شین ☔️
2.32K subscribers
1.19K photos
153 videos
31 files
1.59K links
محمد معینی | کتاب / تاریخ / محیط‌زیست / نقل قول
https://x.com/mmoeeni2 | moeeni.mo@gmail.com
Download Telegram
این توصیف بهشت خیلی یگانه و عالی‌ست: «سخن بيهوده‌اى در آنجا نشنوند.»

انگار جایی که سخن بیهوده هست، جهنمی است؛ دست‌کم بهشت نیست؛ عدم بهشت!
این گویی حتی ستایش سکوت است.

همه‌روز و شب، چقدر نشانه‌های «عدم بهشت» در حوالی ما هست.
X


💊 @mmoeeni1
👍3713👏5👎1😁1🤮1👌1
.
🔹 یادکرد دو خرداد ۷۶



✍🏻 در یادداشت‌های رفسنجانی:

🔺 ۳۰ اردیبهشت ۷۶ - «ایشان [آیت‌الله خامنه‌ای] هنوز ناطق را جلو می‌داند اما فکر می‌کنند که به مرحله دوم می‌رسد ولی حساسیتی روی پیروزی احتمالی آقای خاتمی نشان ندادند.»
X


🔺 ۱۳ خرداد ۷۶ - «... حتی در مراکز سپاه، علیرغم فشار فرماندهان سپاه، رای به آقای ناطق نوری ناچیز بوده...»
X


💊 @mmoeeni1
😁13👍2
شین ☔️
. سه هفته تمام گذشت ... علیه فراموشی #بندرعباس 🖤
.
چهار هفته تمام گذشت ...
هنوز اعلام نکرده‌اند که آن‌چه منفجر شد:
چه بود؟
مال که بود؟
چرا آن‌جا بود؟
و چرا منفجر شد و جان‌ها گرفت و خانواده‌ها داغدار کرد و مال‌ها سوخت؟

علیه فراموشی
#بندرعباس

🖤
20🤬12💔5🔥3❤‍🔥1
«بنای این پالایشگاه [آبادان] در مهر ۱۲۸۸ آغاز شد و در اردیبهشت ۱۲۹۱ نخستین بار نفت خام در آن تصفیه شد.» [در کمتر از ۳ سال، ۱۱۴ سال پیش!]

#کتاب تاریخ فرودستان، ص ۲۱۱
X


📚 @mmoeeni1
👏20🌚1
.
«آقای دکتر معتمدی، وزیر پست و تلگراف و تلفن، آمد ... در مورد کاری که اکنون با پخش امواج پارازیت برای قطع برنامه‌های تلویزیون‌های ماهواره ضدانقلاب می‌شود، گفت این امواج ضرر بهداشتی دارد.»

✍🏻 یادداشت‌های رفسنجانی | ۲۱بهمن۸۱

[هنوز پارازیت هست؛ در محل ما از ساعت ۶ عصر. «سلامت مردم؛ به‌دَرک»]
X


📚 @mmoeeni1
👍221👎1💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آقای جعفر پناهی!
خوشحالیم. 💐
X



... ولی صحبت‌های جعفر پناهی بعد از دریافت جایزه، خوب نبود، ناپخته بود؛ دلیلی نداشت از اختلاف ایرانی‌ها بگوید ... فرصت کم‌نظیری بود که خیلی آسان از دست رفت؛ در دنیای چشم‌های بسته و خسته.
X


کاش نخواسته بود در آن مجال بی‌نظیر ایرانی‌ها را نصیحت کند!


جناب پناهی سخنان خود را این‌طور شروع می‌کند: «حالا فکر کنم این‌جا تنهایی جایی است که ...»
برای میلیاردها مخاطب غیرایرانی بی‌خبر از اتمسفر ایران، این جمله - در مطلع نصیحت ایرانیان - چه معنایی می‌دهد؟ جز این‌که ایرانی‌ها فرصت گفت‌وگو با خودشان را هم ندارند؟ که به خودشان هم گوش نمی‌دهند؟!
همین‌که در بسیاری از نقل‌قول‌ها از صحبت‌های دیشب پناهی، این جمله حذف شده، بامعنی‌ست!



دموکراسی (مورد تاکید و ستایش جعفر پناهی در سخنرانی‌اش) به تنهایی کافی نیست، دموکراسی بدون لیبرالیسم نهایتا به زخم‌های مهلک یا حتی مرگ دموکراسی منجر خواهد شد.
چرا پناهی به این مهمات در مرکز آن نور خیر‌کننده در کن بی‌اعتنا بود؟
یعنی نمی‌دانست؟!
X


سخنرانی به یادماندنی (به وقت ِ دریافت جایزه): سخنرانی آلبر کامو (۶۵سال پیش)

😣 @mmoeeni1
👍22👎4
.
مطوّعین [در عربستان سعودی] مسئول اجبار افراد به تبعیت از شریعت و هنجارهای اسلامی، از قبیل حجاب برای زنان هستند. آن‌ها این ماموریت را جدی می‌گیرند، بسیار جدی چنان که در مارس ۲۰۰۲ زمانی که یک مدرسه دخترانه در مکه آتش گرفت، این افراد کوشیدند مانع از خروج دختران فاقد لباس مناسب – بدون روسی و عبایه – از ساختمان در حال سوختن شدند. ۱۵ دختر مُردند.

راه باریک آزادی، ص ۴۷۰
#کتاب
X


📚 @mmoeeni1
😱11🤬6👍2👌1
.
«اجلاس سران [سازمان] کنفرانس اسلامی امروز در قطر برگزار شد [...] با اینکه قطر با درخواست آقای خاتمی این اجلاس را ترتیب داده بود، ایران به دستور رهبری در آن شرکت نکرده است.»

یادداشت‌های رفسنجانی
۱۴ اسفند ۸۱
#کتاب
X


📚 @mmoeeni1
😁16😨10🤬7🤣1
.
در ۱۷ اکتبر ۱۹۳۲ هیتلر در یک نطق عمومی اعلام کرده بود: «اگر ما روزی قدرت را به دست آوریم به آن خواهیم چسبید، پس خدا ما را یاری کند. ما به آنها اجازه نخواهیم داد دیگر قدرت را از ما بگیرند.»

راه باریک آزادی، ص۴۸۳
#کتاب

[فرمول: به پشت‌بام قدرت که رسیدی، دیگران را از نردبام محروم کن]
X


📚 @mmoeeni1
👍13😨21
.
«آن آزادی‌ای که باید به آن برسیم، نگفتن دروغ است.»

آلبر کامو
سخنرانی در آمریکا، ۱۹۴۶
نقل شده در #کتاب "در دفاع از فهم"، ص۴۹
X


📚 @mmoeeni1
12👍4
.
«برای حفظ روابط بین انسان‌ها باید راه را بر خشونت و دروغ سد کنیم زیرا انسانی که دروغ می‌گوید عرصه را بر دیگران تنگ می‌کند و کسی که شکنجه می‌کند و دیگران را آزار می‌دهد، سکوت مطلق را تحمیل می‌کند.»


آلبر کامو
در دفاع از فهم، ص۴۷
#کتاب
X


📚 @mmoeeni1
👍185
.
فرانسیس فوکویاما (استاد دانشگاه در اقتصاد سیاسی) در کتاب "نظم و زوال سیاسی" (صفحات ۴۲۷ و ۴۲۸) می‌نویسد: «دموکراسی زمانی پدیدار می‌شود که تهدید موثر باشد تا اغنیا ناگزیر از دادن امتیازات سیاسی و بازتوزیع [قدرت] تمام عیار شوند ... دموکراسی بیشتر از آنکه اعطا شود، فتح شده است
X


📚 @mmoeeni1
👍1121
.
امام محمد غزالی، متفکر قرن دهم، خاطرنشان می‌کرد: «صد سال جباریت سلطان کمتر لطمه وارد می‌کند تا جباریت رعایا علیه یکدیگر ... شورش تنها علیه حاکمی قابل توجیه است که علنا از فرمان خدا و پیامبر سربپیچد.»

جنگ بسیار بدتر از استبداد بود و مستبد تا زمانی که به شریعت پایبند می‌ماند باید تحمل می‌شد. این تفسیر از اسلام مجموعه‌ای جذاب از اصول برای یک مستبد بالقوه فراهم می‌آورد.

راه باریک آزادی، ص۴۶۸
#كتاب
X


📚 @mmoeeni1
👍203
«مقامات شوروی مدام ادعا می‌کنند که اوضاع در شوروی بسیار خوب و عالی است اما در کمال تعجب به جای این که غربی‌ها به کشور آباد ما پناهنده شوند، این ماییم که از کشور آبادمان به ممالک خرابه‌ی آن‌ها پناهنده می‌شویم.»

شوروی ضد شوروی، ص ۹۳
#کتاب
X


📚 @mmoeeni1
13👍8🔥2👏1
شین ☔️
چهار هفته تمام گذشت ...
هنوز اعلام نکرده‌اند که آن‌چه منفجر شد:
چه بود؟
مال که بود؟
چرا آن‌جا بود؟
و چرا منفجر شد و جان‌ها گرفت و خانواده‌ها داغدار کرد و مال‌ها سوخت؟

علیه فراموشی
#بندرعباس
پنج روز دیگر چهلم قربانیان انفجار در بندر شهید رجایی فرامی‌رسد.
هنوز اعلام نکرده‌اند که آن‌چه منفجر شد:
چه بود؟
مال که بود؟
چرا آن‌جا بود؟
و چرا منفجر شد؟


دلیل این همه تاخیر در اعلام عمومی نتیجه تحقیقات چیست؟ خبری هست که نباید مردم بدانند؟
آیا قرار است ماجرا مشمول گذر زمان شود و از یادها برود؟


۵۷ نفر جان خود را از دست دادند، صدها نفر مجروج شدند و صدها میلیارد تومان خسارت وارد شد؛ چرا؟
چه چیزی مهم‌تر از آگاهی مردم از دلایل این فاجعه مهیب است؟
آگاهی مردم موجب تکرار نشدن این فجایع نخواهد شد؟


علیه فراموشی
#بندرعباس
🖤
👍33💔6🤬4😢3
سال ۸۰ ناصر واعظ طبسی (پسر تولیت وقت آستان قدس رضوی) درگیر یک پرونده مشهور فساد (المکاسب) بود. رفسنجانی در خاطرات سال۸۱ تقریبا هر جا اسمی از واعظ طبسی (پدر) آورده، نوشته که پیگیر وضعیت پسرش بوده در سطح بالا (بالاخره هم تبرئه گرفت). [با چه توضیحی تبرئه شد؟! باورکردنی نبود: «متهم ناصر واعظ طبسی نمی‌دانست فعالیت‌هایش خلاف قانون است.»]

پدیده انگلی آقازادگی ریشه ستبری داره.
X


💊 @mmoeeni1
👍26🤬11😁51🔥1
Forwarded from زنجان پرس
👁‍🗨 این بیماری، آتشی است


به عنوان یک ناظر از بیرون عرض می‌کنم، کسی که علاقه‌ای ندارد بداند کدام باند، با کدام آدم‌ها، با کدام باند و آدم‌هایش سر تقسیم غنایم و سِمت‌ها در جنگ و نزاع است: «این بلبشو در انتصابات استان که خودش را در اعلام و منتفی شدن چند جلسه تکریم و معارفه نشان داده، نشانه بیماری است.»

معلوم نیست در عین کسری بودجه عظیم دولت (که اعتبارات عموما صرف پرداخت حقوق پرسنل سازمان‌های فربه حکومتی می‌شود) و انواع ناترازی‌ها (از آب تا برق و گاز و گازوئیل و نیروهای باسواد و دلسوز) و در حالی‌که مردم به شدت تحت‌فشار تورم‌اند و نارضایتی زیرپوست شهر انباشته شده و مدیریت کارآمد و موثر به کاری بسیار بسیار دشوار تبدیل شده، حضرات با کدام ید بیضا و عصای سحرافکن شوق رسیدن به مدارج مدیریتی خود یا هم‌باندی‌های‌شان را دارند!
پشت آن میزهای ریاست چه حلوایی است که از سر و کول هم بالا می‌روند؟ می‌خواهند گره باز کنند یا گره‌افکنی کنند؟!
نباید نیم‌جو به پرستیژ حکومت‌شان توجه کنند؟‌!

نماینده دولت در استان با اقتدار این بساط را جمع کند و قوت نشان دهد؛ این بیماری آتشی است که تر و خشک را خواهد سوزاند. اجازه ندهد این ولنگاری، ته‌مانده اقتدار و استقلال سازمان‌ها را مضمحل و نیروهای خدوم و باسواد را در بدنه‌های کارشناسی مایوس کند.
در نزاع با کمبودهای امیدکش، نزاع تشنگان قدرت و غنیمت، آخرین چیزی است که ملتی ناامید به آن محتاج است.


✍🏻 محمد معینی (روزنامه‌نگار سابق، وبلاگ‌نویس)

@zanjanpresss
👏132👍2
.
هر بار در آستانه شروع به کار دولت جدید در استان‌ها، نزاع برای تصاحب پست و مناصب توسط باندها اوج می‌گیرد.
در واکنش به این وضعیت و حواشی چندش‌آوری که قطعا فقط برخی اخبار آن عمومی می‌شود، یادداشت بالا 👆 را در یکی از کانال‌های خبری استان (زنجان) منتشر کرده بودم.
واضح است این وضعیت، کم‌وبیش، در همه استان‌ها ساری و جاری‌ست.
👍11
.
🖤 افتادن بر خاک، در اتاقکی کوچک


از الناز محمدی در روزنامه "هم‌میهن" گزارشی منتشر شده درباره «زنانی که در بندر شهید رجایی در یک کانکس ناایمن کار می‏‌کردند و در انفجار جان باختند»


▪️ زن‌ها از چندروز قبل شکایت‌شان را پیش مدیرها برده بودند. گفته بودند چرا همه باید در ساختمان‌های آجری و بتنی کار کنند و ما در کانکسی کوچک، گویی به اندازه یک کف دست. برای درست کار کردن سحر خاور، افسانه تیما، فاطمه حاتمی‌نژاد، حکیمه بختو و سمیه رئیسی در آن کانکس کوچک، در میانه کانتینرها جا نبود. زن‌ها هرچه بیشتر اعتراض کرده بودند، کمتر جواب گرفته بودند. یکی‌شان هم یک‌بار شنیده بود که اگر بیشتر شکوه و شکایت ببرد و بیاورد، او را می‌فرستند یک جای بدتر تا با «آدم‌های بد» کار کند.

▪️ 12 ظهر ششم اردیبهشت‌ماه، وقتی اول دود آمد و بعد صدا و بعد خبرهای انفجار همه‌جا را برداشت، گوشی همراه زن‌ها برای همیشه خاموش شد.

▪️در فهرست 58 نفری جانباختگان شناسایی‌شده انفجار بندر شهید رجایی بندرعباس، نام شش زن پیداست؛ پنج نفر همان زنانی‌اند که در کانکسی کوچک و ناایمن کار می‌کردند و یک نفر زنی بود که همراه شوهرش که از مشهد برای تخلیه بار شرکت سینا آمده بودند که پس از آن بروند و برای دخترشان جهیزیه بخرند اما هر دو کشته شدند.

▪️زینب خانم چندروز قبل از انفجار به دخترش افسانه گفته بود، پشت قفل گردن‌بندش یک سنجاق بیاندازد ... افسانه را یک روز بعد از ششم اردیبهشت‌ماه، وقتی دیگر خبر انفجار بزرگ بندر به همه رسیده بود، از روی همان سنجاق شناختند و گلی که وسط آن گردنبند بود؛ افتاده بر خاک.

▪️ مادر افسانه تیما می‌گوید: «فاجعه خیلی سختی بود. نمی‌دونم با چه زبونی حرف بزنم و چطوری بگم. دخترم چهار ماه بود که عروسی کرده بود. شب یلدا عروسیش بود. با حکیمه بختو خیلی صمیمی بودن. حتی ماه‌عسل نرفته بود. نتونست یه گردش بره. بهش مرخصی ندادن. خیلی ناگوار بود. من خونه نشسته بودم. از اسکله تا بندر فاصله هست اما صدا رو شنیدم ...»

▪️ داغ زینب خانم، وقتی بیشتر زبانه می‌کشد که مدام یادش می‌افتد او در یک کانکس ناایمن و ناراحت کار می‌کرده؛ «بچه‌های ما محل کارشون یه کانکس بود. همه همکاراشون توی ساختمون بتنی بودن اما بچه‌های ما توی یه کانکس چندمتری بودن. اصلاً درست جاشون هم نمی‌شد. حالا دختر من هفت‌سال بود اونجا کار می‌کرد، خانم بختو که یه‌سال دیگه بازنشسته می‌شد، اون‌وقت یه کانکس کوچیک نامناسب باید محل کارشون بود؟ قربون همه‌شون برم. کاش ما می‌رفتیم. کاش ما پیش‌مرگ اونا می‌شدیم.

▪️حالا روز چهلم نزدیک است و هرگوشه بندر را که ببینی، در حال مهیاشدن برای برگزاری مراسم است؛ مراسم عزاداری بندری.

▪️«اون‌روز همه می‌دونستن افسانه، صفورا و بقیه رفته‌ن، پرپر شدن ولی من باورم نمی‌شد، حتی اشک هم نمی‌ریختم. توی بیمارستان زخمیارو می‌دیدم دلم می‌سوخت اما فکر می‌کردم بچه‌م سالم پیدا میشه.

▪️ روز خاکسپاری به همه التماس کردم که کفن رو باز کنن ببینمش اما پسرم گفت مامان چیزی نیست، چی‌رو می‌خوای ببینی؟ هرچی گفتم بذارین خودم برم توی قبر دفنش کنم. می‌خواستم دخترمو خودم خاک کنم. داخل قبر هم رفتم ولی نذاشتن کفن‌رو باز کنم ... از بچه‌های ما هیچی نمونده بود، دختر گلم.

▪️ خدا صبر میده اما دلمون به حال این عزیزا می‌سوزه که اصلاً کیفی از زندگی نبردن. جوون بودن. شوهرش داغونه. هرروز میره سر قبرش. میگه هیچ انگیزه‌ای برای کار کردن ندارم. میره توی کوچه و خیابونایی که با افسانه رفته تا صبح می‌گرده. دیروز استاندار اومد و به ما سر زد. گفت پیگیریم. من بهشون گفتم پول نمی‌خوایم، با همین زندگی فقیرانه‌مون می‌سازیم. ما می‌خوایم خون بچه‌هامون پامال نشه.

▪️حکیمه که در خانه صفورا صدایش می‌کردند، چهار برادر داشت و یک خواهر. نوشین، حالا با صدایی اندوه‌زده که از ته چاه عزا درمی‌آید، خواهرش حکیمه را زنی پرتلاش توصیف می‌کند که 18 سال تمام در اسکله کار کرد و دم نزد؛ غیر از وقت‌هایی که از سخت‌بودن کار در آن کانکس کوچک می‌گفت؛ کانکسی که نوشین هم آن را از نزدیک دیده بود.

▪️ داستان پیدا کردن ردونشانی از حکیمه، شبیه بقیه زن‌ها و مردهایی بود که در انفجار کشته و مصدوم شدند؛ شبیه همه آن 58 جانباخته و 1900 مصدوم.

▪️روز دوشنبه برای سردخونه صدامون کردن. اونجا متوجه شدیم نشونه‌هایی ازش پیدا کردن. اونقدر سوختگی زیاد بود که چیزی برای شناسایی نمونده بود. هرروز بدتر میشیم. پسرشو که می‌بینیم سخت‌تر میشه روز‌به‌روز.

▪️ چندروز دیگر که بیاید، همه در قبرستان «باغو» و دیگر گورستان‌ها جمع می‌شوند، برای برگزاری مراسم چهلم 58 نفری که انفجار، برای همیشه ناپدیدشان کرد. 58 نفری که شش نفرشان زن بودند و در سکوت، چون شکوفه گیلاسی، در قبرهای تنگشان خوابیده‌اند؛ به کوچکی کانکس سفیدی که زن‌ها گفته بودند کار کردن در آن سخت است.


متن کامل گزارش

😡 @mmoeeni1
💔21😢7😭71