.
فرانسیس فوکویاما (استاد دانشگاه در اقتصاد سیاسی) در کتاب "نظم و زوال سیاسی" (صفحات ۴۲۷ و ۴۲۸) مینویسد: «دموکراسی زمانی پدیدار میشود که تهدید موثر باشد تا اغنیا ناگزیر از دادن امتیازات سیاسی و بازتوزیع [قدرت] تمام عیار شوند ... دموکراسی بیشتر از آنکه اعطا شود، فتح شده است.»
X
📚 @mmoeeni1
فرانسیس فوکویاما (استاد دانشگاه در اقتصاد سیاسی) در کتاب "نظم و زوال سیاسی" (صفحات ۴۲۷ و ۴۲۸) مینویسد: «دموکراسی زمانی پدیدار میشود که تهدید موثر باشد تا اغنیا ناگزیر از دادن امتیازات سیاسی و بازتوزیع [قدرت] تمام عیار شوند ... دموکراسی بیشتر از آنکه اعطا شود، فتح شده است.»
X
📚 @mmoeeni1
👍11❤2⚡1
.
امام محمد غزالی، متفکر قرن دهم، خاطرنشان میکرد: «صد سال جباریت سلطان کمتر لطمه وارد میکند تا جباریت رعایا علیه یکدیگر ... شورش تنها علیه حاکمی قابل توجیه است که علنا از فرمان خدا و پیامبر سربپیچد.»
جنگ بسیار بدتر از استبداد بود و مستبد تا زمانی که به شریعت پایبند میماند باید تحمل میشد. این تفسیر از اسلام مجموعهای جذاب از اصول برای یک مستبد بالقوه فراهم میآورد.
راه باریک آزادی، ص۴۶۸
#كتاب
X
📚 @mmoeeni1
امام محمد غزالی، متفکر قرن دهم، خاطرنشان میکرد: «صد سال جباریت سلطان کمتر لطمه وارد میکند تا جباریت رعایا علیه یکدیگر ... شورش تنها علیه حاکمی قابل توجیه است که علنا از فرمان خدا و پیامبر سربپیچد.»
جنگ بسیار بدتر از استبداد بود و مستبد تا زمانی که به شریعت پایبند میماند باید تحمل میشد. این تفسیر از اسلام مجموعهای جذاب از اصول برای یک مستبد بالقوه فراهم میآورد.
راه باریک آزادی، ص۴۶۸
#كتاب
X
📚 @mmoeeni1
👍20❤3
شین ☔️
چهار هفته تمام گذشت ...
هنوز اعلام نکردهاند که آنچه منفجر شد:
چه بود؟
مال که بود؟
چرا آنجا بود؟
و چرا منفجر شد و جانها گرفت و خانوادهها داغدار کرد و مالها سوخت؟
علیه فراموشی
#بندرعباس
هنوز اعلام نکردهاند که آنچه منفجر شد:
چه بود؟
مال که بود؟
چرا آنجا بود؟
و چرا منفجر شد و جانها گرفت و خانوادهها داغدار کرد و مالها سوخت؟
علیه فراموشی
#بندرعباس
پنج روز دیگر چهلم قربانیان انفجار در بندر شهید رجایی فرامیرسد.
هنوز اعلام نکردهاند که آنچه منفجر شد:
چه بود؟
مال که بود؟
چرا آنجا بود؟
و چرا منفجر شد؟
دلیل این همه تاخیر در اعلام عمومی نتیجه تحقیقات چیست؟ خبری هست که نباید مردم بدانند؟
آیا قرار است ماجرا مشمول گذر زمان شود و از یادها برود؟
۵۷ نفر جان خود را از دست دادند، صدها نفر مجروج شدند و صدها میلیارد تومان خسارت وارد شد؛ چرا؟
چه چیزی مهمتر از آگاهی مردم از دلایل این فاجعه مهیب است؟
آگاهی مردم موجب تکرار نشدن این فجایع نخواهد شد؟
علیه فراموشی
#بندرعباس
🖤
هنوز اعلام نکردهاند که آنچه منفجر شد:
چه بود؟
مال که بود؟
چرا آنجا بود؟
و چرا منفجر شد؟
دلیل این همه تاخیر در اعلام عمومی نتیجه تحقیقات چیست؟ خبری هست که نباید مردم بدانند؟
آیا قرار است ماجرا مشمول گذر زمان شود و از یادها برود؟
۵۷ نفر جان خود را از دست دادند، صدها نفر مجروج شدند و صدها میلیارد تومان خسارت وارد شد؛ چرا؟
چه چیزی مهمتر از آگاهی مردم از دلایل این فاجعه مهیب است؟
آگاهی مردم موجب تکرار نشدن این فجایع نخواهد شد؟
علیه فراموشی
#بندرعباس
🖤
👍33💔6🤬4😢3
سال ۸۰ ناصر واعظ طبسی (پسر تولیت وقت آستان قدس رضوی) درگیر یک پرونده مشهور فساد (المکاسب) بود. رفسنجانی در خاطرات سال۸۱ تقریبا هر جا اسمی از واعظ طبسی (پدر) آورده، نوشته که پیگیر وضعیت پسرش بوده در سطح بالا (بالاخره هم تبرئه گرفت). [با چه توضیحی تبرئه شد؟! باورکردنی نبود: «متهم ناصر واعظ طبسی نمیدانست فعالیتهایش خلاف قانون است.»]
پدیده انگلی آقازادگی ریشه ستبری داره.
X
💊 @mmoeeni1
پدیده انگلی آقازادگی ریشه ستبری داره.
X
💊 @mmoeeni1
👍26🤬11😁5❤1🔥1
Forwarded from زنجان پرس
👁🗨 این بیماری، آتشی است
به عنوان یک ناظر از بیرون عرض میکنم، کسی که علاقهای ندارد بداند کدام باند، با کدام آدمها، با کدام باند و آدمهایش سر تقسیم غنایم و سِمتها در جنگ و نزاع است: «این بلبشو در انتصابات استان که خودش را در اعلام و منتفی شدن چند جلسه تکریم و معارفه نشان داده، نشانه بیماری است.»
معلوم نیست در عین کسری بودجه عظیم دولت (که اعتبارات عموما صرف پرداخت حقوق پرسنل سازمانهای فربه حکومتی میشود) و انواع ناترازیها (از آب تا برق و گاز و گازوئیل و نیروهای باسواد و دلسوز) و در حالیکه مردم به شدت تحتفشار تورماند و نارضایتی زیرپوست شهر انباشته شده و مدیریت کارآمد و موثر به کاری بسیار بسیار دشوار تبدیل شده، حضرات با کدام ید بیضا و عصای سحرافکن شوق رسیدن به مدارج مدیریتی خود یا همباندیهایشان را دارند!
پشت آن میزهای ریاست چه حلوایی است که از سر و کول هم بالا میروند؟ میخواهند گره باز کنند یا گرهافکنی کنند؟!
نباید نیمجو به پرستیژ حکومتشان توجه کنند؟!
نماینده دولت در استان با اقتدار این بساط را جمع کند و قوت نشان دهد؛ این بیماری آتشی است که تر و خشک را خواهد سوزاند. اجازه ندهد این ولنگاری، تهمانده اقتدار و استقلال سازمانها را مضمحل و نیروهای خدوم و باسواد را در بدنههای کارشناسی مایوس کند.
در نزاع با کمبودهای امیدکش، نزاع تشنگان قدرت و غنیمت، آخرین چیزی است که ملتی ناامید به آن محتاج است.
✍🏻 محمد معینی (روزنامهنگار سابق، وبلاگنویس)
@zanjanpresss
به عنوان یک ناظر از بیرون عرض میکنم، کسی که علاقهای ندارد بداند کدام باند، با کدام آدمها، با کدام باند و آدمهایش سر تقسیم غنایم و سِمتها در جنگ و نزاع است: «این بلبشو در انتصابات استان که خودش را در اعلام و منتفی شدن چند جلسه تکریم و معارفه نشان داده، نشانه بیماری است.»
معلوم نیست در عین کسری بودجه عظیم دولت (که اعتبارات عموما صرف پرداخت حقوق پرسنل سازمانهای فربه حکومتی میشود) و انواع ناترازیها (از آب تا برق و گاز و گازوئیل و نیروهای باسواد و دلسوز) و در حالیکه مردم به شدت تحتفشار تورماند و نارضایتی زیرپوست شهر انباشته شده و مدیریت کارآمد و موثر به کاری بسیار بسیار دشوار تبدیل شده، حضرات با کدام ید بیضا و عصای سحرافکن شوق رسیدن به مدارج مدیریتی خود یا همباندیهایشان را دارند!
پشت آن میزهای ریاست چه حلوایی است که از سر و کول هم بالا میروند؟ میخواهند گره باز کنند یا گرهافکنی کنند؟!
نباید نیمجو به پرستیژ حکومتشان توجه کنند؟!
نماینده دولت در استان با اقتدار این بساط را جمع کند و قوت نشان دهد؛ این بیماری آتشی است که تر و خشک را خواهد سوزاند. اجازه ندهد این ولنگاری، تهمانده اقتدار و استقلال سازمانها را مضمحل و نیروهای خدوم و باسواد را در بدنههای کارشناسی مایوس کند.
در نزاع با کمبودهای امیدکش، نزاع تشنگان قدرت و غنیمت، آخرین چیزی است که ملتی ناامید به آن محتاج است.
✍🏻 محمد معینی (روزنامهنگار سابق، وبلاگنویس)
@zanjanpresss
👏13❤2👍2
.
➕ هر بار در آستانه شروع به کار دولت جدید در استانها، نزاع برای تصاحب پست و مناصب توسط باندها اوج میگیرد.
در واکنش به این وضعیت و حواشی چندشآوری که قطعا فقط برخی اخبار آن عمومی میشود، یادداشت بالا 👆 را در یکی از کانالهای خبری استان (زنجان) منتشر کرده بودم.
واضح است این وضعیت، کموبیش، در همه استانها ساری و جاریست.
➕ هر بار در آستانه شروع به کار دولت جدید در استانها، نزاع برای تصاحب پست و مناصب توسط باندها اوج میگیرد.
در واکنش به این وضعیت و حواشی چندشآوری که قطعا فقط برخی اخبار آن عمومی میشود، یادداشت بالا 👆 را در یکی از کانالهای خبری استان (زنجان) منتشر کرده بودم.
واضح است این وضعیت، کموبیش، در همه استانها ساری و جاریست.
👍11
.
🖤 افتادن بر خاک، در اتاقکی کوچک
از الناز محمدی در روزنامه "هممیهن" گزارشی منتشر شده درباره «زنانی که در بندر شهید رجایی در یک کانکس ناایمن کار میکردند و در انفجار جان باختند»
▪️ زنها از چندروز قبل شکایتشان را پیش مدیرها برده بودند. گفته بودند چرا همه باید در ساختمانهای آجری و بتنی کار کنند و ما در کانکسی کوچک، گویی به اندازه یک کف دست. برای درست کار کردن سحر خاور، افسانه تیما، فاطمه حاتمینژاد، حکیمه بختو و سمیه رئیسی در آن کانکس کوچک، در میانه کانتینرها جا نبود. زنها هرچه بیشتر اعتراض کرده بودند، کمتر جواب گرفته بودند. یکیشان هم یکبار شنیده بود که اگر بیشتر شکوه و شکایت ببرد و بیاورد، او را میفرستند یک جای بدتر تا با «آدمهای بد» کار کند.
▪️ 12 ظهر ششم اردیبهشتماه، وقتی اول دود آمد و بعد صدا و بعد خبرهای انفجار همهجا را برداشت، گوشی همراه زنها برای همیشه خاموش شد.
▪️در فهرست 58 نفری جانباختگان شناساییشده انفجار بندر شهید رجایی بندرعباس، نام شش زن پیداست؛ پنج نفر همان زنانیاند که در کانکسی کوچک و ناایمن کار میکردند و یک نفر زنی بود که همراه شوهرش که از مشهد برای تخلیه بار شرکت سینا آمده بودند که پس از آن بروند و برای دخترشان جهیزیه بخرند اما هر دو کشته شدند.
▪️زینب خانم چندروز قبل از انفجار به دخترش افسانه گفته بود، پشت قفل گردنبندش یک سنجاق بیاندازد ... افسانه را یک روز بعد از ششم اردیبهشتماه، وقتی دیگر خبر انفجار بزرگ بندر به همه رسیده بود، از روی همان سنجاق شناختند و گلی که وسط آن گردنبند بود؛ افتاده بر خاک.
▪️ مادر افسانه تیما میگوید: «فاجعه خیلی سختی بود. نمیدونم با چه زبونی حرف بزنم و چطوری بگم. دخترم چهار ماه بود که عروسی کرده بود. شب یلدا عروسیش بود. با حکیمه بختو خیلی صمیمی بودن. حتی ماهعسل نرفته بود. نتونست یه گردش بره. بهش مرخصی ندادن. خیلی ناگوار بود. من خونه نشسته بودم. از اسکله تا بندر فاصله هست اما صدا رو شنیدم ...»
▪️ داغ زینب خانم، وقتی بیشتر زبانه میکشد که مدام یادش میافتد او در یک کانکس ناایمن و ناراحت کار میکرده؛ «بچههای ما محل کارشون یه کانکس بود. همه همکاراشون توی ساختمون بتنی بودن اما بچههای ما توی یه کانکس چندمتری بودن. اصلاً درست جاشون هم نمیشد. حالا دختر من هفتسال بود اونجا کار میکرد، خانم بختو که یهسال دیگه بازنشسته میشد، اونوقت یه کانکس کوچیک نامناسب باید محل کارشون بود؟ قربون همهشون برم. کاش ما میرفتیم. کاش ما پیشمرگ اونا میشدیم.
▪️حالا روز چهلم نزدیک است و هرگوشه بندر را که ببینی، در حال مهیاشدن برای برگزاری مراسم است؛ مراسم عزاداری بندری.
▪️«اونروز همه میدونستن افسانه، صفورا و بقیه رفتهن، پرپر شدن ولی من باورم نمیشد، حتی اشک هم نمیریختم. توی بیمارستان زخمیارو میدیدم دلم میسوخت اما فکر میکردم بچهم سالم پیدا میشه.
▪️ روز خاکسپاری به همه التماس کردم که کفن رو باز کنن ببینمش اما پسرم گفت مامان چیزی نیست، چیرو میخوای ببینی؟ هرچی گفتم بذارین خودم برم توی قبر دفنش کنم. میخواستم دخترمو خودم خاک کنم. داخل قبر هم رفتم ولی نذاشتن کفنرو باز کنم ... از بچههای ما هیچی نمونده بود، دختر گلم.
▪️ خدا صبر میده اما دلمون به حال این عزیزا میسوزه که اصلاً کیفی از زندگی نبردن. جوون بودن. شوهرش داغونه. هرروز میره سر قبرش. میگه هیچ انگیزهای برای کار کردن ندارم. میره توی کوچه و خیابونایی که با افسانه رفته تا صبح میگرده. دیروز استاندار اومد و به ما سر زد. گفت پیگیریم. من بهشون گفتم پول نمیخوایم، با همین زندگی فقیرانهمون میسازیم. ما میخوایم خون بچههامون پامال نشه.
▪️حکیمه که در خانه صفورا صدایش میکردند، چهار برادر داشت و یک خواهر. نوشین، حالا با صدایی اندوهزده که از ته چاه عزا درمیآید، خواهرش حکیمه را زنی پرتلاش توصیف میکند که 18 سال تمام در اسکله کار کرد و دم نزد؛ غیر از وقتهایی که از سختبودن کار در آن کانکس کوچک میگفت؛ کانکسی که نوشین هم آن را از نزدیک دیده بود.
▪️ داستان پیدا کردن ردونشانی از حکیمه، شبیه بقیه زنها و مردهایی بود که در انفجار کشته و مصدوم شدند؛ شبیه همه آن 58 جانباخته و 1900 مصدوم.
▪️روز دوشنبه برای سردخونه صدامون کردن. اونجا متوجه شدیم نشونههایی ازش پیدا کردن. اونقدر سوختگی زیاد بود که چیزی برای شناسایی نمونده بود. هرروز بدتر میشیم. پسرشو که میبینیم سختتر میشه روزبهروز.
▪️ چندروز دیگر که بیاید، همه در قبرستان «باغو» و دیگر گورستانها جمع میشوند، برای برگزاری مراسم چهلم 58 نفری که انفجار، برای همیشه ناپدیدشان کرد. 58 نفری که شش نفرشان زن بودند و در سکوت، چون شکوفه گیلاسی، در قبرهای تنگشان خوابیدهاند؛ به کوچکی کانکس سفیدی که زنها گفته بودند کار کردن در آن سخت است.
➕ متن کامل گزارش
😡 @mmoeeni1
🖤 افتادن بر خاک، در اتاقکی کوچک
از الناز محمدی در روزنامه "هممیهن" گزارشی منتشر شده درباره «زنانی که در بندر شهید رجایی در یک کانکس ناایمن کار میکردند و در انفجار جان باختند»
▪️ زنها از چندروز قبل شکایتشان را پیش مدیرها برده بودند. گفته بودند چرا همه باید در ساختمانهای آجری و بتنی کار کنند و ما در کانکسی کوچک، گویی به اندازه یک کف دست. برای درست کار کردن سحر خاور، افسانه تیما، فاطمه حاتمینژاد، حکیمه بختو و سمیه رئیسی در آن کانکس کوچک، در میانه کانتینرها جا نبود. زنها هرچه بیشتر اعتراض کرده بودند، کمتر جواب گرفته بودند. یکیشان هم یکبار شنیده بود که اگر بیشتر شکوه و شکایت ببرد و بیاورد، او را میفرستند یک جای بدتر تا با «آدمهای بد» کار کند.
▪️ 12 ظهر ششم اردیبهشتماه، وقتی اول دود آمد و بعد صدا و بعد خبرهای انفجار همهجا را برداشت، گوشی همراه زنها برای همیشه خاموش شد.
▪️در فهرست 58 نفری جانباختگان شناساییشده انفجار بندر شهید رجایی بندرعباس، نام شش زن پیداست؛ پنج نفر همان زنانیاند که در کانکسی کوچک و ناایمن کار میکردند و یک نفر زنی بود که همراه شوهرش که از مشهد برای تخلیه بار شرکت سینا آمده بودند که پس از آن بروند و برای دخترشان جهیزیه بخرند اما هر دو کشته شدند.
▪️زینب خانم چندروز قبل از انفجار به دخترش افسانه گفته بود، پشت قفل گردنبندش یک سنجاق بیاندازد ... افسانه را یک روز بعد از ششم اردیبهشتماه، وقتی دیگر خبر انفجار بزرگ بندر به همه رسیده بود، از روی همان سنجاق شناختند و گلی که وسط آن گردنبند بود؛ افتاده بر خاک.
▪️ مادر افسانه تیما میگوید: «فاجعه خیلی سختی بود. نمیدونم با چه زبونی حرف بزنم و چطوری بگم. دخترم چهار ماه بود که عروسی کرده بود. شب یلدا عروسیش بود. با حکیمه بختو خیلی صمیمی بودن. حتی ماهعسل نرفته بود. نتونست یه گردش بره. بهش مرخصی ندادن. خیلی ناگوار بود. من خونه نشسته بودم. از اسکله تا بندر فاصله هست اما صدا رو شنیدم ...»
▪️ داغ زینب خانم، وقتی بیشتر زبانه میکشد که مدام یادش میافتد او در یک کانکس ناایمن و ناراحت کار میکرده؛ «بچههای ما محل کارشون یه کانکس بود. همه همکاراشون توی ساختمون بتنی بودن اما بچههای ما توی یه کانکس چندمتری بودن. اصلاً درست جاشون هم نمیشد. حالا دختر من هفتسال بود اونجا کار میکرد، خانم بختو که یهسال دیگه بازنشسته میشد، اونوقت یه کانکس کوچیک نامناسب باید محل کارشون بود؟ قربون همهشون برم. کاش ما میرفتیم. کاش ما پیشمرگ اونا میشدیم.
▪️حالا روز چهلم نزدیک است و هرگوشه بندر را که ببینی، در حال مهیاشدن برای برگزاری مراسم است؛ مراسم عزاداری بندری.
▪️«اونروز همه میدونستن افسانه، صفورا و بقیه رفتهن، پرپر شدن ولی من باورم نمیشد، حتی اشک هم نمیریختم. توی بیمارستان زخمیارو میدیدم دلم میسوخت اما فکر میکردم بچهم سالم پیدا میشه.
▪️ روز خاکسپاری به همه التماس کردم که کفن رو باز کنن ببینمش اما پسرم گفت مامان چیزی نیست، چیرو میخوای ببینی؟ هرچی گفتم بذارین خودم برم توی قبر دفنش کنم. میخواستم دخترمو خودم خاک کنم. داخل قبر هم رفتم ولی نذاشتن کفنرو باز کنم ... از بچههای ما هیچی نمونده بود، دختر گلم.
▪️ خدا صبر میده اما دلمون به حال این عزیزا میسوزه که اصلاً کیفی از زندگی نبردن. جوون بودن. شوهرش داغونه. هرروز میره سر قبرش. میگه هیچ انگیزهای برای کار کردن ندارم. میره توی کوچه و خیابونایی که با افسانه رفته تا صبح میگرده. دیروز استاندار اومد و به ما سر زد. گفت پیگیریم. من بهشون گفتم پول نمیخوایم، با همین زندگی فقیرانهمون میسازیم. ما میخوایم خون بچههامون پامال نشه.
▪️حکیمه که در خانه صفورا صدایش میکردند، چهار برادر داشت و یک خواهر. نوشین، حالا با صدایی اندوهزده که از ته چاه عزا درمیآید، خواهرش حکیمه را زنی پرتلاش توصیف میکند که 18 سال تمام در اسکله کار کرد و دم نزد؛ غیر از وقتهایی که از سختبودن کار در آن کانکس کوچک میگفت؛ کانکسی که نوشین هم آن را از نزدیک دیده بود.
▪️ داستان پیدا کردن ردونشانی از حکیمه، شبیه بقیه زنها و مردهایی بود که در انفجار کشته و مصدوم شدند؛ شبیه همه آن 58 جانباخته و 1900 مصدوم.
▪️روز دوشنبه برای سردخونه صدامون کردن. اونجا متوجه شدیم نشونههایی ازش پیدا کردن. اونقدر سوختگی زیاد بود که چیزی برای شناسایی نمونده بود. هرروز بدتر میشیم. پسرشو که میبینیم سختتر میشه روزبهروز.
▪️ چندروز دیگر که بیاید، همه در قبرستان «باغو» و دیگر گورستانها جمع میشوند، برای برگزاری مراسم چهلم 58 نفری که انفجار، برای همیشه ناپدیدشان کرد. 58 نفری که شش نفرشان زن بودند و در سکوت، چون شکوفه گیلاسی، در قبرهای تنگشان خوابیدهاند؛ به کوچکی کانکس سفیدی که زنها گفته بودند کار کردن در آن سخت است.
➕ متن کامل گزارش
😡 @mmoeeni1
Telegram
pic
قربانیان
💔21😢7😭7❤1
.
«الگوریتمهای نظارتی قدرتمند در دستان دولتی خوب، میتوانند بهترین چیزی باشند که تا به حال برای بشر روی داده است اما [...] ممکن است سروکارمان به رژیم نظارتی ِ [جورج] اوروِلیای بیفتد که در آن همه افراد، تماموقت زیر نظرند. در واقع ممکن است سرنوشتمان به چیزی ختم شود که حتی اورول هم به سختی میتواند تصور کند [...] رژیم کره شمالی برای اولین بار در تاریخ قادر میشود هر چیزی را که هر شهروند در هر لحظهای فکر میکند بسنجد. اگر یک شهروند کرهشمالی به عکس کیمجوناون نگاه کند و حسگرهای هویتی، علائم نمایانگر خشم (فشار خون بالاتر، فعالیت فزاینده در بادامه مغز) را دریافت کنند، آن شخص، صبح روز بعد در گولاک خواهد بود.»
#کتاب "۲۱ درس برای قرن ۲۱"، ص۹۰
X
📚 @mmoeeni1
«الگوریتمهای نظارتی قدرتمند در دستان دولتی خوب، میتوانند بهترین چیزی باشند که تا به حال برای بشر روی داده است اما [...] ممکن است سروکارمان به رژیم نظارتی ِ [جورج] اوروِلیای بیفتد که در آن همه افراد، تماموقت زیر نظرند. در واقع ممکن است سرنوشتمان به چیزی ختم شود که حتی اورول هم به سختی میتواند تصور کند [...] رژیم کره شمالی برای اولین بار در تاریخ قادر میشود هر چیزی را که هر شهروند در هر لحظهای فکر میکند بسنجد. اگر یک شهروند کرهشمالی به عکس کیمجوناون نگاه کند و حسگرهای هویتی، علائم نمایانگر خشم (فشار خون بالاتر، فعالیت فزاینده در بادامه مغز) را دریافت کنند، آن شخص، صبح روز بعد در گولاک خواهد بود.»
#کتاب "۲۱ درس برای قرن ۲۱"، ص۹۰
X
📚 @mmoeeni1
😱6👍2
.
👁🗨 دینداری، شناگری است نه کشتیسواری
🔥 وقتی سوار کشتی هستید، یقین دارید از موج رهیدهاید اما وقتی شناگرید، این طور نیست؛ تا شنا میکنید و خوب شنا میکنید، از خطر رهیدهاید.
🔥 دیانت متعقّلانه، به معنای "طالب" ِ حقیقت بودن است نه "مالک" حقیقت بودن.
🔥 اگر بناست دین، نوعی طلبِ حقیقت باشد، دیانتپیشگی کاملا با نقادی و فهم عمیقی که از نقادی لازم میآید، ملازمه دارد.
🔸 متدینانی که دیانت متعقّلانه دارند، دیانت خود را به معنای "مالک حقیقت بودن" نمیدانند، بلکه به معنای "طالب ِ حقیقت بودن" میدانند. دیانت را به معنای مالکیت نسبت به حق نمیگیرند، بلکه به معنای شروع یک هدف و یک سیر و سلوک برای یافتن حقیقت میگیرند.
🔸وقتی یک مسیحی، غسل تعمید مییابد و و یک مسلمان، شهادتین میگوید، به معنای آن نیست که غسل تعمید یافتن یا شهادتین گفتن همان و کل حقیقت به چنگ آن شخص افتادن همان ...
🔸اگر حقیقت تا این حد، زودیاب بود، این همه تکاپو لازم نداشت ...
🔸 شهادتین گفتن و غسل تعمید یافتن، آغاز طالب بودن ماست. به این معناست که پا در راه کشف حقیقت گذاشتهایم نه این که به مقصد رسیدهایم.
🔸 به این لحاظ بارها گفتهام باید تلقی خود را از دیانت، شبیه تلقی شناگری کنیم، نه شبیه تلقی کشتیسواری. بین کسی که به دین خود به چشم شناگری نگاه میکند و کسی که به چشم کشتیسواری نگاه میکند، خیلی فرق است ... وقتی سوار کشتی هستید، یقین دارید از موج رهیدهاید؛ یقین دارید خطری شما را تهدید نمیکند و یقین دارید حتما به مقصد میرسید. ممکن است دیرتر یا زودتر به مقصد برسید اما حتما به مقصد میرسید ... اما وقتی شناگر هستید، این طور نیست و هیچ چیزی، تضمین نشده است. تا شنا میکنید و خوب شنا میکنید، از خطر رهیدهاید. به محض این که دست از شناکردن بکشید و یا بد شنا کنید و طبق اصول شنا نکنید، در معرض هلاک و غرق شدن قرار میگیرید ... (همچنین) وقتی ساکن کشتی هستید، کشتیسوارن را با کسانی که سوار کشتی نیستند، متفاوت میبینید. میگویید یقین است که به مقصد میرسیم اما کسانی که در دریا شنا میکنند، تقریبا یقین است که به مقصد نمیرسند و اگر برسند استثنایی است اما وقتی خود، شناگر هستید، در باب دیگر شناگران هیچ حکمی نمیتوانید بکنید. در این حال خواهید گفت هر کدام از شناگرانی که درست شنا کنند به مقصد میرسند و هر کدام درست شنا نکنند به مقصد نمیرسند. در اینجا به طور کلی، حکمی درباره شنا نمیکنید. میگویید بعضی شناگران با شرایطی به مقصد میرسند و وقتی آن شرایط معدوم باشد، به مقصد نمیرسند.
🔸 دیندار شدن سوارکشتی شدن نیست، شناگری است ... آنچه در قرآن، روایات و کتابهای مقدس ادیان و مذاهب مختلف آمده است، دستمایهای است که به طالب حقیقت دادهاند تا با آن، کارش را آسان کند ... (و) اگر بناست دین، نوعی طلبِ حقیقت باشد، دیانتپیشگی کاملا با نقادی و فهم عمیقی که از نقادی لازم میآید، ملازمه دارد.
✍🏻 مصطفی ملکیان | در رهگذار باد و نگهبان لاله | صص ۱۱۳ تا ۱۱۸
#کتاب
🎊🌹 امروز، ۱۲ خرداد، روز تولد جناب مصطفی ملکیان عزیز است؛ سایهشان مستدام، عزتشان مانا 🌹🎊
📚 @mmoeeni1
👁🗨 دینداری، شناگری است نه کشتیسواری
🔥 وقتی سوار کشتی هستید، یقین دارید از موج رهیدهاید اما وقتی شناگرید، این طور نیست؛ تا شنا میکنید و خوب شنا میکنید، از خطر رهیدهاید.
🔥 دیانت متعقّلانه، به معنای "طالب" ِ حقیقت بودن است نه "مالک" حقیقت بودن.
🔥 اگر بناست دین، نوعی طلبِ حقیقت باشد، دیانتپیشگی کاملا با نقادی و فهم عمیقی که از نقادی لازم میآید، ملازمه دارد.
🔸 متدینانی که دیانت متعقّلانه دارند، دیانت خود را به معنای "مالک حقیقت بودن" نمیدانند، بلکه به معنای "طالب ِ حقیقت بودن" میدانند. دیانت را به معنای مالکیت نسبت به حق نمیگیرند، بلکه به معنای شروع یک هدف و یک سیر و سلوک برای یافتن حقیقت میگیرند.
🔸وقتی یک مسیحی، غسل تعمید مییابد و و یک مسلمان، شهادتین میگوید، به معنای آن نیست که غسل تعمید یافتن یا شهادتین گفتن همان و کل حقیقت به چنگ آن شخص افتادن همان ...
🔸اگر حقیقت تا این حد، زودیاب بود، این همه تکاپو لازم نداشت ...
🔸 شهادتین گفتن و غسل تعمید یافتن، آغاز طالب بودن ماست. به این معناست که پا در راه کشف حقیقت گذاشتهایم نه این که به مقصد رسیدهایم.
🔸 به این لحاظ بارها گفتهام باید تلقی خود را از دیانت، شبیه تلقی شناگری کنیم، نه شبیه تلقی کشتیسواری. بین کسی که به دین خود به چشم شناگری نگاه میکند و کسی که به چشم کشتیسواری نگاه میکند، خیلی فرق است ... وقتی سوار کشتی هستید، یقین دارید از موج رهیدهاید؛ یقین دارید خطری شما را تهدید نمیکند و یقین دارید حتما به مقصد میرسید. ممکن است دیرتر یا زودتر به مقصد برسید اما حتما به مقصد میرسید ... اما وقتی شناگر هستید، این طور نیست و هیچ چیزی، تضمین نشده است. تا شنا میکنید و خوب شنا میکنید، از خطر رهیدهاید. به محض این که دست از شناکردن بکشید و یا بد شنا کنید و طبق اصول شنا نکنید، در معرض هلاک و غرق شدن قرار میگیرید ... (همچنین) وقتی ساکن کشتی هستید، کشتیسوارن را با کسانی که سوار کشتی نیستند، متفاوت میبینید. میگویید یقین است که به مقصد میرسیم اما کسانی که در دریا شنا میکنند، تقریبا یقین است که به مقصد نمیرسند و اگر برسند استثنایی است اما وقتی خود، شناگر هستید، در باب دیگر شناگران هیچ حکمی نمیتوانید بکنید. در این حال خواهید گفت هر کدام از شناگرانی که درست شنا کنند به مقصد میرسند و هر کدام درست شنا نکنند به مقصد نمیرسند. در اینجا به طور کلی، حکمی درباره شنا نمیکنید. میگویید بعضی شناگران با شرایطی به مقصد میرسند و وقتی آن شرایط معدوم باشد، به مقصد نمیرسند.
🔸 دیندار شدن سوارکشتی شدن نیست، شناگری است ... آنچه در قرآن، روایات و کتابهای مقدس ادیان و مذاهب مختلف آمده است، دستمایهای است که به طالب حقیقت دادهاند تا با آن، کارش را آسان کند ... (و) اگر بناست دین، نوعی طلبِ حقیقت باشد، دیانتپیشگی کاملا با نقادی و فهم عمیقی که از نقادی لازم میآید، ملازمه دارد.
✍🏻 مصطفی ملکیان | در رهگذار باد و نگهبان لاله | صص ۱۱۳ تا ۱۱۸
#کتاب
🎊🌹 امروز، ۱۲ خرداد، روز تولد جناب مصطفی ملکیان عزیز است؛ سایهشان مستدام، عزتشان مانا 🌹🎊
📚 @mmoeeni1
❤10👍3🤔1🥱1
.
❤️ این ۷ استوری رفیق خوب منه که دختر معلول داره.
با دقت و خوب بخونید.
توصیههاش حتما مهماند.
🔥 [این رشته توییت با استقبال بسیاری روبهرو شده (اینجا: X). در مورد نحوه رفتار درست با همدیگه به خصوص در شرایط خاص، کمتر بَلدیم و البته جای شکرش باقیه که این طور زیاد، دوست داریم یاد بگیریم. تا میتونید این قبیل آموزشها رو به اشتراک بگذارید تا تعداد بیشتری یاد بگیریم، تا کمتر باعث رنج همدیگه بشیم. 🙏]
❤️ @mmoeeni1
❤️ این ۷ استوری رفیق خوب منه که دختر معلول داره.
با دقت و خوب بخونید.
توصیههاش حتما مهماند.
🔥 [این رشته توییت با استقبال بسیاری روبهرو شده (اینجا: X). در مورد نحوه رفتار درست با همدیگه به خصوص در شرایط خاص، کمتر بَلدیم و البته جای شکرش باقیه که این طور زیاد، دوست داریم یاد بگیریم. تا میتونید این قبیل آموزشها رو به اشتراک بگذارید تا تعداد بیشتری یاد بگیریم، تا کمتر باعث رنج همدیگه بشیم. 🙏]
❤️ @mmoeeni1
👌30❤6👏4🙏1