک شرق سابقه درخشانی در اعمال این سیاست داشتند اما حتی در میانمدت هم بیحاصل به نفع عامه مردم بود اگر که خوشبینانه تصور شود توانسته بودند در کوتاهمدت، مایه سرگرمی دستگاههای دولتی و خوشی مردم ِناخوش شوند!
«قیمت دستوری یا کنترل قیمت یا قیمتگذاری دستوری یا تعیین دستوری قیمت سادهترین روش کنترل تورم یعنی کنترل دستوری نرخ فروش است، این روش نقطهٔ مقابل روش نرخگذاری محصولات در بازار رقابتی است. در روش بازار رقابتی تولیدکنندگان با توجه به رقابتی بودن و همچنین توان و قدرت خرید مردم عمل میکنند و در روش تثبیت دستوری قیمتها یکی از اصلیترین سیاستهای دولت برای کنترل نرخ تورم، نظارت دقیق بر روی نرخ کالاهای اساسی بوده است از این رو تغییر نرخ اقلام مختلف مستلزم عبور از فیلترهای دولت است.» (ویکیپدیا)
رابرت موگابه (دیکتاتور مخلوع زیمبابوه) چند سال پیش دستور داده بود «قیمتها به سال ماقبل بازگردد وگرنه گرانفروشان با مجازاتهای سخت مواجه خواهند شد.» نتیجه محتوم این دستور، خالی شدن فوری مغازهها بود (سردبیر وقت روزنامه دنیای اقتصاد دراین باره نوشته بود: «اگر موگابه قادر به درک منطق اقتصاد نیست، نباید تصور کرد که این منطق وجود ندارد!»)؛ بیکاری به 80 درصد صعود کرد و تورم چند دههزار درصدی به چند ميليون درصد؛ ویرانی سرعت گرفته بود!
از دیگر سو، به قول «میلتون فریدمن» در کتاب ارزشمند «آیا بازار اخلاق ما را فاسد میکند؟»، «محدود کردن بازار [از جمله اینکه نظام عرضه و تقاضا خود به تعادل نرسند] موجب وابستگی قدرت اقتصادی به قدرت سیاسی میشود.»
این وابستگی، تالیهای فاسد خودش را روی تن و روح جامعه خواهد ریخت؛ از فساد عنانگسیخته اقتصادی نهادهای سیاسی و وابستگان آن، تا ذاتی شدن «ناکارآمدی نظام» و تا نادیده گرفتن «ریشه» و «تامین امنیت سرمایهگذاری» برای رشد اقتصادی.
هرگاه متوجه شدید مدام روی طبل «کنترل قیمتها» میکوبید، تردید نکنید دانسته یا نادانسته وارد «بنبست» شدهاید! این را همه تاریخ و تجربه همه کشورهایی میگوید که معیشت مردمشان معطل انواع سازمان و سامانههای عریض و طویل و بازرسان کنترل قیمتها نبوده و نیست و از قضا تورمهای غولآسا را هم تجربه نمیکنند که مدام «فقیرتر» شوند!
✍🏻 محمد معینی
یادداشت در روزنامه محلی صدای زنجان (شماره 26 آذر 1404) منتشر شده است.
.
☔️ @mmoeeni1
Telegram
pic
👌11👍6❤1👎1
.
اشاره: این یادداشت به دانش شما، برای تحلیل رخدادهای حال و پیشبینی آینده، میافزاید.
✅ آنچه در افول اعتماد اجتماعی نقش مهمی دارد، افزایش نابرابری است
✍🏻 عرفان ثابتی
۵۲ درصد از ایرانیان عقیده دارند که وجود «رهبر مقتدر»ی که ملزم به رعایت اختیارات پارلمان «نباشد»، «خیلی خوب» یا «نسبتاْ خوب» است.
۴۲.۳ درصد از ایرانیان نیز «حکومتِ نظامیان» را «خیلی خوب» یا «نسبتاْ خوب» میدانند.
برای درک علت محبوبیت نسبی رهبرانی مثل ترامپ یا حتی پینوشه در میان ایرانیان باید به یافتههای هفتمین موج «پیمایش جهانی ارزشها» در ۶۴ کشور، از جمله ایران، توجه کنیم.
تناقض حیرتانگیز زمانی آشکار میشود که میبینیم به رغم دو یافتهی نگرانکنندهی فوق، ۹۵.۵ درصد از ایرانیانِ حاضر در همین نظرسنجی، وجود «نظام سیاسی دموکراتیک» را «خیلی خوب» یا «نسبتاْ خوب» میدانند.
این تناقض را چطور میتوان توضیح داد؟
بر اساس یافتههای این نظرسنجی، میزان اعتماد اجتماعی در ایران فقط ۱۴.۸ درصد است.
در آمریکا، روسیه، ترکیه، آرژانتین و شیلی نیز اعتماد اجتماعی کم است (به ترتیب، ۳۷ درصد، ۲۳ درصد، ۱۴ درصد، ۱۹ درصد و ۱۳ درصد). یعنی همان کشورهایی که یک «مرد گردنکلفت» با تکیه بر رأی مردمی به قدرت رسیده که نه به یکدیگر چندان اعتماد دارند و نه به نهادهای سیاسی و اجتماعی.
آنچه در افول اعتماد اجتماعی نقش مهمی دارد، افزایش نابرابری است.
نابرابری فاحش درآمد را در آمریکا (ضریب جینی ۴۱.۸ درصد)، آرژانتین (ضریب جینی ۴۲.۴ درصد)، شیلی (ضریب جینی ۴۳ درصد)، روسیه (ضریب جینی ۳۳ درصد)، ترکیه (ضریب جینی ۴۴.۵ درصد) و ایران (ضریب جینی ۳۵.۹ درصد) هم میتوان دید، یعنی همان کشورهایی که با خیزش پوپولیسم دست در گریباناند.
بر عکس، در کشورهایی مثل ایرلند، سوئد، نروژ، دانمارک و فنلاند نه تنها اعتماد اجتماعی زیاد است بلکه ضریب جینی (نابرابری توزیع درآمد) از اکثر دیگر کشورها کمتر است. شگفت نیست که دموکراسی در این کشورها تثبیتشده است و با بحران حاد پوپولیسم دست و پنجه نرم نمیکنند.
وقتی نابرابری، شدید و اعتماد اجتماعی، کم است همبستگی و همکاری اجتماعی ناچیز است و در عوض، بسیاری از مردم به دنبال «آدم قلدر»ی میگردند که یکتنه اوضاع را سامان دهد.
الیف شفق میگوید: «به نظرم، از بسیاری جهات، بهترین دوره برای عوامفریبی است زیرا پوپولیستهای عوامفریب روی صحنه میآیند و میگویند: «همهچیز را به من بسپارید. خودم همهی مشکلاتتان را حل میکنم.»
بر اساس نتایج نظرسنجی وبسایت «یوروپ الکتس» که در اکتبر ۲۰۲۴ یعنی حدود یک ماه قبل از انتخابات ریاستجمهوری آمریکا منتشر شد، در انتخاباتی فرضی در همهی کشورهای اروپایی، ترامپ فقط در هشت کشور روسیه، صربستان، مولداوی، مجارستان، گرجستان، بلغارستان، اسلوونی و اسلواکی بیشتر از ۵۰ درصد رأی میآورد، یعنی کشورهایی مبتلا به بحران پوپولیسم که میزان اعتماد اجتماعی در آنها بسیار پایین (۹ درصد تا ۲۷ درصد) است.
ترامپ در هیچ کشور اروپایی دیگری در انتخاباتی فرضی پیروز نمیشد و کمترین میزان محبوبیت او در کشورهای اسکاندیناوی بود ( ۴ درصد تا ۱۲ درصد). یعنی دقیقاً همان کشورهایی که میزان اعتماد اجتماعی در آنها (۶۳ تا ۷۴ درصد) از اکثر کشورهای دنیا بیشتر است.
نابرابری شدید به نارضایتیِ گسترده دامن میزند و «خشم» را به مهمترین احساس یا نیروی محرکهی سیاسی بدل میکند. الگوریتم شبکههای اجتماعی نیز به جای «گفتوگو» به نفرتپراکنی، اشاعهی دروغ و ابراز خشم میدان میدهد.
در دهههای ۱۹۳۰-۱۹۲۰ رادیو به رهبران خودکامه فرصت داد تا با سوار شدن بر موج سرخوردگیِ ناشی از نابرابری به قدرت دست یابند و فاجعه بیافرینند. امروز شبکههای اجتماعی به پوپولیستهایی مثل ترامپ اجازه میدهد تا برای دستیابی به اهدافشان از خشم تودهها سؤاستفاده کنند.
تا زمانی که نابرابری شدید در کشورهایی مثل آمریکا، ترکیه، روسیه، شیلی، آرژانتین و ایران کاهش نیابد، اعتماد اجتماعی احیا نخواهد شد و پوپولیسم (خواه راست افراطی یا چپ افراطی) از رونق نخواهد افتاد.
اکنون، بسیاری از مردم دنیا، از جمله تعداد فراوانی از ایرانیان، دموکراسی را عمدتاً محدود و منحصر به صندوق رأی میدانند و دیگر وجوه مهم دموکراسی را ثانویه و کماهمیت میشمارند.
الیف شفق به ما یادآوری میکند که «صندوق رأی بهتنهایی دموکراسی ایجاد نمیکند. بقا و شکوفاییِ دموکراسیِ واقعی مستلزم قانونمداری، تفکیک قوا، رسانههای آزاد، دانشگاههای مستقل، حقوق زنان، حقوق دگرباشان جنسی، حقوق اقلیتها و نظایر آنها است. اگر این عناصرِ سازنده معیوب یا آسیبدیده باشد، انتخابات فقط به حکومت اکثریت میانجامد. و از اکثریتگراییِ پوپولیستی تا خودکامگی چندان فاصلهای نیست.»
➕ ادامه در اینجا 👇
.
اشاره: این یادداشت به دانش شما، برای تحلیل رخدادهای حال و پیشبینی آینده، میافزاید.
✅ آنچه در افول اعتماد اجتماعی نقش مهمی دارد، افزایش نابرابری است
✍🏻 عرفان ثابتی
۵۲ درصد از ایرانیان عقیده دارند که وجود «رهبر مقتدر»ی که ملزم به رعایت اختیارات پارلمان «نباشد»، «خیلی خوب» یا «نسبتاْ خوب» است.
۴۲.۳ درصد از ایرانیان نیز «حکومتِ نظامیان» را «خیلی خوب» یا «نسبتاْ خوب» میدانند.
برای درک علت محبوبیت نسبی رهبرانی مثل ترامپ یا حتی پینوشه در میان ایرانیان باید به یافتههای هفتمین موج «پیمایش جهانی ارزشها» در ۶۴ کشور، از جمله ایران، توجه کنیم.
تناقض حیرتانگیز زمانی آشکار میشود که میبینیم به رغم دو یافتهی نگرانکنندهی فوق، ۹۵.۵ درصد از ایرانیانِ حاضر در همین نظرسنجی، وجود «نظام سیاسی دموکراتیک» را «خیلی خوب» یا «نسبتاْ خوب» میدانند.
این تناقض را چطور میتوان توضیح داد؟
بر اساس یافتههای این نظرسنجی، میزان اعتماد اجتماعی در ایران فقط ۱۴.۸ درصد است.
در آمریکا، روسیه، ترکیه، آرژانتین و شیلی نیز اعتماد اجتماعی کم است (به ترتیب، ۳۷ درصد، ۲۳ درصد، ۱۴ درصد، ۱۹ درصد و ۱۳ درصد). یعنی همان کشورهایی که یک «مرد گردنکلفت» با تکیه بر رأی مردمی به قدرت رسیده که نه به یکدیگر چندان اعتماد دارند و نه به نهادهای سیاسی و اجتماعی.
آنچه در افول اعتماد اجتماعی نقش مهمی دارد، افزایش نابرابری است.
نابرابری فاحش درآمد را در آمریکا (ضریب جینی ۴۱.۸ درصد)، آرژانتین (ضریب جینی ۴۲.۴ درصد)، شیلی (ضریب جینی ۴۳ درصد)، روسیه (ضریب جینی ۳۳ درصد)، ترکیه (ضریب جینی ۴۴.۵ درصد) و ایران (ضریب جینی ۳۵.۹ درصد) هم میتوان دید، یعنی همان کشورهایی که با خیزش پوپولیسم دست در گریباناند.
بر عکس، در کشورهایی مثل ایرلند، سوئد، نروژ، دانمارک و فنلاند نه تنها اعتماد اجتماعی زیاد است بلکه ضریب جینی (نابرابری توزیع درآمد) از اکثر دیگر کشورها کمتر است. شگفت نیست که دموکراسی در این کشورها تثبیتشده است و با بحران حاد پوپولیسم دست و پنجه نرم نمیکنند.
وقتی نابرابری، شدید و اعتماد اجتماعی، کم است همبستگی و همکاری اجتماعی ناچیز است و در عوض، بسیاری از مردم به دنبال «آدم قلدر»ی میگردند که یکتنه اوضاع را سامان دهد.
الیف شفق میگوید: «به نظرم، از بسیاری جهات، بهترین دوره برای عوامفریبی است زیرا پوپولیستهای عوامفریب روی صحنه میآیند و میگویند: «همهچیز را به من بسپارید. خودم همهی مشکلاتتان را حل میکنم.»
بر اساس نتایج نظرسنجی وبسایت «یوروپ الکتس» که در اکتبر ۲۰۲۴ یعنی حدود یک ماه قبل از انتخابات ریاستجمهوری آمریکا منتشر شد، در انتخاباتی فرضی در همهی کشورهای اروپایی، ترامپ فقط در هشت کشور روسیه، صربستان، مولداوی، مجارستان، گرجستان، بلغارستان، اسلوونی و اسلواکی بیشتر از ۵۰ درصد رأی میآورد، یعنی کشورهایی مبتلا به بحران پوپولیسم که میزان اعتماد اجتماعی در آنها بسیار پایین (۹ درصد تا ۲۷ درصد) است.
ترامپ در هیچ کشور اروپایی دیگری در انتخاباتی فرضی پیروز نمیشد و کمترین میزان محبوبیت او در کشورهای اسکاندیناوی بود ( ۴ درصد تا ۱۲ درصد). یعنی دقیقاً همان کشورهایی که میزان اعتماد اجتماعی در آنها (۶۳ تا ۷۴ درصد) از اکثر کشورهای دنیا بیشتر است.
نابرابری شدید به نارضایتیِ گسترده دامن میزند و «خشم» را به مهمترین احساس یا نیروی محرکهی سیاسی بدل میکند. الگوریتم شبکههای اجتماعی نیز به جای «گفتوگو» به نفرتپراکنی، اشاعهی دروغ و ابراز خشم میدان میدهد.
در دهههای ۱۹۳۰-۱۹۲۰ رادیو به رهبران خودکامه فرصت داد تا با سوار شدن بر موج سرخوردگیِ ناشی از نابرابری به قدرت دست یابند و فاجعه بیافرینند. امروز شبکههای اجتماعی به پوپولیستهایی مثل ترامپ اجازه میدهد تا برای دستیابی به اهدافشان از خشم تودهها سؤاستفاده کنند.
تا زمانی که نابرابری شدید در کشورهایی مثل آمریکا، ترکیه، روسیه، شیلی، آرژانتین و ایران کاهش نیابد، اعتماد اجتماعی احیا نخواهد شد و پوپولیسم (خواه راست افراطی یا چپ افراطی) از رونق نخواهد افتاد.
اکنون، بسیاری از مردم دنیا، از جمله تعداد فراوانی از ایرانیان، دموکراسی را عمدتاً محدود و منحصر به صندوق رأی میدانند و دیگر وجوه مهم دموکراسی را ثانویه و کماهمیت میشمارند.
الیف شفق به ما یادآوری میکند که «صندوق رأی بهتنهایی دموکراسی ایجاد نمیکند. بقا و شکوفاییِ دموکراسیِ واقعی مستلزم قانونمداری، تفکیک قوا، رسانههای آزاد، دانشگاههای مستقل، حقوق زنان، حقوق دگرباشان جنسی، حقوق اقلیتها و نظایر آنها است. اگر این عناصرِ سازنده معیوب یا آسیبدیده باشد، انتخابات فقط به حکومت اکثریت میانجامد. و از اکثریتگراییِ پوپولیستی تا خودکامگی چندان فاصلهای نیست.»
➕ ادامه در اینجا 👇
.
❤1👍1👎1
شین ☔️
. اشاره: این یادداشت به دانش شما، برای تحلیل رخدادهای حال و پیشبینی آینده، میافزاید. ✅ آنچه در افول اعتماد اجتماعی نقش مهمی دارد، افزایش نابرابری است ✍🏻 عرفان ثابتی ۵۲ درصد از ایرانیان عقیده دارند که وجود «رهبر مقتدر»ی که ملزم به رعایت اختیارات پارلمان…
.
➕ ادامه از اینجا
انقلاب و گذار دموکراتیک از [...] حاکم بر ایران جز با تعهد عمیق به همهی وجوه دموکراسی ممکن نیست. همین امروز باید نشان دهیم که «رؤیا»ی ما با «کابوس» حاکم تفاوتی بنیادین دارد. فردا دیر است.
** «پیمایش جهانی ارزشها» یکی از معتبرترین نظرسنجیها در حوزهی علوم سیاسی و اجتماعی است که از سال ۱۹۸۱ آغاز شده و هر «موج» آن معمولاً پس از پنج سال تکرار میشود. بنابراین، این پیمایش امکان مقایسهی تطبیقی میان حدود صد کشور و ردیابی تغییرات تدریجی در ارزشهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را فراهم میآورد.
دیگر ویژگیهای مهم این پیمایش عبارتاند از شفافیت (انتشار عمومی پرسشها و دادهها که راستیآزماییِ مستقل را امکانپذیر میکند) و روششناسی استاندارد (استفاده از پرسشنامههای دقیق و یکدست و همچنین نمونهبرداری دقیق با توجه به ترکیب جمعیت از نظر سن، جنسیت، سطح تحصیلات، محل زندگی و... که به ما اجازه میدهد تا یافتههای این نظرسنجی را به کل جمعیت یک کشور تعمیم دهیم).
نمونهی آماری در هفتمین موج این پیمایش در سال ۲۰۲۰ در ایران ۱۴۹۹ نفر بود، شامل ۷۶۶ مرد و ۷۳۳ زن، ۴۲۰ نفر زیر ۳۰ سال، ۷۳۸ نفر ۴۹-۳۰ سال و ۳۴۱ نفر ۵۰ سال به بالا، در روستاها و شهرهای کوچک و بزرگی در تمامی استانهای ایران (با کمتر از ۲ هزار نفر، ۵-۲ هزار نفر، ۱۰-۵ هزار نفر، ۲۰-۱۰ هزار نفر، ۵۰-۲۰ هزار نفر، ۱۰۰-۵۰ هزار نفر، ۵۰۰-۱۰۰ هزار نفر، و بیش از ۵۰۰ هزار نفر جمعیت؛ در کل، ۷۴ درصد شهرنشین و ۲۶ درصد روستایی)، ۹۵.۸ درصد باسواد و ۴.۲ درصد بیسواد. برای آگاهی از جزئیات بیشتر، از جمله فهرست همهی شهرها و روستاها و تعداد و نسبت پاسخدهندگان در آنها، میتوان به وبسایت رسمی این پیمایش مراجعه کرد.
☔️ @mmoeeni1
➕ ادامه از اینجا
انقلاب و گذار دموکراتیک از [...] حاکم بر ایران جز با تعهد عمیق به همهی وجوه دموکراسی ممکن نیست. همین امروز باید نشان دهیم که «رؤیا»ی ما با «کابوس» حاکم تفاوتی بنیادین دارد. فردا دیر است.
** «پیمایش جهانی ارزشها» یکی از معتبرترین نظرسنجیها در حوزهی علوم سیاسی و اجتماعی است که از سال ۱۹۸۱ آغاز شده و هر «موج» آن معمولاً پس از پنج سال تکرار میشود. بنابراین، این پیمایش امکان مقایسهی تطبیقی میان حدود صد کشور و ردیابی تغییرات تدریجی در ارزشهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را فراهم میآورد.
دیگر ویژگیهای مهم این پیمایش عبارتاند از شفافیت (انتشار عمومی پرسشها و دادهها که راستیآزماییِ مستقل را امکانپذیر میکند) و روششناسی استاندارد (استفاده از پرسشنامههای دقیق و یکدست و همچنین نمونهبرداری دقیق با توجه به ترکیب جمعیت از نظر سن، جنسیت، سطح تحصیلات، محل زندگی و... که به ما اجازه میدهد تا یافتههای این نظرسنجی را به کل جمعیت یک کشور تعمیم دهیم).
نمونهی آماری در هفتمین موج این پیمایش در سال ۲۰۲۰ در ایران ۱۴۹۹ نفر بود، شامل ۷۶۶ مرد و ۷۳۳ زن، ۴۲۰ نفر زیر ۳۰ سال، ۷۳۸ نفر ۴۹-۳۰ سال و ۳۴۱ نفر ۵۰ سال به بالا، در روستاها و شهرهای کوچک و بزرگی در تمامی استانهای ایران (با کمتر از ۲ هزار نفر، ۵-۲ هزار نفر، ۱۰-۵ هزار نفر، ۲۰-۱۰ هزار نفر، ۵۰-۲۰ هزار نفر، ۱۰۰-۵۰ هزار نفر، ۵۰۰-۱۰۰ هزار نفر، و بیش از ۵۰۰ هزار نفر جمعیت؛ در کل، ۷۴ درصد شهرنشین و ۲۶ درصد روستایی)، ۹۵.۸ درصد باسواد و ۴.۲ درصد بیسواد. برای آگاهی از جزئیات بیشتر، از جمله فهرست همهی شهرها و روستاها و تعداد و نسبت پاسخدهندگان در آنها، میتوان به وبسایت رسمی این پیمایش مراجعه کرد.
☔️ @mmoeeni1
Telegram
شین ☔️
.
اشاره: این یادداشت به دانش شما، برای تحلیل رخدادهای حال و پیشبینی آینده، میافزاید.
✅ آنچه در افول اعتماد اجتماعی نقش مهمی دارد، افزایش نابرابری است
✍🏻 عرفان ثابتی
۵۲ درصد از ایرانیان عقیده دارند که وجود «رهبر مقتدر»ی که ملزم به رعایت اختیارات…
اشاره: این یادداشت به دانش شما، برای تحلیل رخدادهای حال و پیشبینی آینده، میافزاید.
✅ آنچه در افول اعتماد اجتماعی نقش مهمی دارد، افزایش نابرابری است
✍🏻 عرفان ثابتی
۵۲ درصد از ایرانیان عقیده دارند که وجود «رهبر مقتدر»ی که ملزم به رعایت اختیارات…
👍6❤1👎1
⁉️ دلیل اینکه بعد حدود «سه ماه» از درگذشت همسر علی آقامحمدی (عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس گروه اقتصادی بیت رهبری)، برای آن مرحومه مجلس یادبود در «زنجان» - با میدانداری «نبیالله محمدی» (یکی از دو نماینده زنجان در مجلس)، با حضور نماینده سابق ولیفقیه در استان و نماینده کنونی استان در مجلس خبرگان - برگزار شده، چیست؟! اصل موضوع و واقعیت سوژه «خدمترسانی» چیست؟‼️
X
☔️ @mmoeeni1
X
☔️ @mmoeeni1
👌10😁2🤬2
شین ☔️
⁉️ دلیل اینکه بعد حدود «سه ماه» از درگذشت همسر علی آقامحمدی (عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس گروه اقتصادی بیت رهبری)، برای آن مرحومه مجلس یادبود در «زنجان» - با میدانداری «نبیالله محمدی» (یکی از دو نماینده زنجان در مجلس)، با حضور نماینده سابق ولیفقیه…
.
🔰 یک پاسخ دریافتی:
در پاسخ به سوالی که مطرح شده، به نظرم میرسد این اتفاق، دو دلیل بیشتر ندارد؛ یا آقای نبیالله محمدی (نماینده) از هماکنون کمپین تبلیغات انتخاباتی خود را شروع کرده (نشانهی این که رقیب اصلی ِ احتمالی خود را بسیار قویتر از آن میداند که برای تبلیغات انتخاباتی، فعلا صبوری کند)، یا این که وارد بازی در نزاع قدرت بر سر مسئله جانشینی (خبرگان رهبری) شده است (و احتمالا نادانسته!). احتمال دوم به این دلیل مطرح است که کسی چون علی آقامحمدی رضایت داده چنین برنامهای (هر چند با حاضران کمشمار) در مرکز استانی که نه زادگاه خودش است نه زادگاه مرحوم همسرش، برگزار شود! از همین رو طی ماههای آینده، احتمالا مجالس یادبود بیشتری در اقصی نقاط کشور برگزار خواهد شد!
در هر دو صورت، به گمانم مسئله فقط مانور انتخاباتی بوده و شادی روح آن مرحومه اولویت نداشته است!
☔️ @mmoeeni1
🔰 یک پاسخ دریافتی:
در پاسخ به سوالی که مطرح شده، به نظرم میرسد این اتفاق، دو دلیل بیشتر ندارد؛ یا آقای نبیالله محمدی (نماینده) از هماکنون کمپین تبلیغات انتخاباتی خود را شروع کرده (نشانهی این که رقیب اصلی ِ احتمالی خود را بسیار قویتر از آن میداند که برای تبلیغات انتخاباتی، فعلا صبوری کند)، یا این که وارد بازی در نزاع قدرت بر سر مسئله جانشینی (خبرگان رهبری) شده است (و احتمالا نادانسته!). احتمال دوم به این دلیل مطرح است که کسی چون علی آقامحمدی رضایت داده چنین برنامهای (هر چند با حاضران کمشمار) در مرکز استانی که نه زادگاه خودش است نه زادگاه مرحوم همسرش، برگزار شود! از همین رو طی ماههای آینده، احتمالا مجالس یادبود بیشتری در اقصی نقاط کشور برگزار خواهد شد!
در هر دو صورت، به گمانم مسئله فقط مانور انتخاباتی بوده و شادی روح آن مرحومه اولویت نداشته است!
☔️ @mmoeeni1
😁7👍5❤1
شین ☔️
. ✅ هیجان و غرور راه به نجات نمیبرد بخشی از مردم، رضا پهلوی را «تنها» آلترناتیو احتمالی میدانند شاید فقط به این دلیل که «پدر» و «پدر بزرگش» سابقه حکومتداری دارند؛ با «خود»ش و سابقهاش و با نوع حکومتداری محمدرضا شاه ِ مستبد (هرچند به زعم کسانی: خیرخواه)…
🔹 ساواک زمانی طولانی بر حزب توده بهواسطه «عباس شهریاری» که در آن نفوذ داده بود، کنترل فراوانی داشت و تودهایها تا مدتها خیال میکردند مشغول مبارزهاند(!)؛ مصداق «هوشیارترینان ما، همهی دریا را در تور صیاد شنا کردند» (آیا شبیه جریان سلطنتطلب امروز؟)!
شهریاری با تاخیر بسیار، پس از لو دادن بسیاری از گروههای سیاسی در دهه چهل خورشیدی، با کمک موثر نیروهای امنیتی شوروی شناسایی و نهایتا اسفند سال ۵۳ توسط چریکهای فدایی خلق ترور و کشته شد.
➕ بیشتر بخوانید: اینجا
☔️ @mmoeeni1
شهریاری با تاخیر بسیار، پس از لو دادن بسیاری از گروههای سیاسی در دهه چهل خورشیدی، با کمک موثر نیروهای امنیتی شوروی شناسایی و نهایتا اسفند سال ۵۳ توسط چریکهای فدایی خلق ترور و کشته شد.
➕ بیشتر بخوانید: اینجا
☔️ @mmoeeni1
😁4👍2🤔1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
▪️ مگر یک ملت در طول تاریخاش چند غلامحسین ساعدی و شاهرخ مسکوب و محمدرضا شجریان یا چند ناصر تقوایی و بهرام بیضایی و ... میتواند داشته باشد که اینطور توسط نظام سیاسی بایکوت و محدود شوند و سپس با رنجی بزرگ، ناشی از دوری اجباری از مواجهه با مردمانشان، چشم از جهان ببندند؟
... و مگر زوال تمدن یک ملت چه شکلی است؟!
▪️ بهرام بیضایی سالها قبل، در پاسخ به پرسش یکی از مخاطباناش که گفته بود چیزی از فیلم «چریکه تارا» نفهمیده، گفته بود: «این باعث شرمندگی من است ولی چریکه تارا فیلم بسیار سادهای است ... اینکه فیلمی را میفهمم یا نمیفهمم خیلی معنی ندارد یک فیلم یا خوب است یا بد است، من بسیاری از فیلمهایی را که نمیفهمم ولی دوستشان دارم بعدا راههای فهمیدنشان را پیدا میکنم اما اصراری ندارم فیلمی را که دوست ندارم معنایش را بفهمم. اگر فیلمی را دوست داشته باشیم در آینده آنرا میفهمیم ... فیلم درباره کسی است که ضمن آنکه موفق میشود گذشته را بشناسد خودش را از آن خلاص کرده و به آینده فکر کند ... ما نمیتوانیم گذشته را نشناسیم. اگر به آن مجهز نباشیم نمیتوانیم از آن مستقل شده و آینده را بسازیم.»
🖤 @mmoeeni1
▪️ مگر یک ملت در طول تاریخاش چند غلامحسین ساعدی و شاهرخ مسکوب و محمدرضا شجریان یا چند ناصر تقوایی و بهرام بیضایی و ... میتواند داشته باشد که اینطور توسط نظام سیاسی بایکوت و محدود شوند و سپس با رنجی بزرگ، ناشی از دوری اجباری از مواجهه با مردمانشان، چشم از جهان ببندند؟
... و مگر زوال تمدن یک ملت چه شکلی است؟!
▪️ بهرام بیضایی سالها قبل، در پاسخ به پرسش یکی از مخاطباناش که گفته بود چیزی از فیلم «چریکه تارا» نفهمیده، گفته بود: «این باعث شرمندگی من است ولی چریکه تارا فیلم بسیار سادهای است ... اینکه فیلمی را میفهمم یا نمیفهمم خیلی معنی ندارد یک فیلم یا خوب است یا بد است، من بسیاری از فیلمهایی را که نمیفهمم ولی دوستشان دارم بعدا راههای فهمیدنشان را پیدا میکنم اما اصراری ندارم فیلمی را که دوست ندارم معنایش را بفهمم. اگر فیلمی را دوست داشته باشیم در آینده آنرا میفهمیم ... فیلم درباره کسی است که ضمن آنکه موفق میشود گذشته را بشناسد خودش را از آن خلاص کرده و به آینده فکر کند ... ما نمیتوانیم گذشته را نشناسیم. اگر به آن مجهز نباشیم نمیتوانیم از آن مستقل شده و آینده را بسازیم.»
🖤 @mmoeeni1
💔16👍3😢1