🌕 خردهجنایتهای نوبلی
@ehsanname
امسال هم کمیته انتخاب نوبل، یکی دیگر از تردستیهایش را رو کرد و از بین غولهایی نظیر هاروکی موراکامی، کازوئو ایشیگورو، فیلیپ راث، جویس کرولاوتس، مارگارت اتوود، دن دلیلو و آدونیس، باب دیلن را انتخاب کرد تا موجی از موافقتها و مخالفتها را راه بیاندازد (نمونه بحثها را در کانال @dastanirani بخوانید). شاید بخشی از این جدلها به خاطر این تصور باشد که نوبل ادبیات «معتبرترین» جایزه ادبی است. متن زیر برای چهار سال پیش و زمان بحثهای مشابه درباره نوبل ادبیات مو یان و درباره همین تصور، در شماره ۳۸۱ «همشهری جوان» (نوشته احسان رضایی/یاسر مالی) است:
@ehsanname
طبق وصیت آلفرد نوبل، نوبل ادبيات باید به «برجستهترين اثری که در یک سال گذشته با رويكرد آرمانگرايانه نوشته شده» اهدا شود. اما معمولا این جمله یک چیز تشریفاتی است. گاهی به یک نویسنده در تنها سالی که کاری منتشر نکرده، نوبل میدهند (برنارد شا در ۱۹۲۵). در بحث «آرمانگرایی» هم توی چشمهای تولستوی زل زدند و گفتند کارهایش به اندازه کافی آرمان و اخلاق ندارد. میماند یک صفت «برجستهترین» که آن هم مثل مهریه است، کی داده، کی گرفته؟
لیست نویسندگان معروفی که بعد از ۱۹۰۱ درگذشتند و نوبل نبردند، خیلی غنیتر از نوبلگرفتههاست: جورج اورول، سامرست موام، گراهام گرین، آلدوس هاکسلی، جوزف کنراد، او هنری، جیمز جویس، دی اچ لارنس، دافنه دوموریه، ویرجینیا ولف، کاترین منسفیلد، جی آر آر تالکین، رولد دال، اچ جی ولز، آرتور کانندویل، آگاتا کریستی، تد هیوز، هنری جیمز، مارک تواین، جک لندن، تئودور درایزر، تامس هاردی، اسکات فیتزجرالد، عزرا پاوند، لنگستن هیوز، آرتور میلر، جی دی سلینجر، ای ال دکتروف، ریموند کارور، جان آپدایک، کورت ونهگات، ژول ورن، امیل زولا، مارسل پروست، آندره مالرو، لویی فردینان سلین، سنت اگزوپری، رومن گاری، مارگریت دوراس، ژاک پرور، پل الوار، فرانتس کافکا، برتولت برشت، راینر ماریا ریلکه، ایتالو کالوینو، امبرتو اکو، اوریانا فالاچی، یوهان استریندبرگ، هنریک ایبسن، نیکوس کازانتزاکیس، یانیس ریتسوس، گارسیا لورکا، خورخه لوییس بورخس، خوان رولفو، خولیو کورتاسار، کارلوس فوئنتس، چینوا آچیبی، آنا آخماتووا، ولادیمیر مایاکفسکی، میخاییل بولگاکف، ولادیمیر ناباکف، ماکسیم گورکی، آنتون چخوف، لئو تولستوی،... کلا روسها تا ۱۹۵۸ و بوریس پاسترناک (آن هم از سر لج با شوروی) نوبل ادبیات نگرفتند، درحالیکه نیمه اول قرن بیستم، عصر طلایی و دوره سرهنگی ادبیات روس بوده.
عوضش پنج عضو آکادمی خودشان را برنده نوبل ادبی کردند. اول سما لاگرلوف نوبل ۱۹۰۹ را برد و بعد از گرفتن جایزه عضو آکادمی شد. بعد دیدند چه کاری است که اول جایزه بگیریم، بعد عضو باشیم. با اینکه طبق وصیت نوبل، جایزه را باید به زندهها داد تا به یک زخمی بزنندش، به یکی از اعضا (اریک اکسل کارلفلدت) بعد مرگش نوبل ادبی دادند (تنها نوبلیست مرده دیگر تاریخ، داگ هامرشولد برای صلح است که کاملا اتفاقی او هم سوئدی بود). گند ماجرا وقتی درآمد که سال۱۹۷۴ دو عضو آکادمی سر اینکه کی امسال جایزه بگیرد و کی سال بعد، به نتیجه نرسیدند و نهایتا جایزه را قسمت کردند (هری مارتینسون و ایویند جانسون). طوری شد که مارتینسون زیر فشار انتقادها خودکشی کرد، آن هم با قیچی!
در واقع مهمترین اصل در نوبل (مثل هر جای دیگری) این است که با طرف حال بکنند یا نه. به ادیسون و تسلا نوبل ندادند، درباره مندلیف گفتند با نظراتش «موافق نیستند» (دقیقاً همین را گفتند)، وقتی برای کشف منشأ امواج رادیویی خواستند نوبل بدهند، به جای کاشفش (ژوسلین بل) به استاد راهنمای او جایزه دادند (و ملت دست گرفتند که اصلا اسم جایزه رویش هست و NO-Bell است دیگر!) در عوض چون یوهانس فایبیگر دانمارکی رفیقشان بود، به «کشف درخشان»ش مبنی بر ایجاد کلیه سرطانها به وسیله کرمها، نوبل پزشکی دادند! ادبیات که دیگر جای خود دارد. به بورخس به این دلیل نوبل ندادند که میگفتند طرفدار دیکتاتورها است(!) و آکادمی نوبل از سیاسست چندشش میشود و حتی در جنگها بیطرف است. بعد به کنوت هامسون نوبل دادند (در ۱۹۲۰) که نه تنها کشتهمرده هیتلر که طرفدار سینهچاک آلمان در هر دو جنگ جهانی بود (در ۱۹۴۰ گفت آلمانیها دارند برای ما میجنگند، در ۱۹۴۳ نوبلش را به گوبلز تقدیم کرد و بعد از مرگ هیتلر هم گفت که او «جنگجویی برای بشریت و پیامآور عدالت برای ملتها» بود.) باز هامسون خوب است، وینستون چرچیل هم نوبل ادبیات گرفته، آن هم برای خاطراتش از جنگ جهانی. حتی اگر فرض کنیم چرچیل زمانی روزنامهنگار بوده، حکمت نوبل ۱۹۰۲ تئودور مومسن را که مورخ، حقوقدان، سیاستمدار و باستانشناس بود کسی هرگز نخواهد فهمید. تنها ربط مومسن به ادبیات میتواند این باشد که برنارد شا گفته اگر «تاریخ روم» مومسن را نخوانده بود، «سزار و کلئوپاترا»یش خوب درنمیآمد!
@ehsanname
امسال هم کمیته انتخاب نوبل، یکی دیگر از تردستیهایش را رو کرد و از بین غولهایی نظیر هاروکی موراکامی، کازوئو ایشیگورو، فیلیپ راث، جویس کرولاوتس، مارگارت اتوود، دن دلیلو و آدونیس، باب دیلن را انتخاب کرد تا موجی از موافقتها و مخالفتها را راه بیاندازد (نمونه بحثها را در کانال @dastanirani بخوانید). شاید بخشی از این جدلها به خاطر این تصور باشد که نوبل ادبیات «معتبرترین» جایزه ادبی است. متن زیر برای چهار سال پیش و زمان بحثهای مشابه درباره نوبل ادبیات مو یان و درباره همین تصور، در شماره ۳۸۱ «همشهری جوان» (نوشته احسان رضایی/یاسر مالی) است:
@ehsanname
طبق وصیت آلفرد نوبل، نوبل ادبيات باید به «برجستهترين اثری که در یک سال گذشته با رويكرد آرمانگرايانه نوشته شده» اهدا شود. اما معمولا این جمله یک چیز تشریفاتی است. گاهی به یک نویسنده در تنها سالی که کاری منتشر نکرده، نوبل میدهند (برنارد شا در ۱۹۲۵). در بحث «آرمانگرایی» هم توی چشمهای تولستوی زل زدند و گفتند کارهایش به اندازه کافی آرمان و اخلاق ندارد. میماند یک صفت «برجستهترین» که آن هم مثل مهریه است، کی داده، کی گرفته؟
لیست نویسندگان معروفی که بعد از ۱۹۰۱ درگذشتند و نوبل نبردند، خیلی غنیتر از نوبلگرفتههاست: جورج اورول، سامرست موام، گراهام گرین، آلدوس هاکسلی، جوزف کنراد، او هنری، جیمز جویس، دی اچ لارنس، دافنه دوموریه، ویرجینیا ولف، کاترین منسفیلد، جی آر آر تالکین، رولد دال، اچ جی ولز، آرتور کانندویل، آگاتا کریستی، تد هیوز، هنری جیمز، مارک تواین، جک لندن، تئودور درایزر، تامس هاردی، اسکات فیتزجرالد، عزرا پاوند، لنگستن هیوز، آرتور میلر، جی دی سلینجر، ای ال دکتروف، ریموند کارور، جان آپدایک، کورت ونهگات، ژول ورن، امیل زولا، مارسل پروست، آندره مالرو، لویی فردینان سلین، سنت اگزوپری، رومن گاری، مارگریت دوراس، ژاک پرور، پل الوار، فرانتس کافکا، برتولت برشت، راینر ماریا ریلکه، ایتالو کالوینو، امبرتو اکو، اوریانا فالاچی، یوهان استریندبرگ، هنریک ایبسن، نیکوس کازانتزاکیس، یانیس ریتسوس، گارسیا لورکا، خورخه لوییس بورخس، خوان رولفو، خولیو کورتاسار، کارلوس فوئنتس، چینوا آچیبی، آنا آخماتووا، ولادیمیر مایاکفسکی، میخاییل بولگاکف، ولادیمیر ناباکف، ماکسیم گورکی، آنتون چخوف، لئو تولستوی،... کلا روسها تا ۱۹۵۸ و بوریس پاسترناک (آن هم از سر لج با شوروی) نوبل ادبیات نگرفتند، درحالیکه نیمه اول قرن بیستم، عصر طلایی و دوره سرهنگی ادبیات روس بوده.
عوضش پنج عضو آکادمی خودشان را برنده نوبل ادبی کردند. اول سما لاگرلوف نوبل ۱۹۰۹ را برد و بعد از گرفتن جایزه عضو آکادمی شد. بعد دیدند چه کاری است که اول جایزه بگیریم، بعد عضو باشیم. با اینکه طبق وصیت نوبل، جایزه را باید به زندهها داد تا به یک زخمی بزنندش، به یکی از اعضا (اریک اکسل کارلفلدت) بعد مرگش نوبل ادبی دادند (تنها نوبلیست مرده دیگر تاریخ، داگ هامرشولد برای صلح است که کاملا اتفاقی او هم سوئدی بود). گند ماجرا وقتی درآمد که سال۱۹۷۴ دو عضو آکادمی سر اینکه کی امسال جایزه بگیرد و کی سال بعد، به نتیجه نرسیدند و نهایتا جایزه را قسمت کردند (هری مارتینسون و ایویند جانسون). طوری شد که مارتینسون زیر فشار انتقادها خودکشی کرد، آن هم با قیچی!
در واقع مهمترین اصل در نوبل (مثل هر جای دیگری) این است که با طرف حال بکنند یا نه. به ادیسون و تسلا نوبل ندادند، درباره مندلیف گفتند با نظراتش «موافق نیستند» (دقیقاً همین را گفتند)، وقتی برای کشف منشأ امواج رادیویی خواستند نوبل بدهند، به جای کاشفش (ژوسلین بل) به استاد راهنمای او جایزه دادند (و ملت دست گرفتند که اصلا اسم جایزه رویش هست و NO-Bell است دیگر!) در عوض چون یوهانس فایبیگر دانمارکی رفیقشان بود، به «کشف درخشان»ش مبنی بر ایجاد کلیه سرطانها به وسیله کرمها، نوبل پزشکی دادند! ادبیات که دیگر جای خود دارد. به بورخس به این دلیل نوبل ندادند که میگفتند طرفدار دیکتاتورها است(!) و آکادمی نوبل از سیاسست چندشش میشود و حتی در جنگها بیطرف است. بعد به کنوت هامسون نوبل دادند (در ۱۹۲۰) که نه تنها کشتهمرده هیتلر که طرفدار سینهچاک آلمان در هر دو جنگ جهانی بود (در ۱۹۴۰ گفت آلمانیها دارند برای ما میجنگند، در ۱۹۴۳ نوبلش را به گوبلز تقدیم کرد و بعد از مرگ هیتلر هم گفت که او «جنگجویی برای بشریت و پیامآور عدالت برای ملتها» بود.) باز هامسون خوب است، وینستون چرچیل هم نوبل ادبیات گرفته، آن هم برای خاطراتش از جنگ جهانی. حتی اگر فرض کنیم چرچیل زمانی روزنامهنگار بوده، حکمت نوبل ۱۹۰۲ تئودور مومسن را که مورخ، حقوقدان، سیاستمدار و باستانشناس بود کسی هرگز نخواهد فهمید. تنها ربط مومسن به ادبیات میتواند این باشد که برنارد شا گفته اگر «تاریخ روم» مومسن را نخوانده بود، «سزار و کلئوپاترا»یش خوب درنمیآمد!
«نیویورکر» طرح جلد شماره بعدی خودش را که به مناسبت نوبل باب دیلن طراحی شده، زودتر منتشر کرد @ehsanname
از سلما لاگرلوف در ۱۹۰۹ تا سوتلانا الکسیویچ در ۲۰۱۵، فقط ۱۴ زن برنده نوبل ادبیات شدهاند @ehsanname
قهرمان جدید مارول، مادری از سوریه است. کمیک Madaya mom (مادری از مضایا) با کمک خبرنگاران abcnews نوشته شده و نسخه رایگان آن بر روی سایت این شبکه هست @ehsanname
✅ کتاب خاطرات قیصر در راه است
@ehsanname
خانم زیبا اشراقی، همسر قیصر امینپور خبر داد: «مرحوم امینپور یکسری یادداشت روزانه داشتند که البته خیلی با فاصله این یادداشتها نوشته شده و مربوط به دوره های مختلف زندگیشان است. این یادداشتها از دوره دانشآموزی تا ورود به دانشگاه و بعد حوزه هنری و ازدواج و بچهدار شدن، تصادف و بیماری و تقریبا کل دوران زندگیشان را شامل می شود. اینها به صورت جسته گریخته در دفترهایشان بود و نثر آنها نیز خیلی خوب و خواندنی بود. ازین رو ما تصمیم گرفتیم بخشهایی را که درواقع شکل نهایی نوشته را دارند استخراج و تنظیم و انشالله برای چاپ آماده کنیم.» 👇
www.iscanews.ir/News/685808
@ehsanname
خانم زیبا اشراقی، همسر قیصر امینپور خبر داد: «مرحوم امینپور یکسری یادداشت روزانه داشتند که البته خیلی با فاصله این یادداشتها نوشته شده و مربوط به دوره های مختلف زندگیشان است. این یادداشتها از دوره دانشآموزی تا ورود به دانشگاه و بعد حوزه هنری و ازدواج و بچهدار شدن، تصادف و بیماری و تقریبا کل دوران زندگیشان را شامل می شود. اینها به صورت جسته گریخته در دفترهایشان بود و نثر آنها نیز خیلی خوب و خواندنی بود. ازین رو ما تصمیم گرفتیم بخشهایی را که درواقع شکل نهایی نوشته را دارند استخراج و تنظیم و انشالله برای چاپ آماده کنیم.» 👇
www.iscanews.ir/News/685808
💸 تاثیر نوبل بر بازار فروش کتاب
@ehsanname
به گزارش ایندپندنت، کتاب «ترانههای باب دیلن» صبح پنجشنبه (قبل از اعلام جایزه نوبل) رتبه ۷۳ هزار و ۵۴۳ پرفروشهای سایت amazon بود و در پایان روز، به رده ۲۰۹ رسید. کتاب خاطرات او (با عنوان Chronicles) هم در فاصله صبح تا شب پنجشنبه از رده ۱۵ هزار و ۶۹۰ فروش به رتبه ۲۷۸ رسید. اوضاع طبیعتا برای آهنگهای او بهتر بود و دو آلبوم Greatest Hits و Blonde on Blonde تا آخر وقتِ پنجشنبه شدند جزو ۲۵ سیدی پرفروش.👇
independent.co.uk/arts-entertainment/books/news/bob-dylan-book-and-music-sales-rocket-after-nobel-prize-win-a7361211.html
@ehsanname
به گزارش ایندپندنت، کتاب «ترانههای باب دیلن» صبح پنجشنبه (قبل از اعلام جایزه نوبل) رتبه ۷۳ هزار و ۵۴۳ پرفروشهای سایت amazon بود و در پایان روز، به رده ۲۰۹ رسید. کتاب خاطرات او (با عنوان Chronicles) هم در فاصله صبح تا شب پنجشنبه از رده ۱۵ هزار و ۶۹۰ فروش به رتبه ۲۷۸ رسید. اوضاع طبیعتا برای آهنگهای او بهتر بود و دو آلبوم Greatest Hits و Blonde on Blonde تا آخر وقتِ پنجشنبه شدند جزو ۲۵ سیدی پرفروش.👇
independent.co.uk/arts-entertainment/books/news/bob-dylan-book-and-music-sales-rocket-after-nobel-prize-win-a7361211.html
عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور میگوید هر سال کتاب «سقای آب و ادب» اثر سیدمهدی شجاعی درباره حضرت عباس(ع) را میخرد و به دانشجویانش هدیه میدهد
farsnews.com/newstext.php?nn=13950724000261
farsnews.com/newstext.php?nn=13950724000261
محمدجواد ظریف در ژانویه ۲۰۱۵ وقتی مذاکرات هستهای به جای حساس رسیده بود کتاب مینیاتورهای فرشچیان را به جان کری هدیه داد تا بداند ایرانیها چقدر دقیق هستند
tasnimnews.com/fa/news/1395/07/24/1212318/
tasnimnews.com/fa/news/1395/07/24/1212318/
#تبلیغات_کتاب قدیمی؛ تبلیغ کتاب زندگینامه گاریبالدی با استفاده از محبوبیت ستارخان، هفتهنامه «خیر الکلام»، شماره ۴۱، ۲۵ ربیعالاول ۱۳۳۷ قمری @ehsanname
روی جلد و چند صفحه از رمان مصور «لاتاری»، داستان معروفِ شرلی جکسون که توسط نوهاش تبدیل به کمیک شده. لاتاری ۶۸سال پیش نوشته شده و هنوز هم یک داستان کوتاه کلاسیک است @ehsanname
«دنیای تصویر» در شماره ۲۶۷ خود فهرستی از صد نقش ماندگار سینما و تلویزیون ارایه داده است. در این فهرست، استاد علی نصیریان با شش نقش، بیشترین حضور را دارد @ehsanname
احساننامه
«دنیای تصویر» در شماره ۲۶۷ خود فهرستی از صد نقش ماندگار سینما و تلویزیون ارایه داده است. در این فهرست، استاد علی نصیریان با شش نقش، بیشترین حضور را دارد @ehsanname
🔷۱۰۰ نقش ماندگار سینما و تلویزیون ایران به انتخاب «دنیای تصویر»
@ehsanname
🎥 دهه ۴۰: تاجی (تاجی احمدی در«خشت و آینه»)، علی بیغم (فردین در«گنج قارون»)، قیصر (بهروز وثوقی در«قیصر»)، مشحسن (عزتالله انتظامی در«گاو»)، آقای هالو (علی نصیریان در«آقای هالو»)، رضا موتوری (بهروز وثوقی در«رضا موتوری»)
🎥 دهه ۵۰: آقای حکمتی (پرویز فنیزاده در«رگبار»)، علی خوشدست (سعید راد در«تنگنا»)، سید (بهروز وثوقی در«گوزنها»)، شازده احتجاب (جمشید مشایخی در«شازده احتجاب»)، آقاحسینی (داوود رشیدی در«کندو»)، ابی (بهروز وثوقی در«کندو»)، داییجان ناپلئون (غلامحسین نقشینه در«داییجان ناپلئون»)، مشقاسم (پرویز فنیزاده در«داییجان ناپلئون»)، آقاجان (نصرت کریمی در«داییجان ناپلئون»)، کریم (داوود رشیدی در«فرار از تله»)، مجید (بهروز وثوقی در«سوتهدلان»)
🎥 دهه ۶۰: قاضی شارح (علی نصیریان در«سربداران»)، حسینقلیخان (عزتالله انتظامی در«حاجی واشنگتن»)، سلطان/ شیرزاد (مهدی هاشمی در«سلطان و شبان»)، کمالالملک (جمشید مشایخی در«کمالالملک»)، امیرو (مجید نیرومند در«دونده»)، زینال بندری (جمشید هاشمپور در«تاراج»)، ناییجان (سوسن تسلیمی در«باشو غریبه کوچک»)، آعلییار (علی نصیریان در«شیر سنگی»)، عباسآقا سوپرگوشت (عزتالله انتظامی در«اجارهنشینها»)، ناخدا خورشید (داریوش ارجمند در«ناخدا خورشید»)، محمود (جهانگیر الماسی در«شبح کژدم»)، رضا تفنگچی (جمشید مشایخی در«هزاردستان»)، مفتش ششانگشتی (داوود رشیدی در«هزاردستان»)، ابوالفتح صحاف (علی نصیریان در«هزاردستان»)، خان مظفر (عزتالله انتظامی در«هزاردستان»)، میرزا کوچک خان (علیرضا مجلل در«کوچک جنگلی»)، نوری (هادی اسلامی در«سرب»)، حسین سبزیان (حسین سبزیان در«کلوزآپ»)، حمید هامون (خسرو شکیبایی در«هامون»)، رضا (فرامرز صدیقی در«دندان مار»)، مادر (رقیه چهرهآزاد در«مادر»)، حمید خوشمرام (ابوالفضل پورعرب در«عروس»)
🎥 دهه ۷۰: خانمبزرگ (جمیله شیخی در«مسافران»)، مرادبیگ (خسرو شکیبایی در«روزی روزگاری»)، خاله لیلا (ژاله علو در«روزی روزگاری»)، مجید (مهدی باقربیگی در«قصه های مجید»)، اکبر (اکبر عبدی در«هنرپیشه»)، سارا (نیکی کریمی در«سارا»)، حسینآقا (حسین رضایی در«زیر درختان زیتون»)، اسی دربهدر (داریوش ارجمند در«آدمبرفی»)، نوبر کردانی (فاطمه معتمدآریا در«روسری آبی»)، اسداللهخان (محمدعلی کشاورز در«پدرسالار»)، سلطان (فریبرز عربنیا در«سلطان»)، مالک اشتر (داریوش ارجمند در«امام علیع»)، عمروعاص (مهدی فتحی در«امام علیع»)، قطام (ویشکا آسایش در«امام علیع»)، ولید (محمدرضا شریفینیا در«امام علیع»)، لیلا (لیلا حاتمی در«لیلا»)، حاجکاظم (پرویز پرستویی در«آژانس شیشهای»)، سلحشور (رضا کیانیان در«آژانس شیشهای»)، سیما ریاحی (هدیه تهرانی در«شوکران»)، فرشته (نیکی کریمی در«دو زن»)، فرحان (حمید فرخنژاد در«عروس آتش»)، خانمکوچیک (مرجان محتشم در«پس از باران»)، طوبا (گلاب آدینه در«زیر پوست شهر»)
🎥 دهه ۸۰: جهانگیر (خسرو شکیبایی در«کاغذ بیخط»)، رویا (هدیه تهرانی در«کاغذ بیخط»)، ترانه (ترانه علیدوستی در«من ترانه ۱۵سال دارم»)، حامد احمدزاده (محمدرضا فروتن در«شب یلدا»)، دکتر سپیدبخت (رضا کیانیان در«خانهای روی آب»)، گلرخ کمالی (مژده شمسایی در«سگکشی»)، ناتاشا (رویا نونهالی در«خواب و بیدار»)، آقای کاووسی (فتحعلی اویسی در«بدون شرح»)، پدر (عزتالله انتظامی در«گاوخونی»)، قاسم (حمید فرخنژاد در«ارتفاع پست»)، آقا اسفندیار (عباس اسفندیاری در«خواب تلخ»)، آقاشاپوری (رضا رویگری در«بوتیک»)، حسین (حسین عمادالدین در«طلای سرخ»)، رضا مثقالی (پرویز پرستویی در«مارمولک»)، آقا یدالله (حسن پورشیرازی در«مهمان مامان»)، مامان عفت (گلاب آدینه در«مهمان مامان»)، بهزاد (حمید فرخنژاد در«به رنگ ارغوان»)، حاجابراهیم (داریوش ارجمند در«ازدواج به سبک ایرانی»)، مکس (فرهاد آئیش در«مکس»)، شیرفرهاد (مهران مدیری در«شبهای برره»)، ملوک (رویا تیموریان در«کافه ستاره»)، شوکت (حسن پورشیرازی در«نرگس»)، علی سنتوری (بهرام رادان در«سنتوری»)، حاج یونس فتوحی (علی نصیریان در«میوه ممنوعه»)، دکتر قریب (مهدی هاشمی در«روزگار قریب»)، طاهره (هنگامه قاضیانی در«به همین سادگی»)، کریم (رضا ناجی در«آواز گنجشکها»)، گیلانه (فاطمه معتمدآریا در«گیلانه»)، مسعود شصتچی (مهران مدیری در«مرد هزارچهره»)، نادر (رضا عطاران در«بزنگاه»)، حجت (شهاب حسینی در«جدایی نادر از سیمین»)، راضیه (ساره بیات در«جدایی نادر از سیمین»)
@ehsanname
🎥 دهه ۹۰: بیتا دارابی (ویشکا آسایش در«ورود آقایان ممنوع»)، نقی معمولی (محسن تنابنده در«پایتخت»)، پرویز (لوون هفتوان در«پرویز»)، ارژنگ صنوبر (رضا عطاران در«نهنگ عنبر»)، عنایت سرخوش (حمیدرضا آذرنگ در«دندونطلا»)، بزرگآقا (علی نصیریان در«شهرزاد»)، قباد (شهاب حسینی در«شهرزاد»)
@ehsanname
🎥 دهه ۴۰: تاجی (تاجی احمدی در«خشت و آینه»)، علی بیغم (فردین در«گنج قارون»)، قیصر (بهروز وثوقی در«قیصر»)، مشحسن (عزتالله انتظامی در«گاو»)، آقای هالو (علی نصیریان در«آقای هالو»)، رضا موتوری (بهروز وثوقی در«رضا موتوری»)
🎥 دهه ۵۰: آقای حکمتی (پرویز فنیزاده در«رگبار»)، علی خوشدست (سعید راد در«تنگنا»)، سید (بهروز وثوقی در«گوزنها»)، شازده احتجاب (جمشید مشایخی در«شازده احتجاب»)، آقاحسینی (داوود رشیدی در«کندو»)، ابی (بهروز وثوقی در«کندو»)، داییجان ناپلئون (غلامحسین نقشینه در«داییجان ناپلئون»)، مشقاسم (پرویز فنیزاده در«داییجان ناپلئون»)، آقاجان (نصرت کریمی در«داییجان ناپلئون»)، کریم (داوود رشیدی در«فرار از تله»)، مجید (بهروز وثوقی در«سوتهدلان»)
🎥 دهه ۶۰: قاضی شارح (علی نصیریان در«سربداران»)، حسینقلیخان (عزتالله انتظامی در«حاجی واشنگتن»)، سلطان/ شیرزاد (مهدی هاشمی در«سلطان و شبان»)، کمالالملک (جمشید مشایخی در«کمالالملک»)، امیرو (مجید نیرومند در«دونده»)، زینال بندری (جمشید هاشمپور در«تاراج»)، ناییجان (سوسن تسلیمی در«باشو غریبه کوچک»)، آعلییار (علی نصیریان در«شیر سنگی»)، عباسآقا سوپرگوشت (عزتالله انتظامی در«اجارهنشینها»)، ناخدا خورشید (داریوش ارجمند در«ناخدا خورشید»)، محمود (جهانگیر الماسی در«شبح کژدم»)، رضا تفنگچی (جمشید مشایخی در«هزاردستان»)، مفتش ششانگشتی (داوود رشیدی در«هزاردستان»)، ابوالفتح صحاف (علی نصیریان در«هزاردستان»)، خان مظفر (عزتالله انتظامی در«هزاردستان»)، میرزا کوچک خان (علیرضا مجلل در«کوچک جنگلی»)، نوری (هادی اسلامی در«سرب»)، حسین سبزیان (حسین سبزیان در«کلوزآپ»)، حمید هامون (خسرو شکیبایی در«هامون»)، رضا (فرامرز صدیقی در«دندان مار»)، مادر (رقیه چهرهآزاد در«مادر»)، حمید خوشمرام (ابوالفضل پورعرب در«عروس»)
🎥 دهه ۷۰: خانمبزرگ (جمیله شیخی در«مسافران»)، مرادبیگ (خسرو شکیبایی در«روزی روزگاری»)، خاله لیلا (ژاله علو در«روزی روزگاری»)، مجید (مهدی باقربیگی در«قصه های مجید»)، اکبر (اکبر عبدی در«هنرپیشه»)، سارا (نیکی کریمی در«سارا»)، حسینآقا (حسین رضایی در«زیر درختان زیتون»)، اسی دربهدر (داریوش ارجمند در«آدمبرفی»)، نوبر کردانی (فاطمه معتمدآریا در«روسری آبی»)، اسداللهخان (محمدعلی کشاورز در«پدرسالار»)، سلطان (فریبرز عربنیا در«سلطان»)، مالک اشتر (داریوش ارجمند در«امام علیع»)، عمروعاص (مهدی فتحی در«امام علیع»)، قطام (ویشکا آسایش در«امام علیع»)، ولید (محمدرضا شریفینیا در«امام علیع»)، لیلا (لیلا حاتمی در«لیلا»)، حاجکاظم (پرویز پرستویی در«آژانس شیشهای»)، سلحشور (رضا کیانیان در«آژانس شیشهای»)، سیما ریاحی (هدیه تهرانی در«شوکران»)، فرشته (نیکی کریمی در«دو زن»)، فرحان (حمید فرخنژاد در«عروس آتش»)، خانمکوچیک (مرجان محتشم در«پس از باران»)، طوبا (گلاب آدینه در«زیر پوست شهر»)
🎥 دهه ۸۰: جهانگیر (خسرو شکیبایی در«کاغذ بیخط»)، رویا (هدیه تهرانی در«کاغذ بیخط»)، ترانه (ترانه علیدوستی در«من ترانه ۱۵سال دارم»)، حامد احمدزاده (محمدرضا فروتن در«شب یلدا»)، دکتر سپیدبخت (رضا کیانیان در«خانهای روی آب»)، گلرخ کمالی (مژده شمسایی در«سگکشی»)، ناتاشا (رویا نونهالی در«خواب و بیدار»)، آقای کاووسی (فتحعلی اویسی در«بدون شرح»)، پدر (عزتالله انتظامی در«گاوخونی»)، قاسم (حمید فرخنژاد در«ارتفاع پست»)، آقا اسفندیار (عباس اسفندیاری در«خواب تلخ»)، آقاشاپوری (رضا رویگری در«بوتیک»)، حسین (حسین عمادالدین در«طلای سرخ»)، رضا مثقالی (پرویز پرستویی در«مارمولک»)، آقا یدالله (حسن پورشیرازی در«مهمان مامان»)، مامان عفت (گلاب آدینه در«مهمان مامان»)، بهزاد (حمید فرخنژاد در«به رنگ ارغوان»)، حاجابراهیم (داریوش ارجمند در«ازدواج به سبک ایرانی»)، مکس (فرهاد آئیش در«مکس»)، شیرفرهاد (مهران مدیری در«شبهای برره»)، ملوک (رویا تیموریان در«کافه ستاره»)، شوکت (حسن پورشیرازی در«نرگس»)، علی سنتوری (بهرام رادان در«سنتوری»)، حاج یونس فتوحی (علی نصیریان در«میوه ممنوعه»)، دکتر قریب (مهدی هاشمی در«روزگار قریب»)، طاهره (هنگامه قاضیانی در«به همین سادگی»)، کریم (رضا ناجی در«آواز گنجشکها»)، گیلانه (فاطمه معتمدآریا در«گیلانه»)، مسعود شصتچی (مهران مدیری در«مرد هزارچهره»)، نادر (رضا عطاران در«بزنگاه»)، حجت (شهاب حسینی در«جدایی نادر از سیمین»)، راضیه (ساره بیات در«جدایی نادر از سیمین»)
@ehsanname
🎥 دهه ۹۰: بیتا دارابی (ویشکا آسایش در«ورود آقایان ممنوع»)، نقی معمولی (محسن تنابنده در«پایتخت»)، پرویز (لوون هفتوان در«پرویز»)، ارژنگ صنوبر (رضا عطاران در«نهنگ عنبر»)، عنایت سرخوش (حمیدرضا آذرنگ در«دندونطلا»)، بزرگآقا (علی نصیریان در«شهرزاد»)، قباد (شهاب حسینی در«شهرزاد»)
مورد عجیبِ یک حکم: خواندن کتاب و خلاصه برداشتن از آن، به عنوان «مجازات جایگزینِ حبس» @ehsanname
احساننامه
آمار و ارقام باب دیلن: او اولین ترانهسرا، دوازدهمین آمریکایی، ۳۱مین ادیبِ انگلیسیزبان، ۳۵مین شاعر و ۱۱۳مین برندهٔ نوبل ادبیات است @ehsanname
📞 تلفن میزنم، جواب نمیدی!
@ehsanname
نوبل ادبی امسال هم داستانی شده. باب دیلن هنوز هیچ اظهار نظری درباره برنده شدن نوبل ادبیات نداشته. او روز جمعه کنسرتی هم در لسآنجلس برگزار کرد، اما هیچ حرفی در مورد این جایزه نزد. از آن بدتر اینکه او به تلفنها و ایمیلهای آکادمی نوبل هم جواب نمیدهد. سارا دانیوس، دبیر دائمی آکادمی به گاردین گفته که میخواهند او را برای مراسم رسمی اهدای جایزه دعوت کنند. مراسم اصلی جایزه نوبل ۱۰ دسامبر (۲۰ آذر) در ضیافت شامی با حضور کارل گوستاو شانزدهم، پادشاه سوئد، در استکهلم برگزار میشود. حالا دانیوس میگوید دیگر با باب دیلن تماس نمیگیرند، ولی جشن باشکوهی است و دیلن هم اگر دلش خواست بیاید! 👇
theguardian.com/music/2016/oct/17/nobel-prize-bob-dylan-unable-to-reach
@ehsanname
نوبل ادبی امسال هم داستانی شده. باب دیلن هنوز هیچ اظهار نظری درباره برنده شدن نوبل ادبیات نداشته. او روز جمعه کنسرتی هم در لسآنجلس برگزار کرد، اما هیچ حرفی در مورد این جایزه نزد. از آن بدتر اینکه او به تلفنها و ایمیلهای آکادمی نوبل هم جواب نمیدهد. سارا دانیوس، دبیر دائمی آکادمی به گاردین گفته که میخواهند او را برای مراسم رسمی اهدای جایزه دعوت کنند. مراسم اصلی جایزه نوبل ۱۰ دسامبر (۲۰ آذر) در ضیافت شامی با حضور کارل گوستاو شانزدهم، پادشاه سوئد، در استکهلم برگزار میشود. حالا دانیوس میگوید دیگر با باب دیلن تماس نمیگیرند، ولی جشن باشکوهی است و دیلن هم اگر دلش خواست بیاید! 👇
theguardian.com/music/2016/oct/17/nobel-prize-bob-dylan-unable-to-reach
انتشار ماجرای پسرِ بیادب و بیهنرِ عباسقلی خان، با حذف نام شاعر #ایرج_میرزا –مهدی استاداحمد در اینستاگرامش نوشته که سه بیت از شعر هم حذف شده است @ehsanname
احساننامه
📞 تلفن میزنم، جواب نمیدی! @ehsanname نوبل ادبی امسال هم داستانی شده. باب دیلن هنوز هیچ اظهار نظری درباره برنده شدن نوبل ادبیات نداشته. او روز جمعه کنسرتی هم در لسآنجلس برگزار کرد، اما هیچ حرفی در مورد این جایزه نزد. از آن بدتر اینکه او به تلفنها و ایمیلهای…
🌕 آنها که نوبل نخواستند
@ehsanname
اگر واقعا باب دیلن، جایزه نوبل امسال را نگیرد، سومین نفری خواهد بود که نوبل ادبیات را پس میزند. دو نفر قبلی، بوریس پاسترناک و ژان پل سارتر بودند. پاسترناک، البته اولش تشکر هم کرده بود، اما حملات کمونیستها باعث شد از خیرش بگذرد. ماجرا بیسابقه هم نبود. «دکتر ژیواگو» را هیچ ناشر روسی حاضر نشده بود چاپ کند و پاسترناک فقط توانست آن را در ایتالیا منتشر کند. از همان موقع، حملات شروع شد. منتقدان میگفتند رنجهای یک شاعر و معشوقهاش، در برابر آرمانهای خلق و انقلاب بلشویکی چه ارزشی دارد؟! وضع با اعلام نوبل ۱۹۵۸ بدتر هم شد. کمونیستهای خشمگین عقیده داشتند این حق الکساندر شولوخف و «دُن آرام» است که نوبل بگیرد. ریاست اتحادیۀ نویسندگان شوروی را از پاسترناک گرفتند و روزنامهها به القاب «مایۀ ننگ»، «سگ وفادار بورژوازی» و «مردی که روحش را به شیطان غرب فروخته» مفتخرش کردند. عاقبت پاسترناک نامهای برای خروشچف نوشت و گفت نوبل نمیخواهد.
موردِ ژان پل سارتر اما پیچیدهتر بود. بعد از اعلام نوبل ۱۹۶۴ به نام سارتر، او بیانیهای داد (مثل همیشه، به صورت مشترک با سیمون دوبووار) و گفت خبر را دیر شنیده و نتوانسته برای ضیافت نوبل خودش را برساند، ولی باز هم اگر میآمد، جایزه را نمیگرفت، چون قبلا در ۱۹۴۵ هم نشان لژیون دونور را رد کرده و اصلا از جوایز رسمی بدش میآید و «متاسفم که با رد این جایزه نمیتوانم مبلغ آن را به کمیته مبارزه با تبعیض نژادی بدهم» و اینکه برای خوانندهاش فرق میکند «اگر پای نوشتهام ژان پل سارتر بگذارم یا ژان پل سارتر برنده جایزه نوبل». البته اهل فن معتقدند که در این داستان، اعطای نوبل سال قبل به دشمن سارتر، یعنی آلبر کامو هم بیتاثیر نبوده. رابطه این دو نویسنده سر «جنگ سرد» شکرآب شده بود. سارتر میگفت باید با تحقیر و ستمی که در دلِ سرمایهداری پنهان شده مبارزه کرد، کامو میگفت در خود جنبشهای کمونیستی که مدعی آزاد کردن مردم از دست سرمایهداری و استعمار هستند هم تا دلت بخواهد خشونت و جنایت هست. هیچی دیگر، دعوا شد!
@ehsanname
ترجمه بیانیه سارتر درباره نوبل را در اینجا بخوانید👇
madomeh.com/site/news/news/1565.htm
@ehsanname
اگر واقعا باب دیلن، جایزه نوبل امسال را نگیرد، سومین نفری خواهد بود که نوبل ادبیات را پس میزند. دو نفر قبلی، بوریس پاسترناک و ژان پل سارتر بودند. پاسترناک، البته اولش تشکر هم کرده بود، اما حملات کمونیستها باعث شد از خیرش بگذرد. ماجرا بیسابقه هم نبود. «دکتر ژیواگو» را هیچ ناشر روسی حاضر نشده بود چاپ کند و پاسترناک فقط توانست آن را در ایتالیا منتشر کند. از همان موقع، حملات شروع شد. منتقدان میگفتند رنجهای یک شاعر و معشوقهاش، در برابر آرمانهای خلق و انقلاب بلشویکی چه ارزشی دارد؟! وضع با اعلام نوبل ۱۹۵۸ بدتر هم شد. کمونیستهای خشمگین عقیده داشتند این حق الکساندر شولوخف و «دُن آرام» است که نوبل بگیرد. ریاست اتحادیۀ نویسندگان شوروی را از پاسترناک گرفتند و روزنامهها به القاب «مایۀ ننگ»، «سگ وفادار بورژوازی» و «مردی که روحش را به شیطان غرب فروخته» مفتخرش کردند. عاقبت پاسترناک نامهای برای خروشچف نوشت و گفت نوبل نمیخواهد.
موردِ ژان پل سارتر اما پیچیدهتر بود. بعد از اعلام نوبل ۱۹۶۴ به نام سارتر، او بیانیهای داد (مثل همیشه، به صورت مشترک با سیمون دوبووار) و گفت خبر را دیر شنیده و نتوانسته برای ضیافت نوبل خودش را برساند، ولی باز هم اگر میآمد، جایزه را نمیگرفت، چون قبلا در ۱۹۴۵ هم نشان لژیون دونور را رد کرده و اصلا از جوایز رسمی بدش میآید و «متاسفم که با رد این جایزه نمیتوانم مبلغ آن را به کمیته مبارزه با تبعیض نژادی بدهم» و اینکه برای خوانندهاش فرق میکند «اگر پای نوشتهام ژان پل سارتر بگذارم یا ژان پل سارتر برنده جایزه نوبل». البته اهل فن معتقدند که در این داستان، اعطای نوبل سال قبل به دشمن سارتر، یعنی آلبر کامو هم بیتاثیر نبوده. رابطه این دو نویسنده سر «جنگ سرد» شکرآب شده بود. سارتر میگفت باید با تحقیر و ستمی که در دلِ سرمایهداری پنهان شده مبارزه کرد، کامو میگفت در خود جنبشهای کمونیستی که مدعی آزاد کردن مردم از دست سرمایهداری و استعمار هستند هم تا دلت بخواهد خشونت و جنایت هست. هیچی دیگر، دعوا شد!
@ehsanname
ترجمه بیانیه سارتر درباره نوبل را در اینجا بخوانید👇
madomeh.com/site/news/news/1565.htm
کتاب محبوب «قصههای من و بابام»به چاپ پنجاهم رسید و با توافق ناشر ایرانی (فاطمی) با ناشر آلمانی (زودفرلاگ) از این به بعد تصاویر سیاه و سفید کتاب، بهصورت رنگی چاپ میشود @ehsanname
برنامه پردهخوانی با حضور جناب مصطفی رحماندوست، در غرفه ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت - از گروه تلگرامی کتاببازان @ehsanname
اولین ترجمه از «۲۰هزار فرسنگ زیر دریا» ژول ورن، با عنوان «سفینه غواصّه» توسط یوسف اعتصامالملک (پدرِ پروین اعتصامی) در دوهفتهنامه «گنجینه فنون» در سال ۱۳۲۰ قمری (۱۹۰۳ میلادی) @ehsanname
و جای گزارشهای محمدرضا رستمی سفید خواهد ماند، سفیدِ سفید. رضا، خبرنگار حوزه کتاب و سینما بود، شعر میگفت و خیلی هم خوب شعر میخواند. دریغ آن بلند اختر و رای او ... @ehsanname