کتابدونی
140K subscribers
17.1K photos
1.56K videos
911 files
1.68K links
@ketabdoniads تبلیغات
@ketabdooni کانال کتابدونی


Instagram.com/ketabdoni اینستاگرام

101 کتابی که قبل از مرگ باید بخوانیم
Download Telegram
#یک_فنجان_تفکر ☕️

تکنیک ساندویچ چیست؟

تا به حال برای شما پیش آمده است که بخواهید خبر ناخوشایند یا مطلب ناراحت‌کننده‌ای را به کسی بگویید و یا نکته‌ای منفی را به دوستی متذکر شوید ولی ندانید چگونه موضوع را عنوان کنید که کمتر ناراحت یا دلخور شود؟

متخصصان علوم رفتاری در این زمان تکنیک ساندویچ را پیشنهاد می‌دهند.به این طریق که برای کم کردن اثر ناخوشایند یک پیام یا خبر منفی، آن را در میان دو عبارت یا خبر مثبت قرار داده و به مخاطب عرضه کنید.

به این صورت:
«جمله مثبت، جمله منفی، جمله مثبت»

به عنوان مثال:
احمد تو دانش آموز سخت‌کوشی هستی، اگرچه نمره ریاضیت کمتر از سطح انتظاره، ولی در دروس فارسی و علوم نمرات عالی کسب کردی.
مامان، تو خیلی مهربونی، اگرچه گاهی به خاطر تذکرهای زیادت ناراحت میشم، ولی می دونم خیلی دوستم داری.
و...

قرار دادن جمله منفی در بین دو جمله مثبت از شدت اثر تخریبی آن کم کرده و با اشاره به نکات مثبت، فرد احساس می کند فقط نکات منفی دیده نشده، رعایت انصاف شده و به همین دلیل انگیزه بیشتری برای تغییر و بهبود شرایط خواهد داشت.

این نکته مهم را به خاطر بسپارید که برای بیان نکات مثبت لازم نیست اغراق کنید یا به دروغ ویژگی مثبتی را به کسی نسبت دهید، این کار اثر معکوس خواهد گذاشت. هر کسی ویژگی های مثبت فراوانی دارد که با کمی دقت متوجه آن ها خواهید شد.


@ketabdooni
15👍6👎5
#موسیقی_خوب_گوش_بدیم

We are the champion

ترانه #ما_قهرمانیم
Queen

خواننده #کویین

من دِین‌ام را پرداخته‌ام
همیشه و بدون استثناء
محکومیت‌ام را گذرانده‌ام
بی‌آنکه مرتکب جرمی شده باشم
و از اشتباهات بد
چند تا داشته‌ام
و سهمم رو از مصیبت های دنیا دریافت کردم
اما [از آن سرافراز] بیرون آمده‌ام
و باید همینطور به راهم ادامه بدهم و ادامه بدهم و ادامه
ما قهرمانیم، دوستان
و تا آخر خواهیم جنگید
ما قهرمانیم
ما قهرمانیم
زمانی برای بازنده‌ها نیست
چون ما قهرمانان جهانیم
تعظیم‌هایم را کرده‌ام (برای احترام)
و [حال] پرده مرا فرا می‌خواند
شما برایم شهرت و ثروت به ارمغان آوردید
و هر چه که در پس آنها می‌آید
از همه‌تان ممنونم
ولی این [زندگی] تخت خوابی از پر قو، یا گردشی دلپذیر نبوده است
و من آن را چالشی پیش روی تمام بشریت می‌بینم
و هرگز در آن بازنده نخواهم بود
و باید همین‌طور به راهم ادامه بدهم
ما قهرمانیم، دوستان
و تا آخر خواهیم جنگید
ما قهرمانیم
ما قهرمانیم
زمانی برای بازنده‌ها نیست
چون ما قهرمانان جهانیم

@ketabdooni
16👍1👎1
Queen- - We Are The Champion-1977г.
<unknown>
#موسیقی_خوب_گوش_بدیم

توجه 🍀 ترجمه کل شعر در بالا آمده است این ترانه را گروه کوئین در سال ۱۹۷۹ منتشر کرد و در تمام اجراهای زنده گروه این اهنگ به عنوان اهنگ پایینی کنسرت اجرا می شد.


@ketabdooni
12👎1
روایت از زبان مردی بی‌نام آغاز می‌شود که بی‌هدف در جاده‌ای خلوت رانندگی می‌کند و سر از جنگلی تاریک و برفی درمی‌آورد.
وقتی ماشینش در گل گیر می‌کند، پیاده به دل جنگل می‌زند؛ سفری که خیلی زود روشن می‌شود بیش از آنکه بیرونی باشد، سفری درونی به سوی مرزهای زندگی و مرگ است.

در میان برف و سکوت، راوی با پرسش‌هایی درباره معنای وجود، ترس از پایان و میل به ادامه‌دادن روبه‌رو می‌شود.
تجربه‌هایی مبهم از نور انسانی‌شکل تا صداهای دور، مرز واقعیت و خیال را محو می‌کنند و او را در تعلیقی میان رفتن و ماندن نگه می‌دارند.

فوسه با زبانی ساده، تکرارشونده و ریتمی کند، حس گم‌گشتگی، زمان‌پریشی و تنهایی را می‌سازد. برف، تاریکی و جنگل تنها پس‌زمینه نیستند؛ آینه‌ای از ذهن آشفته و جست‌وجوی روشنایی‌اند.

📚 بازی سفید
🖊 یون فوسه 🔗 مهرداد بازیاری
📜 ۷۷ صفحه قطع پالتویی

@ketabdooni
15
#داستانک 📚

روزی مدیر یكی از شركت‌های بزرگ در حالی كه به سمت دفتر كارش می‌رفت، چشمش به جوانی افتاد كه در كنار دیوار بیکار ایستاده بود و به اطراف خود نگاه می‌كرد.

جلو رفت و از او پرسید: «شما ماهانه چقدر حقوق دریافت می‌كنی؟»

جوان با تعجب جواب داد:«ماهی ۲۰۰۰ دلار.»

مدیر با نگاهی آشفته دست به جیب شد و از كیف پول خود ۶۰۰۰ دلار را در آورده و به جوان داد و به او گفت:
«این حقوق سه ماه تو، برو و دیگر اینجا پیدایت نشود، ما به كارمندان خود حقوق می‌دهیم كه كار كنند نه اینكه یك جا بایستند و بیكار به اطراف نگاه كنند.»

جوان با خوشحالی از جا جهید و به سرعت دور شد. مدیر از كارمند دیگری كه در نزدیكیش بود پرسید:«آن جوان كارمند كدام قسمت بود؟»

كارمند با تعجب از رفتار مدیر خود به او جواب داد:
«او پیك پیتزافروشی بود كه برای كاركنان پیتزا آورده بود.»

نکته مدیریتی:
برخی از مدیران حتی كاركنان خود را در طول دوره مدیریت خود ندیده و آن‌ها را نمی‌شناسند ولی در برخی از مواقع تصمیمات خیلی مهمی را درباره آنها گرفته و اجرا می‌كنند.

@ketabdooni
21👍18👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پنجشنبه می‌ریم سراغ یکی از خاص‌ترین گورستان‌های تهران؛ آرامستان ارامنه دولاب.
جایی که سنگ‌قبرها فقط تاریخ نیستن، داستانن؛
از مهاجرهای گرجی و لهستانی تا پزشک‌ها، هنرمندها و آدم‌هایی که ردّشون رو توی فرهنگ این سرزمین گذاشتن.

🔸محل دفن چهره‌های سرشناس قاجاری از جمله
✓ دکتر کلوکه پزشک دربار محمدشاه قاجار
✓ اولین کارگردان ایران اوانس اوهانیانس
✓ لویجی پشه از اولین عکاسان تخت جمشید و پاسارگاد
✓ آلبرت لاموریس مستند ساز مشهور سازنده مستند باد صبا
✓ بخش عمده‌ای از پناهندگان لهستانی جنگ جهانی دوم در ایران و...


📆 پنجشنبه ۱۱ دی ۱۰ تا ۱۲:۳۰
💳 ۵۹۰ هزار تومن

📌 خدمات: مجوز بازدید، ورودیه، پذیرایی

📍 محل شروع تور: خروجی ایستگاه متروی آهنگ

با آیدی زیر در ارتباط باشید
🆔 @Mkariimiiyan

#تهرانگردی_با_کتابدونی
9👍1
#شعر🌹
#فریدون_مشیری

رک بگویم از همه رنجیده ام،
از غریب و آشنا ترسیده ام،
بی‌ خیال سردی آغوش ها،
من به آغوش خودم چسبیده ام


@ketabdooni
👍2716👏8😢3👎1
آنچه زندگی ما را می‌سازد زمان سپری شده نیست،
بلکه لحظاتی است که برای همیشه در خاطرمان می‌مانند.

📚 هنر خاطره سازی
🖊 مایک وایکینگ 🔗 کاظم زینالی

@ketabdooni
17👍4
شش ﮐﻠﯿﺪ ﻃﻼﯾﯽ ﺁﺭﺍﻣﺶ

ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﺎﺛﯿﺮﯼ ﺑﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻦ ﻧﺪﺍﺭﺩ.

ﻣﺮﺩﻡ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻨﻨﺪ.

ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻟﻄﻔﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻢ ﺗﻮﻗﻌﯽﻧﺪﺍﺭﻡ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﻟﻄﻒ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﻖ ﺍﻭ ﻧﻤﯽ‌ﮐﻨﻢ.

ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻧﺎﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺍﺩﻧﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺩﺍﺷﺘﻪ‌ﺍﻧﺪ ﺗﻮﺳﻂ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ ﻫﺮﭼﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺸﻮﻡ.

ﺩﻧﯿﺎ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﮐﺴﯽ، ﺭﺍﻩ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﻣﺮﺍ ﺗﻨﮓ ﮐﻨﺪ.

ﻣﻼﮎ ﻣﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺷﺮﺍﻓﺘﻤﺪﺍﻧﻪ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﻪ ﻣﺜﻞ.

@ketabdooni
👏198👍3
چشمانت را بستی
گفتی شاید یار بکوبد
درقلبم را
بگشایم در را به شوق
ببینم لبخندش را
گم شوم در چشمانش
باد بوزد در گیسوانش
شناور شوی در گیسوانش
بیدار شدی
دیدی نشد


#رویا_رزاقی


@ketabdooni
14😢6
#درگذشت_نویسنده
پنجم دیماه
#بهرام_بیضایی


من هزار سال بعد از مرگمم هم
فکر نمی‌کنم از ما گذشته
و اصلا یعنی چه؟
چرا تا هستیم از ما گذشته...



@Ketabdooni
😢5518👍18👎1
#درگذشت_نویسنده
پنجم دی
#بهرام_بیضایی
نمایشنامه نویس، کارگردان و فیلمنامه‌نویس

#زندگینامه

بهرام بیضایی در پنجم دیماه سال 1317 در آران و بیدگل به دنیا آمد، خانواده ی پدری بیضایی از تعزیه خوانان حرفه ای بودند، در نتیجه بیضایی از کودکی با فضای نمایش های سنتی کاملا آشنایی داشت.

بیضایی زمانی که هنوز در سال آخر دبیرستان مشغول به تحصیل بود، دو نمایش نامه نوشت که، شیوه ی نگارش آنها تاثیر پذیرفته از نمایش های آیینی و داستان های شاهنامه فردوسی بود.

در سال 1338 بیضایی تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ادبیات نیمه کاره رها کرد و در اداره ثبت اسناد و املاک شهر دماوند مشغول به کار شد.

بیضایی کار نویسندگی را به طور جدی از اوایل دهه چهل با ترجمه و نگارش چند اثر در زمینه هنرهای نمایشی شرق آسیا آغاز کرد ،همچنین بیضایی مدتها در نشریات مختلف همانند نمایش و سینما، کیهان ماه، ستاره سینما و.... به نوشتن مقاله و نقد مشغول بود.

بیضایی اولین نمایشنامه های خود را در سال 1341 با نام های "عروسک ها" و "مترسک ها در شب" در یک کتاب کوچک منتشر کرد.

بیضایی علاوه بر نوشتن نمایشنامه، در کارگردانی تئاتر نیز بسیار توانا است، از مهمترین نمایش نامه های که نویسندگی و کارگردانی آنرا برعهده داشته است، می توان به" مرگ یزدگرد "اشاره کرد.

بیضایی برخلاف بسیاری از اهالی تئاتر که تنها در روی صحنه نمایش موفق هستند، در سینما هم بسیار موفق بود و توانست فیلم های سینمایی موفقی بسازد، به عنوان نمونه فیلم" سگ کشی" محصول 1380 پرفروشترین فیلم سال شد، همچنین در رای گیری که در سال 1381 بین 55 منتقد سینمایی صورت گرفت، بیضایی با 40 رای به عنوان بهترین کارگردان تاریخ سینمای ایران انتخاب شد.

بیضایی از پایه گذاران اصلی کانون نویسندگان ایران نیز به شمار می آد و مدت ها در دانشگاه تهران و دانشکده هنرهای زیبا به عنوان استادیار مشغول به کار بود. او در اواخر عمرش به امریکا مهاجرت کرد و سرانجام در پنجم دیماه 1404 دقیقا در روز تولدش درگذشت.

بیضایی در کارنامه هنری خود دارای ده فیلم سینمایی بلند، چهار فیلم کوتاه و بالای هفتاد نمایشنامه و کتاب است که حتی بعضی از نمایش نامه های او به زبان های انگلیسی، فرانسوی، عربی و آلمانی هم ترجمه شده اند.

نقش برجسته ی بیضایی در هنرهای نمایشی ما غیر قابل انکار است، مرحوم فرهنگ معیری در مورد او گفته است :"بیضایی یک کلمه است :استاد. کاش می توانستم آن گونه که بیان می کنم نوشته شود استاد...."

متن از #لیلا_دلارستاقی

@ketabdooni
52👍3👎1
مشکل ما خود ما هستیم که راست نمی گوییم و تا وقتی ما عوض نشویم چیز دیگری هم عوض نخواهد شد.ضمن اینکه ما اصلاً فردگرا هستیم.حتی روشنفکران ما هم در مبارزاتشان به این دلیل شکست می خورند که در آخر خط فرد فردشان تجزیه می شوند و این علت های زیادی دارد.یکی از علت هایش این است که بین ما دیالوگ رایج نیست.⁣


#بهرام_بیضایی


@ketabdooni
👍3216😢8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#فیلم🎬

#کلاغ
نویسنده و کارگردان: #بهرام_بیضایی
سال ساخت: ۱۳۵۶
بازیگران: حسین پرورش، آنیک شفرازیان، پروانه معصومی
نسخه: رنگی شده

خلاصهٔ داستان:

اصالت (حسین پرورش) در جستجوی موضوعی برای ساختنِ یک برنامهٔ تلویزیونی است که یک آگهی در روزنامهٔ عصر می‌بیند که نوشته دختر جوانی گم شده و یابنده با نشانیِ مندرج در آگهی تماس بگیرد. عکس دختر گمشده به نظرِ اصالت آشنا می‌آید، و می‌کوشد به یاد آورد که او را کجا دیده‌است...

@ketabdooni
32👍3
Tumare Sheikh Sharzin-کتابدونی.pdf
1.5 MB
"با شما از زخمی سخن می‌گویم برآمده از نیزه‌های نادانی و ما همه قربانی آنیم ، کسی دوستدار حقیقت نیست، همه دوستدار مصلحت‌اند."

فیلمنامه ی #طومار_شیخ_شرزین
#بهرام_بیضایی


@ketabdooni
34👏1
#موسیقی_خوب_گوش_بدیم


Que sera, sera(Whatever will be, will be)

ترانه #آنچه_بناست_پیش_آید_پیش_می‌آید 🎼


Doris day
خواننده #دوریس_دی 🎤

زمانی که دختر خردسالی بودم
از مادرم پرسیدم چه کسی خواهم شد؟
زیبا خواهم شد؟
ثروتمند خواهم شد؟
آنچه گفت چنین بود:
آنچه بناست پیش آید، پیش می‌آید
هرآنچه که قرار است اتفاق بیافتد اتفاق می افتد
آینده دیدنی نیست
آنچه بناست پیش آید، پیش می‌آید.
همان خواهد شد که باید
وقتی که هنوز کودکی در مدرسه بودم
از آموزگارم پرسیدم چه را امتحان کنم؟
باید به سراغ نقاشی بروم؟
یا ترانه بخوانم؟
پاسخ خردمندانه‌ی او چنین بود:
آنچه بناست پیش آید، پیش می‌آید
هرآنچه که قرار است اتفاق بیافتد اتفاق می افتد
آینده دیدنی نیست
آنچه بناست پیش آید، پیش می‌آید.
همان خواهد شد که باید
زمانی که بزرگ شدم و عاشق شدم
از عشق خود پرسیدم
چه چیزی پیش روی ماست
آیا هر روزمان زیبا و رنگین کمانی است؟
آنچه عزیزم گفت، چنین بود:
آنچه بناست پیش آید، پیش می اید
هرآنچه که قرار است اتفاق بیافتد اتفاق می افتد
آینده دیدنی نیست
آنچه بناست پیش آید، پیش می‌آید.
همان خواهد شد که باید.....


@ketabdooni
14👍1👎1
Doreis Day - Whatever Will Be Will Be (Que Sera Sera)
<unknown>
#موسیقی_خوب_گوش_بدیم

توجه🍀 ترجمه بخشی بیشتر شعر در بالا آمده است. این ترانه برای فیلم "مردی که زیاد می دانست " ساخته ی آلفرد هیچکاک است که دوریس دی خواننده و بازیگر آمریکایی آنرا به زیبایی اجرا کرده است.


@ketabdooni
24👍1
این کتاب به شرطی که خودم بخواهم، قادر است نگاهم را به جهان و زندگی تغییر بدهد.
این کتاب مانند سنگی جادویی بر ذهنم اثر می‌گذارد تا دیوارهای بلند و خاکستری زندگی بزرگسالی را به تور نازکی از نخ‌های طلا تبدیل کند تا بلکه بار دیگر، نور از میانشان عبور کند و روشنایی و گرمایش بر هر پیچ و تاب طلایی بتابد و در میانه راه زندگی، بقیه سال‌ها را گرم کند.
طلا در صندوقچه محبوس نمی‌ماند تا کدر شود. طلا کاشته می‌شود، برداشته می‌شود و شازده کوچولو هنوز هم هست تا نگذارد کسی آن را فراموش کند.

آیا هنوز هم می‌توانیم کودک درونمان را پیدا کنیم؟
اگر پاسخ مثبت است، چگونه؟

چه می‌شد اگر شازده کوچولو دفترچه خاطرات سفر درونی‌اش را در اختیارتان می‌گذاشت تا به شما کمک کند که به مسیر درست برگردید و آن نگاه کودکانه‌تان را، به ویژه در این جهانی که گاه دیوانه‌کننده می‌شود، پس بگیرید؟

📚 شازده کوچولو راهنمای ما
🖊 استفان گارنیه 🔗 کاظم زینالی
📜 ۱۶۰ صفحه
💳 ۲۰۰ هزار تومان

🆔 @shamdoonipub ادمین
8
#داستانک 📚


روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است.ساعت معمولی بود امّا با خاطره ای از گذشته همراه بود و ارزش عاطفی داشت.

کشاورز در میان علوفه بسیار جستجو کرد اما آنرا نیافت، پس از گروهی از کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند ، کمک خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت می کند .

کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد.کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جستجو نومید شده بود،  پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد.کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید، "چرا که نه؟ به هر حال، کودکی صادق به نظر میرسد."

پس کشاورز کودک را به تنهایی به درون انبار فرستاد.بعد از اندکی کودک در حالی که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بیرون آمد.

کشاورز از طرفی شادمان شد و از طرف دیگر متحیّر گشت که چگونه کامیابی از آنِ این کودک شد.پس پرسید، "چطور موفّق شدی در حالی که بقیه کودکان ناکام ماندند؟"

پسرک پاسخ داد، "من کار زیادی نکردم؛ روی زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم و در همان جهت حرکت کردم و آن را یافتم."


@ketabdooni
👍3312👎4
من حتی یک فرد خلاق را هم نمی‌شناسم که معتاد به اخبار باشد؛ هیچ نویسنده، آهنگساز، ریاضی‌دان، فیزیک‌دان، دانشمند، موسیقیدان، معمار و نقاشی چنین نیست. از طرف دیگر، اشخاص بی‌نهایت غیرخلاقی را سراغ دارم که حجم عظیمی از اخبار را مصرف می‌کنند.


از کتاب 📕 پی گیر اخبار نباشید
#رولف_دوبلی

@ketabdooni
👍4912👎6👏3
اگه مدام کاراتو عقب می‌ندازی، باید بدونی که:


🔹 انجام ندادن یک کار، انرژی روانی بیشتری نسبت به انجام دادنش ازت می‌گیره.

🔸اگه تصمیم بگیری یه کاری رو فقط پنج دقیقه انجام بدی، به احتمال زیاد تا تموم شدنش ادامه می‌دی.

🔹اگه یک کاری رو زود تموم کنی، روزت پر از انرژی مثبت و انگیزه برای ادامه دادن می‌شه.

🔸قانون پنج ثانیه رو فراموش نکن. از ۱ تا ۵ بشمار، سریع از جات بلند شو و کار رو انجام بده.

@ketabdooni
👍3412🥰4