Forwarded from محمد مالجو
⭕️ هشدار یک دیپلمات
یادداشت کورش احمدی، دیپلمات پیشین، در میان هیاهوی نوشتههایی که با لحنی هیجانی و غیرمسئولانه از «مقاومت» سخن میگویند، صدایی است هشداردهنده و سزاوارِ توجهِ همگان. اهمیت صدای احمدی دقیقاً در همین فاصلهگیری از فضای مسلط است. در جایی که بسیارانی، بیاعتنا به هزینهها، از ایستادگی سخن میگویند، احمدی از هزینههای تحملناپذیر مقاومت غیرمسئولانهای حرف میزند که بنیانهای زندگی اجتماعی را در هم میشکند.
نخستین ضربۀ تحلیلیاش متوجه همان تصور رایجی است که صِرفِ ورود به مسیر دیپلماتیک را کافی میداند. احمدی تلویحاً تأکید میکند که ورود به مسیر دیپلماتیک بدون ارائۀ پیشنهادهای مشخص و قابلقبول عملاً بیثمر خواهد بود. اگر قرار است از جنگ پرهیز شود، این مسیر فقط زمانی معنا دارد که با ارائۀ پیشنهادهای عملی و مشخص و قابلقبول برای طرف مقابل همراه شود. در غیر این صورت، آنچه «دیپلماسی» نامیده میشود پوششی است برای تداوم همان بنبستی که به جنگ میانجامد. مسئله دقیقاً اینجاست: دیپلماسی اگر به سطح اعلام مواضع تقلیل یابد نه مانع جنگ بلکه یکی از مسیرهای هموارکنندهاش خواهد بود.
اما هشدار اصلیاش دربارۀ ترسیم ابعاد جنگ احتمالیِ بعدی است. برخلاف روایتهایی که هنوز جنگ را در قالب درگیریهای محدود یا کنترلپذیر تصویر میکنند، احمدی بهروشنی میگوید که اینبار هدف نیروهای مهاجم مشخصاً زیرساختهای غیرنظامی خواهد بود. معنای این گزاره تکاندهنده است: تخریب شبکههای حیاتی از انرژی و حملونقل تا زیست روزمرۀ مردم. اینجا دیگر سخن از فقط فشار نیست. حرف بر سرِ ویرانی است در ابعادی تا اینجا بیسابقه، ویرانیِ فزایندهترِ کشوری که نه منابع مالی برای بازسازی دارد و نه امکان بازسازی گسترده در شرایط تحریم. در چنین افقی، ریسکی که حاکمیت میپذیرد نه یک ریسک سیاسی بلکه قمار بر سر سرنوشت میلیونها انسان است. وقتی بازدارندگی تعیینکنندهای در کار نیست، طرف مهاجم با اطمینان بیشتری میتواند به سوی همین سناریوی تخریب زیرساختی حرکت کند.
همینجاست که احمدی یکی از خطرناکترین توهمات را هدف میگیرد: باور به بازدارندگی تعیینکننده. این همان باوری است که متکای خواب نازِ بخشی از تصمیمگیرانی شده که خطر جنگ را مهارپذیر تصور میکنند. احمدی تصریح میکند که ابزارهای موجود گرچه میتوانند برای طرفهای مهاجم هزینه ایجاد کنند اما تعیینکننده نیستند. این داوری، اگر جدی گرفته شود، بنیان بسیاری از اعتمادبهنفسهای رسمی را فرو میریزد. چگونه میتوان با اتکا به حدی از بازدارندگی که سرنوشتساز نیست وارد مسیری شد که پیآمدش میتواند نابودی زیرساختهای کشور باشد؟
از دل تحلیل احمدی یک نتیجهگیری هولناک سر برمیآورد: ما در آستانۀ لحظهای ایستادهایم که دیگر نه با خطاهای کوچک بلکه با خطایی تعیینکننده سنجیده خواهیم شد. فرصتها رو به پایاناند و آنچه باقی مانده نه زمان بلکه آخرین مجال برای انتخاب است. یا دیپلماسیِ واقعی همراه با پیشنهادهای روشن و قابلقبول یا سقوط در مسیری که انتهایش نه ابهام بلکه ویرانیِ بیبازگشت است. اینجا دیگر جای تعلل نیست. هر تأخیر، هر خودفریبی، و هر تکیه به بازدارندگیِ ناکافی عملاً گامی است به سوی آیندۀ سیاهی که نام ایران نه با مناقشه بلکه با ویرانی پیوند خواهد خورد.
این مسیر نه تقدیری اجتنابناپذیر بلکه حاصل انتخابهایی است که هنوز میتوان تغییرشان داد اما نه برای مدت طولانی.
🆔 @mmaljoo
یادداشت کورش احمدی، دیپلمات پیشین، در میان هیاهوی نوشتههایی که با لحنی هیجانی و غیرمسئولانه از «مقاومت» سخن میگویند، صدایی است هشداردهنده و سزاوارِ توجهِ همگان. اهمیت صدای احمدی دقیقاً در همین فاصلهگیری از فضای مسلط است. در جایی که بسیارانی، بیاعتنا به هزینهها، از ایستادگی سخن میگویند، احمدی از هزینههای تحملناپذیر مقاومت غیرمسئولانهای حرف میزند که بنیانهای زندگی اجتماعی را در هم میشکند.
نخستین ضربۀ تحلیلیاش متوجه همان تصور رایجی است که صِرفِ ورود به مسیر دیپلماتیک را کافی میداند. احمدی تلویحاً تأکید میکند که ورود به مسیر دیپلماتیک بدون ارائۀ پیشنهادهای مشخص و قابلقبول عملاً بیثمر خواهد بود. اگر قرار است از جنگ پرهیز شود، این مسیر فقط زمانی معنا دارد که با ارائۀ پیشنهادهای عملی و مشخص و قابلقبول برای طرف مقابل همراه شود. در غیر این صورت، آنچه «دیپلماسی» نامیده میشود پوششی است برای تداوم همان بنبستی که به جنگ میانجامد. مسئله دقیقاً اینجاست: دیپلماسی اگر به سطح اعلام مواضع تقلیل یابد نه مانع جنگ بلکه یکی از مسیرهای هموارکنندهاش خواهد بود.
اما هشدار اصلیاش دربارۀ ترسیم ابعاد جنگ احتمالیِ بعدی است. برخلاف روایتهایی که هنوز جنگ را در قالب درگیریهای محدود یا کنترلپذیر تصویر میکنند، احمدی بهروشنی میگوید که اینبار هدف نیروهای مهاجم مشخصاً زیرساختهای غیرنظامی خواهد بود. معنای این گزاره تکاندهنده است: تخریب شبکههای حیاتی از انرژی و حملونقل تا زیست روزمرۀ مردم. اینجا دیگر سخن از فقط فشار نیست. حرف بر سرِ ویرانی است در ابعادی تا اینجا بیسابقه، ویرانیِ فزایندهترِ کشوری که نه منابع مالی برای بازسازی دارد و نه امکان بازسازی گسترده در شرایط تحریم. در چنین افقی، ریسکی که حاکمیت میپذیرد نه یک ریسک سیاسی بلکه قمار بر سر سرنوشت میلیونها انسان است. وقتی بازدارندگی تعیینکنندهای در کار نیست، طرف مهاجم با اطمینان بیشتری میتواند به سوی همین سناریوی تخریب زیرساختی حرکت کند.
همینجاست که احمدی یکی از خطرناکترین توهمات را هدف میگیرد: باور به بازدارندگی تعیینکننده. این همان باوری است که متکای خواب نازِ بخشی از تصمیمگیرانی شده که خطر جنگ را مهارپذیر تصور میکنند. احمدی تصریح میکند که ابزارهای موجود گرچه میتوانند برای طرفهای مهاجم هزینه ایجاد کنند اما تعیینکننده نیستند. این داوری، اگر جدی گرفته شود، بنیان بسیاری از اعتمادبهنفسهای رسمی را فرو میریزد. چگونه میتوان با اتکا به حدی از بازدارندگی که سرنوشتساز نیست وارد مسیری شد که پیآمدش میتواند نابودی زیرساختهای کشور باشد؟
از دل تحلیل احمدی یک نتیجهگیری هولناک سر برمیآورد: ما در آستانۀ لحظهای ایستادهایم که دیگر نه با خطاهای کوچک بلکه با خطایی تعیینکننده سنجیده خواهیم شد. فرصتها رو به پایاناند و آنچه باقی مانده نه زمان بلکه آخرین مجال برای انتخاب است. یا دیپلماسیِ واقعی همراه با پیشنهادهای روشن و قابلقبول یا سقوط در مسیری که انتهایش نه ابهام بلکه ویرانیِ بیبازگشت است. اینجا دیگر جای تعلل نیست. هر تأخیر، هر خودفریبی، و هر تکیه به بازدارندگیِ ناکافی عملاً گامی است به سوی آیندۀ سیاهی که نام ایران نه با مناقشه بلکه با ویرانی پیوند خواهد خورد.
این مسیر نه تقدیری اجتنابناپذیر بلکه حاصل انتخابهایی است که هنوز میتوان تغییرشان داد اما نه برای مدت طولانی.
🆔 @mmaljoo
👍146👎21
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اقتصاد جنگ و تابآوری: ضرورت تغییر تفکر
دکتر #فرهاد_نیلی متخصص اقتصاد کلان است و به مدت سه دهه در سیاستگذاری اقتصادی و همچنین تدریس اقتصاد فعال بوده است. ایشان در این گفتوگو شرایط اقتصاد ایران بعد از جنگ و حمله به زیرساختهای اقتصادی کشور را بررسی میکند. اما مهمترین بخش این گفتوگو، توصیههای سیاستی او به سیاستگذاران و حکمرانان اقتصادی کشور است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/VTsBZhqjD4Q
فرهاد نیلی معتقد است در شرایط کمبود اقتصادی ناشی از جنگ، قیمتها در بازار آزاد برای به تعادل رساندن اقتصاد کافی نیستند. همچنین، پارادایم اقتصاد رشد باید به اقتصاد بقا تغییر یابد و سیاستگذاری برای چنین دورانی، الزاماتی دارد که به شدت متفاوت از گذشته است. فرهاد نیلی به سیاستگذار توصیه میکند به بوروکراسی برای نجات اقتصاد ایران در این شرایط امید نبندد و شرکتهای بزرگ و امتحان پسداده اقتصاد ایران را برای غلبه بر دشواریهای شرایط فعلی بهکار بگیرد و همزمان اختیارات کافی به ایشان بدهد.
#حمله_آمریکا #اقتصاد_ایران #پارادایم_بقا #تورم #بیکاری
@irantalk_sn
دکتر #فرهاد_نیلی متخصص اقتصاد کلان است و به مدت سه دهه در سیاستگذاری اقتصادی و همچنین تدریس اقتصاد فعال بوده است. ایشان در این گفتوگو شرایط اقتصاد ایران بعد از جنگ و حمله به زیرساختهای اقتصادی کشور را بررسی میکند. اما مهمترین بخش این گفتوگو، توصیههای سیاستی او به سیاستگذاران و حکمرانان اقتصادی کشور است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/VTsBZhqjD4Q
فرهاد نیلی معتقد است در شرایط کمبود اقتصادی ناشی از جنگ، قیمتها در بازار آزاد برای به تعادل رساندن اقتصاد کافی نیستند. همچنین، پارادایم اقتصاد رشد باید به اقتصاد بقا تغییر یابد و سیاستگذاری برای چنین دورانی، الزاماتی دارد که به شدت متفاوت از گذشته است. فرهاد نیلی به سیاستگذار توصیه میکند به بوروکراسی برای نجات اقتصاد ایران در این شرایط امید نبندد و شرکتهای بزرگ و امتحان پسداده اقتصاد ایران را برای غلبه بر دشواریهای شرایط فعلی بهکار بگیرد و همزمان اختیارات کافی به ایشان بدهد.
#حمله_آمریکا #اقتصاد_ایران #پارادایم_بقا #تورم #بیکاری
@irantalk_sn
👍30👎1
Forwarded from حسین قتیب
اگر ایران بخواهد از وضعیت واکنشی خارج شود و وارد مرحله بازسازی بازدارندگی، تنظیم رابطه با چین، بازتعریف چابهار، مدیریت پاکستان، فهم محدودیتهای روسیه، و طراحی پنجره خروج برای آمریکا شود، به چیزی فراتر از شعار نیاز دارد: یک دستگاه سیاست خارجی حرفهای، هماهنگ، بینبخشی و مصون از رقابتهای سیاسی عوامانه.
اجرای چنین تغییری نیازمند هماهنگی میان وزارت خارجه، نهادهای امنیتی، نهادهای نظامی، دستگاه اقتصادی، بخش انرژی، ساختار حملونقل، سازمان برنامهریزی، بانک مرکزی، نهادهای بندری و دریایی، و حتی دستگاه رسانهای کشور است. سیاست خارجی در این سطح دیگر فقط کار سفیر، مذاکرهکننده یا یک اداره منطقهای در وزارت خارجه نیست. این سیاست، همزمان به انرژی، کریدورها، بازدارندگی، تجارت، غذا، دارو، روایتسازی، مدیریت بحران، و دیپلماسی چندلایه مربوط است. بنابراین اگر هر نهاد بخواهد از زاویه رقابت سیاسی، منافع سازمانی، یا نزاعهای داخلی خود وارد شود، راهبرد پیش از اجرا فرسوده خواهد شد.
یکی از خطرهای جدی در ایران، تبدیل پروندههای راهبردی به میدان رقابتهای عوامانه داخلی است. تصمیم درباره چین، روسیه، پاکستان، کره شمالی، چابهار، تنگه هرمز، یا حتی مذاکره با آمریکا، نباید به سوژهای برای شعارهای مجلس، رقابت جناحها، منازعه رسانهای، یا نمایشهای کوتاهمدت سیاسی تبدیل شود. سیاست خارجی در چنین لحظهای نیازمند محرمانگی حرفهای، اجماع حداقلی نخبگان، تقسیم کار روشن، و پرهیز از مصرف تبلیغاتی است. اگر هر جریان سیاسی بخواهد از این پروندهها برای اثبات انقلابیتر بودن، عملگراتر بودن، ضدغربیتر بودن یا عقلانیتر بودن خود استفاده کند، کشور توان اجرای راهبرد منسجم را از دست میدهد.
در این میان، وزارت امور خارجه باید از سطح اجرای روزمره مکاتبات و مواضع رسمی فراتر رود و به مرکز تولید دانش راهبردی و هماهنگی اجرایی تبدیل شود. وزارت خارجه نیازمند بدنه کارشناسی دقیق، حرفهای و منطقهشناس است؛ بدنهای که بتواند برای هر جزء از این راهبرد، برنامه عملیاتی مشخص ارائه کند. رابطه با چین یک پرونده کلی نیست؛ شامل انرژی، کریدورها، بانکها، بیمه، فناوری، امنیت دریایی، پاکستان، گوادر، چابهار، عربستان، و رابطه چین با آمریکا است. رابطه با روسیه نیز فقط «همکاری با شرق» نیست؛ شامل رقابت گازی، جنگ اوکراین، رابطه مسکو با اسرائیل، نیاز روسیه به کارت ایران، و محدودیتهای واقعی مسکو است. پاکستان فقط میانجی نیست؛ هم شریک چین است، هم نزدیک به عربستان، هم دارای کانال با آمریکا، هم بازیگر مستقلی که از بحران ایران قیمت ژئوپلیتیک خود را بالا میبرد.
همین منطق درباره کره شمالی، کشورهای عربی، اسرائیل، هند و حتی ایالات متحده نیز صدق میکند. ایران برای هرکدام از این پروندهها به دانش تخصصی نیاز دارد، نه برداشتهای عمومی، ترجمههای سطحی، گزارشهای رسانهای، یا تحلیلهایی که از طریق رسانههای غربی، اتاقهای فکر جهتدار، یا کانالهای غیررسمی و تکهتکه وارد ذهن سیاستگذار میشود. مشکل فقط کمبود اطلاعات نیست؛ مشکل گاهی وفور اطلاعات بیطبقهبندی، هدایتشده، ترجمهزده و بدون چارچوب تحلیلی است. سیاستگذار ایرانی نباید جهان را از پشت خلاصههای رسانهای ببیند. باید برای هر بازیگر، پرونده زنده، چندمنبعی، مقایسهای و مبتنی بر زبان، تاریخ، اقتصاد سیاسی، فرهنگ راهبردی و منافع واقعی آن بازیگر داشته باشد.
برای مثال، درباره چین باید فهمید که پکن چگونه میان ایران، عربستان، پاکستان، انرژی، گوادر، چابهار و رقابت با آمریکا توازن برقرار میکند. درباره روسیه باید دانست که مسکو ایران را کجا شریک میبیند، کجا رقیب گازی، و کجا برگ تاکتیکی. درباره پاکستان باید فهمید که اسلامآباد چگونه میان چین، آمریکا، عربستان و ایران بازی میکند. درباره کره شمالی باید دانست که منطق بقا، بازدارندگی و معامله در پیونگیانگ چگونه عمل میکند. درباره کشورهای عربی باید میان عربستان، امارات، قطر، عمان، عراق و مصر تمایز گذاشت و همه را در یک مفهوم کلی «اعراب» فرو نکاست. حتی درباره آمریکا نیز باید میان ترامپ، کنگره، پنتاگون، جامعه اطلاعاتی، لابیهای منطقهای، جریانهای انزواگرا، و محافل جنگطلب تمایز تحلیلی قائل شد.
وزارت خارجه و ساختار سیاست خارجی ایران نیازمند نوعی «اتاق راهبردی بینبخشی» است؛ نهادی که فقط توصیه کلی ندهد، بلکه برای هر محور، نقشه اجرایی تولید کند: چه کسی مذاکره کند، با چه پیامی، در چه سطحی، با چه امتیازی، با چه خط قرمزی، با چه جدول زمانی، با چه مسیر پشتیبان، و با چه سناریوی شکست. راهبرد بدون برنامه اجرایی، مقاله است؛ برنامه اجرایی بدون راهبرد، بوروکراسی کور است. ایران امروز به پیوند این دو نیاز دارد.
اجرای چنین تغییری نیازمند هماهنگی میان وزارت خارجه، نهادهای امنیتی، نهادهای نظامی، دستگاه اقتصادی، بخش انرژی، ساختار حملونقل، سازمان برنامهریزی، بانک مرکزی، نهادهای بندری و دریایی، و حتی دستگاه رسانهای کشور است. سیاست خارجی در این سطح دیگر فقط کار سفیر، مذاکرهکننده یا یک اداره منطقهای در وزارت خارجه نیست. این سیاست، همزمان به انرژی، کریدورها، بازدارندگی، تجارت، غذا، دارو، روایتسازی، مدیریت بحران، و دیپلماسی چندلایه مربوط است. بنابراین اگر هر نهاد بخواهد از زاویه رقابت سیاسی، منافع سازمانی، یا نزاعهای داخلی خود وارد شود، راهبرد پیش از اجرا فرسوده خواهد شد.
یکی از خطرهای جدی در ایران، تبدیل پروندههای راهبردی به میدان رقابتهای عوامانه داخلی است. تصمیم درباره چین، روسیه، پاکستان، کره شمالی، چابهار، تنگه هرمز، یا حتی مذاکره با آمریکا، نباید به سوژهای برای شعارهای مجلس، رقابت جناحها، منازعه رسانهای، یا نمایشهای کوتاهمدت سیاسی تبدیل شود. سیاست خارجی در چنین لحظهای نیازمند محرمانگی حرفهای، اجماع حداقلی نخبگان، تقسیم کار روشن، و پرهیز از مصرف تبلیغاتی است. اگر هر جریان سیاسی بخواهد از این پروندهها برای اثبات انقلابیتر بودن، عملگراتر بودن، ضدغربیتر بودن یا عقلانیتر بودن خود استفاده کند، کشور توان اجرای راهبرد منسجم را از دست میدهد.
در این میان، وزارت امور خارجه باید از سطح اجرای روزمره مکاتبات و مواضع رسمی فراتر رود و به مرکز تولید دانش راهبردی و هماهنگی اجرایی تبدیل شود. وزارت خارجه نیازمند بدنه کارشناسی دقیق، حرفهای و منطقهشناس است؛ بدنهای که بتواند برای هر جزء از این راهبرد، برنامه عملیاتی مشخص ارائه کند. رابطه با چین یک پرونده کلی نیست؛ شامل انرژی، کریدورها، بانکها، بیمه، فناوری، امنیت دریایی، پاکستان، گوادر، چابهار، عربستان، و رابطه چین با آمریکا است. رابطه با روسیه نیز فقط «همکاری با شرق» نیست؛ شامل رقابت گازی، جنگ اوکراین، رابطه مسکو با اسرائیل، نیاز روسیه به کارت ایران، و محدودیتهای واقعی مسکو است. پاکستان فقط میانجی نیست؛ هم شریک چین است، هم نزدیک به عربستان، هم دارای کانال با آمریکا، هم بازیگر مستقلی که از بحران ایران قیمت ژئوپلیتیک خود را بالا میبرد.
همین منطق درباره کره شمالی، کشورهای عربی، اسرائیل، هند و حتی ایالات متحده نیز صدق میکند. ایران برای هرکدام از این پروندهها به دانش تخصصی نیاز دارد، نه برداشتهای عمومی، ترجمههای سطحی، گزارشهای رسانهای، یا تحلیلهایی که از طریق رسانههای غربی، اتاقهای فکر جهتدار، یا کانالهای غیررسمی و تکهتکه وارد ذهن سیاستگذار میشود. مشکل فقط کمبود اطلاعات نیست؛ مشکل گاهی وفور اطلاعات بیطبقهبندی، هدایتشده، ترجمهزده و بدون چارچوب تحلیلی است. سیاستگذار ایرانی نباید جهان را از پشت خلاصههای رسانهای ببیند. باید برای هر بازیگر، پرونده زنده، چندمنبعی، مقایسهای و مبتنی بر زبان، تاریخ، اقتصاد سیاسی، فرهنگ راهبردی و منافع واقعی آن بازیگر داشته باشد.
برای مثال، درباره چین باید فهمید که پکن چگونه میان ایران، عربستان، پاکستان، انرژی، گوادر، چابهار و رقابت با آمریکا توازن برقرار میکند. درباره روسیه باید دانست که مسکو ایران را کجا شریک میبیند، کجا رقیب گازی، و کجا برگ تاکتیکی. درباره پاکستان باید فهمید که اسلامآباد چگونه میان چین، آمریکا، عربستان و ایران بازی میکند. درباره کره شمالی باید دانست که منطق بقا، بازدارندگی و معامله در پیونگیانگ چگونه عمل میکند. درباره کشورهای عربی باید میان عربستان، امارات، قطر، عمان، عراق و مصر تمایز گذاشت و همه را در یک مفهوم کلی «اعراب» فرو نکاست. حتی درباره آمریکا نیز باید میان ترامپ، کنگره، پنتاگون، جامعه اطلاعاتی، لابیهای منطقهای، جریانهای انزواگرا، و محافل جنگطلب تمایز تحلیلی قائل شد.
وزارت خارجه و ساختار سیاست خارجی ایران نیازمند نوعی «اتاق راهبردی بینبخشی» است؛ نهادی که فقط توصیه کلی ندهد، بلکه برای هر محور، نقشه اجرایی تولید کند: چه کسی مذاکره کند، با چه پیامی، در چه سطحی، با چه امتیازی، با چه خط قرمزی، با چه جدول زمانی، با چه مسیر پشتیبان، و با چه سناریوی شکست. راهبرد بدون برنامه اجرایی، مقاله است؛ برنامه اجرایی بدون راهبرد، بوروکراسی کور است. ایران امروز به پیوند این دو نیاز دارد.
👍84👎12
Forwarded from رویای ایرانی - جوادی یگانه (محمدرضا جوادی یگانه)
معرفی کتاب
پیامدهای ناخواسته کنش اجتماعی
نوشته ریمون بودون
ترجمه محمدرضا جوادی یگانه و علی راغب
انتشارات دانشگاه تهران. اسفند ۱۴۰۴
صفحات اولیه کتاب را در فرسته بعدی بخوانید.
کتاب را از صفحه دانشگاه تهران (اینجا) میتوانید بخرید. نسخه کتاب الکترونیکی آن را هم میتوانید از فیدبیو (اینجا) و طاقچه (اینجا) بگیرید.
در متون کلاسیک جامعهشناسی، یکی از نخستین اشارهها به پیامدهای ناخواسته و پیشبینینشدۀ کنشهای اجتماعی، گفتۀ کارل مارکس در هجدهم برومر است که میگوید: «آدمیان هستند که تاریخ خود را میسازند، ولی نه آنگونه که دلشان میخواهد، یا در شرایطی که خود انتخاب کرده باشند؛ بلکه در شرایط دادهشدهای که میراث گذشته است و خود آنان بهطور مستقیم با آن درگیرند». مهمترین نظریهپرداز این موضوع رابرت مرتون است که در دو مقالۀ «پیامدهای غیرقابل پیشبینی کنش اجتماعی هدفمند» (۱۹۳۶) و «کارکردهای آشکار و پنهان» (۱۹۵۷) بر موضوع پیامدهای پیشبینینشده تأکید میکند. اما چنانکه بودون هم در کتاب حاضر اشاره میکند، اکثر جامعهشناسان توجه بسیار اندکی به پیامدهای ناخواسته و تناقضات اثرات انحرافی مبذول داشتهاند.
ریمون بودون از ساختار پیچیدۀ کنش سخن میگوید که لزوماً به اهداف مد نظر کنشگر منجر نمیشود. اصولاً کنشهای اجتماعی چون مبتنی بر تعامل با دیگر کنشگران و کنش متقابل آنها است، قابل پیشبینی دقیق نیست و به همین دلیل، لزوماً اهداف مورد انتظار محقق نمیشود. کتاب حاضر، این فکر را بسط میدهد و به تمایز میان پیامدهای ناخواسته یا پیشبینینشده و پیامدهای عمدی و پیشبینیشدۀ کنشهای انسانی میپردازد که کنشگران با آگاهی از آنها و به قصد تحقق آنها کنش خود را انجام میدهند. پیامدهای پیشبینینشده، گاه فراتر از انتظارات اولیۀ کنشگران است و گاه کاملاً متفاوت با آنچه آنها تصور کردهاند. البته این پیامدها لزوماً منفی نیستند و ممکن است نتایج مثبتی هم حاصل شود. بودون با نمونههای متعدد و از جمله نظام آموزشی فرانسه نشان دهد که کنشهای انسانی چگونه به نتایجی متفاوت با مقصود اولیه منجر میشوند.
ازآنجاکه تا کنون هیچ کتابی دربارۀ پیامدهای ناخواسته در دسترس خوانندگان فارسیزبان نبوده است، امید است که چاپ ترجمۀ فارسی این کتاب کلاسیک که چاپ نخستین آن به زبان فرانسه در سال ۱۹۷۷ و ترجمۀ انگلیسی آن در سال ۱۹۸۲ منتشر شد، فتح بابی دربارۀ مطالعات بیشتر در این زمینه باشد.
پیامدهای ناخواسته کنش اجتماعی
نوشته ریمون بودون
ترجمه محمدرضا جوادی یگانه و علی راغب
انتشارات دانشگاه تهران. اسفند ۱۴۰۴
صفحات اولیه کتاب را در فرسته بعدی بخوانید.
کتاب را از صفحه دانشگاه تهران (اینجا) میتوانید بخرید. نسخه کتاب الکترونیکی آن را هم میتوانید از فیدبیو (اینجا) و طاقچه (اینجا) بگیرید.
در متون کلاسیک جامعهشناسی، یکی از نخستین اشارهها به پیامدهای ناخواسته و پیشبینینشدۀ کنشهای اجتماعی، گفتۀ کارل مارکس در هجدهم برومر است که میگوید: «آدمیان هستند که تاریخ خود را میسازند، ولی نه آنگونه که دلشان میخواهد، یا در شرایطی که خود انتخاب کرده باشند؛ بلکه در شرایط دادهشدهای که میراث گذشته است و خود آنان بهطور مستقیم با آن درگیرند». مهمترین نظریهپرداز این موضوع رابرت مرتون است که در دو مقالۀ «پیامدهای غیرقابل پیشبینی کنش اجتماعی هدفمند» (۱۹۳۶) و «کارکردهای آشکار و پنهان» (۱۹۵۷) بر موضوع پیامدهای پیشبینینشده تأکید میکند. اما چنانکه بودون هم در کتاب حاضر اشاره میکند، اکثر جامعهشناسان توجه بسیار اندکی به پیامدهای ناخواسته و تناقضات اثرات انحرافی مبذول داشتهاند.
ریمون بودون از ساختار پیچیدۀ کنش سخن میگوید که لزوماً به اهداف مد نظر کنشگر منجر نمیشود. اصولاً کنشهای اجتماعی چون مبتنی بر تعامل با دیگر کنشگران و کنش متقابل آنها است، قابل پیشبینی دقیق نیست و به همین دلیل، لزوماً اهداف مورد انتظار محقق نمیشود. کتاب حاضر، این فکر را بسط میدهد و به تمایز میان پیامدهای ناخواسته یا پیشبینینشده و پیامدهای عمدی و پیشبینیشدۀ کنشهای انسانی میپردازد که کنشگران با آگاهی از آنها و به قصد تحقق آنها کنش خود را انجام میدهند. پیامدهای پیشبینینشده، گاه فراتر از انتظارات اولیۀ کنشگران است و گاه کاملاً متفاوت با آنچه آنها تصور کردهاند. البته این پیامدها لزوماً منفی نیستند و ممکن است نتایج مثبتی هم حاصل شود. بودون با نمونههای متعدد و از جمله نظام آموزشی فرانسه نشان دهد که کنشهای انسانی چگونه به نتایجی متفاوت با مقصود اولیه منجر میشوند.
ازآنجاکه تا کنون هیچ کتابی دربارۀ پیامدهای ناخواسته در دسترس خوانندگان فارسیزبان نبوده است، امید است که چاپ ترجمۀ فارسی این کتاب کلاسیک که چاپ نخستین آن به زبان فرانسه در سال ۱۹۷۷ و ترجمۀ انگلیسی آن در سال ۱۹۸۲ منتشر شد، فتح بابی دربارۀ مطالعات بیشتر در این زمینه باشد.
👍12👎4
Forwarded from رویای ایرانی - جوادی یگانه (محمدرضا جوادی یگانه)
Javadi Yeganeh and Ragheb. selected pages.pdf
6.1 MB
صفحات اولیه کتاب
پیامدهای ناخواسته کنش اجتماعی. ریمون بودن
پیامدهای ناخواسته کنش اجتماعی. ریمون بودن
👍10👎5
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنگ ایران و آمریکا: تندروها، میانهروها و آینده ایران
احمد زیدآبادی متخصص علوم سیاسی است و اندیشه او بر الزامات دولت-ملت در عصر مدرن متمرکز بوده است. او همچنین به مدت ۴۰ سال به صورت مستمر سیاست داخلی و خارجی اسرائیل را مطالعه کرده است. او در این گفتوگو، علتهای جنگ از دیدگاه راست افراطی اسرائیل، سیاست داخلی در ایران، و آینده سیاسی ایران را بررسی میکند.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/RdF9252QIMo
بخشی از این گفتوگو به مواجهه احمد زیادآبادی با تندیها و تلخیهای فعالیت روزنامهنگاری و فعالیت سیاسی در ایران امروز اختصاص دارد. زیدآبادی از شیوههای مواجههاش با جهان اجتماعی و رسیدن به صلح درونی میگوید.
#حمله_آمریکا #راست_افراطی #احمد_زیدآبادی #دولت_ملت #محمد_فاضلی
@irantalk_sn
احمد زیدآبادی متخصص علوم سیاسی است و اندیشه او بر الزامات دولت-ملت در عصر مدرن متمرکز بوده است. او همچنین به مدت ۴۰ سال به صورت مستمر سیاست داخلی و خارجی اسرائیل را مطالعه کرده است. او در این گفتوگو، علتهای جنگ از دیدگاه راست افراطی اسرائیل، سیاست داخلی در ایران، و آینده سیاسی ایران را بررسی میکند.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/RdF9252QIMo
بخشی از این گفتوگو به مواجهه احمد زیادآبادی با تندیها و تلخیهای فعالیت روزنامهنگاری و فعالیت سیاسی در ایران امروز اختصاص دارد. زیدآبادی از شیوههای مواجههاش با جهان اجتماعی و رسیدن به صلح درونی میگوید.
#حمله_آمریکا #راست_افراطی #احمد_زیدآبادی #دولت_ملت #محمد_فاضلی
@irantalk_sn
👍64👎19
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنگ ایران و آمریکا: تندروها، میانهروها و آینده ایران
احمد زیدآبادی در این گفتوگو از ضرورتهای سیاست داخلی و خارجی میگوید.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/RdF9252QIMo
#حمله_آمریکا #راست_افراطی #احمد_زیدآبادی #دولت_ملت #محمد_فاضلی
@irantalk_sn
احمد زیدآبادی در این گفتوگو از ضرورتهای سیاست داخلی و خارجی میگوید.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/RdF9252QIMo
#حمله_آمریکا #راست_افراطی #احمد_زیدآبادی #دولت_ملت #محمد_فاضلی
@irantalk_sn
👎41👍39
Forwarded from آرش رئیسینژاد
این پنج تن تنهاترین سرباز هستند؛ سربازانی بینام و بیچهره که رفتند و هیچگاه بازنگشتند؛ رفتند تا تصرف پل خرمشهر توسط ارتش عراق را به تاخیر اندازند و مردم وقت کافی برای تخلیه شهر را داشتهباشند. ای کاش برای پاسداشت چنین جانفشانیِ مردمی سوم خرداد را روز دفاع از وطن مینامیدیم.
https://x.com/arashreisi/status/1661303829873164290?s=46
@Iran_Simorq
https://x.com/arashreisi/status/1661303829873164290?s=46
@Iran_Simorq
👍333👎10
Forwarded from حسام الدین آشنا (H Ash)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 در رویداد «شریانهای ارتباطی پایدار ارتباطات» به میزبانی وزارت ارتباطات بررسی شد: آیا محدودیت اینترنت امنیتآفرین است؟
حسامالدین آشنا، رئیس اسبق مرکز بررسیهای ریاستجمهوری:
▫️محروم کردن ایرانیان از پلتفرمهای جهانی یعنی غیبت در نبرد میدان جهانی
هادی خانیکی، هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی:
▫️قطع ارتباطات در شرایط جنگ میتواند اثرات معکوس داشته باشه و منجر به افزایش شایعات و خبرهای جعلی شود
مجتبی قلیپور، هیأت علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی:
▫️ما به اشتباه گمان میکنیم مشکلات کشور بخاطر اینترنت است و این تبدیل به روایت رسمی شده است. همین تصور باعث قطعی کامل اینترنت شده است
محمد رهبری، مشاور وزیر ارتباطات:
▫️کنشهای جمعی تابع هزینه-فایده هستند نه تابع فضاسازی در محیط آنلاین
حسامالدین آشنا، رئیس اسبق مرکز بررسیهای ریاستجمهوری:
▫️محروم کردن ایرانیان از پلتفرمهای جهانی یعنی غیبت در نبرد میدان جهانی
هادی خانیکی، هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی:
▫️قطع ارتباطات در شرایط جنگ میتواند اثرات معکوس داشته باشه و منجر به افزایش شایعات و خبرهای جعلی شود
مجتبی قلیپور، هیأت علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی:
▫️ما به اشتباه گمان میکنیم مشکلات کشور بخاطر اینترنت است و این تبدیل به روایت رسمی شده است. همین تصور باعث قطعی کامل اینترنت شده است
محمد رهبری، مشاور وزیر ارتباطات:
▫️کنشهای جمعی تابع هزینه-فایده هستند نه تابع فضاسازی در محیط آنلاین
👍53👎5
به بهانه دوم خرداد
محمد فاضلی
دوم خرداد ۱۳۷۶ لحظه تاریخی مهمی در تاریخ ایران معاصر است که کموبیش به هدر رفته است. بازخوانی آن تجربه برای آینده ایران و امروزش مهم است.
دو سال پیش سعی کردم آن رخداد مهم را در بستر تاریخ معاصر ایران و با چارچوب نظری روشن و البته پیچیدهای تفسیر و شناسایی کنم. به گمانم هنوز مطلب قابل استفاده و قابل تأملی است.
بازخوانی ایران معاصر (در تلگرام)
https://xn--r1a.website/dirancast_official/463
بازخوانی ایران معاصر (در کستباکس)
https://castbox.fm/vb/746759955
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
دوم خرداد ۱۳۷۶ لحظه تاریخی مهمی در تاریخ ایران معاصر است که کموبیش به هدر رفته است. بازخوانی آن تجربه برای آینده ایران و امروزش مهم است.
دو سال پیش سعی کردم آن رخداد مهم را در بستر تاریخ معاصر ایران و با چارچوب نظری روشن و البته پیچیدهای تفسیر و شناسایی کنم. به گمانم هنوز مطلب قابل استفاده و قابل تأملی است.
بازخوانی ایران معاصر (در تلگرام)
https://xn--r1a.website/dirancast_official/463
بازخوانی ایران معاصر (در کستباکس)
https://castbox.fm/vb/746759955
@fazeli_mohammad
Telegram
پادکست دغدغه ایران - کانال رسمی
قسمت صد و دوازدهم پادکست دغدغه ایران
بازخوانی ایران معاصر
بعد از پنج قسمت شرح کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» و پنج قسمت شرح کتاب «در سایه خشونت» که نزدیک به ده ماه طول کشید، در قسمت صدودوازده پادکست دغدغه ایران، تاریخ ایران معاصر را از اواخر مشروطه تا…
بازخوانی ایران معاصر
بعد از پنج قسمت شرح کتاب «خشونت و نظمهای اجتماعی» و پنج قسمت شرح کتاب «در سایه خشونت» که نزدیک به ده ماه طول کشید، در قسمت صدودوازده پادکست دغدغه ایران، تاریخ ایران معاصر را از اواخر مشروطه تا…
👍31👎11
Forwarded from محمد مالجو
⭕️ اقتصادِ بیتقاضا: وفور برای اقلیت، حذف برای اکثریت
سخن دبیر انجمن صنعت بستهبندی گوشت و مواد پروتئینی کشور دادهای کلیدی در اختیار ما میگذارد: «تقاضای بازار گوشت قرمز حدود ۵۰ درصد نسبت به سال گذشته سقوط کرده است» و «امسال نیاز به واردات نداریم و تولیدات داخل تمام نیاز بازار را پوشش میدهد». این دو گزاره اگر کنار هم قرار گیرند نهفقط خبری دربارۀ یک بازار خاص بلکه بهانهایاند برای دیدن شکافی عمیقتر در اقتصاد سیاسی ایران: شکاف میان نیاز و توان خرید.
برای فهم معنای این سقوط باید به الگوی مصرف گوشت قرمز پیش از جنگ بازگردیم. در سال ۱۴۰۳، زمانی که هنوز کشور وارد چرخۀ جنگ نشده بود، ساختار مصرف گوشت قرمز تصویری عریان از نابرابری ارائه میداد. در رأس این هرم با خانوارهای سرمایهدار شهری مواجه بودیم که فقط ۱.۷۵ درصد جمعیت کشور را دربرمیگیرند اما مصرف سرانۀ گوشت قرمز در میانشان هجده برابر مصرف سرانۀ گوشت قرمز میان تهیدستان روستایی بود که پنج درصد جمعیت را تشکیل میدهند و در قاعدۀ هرم معیشتی ایستادهاند. در شهرها نیز شکاف بسیار وسیع بود: خانوارهای همان گروه کوچک سرمایهدار ششونیم برابر تهیدستان شهری که ده درصد جمعیت کشور را شکل میدهند مصرف میکردند. این نسبت برای طبقۀ کارگر روستایی که چهارونیم درصد جمعیت را دربرمیگیرد پنج برابر بود و برای طبقۀ کارگر شهری که ۲۳ درصد جمعیت کشور را شامل میشود سه برابر.
وانگهی باید از گروهی نام برد که گرچه از نظر جمعیتی فقط نزدیک به یک درصد جامعه را تشکیل میدهد اما جایگاهی تعیینکننده در ساختار قدرت دارد: خانوارهای مقامها و مدیران حکومتیِ شهری. این گروه الگویی از مصرف دارد که بهروشنی از سایرین فاصله میگیرد: اگر مبنا را مصرف سرانۀ گوشت قرمز در سال ۱۴۰۳ بگیریم، اعضای این گروه هفده برابر تهیدستان روستایی و شش برابر تهیدستان شهری گوشت قرمز مصرف میکردند.
در چنین زمینهای، سقوط ۵۰ درصدی تقاضا معنای واقعی خود را آشکار میکند. این کاهش نه یک افت یکنواخت بلکه یک جابهجایی طبقاتی در مصرف است. در بالا تعدیل و در پایین نیز حذف. تهیدستان روستایی و شهری و بخشهایی از طبقۀ کارگر بیشازپیش از بازار گوشت قرمز کنار رفتهاند. بنابراین «کاهش تقاضا» در زبان رسمی فقط نام دیگرِ فرایندی است که طی آن بخشهای وسیعی از جامعه از دسترسی به یک کالای اساسی محروم میشوند.
اینجا باید بر نکتهای تأکید کرد که اکثر تحلیلهای رسمی نادیده میگیرند: بازار میتواند در حالی مملو از کالا باشد که بخش بزرگی از جمعیت با کمبود مواجه است. کاهش تقاضا در چنین شرایطی نه نشانۀ اشباع نیاز بلکه علامت فروپاشی قدرت خرید است. آنچه فرومیریزد نه نیاز بلکه توان ارضای نیاز است. بازار کماکان کار میکند اما کارکردش نه تأمین نیاز اجتماعی بلکه غربالکردنِ فزایندهتر جامعه بر اساس توان پرداخت است.
این وضعیت دلالتی فراتر از اقتصاد دارد. در سطح سیاسی، صورتبندی «خودکفایی در تولید» میتواند نشانۀ موفقیت عرضه جلوه یابد اما همزمان واقعیت نابرابری را پنهان کند. خودکفایی در اینجا نه محصول تقویت تولید بلکه حاصل تضعیف مصرف است. گوشت قرمز، در شرایط تورمی، از نخستین کالاهایی است که از سبد طبقات اجتماعی فرودست حذف میشود، نه به دلیل تغییر ترجیح بلکه بر اثر اجبار بودجهای.
دلالت اجتماعی این روند شاید از همه عمیقتر باشد. غذا صرفاً یک کالای اقتصادی نیست. بخشی از کرامت انسانی و مشارکت در زندگی اجتماعی است. وقتی بخشهای بزرگی از جامعه از مصرف گوشت قرمز محروم میشوند، این فقط یک تغییر در رژیم غذایی نیست بلکه نوعی فرود اجتماعی است: عقبنشینی از استانداردهای زیستی و کاهش کیفیت زندگی و البته شکلگیری احساس طردشدگی.
نهایتاً باید به زمانمندی این دادهها بازگشت. تمام این شکافها به سال ۱۴۰۳ تعلق دارند، زمانی که هنوز جنگی رخ نداده بود. اکنون در سال ۱۴۰۵، پس از پشتسرگذاشتن دو جنگ، دشوار میتوان تصور کرد که این شکافها ثابت مانده باشند. اما آنچه امروز در قالب «سقوط تقاضا» ثبت میشود نه صرفاً تعمیق نابرابریهای پیشین بلکه نشانۀ عبور از آستانهای است که در آن بخشهایی از جامعه عملاً از جایگاه «تقاضاکننده» در بازار حذف شدهاند.
خبر بینیازی به واردات گوشت قرمز را باید وارونه خواند: نه نشانۀ وفور بلکه علامت حذف. بازاری که نیازی به واردات ندارد نه لزوماً بازاری سالم بلکه بازاری است که در آن بخش بزرگی از جامعه در شمارِ تقاضاکننده به حساب نمیآیند.
🆔 @mmaljoo
سخن دبیر انجمن صنعت بستهبندی گوشت و مواد پروتئینی کشور دادهای کلیدی در اختیار ما میگذارد: «تقاضای بازار گوشت قرمز حدود ۵۰ درصد نسبت به سال گذشته سقوط کرده است» و «امسال نیاز به واردات نداریم و تولیدات داخل تمام نیاز بازار را پوشش میدهد». این دو گزاره اگر کنار هم قرار گیرند نهفقط خبری دربارۀ یک بازار خاص بلکه بهانهایاند برای دیدن شکافی عمیقتر در اقتصاد سیاسی ایران: شکاف میان نیاز و توان خرید.
برای فهم معنای این سقوط باید به الگوی مصرف گوشت قرمز پیش از جنگ بازگردیم. در سال ۱۴۰۳، زمانی که هنوز کشور وارد چرخۀ جنگ نشده بود، ساختار مصرف گوشت قرمز تصویری عریان از نابرابری ارائه میداد. در رأس این هرم با خانوارهای سرمایهدار شهری مواجه بودیم که فقط ۱.۷۵ درصد جمعیت کشور را دربرمیگیرند اما مصرف سرانۀ گوشت قرمز در میانشان هجده برابر مصرف سرانۀ گوشت قرمز میان تهیدستان روستایی بود که پنج درصد جمعیت را تشکیل میدهند و در قاعدۀ هرم معیشتی ایستادهاند. در شهرها نیز شکاف بسیار وسیع بود: خانوارهای همان گروه کوچک سرمایهدار ششونیم برابر تهیدستان شهری که ده درصد جمعیت کشور را شکل میدهند مصرف میکردند. این نسبت برای طبقۀ کارگر روستایی که چهارونیم درصد جمعیت را دربرمیگیرد پنج برابر بود و برای طبقۀ کارگر شهری که ۲۳ درصد جمعیت کشور را شامل میشود سه برابر.
وانگهی باید از گروهی نام برد که گرچه از نظر جمعیتی فقط نزدیک به یک درصد جامعه را تشکیل میدهد اما جایگاهی تعیینکننده در ساختار قدرت دارد: خانوارهای مقامها و مدیران حکومتیِ شهری. این گروه الگویی از مصرف دارد که بهروشنی از سایرین فاصله میگیرد: اگر مبنا را مصرف سرانۀ گوشت قرمز در سال ۱۴۰۳ بگیریم، اعضای این گروه هفده برابر تهیدستان روستایی و شش برابر تهیدستان شهری گوشت قرمز مصرف میکردند.
در چنین زمینهای، سقوط ۵۰ درصدی تقاضا معنای واقعی خود را آشکار میکند. این کاهش نه یک افت یکنواخت بلکه یک جابهجایی طبقاتی در مصرف است. در بالا تعدیل و در پایین نیز حذف. تهیدستان روستایی و شهری و بخشهایی از طبقۀ کارگر بیشازپیش از بازار گوشت قرمز کنار رفتهاند. بنابراین «کاهش تقاضا» در زبان رسمی فقط نام دیگرِ فرایندی است که طی آن بخشهای وسیعی از جامعه از دسترسی به یک کالای اساسی محروم میشوند.
اینجا باید بر نکتهای تأکید کرد که اکثر تحلیلهای رسمی نادیده میگیرند: بازار میتواند در حالی مملو از کالا باشد که بخش بزرگی از جمعیت با کمبود مواجه است. کاهش تقاضا در چنین شرایطی نه نشانۀ اشباع نیاز بلکه علامت فروپاشی قدرت خرید است. آنچه فرومیریزد نه نیاز بلکه توان ارضای نیاز است. بازار کماکان کار میکند اما کارکردش نه تأمین نیاز اجتماعی بلکه غربالکردنِ فزایندهتر جامعه بر اساس توان پرداخت است.
این وضعیت دلالتی فراتر از اقتصاد دارد. در سطح سیاسی، صورتبندی «خودکفایی در تولید» میتواند نشانۀ موفقیت عرضه جلوه یابد اما همزمان واقعیت نابرابری را پنهان کند. خودکفایی در اینجا نه محصول تقویت تولید بلکه حاصل تضعیف مصرف است. گوشت قرمز، در شرایط تورمی، از نخستین کالاهایی است که از سبد طبقات اجتماعی فرودست حذف میشود، نه به دلیل تغییر ترجیح بلکه بر اثر اجبار بودجهای.
دلالت اجتماعی این روند شاید از همه عمیقتر باشد. غذا صرفاً یک کالای اقتصادی نیست. بخشی از کرامت انسانی و مشارکت در زندگی اجتماعی است. وقتی بخشهای بزرگی از جامعه از مصرف گوشت قرمز محروم میشوند، این فقط یک تغییر در رژیم غذایی نیست بلکه نوعی فرود اجتماعی است: عقبنشینی از استانداردهای زیستی و کاهش کیفیت زندگی و البته شکلگیری احساس طردشدگی.
نهایتاً باید به زمانمندی این دادهها بازگشت. تمام این شکافها به سال ۱۴۰۳ تعلق دارند، زمانی که هنوز جنگی رخ نداده بود. اکنون در سال ۱۴۰۵، پس از پشتسرگذاشتن دو جنگ، دشوار میتوان تصور کرد که این شکافها ثابت مانده باشند. اما آنچه امروز در قالب «سقوط تقاضا» ثبت میشود نه صرفاً تعمیق نابرابریهای پیشین بلکه نشانۀ عبور از آستانهای است که در آن بخشهایی از جامعه عملاً از جایگاه «تقاضاکننده» در بازار حذف شدهاند.
خبر بینیازی به واردات گوشت قرمز را باید وارونه خواند: نه نشانۀ وفور بلکه علامت حذف. بازاری که نیازی به واردات ندارد نه لزوماً بازاری سالم بلکه بازاری است که در آن بخش بزرگی از جامعه در شمارِ تقاضاکننده به حساب نمیآیند.
🆔 @mmaljoo
👍72👎8
Forwarded from یدالله کریمی پور
چه توافقی، چه کشکی؟
دو روز است اخبار توافق احتمالی اسلام ابادی ایران و آمریکا در سراسر جهان پیچیده است؛ بله، خیلی هم بعید نیست که حتی به زودی جزییات آن اعلام شود. ولی چنین توافقی بیش از آن که یک ازدواج یا پیوند پایدار باشد، یک طلاق کنترل شده است. به عبارت دیگر، هدف آن مدیریت تنش است تا حل تنش. ایران و آمریکا در پی ایجاد فضایی برای تنفس هستند، ولی هر دو اگاهند که مناقشات ژئوپلتیک همچنان مانند استخوان در گلو باقی می مانند. تاریخ جنگ ویتنام با بیش از ۸۷ اتش بس ثابت کرد که اتش بس بدون صلح پایدار، تنها فرصتی برای لیسیدن زخم ها و آماده شدن برای وارد کردن ضربات کاری بعدی است.
۱- نبود شرایط ساختاری
در ساختار سیاسی ایالات متحده، هر معاهده صلحی باید به تایید دو سوم سنا برسد. هر توافقی که این فاز را طی نکند، تنها یک توافق اجرایی است که تنها با امضای رییس جمهور بعدی قابل ابطال است. آمریکای ترامپیزه شده هرگز چنین تضمین بلندمدتی به ایران نمی دهد و تهران نیز نمی تواند روی امضایی حساب کند که اعتبارش با یک انتخابات جابجا می شود.
۲- نقش دیگر بازیگران
اسراییل و دیگر بازیگران منطقه ای، هرگونه توافقی را که شامل محدودسازی قطعی توان پهپادی، موشکی و هسته ای ایران نباشد، ناقص می پندارند. این بازیگران ممکن است با اقدامات تقابلی چون ترور یا عملیات خرابکارانه، توافق را در نطفه خفه کنند. از سوی دیگر، واشینگتن خواهان عقب نشینی ایران از نفوذ منطقه ای است، در حالی که تهران آن را عمق از استراتژیک و غیرقابل مذاکره می داند.
۳- مخالفت های داخلی
جریان های پرنفوذ در واشینگتن هرگونه کاهش فشار بر تهران را در حکم باج دهی پنداشته و اماده اند با ابزارهای قانونی جلوی گشایش های مالی را بگیرند. در مقابل، جریان های قدرتمند در تهران نیز با هرگونه عقب نشینی در برابر آمریکا مخالف بوده و آن را مقدمه ای برای تغییر رفتار نظام دانسته و به دیده شک می نگرند.
۴- هراس از نداشتن اهرم فشار
جمهوری اسلامی نگران است که با کاهش ذخایر غنی سازی شده، سنگین ترین اهرم فشار خود برای لغو تحریم ها را از دست بدهد، بی آن که تضمینی برای بقای اقتصادی و ثبات سیاسی داشته باشد. در واقع، نقد دادن در برابر نسیه گرفتن، ریسکی است که تهران به راحتی زیر بار آن نخواهد رفت.
۵- متغیر چین-روسیه
ایالات متحده نمی خواهد در جهانی که به سرعت به سمت بلوک بندی پیش می رود، زیر بار توافقی دائمی برود که به تقویت جایگاه چین در خلیج فارس بینجامد. با نزدیکی استراتژیک ایران به محور چین-روسیه، پرونده ایران دیگر یک موضوع دوجانبه نیست، بلکه بخشی از شطرنم قدرت های بزرگ محسوب می شود که واشینگتن تمایلی به واگذاری امتیاز در آن ندارد.
۶- نبود اعتماد
فرای بندهای قانونی، آن چیزی که غایب بزرگ این صحنه است، اطمینان و اعتماد است. طرفین حتی بر سر تعاریف اولیه واژگانی چون ثبات و امنیت نیز توافق ندارند. وقتی طرفین یکدیگر را به عنوان تهدید وجودی تعریف می کنند، هر توافقی تنها یک وقفه تاکتیکی برای بازسازی قواست، نه تفاهمی بر سر اصول مشترک.
۷- کاسبان تنش سیاسی
در هر دو سو، ذینفعانی وجود دارند که از وضعیت نه جنگ و نه صلح سود می برند. در سایه تحریم و انسداد، ساختارهای اقتصادی خاصی شکل گرفته اند که در صورت عادی سازی روابط، موجودیتشان به خطر می افتد. این کاسبان تنش در هر دو پایتخت، مانند ترمزی در برابر هرگونه گشایش واقعی عمل می کنند.
ختم کلام
در نهایت باید گفت آنچه امروز به عنوان توافق از آن یاد می شود، نه یک سند صلح، بلکه نقشه راهی برای گونه ای از همزیستی دشمنانه است. ایران و آمریکا در حال تمرین برای مدیریت فروپاشی روابط هستند، نه بازسازی آن. این توافق اگر هم اجرایی شود، تنها حکم یک مسکن قوی برای بیماری را دارد که به جراحی ریشه ای نیاز دارد؛ جراحی ای که هیچ کدام از طرفین فعلا نه جرات انجامش را دارند و نه ابزارش را. بنابراین، نباید پشت واژه های دیپلماتیک به دنبال معجزه گشت؛ این صرفا وقفه ای است پیش از طوفان بعدی.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k
دو روز است اخبار توافق احتمالی اسلام ابادی ایران و آمریکا در سراسر جهان پیچیده است؛ بله، خیلی هم بعید نیست که حتی به زودی جزییات آن اعلام شود. ولی چنین توافقی بیش از آن که یک ازدواج یا پیوند پایدار باشد، یک طلاق کنترل شده است. به عبارت دیگر، هدف آن مدیریت تنش است تا حل تنش. ایران و آمریکا در پی ایجاد فضایی برای تنفس هستند، ولی هر دو اگاهند که مناقشات ژئوپلتیک همچنان مانند استخوان در گلو باقی می مانند. تاریخ جنگ ویتنام با بیش از ۸۷ اتش بس ثابت کرد که اتش بس بدون صلح پایدار، تنها فرصتی برای لیسیدن زخم ها و آماده شدن برای وارد کردن ضربات کاری بعدی است.
۱- نبود شرایط ساختاری
در ساختار سیاسی ایالات متحده، هر معاهده صلحی باید به تایید دو سوم سنا برسد. هر توافقی که این فاز را طی نکند، تنها یک توافق اجرایی است که تنها با امضای رییس جمهور بعدی قابل ابطال است. آمریکای ترامپیزه شده هرگز چنین تضمین بلندمدتی به ایران نمی دهد و تهران نیز نمی تواند روی امضایی حساب کند که اعتبارش با یک انتخابات جابجا می شود.
۲- نقش دیگر بازیگران
اسراییل و دیگر بازیگران منطقه ای، هرگونه توافقی را که شامل محدودسازی قطعی توان پهپادی، موشکی و هسته ای ایران نباشد، ناقص می پندارند. این بازیگران ممکن است با اقدامات تقابلی چون ترور یا عملیات خرابکارانه، توافق را در نطفه خفه کنند. از سوی دیگر، واشینگتن خواهان عقب نشینی ایران از نفوذ منطقه ای است، در حالی که تهران آن را عمق از استراتژیک و غیرقابل مذاکره می داند.
۳- مخالفت های داخلی
جریان های پرنفوذ در واشینگتن هرگونه کاهش فشار بر تهران را در حکم باج دهی پنداشته و اماده اند با ابزارهای قانونی جلوی گشایش های مالی را بگیرند. در مقابل، جریان های قدرتمند در تهران نیز با هرگونه عقب نشینی در برابر آمریکا مخالف بوده و آن را مقدمه ای برای تغییر رفتار نظام دانسته و به دیده شک می نگرند.
۴- هراس از نداشتن اهرم فشار
جمهوری اسلامی نگران است که با کاهش ذخایر غنی سازی شده، سنگین ترین اهرم فشار خود برای لغو تحریم ها را از دست بدهد، بی آن که تضمینی برای بقای اقتصادی و ثبات سیاسی داشته باشد. در واقع، نقد دادن در برابر نسیه گرفتن، ریسکی است که تهران به راحتی زیر بار آن نخواهد رفت.
۵- متغیر چین-روسیه
ایالات متحده نمی خواهد در جهانی که به سرعت به سمت بلوک بندی پیش می رود، زیر بار توافقی دائمی برود که به تقویت جایگاه چین در خلیج فارس بینجامد. با نزدیکی استراتژیک ایران به محور چین-روسیه، پرونده ایران دیگر یک موضوع دوجانبه نیست، بلکه بخشی از شطرنم قدرت های بزرگ محسوب می شود که واشینگتن تمایلی به واگذاری امتیاز در آن ندارد.
۶- نبود اعتماد
فرای بندهای قانونی، آن چیزی که غایب بزرگ این صحنه است، اطمینان و اعتماد است. طرفین حتی بر سر تعاریف اولیه واژگانی چون ثبات و امنیت نیز توافق ندارند. وقتی طرفین یکدیگر را به عنوان تهدید وجودی تعریف می کنند، هر توافقی تنها یک وقفه تاکتیکی برای بازسازی قواست، نه تفاهمی بر سر اصول مشترک.
۷- کاسبان تنش سیاسی
در هر دو سو، ذینفعانی وجود دارند که از وضعیت نه جنگ و نه صلح سود می برند. در سایه تحریم و انسداد، ساختارهای اقتصادی خاصی شکل گرفته اند که در صورت عادی سازی روابط، موجودیتشان به خطر می افتد. این کاسبان تنش در هر دو پایتخت، مانند ترمزی در برابر هرگونه گشایش واقعی عمل می کنند.
ختم کلام
در نهایت باید گفت آنچه امروز به عنوان توافق از آن یاد می شود، نه یک سند صلح، بلکه نقشه راهی برای گونه ای از همزیستی دشمنانه است. ایران و آمریکا در حال تمرین برای مدیریت فروپاشی روابط هستند، نه بازسازی آن. این توافق اگر هم اجرایی شود، تنها حکم یک مسکن قوی برای بیماری را دارد که به جراحی ریشه ای نیاز دارد؛ جراحی ای که هیچ کدام از طرفین فعلا نه جرات انجامش را دارند و نه ابزارش را. بنابراین، نباید پشت واژه های دیپلماتیک به دنبال معجزه گشت؛ این صرفا وقفه ای است پیش از طوفان بعدی.
#یدالله_کریمی_پور
#karimipour_k
👍119👎16
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنگ چهل روزه: ریشهها و مسأله هستهای (بخش اول)
این بخش اول از گفتوگویی مفصل با مهدی خراتیان است که در آن ریشههای جنگ، تأثیر شرایط داخلی بر جنگ، نقش وقایع فاجعهبار ۱۸ و ۱۹ دی در پیدایش جنگ، و مسیر طیشده تا رسیدن به امروز در میانه آتشبس را بررسی میکند. بخش اول گفتوگو مقدمه و زمینهای برای رسیدن به راهکار مطرحشده از سوی او با عنوان «آخرین انعطاف هستهای و ماشه هستهای» است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/cjzR-5b9prg
#حمله_آمریکا #راست_افراطی #راست_وحشی #مهدی_خراتیان #محمد_فاضلی
@irantalk_sn
این بخش اول از گفتوگویی مفصل با مهدی خراتیان است که در آن ریشههای جنگ، تأثیر شرایط داخلی بر جنگ، نقش وقایع فاجعهبار ۱۸ و ۱۹ دی در پیدایش جنگ، و مسیر طیشده تا رسیدن به امروز در میانه آتشبس را بررسی میکند. بخش اول گفتوگو مقدمه و زمینهای برای رسیدن به راهکار مطرحشده از سوی او با عنوان «آخرین انعطاف هستهای و ماشه هستهای» است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/cjzR-5b9prg
#حمله_آمریکا #راست_افراطی #راست_وحشی #مهدی_خراتیان #محمد_فاضلی
@irantalk_sn
👍56👎40
Forwarded from رویای ایرانی - جوادی یگانه (محمدرضا جوادی یگانه)
نه با بسته نگه داشتن اینترنت سبد رایای افزایش پیدا میکند، نه با باز کردنش، رهاکردگان سیاست، متمایل به رای دادن میشوند.
فارغ از رای و شو، اینترنت را بخاطر آرامش ذهنی مردم و حذف تبعیض طبقاتی، باز کنید.
فارغ از رای و شو، اینترنت را بخاطر آرامش ذهنی مردم و حذف تبعیض طبقاتی، باز کنید.
👍181👎9
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنگ چهل روزه: ریشهها و مسأله هستهای (بخش دوم)
این بخش دوم گفتوگویی مفصل با مهدی خراتیان درباره ریشههای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران است. وی در بخش اول گفتوگو تأثیر شرایط داخلی بر جنگ را بررسی کردن و در این بخش راهکار پیشنهادی خود را با عنوان «آخرین انعطاف هستهای و ماشه هستهای» را ارائه میدهد.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/UZAXvoFo1q4
#حمله_آمریکا #ماشه_هسته_ای #انعطاف_هسته_ای #مهدی_خراتیان #محمد_فاضلی
@irantalk_sn
این بخش دوم گفتوگویی مفصل با مهدی خراتیان درباره ریشههای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران است. وی در بخش اول گفتوگو تأثیر شرایط داخلی بر جنگ را بررسی کردن و در این بخش راهکار پیشنهادی خود را با عنوان «آخرین انعطاف هستهای و ماشه هستهای» را ارائه میدهد.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/UZAXvoFo1q4
#حمله_آمریکا #ماشه_هسته_ای #انعطاف_هسته_ای #مهدی_خراتیان #محمد_فاضلی
@irantalk_sn
👍47👎43
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چین از درون: بایستههای روابط ایران و چین
زبان چینی مانع بزرگی در مسیر ایرانیانی است که قصد شناخت چین را دارند. دکتر حامد وفایی ده سال در چین تحصیل و زندگی کرده و به زبان چینی مسلط است و از همینرو میتواند نگاهی از درون به چین داشته باشند و این کشور را از زاویه غربیها و متون انگلیسی نگاه نکند.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/_cCGgcwLeUI
ایشان در این گفتوگو منطق سیاست خارجی، رفتار چینیها و روابط چین با آمریکا و ایران را بررسی میکند. وی کاستیها و قوتهای رابطه ایران و چین را بررسی کرده و نشان میدهد ایران برای توسعه روابط با چین و بهرهگیری از آن در شرایط امروز ایران چه نیازمندیهایی دارد. وی در این گفتوگو بایستههای روابط درست با چین و انتظارات معقول از این رابطه را نیز بررسی میکند.
#حامد_وفایی #ایران_چین #چین_آمریکا #چین_عربستان #مطالعات_چین #چین_شناسی #محمد_فاضلی
@irantalk_sn
زبان چینی مانع بزرگی در مسیر ایرانیانی است که قصد شناخت چین را دارند. دکتر حامد وفایی ده سال در چین تحصیل و زندگی کرده و به زبان چینی مسلط است و از همینرو میتواند نگاهی از درون به چین داشته باشند و این کشور را از زاویه غربیها و متون انگلیسی نگاه نکند.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/_cCGgcwLeUI
ایشان در این گفتوگو منطق سیاست خارجی، رفتار چینیها و روابط چین با آمریکا و ایران را بررسی میکند. وی کاستیها و قوتهای رابطه ایران و چین را بررسی کرده و نشان میدهد ایران برای توسعه روابط با چین و بهرهگیری از آن در شرایط امروز ایران چه نیازمندیهایی دارد. وی در این گفتوگو بایستههای روابط درست با چین و انتظارات معقول از این رابطه را نیز بررسی میکند.
#حامد_وفایی #ایران_چین #چین_آمریکا #چین_عربستان #مطالعات_چین #چین_شناسی #محمد_فاضلی
@irantalk_sn
👍50👎7
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چینیها و گفتوگو با رقیب
حامد وفایی در چین درس خوانده و ده سال زندگی کرده است. زبان چینی میداند و چین را از درون شناخته است. گفتوگو با ایشان فرصتی بود تا چین را از درون بشناسیم و نگاهی متفاوت به چین ارائه شود.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/_cCGgcwLeUI
حامد وفایی وجوه مختلف رابطه چین و آمریکا، نوع مواجهه سایر کشورها با چین و بالاخص نوع رابطه اعراب و چین را بررسی میکند.
یکی از نکات جالب این گفتوگو نوع مواجهه اندیشکدههای چینی و آمریکایی با روابط دو کشور است.
#حامد_وفایی #چین_آمریکا #چین_ایران
@irantalk_sn
حامد وفایی در چین درس خوانده و ده سال زندگی کرده است. زبان چینی میداند و چین را از درون شناخته است. گفتوگو با ایشان فرصتی بود تا چین را از درون بشناسیم و نگاهی متفاوت به چین ارائه شود.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/_cCGgcwLeUI
حامد وفایی وجوه مختلف رابطه چین و آمریکا، نوع مواجهه سایر کشورها با چین و بالاخص نوع رابطه اعراب و چین را بررسی میکند.
یکی از نکات جالب این گفتوگو نوع مواجهه اندیشکدههای چینی و آمریکایی با روابط دو کشور است.
#حامد_وفایی #چین_آمریکا #چین_ایران
@irantalk_sn
👍54👎3
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتوگوهای اندیشکدههای چینی و آمریکا
اندیشکدههای چینی و آمریکایی با یکدیگر گفتوگو میکنند در حالی که دو کشور مهمترین رقبای یکدیگر هستند.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/_cCGgcwLeUI
#حلمد_وفایی #چین_آمریکا #زبان_چینی
@irantalk_sn
اندیشکدههای چینی و آمریکایی با یکدیگر گفتوگو میکنند در حالی که دو کشور مهمترین رقبای یکدیگر هستند.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/_cCGgcwLeUI
#حلمد_وفایی #چین_آمریکا #زبان_چینی
@irantalk_sn
👍41👎2
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنگ آمریکا علیه ایران: تحلیلی تاریخی-نظامی
حسین علایی از ابتدا تا انتهای جنگ عراق علیه ایران به عنوان رزمنده و فرمانده حضور داشته و اولین فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. او همچنین مورخ جنگ نیز هست و بهواسطه تحصیلاتش در مدیریت سیستمها، در فعالیتهای مدیریت اقتصادی نیز فعالیت داشته است. حسین علایی یکی از مفصلترین تواریخ جنگ عراق و ایران را نوشته و تحلیلگر ارشد نظامی است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/zyE3B2AMM6M
ایشان در این گفتوگو دلایل آمریکا و اسرائیل برای حمله به ایران را بررسی میکند و در خلال این بررسی به ریشههای مناقشه ایران و آمریکا در هر دو طرف میپردازد. وی نقش اسرائیل را نیز تحلیل کرده و در انتها درسآموختههای فرهنگ راهبردی ایران از جنگ عراق و ایران و کاربست آنها در شرایط امروز را بررسی میکند.
#حسین_علایی #ایران_آمریکا #ایران_اسرائیل #تاریخ_نظامی #محمد_فاضلی
@irantalk_sn
حسین علایی از ابتدا تا انتهای جنگ عراق علیه ایران به عنوان رزمنده و فرمانده حضور داشته و اولین فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. او همچنین مورخ جنگ نیز هست و بهواسطه تحصیلاتش در مدیریت سیستمها، در فعالیتهای مدیریت اقتصادی نیز فعالیت داشته است. حسین علایی یکی از مفصلترین تواریخ جنگ عراق و ایران را نوشته و تحلیلگر ارشد نظامی است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/zyE3B2AMM6M
ایشان در این گفتوگو دلایل آمریکا و اسرائیل برای حمله به ایران را بررسی میکند و در خلال این بررسی به ریشههای مناقشه ایران و آمریکا در هر دو طرف میپردازد. وی نقش اسرائیل را نیز تحلیل کرده و در انتها درسآموختههای فرهنگ راهبردی ایران از جنگ عراق و ایران و کاربست آنها در شرایط امروز را بررسی میکند.
#حسین_علایی #ایران_آمریکا #ایران_اسرائیل #تاریخ_نظامی #محمد_فاضلی
@irantalk_sn
👍40👎17
Forwarded from محمد مالجو
⭕️ هشدار موتورهای روشن تورم
تشدید تورم در ماههای اخیر را میتوان در آینۀ تحولات پولی و بانکی اقتصاد ایران بررسی کرد. با تکیه بر آخرین گزیدۀ آمارهای بخش پولی و بانکیِ آذر ۱۴۰۴ که در تارنمای بانک مرکزی منتشر شده است، میکوشم نشان دهم در آخرین مقطعی که دادههای رسمی به انتشار رسیده اقتصاد ایران در معرض چه روندهای پولی و بانکیِ تورمزایی قرار داشته است. ازآنجاکه پس از آن مقطع، بهویژه در پی تحولات پرتنش سیاسی و امنیتی و جنگ چهلروزۀ اخیر، تصویر آماری بهروز و شفافی از متغیرهای پولی منتشر نشده است، میتوان با اطمینان گفت که در وضعیت کنونی با سطحی مواجهایم بس شدیدتر از آنچه در آذر ۱۴۰۴ مشاهده میشد.
در پایان آذر ۱۴۰۴ حجم نقدینگی کشور به ۱۳۵۳۴ همت رسیده و نسبت به آذر سال قبلی ۳۳ درصد رشد داشته است. همزمان پایۀ پولی نیز به ۱۸۲۶ همت رسیده و نسبت به آذر سال قبلی ۵۰ درصد افزایش یافته است. این ارقام نشان میدهد که موتورهای اصلی خلق پول و گسترش نقدینگی کماکان فعال بودهاند. اگرچه ضریب فزایندۀ نقدینگی در آذر ۱۴۰۴ به ۷.۴۱۳ کاهش یافته اما رشد بالای پایۀ پولی عملاً اثر محدودکنندۀ چنین کاهشی را خنثی کرده است.
رشد سریع حجم پول هم یکی از علتهای فشار تورمی است هم یکی از نشانههای چنین فشاری. حجم پول در پایان آذر ۱۴۰۴ به ۳۳۸۵ همت رسیده که نسبت به آذر سال قبل ۴۴ درصد افزایش نشان میدهد. در همین دوره سپردههای دیداری نیز رشد ۴۴ درصدی داشته است. سهم پول از کل نقدینگی نیز از حدود ۲۴ درصد در آذر ۱۴۰۳ به ۲۵ درصد در آذر ۱۴۰۴ افزایش یافته است. این تغییر یعنی سیالترشدن نقدینگی و افزایش آمادگیاش برای ورود به بازارهای کالا و ارز و دارایی. بهتجربه دیدهایم هر گاه وزن پول در ترکیب نقدینگی افزایش یافته است، موجهای جدید تورمی بهسرعت دررسیدهاند.
در سمت اعتبارات نیز روندی مشابه را میبینیم. مطالبات شبکۀ بانکی از بخش غیردولتی در پایان آذر ۱۴۰۴ به حدود ۹۴۴۶ همت رسیده که نسبت به آذر سال قبلی نزدیک به ۳۹ درصد افزایش یافته است. استمرار چنین رشدی یعنی فرایند خلق اعتبار در شبکۀ بانکی کماکان بهسرعت در شرایطی ادامه دارد که بخش قابلتوجهی از این اعتبارات الزاماً به سرمایهگذاری مولد تبدیل نمیشود.
عامل نگرانکنندۀ دیگر عبارت است از جهش داراییهای خارجی شبکۀ بانکی. خالص داراییهای خارجی شبکۀ بانکی از ۳۳۶۵ همت در آذر ۱۴۰۳ به بیش از ۵۰۴۰ همت در آذر ۱۴۰۴ رسیده است. در اقتصاد ایران چنین افزایشی معمولاً با جهش نرخ ارز و تجدید ارزیابی داراییهای ارزی و تشدید انتظارات تورمی همراه است. ازاینرو این شاخص را باید یکی از مهمترین علائم هشداردهندۀ بیثباتی پولی در اقتصاد کشور دانست.
در بخش مالیِ دولت نیز نشانهها بر تشدید فشارها دلالت دارند. خالص مطالبات سیستم بانکی از دولت به بیش از ۱۳۳۴ همت رسیده و سرجمع نسبت به سال قبل رشد قابلتوجهی را تجربه کرده است. بدهی بخش دولتی به شبکۀ بانکی نیز به حدود ۶۴۶ همت رسیده که نسبت به آذر سال قبل نزدیک به ۳۴ درصد افزایش یافته است. این روند نشان میدهد که مسئلۀ کسری بودجۀ مزمن دولت کماکان از مسیر نظام بانکی به اقتصاد منتقل میشود و یکی از مهمترین ریشههای رشد نقدینگی و تورم باقی مانده است.
اما شاید نگرانکنندهترین بخش ماجرا نهفقط خود این رقمها بلکه زمان انتشارشان باشد. همۀ این دادهها مربوط به آذر ۱۴۰۴ است، یعنی حدوداً شش ماه پیش. از آن زمان تاکنون اقتصاد ایران یکی از پرتنشترین دورههای خود را پشت سر گذاشته است: افزایش نااطمینانی سیاسی، تشدید تنشهای منطقهای، نوسانات شدید ارزی، اختلال در فعالیتهای اقتصادی و نهایتاً جنگی چهلروزه که هزینههای مستقیم و غیرمستقیم سنگینی بر اقتصاد تحمیل کرده است.
اگر تصویر وضع پولی و بانکی کشور در آذر ۱۴۰۴ چنین است، اکنون پس از شش ماه بحران و جنگ میتوان گفت که این روندها تشدید شدهاند. شواهد موجود از بازار ارز و سطح قیمتها و رفتار فعالان اقتصادی نشان میدهد که اقتصاد ایران وارد مرحلۀ تازهتری از فشارهای تورمی شده است.
در چنین شرایطی هر گونه ورود به یک دور جدید از درگیریهای نظامی میتواند به معنای فعالترشدن همزمان چند موتور تورمزا باشد: افزایش هزینههای دولت، تشدید کسری بودجۀ دولت، فشار بیشتر بر نظام بانکی، بیثباتی بیشتر بازار ارز و جهشهای مجدد در انتظارات تورمی.
اقتصاد ایران امروز در موقعیتی قرار ندارد که بتواند هزینههای یک بحران جدید را بدون پرداخت بهای سنگین معیشتی تحمل کند. آخرین دادههای رسمی منتشرشدۀ بانک مرکزی نه تصویری از ثبات بلکه نشانههایی از انباشت آسیبپذیریهای فزایندهتر پولی و مالی را نشان میدهند، آسیبپذیریهایی که در صورت تداوم تنشها میتوانند به موجی تازه و شدیدتر از تورم و کاهش قدرت خرید و فرسایش فزایندهتر رفاه خانوارها منجر شوند.
🆔 @mmaljoo
تشدید تورم در ماههای اخیر را میتوان در آینۀ تحولات پولی و بانکی اقتصاد ایران بررسی کرد. با تکیه بر آخرین گزیدۀ آمارهای بخش پولی و بانکیِ آذر ۱۴۰۴ که در تارنمای بانک مرکزی منتشر شده است، میکوشم نشان دهم در آخرین مقطعی که دادههای رسمی به انتشار رسیده اقتصاد ایران در معرض چه روندهای پولی و بانکیِ تورمزایی قرار داشته است. ازآنجاکه پس از آن مقطع، بهویژه در پی تحولات پرتنش سیاسی و امنیتی و جنگ چهلروزۀ اخیر، تصویر آماری بهروز و شفافی از متغیرهای پولی منتشر نشده است، میتوان با اطمینان گفت که در وضعیت کنونی با سطحی مواجهایم بس شدیدتر از آنچه در آذر ۱۴۰۴ مشاهده میشد.
در پایان آذر ۱۴۰۴ حجم نقدینگی کشور به ۱۳۵۳۴ همت رسیده و نسبت به آذر سال قبلی ۳۳ درصد رشد داشته است. همزمان پایۀ پولی نیز به ۱۸۲۶ همت رسیده و نسبت به آذر سال قبلی ۵۰ درصد افزایش یافته است. این ارقام نشان میدهد که موتورهای اصلی خلق پول و گسترش نقدینگی کماکان فعال بودهاند. اگرچه ضریب فزایندۀ نقدینگی در آذر ۱۴۰۴ به ۷.۴۱۳ کاهش یافته اما رشد بالای پایۀ پولی عملاً اثر محدودکنندۀ چنین کاهشی را خنثی کرده است.
رشد سریع حجم پول هم یکی از علتهای فشار تورمی است هم یکی از نشانههای چنین فشاری. حجم پول در پایان آذر ۱۴۰۴ به ۳۳۸۵ همت رسیده که نسبت به آذر سال قبل ۴۴ درصد افزایش نشان میدهد. در همین دوره سپردههای دیداری نیز رشد ۴۴ درصدی داشته است. سهم پول از کل نقدینگی نیز از حدود ۲۴ درصد در آذر ۱۴۰۳ به ۲۵ درصد در آذر ۱۴۰۴ افزایش یافته است. این تغییر یعنی سیالترشدن نقدینگی و افزایش آمادگیاش برای ورود به بازارهای کالا و ارز و دارایی. بهتجربه دیدهایم هر گاه وزن پول در ترکیب نقدینگی افزایش یافته است، موجهای جدید تورمی بهسرعت دررسیدهاند.
در سمت اعتبارات نیز روندی مشابه را میبینیم. مطالبات شبکۀ بانکی از بخش غیردولتی در پایان آذر ۱۴۰۴ به حدود ۹۴۴۶ همت رسیده که نسبت به آذر سال قبلی نزدیک به ۳۹ درصد افزایش یافته است. استمرار چنین رشدی یعنی فرایند خلق اعتبار در شبکۀ بانکی کماکان بهسرعت در شرایطی ادامه دارد که بخش قابلتوجهی از این اعتبارات الزاماً به سرمایهگذاری مولد تبدیل نمیشود.
عامل نگرانکنندۀ دیگر عبارت است از جهش داراییهای خارجی شبکۀ بانکی. خالص داراییهای خارجی شبکۀ بانکی از ۳۳۶۵ همت در آذر ۱۴۰۳ به بیش از ۵۰۴۰ همت در آذر ۱۴۰۴ رسیده است. در اقتصاد ایران چنین افزایشی معمولاً با جهش نرخ ارز و تجدید ارزیابی داراییهای ارزی و تشدید انتظارات تورمی همراه است. ازاینرو این شاخص را باید یکی از مهمترین علائم هشداردهندۀ بیثباتی پولی در اقتصاد کشور دانست.
در بخش مالیِ دولت نیز نشانهها بر تشدید فشارها دلالت دارند. خالص مطالبات سیستم بانکی از دولت به بیش از ۱۳۳۴ همت رسیده و سرجمع نسبت به سال قبل رشد قابلتوجهی را تجربه کرده است. بدهی بخش دولتی به شبکۀ بانکی نیز به حدود ۶۴۶ همت رسیده که نسبت به آذر سال قبل نزدیک به ۳۴ درصد افزایش یافته است. این روند نشان میدهد که مسئلۀ کسری بودجۀ مزمن دولت کماکان از مسیر نظام بانکی به اقتصاد منتقل میشود و یکی از مهمترین ریشههای رشد نقدینگی و تورم باقی مانده است.
اما شاید نگرانکنندهترین بخش ماجرا نهفقط خود این رقمها بلکه زمان انتشارشان باشد. همۀ این دادهها مربوط به آذر ۱۴۰۴ است، یعنی حدوداً شش ماه پیش. از آن زمان تاکنون اقتصاد ایران یکی از پرتنشترین دورههای خود را پشت سر گذاشته است: افزایش نااطمینانی سیاسی، تشدید تنشهای منطقهای، نوسانات شدید ارزی، اختلال در فعالیتهای اقتصادی و نهایتاً جنگی چهلروزه که هزینههای مستقیم و غیرمستقیم سنگینی بر اقتصاد تحمیل کرده است.
اگر تصویر وضع پولی و بانکی کشور در آذر ۱۴۰۴ چنین است، اکنون پس از شش ماه بحران و جنگ میتوان گفت که این روندها تشدید شدهاند. شواهد موجود از بازار ارز و سطح قیمتها و رفتار فعالان اقتصادی نشان میدهد که اقتصاد ایران وارد مرحلۀ تازهتری از فشارهای تورمی شده است.
در چنین شرایطی هر گونه ورود به یک دور جدید از درگیریهای نظامی میتواند به معنای فعالترشدن همزمان چند موتور تورمزا باشد: افزایش هزینههای دولت، تشدید کسری بودجۀ دولت، فشار بیشتر بر نظام بانکی، بیثباتی بیشتر بازار ارز و جهشهای مجدد در انتظارات تورمی.
اقتصاد ایران امروز در موقعیتی قرار ندارد که بتواند هزینههای یک بحران جدید را بدون پرداخت بهای سنگین معیشتی تحمل کند. آخرین دادههای رسمی منتشرشدۀ بانک مرکزی نه تصویری از ثبات بلکه نشانههایی از انباشت آسیبپذیریهای فزایندهتر پولی و مالی را نشان میدهند، آسیبپذیریهایی که در صورت تداوم تنشها میتوانند به موجی تازه و شدیدتر از تورم و کاهش قدرت خرید و فرسایش فزایندهتر رفاه خانوارها منجر شوند.
🆔 @mmaljoo
👍66👎8
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با آمریکا چه باید کرد؟
حسین علایی تحلیلگر نظامی، ضمن برشمردن شرایط رابطه ایران و آمریکا، راهبرد پیشنهادی برای مواجهه با آمریکا را تشریح میکند.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/zyE3B2AMM6M
#حسین_علایی #بازدارندگی
@irantalk_sn
حسین علایی تحلیلگر نظامی، ضمن برشمردن شرایط رابطه ایران و آمریکا، راهبرد پیشنهادی برای مواجهه با آمریکا را تشریح میکند.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/zyE3B2AMM6M
#حسین_علایی #بازدارندگی
@irantalk_sn
👍54👎18