🔹قرآنی ایرانی، از اواخر دوران سلجوقی، با ترجمۀ کهن فارسی
🔹به تاریخ 607 هجری
🔹به خط: مسعود بن محمد بن مسعود الخطاط الاصفهاني
🔹وقف خانقاه گلشنی در قاهره
🔹اکنون در دارالکتب المصریة (کتابخانۀ ملی مصر) به شمارۀ «مصاحف132» (Rasid 132)
⭕️ متن انجامه:
وقع الفراغ من کتابته ضحوة يوم الأربعاء الخامس من شهر ذي القعدة سنة سبع وستمائة [کتبه] العبد الخاطي الراجي عفو الله تعالی مسعود بن محمد بن مسعود الخطاط الاصفهاني
خانقاه گلشنی یا همان قبة الکلشني یادگار برجای مانده از اواخر دوران سلاطین مملوکی در قاهره است.
#دار_الکتب_المصریة
#دار_الكتب_المصرية
#خانقاه_گلشنی
#خانقاه_كلشني
t.me/kariminiaa
🔹به تاریخ 607 هجری
🔹به خط: مسعود بن محمد بن مسعود الخطاط الاصفهاني
🔹وقف خانقاه گلشنی در قاهره
🔹اکنون در دارالکتب المصریة (کتابخانۀ ملی مصر) به شمارۀ «مصاحف132» (Rasid 132)
⭕️ متن انجامه:
وقع الفراغ من کتابته ضحوة يوم الأربعاء الخامس من شهر ذي القعدة سنة سبع وستمائة [کتبه] العبد الخاطي الراجي عفو الله تعالی مسعود بن محمد بن مسعود الخطاط الاصفهاني
خانقاه گلشنی یا همان قبة الکلشني یادگار برجای مانده از اواخر دوران سلاطین مملوکی در قاهره است.
#دار_الکتب_المصریة
#دار_الكتب_المصرية
#خانقاه_گلشنی
#خانقاه_كلشني
t.me/kariminiaa
❤19👌3👎1
CQS_Tebliğler Özet Kitapçığı_E-Kitap_2025.pdf
3 MB
فایل pdf حاوی فهرست برنامهها و چکیدۀ تمام سخنرانیها در «کنگرۀ مطالعات قرآنی» به دو زبان ترکی و انگلیسی
CQS-Qur'anic Studies Congress
🔹 دانشکدۀ الهیات دانشگاه استانبول | ۲۶-۲۸ سپتامبر ۲۰۲۵ 🔹
https://cqs.istanbul.edu.tr/tr/content/kongre-programi/kongre-programi
t.me/kariminiaa
CQS-Qur'anic Studies Congress
🔹 دانشکدۀ الهیات دانشگاه استانبول | ۲۶-۲۸ سپتامبر ۲۰۲۵ 🔹
https://cqs.istanbul.edu.tr/tr/content/kongre-programi/kongre-programi
t.me/kariminiaa
👏8🙏1
برگ قرآنی نویافته به خط حجازی-کوفی در کتابخانۀ آستان قدس رضوی (مشهد)
این تک برگ قرآنی به خط حجازی -کوفی (سبک C) یکی از اوراق باارزش قرآنی از سدۀ نخست هجری و یا اوایل سدۀ دوم هجری به شمار میآید. این برگه که در سال 1370 شمسی از سوی آیت الله عبدالحمید شربیانی (1306-1394 شمسی) بر حرم امام رضا علیه السلام وقف شده، تا مدتها در بخش اشیاء هنری نگهداری میشد و اکنون به موزه آستان قدس رضوی انتقال یافته است.
این برگ در وضعیت کنونیاش در قطع 50×54 سانتی متر حاوی 25 سطر در هر صفحه است و محتوای آن از حج، 67 تا مؤمنون، 19 را دربر میگیرد. مهمترین برگههایی که تقریباً به قطع میتوان آنها را متعلق به این اثر دانست عبارتند از:
1) برگهای به شمارۀ 678 در موزۀ ملی عراق که تصویر آن را صلاح الدین المنجد در کتاب دراسات في تاریخ الخط العربی منتشر کرده است و محتوای آن آیات توبة: 65-72 است.
2) برگهای فروخته شده در حراج ساتبیز، 13 اکتبر 2004، در قطع 49.6×53.3 سانتی متر که محتوای دو صفحۀ آن آیات هود: 73-85 و هود: 85-95 است. این اوراق تا سال 2004 در کتابخانۀ دانشگاه هارتفورد قرار داشت.
t.me/kariminiaa
این تک برگ قرآنی به خط حجازی -کوفی (سبک C) یکی از اوراق باارزش قرآنی از سدۀ نخست هجری و یا اوایل سدۀ دوم هجری به شمار میآید. این برگه که در سال 1370 شمسی از سوی آیت الله عبدالحمید شربیانی (1306-1394 شمسی) بر حرم امام رضا علیه السلام وقف شده، تا مدتها در بخش اشیاء هنری نگهداری میشد و اکنون به موزه آستان قدس رضوی انتقال یافته است.
این برگ در وضعیت کنونیاش در قطع 50×54 سانتی متر حاوی 25 سطر در هر صفحه است و محتوای آن از حج، 67 تا مؤمنون، 19 را دربر میگیرد. مهمترین برگههایی که تقریباً به قطع میتوان آنها را متعلق به این اثر دانست عبارتند از:
1) برگهای به شمارۀ 678 در موزۀ ملی عراق که تصویر آن را صلاح الدین المنجد در کتاب دراسات في تاریخ الخط العربی منتشر کرده است و محتوای آن آیات توبة: 65-72 است.
2) برگهای فروخته شده در حراج ساتبیز، 13 اکتبر 2004، در قطع 49.6×53.3 سانتی متر که محتوای دو صفحۀ آن آیات هود: 73-85 و هود: 85-95 است. این اوراق تا سال 2004 در کتابخانۀ دانشگاه هارتفورد قرار داشت.
t.me/kariminiaa
👏19❤10🙏3👌3
صفحاتی از قرآنِ هفت پاره، به خط کوفی ایرانی، وقف شده از سوی عائشة الحولا بنت عبدالله بن عبدالرحمن التاجر، در ربیع الآخر سال 554 هجری بر حرم امام رضا علیه السلام (مشهد).
صفحات من مصحف سباعي، بخط كوفي إيراني، موقوفة من قبل عائشة الحولاء بنت عبد الله بن عبد الرحمن التاجر، في ربيع الآخر سنة أربع وخمسين وخمسمائة من الهجرة، على حرم الإمام علي بن موسی الرضا عليه السلام (بمشهد).
Folios from a seven-part Qur'an, in Iranian Kufic script, endowed by ʿĀʾisha al-Ḥawlāʾ bint ʿAbd Allāh ibn ʿAbd al-Raḥmān al-Tājir, in Rabīʿ al-Ākhir 554 AH (April 1159 CE), to the sanctuary of Imām ʿAlī ibn Mūsā al-Riḍā (upon him be peace) (Mashhad, IRAN).
t.me/kariminiaa
صفحات من مصحف سباعي، بخط كوفي إيراني، موقوفة من قبل عائشة الحولاء بنت عبد الله بن عبد الرحمن التاجر، في ربيع الآخر سنة أربع وخمسين وخمسمائة من الهجرة، على حرم الإمام علي بن موسی الرضا عليه السلام (بمشهد).
Folios from a seven-part Qur'an, in Iranian Kufic script, endowed by ʿĀʾisha al-Ḥawlāʾ bint ʿAbd Allāh ibn ʿAbd al-Raḥmān al-Tājir, in Rabīʿ al-Ākhir 554 AH (April 1159 CE), to the sanctuary of Imām ʿAlī ibn Mūsā al-Riḍā (upon him be peace) (Mashhad, IRAN).
t.me/kariminiaa
❤11👎1
مرتضی کریمینیا
صفحاتی از قرآنِ هفت پاره، به خط کوفی ایرانی، وقف شده از سوی عائشة الحولا بنت عبدالله بن عبدالرحمن التاجر، در ربیع الآخر سال 554 هجری بر حرم امام رضا علیه السلام (مشهد). صفحات من مصحف سباعي، بخط كوفي إيراني، موقوفة من قبل عائشة الحولاء بنت عبد الله بن عبد…
قرآنِ وقفی عائشۀ الحولا بنت عبدالله بن عبدالرحمن التاجر (554 هجری)
در نخستین سالهای قرن پنجم هجری، عائشه در اصفهان چشم به جهان گشود. چشمان معصومانهاش حالت طبیعی نداشت، از کودکی به او لقب "حولا" داده بودند. امروز ناپسند است که کسی کودک خود یا دیگری را به جهت نقص جسمیاش به لقبی ناخوشایند بخواند، اما در آن قرون این کار در جامعۀ ایرانی چونان امروز ناپسند نبود. عبدالله بن عبدالرحمن، پدر عائشه نیز اهل اصفهان بود، عاشق ادب و علوم دینی. عبدالله در جوانی و پس از تولد دو فرزندش عبدالعزیز و عائشة، از کوچههای اصفهان به شهر علم و ادب، ری، کوچیده بود و همچنان به تجارتی خُرد مشغول بود. ری در قرون چهارم و پنجم هجری، پایگاهی علمی و در رقابت با نیشابور بود. در این شهر وروستاهای اطراف، شیعیان، معتزله، و گروههای مختلف اهل سنت حضور و فعالیت علمی داشتند.
به جهت شغل پدر، عائشه در زندگی از رفاه نسبی برخوردار بود. در اصفهان و ری نزد پدر و برادر خود درس خوانده بود و از جمله زنان باسواد ری شناخته میشد. این موقعیتی نبود که هر دختری در اصفهان یا ری از آن برخوردار باشد. گاه با پدر به سفر میرفت و تجربه میآموخت. مهمترین مرکز علمی آن روزگاه بغداد و نیشابور بودند. یکبار که با پدر به سمت نیشابور و طوس و غزنین رفتند، پدر وی را به زیارت مزار امام هشتم شیعیان، در سناباد طوس برد. عائشه شیعه نبود، اما در دل هوای حبّ فرزندان پیامبر، به ویژه دوستی امام علی بن موسی الرضا علیه السلام داشت. چند باری با پدر به حرم رفت و در قبۀ برپاشده بر قبر امام علیه السلام، نمازی خواند و در قرائت خانۀ آنجا انبوه قرآنهای وقف شده را دید. از میان آن همه قرآن چشمش به پارههایی از قرآن افتاد که عمویش علی بن عبدالرحمن معروف به ابوالحسن التاجر خود کتابت کرده و در سال 412 هجری بر حرم امام رضا علیه السلام وقف کرده بود. فرصتی دست داد تا یکی دو پاره از قرآنهای وقف شده را برگیرد و آیاتی را بخواند.
عائشه در شهر ری به زنی عفیف و مستوره معروف بود. علاوه بر قرآن، حدیث و کتب تاریخ و ادب را نیک میشناخت و در خانۀ خود به فرزندان خود و دیگر اقوام تعلیم میداد. پدرش، عبدالله بن عبدالرحمن خرسند از آن که دو فرزندش عائشه و عبدالعزیز در کار تجارت و علم کوشا و موفقند، تا آخر عمر میکوشید بهترینها را برای دختر خود فراهم آورد. در این میان، پدر به عائشه قرآنی را هدیه داده بود در هفت پاره و به خطی زیبا از تحریرهای کوفی مشرقی ایرانی. این رسم قرآن نویسی در آن روزگار ایران و جاهای دیگر بود که قرآن ها در هفت بخش یا هفت «سُبْع» کتابت میکردند. این قرآن با خطی به سبک کوفی ایرانی کتابت و تزیین شده بود.
سالهای آخر، عائشه در روزگار سالخوردگی همچنان در خانۀ خود در ری بود. اوقات فراغتش را با خواندن کتابهای کتابخانهاش سر میکرد و همچنان دوست داشت به فرزندان شهر ری، قرآن و ادب و علم بیاموزد. یک چیز اما دغدغۀ هر روز ذهنش شده بود. پس از او، این کتابها چه میشود؟ آیا کسی از آنها بخوبی نگهداری و استفاده میکند؟ در ری و اطراف آن مسجد و مدرسه بسیار بود. تمام این مساجد و مدارس کتابهای علمی و قرآنهای وقفی داشتند. دلش میخواست آن قرآن زیبا و یادگار پدر را جایی بگذارد که پس از خود، بهترین جایگاه و استفاده را بیابد.
سرانجام یافت راهش را. چند دهه پیش، وقتی در جوانی با پدر به شهر طوس (مشهد الرضا) رفته بود، قرآنخانۀ آنجا را از نزدیک دیده بود. چه جایی از این گلستان بهتر؟ مشهد الرضا در طوس از ری و مساجد و مدارسش خیلی بهتر است. آنجا مسلمانان از دانشمند و عامی، شیعه و سنی از همه جای ایران و عراق و ماوراء النهر و ترکستان به زیارت میآیند. دلش میخواست یکبار دیگر مزار امام هشتم شیعیان را زیارت کند؛ اما خود سالخورده بود و ناتوان از سفر. در سالخوردگی، دستش میلرزید و دیگر نمیتوانست زیبا بنویسد. وصیت کرد که این هفت پاره قرآن را بر آستان امام رضا علیه السلام در سناباد طوس وقف کنند.
سالها پس از وفاتش، کاتبی در نخستین صفحۀ یکایک هفت جزء قرآنش چنین نوشت:
وقفت | وتصدقت الحرة المستورة العفیفة التایبة عایشَة الحَولا بنت عبدالله بن عبدالرحمن التاجر | هذا السُّبع وهو سُبع الثالث من کلام الله تعالی علی مشهد المقدسَة [کذا] الإمام الغریب | المعصوم المظلوم أبي الحسن علي بن موسی الرضا صلوات الله وسلامه علیه وعلی آبایه | الطیّبین وأولاده الطاهرین لیقرؤا [کذا] زایرونه [کذا] منه علی رأس تُربته ویستغفرونها بشرط | أن لا یخرج منها ولا یباع ولا یوهَب ولا یورَث ولا یاتلف [= یتلف] إلی من [= أن] یرث الأرضَ ومن علیها | طلباً لمرضات الله وغُفرانه ووسیلةً إلی شفاعة الإمام لها تقبل الله منها وغفر له ولمن | سعی فیها آمین یا رب العالمین وذلك في ربیع الاخر سنة أربع وخمسین وخمسمایة اللهم اغفر لکاتبه.
https://xn--r1a.website/kariminiaa/676
t.me/kariminiaa
در نخستین سالهای قرن پنجم هجری، عائشه در اصفهان چشم به جهان گشود. چشمان معصومانهاش حالت طبیعی نداشت، از کودکی به او لقب "حولا" داده بودند. امروز ناپسند است که کسی کودک خود یا دیگری را به جهت نقص جسمیاش به لقبی ناخوشایند بخواند، اما در آن قرون این کار در جامعۀ ایرانی چونان امروز ناپسند نبود. عبدالله بن عبدالرحمن، پدر عائشه نیز اهل اصفهان بود، عاشق ادب و علوم دینی. عبدالله در جوانی و پس از تولد دو فرزندش عبدالعزیز و عائشة، از کوچههای اصفهان به شهر علم و ادب، ری، کوچیده بود و همچنان به تجارتی خُرد مشغول بود. ری در قرون چهارم و پنجم هجری، پایگاهی علمی و در رقابت با نیشابور بود. در این شهر وروستاهای اطراف، شیعیان، معتزله، و گروههای مختلف اهل سنت حضور و فعالیت علمی داشتند.
به جهت شغل پدر، عائشه در زندگی از رفاه نسبی برخوردار بود. در اصفهان و ری نزد پدر و برادر خود درس خوانده بود و از جمله زنان باسواد ری شناخته میشد. این موقعیتی نبود که هر دختری در اصفهان یا ری از آن برخوردار باشد. گاه با پدر به سفر میرفت و تجربه میآموخت. مهمترین مرکز علمی آن روزگاه بغداد و نیشابور بودند. یکبار که با پدر به سمت نیشابور و طوس و غزنین رفتند، پدر وی را به زیارت مزار امام هشتم شیعیان، در سناباد طوس برد. عائشه شیعه نبود، اما در دل هوای حبّ فرزندان پیامبر، به ویژه دوستی امام علی بن موسی الرضا علیه السلام داشت. چند باری با پدر به حرم رفت و در قبۀ برپاشده بر قبر امام علیه السلام، نمازی خواند و در قرائت خانۀ آنجا انبوه قرآنهای وقف شده را دید. از میان آن همه قرآن چشمش به پارههایی از قرآن افتاد که عمویش علی بن عبدالرحمن معروف به ابوالحسن التاجر خود کتابت کرده و در سال 412 هجری بر حرم امام رضا علیه السلام وقف کرده بود. فرصتی دست داد تا یکی دو پاره از قرآنهای وقف شده را برگیرد و آیاتی را بخواند.
عائشه در شهر ری به زنی عفیف و مستوره معروف بود. علاوه بر قرآن، حدیث و کتب تاریخ و ادب را نیک میشناخت و در خانۀ خود به فرزندان خود و دیگر اقوام تعلیم میداد. پدرش، عبدالله بن عبدالرحمن خرسند از آن که دو فرزندش عائشه و عبدالعزیز در کار تجارت و علم کوشا و موفقند، تا آخر عمر میکوشید بهترینها را برای دختر خود فراهم آورد. در این میان، پدر به عائشه قرآنی را هدیه داده بود در هفت پاره و به خطی زیبا از تحریرهای کوفی مشرقی ایرانی. این رسم قرآن نویسی در آن روزگار ایران و جاهای دیگر بود که قرآن ها در هفت بخش یا هفت «سُبْع» کتابت میکردند. این قرآن با خطی به سبک کوفی ایرانی کتابت و تزیین شده بود.
سالهای آخر، عائشه در روزگار سالخوردگی همچنان در خانۀ خود در ری بود. اوقات فراغتش را با خواندن کتابهای کتابخانهاش سر میکرد و همچنان دوست داشت به فرزندان شهر ری، قرآن و ادب و علم بیاموزد. یک چیز اما دغدغۀ هر روز ذهنش شده بود. پس از او، این کتابها چه میشود؟ آیا کسی از آنها بخوبی نگهداری و استفاده میکند؟ در ری و اطراف آن مسجد و مدرسه بسیار بود. تمام این مساجد و مدارس کتابهای علمی و قرآنهای وقفی داشتند. دلش میخواست آن قرآن زیبا و یادگار پدر را جایی بگذارد که پس از خود، بهترین جایگاه و استفاده را بیابد.
سرانجام یافت راهش را. چند دهه پیش، وقتی در جوانی با پدر به شهر طوس (مشهد الرضا) رفته بود، قرآنخانۀ آنجا را از نزدیک دیده بود. چه جایی از این گلستان بهتر؟ مشهد الرضا در طوس از ری و مساجد و مدارسش خیلی بهتر است. آنجا مسلمانان از دانشمند و عامی، شیعه و سنی از همه جای ایران و عراق و ماوراء النهر و ترکستان به زیارت میآیند. دلش میخواست یکبار دیگر مزار امام هشتم شیعیان را زیارت کند؛ اما خود سالخورده بود و ناتوان از سفر. در سالخوردگی، دستش میلرزید و دیگر نمیتوانست زیبا بنویسد. وصیت کرد که این هفت پاره قرآن را بر آستان امام رضا علیه السلام در سناباد طوس وقف کنند.
سالها پس از وفاتش، کاتبی در نخستین صفحۀ یکایک هفت جزء قرآنش چنین نوشت:
وقفت | وتصدقت الحرة المستورة العفیفة التایبة عایشَة الحَولا بنت عبدالله بن عبدالرحمن التاجر | هذا السُّبع وهو سُبع الثالث من کلام الله تعالی علی مشهد المقدسَة [کذا] الإمام الغریب | المعصوم المظلوم أبي الحسن علي بن موسی الرضا صلوات الله وسلامه علیه وعلی آبایه | الطیّبین وأولاده الطاهرین لیقرؤا [کذا] زایرونه [کذا] منه علی رأس تُربته ویستغفرونها بشرط | أن لا یخرج منها ولا یباع ولا یوهَب ولا یورَث ولا یاتلف [= یتلف] إلی من [= أن] یرث الأرضَ ومن علیها | طلباً لمرضات الله وغُفرانه ووسیلةً إلی شفاعة الإمام لها تقبل الله منها وغفر له ولمن | سعی فیها آمین یا رب العالمین وذلك في ربیع الاخر سنة أربع وخمسین وخمسمایة اللهم اغفر لکاتبه.
https://xn--r1a.website/kariminiaa/676
t.me/kariminiaa
❤27👍3
نصّ_و_تفسیر_حسین_مدرسی_طباطبایی،_مقدمه.pdf
912.4 KB
نصّ و تفسیر: مکتب فقهی امام صادق علیهالسلام
نویسنده: حسین مدرسی طباطبایی
مترجمان: مرتضی کریمینیا، سیدمحمدکاظم مددی الموسوی
تهران: کرگدن، 1404. 400ص، وزیری.
آنچه اثر حاضر را از دیگر آثار در حوزۀ مطالعات اسلامی معاصر متمایز میسازد زاویۀ دید خاص آن به موضوع است: بازخوانی فقه شیعه نه از موضعی درونفقهی یا با رویکردی صرفاً تاریخی، بلکه تبیین آن بهمثابۀ نظامی حقوقی. در اینجا، بهجای تمرکز بر مسئلهای خاص، کلیت ساختار فقهی بهمثابۀ نوعی دستگاه نظاممند حقوقی تحلیل میشود؛ خوانشی که موضوع را در چارچوب گفتوگویی انتقادی با ذهنیت حقوقی مدرن قرار میدهد. همین رویکرد است که بنیاد کتاب را برخوردار از ظرفیتی میکند تا راهی نو برای نگریستن به فقه در بافتار معاصر بگشاید. ازینرو، این اثر میتواند هم برای فضای علمی شیعه دربردارندۀ پیشنهادی تازه در نگریستن از زاویهای جدید به استنتاج فقهی باشد، و هم برای گفتمان فکریِ ایرانی تحلیلی بدیع از امری فراهم کند که با زیست روزمره و ساخت ذهنیت ایران معاصر درهمتنیده است.
مدرسی طباطبایی دانشآموختۀ حوزۀ علمیۀ قم، دانشگاه آکسفورد انگلستان، و استاد کنونی دانشگاه پرینستون است.
نویسنده: حسین مدرسی طباطبایی
مترجمان: مرتضی کریمینیا، سیدمحمدکاظم مددی الموسوی
تهران: کرگدن، 1404. 400ص، وزیری.
آنچه اثر حاضر را از دیگر آثار در حوزۀ مطالعات اسلامی معاصر متمایز میسازد زاویۀ دید خاص آن به موضوع است: بازخوانی فقه شیعه نه از موضعی درونفقهی یا با رویکردی صرفاً تاریخی، بلکه تبیین آن بهمثابۀ نظامی حقوقی. در اینجا، بهجای تمرکز بر مسئلهای خاص، کلیت ساختار فقهی بهمثابۀ نوعی دستگاه نظاممند حقوقی تحلیل میشود؛ خوانشی که موضوع را در چارچوب گفتوگویی انتقادی با ذهنیت حقوقی مدرن قرار میدهد. همین رویکرد است که بنیاد کتاب را برخوردار از ظرفیتی میکند تا راهی نو برای نگریستن به فقه در بافتار معاصر بگشاید. ازینرو، این اثر میتواند هم برای فضای علمی شیعه دربردارندۀ پیشنهادی تازه در نگریستن از زاویهای جدید به استنتاج فقهی باشد، و هم برای گفتمان فکریِ ایرانی تحلیلی بدیع از امری فراهم کند که با زیست روزمره و ساخت ذهنیت ایران معاصر درهمتنیده است.
مدرسی طباطبایی دانشآموختۀ حوزۀ علمیۀ قم، دانشگاه آکسفورد انگلستان، و استاد کنونی دانشگاه پرینستون است.
❤36👍2
تفسیر قرآن، اثر ابنفورکِ اشعری، و کپی برداری آن از تفسیر رُمّانیِ معتزلی
ابوبکر محمد بن حسن بن فورک اصفهانی نیشابوری معروف به ابنفورک (م 406 ق) فقیه، محدث، متکلم اشعری، و مفسر قرآن است که در بصره و بغداد تحصیل کرده و سپس در ری و نیشابور به تدریس پرداخته است. از تفسیر وی بر قرآن کریم تنها اکنون نسخهای حاوی تفسیر سورۀ مؤمنون تا آخر قرآن برجای مانده است. متن این تفسیر چیزی نیست جز تلخیص تفسیرِ ابوالحسن رُمّانی، متکلم معتزلی ساکن بغداد (متوفای 384 ق). ابنفورک ضمن تلخیص تفسیر رمّانی، دیدگاههای معتزلی در کتاب رمّانی را حذف کرده و به ندرت (مثلاً در تفسیر آیۀ «عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ» (مطففین: 35))، مطلبی دال بر دیدگاه اشعری خود در تفسیر افزوده است، اما در هیچ جای تفسیر خود به اصل اثر خویش، یعنی تفسیر رُمّانی اشاره نکرده است. از همین رو، هیچیک از تراجم نویسان و صاحبان فهارس و طبقات، حتی در دوران معاصر متوجه اقتباس کامل وی از رُمّانی نشدهاند. من در تصحیح تفسیر رُمّانی موسوم به الجامع لعلوم/لعلم القرآن (که جزء سیام آن منتشر شده است)، غالباً از تفسیر ابنفورک به عنوان نسخۀ کمکی بهره بردهام.
تنها نسخۀ شناخته شده از تفسیر ابن فورک، مشتمل بر سورههای مؤمنون تا ناس اکنون به شمارۀ 50 در کتابخانۀ فیض الله افندی (استانبول) نگهداری میشود. این اثر در قالب چند پایاننامۀ کارشناسی ارشد در دانشگاه أم القری (مکه) تصحیح شده و بخش اعظم آن بر روی سایت الشاملة (shamela.ws) در دسترس است.
چاپ مصحَّح آن در سال 2022 میلادی با تحقیق دکتر محمد بنصر العلوي و دکتر محمد بوحمدي و زیر نظر دکتر الشاهد البوشيخي از سوی انتشارات داراللباب در ترکیه در یک مجلد 1056 صفحهای منتشر شده است.
مشخصات چاپ دیگر آن که در مصر انجام یافته، چنین است: تفسير القرآن المنسوب لأبي بكر محمد بن حسن بن فورك، (ت: ٤٠6هـ)، من المؤمنون إلى الناس، قراءة وتعليق ومراجعة الأساتذة بمكتب إحياء التراث: محمد يوسف الساكت، ومحمد محمود عزام، وأحمد فتحي بشير، وعمرو بكري، چاپ مكتب إحياء التراث الإسلامي بالأزهر الشريف، القاهرة، 2022.
جالب آنکه در تصحیح تفسیر ابنفورک که از سوی مكتب إحياء التراث الإسلامي در الازهر مصر صورت پذیرفته است، مصححان در مقدمۀ خود (جلد 1، ص 95-104) با طعن بر شیخ طوسی، کار وی را در التبیان نقل آرای ابن فورک تلقی کرده، و بر شیخ طوسی اعتراض کردهاند که چرا منبع نقل خود را ذکر نکرده است. درواقع این ابن فورک است که در هیچ جای تفسیر خود به ملخّص سازی خود از تفسیر رمانی اشاره نکرده است. شیخ طوسی مطالب خود را نه از ابن فورک، بلکه مستقیماً از تفسیر رمانی گرفته و در آغاز تفسیر خود نیز به این امر اشاره کرده است.
ابوبکر محمد بن حسن بن فورک اصفهانی نیشابوری معروف به ابنفورک (م 406 ق) فقیه، محدث، متکلم اشعری، و مفسر قرآن است که در بصره و بغداد تحصیل کرده و سپس در ری و نیشابور به تدریس پرداخته است. از تفسیر وی بر قرآن کریم تنها اکنون نسخهای حاوی تفسیر سورۀ مؤمنون تا آخر قرآن برجای مانده است. متن این تفسیر چیزی نیست جز تلخیص تفسیرِ ابوالحسن رُمّانی، متکلم معتزلی ساکن بغداد (متوفای 384 ق). ابنفورک ضمن تلخیص تفسیر رمّانی، دیدگاههای معتزلی در کتاب رمّانی را حذف کرده و به ندرت (مثلاً در تفسیر آیۀ «عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ» (مطففین: 35))، مطلبی دال بر دیدگاه اشعری خود در تفسیر افزوده است، اما در هیچ جای تفسیر خود به اصل اثر خویش، یعنی تفسیر رُمّانی اشاره نکرده است. از همین رو، هیچیک از تراجم نویسان و صاحبان فهارس و طبقات، حتی در دوران معاصر متوجه اقتباس کامل وی از رُمّانی نشدهاند. من در تصحیح تفسیر رُمّانی موسوم به الجامع لعلوم/لعلم القرآن (که جزء سیام آن منتشر شده است)، غالباً از تفسیر ابنفورک به عنوان نسخۀ کمکی بهره بردهام.
تنها نسخۀ شناخته شده از تفسیر ابن فورک، مشتمل بر سورههای مؤمنون تا ناس اکنون به شمارۀ 50 در کتابخانۀ فیض الله افندی (استانبول) نگهداری میشود. این اثر در قالب چند پایاننامۀ کارشناسی ارشد در دانشگاه أم القری (مکه) تصحیح شده و بخش اعظم آن بر روی سایت الشاملة (shamela.ws) در دسترس است.
چاپ مصحَّح آن در سال 2022 میلادی با تحقیق دکتر محمد بنصر العلوي و دکتر محمد بوحمدي و زیر نظر دکتر الشاهد البوشيخي از سوی انتشارات داراللباب در ترکیه در یک مجلد 1056 صفحهای منتشر شده است.
مشخصات چاپ دیگر آن که در مصر انجام یافته، چنین است: تفسير القرآن المنسوب لأبي بكر محمد بن حسن بن فورك، (ت: ٤٠6هـ)، من المؤمنون إلى الناس، قراءة وتعليق ومراجعة الأساتذة بمكتب إحياء التراث: محمد يوسف الساكت، ومحمد محمود عزام، وأحمد فتحي بشير، وعمرو بكري، چاپ مكتب إحياء التراث الإسلامي بالأزهر الشريف، القاهرة، 2022.
جالب آنکه در تصحیح تفسیر ابنفورک که از سوی مكتب إحياء التراث الإسلامي در الازهر مصر صورت پذیرفته است، مصححان در مقدمۀ خود (جلد 1، ص 95-104) با طعن بر شیخ طوسی، کار وی را در التبیان نقل آرای ابن فورک تلقی کرده، و بر شیخ طوسی اعتراض کردهاند که چرا منبع نقل خود را ذکر نکرده است. درواقع این ابن فورک است که در هیچ جای تفسیر خود به ملخّص سازی خود از تفسیر رمانی اشاره نکرده است. شیخ طوسی مطالب خود را نه از ابن فورک، بلکه مستقیماً از تفسیر رمانی گرفته و در آغاز تفسیر خود نیز به این امر اشاره کرده است.
❤16🙏6👍5
تفسير القرآن لابن فُورَك الأشعري واقتباسه من تفسير الرُمّاني المعتزلي
أبو بكر محمد بن الحسن بن فُورَك الإصفهاني النيسابوري، المعروف بابن فُورَك (ت 406هـ)، فقيهٌ، ومحدّثٌ، ومتكلمٌ أشعريّ، ومفسّرٌ للقرآن الكريم، تلقّى علومه في البصرة وبغداد، ثم اشتغل بالتدريس في الرَّيّ ونيسابور. ولم يبقَ من تفسيره للقرآن الكريم سوى نسخةٍ واحدة تحتوي على تفسير سورة المؤمنون إلى آخر المصحف الشريف.
وهذا التفسير ليس في الحقيقة إلا اختصارًا لتفسير أبي الحسن الرُّمّاني، المتكلم المعتزلي البغدادي (ت 384هـ). فقد لخّص ابن فُورَك تفسيرَ الرُّمّاني، وحذف منه الآراءَ والمقولاتِ المعتزليّة، ولم يُضف من آرائه الأشعريّة إلا نادرًا؛ كما في تفسيره لقوله تعالى: ﴿عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ﴾ (المطفّفين: 35). ومع ذلك لم يُشر ابن فُورَك في أيّ موضعٍ من تفسيره إلى أصل كتابه الذي لخّصه، أي تفسير الرُّمّاني. ولهذا السبب لم يتنبّه أحدٌ من أصحاب التراجم والفهارس والطبقات – حتى في العصر الحديث – إلى أنّ تفسيره مقتبسٌ اقتباسًا كاملًا من تفسير الرُّمّاني.
وقد استعنتُ – في تحقيق تفسير الرُّمّاني الموسوم بـ الجامع لعلوم (أو لعلم) القرآن، الذي نُشر الجزءُ الثلاثون منه – بتفسير ابن فُورَك اعتمادًا عليه بوصفه نسخةً مُسانِدة.
والنسخة الوحيدة المعروفة من تفسير ابن فُورَك، التي تشتمل على تفسير سور المؤمنون إلى الناس، محفوظةٌ اليوم برقم (50) في مكتبة فيض الله أفندي بإسطنبول. وقد حُقّق هذا الأثر في عدّة رسائل ماجستير بجامعة أمّ القرى (مكّة المكرّمة)، كما أن القسم الأكبر منه متاح على موقع «الشاملة» (shamela.ws).
أُصدر النصّ المحقَّق سنة 2022م بتحقيق الدكتور محمد بنصر العلوي والدكتور محمد بوحمدي، وتحت إشراف الدكتور الشاهد البوشيخي، عن دار اللباب للنشر بتركيا، في مجلدٍ واحدٍ من (1056) صفحة.
كما صدر له تحقيقٌ آخر في مصر بعنوان:
تفسير القرآن المنسوب لأبي بكر محمد بن حسن بن فورك (ت 406هـ)، من المؤمنون إلى الناس، قراءةً وتعليقًا ومراجعةً للأساتذة بمكتب إحياء التراث: محمد يوسف الساكت، ومحمد محمود عزّام، وأحمد فتحي بشير، وعمرو بكري؛ وصدر عن مكتب إحياء التراث الإسلامي بالأزهر الشريف، القاهرة، سنة 2022م.
ومن اللافت أن المحقّقين في طبعة مكتب إحياء التراث الإسلامي بالأزهر، في مقدمة تحقيقهم (ج 1، ص 95–104)، قد طعنوا في الشيخ الطوسي (ت 460هـ)، وعدّوا ما أورده في التبيان نقلاً عن ابن فُورَك، ولاموه على عدم ذكر المصدر! والحقيقة أن العكس هو الصحيح، فإنّ ابن فُورَك هو الذي لم يُشر في أي موضع من تفسيره إلى تلخيصه لتفسير الرُّمّاني، بينما الشيخ الطوسي قد نقل مادّته مباشرةً من تفسير الرُّمّاني، وصرّح بذلك صراحةً في مطلع تفسيره.
أبو بكر محمد بن الحسن بن فُورَك الإصفهاني النيسابوري، المعروف بابن فُورَك (ت 406هـ)، فقيهٌ، ومحدّثٌ، ومتكلمٌ أشعريّ، ومفسّرٌ للقرآن الكريم، تلقّى علومه في البصرة وبغداد، ثم اشتغل بالتدريس في الرَّيّ ونيسابور. ولم يبقَ من تفسيره للقرآن الكريم سوى نسخةٍ واحدة تحتوي على تفسير سورة المؤمنون إلى آخر المصحف الشريف.
وهذا التفسير ليس في الحقيقة إلا اختصارًا لتفسير أبي الحسن الرُّمّاني، المتكلم المعتزلي البغدادي (ت 384هـ). فقد لخّص ابن فُورَك تفسيرَ الرُّمّاني، وحذف منه الآراءَ والمقولاتِ المعتزليّة، ولم يُضف من آرائه الأشعريّة إلا نادرًا؛ كما في تفسيره لقوله تعالى: ﴿عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ﴾ (المطفّفين: 35). ومع ذلك لم يُشر ابن فُورَك في أيّ موضعٍ من تفسيره إلى أصل كتابه الذي لخّصه، أي تفسير الرُّمّاني. ولهذا السبب لم يتنبّه أحدٌ من أصحاب التراجم والفهارس والطبقات – حتى في العصر الحديث – إلى أنّ تفسيره مقتبسٌ اقتباسًا كاملًا من تفسير الرُّمّاني.
وقد استعنتُ – في تحقيق تفسير الرُّمّاني الموسوم بـ الجامع لعلوم (أو لعلم) القرآن، الذي نُشر الجزءُ الثلاثون منه – بتفسير ابن فُورَك اعتمادًا عليه بوصفه نسخةً مُسانِدة.
والنسخة الوحيدة المعروفة من تفسير ابن فُورَك، التي تشتمل على تفسير سور المؤمنون إلى الناس، محفوظةٌ اليوم برقم (50) في مكتبة فيض الله أفندي بإسطنبول. وقد حُقّق هذا الأثر في عدّة رسائل ماجستير بجامعة أمّ القرى (مكّة المكرّمة)، كما أن القسم الأكبر منه متاح على موقع «الشاملة» (shamela.ws).
أُصدر النصّ المحقَّق سنة 2022م بتحقيق الدكتور محمد بنصر العلوي والدكتور محمد بوحمدي، وتحت إشراف الدكتور الشاهد البوشيخي، عن دار اللباب للنشر بتركيا، في مجلدٍ واحدٍ من (1056) صفحة.
كما صدر له تحقيقٌ آخر في مصر بعنوان:
تفسير القرآن المنسوب لأبي بكر محمد بن حسن بن فورك (ت 406هـ)، من المؤمنون إلى الناس، قراءةً وتعليقًا ومراجعةً للأساتذة بمكتب إحياء التراث: محمد يوسف الساكت، ومحمد محمود عزّام، وأحمد فتحي بشير، وعمرو بكري؛ وصدر عن مكتب إحياء التراث الإسلامي بالأزهر الشريف، القاهرة، سنة 2022م.
ومن اللافت أن المحقّقين في طبعة مكتب إحياء التراث الإسلامي بالأزهر، في مقدمة تحقيقهم (ج 1، ص 95–104)، قد طعنوا في الشيخ الطوسي (ت 460هـ)، وعدّوا ما أورده في التبيان نقلاً عن ابن فُورَك، ولاموه على عدم ذكر المصدر! والحقيقة أن العكس هو الصحيح، فإنّ ابن فُورَك هو الذي لم يُشر في أي موضع من تفسيره إلى تلخيصه لتفسير الرُّمّاني، بينما الشيخ الطوسي قد نقل مادّته مباشرةً من تفسير الرُّمّاني، وصرّح بذلك صراحةً في مطلع تفسيره.
❤16👌3
قرآن اصفهان (کتابت سال 383 ق) و یک سند مهم در پایان آن (بخش اول)
اصفهان یکی از مهمترین کانونهای قرآن نویسی دست کم از اوایل سدۀ سوم هجری به بعد بوده است. پیش از این تاریخ نیز مقریان و مفسران و کاتبان قرآنی در این شهر حضوری فعال داشتهاند، اما اکنون از آن مقطع بسیار قدیم سندهای بسیار اندک در اختیار داریم.
یکی از قرآنهای کهن را فردی به نام محمد بن احمد بن یاسین به سال 383 هجری در شهر اصفهان، در چهار بخش مجزا به خط کوفی مشرقی یا کوفی ایرانی کتابت کرده است. تقریباً تمام اجزای این قرآن، امروزه در موزۀ هنرهای ترک و اسلام (استانبول، شمارههای 453 تا 456) نگهداری میشود، به جز چند برگ آن که به موزۀ متروپلیتن (نیویورک) یا گالری سَکلِر (واشینگتن) یا مجموعۀ خلیلی (لندن) راه یافته است. این اثر از جهات مختلف در تاریخ قرائت و نیز برای شناخت ما از شیوۀ علامت گذاری برای قرائات مختلف قرآنی اهمیت دارد.
ادامه را ببینید👇
t.me/kariminiaa
اصفهان یکی از مهمترین کانونهای قرآن نویسی دست کم از اوایل سدۀ سوم هجری به بعد بوده است. پیش از این تاریخ نیز مقریان و مفسران و کاتبان قرآنی در این شهر حضوری فعال داشتهاند، اما اکنون از آن مقطع بسیار قدیم سندهای بسیار اندک در اختیار داریم.
یکی از قرآنهای کهن را فردی به نام محمد بن احمد بن یاسین به سال 383 هجری در شهر اصفهان، در چهار بخش مجزا به خط کوفی مشرقی یا کوفی ایرانی کتابت کرده است. تقریباً تمام اجزای این قرآن، امروزه در موزۀ هنرهای ترک و اسلام (استانبول، شمارههای 453 تا 456) نگهداری میشود، به جز چند برگ آن که به موزۀ متروپلیتن (نیویورک) یا گالری سَکلِر (واشینگتن) یا مجموعۀ خلیلی (لندن) راه یافته است. این اثر از جهات مختلف در تاریخ قرائت و نیز برای شناخت ما از شیوۀ علامت گذاری برای قرائات مختلف قرآنی اهمیت دارد.
ادامه را ببینید👇
t.me/kariminiaa
❤11👌4