💠 کنفرانس بدر ـ نگارش و یادآوری نبرد بدر (قرن ۷ تا ۲۱)»
نبرد بدر، نخستین پیروزی بزرگ مسلمانان به رهبری پیامبر و یکی از معدود نبردهایی که صریحاً در قرآن نام برده شده، یک رویداد کلیدی در تاریخ اسلام نخستین است. این نبرد در سورۀ آلعمران، آیۀ ۱۲۳ ذکر شده و با تفسیر سورۀ «انفال» مرتبط است. نبرد بدر طی قرنها موضوع برساختهای یادمانی متعددی بوده است. این نبرد در منازعات تاریخی مختلف به کار رفته و بهعنوان مجموعهای از کنشها و گفتمانها در زمینههای متفاوت رویارویی مورد استفاده قرار گرفته است.
🔺 پروژۀ «BADR» ابتدا در سمیناری پژوهشی با عنوان «اسلامشناسی و علوم انسانی دیجیتال» در دانشگاه استراسبورگ در سال تحصیلی ۲۰۲۴-۲۰۲۵ توسط آدریان دو جارمی و کلارک جونیور ممبور مویمِشِمِه ارائه شد. در پی همان پروژه، همایشی با عنوان «نگارش و یادآوری نبرد بدر» در دو روز گذشته (۲۲ و ۲۳ آبان ماه/ ۱۰ و ۱۱ نوامبر) در دانشگاه استراسبورگ فرانسه برگزار شد.
در این کنفرانس، ابتدا پایگاه دادهای شامل متون مرتبط با نبرد بدر ارائه و در ادامه مباحثی مرتبط با موضوع نبرد بدر توسط پژوهشگران بینالمللی ارائه شد.
🔡 برنامۀ کنفرانس
💠 پنل ۱: تاریخنگاری اولیه اسلامی بدر
ـ«نتایج پروژۀ بدر: مطالعۀ دیجیتال تاریخنگاری بدر از متون اولیه تا قرن ۱۳»
ـ «روایتهای اولیۀ بدر: تحلیل دیجیتال متن»
ـ «نگارش و حافظۀ نبرد بدر در تاریخنگاری آغازین اسلام: نمونه انسابالاشراف البلاذری»
ـ «همانطور که برای مردم بدر اتفاق افتاد: یادآوری نبردهای پیامبر در غرب اسلامی قرون وسطی»
💠 پنل ۲: حقوق، جنگ و شکلگیری هنجارهای اسلامی
ـ «هنجارها و رویههای برخورد با اسیران جنگی در نبرد بدر»
ـ «ساخت فقه اسلامی از منظر نبرد بدر: نمونۀ جهاد»
💠 پنل ۳: بازنماییهای نمادین و خلاقیت ادبی
ـ «عمامۀ زعفرانی»
ـ «شعر در نبرد بدر؛ میان خلاقیت و تاریخ»
💠 پنل ۴: بدر و قرآن: تفسیر و خوانشهای صوفیانه
ـ «بدر، ناقوس و زمانبندی قرآن»
ـ «درسهای صوفیانه آیات قرآن مرتبط با نبرد بدر»
💠 پنل ۵: بدر در ادبیات فارسی و ترکی
ـ «شفاعت جنگجویان بدر: پیدایش و تاریخ یک رویۀ اجتماعی در دوران عثمانی»
ـ «جستجوی «شیران بدر»: انتقال روایتهای فارسی، چغتایی و عثمانی و بنیادهای عربی آنها»
ـ «روایتهای بدر در امپراتوری عثمانی: دیدگاههایی از تاریخهای جهانی عثمانی»
ـ «ادبیات و هنر ترکی-اسلامی در روایت و بازنمایی تصویری نبرد بدر»
ـ «ترجمۀ نبرد بدر در زمینۀ عثمانی: مقایسه دو ترجمۀ عثمانی سیرالکازارونی»
💠 پنل ۶: حافظۀ جهانی بدر در هند، چین و آفریقا
ـ «جهاد مقدس، حافظۀ مقاومتی: پارسایی، شهادت و سیاست قدیسان در جنوب هند دوران استعماری»
ـ «حافظۀ بدر در چین معاصر»
ـ «لاریا، حافظۀ شاعرانۀ بدر در فوتا جالون (گینه): مطالعۀ شعری از تیرنو سادو دالن»
✅ پنل ۷: بازتفسیرهای معاصر و سیاسی بدر
ـ «نام، نبرد و روایت: عملیات بدر (۱۹۸۵) و بازساختهای روایتی آن»
ـ «سپاه بدر: منشأ، بنیاد و اهداف (۱۹۸۲–۱۹۸۸)»
ـ «نبرد بدر در خطبههای جمعه: بازخوانی حافظه، اخلاق و سیاست در مراکش معاصر»
⬇️ دریافت فهرست ارائهها
#انعکاس_رویداد
🔵 @inekas
نبرد بدر، نخستین پیروزی بزرگ مسلمانان به رهبری پیامبر و یکی از معدود نبردهایی که صریحاً در قرآن نام برده شده، یک رویداد کلیدی در تاریخ اسلام نخستین است. این نبرد در سورۀ آلعمران، آیۀ ۱۲۳ ذکر شده و با تفسیر سورۀ «انفال» مرتبط است. نبرد بدر طی قرنها موضوع برساختهای یادمانی متعددی بوده است. این نبرد در منازعات تاریخی مختلف به کار رفته و بهعنوان مجموعهای از کنشها و گفتمانها در زمینههای متفاوت رویارویی مورد استفاده قرار گرفته است.
در این کنفرانس، ابتدا پایگاه دادهای شامل متون مرتبط با نبرد بدر ارائه و در ادامه مباحثی مرتبط با موضوع نبرد بدر توسط پژوهشگران بینالمللی ارائه شد.
ـ«نتایج پروژۀ بدر: مطالعۀ دیجیتال تاریخنگاری بدر از متون اولیه تا قرن ۱۳»
ـ «روایتهای اولیۀ بدر: تحلیل دیجیتال متن»
ـ «نگارش و حافظۀ نبرد بدر در تاریخنگاری آغازین اسلام: نمونه انسابالاشراف البلاذری»
ـ «همانطور که برای مردم بدر اتفاق افتاد: یادآوری نبردهای پیامبر در غرب اسلامی قرون وسطی»
ـ «هنجارها و رویههای برخورد با اسیران جنگی در نبرد بدر»
ـ «ساخت فقه اسلامی از منظر نبرد بدر: نمونۀ جهاد»
ـ «عمامۀ زعفرانی»
ـ «شعر در نبرد بدر؛ میان خلاقیت و تاریخ»
ـ «بدر، ناقوس و زمانبندی قرآن»
ـ «درسهای صوفیانه آیات قرآن مرتبط با نبرد بدر»
ـ «شفاعت جنگجویان بدر: پیدایش و تاریخ یک رویۀ اجتماعی در دوران عثمانی»
ـ «جستجوی «شیران بدر»: انتقال روایتهای فارسی، چغتایی و عثمانی و بنیادهای عربی آنها»
ـ «روایتهای بدر در امپراتوری عثمانی: دیدگاههایی از تاریخهای جهانی عثمانی»
ـ «ادبیات و هنر ترکی-اسلامی در روایت و بازنمایی تصویری نبرد بدر»
ـ «ترجمۀ نبرد بدر در زمینۀ عثمانی: مقایسه دو ترجمۀ عثمانی سیرالکازارونی»
ـ «جهاد مقدس، حافظۀ مقاومتی: پارسایی، شهادت و سیاست قدیسان در جنوب هند دوران استعماری»
ـ «حافظۀ بدر در چین معاصر»
ـ «لاریا، حافظۀ شاعرانۀ بدر در فوتا جالون (گینه): مطالعۀ شعری از تیرنو سادو دالن»
ـ «نام، نبرد و روایت: عملیات بدر (۱۹۸۵) و بازساختهای روایتی آن»
ـ «سپاه بدر: منشأ، بنیاد و اهداف (۱۹۸۲–۱۹۸۸)»
ـ «نبرد بدر در خطبههای جمعه: بازخوانی حافظه، اخلاق و سیاست در مراکش معاصر»
#انعکاس_رویداد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍19
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💠 عُزَیرِ قرآنی: خطای قرآن یا ارجاعی به یک سنت ربانی فراموششده؟
بخشی از ارائۀ هولگر زلنتین در کنفرانس سبع طوال | با زیرنویس فارسی از انعکاس
💠 آیۀ سیام سورۀ توبه و مقصود قرآن از «عزیر» در این آیه در سنت تفسیر اسلامی محل گفتوگو بوده است. در واقع، بهجز چند استثنای معدود، عموم مفسران مسلمان «عزیر» را دال بر عِزرا (עזרָא، سدهی پنجم و چهارم پیش از میلاد) دانستهاند — کاهنی پراهمیت در یهودیتِ پس از تبعید، که نماد یک «کاتب شریعت» است و نقشی محوری در تثبیت یا بازیابی تورات در دورۀ پس از تبعید داشته است. با اینحال، یهودیان همواره اتهام قرآن به آنها را، مبنی بر اینکه آنان عزرا را «پسر خداوند» میدانند رد کردهاند، نکتهای که از چشم مفسران مسلمان نیز پنهان نمانده است؛ چنانکه فخرالدین رازی در التفسیر الکبیر در مواجهه با این انکار اشاره میکند:
🔺 ناظر به همین انکار و ناآشنایی است که پژوهشگران مدرن نیز دیدگاههای گوناگونی دربارۀ کیستیِ «عزیر» قرآنی ارائه کردهاند. هرچند رویکردی رایج در پژوهشهای مدرن، همراستا با دیدگاه غالب در سنت تفسیر اسلامی، «عزیر» قرآنی را همان عزرای کاتب برمیشمارد و اتهام قرآن به یهودیان را یا ناشی از نوعی رویکرد جدلی برشمرده، یا آن را خطاب به گروهی حاشیهای و فراموششده از یهودیان میداند و یا بهسادگی آن را در زمرهی «خطاهای قرآن» قرار میدهد، دیدگاههای پژوهشگران مدرن دربارۀ کیستی عزیر متنوع بوده است:
- «عُزیل/ عَزازیل (עֲזָאזֵל)» (فرشتۀ سقوطکرده)
- «عَزیز» (گاه در ارتباط با داود و سنت مسیحایی یهودی)
ـ اخنوخ و/یا ادریس
ـ عَزریا (עֲזַרְיָה ) و حتی اوزیریس (از ایزدان مصر باستان)
با اینحال، هر یک از پاسخهای یادشده دچار دشواریهایی هستند که رسیدن به گونهای اجماع نسبی در این مسئله را ناممکن ساخته است.
👤 هولگر زلنتین اخیراً دیدگاه متفاوتی را پیشرو نهاده است که نشان میدهد اتهام قرآن به یهودیان مبنی بر اینکه آنان «عزیر» را فرزند خداوند میدانند در واقع اشارهای جدلی به سنتهای ربّنی است که مخاطبان قرآن نسبت بدانها آگاهی داشتهاند.
«عزیر» قرآنی نه ناظر بر هیچیک از کسانی که گفته شد، که ناظر بر الیعازر بن هورکانوس (אליעזר בן הורקנוס، سدۀ اول و دوم میلادی) است؛ چهرهای کانونی در میشنا و ادبیات ربّنی فلسطینی.
🔺 او در دو ارائۀ خویش [یکی در کنفرانس سبع طوال و دیگری در کنفرانس IQSA ۲۰۲۵] بهفقرهای از تلمود اورشلیمی (مربوط به سدهی چهارم و پنجم میلادی) اشاره میکند که در آن، الیعازر «پسر خداوند» دانسته میشود. در این فقره آمده است:
🗂 فهرست محتوای ویدئو
00:00 آیا ربیالعازر پسر خداست؟
00:28 «ربیالعازر» "پسر من" در تنخوما
01:19 تأیید خدا در تلمود اورشلیمی: داستان طرد شدن و تأیید مجدد ربیالعازار توسط صدای آسمانی به دلیل نسخ تورات
02:06 سوره توبه و نفی الوهیت عُزَیر
03:26 پیوند لغوی عُزَیر و الیعزر
06:21 توضیح اثربخشی نقد قرآنی علیه سنت ربانی معاصر پیامبر
🟣 برای مطالعۀ کامل و دریافت ارجاعات به وبلاگ انعکاس مراجعه بفرمایید.
#انعکاس_یافتهها
@inekas
بخشی از ارائۀ هولگر زلنتین در کنفرانس سبع طوال | با زیرنویس فارسی از انعکاس
"و قالت الیهود عزیرٌ ابن الله و قالت النصاری المسیح ابن الله ذلك قولهم بأفواههم یضاهئون قول الذین کفروا من قبل قاتلهم الله أنّی یؤفکون."
"و يهود گفتند: «عُزَير، پسر خداست.» و نصارا گفتند: «مسيح، پسر خداست.» اين سخنى است [باطل] كه به زبان مىآورند، و به گفتار كسانى كه پيش از اين كافر شدهاند شباهت دارد. خدا آنان را بكشد؛ چگونه [از حق] بازگردانده مىشوند؟"
(توبه: ۳۰ — ترجمۀ فارسی از محمدمهدی فولادوند)
«... القول الثالث: لعل هذا المذهب كان فاشيا فيهم ثم انقطع، فحكى اللّه ذلك عنهم، و لا عبرة بإنكار اليهود لذلك، فإن حكاية اللّه عنهم أصدق».
- «عُزیل/ عَزازیل (עֲזָאזֵל)» (فرشتۀ سقوطکرده)
- «عَزیز» (گاه در ارتباط با داود و سنت مسیحایی یهودی)
ـ اخنوخ و/یا ادریس
ـ عَزریا (עֲזַרְיָה ) و حتی اوزیریس (از ایزدان مصر باستان)
با اینحال، هر یک از پاسخهای یادشده دچار دشواریهایی هستند که رسیدن به گونهای اجماع نسبی در این مسئله را ناممکن ساخته است.
«عزیر» قرآنی نه ناظر بر هیچیک از کسانی که گفته شد، که ناظر بر الیعازر بن هورکانوس (אליעזר בן הורקנוס، سدۀ اول و دوم میلادی) است؛ چهرهای کانونی در میشنا و ادبیات ربّنی فلسطینی.
אִם חֲבֵרִים מִתְלַחֲמִים אַתֶּם מָה אִיכְפַּת לָכֶם. וְיָצָאָה בַת קוֹל וְאָמְרָה. הֲלָכָה כֶאֱלִיעֶזֶר בְּנִיاو بدین نکته اشاره میکند که یهودیان از الیعازر با لقب «بزرگ/ ה-גדול» یاد میکردهاند و احتمالاً، استفادۀ قرآن از صیغۀ مصغر برای اشاره به او، یعنی «عُزَیر»، نوعی جدال آگاهانه با این لقب است؛ نام «یاریرسانندۀ بزرگ» نزد یهودیان، در قرآن بهصورت «یاریرسانندۀ کوچک» آورده میشود. بدینسان، در دیدگاه زلنتین، مطالعۀ نزدیکتر آیۀ ۳۰ سورۀ «توبه» در سیاق آن نشان میدهد که قرآن در اینجا در حال مجادلهای آگاهانه با ادعای سنت یهودیت ربّنی فلسطینی است: قرآن هم با این ادعا که الیعازر «پسر خداوند» است درمیپیچد و هم با کاربرد لقب «بزرگ» برای او.
ربی یوشع به آنان گفت: وقتی همکاران با یکدیگر در نزاعاند، این موضوع به شما چه ارتباطی دارد؟ آوایی آسمانی برآمد و گفت: عمل بر طبق رأی پسر من، الیعزر، است.
Jerusalem Talmud Moed Katan ۳:۱
00:00 آیا ربیالعازر پسر خداست؟
00:28 «ربیالعازر» "پسر من" در تنخوما
01:19 تأیید خدا در تلمود اورشلیمی: داستان طرد شدن و تأیید مجدد ربیالعازار توسط صدای آسمانی به دلیل نسخ تورات
02:06 سوره توبه و نفی الوهیت عُزَیر
03:26 پیوند لغوی عُزَیر و الیعزر
06:21 توضیح اثربخشی نقد قرآنی علیه سنت ربانی معاصر پیامبر
#انعکاس_یافتهها
@inekas
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2👍54
کنفرانس امسال IQSA از ۱۳ تا ۱۷ نوامبر (پنجشنبه ۲۲ تا ۲۶ آبان) در دانشگاه لویولا مریمونت در لسآنجلس در قالب ۱۵ پنل و ۶۸ ارائه برگزار شد که از جمله نکات قابل توجه در رویداد امسال، حضور پررنگ پژوهشگران ایرانی نسبت به سالیان گذشته بود که توانستند با ارائههای علمی و مشارکت فعال خود، جایگاه مطالعات قرآنی ایران را بهخوبی نمایان سازند.
در ادامه این همراهی ارزشمند، از این عزیزان دعوت کردهایم تا در نشست ویژه حلقه مطالعاتی «انعکاس» حضور یابند و دستاوردهای پژوهشی و تجربههای خود از این مشارکت را با عموم علاقهمندان در میان بگذارند.
https://northwestern.zoom.us/j/96513862183
۱۹:۳۰ حیدر داوودی (دانشگاه نورثوسترن)
«طالوت» و «بقیه»: ساختار آخرالزمانی روایت طالوت در سورۀ بقره
۲۰:۲۰ فاطمه نجارزادگان (دانشگاه تهران، فارابی)
بازنگری در مفهوم «نشوز»: واکاوی دیدگاهها و ارائۀ تفسیر بدیل
۲۱:۱۰ زینب وصال (دانشگاه GTU، برکلی)
آیۀ تطهیر بهسان ویژگی نوشتاری: نوشتههای قرآنی و الاهیات مادی در حرمهای امامان شیعه
۲۲:۰۰ محمد عثمانی (پژوهشگر مستقل)
اسلام و سیاست: تحلیلی بر طرحوارۀ پیامبری محمد با تکیه بر متن قرآن
۱۹:۳۰ محسن گودرزی (دانشگاه هاروارد)
گوشت شتر، یکتاپرستی و محکمات: قرائتی تاریخی از سورۀ آلعمران
۲۰:۲۰ وحید صفا (انعکاس)
«نصوح» در قرآن: پیشنهادی نو
۲۱:۱۰ الهه مهدوی (انعکاس)
کتیبههای قرآنی در نگارههای منسوب به کمالالدین بهزاد
۲۲:۰۰ مهدی صالح (دانشگاه هاروارد)
رستگاری در بکّه: معارضه بر سر الاهیات عهد میان سورۀ آلعمران و یهودیان مدینه
حضور برای همه علاقهمندان آزاد و رایگان است.
#رویداد_انعکاس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍30
💎 مرور مجموعه مقالات «مرجعیت (اتوریته، قدرت) دینی زنان در اسلام شیعی؛ گذشته و حال» به ویراستاری مشترک میریام کونکلر و دوین استوارت
🔵 اطلاعات کتابشناختی
Mirjam Kunkler & Devin J. Stewart. Female Religious Authority in Shi'i Islam. Edinburgh University Press, 2021.
⬇️ دریافت فایل کامل کتاب (دسترسی آزاد)
معرفی بهکوشش: مینا صالحی
کتاب حاضر مجموعهٔ مقالات منتخب از همایش بینالمللی «عالمات، محدثات و مجتهدات؛ گذشته و حال مرجعیت دینی زنان در اسلام شیعی» است که ۶ تا ۸ مارس ۲۰۱۴ در دانشگاه پرینستون برگزار شد.
🎞 ایدهٔ اولیهٔ نگارش کتاب از دل تجربهٔ میریام کونکلر برآمده است؛ هنگامی که او بهطور اتفاقی متوجه شد یک تفسیر کامل قرآن وجود دارد که نویسندهاش یک بانوی ایرانی بهنام نصرت امین است اما نامش و کتاب تفسیرش بسیار مهجور و مغفول مانده است... باقی ماجرا را در ویدئوی بالا ببینید.
🔅 کونکلر و استوارت در این کتاب، مجموعهٔ مقالاتی را گردآوری کردهاند که نمونههایی از قدرت، مرجعیت دینی، تأثیرگذاری و نفوذ اجتماعی زنان شیعه را در بازهٔ زمانی صدر اسلام تا عصر مدرن در ایران، عراق و سوریه بازنمایی میکند.
هدف از گردآوری مقالات و نگارش این کتاب بررسی تحولات پژوهشی در زمینهٔ مطالعات زنان در اسلام و پرداختن به فعالیتهای زنانی بوده است که در صفحات تاریخ گم شده و نامشان در روندهای تاریخنویسی مردانه و مردسالارانه از قلم افتاده و مغفول مانده است.
💳 مقالات موجود در این کتاب به مصداقها و نمونههایی از زنان دارای مرجعیت و قدرت در شیعه نظیر زنان خانوادهٔ پیامبر و اهل بیت، کنیزانی که در خانهٔ ائمه رشد یافتند و تربیت شدند و همچنین زنان خانوادهٔ سلطنتی در عصر صفویه پرداختهاند. سعی نویسندگان بر این بوده که نشان دهند علیرغم تصور رایج مبنیبر مردانه بودن قدرت و مرجعیت دینی در اسلام، زنان مسلمان شیعه در دورههای مختلف تاریخی نقشهای برجسته و کلیدی در شکلدهی به سنت علمی اسلامی ایفا کردهاند.
نویسندگان این مقالات با بررسیهای تاریخی و تطبیقی، زندگی و مسیر حرفهای این زنان را بهعنوان محدث، فقیه، متکلم، قاضی، معلم قرآن، رهبر دینی و نماینده یا وکیل فقهای مرد بررسی کردهاند و چگونگی مشارکت اجتماعی و تأثیرگذاری آنان بر جامعه دینی را واکاویدهاند.
این کتاب مرجع ارزشمندی برای پژوهشگران مطالعات اسلامی، جنسیت و تشیع و نیز مطالعات حقوق زنان در اسلام است و امکان تحلیل مقایسهای میان مرجعیت دینی زنان در جوامع اسلامی شیعه و سنی را فراهم میکند.
⭐️ معرفی نویسندگان کتاب
میریام کونکلر پژوهشگر کالج مطالعات پیشرفتهٔ سوئد است. او پیش از این در دانشگاه پرینستون «مطالعات خاور نزدیک» را تدریس میکرد. مقالات او در نشریات معتبری همچون مجلهٔ بریتانیایی «مطالعات خاورمیانه»، «دایرةالمعارف اسلام و زنان آکسفورد» و «مرور مطالعات آسیایی» منتشر شده است. او همچنین کتابهایی نظیر «عصر سکولار فراتر از غرب» (۲۰۱۸) را نوشته است.
دوین استوارت دارای مدرک دکترای مطالعات عربی و اسلامی از دانشگاه پنسیلوانیا است. پژوهشهای گستردهٔ او دربارهٔ اسلام شیعی و قرآن، فقه، تقیه در اسلام، مباحثات میان سنیها و شیعیان و سایر موضوعات در مطالعات عربی و اسلامی متمرکز است. او از سخنرانان🔵 پنجمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس بوده و نویسندهٔ کتابهای «قانون و جامعه در اسلام» (۱۹۹۶)، «راستکیشی فقهی» (۱۹۹۸) و «اختلافات فقها» (۲۰۱۵) است.
🗂 فهرست مقالات کتاب و نام نویسندگان
۱. مقدمه: قدرت دینی زنان در اسلام شیعی؛ گذشته و حال
میریام کونکلر و دوین استوارت
۲. تاریخ فراموششدهٔ قدرت دینی زنان در اسلام
میریام کونکلر
۳. امسلمه؛ نمونهای از مرجعیت و اقتدار یک زن که به قدرت مشروعیت میبخشد
یاسمین امین
۴. وارث پیامبر؛ خطبهٔ فاطمه بهمثابهٔ نمونهٔ نخستین مرجعیت و اقتدار دینی زنان در اسلام
آلیسا گابای
۵. قدرت دینی زنان در زمان ائمهٔ شیعه
لیاقت تکیم
۶. آن زن نباید در میان مردان صدایش را بلند کند؛ مباحث فقه امامیه علیه (و له) قضاوت زنان
رابرت گلیو
۷. مناظرهٔ حسنیه در دستگاه هارونالرشید؛ جدالهای فرقهای و قدرت دینی زنان
دوین استوارت
۸. لیلی، ملکهٔ بهشت، اثر [هنری] محمدی هروی
مایکل باری
۹. دختران پادشاهان، قیمومیت و تولید دانش در عصر صفوی در ایران
یوسف اونال
۱۰. زندگی دو زن مجتهد؛ قدرت دینی زنان در قرن بیستم در ایران
میریام کونکلر و روجا فضائلی
۱۱. نیمهٔ دیگر رسالت؛ آمنه بنتالهدی بهعنوان وکیل و نمایندهٔ محمدباقر صدر
رافائل مائوریللو
۱۲. عالمات [در منطقهٔ] سیده زینب [یا زینبیه در حومهٔ دمشق]؛ قدرت دینی زن شیعه در حوزهٔ علمیهٔ سوریه
ادیث سانتو
۱۳. حوزههای علمیهٔ زنان در ایران؛ سیستمی متنوع علیرغم تلاشهای دولتی برای وحدتبخشی و استانداردسازی
مریم روتنر
⬇️ دریافت فایل کتاب
#انعکاس_کتاب
@inekas
Mirjam Kunkler & Devin J. Stewart. Female Religious Authority in Shi'i Islam. Edinburgh University Press, 2021.
معرفی بهکوشش: مینا صالحی
کتاب حاضر مجموعهٔ مقالات منتخب از همایش بینالمللی «عالمات، محدثات و مجتهدات؛ گذشته و حال مرجعیت دینی زنان در اسلام شیعی» است که ۶ تا ۸ مارس ۲۰۱۴ در دانشگاه پرینستون برگزار شد.
هدف از گردآوری مقالات و نگارش این کتاب بررسی تحولات پژوهشی در زمینهٔ مطالعات زنان در اسلام و پرداختن به فعالیتهای زنانی بوده است که در صفحات تاریخ گم شده و نامشان در روندهای تاریخنویسی مردانه و مردسالارانه از قلم افتاده و مغفول مانده است.
نویسندگان این مقالات با بررسیهای تاریخی و تطبیقی، زندگی و مسیر حرفهای این زنان را بهعنوان محدث، فقیه، متکلم، قاضی، معلم قرآن، رهبر دینی و نماینده یا وکیل فقهای مرد بررسی کردهاند و چگونگی مشارکت اجتماعی و تأثیرگذاری آنان بر جامعه دینی را واکاویدهاند.
این کتاب مرجع ارزشمندی برای پژوهشگران مطالعات اسلامی، جنسیت و تشیع و نیز مطالعات حقوق زنان در اسلام است و امکان تحلیل مقایسهای میان مرجعیت دینی زنان در جوامع اسلامی شیعه و سنی را فراهم میکند.
میریام کونکلر پژوهشگر کالج مطالعات پیشرفتهٔ سوئد است. او پیش از این در دانشگاه پرینستون «مطالعات خاور نزدیک» را تدریس میکرد. مقالات او در نشریات معتبری همچون مجلهٔ بریتانیایی «مطالعات خاورمیانه»، «دایرةالمعارف اسلام و زنان آکسفورد» و «مرور مطالعات آسیایی» منتشر شده است. او همچنین کتابهایی نظیر «عصر سکولار فراتر از غرب» (۲۰۱۸) را نوشته است.
دوین استوارت دارای مدرک دکترای مطالعات عربی و اسلامی از دانشگاه پنسیلوانیا است. پژوهشهای گستردهٔ او دربارهٔ اسلام شیعی و قرآن، فقه، تقیه در اسلام، مباحثات میان سنیها و شیعیان و سایر موضوعات در مطالعات عربی و اسلامی متمرکز است. او از سخنرانان
۱. مقدمه: قدرت دینی زنان در اسلام شیعی؛ گذشته و حال
میریام کونکلر و دوین استوارت
۲. تاریخ فراموششدهٔ قدرت دینی زنان در اسلام
میریام کونکلر
۳. امسلمه؛ نمونهای از مرجعیت و اقتدار یک زن که به قدرت مشروعیت میبخشد
یاسمین امین
۴. وارث پیامبر؛ خطبهٔ فاطمه بهمثابهٔ نمونهٔ نخستین مرجعیت و اقتدار دینی زنان در اسلام
آلیسا گابای
۵. قدرت دینی زنان در زمان ائمهٔ شیعه
لیاقت تکیم
۶. آن زن نباید در میان مردان صدایش را بلند کند؛ مباحث فقه امامیه علیه (و له) قضاوت زنان
رابرت گلیو
۷. مناظرهٔ حسنیه در دستگاه هارونالرشید؛ جدالهای فرقهای و قدرت دینی زنان
دوین استوارت
۸. لیلی، ملکهٔ بهشت، اثر [هنری] محمدی هروی
مایکل باری
۹. دختران پادشاهان، قیمومیت و تولید دانش در عصر صفوی در ایران
یوسف اونال
۱۰. زندگی دو زن مجتهد؛ قدرت دینی زنان در قرن بیستم در ایران
میریام کونکلر و روجا فضائلی
۱۱. نیمهٔ دیگر رسالت؛ آمنه بنتالهدی بهعنوان وکیل و نمایندهٔ محمدباقر صدر
رافائل مائوریللو
۱۲. عالمات [در منطقهٔ] سیده زینب [یا زینبیه در حومهٔ دمشق]؛ قدرت دینی زن شیعه در حوزهٔ علمیهٔ سوریه
ادیث سانتو
۱۳. حوزههای علمیهٔ زنان در ایران؛ سیستمی متنوع علیرغم تلاشهای دولتی برای وحدتبخشی و استانداردسازی
مریم روتنر
#انعکاس_کتاب
@inekas
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍20👎2
Forwarded from موسسه حامی علوم انسانی
دانشگاه ناتینگهام
از ساعت ۱۵ تا ۱۷
https://evnd.co/2b0TN
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍13👎2
💎 بشارت عیسی به «احمد» در سورۀ صف، ناظر به کدام عبارت اناجیل است؟
🖋 معرفی مقالۀ تازهانتشاریافتۀ «معمای احمد: پردهبرداری از تعاملات متنی قرآن با انجیل متی» نوشتۀ هادی تقوی و علیرضا حیدری
Hadi Taghavi & Alireza Heidari (2025), The Aḥmad Enigma: Unveiling Qur’anic and Matthean Scriptural Engagements, Islam and Christian–Muslim Relations, 1–25
⬇️ دریافت مقاله به همراه چکیده
👥 شنیدن خلاصه
🔵 سورهٔ صف
در مواجهه با آیۀ ششم سورۀ صف: "مبشراً برسول یأتي من بعدي اسمه أحمد"، همواره این پرسش مطرح بوده که نام «احمد» را در کجای انجیل یا تورات میتوان یافت؟
در سیزده سدۀ گذشته مفسران مسلمان اغلب برآن بودهاند که منظور قرآن از «احمد» همان «فارقلیط» در انجیل یوحناست (یوحنا ۱۴: ۱۶ و ۱۴: ۲۶)؛ اما این فرضیه در پژوهشهای مدرن بهلحاظ زبانشناختی مورد تردید جدی قرار گرفته است [از جمله، بنگرید به پژوهش شان آنتونی]. با اینحال، بحث علمی دربارۀ مقصود از این آیه در میان پژوهشگران آکادمیا دامنهدار بوده است.
پژوهش پیشرو با عبور از فرضیۀ سنتی «فارقلیط»، و با واکاوی دقیق زبانشناختی در متون عربی، سریانی و یونانی، برای نخستینبار نشان میدهد که آیات ۶ تا ۹ سورۀ صف، نسبتی بینامتنی با فصل ۱۲ انجیل متی دارد.
🔵 انجیل متی
در انجیل متی، فصل ۱۲، پس از گفتوگوی عیسی و فریسیان دربارۀ فهم درست از حکمِ شرعیِ نگاهداشتنِ سبت (شنبه) و استناد عیسی به تورات ("مگر در تورات نخواندهاید؟")، عیسی بهشفا دادن بیماری در روز سبت میپردازد؛ امری که بهخصومت فریسیان با او دامن میزند: "فریسیان بیرون رفتند و با هم مشورت کردند که چگونه او را بکشند." سپس میخوانیم:
اینجاست که یک پرسش کلیدی شکل میگیرد: چگونه عیسی که در این صحنه اصرار دارد «ناشناس بماند» و از شهرت میگریزد، میتواند همان موعودِ جهانیِ اشعیا باشد که مأموریت دارد آیینِ حق را با صدای بلند به گوشِ تمام جهانیان برساند؟
قرآن با یک تغییرِ رویکرد معنادار، این گره را میگشاید: قرآن بشارتِ اشعیا را که در انجیل، «روایتِ متی در توصیفِ حالِ عیسی» است، به «بشارتِ عیسی دربارهٔ آینده» بازخوانی میکند و بدینترتیب این تعارضِ ظاهری برطرف میشود.
در چارچوب این خوانش، آیۀ ۶ سورۀ صف پاسخی راهگشا ارائه میدهد: در اینجا عیسی (و نه متی) سخن میگوید و با خطابِ «یا بنیاسرائیل انی رسول الله الیکم»، ابتدا به محدودیتِ رسالتِ خود در میان قوم یهود اذعان میکند. سپس با استناد به همان پیشگویی اشعیا، خود را «تصدیقکنندۀ کتبِ پیشین» میخواند (مصدقا لما بین یدیّ من التوراه) و در نهایت، تحققِ وعدۀ بزرگِ «اعلامِ جهانیِ دین» را به ظهور پیامبری در آینده موکول مینماید.
🪧 جدولی از مهمترین ارتباطات آیات سورۀ صف با متی ۱۲ در صفحۀ ۷ مقاله آمده است که ترجمهٔ مختصر آن را در پست بعدی ببینید.
بخش ۱ از ۲ [ادامه در اینجا]
#انعکاس_مقاله
@inekas
Hadi Taghavi & Alireza Heidari (2025), The Aḥmad Enigma: Unveiling Qur’anic and Matthean Scriptural Engagements, Islam and Christian–Muslim Relations, 1–25
وإذ قال عيسى ابن مريم يابني إسرائيل إني رسول الله إليكم مصدقا لما بين يدي من التوراة ومبشرا برسول يأتي من بعدي اسمه أحمد فلما جاءهم بالبينات قالوا هذا سحر مبين﴿۶﴾ ومن أظلم ممن افترى على الله الكذب وهو يدعى إلى الإسلام...﴿۷﴾ يريدون ليطفئوا نور الله بأفواههم والله متم نوره...﴿۸﴾ هو الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله..﴿۹﴾
ترجمه:
و [یاد کن] هنگامی را که عیسی بن مریم گفت: ای فرزندان اسرائیل من فرستادۀ خدا بهسوی شمایم و تصدیقکنندهام آنچه را پیش از من در تورات آمده است و بشارتدهندهام به پیامبری که پس از من میآید؛ نام او احمد است [اسمه احمد]؛ پس هنگامی که او (عیسی) با دلایل روشن بهسوی آنان آمد، آنان گفتند: این جادویی آشکار است.﴿۶﴾ چه کسی ستمکارتر است از آن که بر خدا افترا بندد، هنگامی که فراخوانده شود بهسوی "اسلام"؟…﴿۷﴾ میخواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند، اما خدا نور خود را کامل میکند…﴿۸﴾ اوست خدایی که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همۀ ادیان پیروز گرداند…﴿۹﴾
* مرجع تصویر: کتابخانۀ ملی فرانسه، نسخۀ شمارۀ Arabe 328 (b)
در مواجهه با آیۀ ششم سورۀ صف: "مبشراً برسول یأتي من بعدي اسمه أحمد"، همواره این پرسش مطرح بوده که نام «احمد» را در کجای انجیل یا تورات میتوان یافت؟
در سیزده سدۀ گذشته مفسران مسلمان اغلب برآن بودهاند که منظور قرآن از «احمد» همان «فارقلیط» در انجیل یوحناست (یوحنا ۱۴: ۱۶ و ۱۴: ۲۶)؛ اما این فرضیه در پژوهشهای مدرن بهلحاظ زبانشناختی مورد تردید جدی قرار گرفته است [از جمله، بنگرید به پژوهش شان آنتونی]. با اینحال، بحث علمی دربارۀ مقصود از این آیه در میان پژوهشگران آکادمیا دامنهدار بوده است.
پژوهش پیشرو با عبور از فرضیۀ سنتی «فارقلیط»، و با واکاوی دقیق زبانشناختی در متون عربی، سریانی و یونانی، برای نخستینبار نشان میدهد که آیات ۶ تا ۹ سورۀ صف، نسبتی بینامتنی با فصل ۱۲ انجیل متی دارد.
در انجیل متی، فصل ۱۲، پس از گفتوگوی عیسی و فریسیان دربارۀ فهم درست از حکمِ شرعیِ نگاهداشتنِ سبت (شنبه) و استناد عیسی به تورات ("مگر در تورات نخواندهاید؟")، عیسی بهشفا دادن بیماری در روز سبت میپردازد؛ امری که بهخصومت فریسیان با او دامن میزند: "فریسیان بیرون رفتند و با هم مشورت کردند که چگونه او را بکشند." سپس میخوانیم:
"(۱۵) چون عیسی از این امر آگاه شد، آن مکان را ترک گفت. اما عدۀ بسیاری از پی او رفتند و او جمیع ایشان را شفا بخشید. (۱۶) و مردم را از افشای نامش بازداشت. (۱۷) این واقع شد تا آنچه بهوسیلۀ اشعیای نبی گفته شده بود تحقق یابد که:
(۱۸) «این است بندۀ من که مشتاق اویم؛ محبوب من که جانم از او خشنود است. من روح خود را بر او خواهم نهاد و او داوری [سریانی: دینا] را بهامتها اعلام خواهد کرد... (۲۰) ...[همچون] چراغ کمسویی [سریانی: مطفطف] که خدا مانع خاموشیاش میشود، تا زمانی که داوری حق را بهپیروزی برساند.»
(۲۱) و بهاسم او همۀ امتها بشارت داده خواهند شد."
(متی، فصل ۱۲؛ ترجمه مقاله)
* تصویر: نسخهٔ یونانی Codex Sinaiticus، از سدۀ ۴-۵ میلادی
اینجاست که یک پرسش کلیدی شکل میگیرد: چگونه عیسی که در این صحنه اصرار دارد «ناشناس بماند» و از شهرت میگریزد، میتواند همان موعودِ جهانیِ اشعیا باشد که مأموریت دارد آیینِ حق را با صدای بلند به گوشِ تمام جهانیان برساند؟
قرآن با یک تغییرِ رویکرد معنادار، این گره را میگشاید: قرآن بشارتِ اشعیا را که در انجیل، «روایتِ متی در توصیفِ حالِ عیسی» است، به «بشارتِ عیسی دربارهٔ آینده» بازخوانی میکند و بدینترتیب این تعارضِ ظاهری برطرف میشود.
در چارچوب این خوانش، آیۀ ۶ سورۀ صف پاسخی راهگشا ارائه میدهد: در اینجا عیسی (و نه متی) سخن میگوید و با خطابِ «یا بنیاسرائیل انی رسول الله الیکم»، ابتدا به محدودیتِ رسالتِ خود در میان قوم یهود اذعان میکند. سپس با استناد به همان پیشگویی اشعیا، خود را «تصدیقکنندۀ کتبِ پیشین» میخواند (مصدقا لما بین یدیّ من التوراه) و در نهایت، تحققِ وعدۀ بزرگِ «اعلامِ جهانیِ دین» را به ظهور پیامبری در آینده موکول مینماید.
بخش ۱ از ۲ [ادامه در اینجا]
#انعکاس_مقاله
@inekas
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍32👎3
معرفی مقالۀ «معمای احمد: پردهبرداری از تعاملات متنی قرآن با انجیل متی» [بخش ۲ از ۲ - بخش ۱ ]
⭐️ بینامتنیت آیات سورهٔ صف با متی ۱۲
روابط بینامتنی آیات ۶-۹ سورهٔ صف با آیات متی ۱۲ فراتر از چند تناظری است که در نگاه اول به چشم میخورد. بر اساس بررسیهای نویسندگان، برخی از این درهمتنیدگیها نکات جالبی را در بردارد، از جمله:
🔵 تصویر انجیلی «چراغ کمسویی (سریانی: مطفطف) که خدا مانع خاموشیاش میشود» به روشنی یادآور عبارت قرآنی «یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم والله متمّ نوره» است (ردیف ۸ جدول)، امری که فراتر از معنا، در ریشۀ واژگان نیز همخوان است (مطفطف/لیطفئوا).
🔵 عبارتِ «پادشاهیِ خدا» [سریانی: ملکوت] در متی: ۲۸، عیناً در سورۀ صف تکرار نشده، بلکه در واژۀ «اسلام» بازتاب یافته: «وهو يدعى إلى الإسلام» (ردیف ۷ جدول). در واقع قرآن با رویکردی متفاوت به همان حقیقتِ انجیلی اشاره میکند و از منطقِ «م-ل-ک» (اقتدار و پادشاهی) به منطقِ «س-ل-م» (تسلیم) گذار میکند. با توجه به اینکه معنای "اسلام" در قرآن، «تسلیمِ خودخواستۀ انسان» است (Sinai, Key Terms of the Qur'an, 403-7)، قرآن عملاً برداشت نوینی از حکومت الهی ارائه داده که در آن، استقرارِ فرمانروایی خدا نه با سیطرۀ بیرونی، بلکه با «تسلیمِ آگاهانه» محقق میشود.
🔵 گرچه «دين الحقّ» معمولاً به «آیین راستین» ترجمه میشود، اما نویسندگان نشان میدهند که با نظر به ریشۀ سریانیِ کلمۀ «دین» (داوری) و ارتباط بینامتنی (ردیف ۹ جدول)، اینجا معنای «داوری براساس حق» میدهد، مانند کاربرد مشابه در «یوم الدین». بنابراین، «لیظهره علی الدین کله» (ردیف ۱۰ جدول) به این معنا نیست که دین یا مذهبی جدید جایگزین سایر ادیان میشود، بلکه بدین معناست که «قضاوت بر اساس معیار حق» بر تمامِ داوریهای بشری غلبه کرده و آشکار خواهد شد.
⭐️ حل معمای «احمد»
در پرتو این ارتباطات تنگاتنگ بینامتنی، انتظار داریم که مضمون «اسمه احمد» نیز معادلی در متی داشته باشد.
☑️ ریشۀ «حمد» در زبانهای سامیِ غیرعربی به معنای «اشتیاق» است؛ معنایی که معادلِ آن در انجیل متی ۱۲: ۱۸ به کار رفته است. در این آیه، جملاتی از زبان خدا نقل شده که ارجاعی مستقیم به کتاب اشعیا ۴۲: ۱ دارد: «این است بندۀ من که او را برگزیدهام (سریانی: ʾeṣṭabīt)» و «حبیبم که جانم از او خشنود است (یونانی: eudokēsen)». نکتۀ جالب آنکه ریشۀ سریانی واژۀ ʾeṣṭabīt دقیقا معادل مشتاق هستم و واژۀ یونانیِ eudokēsen در جاهای دیگرِ بایبل، نظیر مزامیر ۶۸: ۱۷، دقیقا برابر با ریشۀ عبری «حمد» (میل و اشتیاق) قرار گرفته است.
☑️ قرآن با آگاهی از این معنای ریشۀ «حمد» در عبری، فعلِ اول شخصِ مفردِ همریشه با «محمد»، یعنی «اَحمَدُ» را به کار میبرد (دقیقا مانند "مشتاق هستم" که اول شخص مفرد است). بنابراین «احمد» در اینجا فقط یک اسمِ شناسنامهای نیست؛ بلکه یک «کُد» است که ما را مستقیما به پیشگویی انجیل و اشعیا ارجاع میدهد. تنها تفاوت آن است که در بایبل، خدا گوینده است («بندۀ من که مشتاق اویم»)؛ اما در قرآن، عیسی گوینده است («اسمه أحمد»). این پدیده را نویسندگان «تفسیرِ نامشناختی» (Onomastic Exegesis) مینامند؛ جایی که یک توصیف فعلی در متون پیشین، تبدیل به یک عنوان یا اسم برای اشاره به پیامبر جدید میشود.
☑️ بنابراین، وقتی عیسی در قرآن بشارت به پیامبری میدهد که «اِسمُهُ اَحمَدُ»، در واقع دارد به مخاطبان مسیحی و یهودیِ خود کد میدهد. در اینجا اسم معنای اصیلِ خود در عربی را دارد؛ یعنی نشان یا وصف، و نه صرفاً نام. بنابراین معنای آیه اینگونه میشود: عیسی میگوید: من آمدنِ پیامبری را مژده میدهم که نشانِ او، این [سخنِ خداوند در کتاب اشعیا]ست: «[من] مشتاقِ او هستم».
☑️ در کنار این لایهٔ معنایی برای اهلکتاب، واژۀ احمد برای مخاطب عربزبان کارکردی «اسمی (nominal)» داشت. در فرهنگ عرب نامگذاری افراد با «افعال مضارع» کاملاً رایج بود (مانند نام «یحیی»: زنده میشود، یا «تغلب»: غلبه میکند)؛ لذا اعراب بهراحتی میپذیرفتند که واژۀ «احمد» در کلام عیسی، بهعنوان بشارتی به «محمد» (که همریشۀ آن است) تفسیر شود.
⭐️ جمعبندی
🔵 آیات ۶-۹ سورۀ صف و نیز متی ۱۲ هر دو بشارتی را نقل میکنند به فردی که مأموریت نهاییاش برپاییِ حق است؛ فردی که خداوند دربارۀ او گفته: «من مشتاق اویم» (اسمه أحمد). او "حق" را به پیروزی میرساند، حتی اگر نورش کمسو شود؛ چرا که خدا مانع خاموشیاش میشود.
🔵 نویسندگان نتیجه میگیرند که این سطح از دقت در تعامل با متن، نشاندهندۀ یک «تعاملِ عالمانه» است. قرآن تنها یک شنونده منفعلِ داستانهای انجیلی نیست، بلکه «مفسری فعال» و «خوانشگری مقتدر» است. قرآن مفاهیم مسیحی را میشناسد، آنها را بومیسازی و اصلاح کرده و دست به بازسازیِ الاهیاتیشان میزند.
⬇️ دریافت مقاله
#انعکاس_مقاله
@inekas
روابط بینامتنی آیات ۶-۹ سورهٔ صف با آیات متی ۱۲ فراتر از چند تناظری است که در نگاه اول به چشم میخورد. بر اساس بررسیهای نویسندگان، برخی از این درهمتنیدگیها نکات جالبی را در بردارد، از جمله:
در پرتو این ارتباطات تنگاتنگ بینامتنی، انتظار داریم که مضمون «اسمه احمد» نیز معادلی در متی داشته باشد.
#انعکاس_مقاله
@inekas
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍65👎6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎞 چرا قرآن بر غذا خوردن عیسی و مریم تأکید میکند؟
👤 کلاوس فوناشتوش (دانشگاه بن) | بخشی از ویدئوی منتشر شده در کانال انجمن مباحثات قرآنی | با زیرنویس فارسی
اشارۀ قرآن در آیۀ بالا به اینکه عیسی و مریم «هر دو غذا میخوردند» معمولاً بهمثابۀ استدلالی علیه این دیدگاه مسیحیانِ همروزگار با قرآن شمرده شده که عیسی و مریم موجوداتی الوهی بوده و از همینرو، آنان را بینیاز از غذا خوردن میشمردهاند. با اینحال، دشواری اساسی در اینجا آن است که مسیحیان چنین باوری نداشتهاند: مسیحیان برآن نیستند که عیسی و مریم غذا نمیخوردهاند؛ حتی اگر چنین دیدگاهی را بتوان نزد گروههایی از مسیحیان دربارۀ عیسی یافت، چنین دیدگاهی دربارۀ مریم در کار نبوده است. با درنظر داشتن این دشواری، اشارۀ قرآن به غذا خوردن عیسی و مریم را در سیاق این آیه، چگونه باید فهمید؟
💠 در این ویدئو خلاصه پاسخ کلاوس فوناشتوش به این پرسش را مشاهده میکنید.
🔺 نسخۀ کامل این ویدئو (به طول ۸ دقیقه) به درخواست انجمن مباحثات قرآنی ضبط شده و در کانال این انجمن قابل مشاهده است.
💠 پاسخ دیگری که برای این پرسش در سنت تفسیری اسلامی ذکر شده، تأکید قرآن بر نفی جنبۀ الهی از عیسی و مریم است. لازم به ذکر است الهیات مسیحی مسیح را هم «کاملاً انسان» و هم «کاملاً الهی» میداند. اینکه در این آیه هم عیسی و هم مریم غذا میخوردند (و با نتایج مرتب بر آن که قرآن بنا بر ادب صریحا ذکر نکرده)، به منظور تأیید انسانیت کامل آنها و استدلال و تاکید بر مانع الجمع بودن این دو سرشت الهی و انسانی با هم در یک وجود است.
#انعکاس_یافتهها
@Inekas
﴿ما المسیح ابن مریم إلا رسولٌ قد خلت من قبله الرسول وأمّه صديقة کانا یأکلان الطعام انظر کیف نبیّن لهم الآیات ثمّ انظر أنّی یؤفکون ﴾
مسيح، پسر مريم جز پيامبرى نبود كه پيش از او [نيز] پيامبرانى آمده بودند؛ و مادرش زنى بسيار راستگو بود. هر دو غذا مىخوردند. بنگر چگونه آيات [خود] را براى آنان توضيح مىدهيم؛ سپس ببين چگونه [از حقيقت] دور مىافتند.
(مائده: 75؛ ترجمهی فارسی از محمدمهدی فولادوند)
اشارۀ قرآن در آیۀ بالا به اینکه عیسی و مریم «هر دو غذا میخوردند» معمولاً بهمثابۀ استدلالی علیه این دیدگاه مسیحیانِ همروزگار با قرآن شمرده شده که عیسی و مریم موجوداتی الوهی بوده و از همینرو، آنان را بینیاز از غذا خوردن میشمردهاند. با اینحال، دشواری اساسی در اینجا آن است که مسیحیان چنین باوری نداشتهاند: مسیحیان برآن نیستند که عیسی و مریم غذا نمیخوردهاند؛ حتی اگر چنین دیدگاهی را بتوان نزد گروههایی از مسیحیان دربارۀ عیسی یافت، چنین دیدگاهی دربارۀ مریم در کار نبوده است. با درنظر داشتن این دشواری، اشارۀ قرآن به غذا خوردن عیسی و مریم را در سیاق این آیه، چگونه باید فهمید؟
کلاوس فوناشتوش الاهیدان کاتولیک و استاد الاهیات سیستماتیک در بُن است، و از جملۀ آثار او میتوان به پیامبری در اسلام و مسیحیت (با همکاری طوبا ایشیک؛ 2013)، چالشِ اسلام: رهیافتهای مسیحی (2016)، پیامبر دیگر: عیسی در قرآن (با همکاری موهناد خورشیده؛ 2018)، و مریم در قرآن: دوست خدا، باکره، مادر (با همکاری منی ططری؛2021) اشاره کرد. معرفی کتاب اخیر (مریم در قرآن) و ترجمۀ فارسی مقدمۀ آن پیشتر در کانال انعکاس منتشر شده است.
#انعکاس_یافتهها
@Inekas
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍24👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎞 نقد فُرم: واکاوی ریشههای ادبی/داستانی سیرهٔ نبوی در میراث غیر اسلامی
🟣 احسان روحی، پژوهشگر سیرهٔ نبوی، در مقدمهٔ ارائهاش در چهارمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس به نقش نقد فُرم در واکاوی ریشههای ادبی/داستانی سیرهٔ نبوی پرداخته و ما را با چیستی نقد فرم و کاربردهای آن در کشف بازپردازیهای ادبی متأخر آشنا میکند.
نخستین منابع سیره با فاصلهای دستکم یکونیمقرنی از زمان زندگی پیامبر تدوین شدهاند؛ فاصلهای که مسأله انتقال شفاهی و حافظهٔ جمعی را بهطور جدی مطرح کرده و بازسازی تاریخی را دشوار میسازد. اهمیت این تأخر زمانی هنگامی روشنتر میشود که سیره، در بستر منازعات سیاسی خوانده شود، زیرا این متون در دوره خلافت اموی و عباسی شکل گرفته و سیرهنگاران اولیه در پیوند با دستگاه خلافت فعالیت میکردهاند. از اینرو، سیره نه متنی بیطرف، بلکه روایتی سامانیافته در افق نیازها و حساسیتهای معطوف به قدرت است.
در سطحی دیگر، نقد فُرم نشان میدهد که گزارشهای سیره غالباً بازتاب خام وقایع تاریخی نیستند، بلکه بازپردازیهایی ادبیاند که از سنتهای روایی پیشین، اعم از سنتهای بومیِ عربی و غیرِ بومیِ مسیحی-یهودی، تغذیه میکنند. پژوهشهای تطبیقی آشکار ساختهاند که برخی روایتهای سیره از حیث ساختار داستانی با روایتهای عهد عتیق و متون مسیحی باستان متأخر همخواناند؛ مانند ماجرای ازدواج پیامبر با زینب بنتجحش که به داستان داوود و بتشبع شبیه است، یا شباهت روایت زید بنحارثه با داستان یوسف، و همچنین روایت شقّالصدر و آغاز وحی که شبیه به زندگینامهها و مکاشفات قدیسان مسیحی است.
در این میان، نقش قصّاص را نیز نباید نادیده گرفت؛ راویانی که با آگاهی از ناآشنایی بخش بزرگی از مخاطبان مسلمان با متون یهودی و مسیحی، این الگوهای روایی را در قالبی اسلامی بازسازی کرده و به گردش درمیآوردند.
احسان روحی، دبیر علمی مدرسه مدار ۱۴۰۴، در این ویدئو توضیح میدهد که رویکرد نقد فرم، نه دعوت به انکار سیره، بلکه فراخوانی به خوانش تاریخی و انتقادی آن است؛ خوانشی که به شرایط تولید متن، فرم روایت و شبکهٔ الهامهای ادبی و فرهنگی آن توجه میکند.
🔴 چهارمین مدرسهٔ مدار با موضوع «رویکردهای جدید در مطالعهٔ اسلام نخستین: نقد فرم در تعامل با دیگر روشهای تاریخی-انتقادی» از ۲۰ تا ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ در جزیره کیش برگزار خواهد شد. برای کسب اطلاعات تکمیلی و ثبتنام به این پیوند مراجعه کنید.
🗂 فهرست مطالب ویدئو:
00:00 چالشهای تاریخنگاری سیره: نقش دستگاه خلافت و مسئلهٔ «فاصله تاریخی» تا زمان تدوین متون
02:10 معرفی ابزارهای نقد تاریخی در آکادمیهای غربی و روش «نقد فرم» (Form Criticism)
07:23 بررسی نمونه تأثیرات کتاب مقدس
08:37 بررسی نمونه تأثیرات باستان متأخر (۱)
12:43 بررسی نمونه تأثیرات باستان متأخر (۲)
15:00 تحلیل نهایی: نقش داستانسرایان (قصّاص) با پیشینهٔ یهودی-مسیحی در شکلدهی ژانر سیره نبوی
@Inekas
نخستین منابع سیره با فاصلهای دستکم یکونیمقرنی از زمان زندگی پیامبر تدوین شدهاند؛ فاصلهای که مسأله انتقال شفاهی و حافظهٔ جمعی را بهطور جدی مطرح کرده و بازسازی تاریخی را دشوار میسازد. اهمیت این تأخر زمانی هنگامی روشنتر میشود که سیره، در بستر منازعات سیاسی خوانده شود، زیرا این متون در دوره خلافت اموی و عباسی شکل گرفته و سیرهنگاران اولیه در پیوند با دستگاه خلافت فعالیت میکردهاند. از اینرو، سیره نه متنی بیطرف، بلکه روایتی سامانیافته در افق نیازها و حساسیتهای معطوف به قدرت است.
در سطحی دیگر، نقد فُرم نشان میدهد که گزارشهای سیره غالباً بازتاب خام وقایع تاریخی نیستند، بلکه بازپردازیهایی ادبیاند که از سنتهای روایی پیشین، اعم از سنتهای بومیِ عربی و غیرِ بومیِ مسیحی-یهودی، تغذیه میکنند. پژوهشهای تطبیقی آشکار ساختهاند که برخی روایتهای سیره از حیث ساختار داستانی با روایتهای عهد عتیق و متون مسیحی باستان متأخر همخواناند؛ مانند ماجرای ازدواج پیامبر با زینب بنتجحش که به داستان داوود و بتشبع شبیه است، یا شباهت روایت زید بنحارثه با داستان یوسف، و همچنین روایت شقّالصدر و آغاز وحی که شبیه به زندگینامهها و مکاشفات قدیسان مسیحی است.
در این میان، نقش قصّاص را نیز نباید نادیده گرفت؛ راویانی که با آگاهی از ناآشنایی بخش بزرگی از مخاطبان مسلمان با متون یهودی و مسیحی، این الگوهای روایی را در قالبی اسلامی بازسازی کرده و به گردش درمیآوردند.
احسان روحی، دبیر علمی مدرسه مدار ۱۴۰۴، در این ویدئو توضیح میدهد که رویکرد نقد فرم، نه دعوت به انکار سیره، بلکه فراخوانی به خوانش تاریخی و انتقادی آن است؛ خوانشی که به شرایط تولید متن، فرم روایت و شبکهٔ الهامهای ادبی و فرهنگی آن توجه میکند.
00:00 چالشهای تاریخنگاری سیره: نقش دستگاه خلافت و مسئلهٔ «فاصله تاریخی» تا زمان تدوین متون
02:10 معرفی ابزارهای نقد تاریخی در آکادمیهای غربی و روش «نقد فرم» (Form Criticism)
07:23 بررسی نمونه تأثیرات کتاب مقدس
08:37 بررسی نمونه تأثیرات باستان متأخر (۱)
12:43 بررسی نمونه تأثیرات باستان متأخر (۲)
15:00 تحلیل نهایی: نقش داستانسرایان (قصّاص) با پیشینهٔ یهودی-مسیحی در شکلدهی ژانر سیره نبوی
@Inekas
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍14
🔴 مدرسۀ مدار ۱۴۰۴
رویکردهای جدید در مطالعۀ اسلام نخستین:
«نقد فرم» در تعامل با دیگر روشهای تاریخی-انتقادی
💠 در یک قرن اخیر، با روی کار آمدن روشهای نو در مطالعهٔ اسلام نخستین و تطوّر آنها طی این سالها در مطالعات دانشگاهی، آگاهی از صورت تکاملیافتهٔ این رویکردها برای فهم و نقد پژوهشهای تاریخیِ معاصر اهمیتی ویژه یافته است. مدرسهٔ مدار که بر آموزش کارگاهیِ مهارتها و ابزارهای پژوهش در مطالعات اسلامی تمرکز دارد، این بار به رویکردهای جدید در مطالعهٔ اسلام نخستین، با تأکید ویژه بر «نقد فرم» و تعامل آن با دیگر روشهای تاریخی ـ انتقادی میپردازد.
نقد فرم که نخست با تلاشهای آلبرشت نوت به مطالعات تاریخ اسلام نخستین راه یافت، روشی است که با بررسی ساختار، قالب و الگوهای تکرارشوندهٔ متن، میکوشد تا بافت تاریخی، کارکرد اجتماعی و جایگاه آن را در جامعهای که متن در آن شکل گرفته است، بازشناسی کند. از آنجا که نقد فرم در آثار متعددی با دیگر روشهای تاریخی ـ انتقادی تلفیق یافته و اهمیتی خاص پیدا کرده است، در این مدرسه برآنیم تا با ترکیبی از آموزشهای نظری و کارگاهی، مخاطبان دوره را با کاربست نقد فرم و نحوهٔ تعامل آن با دیگر روشها در مطالعهٔ اسلام آغازین آشنا کنیم.
◀️ برای آشنایی بیشتر با روش «نقد فرم»، این ویدئو از احسان روحی، دبیر علمی مدرسۀ مدار ۱۴۰۴ را مشاهده بفرمایید.
✔️ ۳۰ ساعت ارائهٔ کارگاهی و حل مسئله در ۴ روز (به صورت حضوری)
✔️ ۲۰ تا ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ | ساعت ۹ تا ۱۸
✔️ مکان برگزاری: جزیرۀ کیش
✔️ ارائهها به دو زبان فارسی و انگلیسی خواهد بود.
📊 برخی امتیازات این مدرسه
👥 ظرفیت: ۲۰ نفر
🗓 مهلت درخواست برای ثبتنام و ارسال مدارک: ۲۷ دی
✉ اعلام نتایج: ۳۰ دی
🗒 پایان ثبتنام: ۳ بهمن
🔴 برای کسب اطلاعات بیشتر، مشاهدهٔ برنامه و هزینهها و پیشثبتنام رایگان به سایت مدرسهٔ مدار ۱۴۰۴ مراجعه کنید:
https://inekas.org/madar1404
اگر پرسشی دارید که در بخش «پرسشهای متداول» سایت پاسخ داده نشده است، میتوانید به @Inekas_admin پیغام دهید.
#رویداد_انعکاس
@Inekas
رویکردهای جدید در مطالعۀ اسلام نخستین:
«نقد فرم» در تعامل با دیگر روشهای تاریخی-انتقادی
نقد فرم که نخست با تلاشهای آلبرشت نوت به مطالعات تاریخ اسلام نخستین راه یافت، روشی است که با بررسی ساختار، قالب و الگوهای تکرارشوندهٔ متن، میکوشد تا بافت تاریخی، کارکرد اجتماعی و جایگاه آن را در جامعهای که متن در آن شکل گرفته است، بازشناسی کند. از آنجا که نقد فرم در آثار متعددی با دیگر روشهای تاریخی ـ انتقادی تلفیق یافته و اهمیتی خاص پیدا کرده است، در این مدرسه برآنیم تا با ترکیبی از آموزشهای نظری و کارگاهی، مخاطبان دوره را با کاربست نقد فرم و نحوهٔ تعامل آن با دیگر روشها در مطالعهٔ اسلام آغازین آشنا کنیم.
-امکان تعامل حضوری با پژوهشگران برجستهٔ مطالعات اسلامی داخلی و خارجی
- اقامت رایگان برای شرکتکنندگان
- تسهیلات مالی و کمک هزینه ثبتنام برای تعداد محدودی از متقاضیان
https://inekas.org/madar1404
اگر پرسشی دارید که در بخش «پرسشهای متداول» سایت پاسخ داده نشده است، میتوانید به @Inekas_admin پیغام دهید.
#رویداد_انعکاس
@Inekas
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍22