#معرفی_کتاب این هفته:
📢سلام بر ابراهیم
بعد از خواندن کتاب «سلام بر ابراهیم» زندگی شما دگرگون خواهد شد
این کتاب را بخوانید و به یکدیگر هدیه دهید زندگی شما به قبل و بعد از خواندن این کتاب تقسیم خواهد شد، شک نکنید
این کتاب دربردارنده زندگینامه و خاطرات پهلوان و عارف شهید #ابراهیم_هادی است
📢سلام بر ابراهیم
بعد از خواندن کتاب «سلام بر ابراهیم» زندگی شما دگرگون خواهد شد
این کتاب را بخوانید و به یکدیگر هدیه دهید زندگی شما به قبل و بعد از خواندن این کتاب تقسیم خواهد شد، شک نکنید
این کتاب دربردارنده زندگینامه و خاطرات پهلوان و عارف شهید #ابراهیم_هادی است
📢📢📢کتاب سلام بر ابراهیم
✅ ماجرای درخواست حضرت زهرا(س) از شهید ابراهیم هادی برای خواندن روضه
🔹شب بود. ابراهیم در جمع بچه های یکی از گردان ها شروع به مداحی کرد.صدای ابراهیم به خاطر خستگی و طولانی شدن مجالس گرفته بود!
بعد از تمام شدن مراسم، یکی دو نفر از رفقا با ابراهیم شوخی کردند و صدایش را تقلید کردند. بعد هم چیزهایی گفتند که او خیلی ناراحت شد.
آن شب قبل از خواب ابراهیم خیلی عصبانی بود و گفت: من مهم نیستم، این ها مجلس حضرت را شوخی گرفتند. برای همین دیگر مداحی نمی کنم!
هر چه می گفتم: حرف بچه ها را به دل نگیر، آقا ابراهیم تو کار خودت را بکن، امافایده ای نداشت.
آخر شب برگشتیم مقر، دوباره قسم خورد که: دیگر مداحی نمی کنم!
🔹قبل از اذان صبح احساس کردم کسی دستم را تکان می دهد چهره ی نورانی ابراهیم بالای سرم بود. من را صدا زد و گفت: پاشو الان موقع اذانه.
بعد از نماز و تسبیحات، ابراهیم شروع به خواندن دعا کرد. بعد هم مداحی حضرت زهرا علیها سلام!!
اشعار زیبای ابراهیم اشک چشمان همه ی بچه ها را جاری کرد. من هم که دیشب قسم خوردن ابراهیم را دیده بودم از همه بیش تر تعجب کردم! ولی چیزی نگفتم.
بعد از خوردن صبحانه به همراه بچه ها به سمت سومار برگشتیم. بین راه دائم در فکر کار های عجیب او بودم. ابراهیم نگاه معنی داری به من کرد و گفت: می خواهی بپرسی با اینکه قسم خوردم، چرا روضه خواندم؟! گفتم: خب آره، شما دیشب قسم خوردی که... پرید تو حرفم و گفت: چیزی که می گویم تا زنده ام جایی نقل نکن.
بعد کمی مکث کرد و ادامه داد: دیشب خواب به چشمم نمی آمد، نیمه های شب کمی خوابم برد. یکدفعه دیدم وجود مقدس حضرت صدیقه ی طاهره علیها سلام تشریف آوردند و گفتند: نگو نمی خوانم، ما تو را دوست داریم. هرکه گفت بخوان تو هم بخوان. دیگر گریه امان صحبت کردن به او نمی داد. ابراهیم بعد از آن به مداحی کردن ادامه داد.
📚 کتاب سلام بر ابراهیم – ص۱۹۰
💐 #حیرت_انگیز
#شهیدی که با یک اذان معجزه کرد
✅ معجزه اذان
☀️در یکی از عملیاتها کارگره خورده بود، نزديك اذان صبح بود و بايد كاری میكرديم، اما نمیدانستيم چه كاری بهتره. يكدفعه ابراهيم از سنگر خارج شد! به سمت تپه عراقیها حركت كرد و بعد روی تخته سنگی به سمت قبله ايستاد! با صداي بلند شروع به گفتن اذان صبح كرد! ما هر چه داد میزديم كه ابراهيم بيا عقب، الان عراقیها تو رو ميزنن، فايده نداشت. تقريباً تا آخر اذان را گفت.
☀️با تعجب ديديم كه صدای تيراندازی عراقیها قطع شده! ولی همان موقع يک گلوله شليک شد و به ابراهيم اصابت كرد ما هم آورديمش عقب! امدادگر زخم گردن ابراهيم را بست ناگهان متوجه شدیم تعدادی از سمت عراقیها با پارچه های #سفید دستانشان را بالا گرفته و به سمت ما میآمدند، اول فکر کردیم حقه باشد اما بعد دیدیم همه آنها به همراه فرماندهشان خودشان را تسلیم کردند، فرماندهشان را بازجویی کردیم او با #گریه میگفت به ما گفتهبودند شما مسلمان نیستید اما وقتی یکی از شما #اذان گفت فهمیدیم شما اهل نماز و شهادت به پیامبرید وقتی موذن نام #امیرالمومنین (ع) را برد با خود گفتم ما داریم با برادرانمان میجنگیم، من و کسانی که با من هم عقیده بودند تصمیم گرفتیم تسلیم بشیم، بقیه هم برگشتند عقب.
☀️وقتی فهمیدند ابراهیم زنده است همه به دیدارش رفتند ابراهیم حتی کسی را که شلیک کرده بود بخشید بعد از آن فرمانده عراقی به ما کمک های زیادی کرد و بعد ها در یکی از عملیات ها متوجه شدیم عده ای از عراقیها علیه صدام میجنگند که یکی از آنها همان فرماندهای بود که خود را با معجزه اذان ابراهیم تسلیم کرده بود.
📚 کتاب سلام بر ابراهیم، ص۱۳۵
✅خدمت به مردم
يك روز ابراهيم را ديدم ...
با يك عصای زير بغل در كوچه راه ميرفت و به آسمان نگاه ميكرد.سرش را پايين انداخت.رفتم جلو پرسيدم:چيزی شده آقا ابرام؟؟؟!!
اول جواب نمي داد ولي با اصرار من گفت : هر روز تا اين موقع يكی از بنده های خدا به من مراجعه ميكرد،هر طور مي شد مشكلشو حل ميكرديم.
اما امروز از صبح كسی به من مراجعه نكرده،ميترسم نكنه كاری كرده باشم كه خدا توفيق خدمت رو از من گرفته باشه
🔴 خواهر #شهید ابراهیم هادی می گفت :
🔺 یک روز موتور شوهرخواهرم را از جلوی منزل مان دزدیدند،
عده ای دنبال دزد دویدند و موتور را زدند زمین.
ابراهیم رسید و دزد زخمی شده را بلند کرد،
🔻 نگاهی به چهره وحشت زده اش انداخت و به بقیه گفت: اشتباه شده! بروید.
ابراهیم دزد را برد درمانگاه و خودش پیگیر درمان زخمش شد.
آن بنده خدا از رفتار ابراهیم خجالت زده شد.
❓ابراهیم از زندگی اش سوال کرد، کمکش کرد و برایش کار درست کرد.
❤️طرف #نماز_خوان شد، به #جبهه رفت و بعد از ابراهیم در جبهه #شهید شد...
🆔 @jadsbu
✅ ماجرای درخواست حضرت زهرا(س) از شهید ابراهیم هادی برای خواندن روضه
🔹شب بود. ابراهیم در جمع بچه های یکی از گردان ها شروع به مداحی کرد.صدای ابراهیم به خاطر خستگی و طولانی شدن مجالس گرفته بود!
بعد از تمام شدن مراسم، یکی دو نفر از رفقا با ابراهیم شوخی کردند و صدایش را تقلید کردند. بعد هم چیزهایی گفتند که او خیلی ناراحت شد.
آن شب قبل از خواب ابراهیم خیلی عصبانی بود و گفت: من مهم نیستم، این ها مجلس حضرت را شوخی گرفتند. برای همین دیگر مداحی نمی کنم!
هر چه می گفتم: حرف بچه ها را به دل نگیر، آقا ابراهیم تو کار خودت را بکن، امافایده ای نداشت.
آخر شب برگشتیم مقر، دوباره قسم خورد که: دیگر مداحی نمی کنم!
🔹قبل از اذان صبح احساس کردم کسی دستم را تکان می دهد چهره ی نورانی ابراهیم بالای سرم بود. من را صدا زد و گفت: پاشو الان موقع اذانه.
بعد از نماز و تسبیحات، ابراهیم شروع به خواندن دعا کرد. بعد هم مداحی حضرت زهرا علیها سلام!!
اشعار زیبای ابراهیم اشک چشمان همه ی بچه ها را جاری کرد. من هم که دیشب قسم خوردن ابراهیم را دیده بودم از همه بیش تر تعجب کردم! ولی چیزی نگفتم.
بعد از خوردن صبحانه به همراه بچه ها به سمت سومار برگشتیم. بین راه دائم در فکر کار های عجیب او بودم. ابراهیم نگاه معنی داری به من کرد و گفت: می خواهی بپرسی با اینکه قسم خوردم، چرا روضه خواندم؟! گفتم: خب آره، شما دیشب قسم خوردی که... پرید تو حرفم و گفت: چیزی که می گویم تا زنده ام جایی نقل نکن.
بعد کمی مکث کرد و ادامه داد: دیشب خواب به چشمم نمی آمد، نیمه های شب کمی خوابم برد. یکدفعه دیدم وجود مقدس حضرت صدیقه ی طاهره علیها سلام تشریف آوردند و گفتند: نگو نمی خوانم، ما تو را دوست داریم. هرکه گفت بخوان تو هم بخوان. دیگر گریه امان صحبت کردن به او نمی داد. ابراهیم بعد از آن به مداحی کردن ادامه داد.
📚 کتاب سلام بر ابراهیم – ص۱۹۰
💐 #حیرت_انگیز
#شهیدی که با یک اذان معجزه کرد
✅ معجزه اذان
☀️در یکی از عملیاتها کارگره خورده بود، نزديك اذان صبح بود و بايد كاری میكرديم، اما نمیدانستيم چه كاری بهتره. يكدفعه ابراهيم از سنگر خارج شد! به سمت تپه عراقیها حركت كرد و بعد روی تخته سنگی به سمت قبله ايستاد! با صداي بلند شروع به گفتن اذان صبح كرد! ما هر چه داد میزديم كه ابراهيم بيا عقب، الان عراقیها تو رو ميزنن، فايده نداشت. تقريباً تا آخر اذان را گفت.
☀️با تعجب ديديم كه صدای تيراندازی عراقیها قطع شده! ولی همان موقع يک گلوله شليک شد و به ابراهيم اصابت كرد ما هم آورديمش عقب! امدادگر زخم گردن ابراهيم را بست ناگهان متوجه شدیم تعدادی از سمت عراقیها با پارچه های #سفید دستانشان را بالا گرفته و به سمت ما میآمدند، اول فکر کردیم حقه باشد اما بعد دیدیم همه آنها به همراه فرماندهشان خودشان را تسلیم کردند، فرماندهشان را بازجویی کردیم او با #گریه میگفت به ما گفتهبودند شما مسلمان نیستید اما وقتی یکی از شما #اذان گفت فهمیدیم شما اهل نماز و شهادت به پیامبرید وقتی موذن نام #امیرالمومنین (ع) را برد با خود گفتم ما داریم با برادرانمان میجنگیم، من و کسانی که با من هم عقیده بودند تصمیم گرفتیم تسلیم بشیم، بقیه هم برگشتند عقب.
☀️وقتی فهمیدند ابراهیم زنده است همه به دیدارش رفتند ابراهیم حتی کسی را که شلیک کرده بود بخشید بعد از آن فرمانده عراقی به ما کمک های زیادی کرد و بعد ها در یکی از عملیات ها متوجه شدیم عده ای از عراقیها علیه صدام میجنگند که یکی از آنها همان فرماندهای بود که خود را با معجزه اذان ابراهیم تسلیم کرده بود.
📚 کتاب سلام بر ابراهیم، ص۱۳۵
✅خدمت به مردم
يك روز ابراهيم را ديدم ...
با يك عصای زير بغل در كوچه راه ميرفت و به آسمان نگاه ميكرد.سرش را پايين انداخت.رفتم جلو پرسيدم:چيزی شده آقا ابرام؟؟؟!!
اول جواب نمي داد ولي با اصرار من گفت : هر روز تا اين موقع يكی از بنده های خدا به من مراجعه ميكرد،هر طور مي شد مشكلشو حل ميكرديم.
اما امروز از صبح كسی به من مراجعه نكرده،ميترسم نكنه كاری كرده باشم كه خدا توفيق خدمت رو از من گرفته باشه
🔴 خواهر #شهید ابراهیم هادی می گفت :
🔺 یک روز موتور شوهرخواهرم را از جلوی منزل مان دزدیدند،
عده ای دنبال دزد دویدند و موتور را زدند زمین.
ابراهیم رسید و دزد زخمی شده را بلند کرد،
🔻 نگاهی به چهره وحشت زده اش انداخت و به بقیه گفت: اشتباه شده! بروید.
ابراهیم دزد را برد درمانگاه و خودش پیگیر درمان زخمش شد.
آن بنده خدا از رفتار ابراهیم خجالت زده شد.
❓ابراهیم از زندگی اش سوال کرد، کمکش کرد و برایش کار درست کرد.
❤️طرف #نماز_خوان شد، به #جبهه رفت و بعد از ابراهیم در جبهه #شهید شد...
🆔 @jadsbu
نظر رهبر انقلاب درباره این کتاب: جاذبهی شخصیت شهید ابراهیم هادی انسان را مثل مغناطیس به خودش جذب میکند؛ تا کتاب این شهید را خواندم، تا مدتی دلم نمیآمد از روی میز بگذارم در بین کتابها.
🆔 @jadsbu
🆔 @jadsbu
💐حدیث روز:💐
امام زمان (عج) می فرمایند:
نفع بردن از من در زمان غيبتم مانند نفع بردن از خورشيد هنگام پنهان شدنش درپشت ابرهاست و همانا من ايمنی بخش اهل زمين هستم ، همچنانکه ستارگان ايمنی بخش اهل آسمانند .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181 )
🆔 @jadsbu
امام زمان (عج) می فرمایند:
نفع بردن از من در زمان غيبتم مانند نفع بردن از خورشيد هنگام پنهان شدنش درپشت ابرهاست و همانا من ايمنی بخش اهل زمين هستم ، همچنانکه ستارگان ايمنی بخش اهل آسمانند .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181 )
🆔 @jadsbu
از استاد پرسید:چگونه جامعه مان به سمت و سویی حرکت کند تا شرایط ظهور امام عصر(عج)فراهم شود؟
استاد گفت:مگر نه این که جامعه از امثال من و شما تشکیل شده است؟اصلاح حرکت جامعه یعنی اصلاح رویهی تک تک افراد.
پرسید:مگر میشود تک تک افراد را به سمت و سویی هدایت کرد؟این از محالات است!
استاد گفت:تو نمیتوانی کل جامعه را تغییر دهی،ولی خودت را که میتوانی.تو اگر در مرحلهی اول در خودت تغییری در جهت ظهور امام زمان(عج)ایجاد کردی وظیفه ات را به درستی انجام داده ای و این که تو یک هاله ای از انسان ها را در نزدیک خودت داری؛با تغییر خودت بر آن ها هم تاثیر گذار خواهی بود.اگر هر کس به وظیفهی خود عمل کند این جامعه خود به خود به سوی هدف اصلی خویش به حرکت در خواهد آمد.
پرسید:تنها وظیفهی هر فرد همین است؟!
پاسخ گرفت:خیر،ولی اصلی ترین و بنیادی ترین وظیفه همین است
————————————
برای سلامتی ایشان دعا کنیم
ولی برای شادی شان تلاش🌷
🆔 @jadsbu
استاد گفت:مگر نه این که جامعه از امثال من و شما تشکیل شده است؟اصلاح حرکت جامعه یعنی اصلاح رویهی تک تک افراد.
پرسید:مگر میشود تک تک افراد را به سمت و سویی هدایت کرد؟این از محالات است!
استاد گفت:تو نمیتوانی کل جامعه را تغییر دهی،ولی خودت را که میتوانی.تو اگر در مرحلهی اول در خودت تغییری در جهت ظهور امام زمان(عج)ایجاد کردی وظیفه ات را به درستی انجام داده ای و این که تو یک هاله ای از انسان ها را در نزدیک خودت داری؛با تغییر خودت بر آن ها هم تاثیر گذار خواهی بود.اگر هر کس به وظیفهی خود عمل کند این جامعه خود به خود به سوی هدف اصلی خویش به حرکت در خواهد آمد.
پرسید:تنها وظیفهی هر فرد همین است؟!
پاسخ گرفت:خیر،ولی اصلی ترین و بنیادی ترین وظیفه همین است
————————————
برای سلامتی ایشان دعا کنیم
ولی برای شادی شان تلاش🌷
🆔 @jadsbu
Forwarded from جامعه اسلامی دانشجویان (ReZa Alvansaz)
✅ جاد دانشگاه برگزار میکند؛
♦️ کارگاه دو روزه کلیپ سازی
🗓 زمان: 10 و 17 اسفندماه
📍مکان: خانه فرهنگ دانشگاه
📎 ثبت نام از طریق:
📲 @jadsbu_ad
📞 09114096998
🆔 t.me/JadSbu
♦️ کارگاه دو روزه کلیپ سازی
🗓 زمان: 10 و 17 اسفندماه
📍مکان: خانه فرهنگ دانشگاه
📎 ثبت نام از طریق:
📲 @jadsbu_ad
📞 09114096998
🆔 t.me/JadSbu
💐حدیث روز:💐
امام صادق (عليه السلام)میفرمایند:
هركه مؤمن بينوايى را حقير شمارد، خداوند پيوسته او را تحقير كند و دشمنش دارد تا آن گاه كه از تحقير او دست بردارد
(ميزان الحكمه جلد3 صفحه 143)
🆔 @jadsbu
امام صادق (عليه السلام)میفرمایند:
هركه مؤمن بينوايى را حقير شمارد، خداوند پيوسته او را تحقير كند و دشمنش دارد تا آن گاه كه از تحقير او دست بردارد
(ميزان الحكمه جلد3 صفحه 143)
🆔 @jadsbu
💐حدیث روز💐
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) میفرمایند:
ما اهل بیت پیامبر وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم ، ما برگزیدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشیم ، ما حجّت و راهنما خواهیم بود؛ و ما وارثان پیامبران الهى هستیم .
شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 16، ص 211.)
🆔 @jadsbu
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) میفرمایند:
ما اهل بیت پیامبر وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم ، ما برگزیدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشیم ، ما حجّت و راهنما خواهیم بود؛ و ما وارثان پیامبران الهى هستیم .
شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 16، ص 211.)
🆔 @jadsbu
#پیشنهاد_ویژه
#جاد_بهشتی
سلام
روزا و شبای دم عیدتون خوش
این بار دو پیشنهاد در یک #پیشنهاد_ویژه داریم😊
این هفته هم چهارشنبه سوری هست و هم پنجشنبه آخرسال ؛ پیشنهاد ما اینه که یک مقدار از هزینه های چهارشنبه سوری کم کنیم و در آخرین پنجشنبه سال برای رفتگانمون خیرات کنیم.
راستی تحریم اجناس چینی رو هم فراموش نکنیم واسه این کار یه لیست از تولیدی های ایرانی رو براتون معرفی میکنیم😊
امیدواریم آتش چهارشنبه سوری همه غماتونو بسوزونه و فقط شادی براتون بمونه
منتظر #پیشنهاد_ویژه هامون باشید و اونا رو به بقیه هم پیشنهاد کنید
یاعلی👋
🆔 @jadsbu
#جاد_بهشتی
سلام
روزا و شبای دم عیدتون خوش
این بار دو پیشنهاد در یک #پیشنهاد_ویژه داریم😊
این هفته هم چهارشنبه سوری هست و هم پنجشنبه آخرسال ؛ پیشنهاد ما اینه که یک مقدار از هزینه های چهارشنبه سوری کم کنیم و در آخرین پنجشنبه سال برای رفتگانمون خیرات کنیم.
راستی تحریم اجناس چینی رو هم فراموش نکنیم واسه این کار یه لیست از تولیدی های ایرانی رو براتون معرفی میکنیم😊
امیدواریم آتش چهارشنبه سوری همه غماتونو بسوزونه و فقط شادی براتون بمونه
منتظر #پیشنهاد_ویژه هامون باشید و اونا رو به بقیه هم پیشنهاد کنید
یاعلی👋
🆔 @jadsbu
🔴معرفی برخی فروشگاه های عرضه کننده کالای مرغوب ملی 🇮🇷
🔸نام فروشگاه : خانه ایرانی
جنس تولیدی : پوشاک آقایان | پوشاک بانوان | پوشاک کودک | آرایشی | سرگرمی
🔸نام تولید کننده : بی سی سی
جنس تولیدی : پوشاک کودکان
🔸نام تولید کننده : نیکوتن پوش
جنس تولیدی : پوشاک آقایان|پوشاک کودکان
🔸نام تولید کننده : ال سی من
جنس تولیدی : پوشاک آقایان
🔸نام تولید کننده : پوشِ ما
جنس تولیدی : مانتو و پوشاک بانوان
🔸نام تولید کننده : پاتن جامه
جنس تولیدی : پوشاک آقایان| مانتو و پوشاک بانوان
🔸نام تولید کننده : تن درست
جنس تولیدی : پوشاک آقایان| مانتو و پوشاک بانوان
🔸نام تولید کننده : سالیان
جنس تولیدی : پوشاک آقایان | پوشاک بانوان | پوشاک نوجوان
🔸نام تولید کننده : زاگرس پوش
جنس تولیدی : پوشاک آقایان| مانتو و پوشاک بانوان
🔸نام تولید کننده : سیب سبز
جنس تولیدی : پوشاک کودکان
🔸نام تولید کننده : غنچه
جنس تولیدی : پوشاک کودکان
🔸نام تولید کننده : آویشن
جنس تولیدی : پوشاک آقایان
🔸نام تولید کننده : پیانو
جنس تولیدی : پوشاک کودک و نوجوان
#پای_کار_ایرانیم
🆔 @jadsbu
🔸نام فروشگاه : خانه ایرانی
جنس تولیدی : پوشاک آقایان | پوشاک بانوان | پوشاک کودک | آرایشی | سرگرمی
🔸نام تولید کننده : بی سی سی
جنس تولیدی : پوشاک کودکان
🔸نام تولید کننده : نیکوتن پوش
جنس تولیدی : پوشاک آقایان|پوشاک کودکان
🔸نام تولید کننده : ال سی من
جنس تولیدی : پوشاک آقایان
🔸نام تولید کننده : پوشِ ما
جنس تولیدی : مانتو و پوشاک بانوان
🔸نام تولید کننده : پاتن جامه
جنس تولیدی : پوشاک آقایان| مانتو و پوشاک بانوان
🔸نام تولید کننده : تن درست
جنس تولیدی : پوشاک آقایان| مانتو و پوشاک بانوان
🔸نام تولید کننده : سالیان
جنس تولیدی : پوشاک آقایان | پوشاک بانوان | پوشاک نوجوان
🔸نام تولید کننده : زاگرس پوش
جنس تولیدی : پوشاک آقایان| مانتو و پوشاک بانوان
🔸نام تولید کننده : سیب سبز
جنس تولیدی : پوشاک کودکان
🔸نام تولید کننده : غنچه
جنس تولیدی : پوشاک کودکان
🔸نام تولید کننده : آویشن
جنس تولیدی : پوشاک آقایان
🔸نام تولید کننده : پیانو
جنس تولیدی : پوشاک کودک و نوجوان
#پای_کار_ایرانیم
🆔 @jadsbu
معرفی کتاب این هفته:
📢یازهرا(س)
یا زهراء رمز عملیات کربلای 5 ، یا زهراء رمز عملیات کربلای ده ، یا زهرا ذکر مورد علاقه ی رزمندگان در شبهای عملیات ، یا زهراء زیباترین پیشانی بند رزمندگان و محبین واقعی اهلبیت.اما در اینجا عنوان یک کتاب است . زندگی نامه و خاطرات شهید محمد رضا تورجی زاده فرمانده گردان یازهراء(سلام الله علیها) ( لشکر 14 امام حسین(علیه السلام)) مداحی دلسوخته ، رزمنده ای شجاع وفرمانده ای مخلص و محب واقعی حضرت زهرا(س) که نحوه شهادت عجیبی داشت...
✅كلام آيت الله جوادي آملي در خصوص شهيد تورجي زاده:
🔹به نقل از شهيد سيد محمد حسين نواب (روحاني وارستهاي كه در سال ۷۳ در منطقه بوسني به شهادت رسيد)
تعريفش را از برادرم كه همرزم او بود زياد شنيده بودم، يكبار يكي از نوارهايش را گوش دادم؛ حالت عجيبي داشت.
از آنچه فكر ميكردم زيباتر بود؛ نوايي ملكوتي داشت؛ بعد از آن هميشه در حجره به همراه ديگر طلبهها نوارهايش را گوش ميكرديم.
بسياري از دوستان مجذوب صداي او بودند، دعاي كميل و توسل او مسير زندگي خيلي از افراد را عوض كرد.
شب بود كه به همراه چند نفر از دوستان دور هم نشسته بوديم، دعاي توسل شهيد تورجي زاده در حال پخش بود، هر كس در حال خودش بود، صداي در آمد بلند شدم و در را باز كردم، در نهايت تعجب ديدم استاد گرامي ما حضرت آيت الله جوادي آملي پشت در است؛ با خوشحالي گفتم بفرماييد.
ايشان هم در نهايت ادب قبول كردند و وارد شدند، البته قبلاً هم به حجرهها و طلبههايشان سر ميزدند.
سريع ضبط را خاموش كرديم، استاد در گوشهاي از اتاق نشستند.
بعد گفتند:
اگر مشكلي نيست ضبط را روشن كنيد.
صداي سوزناك و نواي ملكوتي او در حال پخش بود.
استاد پرسيدند:
اسم ايشان چيست؟
گفتم :
محمد رضا تورجي زاده.
استاد پس از كمي مكث فرمودند:
ايشان (در عشق خدا) سوخته است.
گفتم :
ايشان شهيد شده. فرمانده گردان يا زهرا(سلام الله عليها) هم بوده.
استاد ادامه داد:
ايشان قبل از شهادت سوخته بوده.
🔹« روزهای آخر ماه شعبان بود . هیئت گردان برگزار شد . مجلس خوبی بود . برادر تورجی زاده شروع کرد به خواندن روضه ی حضرت زهراء(س) ، حال عجیبی بین بچه ها بود… در آخر روضه محمدرضا دستش را مشت کرده بود ، می کوبید روی زمین و با گریه می گفت: آی زمین ، تو چطور شاهد این همه ظلم بودی…! »
🔴ایشان در جبهه بار ها مجروح شدند به گونه ای که در میان دوستان به شهید زنده معروف شدند . و هر بار پیش از بهبودی کامل باز به جبهه عزیمت کردند .
سر انجام این مجاهد خستگی ناپذیر در پنجم اردیبهشت سال شصت و شش در ارتفاعات شهر بانه در استان کردستان در ساعت هفت و سی دقیقه صبح حین فرماندهی گردان یا زهرا در سنگر فرماندهی به شهادت رسیدند. جراحتی که موجب شهادت ایشان شد همچون حضرت زهرا بود : جراحاتی بر پهلو و بازو و ترکش ها یی مانند تازیانه بر کمر ایشان
🆔 @jadsbu
📢یازهرا(س)
یا زهراء رمز عملیات کربلای 5 ، یا زهراء رمز عملیات کربلای ده ، یا زهرا ذکر مورد علاقه ی رزمندگان در شبهای عملیات ، یا زهراء زیباترین پیشانی بند رزمندگان و محبین واقعی اهلبیت.اما در اینجا عنوان یک کتاب است . زندگی نامه و خاطرات شهید محمد رضا تورجی زاده فرمانده گردان یازهراء(سلام الله علیها) ( لشکر 14 امام حسین(علیه السلام)) مداحی دلسوخته ، رزمنده ای شجاع وفرمانده ای مخلص و محب واقعی حضرت زهرا(س) که نحوه شهادت عجیبی داشت...
✅كلام آيت الله جوادي آملي در خصوص شهيد تورجي زاده:
🔹به نقل از شهيد سيد محمد حسين نواب (روحاني وارستهاي كه در سال ۷۳ در منطقه بوسني به شهادت رسيد)
تعريفش را از برادرم كه همرزم او بود زياد شنيده بودم، يكبار يكي از نوارهايش را گوش دادم؛ حالت عجيبي داشت.
از آنچه فكر ميكردم زيباتر بود؛ نوايي ملكوتي داشت؛ بعد از آن هميشه در حجره به همراه ديگر طلبهها نوارهايش را گوش ميكرديم.
بسياري از دوستان مجذوب صداي او بودند، دعاي كميل و توسل او مسير زندگي خيلي از افراد را عوض كرد.
شب بود كه به همراه چند نفر از دوستان دور هم نشسته بوديم، دعاي توسل شهيد تورجي زاده در حال پخش بود، هر كس در حال خودش بود، صداي در آمد بلند شدم و در را باز كردم، در نهايت تعجب ديدم استاد گرامي ما حضرت آيت الله جوادي آملي پشت در است؛ با خوشحالي گفتم بفرماييد.
ايشان هم در نهايت ادب قبول كردند و وارد شدند، البته قبلاً هم به حجرهها و طلبههايشان سر ميزدند.
سريع ضبط را خاموش كرديم، استاد در گوشهاي از اتاق نشستند.
بعد گفتند:
اگر مشكلي نيست ضبط را روشن كنيد.
صداي سوزناك و نواي ملكوتي او در حال پخش بود.
استاد پرسيدند:
اسم ايشان چيست؟
گفتم :
محمد رضا تورجي زاده.
استاد پس از كمي مكث فرمودند:
ايشان (در عشق خدا) سوخته است.
گفتم :
ايشان شهيد شده. فرمانده گردان يا زهرا(سلام الله عليها) هم بوده.
استاد ادامه داد:
ايشان قبل از شهادت سوخته بوده.
🔹« روزهای آخر ماه شعبان بود . هیئت گردان برگزار شد . مجلس خوبی بود . برادر تورجی زاده شروع کرد به خواندن روضه ی حضرت زهراء(س) ، حال عجیبی بین بچه ها بود… در آخر روضه محمدرضا دستش را مشت کرده بود ، می کوبید روی زمین و با گریه می گفت: آی زمین ، تو چطور شاهد این همه ظلم بودی…! »
🔴ایشان در جبهه بار ها مجروح شدند به گونه ای که در میان دوستان به شهید زنده معروف شدند . و هر بار پیش از بهبودی کامل باز به جبهه عزیمت کردند .
سر انجام این مجاهد خستگی ناپذیر در پنجم اردیبهشت سال شصت و شش در ارتفاعات شهر بانه در استان کردستان در ساعت هفت و سی دقیقه صبح حین فرماندهی گردان یا زهرا در سنگر فرماندهی به شهادت رسیدند. جراحتی که موجب شهادت ایشان شد همچون حضرت زهرا بود : جراحاتی بر پهلو و بازو و ترکش ها یی مانند تازیانه بر کمر ایشان
🆔 @jadsbu
💐حدیث روز💐
امام باقر علیه السلام فرمودند :
غیر خدا را براى خود تكیه گاه و محرم راز نگیرید ،
كه در آن صورت مؤمن نخواهید بود ،
زیرا هر سبب و نسب و خویشاوندی و محرم راز و بدعت و شبهه ای ، نزد خدا بریده و بى اثر است مگر آنچه را که قرآن اثبات نموده باشد .
( کتاب اصول کافی/ جلد۱)
🆔 @jadsbu
امام باقر علیه السلام فرمودند :
غیر خدا را براى خود تكیه گاه و محرم راز نگیرید ،
كه در آن صورت مؤمن نخواهید بود ،
زیرا هر سبب و نسب و خویشاوندی و محرم راز و بدعت و شبهه ای ، نزد خدا بریده و بى اثر است مگر آنچه را که قرآن اثبات نموده باشد .
( کتاب اصول کافی/ جلد۱)
🆔 @jadsbu
🌐 از کجا بدانیم که چه کسانی در مسیر درست انتظار قدم بر می دارند؟
🔻چه کسانی بار خود را به مقصد می رسانند؟
چه کسانی در مسیر مهدویت و انتظار بیراهه می روند و این نَفَس که در راه امام زمان می زنند تا آستانه فرج یاریشان نخواهد کرد و از نفَس خواهند افتاد، و به اصطلاح این دم زدنشان بی بازدم خواهد بود و در گردنه های بین راه در درّه ای سقوط خواهند کرد؟
جواب اینها را در بررسی روایات می یابیم:
❇️ اول
1. إنتظروا الفرجَ و لا تيأسوا مِن روحِ الله: در انتظار فرج باشید و از نَفَس و رحمت خدا مأيوس نباشید
🔸این جمله را یعقوب خطاب به فرزندانی گفت که از پیدا کردن یوسف خود ناامید بودند. امیرالمومنين سلام الله علیه، انتظار و منتظر فرج بودن را گره زده است به ناامید نشدن از نَفَس خدا. نَفَس یعنی هوای تازه! نفس یعنی گشایشی باورکردنی در بین گرههای کور. روح خدا یعنی در عمق تاریکی ها خورشیدی طلوع. دقیقا در آنجایی که زانوانت توان ایستادن را از دست داده است، مهربانی زیر شانه هایت را می گیرد.
❇️ 2. قال الامامُ علی (ع) : إذا هلَکَ الخاطِبُ وزَاغَ صاحِبُ العَصرِ وبقِیَتْ قلوبٌ تَتَقلّبُ مِن مُخْصِبٍ ومُجْدِبٍ، هلَکَ المُتَمَنّونَ واضْمَحَلَّ المُضْمَحِلّونَ وَبقِیَ المؤمنونَ ، وقَلیلٌ ما یکونونَ ، ثلاثُمائةٍ أو یَزیدونَ ، تُجاهِدُ معَهُم عِصابةٌ جاهَدَتْ مَعَ رسولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله یومَ بَدرٍ ، لَم تُقْتَلْ ولَم تَمُتْ؛
🔻امام نمی آید مگر اینکه طرفداران دنیا و دلبستگان دنیا در سراشیبی سقوط حرکت کنند و دلها زیر و رو شوند و دلهای بی رمق و خشک از دلهای باطراوت و شاداب جدا شوند.
امام نمی آید مگر بعد ریزش همه آنهایی که دنبال خواسته های خودشانند.
❇️ 3. وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ. (وسائل الشیعة از شیخ صدوق)
در رخدادهایی که پیش می آید به راویان احادیث ما مراجعه نمایید.
🆔 @jadsbu
🔻چه کسانی بار خود را به مقصد می رسانند؟
چه کسانی در مسیر مهدویت و انتظار بیراهه می روند و این نَفَس که در راه امام زمان می زنند تا آستانه فرج یاریشان نخواهد کرد و از نفَس خواهند افتاد، و به اصطلاح این دم زدنشان بی بازدم خواهد بود و در گردنه های بین راه در درّه ای سقوط خواهند کرد؟
جواب اینها را در بررسی روایات می یابیم:
❇️ اول
1. إنتظروا الفرجَ و لا تيأسوا مِن روحِ الله: در انتظار فرج باشید و از نَفَس و رحمت خدا مأيوس نباشید
🔸این جمله را یعقوب خطاب به فرزندانی گفت که از پیدا کردن یوسف خود ناامید بودند. امیرالمومنين سلام الله علیه، انتظار و منتظر فرج بودن را گره زده است به ناامید نشدن از نَفَس خدا. نَفَس یعنی هوای تازه! نفس یعنی گشایشی باورکردنی در بین گرههای کور. روح خدا یعنی در عمق تاریکی ها خورشیدی طلوع. دقیقا در آنجایی که زانوانت توان ایستادن را از دست داده است، مهربانی زیر شانه هایت را می گیرد.
❇️ 2. قال الامامُ علی (ع) : إذا هلَکَ الخاطِبُ وزَاغَ صاحِبُ العَصرِ وبقِیَتْ قلوبٌ تَتَقلّبُ مِن مُخْصِبٍ ومُجْدِبٍ، هلَکَ المُتَمَنّونَ واضْمَحَلَّ المُضْمَحِلّونَ وَبقِیَ المؤمنونَ ، وقَلیلٌ ما یکونونَ ، ثلاثُمائةٍ أو یَزیدونَ ، تُجاهِدُ معَهُم عِصابةٌ جاهَدَتْ مَعَ رسولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله یومَ بَدرٍ ، لَم تُقْتَلْ ولَم تَمُتْ؛
🔻امام نمی آید مگر اینکه طرفداران دنیا و دلبستگان دنیا در سراشیبی سقوط حرکت کنند و دلها زیر و رو شوند و دلهای بی رمق و خشک از دلهای باطراوت و شاداب جدا شوند.
امام نمی آید مگر بعد ریزش همه آنهایی که دنبال خواسته های خودشانند.
❇️ 3. وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ. (وسائل الشیعة از شیخ صدوق)
در رخدادهایی که پیش می آید به راویان احادیث ما مراجعه نمایید.
🆔 @jadsbu
💐حدیث روز💐
امام زمان (عج) میفرمایند:
🔔 در حق یکدیگر استغفار کنید❗️
☘️ اگر طلب مغفرت و آمرزش برخى از شما براى يكديگر نبود، تمام اهل زمين هلاك میگشتند.
📚دلائل الامامة، ص297
🆔 @jadsbu
امام زمان (عج) میفرمایند:
🔔 در حق یکدیگر استغفار کنید❗️
☘️ اگر طلب مغفرت و آمرزش برخى از شما براى يكديگر نبود، تمام اهل زمين هلاك میگشتند.
📚دلائل الامامة، ص297
🆔 @jadsbu
با عطر شهدا
طرف با یک موتور گازی آمد جلوی در مسجد. سلام کرد. جوابش را با بیاعتنایی دادم. دستانش روغنی بود و سیاه. خواست موتور را همان جلو ببندد به یک ستون، نگذاشتم.
گفتم: اینجا نمیشه ببندی عمو. با نگرانی ساعتم را نگاه کردم. دوباره خیره شدم به سر کوچه. سه، چهار دقیقه گذشت و باز هم خبری نشد. پیش خودم گفتم:
مردم رو دیگه بیشتر از این نمیشه نگه داشت؛ خوبه برم به مسئول پایگاه بگم تا یک فکری بکنیم. یک دفعه دیدم بلندگوی مسجد روشن شد و جمعیت صلوات فرستادند! مجری گفت: نمازگزاران عزیز در خدمت فرمانده بزرگ جنگ حاج عبدالحسین برونسی هستیم که به خاطر خرابی موتورشان کمی با تأخیر رسیدهاند
شهدای فاطمی... ❣
🆔 @jadsbu
طرف با یک موتور گازی آمد جلوی در مسجد. سلام کرد. جوابش را با بیاعتنایی دادم. دستانش روغنی بود و سیاه. خواست موتور را همان جلو ببندد به یک ستون، نگذاشتم.
گفتم: اینجا نمیشه ببندی عمو. با نگرانی ساعتم را نگاه کردم. دوباره خیره شدم به سر کوچه. سه، چهار دقیقه گذشت و باز هم خبری نشد. پیش خودم گفتم:
مردم رو دیگه بیشتر از این نمیشه نگه داشت؛ خوبه برم به مسئول پایگاه بگم تا یک فکری بکنیم. یک دفعه دیدم بلندگوی مسجد روشن شد و جمعیت صلوات فرستادند! مجری گفت: نمازگزاران عزیز در خدمت فرمانده بزرگ جنگ حاج عبدالحسین برونسی هستیم که به خاطر خرابی موتورشان کمی با تأخیر رسیدهاند
شهدای فاطمی... ❣
🆔 @jadsbu