سپیده که سر بزند
در این بیشهزار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوییدیم؛
پس به نام زندگی هرگز نگو هرگز...
پل الوار
در این بیشهزار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوییدیم؛
پس به نام زندگی هرگز نگو هرگز...
پل الوار
⚡4👌1
کتابگرام
من یاد جاویدنامان را گرامی داشتم. https://javidnamaan.com/
میانِ کهکشانی از نامها قدم زدم؛
هر کدام نوری شدند و هنوز میدرخشند
شکلِ آسمان را عوض کردند...
ستارهها همیشه زیبا هستند
اما این یکیها با درد درخشیدند
با خون، با رؤیا،
با آرزوهایی که ناتمام ماند.
و ما هر بار که سر بلند میکنیم
دلگیرتر میشویم
در شب آسمانی را میبینیم که از همیشه نورانی تر است اما دلهامان تاریک است...
کاش میشد ستاره بود،
اما نه از جنسِ سوختن،
بلکه از جنسِ ماندن.
کاش میشد نوری در کهکشان بود،
نه کسی که برای نورهای خاموش شده میگرید.
هر کدام نوری شدند و هنوز میدرخشند
شکلِ آسمان را عوض کردند...
ستارهها همیشه زیبا هستند
اما این یکیها با درد درخشیدند
با خون، با رؤیا،
با آرزوهایی که ناتمام ماند.
و ما هر بار که سر بلند میکنیم
دلگیرتر میشویم
در شب آسمانی را میبینیم که از همیشه نورانی تر است اما دلهامان تاریک است...
کاش میشد ستاره بود،
اما نه از جنسِ سوختن،
بلکه از جنسِ ماندن.
کاش میشد نوری در کهکشان بود،
نه کسی که برای نورهای خاموش شده میگرید.
👌2⚡1🌚1
شب سردی است و من افسرده
راه دوری است و پایی خسته
تیرگی هست و چراغی مرده
میکنم تنها از جاده عبور
دور ماندند ز من آدمها
سایهای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غمها
فکر تاریکی و این ویرانی
بیخبر آمد تا با دل من
قصهها ساز کند پنهانی
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر، سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآرم از دل:
وای این شب چقدر تاریک است!
خندهای کو که به دل انگیزم؟
قطرهای کو که به دریا ریزم؟
صخرهای کو که بدان آویزم؟
مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غم هست به دل
غم من لیک، غمی غمناک است.
_سهراب سپهری
راه دوری است و پایی خسته
تیرگی هست و چراغی مرده
میکنم تنها از جاده عبور
دور ماندند ز من آدمها
سایهای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غمها
فکر تاریکی و این ویرانی
بیخبر آمد تا با دل من
قصهها ساز کند پنهانی
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر، سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآرم از دل:
وای این شب چقدر تاریک است!
خندهای کو که به دل انگیزم؟
قطرهای کو که به دریا ریزم؟
صخرهای کو که بدان آویزم؟
مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غم هست به دل
غم من لیک، غمی غمناک است.
_سهراب سپهری
👌2⚡1
هرچند که هرگز نرسیدم به وصالت
عمری که حرامِ تو شد ای عشق، حلالت!
طاووسی و حُسنت قفسِ پرزدن توست
ای مرغِ گرفتار، چه سود از پَروبالت؟!
زیباییِ امروزِ تو گنجی ابدی نیست
بیچاره تو و دلخوشیِ روبهزوالت!
مانندِ اناری که سرِ شاخه بخشکد
افسوس که هرگز نرسیدی به کمالت!
پرسیدیام از عشق و جوابی نشنیدی
بشنو که سزاوار سکوت است سوالت
یکبار به اصرارِ تو عاشق شدم ای دل!
اینبار اگر اصرار کنی، وای به حالت!
_فاضل نظری
عمری که حرامِ تو شد ای عشق، حلالت!
طاووسی و حُسنت قفسِ پرزدن توست
ای مرغِ گرفتار، چه سود از پَروبالت؟!
زیباییِ امروزِ تو گنجی ابدی نیست
بیچاره تو و دلخوشیِ روبهزوالت!
مانندِ اناری که سرِ شاخه بخشکد
افسوس که هرگز نرسیدی به کمالت!
پرسیدیام از عشق و جوابی نشنیدی
بشنو که سزاوار سکوت است سوالت
یکبار به اصرارِ تو عاشق شدم ای دل!
اینبار اگر اصرار کنی، وای به حالت!
_فاضل نظری
👌7🌚2⚡1
در من بسیاری چیزها از بین رفتند،
که گمان میکردم تا ابد ماندگارند.
_در جستجوی زمان از دست رفته
#مارسل_پروست
که گمان میکردم تا ابد ماندگارند.
_در جستجوی زمان از دست رفته
#مارسل_پروست
👌8⚡1🌚1
آدم بودن عبارت قشنگیه، چون فرقی بینِ زن و مرد نمیذاره.
قلب و مغزِ آدم ها جنسیت نداره...
#اوریانا_فالاچی
آدم بودن عبارت قشنگیه، چون فرقی بینِ زن و مرد نمیذاره.
قلب و مغزِ آدم ها جنسیت نداره...
#اوریانا_فالاچی
👍12⚡1🌚1
صد وعده امید به دل داده ام ، دروغ!
چون من،
مباد هیچ کسی شرمسار خویش!
_صائب تبریزی
چون من،
مباد هیچ کسی شرمسار خویش!
_صائب تبریزی
🌚4⚡1
هر روز صبح این احساس را دارم که کم و بیش فاقد موجودیتم. وقتی بیدار میشوم، سرخوردگی و یأس بر وجودم غلبه میکند. چون، خب میبینم باز سر جای همیشگیام هستم. همان بازی ابلهانه و تکراری ادامه دارد.
باید کسی باشم، باید دقیقا همان کسی باشم که همیشه بودهام. وظایفی ملالآور بر دوشم سنگینی میکنند. دشوارترین وظیفه این است که روز را به شب برسانم و هر ثانیهاش را تحمل کنم. میبینم همان کارهای یکنواخت و بیتنوع روزمره را پیش رو دارم و همه اینها باعث کسالت و خستگیام میشود.
_گفتگو با بورخس
_ریچارد بورجین
باید کسی باشم، باید دقیقا همان کسی باشم که همیشه بودهام. وظایفی ملالآور بر دوشم سنگینی میکنند. دشوارترین وظیفه این است که روز را به شب برسانم و هر ثانیهاش را تحمل کنم. میبینم همان کارهای یکنواخت و بیتنوع روزمره را پیش رو دارم و همه اینها باعث کسالت و خستگیام میشود.
_گفتگو با بورخس
_ریچارد بورجین
👌3🌚2⚡1👍1
ما به واسطه کسانی که ما را دوست دارند و کسانی که ما را دوست ندارند، شکل می گیریم. مهم تر از آن اینکه ما به واسطه ناراحتی های روانی که ادعا می کنند عشق هستند؛ ولی عزت نفس کم، رفتار وابستگی متقابل، بی اعتمادی به دیگران، مکانیسم های دفاعی و ترس و اضطراب را باعث می شوند، شکل می پذیریم. عمده آنچه ما آن را عشق می نامیم، عشق نیست؛ بلکه فرافکنی های روان رنجور است و سوء استفاده و کنترل گری و سوء برخورد.
معماى عشق
#پيتمن_مك_گى
معماى عشق
#پيتمن_مك_گى
👍5⚡2
نمیدانم چهقدر وقت گذشت وقتی از سر جای خودم بلند شدم بی اراده به راه افتادم. همهجا ساکت و ارام بود. من میرفتم ولی اطراف خودم را نمیدیدم. یک قوهای که به ارادهٔ من نبود مرا وادار به رفتن میکرد. همهٔ حواسم متوجه قدمهای خودم بود.
_بوف کور
#صادق_هدایت
_بوف کور
#صادق_هدایت
👌2⚡1👍1