پداگوژی ریاضی
1.65K subscribers
58 photos
80 videos
4 files
180 links
فعالیت‌های پداگوژیکی Dr_Amir_Asghari@ در ریاضی
Download Telegram
Who Was Mirza Jafar-khan Moshir-od-Dowleh?

“Those who know you regret that you have grown old, but my regret is that you have grown tired. Hearts woven with zeal and honour do not age; their ageing lies only in fatigue and despair. Iran is without doubt dangerously ill — and the weariness of a physician like you is the surest sign…

https://amirasghari.com/en/who-was-mirza-jafar-khan-moshir-od-dowleh/
حدود دو سال، آخرهای هفته، خانه ریاضیات اصفهان بودم. خانه ریاضیات، به معنی واقعی،یک مکتب بود. نازنین ترین، کنجکاوترین و خوش فکرترین آدم‌هایی را که می‌شد در کنار آنها بود را هر هفته تجربه می‌کردم. اول فاطمه هانی، بعد فروزان خرد‌پژوه و حالا علی دانایی (در تصویر) خانه خاکی را ترک کردند ولی بذر مکتبی که آنها، در کنار و همراهی همیشگی علی رجالی شکل دادند، سال‌هاست که شکوفا شده و توسط بچه‌های آکادمیک آنها (بعضی هاشون در تصویر زیر هستند) نگه‌داری می شود و رشد می‌کند.
پی‌نوشت. تولد من است، پس چرا دکتر علی دانایی در مرکز تصویر است‌؟
فرهنگ. شما برای فرد دیگری پیغام می فرستید(تلگرام، واتس آپ، مسنجر، ایمیل یا هر جای دیگری)، بعد از سلام، اگر آن فرد شما را نمی شناسد، یا می شناسد و تا بحال پیغامی از شما دریافت نکرده، خودتان را معرفی می کنید و دلیل اینکه تماس گرفته اید را می گویید و اضافه می کنید که منتظر جواب می مانید. اگر طرف را می شناسید و قبلا از همان مسیری که الان پیغام می فرستید با هم در تماس بوده اید، بعد از سلام، می نویسید که چرا تماس گرفته اید و دوباره اضافه می کنید که منتظر جواب می مانید (اگر تماس در ادامه چندین رفت و برگشت در یک فاصله زمانی کوتاه است، این قسمت می تواند مفروض گرفته شود). به طور کلی. قانون این است: سلام. شما کی هستید. چرا تماس می گیرید. منتظر جواب می مانید (اگر چیزی که فرستاده اید فقط جنبه خبر رسانی نداشته است).
لطفا. لطفا. لطفا. فقط سلام نفرستید و انتظار داشته باشید جواب دریافت کنید.
اشک‌هایمان بارانِ روی سنگفرش خیابان را شست و با خود برد.
لکه‌های خون، همچون ستارگان در شبی تاریک،
روی سنگفرش می‌درخشیدند.
هر لکه داستانی داشت:
یکی دختری، در آرزوی گواهینامهٔ موتورسواری؛
آن دیگری، پدری که دو فرزندش چشم‌به‌راه تکه نانی بودند
که او به خانه ببرد؛
یکی بوکسور آماتوری بود که برای آرزوهایش می‌جنگید؛
آن دیگری، آتش‌نشانی که ایران را به دوش می‌کشید؛
یکی دخترکی که «بابا سوختم» آخرین کلامش
در آغوش پدر بود؛
آن دیگری…
آن دیگری…
آن دیگری…
کمی آن‌طرف‌تر، بیلبورد شهر بود:
تصویری از شیطان، با وقاحتی که از خود او هم دیده نشده بود،
در نوری سبزرنگ،
در تلاش برای ارائهٔ تصویری الهی از او.
هر لکهٔ خون را همچون پیاده‌نظام دشمن می‌دید.
درست می‌دید:
آن‌ها در جنگ با شیطان بودند،
اما پیاده‌نظام نبودند.
هر یک سرشار از شور و شعف و زندگی بودند،
فرماندهٔ تصمیمِ خود
برای جنگیدن با شیطان.
به اینکه دانشجوی شریف بودم افتخار می‌کنم.‌
《این همه سال جنایت، مرگ بر این ولایت.》
من همواره به اعتقادات دیگران احترام گذاشته ام، همواره هم خواهم گذاشت.‌ برای همین وقتی در مورد آنچه در مورد حیدر درست کردم چند تا فحش خوردم، هیچگونه در ذهنم آنرا به علی غیر خامنه ای (به قول عزیزترینِ بچه آکادمیکم که متن زیر را برام فرستاد) متصل نمی‌کردم و فحش ها را در فحش های رایج این روزها تعبیر می‌کردم. ولی همچون هر چیز دیگری که تعابیر مختلف می‌پذیرد، این هم تعبیر ناخواسته ای داشت که متاسفانه بسیاری را آزرده کرد. معذرت می‌خواهم و آنرا حذف کردم.

خیلی مراقبت کنید از خودتون تو روزهای غم و خشم ❤️
نوشته فارسی اول دبستان پداگوژی رو دیدم. من با همه احوال بدی که سپری می‌کنم، با آنچه در تاریخ و در اطرافم می‌بینم، فکر می‌کنم نمادهایی از اسلام مثل علی غیرخامنه‌ای (یا حیدر)، تو فرهنگ ما تنیده است. من فکر کردم قاطی شده تو این پیام.
چند وقت پیش، پسرم پرسید، آیا کاری انجام داده‌ام که به آن افتخار کنم. پاسخ دادم: آره، دوباره زنده کردن نامِ علی‌خان ناظم‌العلوم. وقتی روی آن کار می‌کردم، بارها گریستم برای سرنوشتی که در صد سال بعد از او هم بارها و بارها تکرار شد. هنوز هم می‌شود. آیا می‌توانم بگویم خوشحالم که ... شاید ۵۰ روز پیش می‌توانستم. الان فقط می توانم بگویم که خواندن آن درسی در تاریخ نگاری و تاریخ‌آگاهی است که الان بیشتر از هر زمان دیگری، همه به آن نیازمندیم.
https://mct.iranjournals.ir/article_465_68ce199ec2c5517597ce0a4d89620f55.pdf
چند روزه همش نگرانم که شما با این همه آرامش و آسایش با اینترنت آزاد چیکار می‌کنید. بالاخره تصمیم گرفتم به جای نگرانی این مقاله ام را که در American Mathematical Monthly چند روز پیش منتشر شد باهاتون به اشتراک بذارم تا از آرامش و آسایش و اینترنت آزاد یه استفاده ای کرده باشید. این مهربانی‌ها آخر کار دست من می دهند.

https://www.tandfonline.com/doi/full/10.1080/00029890.2026.2663705?fbclid=IwY2xjawSNTiJleHRuA2FlbQIxMQBzcnRjBmFwcF9pZAwzNTA2ODU1MzE3MjgAAR5yM1tBCU_85IpxVGxkLD4mZ5Od4GR4FIFZiLGgVi-XlBvbYuKNTqmdCJnRcg_aem_AJl_-OQH_f7dyVBT1fFRgg