صفحاتی از قرآنِ هفت پاره، به خط کوفی ایرانی، وقف شده از سوی عائشة الحولا بنت عبدالله بن عبدالرحمن التاجر، در ربیع الآخر سال 554 هجری بر حرم امام رضا علیه السلام (مشهد).
صفحات من مصحف سباعي، بخط كوفي إيراني، موقوفة من قبل عائشة الحولاء بنت عبد الله بن عبد الرحمن التاجر، في ربيع الآخر سنة أربع وخمسين وخمسمائة من الهجرة، على حرم الإمام علي بن موسی الرضا عليه السلام (بمشهد).
Folios from a seven-part Qur'an, in Iranian Kufic script, endowed by ʿĀʾisha al-Ḥawlāʾ bint ʿAbd Allāh ibn ʿAbd al-Raḥmān al-Tājir, in Rabīʿ al-Ākhir 554 AH (April 1159 CE), to the sanctuary of Imām ʿAlī ibn Mūsā al-Riḍā (upon him be peace) (Mashhad, IRAN).
t.me/kariminiaa
صفحات من مصحف سباعي، بخط كوفي إيراني، موقوفة من قبل عائشة الحولاء بنت عبد الله بن عبد الرحمن التاجر، في ربيع الآخر سنة أربع وخمسين وخمسمائة من الهجرة، على حرم الإمام علي بن موسی الرضا عليه السلام (بمشهد).
Folios from a seven-part Qur'an, in Iranian Kufic script, endowed by ʿĀʾisha al-Ḥawlāʾ bint ʿAbd Allāh ibn ʿAbd al-Raḥmān al-Tājir, in Rabīʿ al-Ākhir 554 AH (April 1159 CE), to the sanctuary of Imām ʿAlī ibn Mūsā al-Riḍā (upon him be peace) (Mashhad, IRAN).
t.me/kariminiaa
❤11👎1
مرتضی کریمینیا
صفحاتی از قرآنِ هفت پاره، به خط کوفی ایرانی، وقف شده از سوی عائشة الحولا بنت عبدالله بن عبدالرحمن التاجر، در ربیع الآخر سال 554 هجری بر حرم امام رضا علیه السلام (مشهد). صفحات من مصحف سباعي، بخط كوفي إيراني، موقوفة من قبل عائشة الحولاء بنت عبد الله بن عبد…
قرآنِ وقفی عائشۀ الحولا بنت عبدالله بن عبدالرحمن التاجر (554 هجری)
در نخستین سالهای قرن پنجم هجری، عائشه در اصفهان چشم به جهان گشود. چشمان معصومانهاش حالت طبیعی نداشت، از کودکی به او لقب "حولا" داده بودند. امروز ناپسند است که کسی کودک خود یا دیگری را به جهت نقص جسمیاش به لقبی ناخوشایند بخواند، اما در آن قرون این کار در جامعۀ ایرانی چونان امروز ناپسند نبود. عبدالله بن عبدالرحمن، پدر عائشه نیز اهل اصفهان بود، عاشق ادب و علوم دینی. عبدالله در جوانی و پس از تولد دو فرزندش عبدالعزیز و عائشة، از کوچههای اصفهان به شهر علم و ادب، ری، کوچیده بود و همچنان به تجارتی خُرد مشغول بود. ری در قرون چهارم و پنجم هجری، پایگاهی علمی و در رقابت با نیشابور بود. در این شهر وروستاهای اطراف، شیعیان، معتزله، و گروههای مختلف اهل سنت حضور و فعالیت علمی داشتند.
به جهت شغل پدر، عائشه در زندگی از رفاه نسبی برخوردار بود. در اصفهان و ری نزد پدر و برادر خود درس خوانده بود و از جمله زنان باسواد ری شناخته میشد. این موقعیتی نبود که هر دختری در اصفهان یا ری از آن برخوردار باشد. گاه با پدر به سفر میرفت و تجربه میآموخت. مهمترین مرکز علمی آن روزگاه بغداد و نیشابور بودند. یکبار که با پدر به سمت نیشابور و طوس و غزنین رفتند، پدر وی را به زیارت مزار امام هشتم شیعیان، در سناباد طوس برد. عائشه شیعه نبود، اما در دل هوای حبّ فرزندان پیامبر، به ویژه دوستی امام علی بن موسی الرضا علیه السلام داشت. چند باری با پدر به حرم رفت و در قبۀ برپاشده بر قبر امام علیه السلام، نمازی خواند و در قرائت خانۀ آنجا انبوه قرآنهای وقف شده را دید. از میان آن همه قرآن چشمش به پارههایی از قرآن افتاد که عمویش علی بن عبدالرحمن معروف به ابوالحسن التاجر خود کتابت کرده و در سال 412 هجری بر حرم امام رضا علیه السلام وقف کرده بود. فرصتی دست داد تا یکی دو پاره از قرآنهای وقف شده را برگیرد و آیاتی را بخواند.
عائشه در شهر ری به زنی عفیف و مستوره معروف بود. علاوه بر قرآن، حدیث و کتب تاریخ و ادب را نیک میشناخت و در خانۀ خود به فرزندان خود و دیگر اقوام تعلیم میداد. پدرش، عبدالله بن عبدالرحمن خرسند از آن که دو فرزندش عائشه و عبدالعزیز در کار تجارت و علم کوشا و موفقند، تا آخر عمر میکوشید بهترینها را برای دختر خود فراهم آورد. در این میان، پدر به عائشه قرآنی را هدیه داده بود در هفت پاره و به خطی زیبا از تحریرهای کوفی مشرقی ایرانی. این رسم قرآن نویسی در آن روزگار ایران و جاهای دیگر بود که قرآن ها در هفت بخش یا هفت «سُبْع» کتابت میکردند. این قرآن با خطی به سبک کوفی ایرانی کتابت و تزیین شده بود.
سالهای آخر، عائشه در روزگار سالخوردگی همچنان در خانۀ خود در ری بود. اوقات فراغتش را با خواندن کتابهای کتابخانهاش سر میکرد و همچنان دوست داشت به فرزندان شهر ری، قرآن و ادب و علم بیاموزد. یک چیز اما دغدغۀ هر روز ذهنش شده بود. پس از او، این کتابها چه میشود؟ آیا کسی از آنها بخوبی نگهداری و استفاده میکند؟ در ری و اطراف آن مسجد و مدرسه بسیار بود. تمام این مساجد و مدارس کتابهای علمی و قرآنهای وقفی داشتند. دلش میخواست آن قرآن زیبا و یادگار پدر را جایی بگذارد که پس از خود، بهترین جایگاه و استفاده را بیابد.
سرانجام یافت راهش را. چند دهه پیش، وقتی در جوانی با پدر به شهر طوس (مشهد الرضا) رفته بود، قرآنخانۀ آنجا را از نزدیک دیده بود. چه جایی از این گلستان بهتر؟ مشهد الرضا در طوس از ری و مساجد و مدارسش خیلی بهتر است. آنجا مسلمانان از دانشمند و عامی، شیعه و سنی از همه جای ایران و عراق و ماوراء النهر و ترکستان به زیارت میآیند. دلش میخواست یکبار دیگر مزار امام هشتم شیعیان را زیارت کند؛ اما خود سالخورده بود و ناتوان از سفر. در سالخوردگی، دستش میلرزید و دیگر نمیتوانست زیبا بنویسد. وصیت کرد که این هفت پاره قرآن را بر آستان امام رضا علیه السلام در سناباد طوس وقف کنند.
سالها پس از وفاتش، کاتبی در نخستین صفحۀ یکایک هفت جزء قرآنش چنین نوشت:
وقفت | وتصدقت الحرة المستورة العفیفة التایبة عایشَة الحَولا بنت عبدالله بن عبدالرحمن التاجر | هذا السُّبع وهو سُبع الثالث من کلام الله تعالی علی مشهد المقدسَة [کذا] الإمام الغریب | المعصوم المظلوم أبي الحسن علي بن موسی الرضا صلوات الله وسلامه علیه وعلی آبایه | الطیّبین وأولاده الطاهرین لیقرؤا [کذا] زایرونه [کذا] منه علی رأس تُربته ویستغفرونها بشرط | أن لا یخرج منها ولا یباع ولا یوهَب ولا یورَث ولا یاتلف [= یتلف] إلی من [= أن] یرث الأرضَ ومن علیها | طلباً لمرضات الله وغُفرانه ووسیلةً إلی شفاعة الإمام لها تقبل الله منها وغفر له ولمن | سعی فیها آمین یا رب العالمین وذلك في ربیع الاخر سنة أربع وخمسین وخمسمایة اللهم اغفر لکاتبه.
https://xn--r1a.website/kariminiaa/676
t.me/kariminiaa
در نخستین سالهای قرن پنجم هجری، عائشه در اصفهان چشم به جهان گشود. چشمان معصومانهاش حالت طبیعی نداشت، از کودکی به او لقب "حولا" داده بودند. امروز ناپسند است که کسی کودک خود یا دیگری را به جهت نقص جسمیاش به لقبی ناخوشایند بخواند، اما در آن قرون این کار در جامعۀ ایرانی چونان امروز ناپسند نبود. عبدالله بن عبدالرحمن، پدر عائشه نیز اهل اصفهان بود، عاشق ادب و علوم دینی. عبدالله در جوانی و پس از تولد دو فرزندش عبدالعزیز و عائشة، از کوچههای اصفهان به شهر علم و ادب، ری، کوچیده بود و همچنان به تجارتی خُرد مشغول بود. ری در قرون چهارم و پنجم هجری، پایگاهی علمی و در رقابت با نیشابور بود. در این شهر وروستاهای اطراف، شیعیان، معتزله، و گروههای مختلف اهل سنت حضور و فعالیت علمی داشتند.
به جهت شغل پدر، عائشه در زندگی از رفاه نسبی برخوردار بود. در اصفهان و ری نزد پدر و برادر خود درس خوانده بود و از جمله زنان باسواد ری شناخته میشد. این موقعیتی نبود که هر دختری در اصفهان یا ری از آن برخوردار باشد. گاه با پدر به سفر میرفت و تجربه میآموخت. مهمترین مرکز علمی آن روزگاه بغداد و نیشابور بودند. یکبار که با پدر به سمت نیشابور و طوس و غزنین رفتند، پدر وی را به زیارت مزار امام هشتم شیعیان، در سناباد طوس برد. عائشه شیعه نبود، اما در دل هوای حبّ فرزندان پیامبر، به ویژه دوستی امام علی بن موسی الرضا علیه السلام داشت. چند باری با پدر به حرم رفت و در قبۀ برپاشده بر قبر امام علیه السلام، نمازی خواند و در قرائت خانۀ آنجا انبوه قرآنهای وقف شده را دید. از میان آن همه قرآن چشمش به پارههایی از قرآن افتاد که عمویش علی بن عبدالرحمن معروف به ابوالحسن التاجر خود کتابت کرده و در سال 412 هجری بر حرم امام رضا علیه السلام وقف کرده بود. فرصتی دست داد تا یکی دو پاره از قرآنهای وقف شده را برگیرد و آیاتی را بخواند.
عائشه در شهر ری به زنی عفیف و مستوره معروف بود. علاوه بر قرآن، حدیث و کتب تاریخ و ادب را نیک میشناخت و در خانۀ خود به فرزندان خود و دیگر اقوام تعلیم میداد. پدرش، عبدالله بن عبدالرحمن خرسند از آن که دو فرزندش عائشه و عبدالعزیز در کار تجارت و علم کوشا و موفقند، تا آخر عمر میکوشید بهترینها را برای دختر خود فراهم آورد. در این میان، پدر به عائشه قرآنی را هدیه داده بود در هفت پاره و به خطی زیبا از تحریرهای کوفی مشرقی ایرانی. این رسم قرآن نویسی در آن روزگار ایران و جاهای دیگر بود که قرآن ها در هفت بخش یا هفت «سُبْع» کتابت میکردند. این قرآن با خطی به سبک کوفی ایرانی کتابت و تزیین شده بود.
سالهای آخر، عائشه در روزگار سالخوردگی همچنان در خانۀ خود در ری بود. اوقات فراغتش را با خواندن کتابهای کتابخانهاش سر میکرد و همچنان دوست داشت به فرزندان شهر ری، قرآن و ادب و علم بیاموزد. یک چیز اما دغدغۀ هر روز ذهنش شده بود. پس از او، این کتابها چه میشود؟ آیا کسی از آنها بخوبی نگهداری و استفاده میکند؟ در ری و اطراف آن مسجد و مدرسه بسیار بود. تمام این مساجد و مدارس کتابهای علمی و قرآنهای وقفی داشتند. دلش میخواست آن قرآن زیبا و یادگار پدر را جایی بگذارد که پس از خود، بهترین جایگاه و استفاده را بیابد.
سرانجام یافت راهش را. چند دهه پیش، وقتی در جوانی با پدر به شهر طوس (مشهد الرضا) رفته بود، قرآنخانۀ آنجا را از نزدیک دیده بود. چه جایی از این گلستان بهتر؟ مشهد الرضا در طوس از ری و مساجد و مدارسش خیلی بهتر است. آنجا مسلمانان از دانشمند و عامی، شیعه و سنی از همه جای ایران و عراق و ماوراء النهر و ترکستان به زیارت میآیند. دلش میخواست یکبار دیگر مزار امام هشتم شیعیان را زیارت کند؛ اما خود سالخورده بود و ناتوان از سفر. در سالخوردگی، دستش میلرزید و دیگر نمیتوانست زیبا بنویسد. وصیت کرد که این هفت پاره قرآن را بر آستان امام رضا علیه السلام در سناباد طوس وقف کنند.
سالها پس از وفاتش، کاتبی در نخستین صفحۀ یکایک هفت جزء قرآنش چنین نوشت:
وقفت | وتصدقت الحرة المستورة العفیفة التایبة عایشَة الحَولا بنت عبدالله بن عبدالرحمن التاجر | هذا السُّبع وهو سُبع الثالث من کلام الله تعالی علی مشهد المقدسَة [کذا] الإمام الغریب | المعصوم المظلوم أبي الحسن علي بن موسی الرضا صلوات الله وسلامه علیه وعلی آبایه | الطیّبین وأولاده الطاهرین لیقرؤا [کذا] زایرونه [کذا] منه علی رأس تُربته ویستغفرونها بشرط | أن لا یخرج منها ولا یباع ولا یوهَب ولا یورَث ولا یاتلف [= یتلف] إلی من [= أن] یرث الأرضَ ومن علیها | طلباً لمرضات الله وغُفرانه ووسیلةً إلی شفاعة الإمام لها تقبل الله منها وغفر له ولمن | سعی فیها آمین یا رب العالمین وذلك في ربیع الاخر سنة أربع وخمسین وخمسمایة اللهم اغفر لکاتبه.
https://xn--r1a.website/kariminiaa/676
t.me/kariminiaa
❤27👍3
نصّ_و_تفسیر_حسین_مدرسی_طباطبایی،_مقدمه.pdf
912.4 KB
نصّ و تفسیر: مکتب فقهی امام صادق علیهالسلام
نویسنده: حسین مدرسی طباطبایی
مترجمان: مرتضی کریمینیا، سیدمحمدکاظم مددی الموسوی
تهران: کرگدن، 1404. 400ص، وزیری.
آنچه اثر حاضر را از دیگر آثار در حوزۀ مطالعات اسلامی معاصر متمایز میسازد زاویۀ دید خاص آن به موضوع است: بازخوانی فقه شیعه نه از موضعی درونفقهی یا با رویکردی صرفاً تاریخی، بلکه تبیین آن بهمثابۀ نظامی حقوقی. در اینجا، بهجای تمرکز بر مسئلهای خاص، کلیت ساختار فقهی بهمثابۀ نوعی دستگاه نظاممند حقوقی تحلیل میشود؛ خوانشی که موضوع را در چارچوب گفتوگویی انتقادی با ذهنیت حقوقی مدرن قرار میدهد. همین رویکرد است که بنیاد کتاب را برخوردار از ظرفیتی میکند تا راهی نو برای نگریستن به فقه در بافتار معاصر بگشاید. ازینرو، این اثر میتواند هم برای فضای علمی شیعه دربردارندۀ پیشنهادی تازه در نگریستن از زاویهای جدید به استنتاج فقهی باشد، و هم برای گفتمان فکریِ ایرانی تحلیلی بدیع از امری فراهم کند که با زیست روزمره و ساخت ذهنیت ایران معاصر درهمتنیده است.
مدرسی طباطبایی دانشآموختۀ حوزۀ علمیۀ قم، دانشگاه آکسفورد انگلستان، و استاد کنونی دانشگاه پرینستون است.
نویسنده: حسین مدرسی طباطبایی
مترجمان: مرتضی کریمینیا، سیدمحمدکاظم مددی الموسوی
تهران: کرگدن، 1404. 400ص، وزیری.
آنچه اثر حاضر را از دیگر آثار در حوزۀ مطالعات اسلامی معاصر متمایز میسازد زاویۀ دید خاص آن به موضوع است: بازخوانی فقه شیعه نه از موضعی درونفقهی یا با رویکردی صرفاً تاریخی، بلکه تبیین آن بهمثابۀ نظامی حقوقی. در اینجا، بهجای تمرکز بر مسئلهای خاص، کلیت ساختار فقهی بهمثابۀ نوعی دستگاه نظاممند حقوقی تحلیل میشود؛ خوانشی که موضوع را در چارچوب گفتوگویی انتقادی با ذهنیت حقوقی مدرن قرار میدهد. همین رویکرد است که بنیاد کتاب را برخوردار از ظرفیتی میکند تا راهی نو برای نگریستن به فقه در بافتار معاصر بگشاید. ازینرو، این اثر میتواند هم برای فضای علمی شیعه دربردارندۀ پیشنهادی تازه در نگریستن از زاویهای جدید به استنتاج فقهی باشد، و هم برای گفتمان فکریِ ایرانی تحلیلی بدیع از امری فراهم کند که با زیست روزمره و ساخت ذهنیت ایران معاصر درهمتنیده است.
مدرسی طباطبایی دانشآموختۀ حوزۀ علمیۀ قم، دانشگاه آکسفورد انگلستان، و استاد کنونی دانشگاه پرینستون است.
❤36👍2
تفسیر قرآن، اثر ابنفورکِ اشعری، و کپی برداری آن از تفسیر رُمّانیِ معتزلی
ابوبکر محمد بن حسن بن فورک اصفهانی نیشابوری معروف به ابنفورک (م 406 ق) فقیه، محدث، متکلم اشعری، و مفسر قرآن است که در بصره و بغداد تحصیل کرده و سپس در ری و نیشابور به تدریس پرداخته است. از تفسیر وی بر قرآن کریم تنها اکنون نسخهای حاوی تفسیر سورۀ مؤمنون تا آخر قرآن برجای مانده است. متن این تفسیر چیزی نیست جز تلخیص تفسیرِ ابوالحسن رُمّانی، متکلم معتزلی ساکن بغداد (متوفای 384 ق). ابنفورک ضمن تلخیص تفسیر رمّانی، دیدگاههای معتزلی در کتاب رمّانی را حذف کرده و به ندرت (مثلاً در تفسیر آیۀ «عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ» (مطففین: 35))، مطلبی دال بر دیدگاه اشعری خود در تفسیر افزوده است، اما در هیچ جای تفسیر خود به اصل اثر خویش، یعنی تفسیر رُمّانی اشاره نکرده است. از همین رو، هیچیک از تراجم نویسان و صاحبان فهارس و طبقات، حتی در دوران معاصر متوجه اقتباس کامل وی از رُمّانی نشدهاند. من در تصحیح تفسیر رُمّانی موسوم به الجامع لعلوم/لعلم القرآن (که جزء سیام آن منتشر شده است)، غالباً از تفسیر ابنفورک به عنوان نسخۀ کمکی بهره بردهام.
تنها نسخۀ شناخته شده از تفسیر ابن فورک، مشتمل بر سورههای مؤمنون تا ناس اکنون به شمارۀ 50 در کتابخانۀ فیض الله افندی (استانبول) نگهداری میشود. این اثر در قالب چند پایاننامۀ کارشناسی ارشد در دانشگاه أم القری (مکه) تصحیح شده و بخش اعظم آن بر روی سایت الشاملة (shamela.ws) در دسترس است.
چاپ مصحَّح آن در سال 2022 میلادی با تحقیق دکتر محمد بنصر العلوي و دکتر محمد بوحمدي و زیر نظر دکتر الشاهد البوشيخي از سوی انتشارات داراللباب در ترکیه در یک مجلد 1056 صفحهای منتشر شده است.
مشخصات چاپ دیگر آن که در مصر انجام یافته، چنین است: تفسير القرآن المنسوب لأبي بكر محمد بن حسن بن فورك، (ت: ٤٠6هـ)، من المؤمنون إلى الناس، قراءة وتعليق ومراجعة الأساتذة بمكتب إحياء التراث: محمد يوسف الساكت، ومحمد محمود عزام، وأحمد فتحي بشير، وعمرو بكري، چاپ مكتب إحياء التراث الإسلامي بالأزهر الشريف، القاهرة، 2022.
جالب آنکه در تصحیح تفسیر ابنفورک که از سوی مكتب إحياء التراث الإسلامي در الازهر مصر صورت پذیرفته است، مصححان در مقدمۀ خود (جلد 1، ص 95-104) با طعن بر شیخ طوسی، کار وی را در التبیان نقل آرای ابن فورک تلقی کرده، و بر شیخ طوسی اعتراض کردهاند که چرا منبع نقل خود را ذکر نکرده است. درواقع این ابن فورک است که در هیچ جای تفسیر خود به ملخّص سازی خود از تفسیر رمانی اشاره نکرده است. شیخ طوسی مطالب خود را نه از ابن فورک، بلکه مستقیماً از تفسیر رمانی گرفته و در آغاز تفسیر خود نیز به این امر اشاره کرده است.
ابوبکر محمد بن حسن بن فورک اصفهانی نیشابوری معروف به ابنفورک (م 406 ق) فقیه، محدث، متکلم اشعری، و مفسر قرآن است که در بصره و بغداد تحصیل کرده و سپس در ری و نیشابور به تدریس پرداخته است. از تفسیر وی بر قرآن کریم تنها اکنون نسخهای حاوی تفسیر سورۀ مؤمنون تا آخر قرآن برجای مانده است. متن این تفسیر چیزی نیست جز تلخیص تفسیرِ ابوالحسن رُمّانی، متکلم معتزلی ساکن بغداد (متوفای 384 ق). ابنفورک ضمن تلخیص تفسیر رمّانی، دیدگاههای معتزلی در کتاب رمّانی را حذف کرده و به ندرت (مثلاً در تفسیر آیۀ «عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ» (مطففین: 35))، مطلبی دال بر دیدگاه اشعری خود در تفسیر افزوده است، اما در هیچ جای تفسیر خود به اصل اثر خویش، یعنی تفسیر رُمّانی اشاره نکرده است. از همین رو، هیچیک از تراجم نویسان و صاحبان فهارس و طبقات، حتی در دوران معاصر متوجه اقتباس کامل وی از رُمّانی نشدهاند. من در تصحیح تفسیر رُمّانی موسوم به الجامع لعلوم/لعلم القرآن (که جزء سیام آن منتشر شده است)، غالباً از تفسیر ابنفورک به عنوان نسخۀ کمکی بهره بردهام.
تنها نسخۀ شناخته شده از تفسیر ابن فورک، مشتمل بر سورههای مؤمنون تا ناس اکنون به شمارۀ 50 در کتابخانۀ فیض الله افندی (استانبول) نگهداری میشود. این اثر در قالب چند پایاننامۀ کارشناسی ارشد در دانشگاه أم القری (مکه) تصحیح شده و بخش اعظم آن بر روی سایت الشاملة (shamela.ws) در دسترس است.
چاپ مصحَّح آن در سال 2022 میلادی با تحقیق دکتر محمد بنصر العلوي و دکتر محمد بوحمدي و زیر نظر دکتر الشاهد البوشيخي از سوی انتشارات داراللباب در ترکیه در یک مجلد 1056 صفحهای منتشر شده است.
مشخصات چاپ دیگر آن که در مصر انجام یافته، چنین است: تفسير القرآن المنسوب لأبي بكر محمد بن حسن بن فورك، (ت: ٤٠6هـ)، من المؤمنون إلى الناس، قراءة وتعليق ومراجعة الأساتذة بمكتب إحياء التراث: محمد يوسف الساكت، ومحمد محمود عزام، وأحمد فتحي بشير، وعمرو بكري، چاپ مكتب إحياء التراث الإسلامي بالأزهر الشريف، القاهرة، 2022.
جالب آنکه در تصحیح تفسیر ابنفورک که از سوی مكتب إحياء التراث الإسلامي در الازهر مصر صورت پذیرفته است، مصححان در مقدمۀ خود (جلد 1، ص 95-104) با طعن بر شیخ طوسی، کار وی را در التبیان نقل آرای ابن فورک تلقی کرده، و بر شیخ طوسی اعتراض کردهاند که چرا منبع نقل خود را ذکر نکرده است. درواقع این ابن فورک است که در هیچ جای تفسیر خود به ملخّص سازی خود از تفسیر رمانی اشاره نکرده است. شیخ طوسی مطالب خود را نه از ابن فورک، بلکه مستقیماً از تفسیر رمانی گرفته و در آغاز تفسیر خود نیز به این امر اشاره کرده است.
❤16🙏6👍5
تفسير القرآن لابن فُورَك الأشعري واقتباسه من تفسير الرُمّاني المعتزلي
أبو بكر محمد بن الحسن بن فُورَك الإصفهاني النيسابوري، المعروف بابن فُورَك (ت 406هـ)، فقيهٌ، ومحدّثٌ، ومتكلمٌ أشعريّ، ومفسّرٌ للقرآن الكريم، تلقّى علومه في البصرة وبغداد، ثم اشتغل بالتدريس في الرَّيّ ونيسابور. ولم يبقَ من تفسيره للقرآن الكريم سوى نسخةٍ واحدة تحتوي على تفسير سورة المؤمنون إلى آخر المصحف الشريف.
وهذا التفسير ليس في الحقيقة إلا اختصارًا لتفسير أبي الحسن الرُّمّاني، المتكلم المعتزلي البغدادي (ت 384هـ). فقد لخّص ابن فُورَك تفسيرَ الرُّمّاني، وحذف منه الآراءَ والمقولاتِ المعتزليّة، ولم يُضف من آرائه الأشعريّة إلا نادرًا؛ كما في تفسيره لقوله تعالى: ﴿عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ﴾ (المطفّفين: 35). ومع ذلك لم يُشر ابن فُورَك في أيّ موضعٍ من تفسيره إلى أصل كتابه الذي لخّصه، أي تفسير الرُّمّاني. ولهذا السبب لم يتنبّه أحدٌ من أصحاب التراجم والفهارس والطبقات – حتى في العصر الحديث – إلى أنّ تفسيره مقتبسٌ اقتباسًا كاملًا من تفسير الرُّمّاني.
وقد استعنتُ – في تحقيق تفسير الرُّمّاني الموسوم بـ الجامع لعلوم (أو لعلم) القرآن، الذي نُشر الجزءُ الثلاثون منه – بتفسير ابن فُورَك اعتمادًا عليه بوصفه نسخةً مُسانِدة.
والنسخة الوحيدة المعروفة من تفسير ابن فُورَك، التي تشتمل على تفسير سور المؤمنون إلى الناس، محفوظةٌ اليوم برقم (50) في مكتبة فيض الله أفندي بإسطنبول. وقد حُقّق هذا الأثر في عدّة رسائل ماجستير بجامعة أمّ القرى (مكّة المكرّمة)، كما أن القسم الأكبر منه متاح على موقع «الشاملة» (shamela.ws).
أُصدر النصّ المحقَّق سنة 2022م بتحقيق الدكتور محمد بنصر العلوي والدكتور محمد بوحمدي، وتحت إشراف الدكتور الشاهد البوشيخي، عن دار اللباب للنشر بتركيا، في مجلدٍ واحدٍ من (1056) صفحة.
كما صدر له تحقيقٌ آخر في مصر بعنوان:
تفسير القرآن المنسوب لأبي بكر محمد بن حسن بن فورك (ت 406هـ)، من المؤمنون إلى الناس، قراءةً وتعليقًا ومراجعةً للأساتذة بمكتب إحياء التراث: محمد يوسف الساكت، ومحمد محمود عزّام، وأحمد فتحي بشير، وعمرو بكري؛ وصدر عن مكتب إحياء التراث الإسلامي بالأزهر الشريف، القاهرة، سنة 2022م.
ومن اللافت أن المحقّقين في طبعة مكتب إحياء التراث الإسلامي بالأزهر، في مقدمة تحقيقهم (ج 1، ص 95–104)، قد طعنوا في الشيخ الطوسي (ت 460هـ)، وعدّوا ما أورده في التبيان نقلاً عن ابن فُورَك، ولاموه على عدم ذكر المصدر! والحقيقة أن العكس هو الصحيح، فإنّ ابن فُورَك هو الذي لم يُشر في أي موضع من تفسيره إلى تلخيصه لتفسير الرُّمّاني، بينما الشيخ الطوسي قد نقل مادّته مباشرةً من تفسير الرُّمّاني، وصرّح بذلك صراحةً في مطلع تفسيره.
أبو بكر محمد بن الحسن بن فُورَك الإصفهاني النيسابوري، المعروف بابن فُورَك (ت 406هـ)، فقيهٌ، ومحدّثٌ، ومتكلمٌ أشعريّ، ومفسّرٌ للقرآن الكريم، تلقّى علومه في البصرة وبغداد، ثم اشتغل بالتدريس في الرَّيّ ونيسابور. ولم يبقَ من تفسيره للقرآن الكريم سوى نسخةٍ واحدة تحتوي على تفسير سورة المؤمنون إلى آخر المصحف الشريف.
وهذا التفسير ليس في الحقيقة إلا اختصارًا لتفسير أبي الحسن الرُّمّاني، المتكلم المعتزلي البغدادي (ت 384هـ). فقد لخّص ابن فُورَك تفسيرَ الرُّمّاني، وحذف منه الآراءَ والمقولاتِ المعتزليّة، ولم يُضف من آرائه الأشعريّة إلا نادرًا؛ كما في تفسيره لقوله تعالى: ﴿عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ﴾ (المطفّفين: 35). ومع ذلك لم يُشر ابن فُورَك في أيّ موضعٍ من تفسيره إلى أصل كتابه الذي لخّصه، أي تفسير الرُّمّاني. ولهذا السبب لم يتنبّه أحدٌ من أصحاب التراجم والفهارس والطبقات – حتى في العصر الحديث – إلى أنّ تفسيره مقتبسٌ اقتباسًا كاملًا من تفسير الرُّمّاني.
وقد استعنتُ – في تحقيق تفسير الرُّمّاني الموسوم بـ الجامع لعلوم (أو لعلم) القرآن، الذي نُشر الجزءُ الثلاثون منه – بتفسير ابن فُورَك اعتمادًا عليه بوصفه نسخةً مُسانِدة.
والنسخة الوحيدة المعروفة من تفسير ابن فُورَك، التي تشتمل على تفسير سور المؤمنون إلى الناس، محفوظةٌ اليوم برقم (50) في مكتبة فيض الله أفندي بإسطنبول. وقد حُقّق هذا الأثر في عدّة رسائل ماجستير بجامعة أمّ القرى (مكّة المكرّمة)، كما أن القسم الأكبر منه متاح على موقع «الشاملة» (shamela.ws).
أُصدر النصّ المحقَّق سنة 2022م بتحقيق الدكتور محمد بنصر العلوي والدكتور محمد بوحمدي، وتحت إشراف الدكتور الشاهد البوشيخي، عن دار اللباب للنشر بتركيا، في مجلدٍ واحدٍ من (1056) صفحة.
كما صدر له تحقيقٌ آخر في مصر بعنوان:
تفسير القرآن المنسوب لأبي بكر محمد بن حسن بن فورك (ت 406هـ)، من المؤمنون إلى الناس، قراءةً وتعليقًا ومراجعةً للأساتذة بمكتب إحياء التراث: محمد يوسف الساكت، ومحمد محمود عزّام، وأحمد فتحي بشير، وعمرو بكري؛ وصدر عن مكتب إحياء التراث الإسلامي بالأزهر الشريف، القاهرة، سنة 2022م.
ومن اللافت أن المحقّقين في طبعة مكتب إحياء التراث الإسلامي بالأزهر، في مقدمة تحقيقهم (ج 1، ص 95–104)، قد طعنوا في الشيخ الطوسي (ت 460هـ)، وعدّوا ما أورده في التبيان نقلاً عن ابن فُورَك، ولاموه على عدم ذكر المصدر! والحقيقة أن العكس هو الصحيح، فإنّ ابن فُورَك هو الذي لم يُشر في أي موضع من تفسيره إلى تلخيصه لتفسير الرُّمّاني، بينما الشيخ الطوسي قد نقل مادّته مباشرةً من تفسير الرُّمّاني، وصرّح بذلك صراحةً في مطلع تفسيره.
❤16👌3
قرآن اصفهان (کتابت سال 383 ق) و یک سند مهم در پایان آن (بخش اول)
اصفهان یکی از مهمترین کانونهای قرآن نویسی دست کم از اوایل سدۀ سوم هجری به بعد بوده است. پیش از این تاریخ نیز مقریان و مفسران و کاتبان قرآنی در این شهر حضوری فعال داشتهاند، اما اکنون از آن مقطع بسیار قدیم سندهای بسیار اندک در اختیار داریم.
یکی از قرآنهای کهن را فردی به نام محمد بن احمد بن یاسین به سال 383 هجری در شهر اصفهان، در چهار بخش مجزا به خط کوفی مشرقی یا کوفی ایرانی کتابت کرده است. تقریباً تمام اجزای این قرآن، امروزه در موزۀ هنرهای ترک و اسلام (استانبول، شمارههای 453 تا 456) نگهداری میشود، به جز چند برگ آن که به موزۀ متروپلیتن (نیویورک) یا گالری سَکلِر (واشینگتن) یا مجموعۀ خلیلی (لندن) راه یافته است. این اثر از جهات مختلف در تاریخ قرائت و نیز برای شناخت ما از شیوۀ علامت گذاری برای قرائات مختلف قرآنی اهمیت دارد.
ادامه را ببینید👇
t.me/kariminiaa
اصفهان یکی از مهمترین کانونهای قرآن نویسی دست کم از اوایل سدۀ سوم هجری به بعد بوده است. پیش از این تاریخ نیز مقریان و مفسران و کاتبان قرآنی در این شهر حضوری فعال داشتهاند، اما اکنون از آن مقطع بسیار قدیم سندهای بسیار اندک در اختیار داریم.
یکی از قرآنهای کهن را فردی به نام محمد بن احمد بن یاسین به سال 383 هجری در شهر اصفهان، در چهار بخش مجزا به خط کوفی مشرقی یا کوفی ایرانی کتابت کرده است. تقریباً تمام اجزای این قرآن، امروزه در موزۀ هنرهای ترک و اسلام (استانبول، شمارههای 453 تا 456) نگهداری میشود، به جز چند برگ آن که به موزۀ متروپلیتن (نیویورک) یا گالری سَکلِر (واشینگتن) یا مجموعۀ خلیلی (لندن) راه یافته است. این اثر از جهات مختلف در تاریخ قرائت و نیز برای شناخت ما از شیوۀ علامت گذاری برای قرائات مختلف قرآنی اهمیت دارد.
ادامه را ببینید👇
t.me/kariminiaa
❤11👌4
مرتضی کریمینیا
قرآن اصفهان (کتابت سال 383 ق) و یک سند مهم در پایان آن (بخش اول) اصفهان یکی از مهمترین کانونهای قرآن نویسی دست کم از اوایل سدۀ سوم هجری به بعد بوده است. پیش از این تاریخ نیز مقریان و مفسران و کاتبان قرآنی در این شهر حضوری فعال داشتهاند، اما اکنون از آن…
قرآن اصفهان (کتابت سال 383 ق) و یک سند مهم در پایان آن (بخش دوم)
در صفحۀ پایانی قرآنِ اصفهان، و پس از امضای کاتبِ قرآن، یعنی محمد بن احمد بن یاسین به سال 383 هجری، یادداشتی آمده است که در آن، فردی به نام ... محمد بن المهدي در سال 384 هجری، طریق یا سند خود به قرائت ابوعمرو بن العلاء (م 154 ق) را ثبت کرده است. متن این سند به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
قرأ علَيّ أبو علي محمد بن عبيد الله بن عمر الخطيب
ــ أعزه الله ــ القرآنَ كلَّه من أوله إلی آخره في هذا
المصحف خَتمةً واحدة بقِراءة أبي عمرو بن العلاء
بالإدغام والإخفاء وترك الهمزة؛ وقرأتُ بها أنا
علي أبي القاسم زيد بن علي بن أبي بلال الكوفي [م 358 ق]؛ وأخبرني
أنه قرأ بها علی أحمد بن فرح بن جبريل [م 303 ق]؛ وأخبره أحمد
أنه قرأ بها علی أبي عُمَر الدوري [م 246 ق]؛ وأخبره أنه قرأ بها
علی أبي محمد يحيی بن المبرك اليزيدي [م 202 ق]؛ وأخبره أنه قرأ بها
علی أبي عمرو بن العلاء [م 154 ق]؛ رحمه الله وكتبه [ابو الحسن علي بن] محمد بن المهدي بخطه
في شهور سنة أربع وثمانین وثلثمائة وصلی الله علی محمد النبي وآله وسلم.
تمامی افراد موجود در این سند در کتب تاریخ قرائات قرآن شناخته شدهاند (مثلا نگاه کنید به: غاية النهاية في طبقات القراء، از ابنجزری)، جز خود کاتب متن (یعنی ... محمد بن المهدي) و شاگردش، أبو علي محمد بن عبيد الله بن عمر الخطيب که نام وی در آغاز سند آمده است.
به نظر من، با ملاحظۀ افتادگی در آغاز نام نویسنده، کاتب این متن، به احتمال قوی، همان ابوالحسن علی بن محمد بن مهدی طبری (حدود 380 ق)، از شاگردان ابوالحسن اشعری (م 324 ق) و نویسندۀ کتابِ تأويل الآيات المشكلة الموضحة وبيانها بالحجج والبرهان است که اثری مهم در تأویل آیات متشابه و احادیث مشکل است. تنها نسخۀ این کتاب مهم به شمارۀ 491 در مكتبة طلعت (القاهرة) است و تصحیح از آن در سال 2015 میلادی در قاهره انتشار یافته است: تأويل الآيات المشکلة الموضحة وبيانها بالحجج والبرهان، لأبي الحسن علي بن محمد بن المهدي الطبري، تحقیق ناصر محمدي جاد، قاهرة: دار الآفاق العربية، ۱۴۳۶ هـ/ ۲۰۱۵ م.
لازم به ذکر است که تنها صفدی در الوافی بالوفیات (22/90)، سال درگذشت ابوالحسن طبری را حدود 380 هجری ثبت کرده که این امر میتواند تقریبی باشد و با تاریخ کتابت این یادداشت ناسازگار نیست. اگر چنین باشد، در آن صورت احتمالاً اطلاعات جدیدی در تاریخ قرائات و پیوند متکلمان بصره و بغداد سدۀ چهارم هجری با مُقریان در ایران و عراق یافتهایم.
t.me/kariminiaa
در صفحۀ پایانی قرآنِ اصفهان، و پس از امضای کاتبِ قرآن، یعنی محمد بن احمد بن یاسین به سال 383 هجری، یادداشتی آمده است که در آن، فردی به نام ... محمد بن المهدي در سال 384 هجری، طریق یا سند خود به قرائت ابوعمرو بن العلاء (م 154 ق) را ثبت کرده است. متن این سند به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
قرأ علَيّ أبو علي محمد بن عبيد الله بن عمر الخطيب
ــ أعزه الله ــ القرآنَ كلَّه من أوله إلی آخره في هذا
المصحف خَتمةً واحدة بقِراءة أبي عمرو بن العلاء
بالإدغام والإخفاء وترك الهمزة؛ وقرأتُ بها أنا
علي أبي القاسم زيد بن علي بن أبي بلال الكوفي [م 358 ق]؛ وأخبرني
أنه قرأ بها علی أحمد بن فرح بن جبريل [م 303 ق]؛ وأخبره أحمد
أنه قرأ بها علی أبي عُمَر الدوري [م 246 ق]؛ وأخبره أنه قرأ بها
علی أبي محمد يحيی بن المبرك اليزيدي [م 202 ق]؛ وأخبره أنه قرأ بها
علی أبي عمرو بن العلاء [م 154 ق]؛ رحمه الله وكتبه [ابو الحسن علي بن] محمد بن المهدي بخطه
في شهور سنة أربع وثمانین وثلثمائة وصلی الله علی محمد النبي وآله وسلم.
تمامی افراد موجود در این سند در کتب تاریخ قرائات قرآن شناخته شدهاند (مثلا نگاه کنید به: غاية النهاية في طبقات القراء، از ابنجزری)، جز خود کاتب متن (یعنی ... محمد بن المهدي) و شاگردش، أبو علي محمد بن عبيد الله بن عمر الخطيب که نام وی در آغاز سند آمده است.
به نظر من، با ملاحظۀ افتادگی در آغاز نام نویسنده، کاتب این متن، به احتمال قوی، همان ابوالحسن علی بن محمد بن مهدی طبری (حدود 380 ق)، از شاگردان ابوالحسن اشعری (م 324 ق) و نویسندۀ کتابِ تأويل الآيات المشكلة الموضحة وبيانها بالحجج والبرهان است که اثری مهم در تأویل آیات متشابه و احادیث مشکل است. تنها نسخۀ این کتاب مهم به شمارۀ 491 در مكتبة طلعت (القاهرة) است و تصحیح از آن در سال 2015 میلادی در قاهره انتشار یافته است: تأويل الآيات المشکلة الموضحة وبيانها بالحجج والبرهان، لأبي الحسن علي بن محمد بن المهدي الطبري، تحقیق ناصر محمدي جاد، قاهرة: دار الآفاق العربية، ۱۴۳۶ هـ/ ۲۰۱۵ م.
لازم به ذکر است که تنها صفدی در الوافی بالوفیات (22/90)، سال درگذشت ابوالحسن طبری را حدود 380 هجری ثبت کرده که این امر میتواند تقریبی باشد و با تاریخ کتابت این یادداشت ناسازگار نیست. اگر چنین باشد، در آن صورت احتمالاً اطلاعات جدیدی در تاریخ قرائات و پیوند متکلمان بصره و بغداد سدۀ چهارم هجری با مُقریان در ایران و عراق یافتهایم.
t.me/kariminiaa
Telegram
مرتضی کریمینیا
یادداشتهای مرتضی کریمینیا
👍10❤8👌2
مصحفُ إصفهان (كتابة محمد بن أحمد بن ياسين سنة ٣٨٣هـ) ووثيقةٌ مهمّةٌ في خاتمته
كانت إصفهانُ من أَبرزِ مراكزِ نَسخِ المصاحفِ منذُ أوائلِ القرنِ الثالثِ للهجرة على الأقلّ. أمّا قبلَ هذا التاريخ، فقد عُرفت المدينةُ بنشاطِ القُرّاءِ والمفسِّرين وكُتّاب المصاحف، غيرَ أنّ ما وصلَ إلينا من آثارِ تلك المرحلةِ المبكّرة قليلٌ جدًّا.
ومن أقدمِ ما نُسِخَ فيها مصحفٌ كُتِبَ بخطٍّ كوفيٍّ مشرقيٍّ، أو ما يُسمّى بالكوفيّ الإيرانيّ، على يدِ كاتبٍ يُدعى محمد بن أحمد بن ياسين سنةَ ٣٨٣هـ، وقُسِّم إلى أربعةِ أجزاءٍ مستقلّة. تُحفَظُ هذه الأجزاءُ اليومَ في متحفِ الفنونِ التركيّة والإسلاميّة بإسطنبول (الأرقام ٤٥٣–٤٥٦)، باستثناءِ أوراقٍ قليلةٍ منها تفرّقت بين متحفِ المتروبوليتان بنيويورك وغاليري ساكلر بواشنطن ومجموعةِ خليلـي بلندن.
ويُعَدُّ هذا المصحفُ شاهدًا ذا قيمةٍ كبيرةٍ في تاريخِ القراءات القرآنيّة، إذ يُسهم في فهمِ طرائقِ الضبطِ والإشارةِ إلى وجوهِ الأداءِ والقراءات في القرن الرابع الهجري.
في الصفحةِ الأخيرةِ من هذا المصحفِ، وبعدَ توقيعِ الناسخِ محمد بن أحمد بن ياسين بتاريخِ ٣٨٣هـ، وُجدت وثيقةٌ سماعيّة دوّنها رجلٌ يُدعى … محمد بن المهدي في سنةِ ٣٨٤هـ، يُثبتُ فيها سندَه في القراءة عن أبي عمرو بن العلاء (ت ١٥٤هـ). ونصُّ الوثيقة على النحو الآتي:
بسمِ اللهِ الرحمنِ الرحيم
قرأ عليَّ أبو عليٍّ محمدُ بنُ عبيدِ اللهِ بنُ عمرَ الخطيبُ – أعزّه الله – القرآنَ كلَّه من أوّله إلى آخره في هذا المصحفِ ختمةً واحدةً بقراءةِ أبي عمرو بن العلاء، بالإدغامِ والإخفاءِ وتركِ الهمزِ. وقرأتُ بها أنا على أبي القاسمِ زيدِ بن عليٍّ بن أبي بلالٍ الكوفيّ [ت ٣٥٨هـ]، وأخبرني أنّه قرأ بها على أحمد بن فرحِ بن جبريل [ت ٣٠٣هـ]، وأخبره أحمدُ أنّه قرأ بها على أبي عمرَ الدُّوري [ت ٢٤٦هـ]، وأخبره أنّه قرأ بها على أبي محمدٍ يحيى بن المباركِ اليزيديّ [ت ٢٠٢هـ]، وأخبره أنّه قرأ بها على أبي عمرو بن العلاء [ت ١٥٤هـ] رحمه الله.
وكتبَه [أبو الحسن عليّ بن] محمدِ بن المهديّ بخطّه في شهورِ سنةِ أربعٍ وثمانين وثلاثمائة، وصلّى الله على محمدٍ النبيّ وآلهِ وسلّم.
جميعُ الأسماءِ المذكورةِ في هذا السندِ معروفةٌ في مصادرِ طبقاتِ القرّاء، ككتاب غاية النهاية في طبقات القراء لابن الجزري، باستثناءِ كاتبِ الوثيقة نفسِه (… محمد بن المهدي) وتلميذِه أبي عليٍّ محمدِ بن عبيد الله بن عمر الخطيب المذكورِ في أوّلها.
ويُرجَّحُ – بالنظرِ إلى سقوطِ الكنيةِ من أوّل الاسم – أنّ كاتبَ هذه الوثيقة هو أبو الحسن عليّ بن محمد بن المهدي الطبري (ت نحو ٣٨٠هـ)، أحدُ تلامذةِ أبي الحسن الأشعريّ (ت ٣٢٤هـ)، ومؤلِّفُ كتاب تأويل الآيات المشكلة الموحِّدة وبيانها بالحجج والبرهان، وهو من أهمّ المصنّفات في تأويل الآيات المتشابهات والأحاديث المشكلة. توجدُ نسختُه الوحيدةُ في مكتبة طلعت بالقاهرة (رقم ٤٩١)، وقد نُشِرَت محقَّقةً سنة ٢٠١٥م: تأويل الآيات المشكلة الموحِّدة وبيانها بالحجج والبرهان، تحقيق ناصر محمدي جاد، القاهرة: دار الآفاق العربية، ١٤٣٦هـ/٢٠١٥م.
|
وقد انفردَ الصفدي في الوافي بالوفيات (٢٢/٩٠) بذكرِ وفاته نحو سنة ٣٨٠هـ، وهو تاريخٌ تقريبيّ لا يتعارضُ مع سنةِ كتابةِ هذه الوثيقة. فإنْ صحَّ هذا الترجيح، فإنّنا بإزاءِ شاهدٍ جديدٍ يُضيءُ جوانبَ من تاريخِ القراءات وصلةِ المتكلّمين البصريّين والبغداديين في القرن الرابع الهجري بقُرّاء القرآن في العراقِ وإيران. وهو ما يستحقّ دراسةً خاصّةً قريبةَ الصدور.
https://www.kateban.com/media/files/6912590be68a8.jpg
https://www.kateban.com/media/files/69125980efc18.jpg
t.me/kariminiaa
كانت إصفهانُ من أَبرزِ مراكزِ نَسخِ المصاحفِ منذُ أوائلِ القرنِ الثالثِ للهجرة على الأقلّ. أمّا قبلَ هذا التاريخ، فقد عُرفت المدينةُ بنشاطِ القُرّاءِ والمفسِّرين وكُتّاب المصاحف، غيرَ أنّ ما وصلَ إلينا من آثارِ تلك المرحلةِ المبكّرة قليلٌ جدًّا.
ومن أقدمِ ما نُسِخَ فيها مصحفٌ كُتِبَ بخطٍّ كوفيٍّ مشرقيٍّ، أو ما يُسمّى بالكوفيّ الإيرانيّ، على يدِ كاتبٍ يُدعى محمد بن أحمد بن ياسين سنةَ ٣٨٣هـ، وقُسِّم إلى أربعةِ أجزاءٍ مستقلّة. تُحفَظُ هذه الأجزاءُ اليومَ في متحفِ الفنونِ التركيّة والإسلاميّة بإسطنبول (الأرقام ٤٥٣–٤٥٦)، باستثناءِ أوراقٍ قليلةٍ منها تفرّقت بين متحفِ المتروبوليتان بنيويورك وغاليري ساكلر بواشنطن ومجموعةِ خليلـي بلندن.
ويُعَدُّ هذا المصحفُ شاهدًا ذا قيمةٍ كبيرةٍ في تاريخِ القراءات القرآنيّة، إذ يُسهم في فهمِ طرائقِ الضبطِ والإشارةِ إلى وجوهِ الأداءِ والقراءات في القرن الرابع الهجري.
في الصفحةِ الأخيرةِ من هذا المصحفِ، وبعدَ توقيعِ الناسخِ محمد بن أحمد بن ياسين بتاريخِ ٣٨٣هـ، وُجدت وثيقةٌ سماعيّة دوّنها رجلٌ يُدعى … محمد بن المهدي في سنةِ ٣٨٤هـ، يُثبتُ فيها سندَه في القراءة عن أبي عمرو بن العلاء (ت ١٥٤هـ). ونصُّ الوثيقة على النحو الآتي:
بسمِ اللهِ الرحمنِ الرحيم
قرأ عليَّ أبو عليٍّ محمدُ بنُ عبيدِ اللهِ بنُ عمرَ الخطيبُ – أعزّه الله – القرآنَ كلَّه من أوّله إلى آخره في هذا المصحفِ ختمةً واحدةً بقراءةِ أبي عمرو بن العلاء، بالإدغامِ والإخفاءِ وتركِ الهمزِ. وقرأتُ بها أنا على أبي القاسمِ زيدِ بن عليٍّ بن أبي بلالٍ الكوفيّ [ت ٣٥٨هـ]، وأخبرني أنّه قرأ بها على أحمد بن فرحِ بن جبريل [ت ٣٠٣هـ]، وأخبره أحمدُ أنّه قرأ بها على أبي عمرَ الدُّوري [ت ٢٤٦هـ]، وأخبره أنّه قرأ بها على أبي محمدٍ يحيى بن المباركِ اليزيديّ [ت ٢٠٢هـ]، وأخبره أنّه قرأ بها على أبي عمرو بن العلاء [ت ١٥٤هـ] رحمه الله.
وكتبَه [أبو الحسن عليّ بن] محمدِ بن المهديّ بخطّه في شهورِ سنةِ أربعٍ وثمانين وثلاثمائة، وصلّى الله على محمدٍ النبيّ وآلهِ وسلّم.
جميعُ الأسماءِ المذكورةِ في هذا السندِ معروفةٌ في مصادرِ طبقاتِ القرّاء، ككتاب غاية النهاية في طبقات القراء لابن الجزري، باستثناءِ كاتبِ الوثيقة نفسِه (… محمد بن المهدي) وتلميذِه أبي عليٍّ محمدِ بن عبيد الله بن عمر الخطيب المذكورِ في أوّلها.
ويُرجَّحُ – بالنظرِ إلى سقوطِ الكنيةِ من أوّل الاسم – أنّ كاتبَ هذه الوثيقة هو أبو الحسن عليّ بن محمد بن المهدي الطبري (ت نحو ٣٨٠هـ)، أحدُ تلامذةِ أبي الحسن الأشعريّ (ت ٣٢٤هـ)، ومؤلِّفُ كتاب تأويل الآيات المشكلة الموحِّدة وبيانها بالحجج والبرهان، وهو من أهمّ المصنّفات في تأويل الآيات المتشابهات والأحاديث المشكلة. توجدُ نسختُه الوحيدةُ في مكتبة طلعت بالقاهرة (رقم ٤٩١)، وقد نُشِرَت محقَّقةً سنة ٢٠١٥م: تأويل الآيات المشكلة الموحِّدة وبيانها بالحجج والبرهان، تحقيق ناصر محمدي جاد، القاهرة: دار الآفاق العربية، ١٤٣٦هـ/٢٠١٥م.
|
وقد انفردَ الصفدي في الوافي بالوفيات (٢٢/٩٠) بذكرِ وفاته نحو سنة ٣٨٠هـ، وهو تاريخٌ تقريبيّ لا يتعارضُ مع سنةِ كتابةِ هذه الوثيقة. فإنْ صحَّ هذا الترجيح، فإنّنا بإزاءِ شاهدٍ جديدٍ يُضيءُ جوانبَ من تاريخِ القراءات وصلةِ المتكلّمين البصريّين والبغداديين في القرن الرابع الهجري بقُرّاء القرآن في العراقِ وإيران. وهو ما يستحقّ دراسةً خاصّةً قريبةَ الصدور.
https://www.kateban.com/media/files/6912590be68a8.jpg
https://www.kateban.com/media/files/69125980efc18.jpg
t.me/kariminiaa
❤11
مرتضی کریمینیا
مشخصات نسخههای تازهیاب از تفسیر خواجه عبداللّه انصاری این هر دو نسخۀ تازهیاب از تفسیر خواجه عبداللّه از تقسیم بندی رباعی قرآن تبعیت میکنند و حاوی ربع آخر قرآن، از سورۀ صاد تا سورۀ ناساند. بنابراین همچنان امید داریم سه پارۀ دیگر تفسیر خواجه عبداللّه در…
تفسير_سورة_ص_ابواسماعیل_الانصاري_الهروي.pdf
788 KB
تفسیر سورۀ ص از خواجه عبدالله انصاری هروی
این نمونهای منتشرنشده از تصحیح من از تفسیر خواجه عبدالله انصاری (م 481 ق) بر اساس دو نسخۀ یافت شده در حرم امام علی علیه السلام (نجف اشرف) وکتابخانۀ خلیل حمیدپاشا (اسپارتا، ترکیه) است. پیشتر مقالهای در معرفی این دو نسخه وسبک زبانی خواجه عبدالله در تفسیرش نوشته بودم؛ اکنون آغاز بخش چهارم قرآن، حاوی تفسیر سورۀ ص را برای اطلاع منتشر میکنم، و امیدوارم به زودی نسخۀ نهایی تفسیر رابه انتشار برسانم.
تفسير سورة «ص» لأبي إسماعيل عبد الله بن محمد الهرَوي الأنصاري الحنبلي
هذا الملف نموذجٌ غيرُ منشورٍ من تحقيقي لتفسيرِ أبي إسماعيل عبد الله بن محمد الهرَوي الأنصاري الحنبلي (ت481هـ)، اعتماداً على نُسختين خَطِّيَّتَين عُثِرَ عليهما في حرمِ الإمامِ عليٍّ عليه السلام (النجف الأشرف) وفي مكتبةِ خليل حميد باشا (إسبرطة، تركيا). وقد كتبتُ من قبلُ مقالة في التعريف بهاتين النُّسختين وبأسلوبِ المفسّر في تفسيره. وأقدِّم الآن مطلعَ القِسمِ الرابع من القرآن الكريم، المتضمِّنَ تفسيرَ سورةِ ص، للاطّلاع، راجياً أن أتمكَّن قريباً من نشرِ النُّسخةِ النِّهائيّة في كتابٍ على نحوٍ رسميّ.
@kariminiaa
این نمونهای منتشرنشده از تصحیح من از تفسیر خواجه عبدالله انصاری (م 481 ق) بر اساس دو نسخۀ یافت شده در حرم امام علی علیه السلام (نجف اشرف) وکتابخانۀ خلیل حمیدپاشا (اسپارتا، ترکیه) است. پیشتر مقالهای در معرفی این دو نسخه وسبک زبانی خواجه عبدالله در تفسیرش نوشته بودم؛ اکنون آغاز بخش چهارم قرآن، حاوی تفسیر سورۀ ص را برای اطلاع منتشر میکنم، و امیدوارم به زودی نسخۀ نهایی تفسیر رابه انتشار برسانم.
تفسير سورة «ص» لأبي إسماعيل عبد الله بن محمد الهرَوي الأنصاري الحنبلي
هذا الملف نموذجٌ غيرُ منشورٍ من تحقيقي لتفسيرِ أبي إسماعيل عبد الله بن محمد الهرَوي الأنصاري الحنبلي (ت481هـ)، اعتماداً على نُسختين خَطِّيَّتَين عُثِرَ عليهما في حرمِ الإمامِ عليٍّ عليه السلام (النجف الأشرف) وفي مكتبةِ خليل حميد باشا (إسبرطة، تركيا). وقد كتبتُ من قبلُ مقالة في التعريف بهاتين النُّسختين وبأسلوبِ المفسّر في تفسيره. وأقدِّم الآن مطلعَ القِسمِ الرابع من القرآن الكريم، المتضمِّنَ تفسيرَ سورةِ ص، للاطّلاع، راجياً أن أتمكَّن قريباً من نشرِ النُّسخةِ النِّهائيّة في كتابٍ على نحوٍ رسميّ.
@kariminiaa
❤13👏4🔥1👌1
از خوشوقتیهای من یکی این بود که استاد محمد احصائی در زمستان 1402 از من خواستند مقدمهای کوتاه درباب تاریخ خط محقَّق در کتابت قرآن بنویسم تا به عنوان ضمیمهای درچاپ عکسی از قرآن محقَّق به خط و خوشنویسی ایشان منتشر شود. این اثر در چهارجلد جمعاً در 2655صفحه به خط محقَّق وبا خوشنویسی استاد محمد احصائی به اهتمام بانک کارآفرین انتشار یافته است.
مقدمۀ من چندان کوتاه نشد: قریب 30000 کلمه در نسخۀ فارسی وهمین مقدار در ترجمۀ انگلیسی فراهم آمد به ضمیمۀ 220 تصویر از تاریخ کتابت قرآن به خط محقق. کوشیده بودم در آن، به جوانبی ناگفته از تاریخ کتابت قرآن طی 14 قرن بپردازم، اما شاید مهمترین سهم من در این کار، تلاش برای اثبات این نکته است که قرآن نویسی محقَّق نه از بغدادِ قرن ششم، بلکه در خراسانِ قرن چهارم و پنجم آغاز شده است.
نامش را گذاشتم: «کتاب محمَّد به کتابت محقَّق». استاد همین را پسندید، ونام کلّ اثر نهاد: کتاب محمَّد (ص) به کتابت محقَّق: درآمدی بر کتابت قرآن کریم به قلم محمد احصائی، تهران: انتشارات ویژه نگار، 1403. 288ص. فارسی وانگلیسی، شابک: 9786008306207
متن کامل این نوشته را در همین جا قرار خواهم داد.
@kariminiaa
مقدمۀ من چندان کوتاه نشد: قریب 30000 کلمه در نسخۀ فارسی وهمین مقدار در ترجمۀ انگلیسی فراهم آمد به ضمیمۀ 220 تصویر از تاریخ کتابت قرآن به خط محقق. کوشیده بودم در آن، به جوانبی ناگفته از تاریخ کتابت قرآن طی 14 قرن بپردازم، اما شاید مهمترین سهم من در این کار، تلاش برای اثبات این نکته است که قرآن نویسی محقَّق نه از بغدادِ قرن ششم، بلکه در خراسانِ قرن چهارم و پنجم آغاز شده است.
نامش را گذاشتم: «کتاب محمَّد به کتابت محقَّق». استاد همین را پسندید، ونام کلّ اثر نهاد: کتاب محمَّد (ص) به کتابت محقَّق: درآمدی بر کتابت قرآن کریم به قلم محمد احصائی، تهران: انتشارات ویژه نگار، 1403. 288ص. فارسی وانگلیسی، شابک: 9786008306207
متن کامل این نوشته را در همین جا قرار خواهم داد.
@kariminiaa
❤36👏6👍4🔥3👌1