احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
HJ 378 - masnavi.pdf
1.2 MB
در روز بزرگداشت مولانا، یادداشتی قدیمی دربارهٔ «مثنوی معنوی» آن عالی‌جناب را بخوانید، از شماره ۳۷۸ هفته‌نامه «همشهری جوان» @ehsanname
احسان‌نامه
🐢 هجدهمین جشن لاک‌پشت پرنده، با حضور نویسندگان و مترجمان کتاب‌های راه یافته به فهرست، جمعه عصر @ehsanname
🐢 کتاب «سرگذشت پزشکی در ایران» از جمله آثار برگزیدهٔ هجدهمین فهرست لاک‌پشت پرنده. تهیه کتاب و دیدار با نویسندگان، امروز ساعت ۱۸ به بعد، شهر کتاب مرکزی
@ehsanname
Forwarded from رسول جعفریان
این روزها، شاهد منازعه شدیدی در باره شمس تبریزی و مولانا و غیره بودیم. یعنی هر روز شاهد یک درگیری جدی. از بحث های علمی تا ... اخلاقی، تا کشیدن و کشاندن پای حاکمیت، وزرات فلان، اعتراض به هزینه کردن پول برای همایش، استغاثه به درگاه خدا و استمداد از همه برای تعطیل کردن این ماجرا و آن ماجرا.... راستش وقتی نگاهی به دوره قاجار هم بکنیم، همین منازعات و مباحثات بود. دهها بلکه صدها ردیه اخباری و اصولی و صوفی و بابی و غیره و غیره. خوشبختانه آن قدر هم آدم آماده برای این بحث و جدلها داریم که اصلا و ابدا بحث به آخر نمی رسد، و فقط گاهی از روی خستگی تعطیل می شود. همیشه هم خارجی ها نقش مهمی در توسعه اینها دارند که خدا لعنتشان کند. در میان ما هم بسیاری برای احساس مسوولیت و یا ... و البته به خاطر تحصیلاتی که عمری در یکی از این شعب داشته اند، یا علائق سیاسی و اجتماعی، در این مباحث حضور بهم می رسانند و افاده و استفاده ای دارند. برای برخی هم خواندن آنها تفریح است و من فقط آرزو می کنم کسی یا کسانی این ها را به خصوص مباحثات داخل گروه ها را حفظ کنند تا برای سرگرمی دوره های بعد هم بماند و لااقل موضوعی برای کلاس درس استادان آینده باشد. به دوره صفویه هم که برگردیم همین است. بحث در باره خراج و نماز جمعه و تصوف و غیره و غیره... منازعات آخوند ملامحمد طاهر قمی با فیض، جنگ میرلوحی با مجلسی پدر و پسر، و مباحثات میان شیخ علی نواده شهید ثانی با محقق سبزواری و صدها مورد دیگر... از جمله موسیقی وغنا که هنوز و هنوز موضوع روز است و ... فکر نمی کنم، ما ملت، تا هزار سال که سهل است تا چند هزار سال دیگر هم از این مباحث خلاص شود. یک عمر است بر سر حجاب و غنا و تصوف و مولوی و حالا در باره قرآن و طب سنتی و فلان آیه و حدیث و هفت آسمان و ... بحث می کنیم. باز هم جای شکرش باقی است که مانند قرون وسطی سر این بحث نمی کنیم که چند هزار فرشته سر یک سوزن جای می گیرند، به طوری که دامن شان به هم نماند.... و این یعنی این که فصل الخطابی برای این بحث ها نیست. فقط یک نفر در موقعیتی والا در استانی در شمال شرقی کشور کافی است که دهها مورد بحث جدید باز کند که بستن ابواب بحث ها نیاز به دهها سال بحث و مناظره علمی دارد. این البته قدرت را نشان می دهد، قدرت علمی نه چیز دیگر. آن وقت، چه قدر خوب، این همه انرژی، این همه توان، این همه تمرین بحث علمی، این هم کشاکش و نقض و رد نویسی، یعنی همان سنتی که در قرن سوم بین معتزله و اهل حدیث، و بعدها میان معتزله و اشاعره، و بعدها میان شیعه و سنی، و بعدها میان صوفیه و فقها، و بعدها و بعدها .... میان متجددین و شیخ فضل الله و بحث های دیگر... چه قدر عالی است. هر روز اهل بحث هستیم، تعداد بیشتری طلبه هم به قم می آوریم تا در این بحث ها مشارکت کنند. دهها سال طول می کشد این طلبه های مظلوم از روستا و شهرها آمده، مقدمات را فرابگیرند، و بعدا با ابهت وارد بحث شوند و ادامه دهند... تا این که خسته شده رها کنند و نسل بعدی شروع کند. البته اگر به مقامات بالای حوزوی برسند، آن وقت دیگر بحث نیست، بیانیه است که علیه این و آن صادر می شود در اکثر قریب به اتفاق آن هم کاری لازم است. ولی در این بحث ها از همه خوش مزه تر، این داستان مولوی و شمس و خانم مولوی بود که واقعا هم چندش آور بود و هم گریه آور و هم اسباب مضحکه که در میان این اوضاع، هنوز هم بحث های این چنینی، یعنی متصل به قوه باه، جایگاه مهمی دارد. من تنها نگران این هستم که نکند در این میانه، هیچ انرژی برای ساختن مملکت و بالا بردن علم و دانش نماند. این یک ذره کاری هم که دانشگاه ها برای تربیت آدم معمولی برای اداره کشور می کنند، بزرگان دیگری متهمش می کنند که برخی از مراکز دانشگاهی سرطانی است. و دیگری می گوید آنجا محل بی دین کردن مردم است. خوب دیندار کردن که کار شما بود، آن هم با این همه طلبه و دستگاه های عریض و طویل، دانشگاه از روز اول هم برای رواج دینداری نبود، برای علم تاسیس شد. سی ساله ازش می خواهیم دین در بیاد. چون حوزه علمیه که نیست، نشد، حالا می گوییم چرا بی دین ازش در میاد. همه که نمی گویند، خیلی از علما بل اکثریت حامی آن هستند. اما نسبت به این آقا که تعبیر سرطان در باره برخی دانشگاه ها بکار برده عرض می کنم. شما هم که بیست سال است امام جماعت مسجد بزرگترین دانشگاهش هستی، و وقتی می توانی با یک ثانیه یا چند ثانیه قرآن را به مردم بشناسانی، و خودت امام جماعت مسجدش هستی، چرا این کار را نمی کنی؟ بنده اصلا به درستی و نادرستی این مباحث کاری ندارم. همه این افراد محترم هستند. خدمت هم فراوان به این مملکت کردند. اصلا در حد من نیست که در این باره و در باره آنها چیزی بگویم، اما بر اساس تجربه گذشته می گویم ، حالا حالاها درگیر این بحث ها هستیم. انرژی خود را نگه دارید. صرف کار دیگری هم نکنید، چون در این بخش به آن نیاز داریم. @jafarian1964
بخش معرفی کتابهای دریافت‌کننده پنج لا‌ک‌پشت یا عالی، از بروشور هجدهمین جشن لاک‌پشت پرنده @ehsanname
بیست و سومین جايزه بنیاد موقوفات افشار برای زبان فارسی و وحدت ملی، امشب به شاعر نامدار معاصر، هوشنگ ابتهاج #سایه اهدا شد @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان کوتاه #سایه در مراسم جایزه بنیاد افشار و اشاره رندانه به گرفتاری زندانش در سال ۶۲ - از اینستاگرام علی ملیحی @ehsanname
رونمایی از کتاب «ابعاد ظریف مذاکرات»، مجموعه طنز و کاریکاتورهایی درباره مذاکرات هسته‌ای، توسط دکتر جواد ظریف در فرهنگسرای نیاوران – عکس از آنا @ehsanname
سهم ناچیز ارزشمندترین مدال گروهی تاریخ ورزش از رسانه؛ با اینکه ساعت بازی چندان هم دیر نبود، اما فقط چند روزنامه عمومی بخشی از صفحه یک خودشان را به فوتسالیست‌ها اختصاص دادند @ehsanname
برگزیدگان دوسالانه کتاب برتر موسیقی که دیشب در جشن خانه موسیقی معرفی شدند: رتبه‌های اول (ردیف بالا) و دوم و سوم (ردیف پایین) بخش پژوهش و ترجمه. بخش آموزشی برگزیده نداشت @ehsanname
🎞 شاعران به سینما می‌روند
@ehsanname
از گزارش امروزِ «فرهیختگان» ◀️ یغما گلرویی، ترانه‌سرا با مازیار میری برای فیلم جدید «سارا و آیدا» قرارداد بست و از سوی دیگر روزبه بمانی در فیلم «ربوده‌شده» بیژن میرباقری در حال نقش‌آفرینی است و حالا اگر شمس لنگرودی شاعر را در فیلم «احتمال باران اسیدی» (۱۳۹۳) بهتاش صناعی‌ها در نظر بگیرید، متوجه می‌شوید چه سینمای شاعرانه‌ای داریم. البته در گذشته شاعران محبوب و متفاوتی در فیلم‌ها بازی کرده‌اند و این امر، چیز تازه‌ای نیست و حتی بعضی از آنها در زمینه نوشتن فیلمنامه و حتی مشاوره نیز فعال بودند. احمد شاملو در دورانی فیلمنامه می‌نوشت و نام خود را ذکر نمی‌کرد و احمدرضا احمدی در فیلم «پستچی» (۱۳۵۱) داریوش مهرجویی، و منوچهر آتشی در فیلم «آرامش در حضور دیگران» (۱۳۵۱) ناصر تقوایی بازی کردند. محمدعلی سپانلو را هم در نظر داشته باشید که در «رخساره» (۱۳۸۰) امیر قویدل و «آرامش در حضور دیگران» و «ستارخان» (۱۳۵۱) علی حاتمی بازی کرده بود و یک نقش کوتاه هم در فیلم «شناسایی» (۱۳۶۶) محمدرضا اعلامی داشت...
farheekhtegan.ir/?nid=2056&pid=15&type=0
وقتی دهقان فداکار ارزش خبری کمتری از سیاسیون داشت. از تیترهای روزنامه «اطلاعات» ۱۶ آبان ۱۳٤۰ فقط ریزعلی خواجوی است که هنوز هم همه می‌شناسندش. سیاستمدارها می‌روند، مهربانی می‌ماند @ehsanname
«دور عاشقان آمد، نوبت محرم شد». مراسم تعویض پرچم سرخ گنبد امام حسین(ع) با پرچم سیاه به نشانه آغاز ماه محرم
@ehsanname
Booye Khoone Khorshid
Yousefali Mirshakkak
«دور عاشقان آمد، نوبت محرم شد». شعر و صدای #یوسفعلی_میرشکاک با همراهی موسیقی حامد صغیری @ehsanname
💰نوبلیست‌ها با پول جایزه‌شان چه کار می‌کنند؟
@ehsanname
صبح ۲۸ اکتبر ۱۹۵۴، مری وِلش همینگوی، همسر چهارم ارنست همینگوی، در رختخواب بود که شنید شوهرش می‌گوید: «یه‌چیزی برنده شدم.» - چی؟ «یه‌چیز سوئدی.» منظور او البته جایزه‌ نوبل ادبیات بود. چیزی که برای رمان‌نویس خیلی هم جذاب نبود: «دارم فکر می‌کنم بهشان بگم برید بابا.» بعد مکثی کرد: «جهنم و ضرر، ۳۵هزار دلار میشه (معادل ۲۴۰هزار پوند امروز). آدم می‌تونه با ۳۵هزارتا حسابی خوش بگذرونه.»
همین روزها بنیاد نوبل در استکهلم برنده‌های امسال نوبل پزشکی، فیزیک، شیمی و صلح و اقتصاد و ادبیات را اعلام خواهد کرد. جایزه‌ای که علاوه بر شهرت، از نظر مالی هم حسابی چشمگیر است. این مبلغ در حال حاضر خیلی بیشتر از ۳۵هزار دلار همینگوی است و به هشت میلیون کرون سوئد یا ۷۲۰ هزار پوند انگلیس رسیده. اما برنده‌های نوبل جایزه‌شان را چطور خرج می‌کنند؟
گاردین در گزارشی نحوه خرج کردن بعضی از مشاهیر را توضیح داده است: آلبر کامو (برنده نوبل ادبیات ۱۹۵۷) خانه‌ای در جنوب فرانسه خرید تا در آن کار کند (کامو دو سال بعد در تصادف رانندگی مرد.) یوجین اونیل (برنده نوبل ادبیات ۱۹۳۶) هم با پول جایزه‌اش خانه‌ای به سبک آسیایی در کالیفرنیا ساخت و بهترین نمایشنامه‌هایش را همانجا نوشت. وقتی از الفریده یلینک اتریشی پرسیدند بردن نوبل ادبیات ۲۰۰۴ برایش چه معنی دارد؟، گفت: «خب، استقلال مالی.» از آن طرف، نادین گوردیمر (برنده نوبل ادبیات ۱۹۹۱) و وله سوینکا (برنده نوبل ادبیات ۱۹۸۶) جایزه‌هایشان را یک‌جا صرف امور خیریه کردند. ساموئل بکت (برنده نوبل ادبیات ۱۹۶۹) هم جایزه‌اش را بین رفقای بی‌بضاعتش تقسیم کرد.
@ehsanname
گزارش گاردین (که شامل نوبلیست‌های علمی هم هست) را اینجا ببینید👇
theguardian.com/books/2016/oct/01/nobel-prize-laureates-money-award
ترجمه‌ای از آن گزارش هم در این آدرس هست👇
www.aftabnetdaily.com/?p=3539
🔲 بر خوانِ غم، چو عالمیان را صَلا زدند
@ehsanname
«باز این چه شورش است که در خلق عالم است/ باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟» این، مطلع یکی از معروفترین اشعار تاریخ ادبیات ماست: ترکیب‌بندی از کمال‌الدین علی محتشم کاشانی، شاعر معاصر شاه طهماسب صفوی و متوفای سال ۹۹۶ قمری. محتشم کاشانی، شعری در دوازده بند در مرثیه شهدای کربلا سروده که حالا بخش‌هایی از آن را روی پارچه‌های کتیبه هر هیأت و مسجدی می‌بینیم. شاعران بسیاری پس از محتشم از ترکیب‌بند او در شعرها و نوحه‌هایشان استفاده کردند و از آن تقلید کردند، که تقریبا هیچ‌کدامشان به شهرت و معروفیت ترکیب‌بند محتشم نرسید. متن شعر محتشم را می‌توانید در اینجا بخوانید 👇
ganjoor.net/mohtasham/divan-moh/tarjeeha/sh1/
این شعر بارها و بارها، توسط افراد مختلف خوانده شده است که نمونه از این نواهای محرمی را در ادامه می‌شنوید:

۱- از میان دکلمه‌های این شعر، دکلمه مهدی آقابیگی، مجری سالهای نه چندان دور شبکه اول را بشنوید که دو بند اول شعر را در شب پنجم محرم سال ۱۳۹۱ در هیئت ابوالفضل(س) مسجد جامع کاشان اجرا کرده است.

۲- از مرحوم سیدجواد ذبیحی، مؤذن و خواننده معروف ادعیه در دهه چهل، فایلی را می‌شنوید که بند هشتم این شعر را در دستگاه بیات ترک به آواز خوانده است.

۳- سرود «صلای غم»، اجرایی بود که سال ۱۳۶۲ در تالار وحدت اجرا شد. در این سرود، محمد گلریز، احمد عزیزی، مرحوم رضا منفرد و احمد مرتضی‌پور همخوانی می‌کنند و امیر نوری، گوینده پیشکسوت شعر، بخشهایی از شعر را دکلمه می‌کند. این فایل، بخشی از آن سرود است.

۴- ترکیب «گروه سرود بچه‌های آباده» برای کودکان دهه شصت بسیار آشنا هستند. اجرای این گروه از شعر محتشم برای سال ۱۳۶۷ است که معمولا در ایام محرم، کلیپش هم از تلویزیون بازپخش می‌شود.

۵- آلبوم «ذبح نور» سوگواره‌هایی موسیقی برای کربلاست. قطعه دوم این آلبوم، با عنوان «روز واقعه»، بازخوانی شعر محتشم با ریتمی شبیه به سینه‌زنی شور است. این قطعه را عبدالرضا موسوی خوانده و بهروز پارسا برایش موسیقی ساخته. ◼️