نسخهای از دیوان حافظ در کتابخانه خدابخش شهر پَتنه نگهداری میشود که کنار صفحاتش، اکبر و جهانگیر، دو پادشاه معروف هند (پدر و پدربزرگ شاهجهان، بانیِ تاجمحل) فالهایشان را یادداشت کردهاند @ehsanname
«منتخب السلطان» عنوان کتابی است که ناصرالدین شاه، انتخابهایش از اشعار سعدی و حافظ را ارایه کرده و نگارش آن را به میرزا رضا کلهر، خوشنویس معروف سپرده بود @ehsanname
قدیمیترین نسخه چاپی دیوان حافظ، سال ۱۷۹۱ میلادی در کلکته هند چاپ شد. بانیِ این چاپ، میرزا ابوطالب خان، جهانگرد معروف و نویسنده کتاب «مسیرِ طالبی» بود @ehsanname
مجسمه گفتگو در میدان بتهوون، شهر وایمار، محل زندگی گوته. وسط دو صندلی غزل حافظ به خط نستعلیق حک شده «عمری است تا به راه غمت رو نهادهایم...» و دو طرف صندلیها، شعرهایی از گوته به آلمانی @ehsanname
از برنده نوبل ادبیات ۲۰۱۶ قبلا کتاب «باب دیلن: سرودهها» (ترجمه م آزاد و سعید توکلیپارسان، سخن،۷۷) به فارسی ترجمه شده. بخشی از «سرودههای اعتراض» (سعید توکلیپارسان، سخن، ۷۸) هم اشعار اوست @ehsanname
آمار و ارقام باب دیلن: او اولین ترانهسرا، دوازدهمین آمریکایی، ۳۱مین ادیبِ انگلیسیزبان، ۳۵مین شاعر و ۱۱۳مین برندهٔ نوبل ادبیات است @ehsanname
🌕 خاطره جمالزاده از نوبل ادبیات
@ehsanname
در جلد چهارم از مجموعه «اسنادی از مشاهیر ادب معاصر ایران» که اختصاص به جمالزاده دارد، چند سند هست از مکاتباتی که سال ۱۳۵۵ سفیر ایران در سوئد با نخستوزیر وقت برای معرفی جمالزاده به کمیته نوبل سوئد انجام داده و همینطور یادداشتی از خود جمالزاده که ظاهراً در سال ۱۹۶۷ میلادی، جمالزاده تا نزدیکیهای نوبل ادبیات هم رفته بوده، اما ... شرح ماجرا را از زبان خودش (خلاصهای از صفحات ۴۲۵ تا ۴۲۸ کتاب) بخوانید:
@ehsanname
🔷 سالیان بسیار پیش از این، از دوست واقعا خوب و صدیق و بسیار فعالم در کار ادب، آقای دکتر یارشاطر نامهای در ژنو به دستم رسید، حاکی بر اینکه ایرانشناس معروف دانمارکی (نام این مرد اکنون در خاطرم نیست) از دانمارک به نیویورک، به او نوشته است که اگر جمالزاده داوطلب جایزه ادبی نوبل بشود، چون خودم هم از اعضای کمیته ادبی این جایزه هستم، گمان میکنم بینتیجه نباشد. قبول کردم و به خودم گفتم اگر آرزو بر جوان عیب نیست، چرا بر پیرانِ سالخورده عیب باشد و طولی نکشید که از طرف اداره جایزه نوبل، نامهای چاپی (با سه امضاء) در ژنو به دستم رسید که شرایط مقدماتی آن کار را برایم نوشته بودند و معلوم شد قبل از همه چیز سه تن از معاریفِ اساتید بافضل و کمال ایرانی باید داوطلب را معرفی نمایند. معلوم شد آرزویم نه تنها عیب نیست، بلکه ممکن است بینتیجه هم نباشد. لهذا به دوستان محترم، کتباً مطلب را به عرض رساندم. از جناب دکتر علیاکبر سیاسی (رییس دانشگاه تهران) نامهای رسید که آنچه را خواسته بودی تهیه نمودم و به کمیته ادبی نوبل فرستادم... جای امیدواری بود که رفته رفته، کار چنان که مطلوب است جامه عملی بپوشد. ولی در همان ایام، روزنامه «ژورنال دو تهران» که به زبان فرانسه از طرف روزنامه «اطلاعات» در تهران به طبع میرسد، به دستم رسید و در همان صفحه اول به خط درشت دیده شد که از طرف ایران و ایرانیان و با سفارش و توصیه مخصوص پادشاه ایران، یک تن از دانشمندان ایران از اهالی آذربایجان را که در کار نظم و شاعری است و کتاب منظومی به صورت شاهنامه فردوسی با عنوان «حماسه هیزمشکن» درباره خدمات فرانکلین امریکایی (پدر رییسجمهور آمریکا) به عمل آورده است را داوطلب جایزه معرفی کردهاند. [البته این کتاب در ستایش آبراهام لینکلن است.] فوراً دستگیرم شد که هوا پس است و هرچند آرزو بر پیران هم عیب نیست، ولی اصرار، زشت و ناپسند است و عقل حکم میکند که بهتر است طریق عقبنشینی اختیار شود.
بعدها از یک نفر از هموطنان که اهل ادب و فهیم بود و در مراجعت از سوئد در ژنو به دیدنم آمد، شنیدم که کمیته نوبل، به او به رسم گلهمندی گفته بودند که چرا نمایندگان سیاسی ایران اینهمه اصرار دارند که جایزه به مؤلف «حاسه هیزمشکن» داده شود؟ و چنان فهمیدم که خود این شخص محترم که در کار مطبوعات و سیاست دارای شهرتی بود، خود را به سوئد رسانیده بود که داوطلبی خود را به کمیته اطلاع دهد.
خلاصه مقال آنکه جمالزاده یک بار دیگر در طول عمر دور و درازش نزد خود گفت: این غم هم در عاشقی بالای غمهای دیگر.
#برچیده_ها
@ehsanname
در جلد چهارم از مجموعه «اسنادی از مشاهیر ادب معاصر ایران» که اختصاص به جمالزاده دارد، چند سند هست از مکاتباتی که سال ۱۳۵۵ سفیر ایران در سوئد با نخستوزیر وقت برای معرفی جمالزاده به کمیته نوبل سوئد انجام داده و همینطور یادداشتی از خود جمالزاده که ظاهراً در سال ۱۹۶۷ میلادی، جمالزاده تا نزدیکیهای نوبل ادبیات هم رفته بوده، اما ... شرح ماجرا را از زبان خودش (خلاصهای از صفحات ۴۲۵ تا ۴۲۸ کتاب) بخوانید:
@ehsanname
🔷 سالیان بسیار پیش از این، از دوست واقعا خوب و صدیق و بسیار فعالم در کار ادب، آقای دکتر یارشاطر نامهای در ژنو به دستم رسید، حاکی بر اینکه ایرانشناس معروف دانمارکی (نام این مرد اکنون در خاطرم نیست) از دانمارک به نیویورک، به او نوشته است که اگر جمالزاده داوطلب جایزه ادبی نوبل بشود، چون خودم هم از اعضای کمیته ادبی این جایزه هستم، گمان میکنم بینتیجه نباشد. قبول کردم و به خودم گفتم اگر آرزو بر جوان عیب نیست، چرا بر پیرانِ سالخورده عیب باشد و طولی نکشید که از طرف اداره جایزه نوبل، نامهای چاپی (با سه امضاء) در ژنو به دستم رسید که شرایط مقدماتی آن کار را برایم نوشته بودند و معلوم شد قبل از همه چیز سه تن از معاریفِ اساتید بافضل و کمال ایرانی باید داوطلب را معرفی نمایند. معلوم شد آرزویم نه تنها عیب نیست، بلکه ممکن است بینتیجه هم نباشد. لهذا به دوستان محترم، کتباً مطلب را به عرض رساندم. از جناب دکتر علیاکبر سیاسی (رییس دانشگاه تهران) نامهای رسید که آنچه را خواسته بودی تهیه نمودم و به کمیته ادبی نوبل فرستادم... جای امیدواری بود که رفته رفته، کار چنان که مطلوب است جامه عملی بپوشد. ولی در همان ایام، روزنامه «ژورنال دو تهران» که به زبان فرانسه از طرف روزنامه «اطلاعات» در تهران به طبع میرسد، به دستم رسید و در همان صفحه اول به خط درشت دیده شد که از طرف ایران و ایرانیان و با سفارش و توصیه مخصوص پادشاه ایران، یک تن از دانشمندان ایران از اهالی آذربایجان را که در کار نظم و شاعری است و کتاب منظومی به صورت شاهنامه فردوسی با عنوان «حماسه هیزمشکن» درباره خدمات فرانکلین امریکایی (پدر رییسجمهور آمریکا) به عمل آورده است را داوطلب جایزه معرفی کردهاند. [البته این کتاب در ستایش آبراهام لینکلن است.] فوراً دستگیرم شد که هوا پس است و هرچند آرزو بر پیران هم عیب نیست، ولی اصرار، زشت و ناپسند است و عقل حکم میکند که بهتر است طریق عقبنشینی اختیار شود.
بعدها از یک نفر از هموطنان که اهل ادب و فهیم بود و در مراجعت از سوئد در ژنو به دیدنم آمد، شنیدم که کمیته نوبل، به او به رسم گلهمندی گفته بودند که چرا نمایندگان سیاسی ایران اینهمه اصرار دارند که جایزه به مؤلف «حاسه هیزمشکن» داده شود؟ و چنان فهمیدم که خود این شخص محترم که در کار مطبوعات و سیاست دارای شهرتی بود، خود را به سوئد رسانیده بود که داوطلبی خود را به کمیته اطلاع دهد.
خلاصه مقال آنکه جمالزاده یک بار دیگر در طول عمر دور و درازش نزد خود گفت: این غم هم در عاشقی بالای غمهای دیگر.
#برچیده_ها
کاریکاتوری درباره اهدای نوبل به باب دیلن، با استفاده از یک آهنگ معروف خودش: -بگو چه حالی داری؟ -شبیه دربهدرهام ... @ehsanname
🌕 خردهجنایتهای نوبلی
@ehsanname
امسال هم کمیته انتخاب نوبل، یکی دیگر از تردستیهایش را رو کرد و از بین غولهایی نظیر هاروکی موراکامی، کازوئو ایشیگورو، فیلیپ راث، جویس کرولاوتس، مارگارت اتوود، دن دلیلو و آدونیس، باب دیلن را انتخاب کرد تا موجی از موافقتها و مخالفتها را راه بیاندازد (نمونه بحثها را در کانال @dastanirani بخوانید). شاید بخشی از این جدلها به خاطر این تصور باشد که نوبل ادبیات «معتبرترین» جایزه ادبی است. متن زیر برای چهار سال پیش و زمان بحثهای مشابه درباره نوبل ادبیات مو یان و درباره همین تصور، در شماره ۳۸۱ «همشهری جوان» (نوشته احسان رضایی/یاسر مالی) است:
@ehsanname
طبق وصیت آلفرد نوبل، نوبل ادبيات باید به «برجستهترين اثری که در یک سال گذشته با رويكرد آرمانگرايانه نوشته شده» اهدا شود. اما معمولا این جمله یک چیز تشریفاتی است. گاهی به یک نویسنده در تنها سالی که کاری منتشر نکرده، نوبل میدهند (برنارد شا در ۱۹۲۵). در بحث «آرمانگرایی» هم توی چشمهای تولستوی زل زدند و گفتند کارهایش به اندازه کافی آرمان و اخلاق ندارد. میماند یک صفت «برجستهترین» که آن هم مثل مهریه است، کی داده، کی گرفته؟
لیست نویسندگان معروفی که بعد از ۱۹۰۱ درگذشتند و نوبل نبردند، خیلی غنیتر از نوبلگرفتههاست: جورج اورول، سامرست موام، گراهام گرین، آلدوس هاکسلی، جوزف کنراد، او هنری، جیمز جویس، دی اچ لارنس، دافنه دوموریه، ویرجینیا ولف، کاترین منسفیلد، جی آر آر تالکین، رولد دال، اچ جی ولز، آرتور کانندویل، آگاتا کریستی، تد هیوز، هنری جیمز، مارک تواین، جک لندن، تئودور درایزر، تامس هاردی، اسکات فیتزجرالد، عزرا پاوند، لنگستن هیوز، آرتور میلر، جی دی سلینجر، ای ال دکتروف، ریموند کارور، جان آپدایک، کورت ونهگات، ژول ورن، امیل زولا، مارسل پروست، آندره مالرو، لویی فردینان سلین، سنت اگزوپری، رومن گاری، مارگریت دوراس، ژاک پرور، پل الوار، فرانتس کافکا، برتولت برشت، راینر ماریا ریلکه، ایتالو کالوینو، امبرتو اکو، اوریانا فالاچی، یوهان استریندبرگ، هنریک ایبسن، نیکوس کازانتزاکیس، یانیس ریتسوس، گارسیا لورکا، خورخه لوییس بورخس، خوان رولفو، خولیو کورتاسار، کارلوس فوئنتس، چینوا آچیبی، آنا آخماتووا، ولادیمیر مایاکفسکی، میخاییل بولگاکف، ولادیمیر ناباکف، ماکسیم گورکی، آنتون چخوف، لئو تولستوی،... کلا روسها تا ۱۹۵۸ و بوریس پاسترناک (آن هم از سر لج با شوروی) نوبل ادبیات نگرفتند، درحالیکه نیمه اول قرن بیستم، عصر طلایی و دوره سرهنگی ادبیات روس بوده.
عوضش پنج عضو آکادمی خودشان را برنده نوبل ادبی کردند. اول سما لاگرلوف نوبل ۱۹۰۹ را برد و بعد از گرفتن جایزه عضو آکادمی شد. بعد دیدند چه کاری است که اول جایزه بگیریم، بعد عضو باشیم. با اینکه طبق وصیت نوبل، جایزه را باید به زندهها داد تا به یک زخمی بزنندش، به یکی از اعضا (اریک اکسل کارلفلدت) بعد مرگش نوبل ادبی دادند (تنها نوبلیست مرده دیگر تاریخ، داگ هامرشولد برای صلح است که کاملا اتفاقی او هم سوئدی بود). گند ماجرا وقتی درآمد که سال۱۹۷۴ دو عضو آکادمی سر اینکه کی امسال جایزه بگیرد و کی سال بعد، به نتیجه نرسیدند و نهایتا جایزه را قسمت کردند (هری مارتینسون و ایویند جانسون). طوری شد که مارتینسون زیر فشار انتقادها خودکشی کرد، آن هم با قیچی!
در واقع مهمترین اصل در نوبل (مثل هر جای دیگری) این است که با طرف حال بکنند یا نه. به ادیسون و تسلا نوبل ندادند، درباره مندلیف گفتند با نظراتش «موافق نیستند» (دقیقاً همین را گفتند)، وقتی برای کشف منشأ امواج رادیویی خواستند نوبل بدهند، به جای کاشفش (ژوسلین بل) به استاد راهنمای او جایزه دادند (و ملت دست گرفتند که اصلا اسم جایزه رویش هست و NO-Bell است دیگر!) در عوض چون یوهانس فایبیگر دانمارکی رفیقشان بود، به «کشف درخشان»ش مبنی بر ایجاد کلیه سرطانها به وسیله کرمها، نوبل پزشکی دادند! ادبیات که دیگر جای خود دارد. به بورخس به این دلیل نوبل ندادند که میگفتند طرفدار دیکتاتورها است(!) و آکادمی نوبل از سیاسست چندشش میشود و حتی در جنگها بیطرف است. بعد به کنوت هامسون نوبل دادند (در ۱۹۲۰) که نه تنها کشتهمرده هیتلر که طرفدار سینهچاک آلمان در هر دو جنگ جهانی بود (در ۱۹۴۰ گفت آلمانیها دارند برای ما میجنگند، در ۱۹۴۳ نوبلش را به گوبلز تقدیم کرد و بعد از مرگ هیتلر هم گفت که او «جنگجویی برای بشریت و پیامآور عدالت برای ملتها» بود.) باز هامسون خوب است، وینستون چرچیل هم نوبل ادبیات گرفته، آن هم برای خاطراتش از جنگ جهانی. حتی اگر فرض کنیم چرچیل زمانی روزنامهنگار بوده، حکمت نوبل ۱۹۰۲ تئودور مومسن را که مورخ، حقوقدان، سیاستمدار و باستانشناس بود کسی هرگز نخواهد فهمید. تنها ربط مومسن به ادبیات میتواند این باشد که برنارد شا گفته اگر «تاریخ روم» مومسن را نخوانده بود، «سزار و کلئوپاترا»یش خوب درنمیآمد!
@ehsanname
امسال هم کمیته انتخاب نوبل، یکی دیگر از تردستیهایش را رو کرد و از بین غولهایی نظیر هاروکی موراکامی، کازوئو ایشیگورو، فیلیپ راث، جویس کرولاوتس، مارگارت اتوود، دن دلیلو و آدونیس، باب دیلن را انتخاب کرد تا موجی از موافقتها و مخالفتها را راه بیاندازد (نمونه بحثها را در کانال @dastanirani بخوانید). شاید بخشی از این جدلها به خاطر این تصور باشد که نوبل ادبیات «معتبرترین» جایزه ادبی است. متن زیر برای چهار سال پیش و زمان بحثهای مشابه درباره نوبل ادبیات مو یان و درباره همین تصور، در شماره ۳۸۱ «همشهری جوان» (نوشته احسان رضایی/یاسر مالی) است:
@ehsanname
طبق وصیت آلفرد نوبل، نوبل ادبيات باید به «برجستهترين اثری که در یک سال گذشته با رويكرد آرمانگرايانه نوشته شده» اهدا شود. اما معمولا این جمله یک چیز تشریفاتی است. گاهی به یک نویسنده در تنها سالی که کاری منتشر نکرده، نوبل میدهند (برنارد شا در ۱۹۲۵). در بحث «آرمانگرایی» هم توی چشمهای تولستوی زل زدند و گفتند کارهایش به اندازه کافی آرمان و اخلاق ندارد. میماند یک صفت «برجستهترین» که آن هم مثل مهریه است، کی داده، کی گرفته؟
لیست نویسندگان معروفی که بعد از ۱۹۰۱ درگذشتند و نوبل نبردند، خیلی غنیتر از نوبلگرفتههاست: جورج اورول، سامرست موام، گراهام گرین، آلدوس هاکسلی، جوزف کنراد، او هنری، جیمز جویس، دی اچ لارنس، دافنه دوموریه، ویرجینیا ولف، کاترین منسفیلد، جی آر آر تالکین، رولد دال، اچ جی ولز، آرتور کانندویل، آگاتا کریستی، تد هیوز، هنری جیمز، مارک تواین، جک لندن، تئودور درایزر، تامس هاردی، اسکات فیتزجرالد، عزرا پاوند، لنگستن هیوز، آرتور میلر، جی دی سلینجر، ای ال دکتروف، ریموند کارور، جان آپدایک، کورت ونهگات، ژول ورن، امیل زولا، مارسل پروست، آندره مالرو، لویی فردینان سلین، سنت اگزوپری، رومن گاری، مارگریت دوراس، ژاک پرور، پل الوار، فرانتس کافکا، برتولت برشت، راینر ماریا ریلکه، ایتالو کالوینو، امبرتو اکو، اوریانا فالاچی، یوهان استریندبرگ، هنریک ایبسن، نیکوس کازانتزاکیس، یانیس ریتسوس، گارسیا لورکا، خورخه لوییس بورخس، خوان رولفو، خولیو کورتاسار، کارلوس فوئنتس، چینوا آچیبی، آنا آخماتووا، ولادیمیر مایاکفسکی، میخاییل بولگاکف، ولادیمیر ناباکف، ماکسیم گورکی، آنتون چخوف، لئو تولستوی،... کلا روسها تا ۱۹۵۸ و بوریس پاسترناک (آن هم از سر لج با شوروی) نوبل ادبیات نگرفتند، درحالیکه نیمه اول قرن بیستم، عصر طلایی و دوره سرهنگی ادبیات روس بوده.
عوضش پنج عضو آکادمی خودشان را برنده نوبل ادبی کردند. اول سما لاگرلوف نوبل ۱۹۰۹ را برد و بعد از گرفتن جایزه عضو آکادمی شد. بعد دیدند چه کاری است که اول جایزه بگیریم، بعد عضو باشیم. با اینکه طبق وصیت نوبل، جایزه را باید به زندهها داد تا به یک زخمی بزنندش، به یکی از اعضا (اریک اکسل کارلفلدت) بعد مرگش نوبل ادبی دادند (تنها نوبلیست مرده دیگر تاریخ، داگ هامرشولد برای صلح است که کاملا اتفاقی او هم سوئدی بود). گند ماجرا وقتی درآمد که سال۱۹۷۴ دو عضو آکادمی سر اینکه کی امسال جایزه بگیرد و کی سال بعد، به نتیجه نرسیدند و نهایتا جایزه را قسمت کردند (هری مارتینسون و ایویند جانسون). طوری شد که مارتینسون زیر فشار انتقادها خودکشی کرد، آن هم با قیچی!
در واقع مهمترین اصل در نوبل (مثل هر جای دیگری) این است که با طرف حال بکنند یا نه. به ادیسون و تسلا نوبل ندادند، درباره مندلیف گفتند با نظراتش «موافق نیستند» (دقیقاً همین را گفتند)، وقتی برای کشف منشأ امواج رادیویی خواستند نوبل بدهند، به جای کاشفش (ژوسلین بل) به استاد راهنمای او جایزه دادند (و ملت دست گرفتند که اصلا اسم جایزه رویش هست و NO-Bell است دیگر!) در عوض چون یوهانس فایبیگر دانمارکی رفیقشان بود، به «کشف درخشان»ش مبنی بر ایجاد کلیه سرطانها به وسیله کرمها، نوبل پزشکی دادند! ادبیات که دیگر جای خود دارد. به بورخس به این دلیل نوبل ندادند که میگفتند طرفدار دیکتاتورها است(!) و آکادمی نوبل از سیاسست چندشش میشود و حتی در جنگها بیطرف است. بعد به کنوت هامسون نوبل دادند (در ۱۹۲۰) که نه تنها کشتهمرده هیتلر که طرفدار سینهچاک آلمان در هر دو جنگ جهانی بود (در ۱۹۴۰ گفت آلمانیها دارند برای ما میجنگند، در ۱۹۴۳ نوبلش را به گوبلز تقدیم کرد و بعد از مرگ هیتلر هم گفت که او «جنگجویی برای بشریت و پیامآور عدالت برای ملتها» بود.) باز هامسون خوب است، وینستون چرچیل هم نوبل ادبیات گرفته، آن هم برای خاطراتش از جنگ جهانی. حتی اگر فرض کنیم چرچیل زمانی روزنامهنگار بوده، حکمت نوبل ۱۹۰۲ تئودور مومسن را که مورخ، حقوقدان، سیاستمدار و باستانشناس بود کسی هرگز نخواهد فهمید. تنها ربط مومسن به ادبیات میتواند این باشد که برنارد شا گفته اگر «تاریخ روم» مومسن را نخوانده بود، «سزار و کلئوپاترا»یش خوب درنمیآمد!
«نیویورکر» طرح جلد شماره بعدی خودش را که به مناسبت نوبل باب دیلن طراحی شده، زودتر منتشر کرد @ehsanname
از سلما لاگرلوف در ۱۹۰۹ تا سوتلانا الکسیویچ در ۲۰۱۵، فقط ۱۴ زن برنده نوبل ادبیات شدهاند @ehsanname
قهرمان جدید مارول، مادری از سوریه است. کمیک Madaya mom (مادری از مضایا) با کمک خبرنگاران abcnews نوشته شده و نسخه رایگان آن بر روی سایت این شبکه هست @ehsanname
✅ کتاب خاطرات قیصر در راه است
@ehsanname
خانم زیبا اشراقی، همسر قیصر امینپور خبر داد: «مرحوم امینپور یکسری یادداشت روزانه داشتند که البته خیلی با فاصله این یادداشتها نوشته شده و مربوط به دوره های مختلف زندگیشان است. این یادداشتها از دوره دانشآموزی تا ورود به دانشگاه و بعد حوزه هنری و ازدواج و بچهدار شدن، تصادف و بیماری و تقریبا کل دوران زندگیشان را شامل می شود. اینها به صورت جسته گریخته در دفترهایشان بود و نثر آنها نیز خیلی خوب و خواندنی بود. ازین رو ما تصمیم گرفتیم بخشهایی را که درواقع شکل نهایی نوشته را دارند استخراج و تنظیم و انشالله برای چاپ آماده کنیم.» 👇
www.iscanews.ir/News/685808
@ehsanname
خانم زیبا اشراقی، همسر قیصر امینپور خبر داد: «مرحوم امینپور یکسری یادداشت روزانه داشتند که البته خیلی با فاصله این یادداشتها نوشته شده و مربوط به دوره های مختلف زندگیشان است. این یادداشتها از دوره دانشآموزی تا ورود به دانشگاه و بعد حوزه هنری و ازدواج و بچهدار شدن، تصادف و بیماری و تقریبا کل دوران زندگیشان را شامل می شود. اینها به صورت جسته گریخته در دفترهایشان بود و نثر آنها نیز خیلی خوب و خواندنی بود. ازین رو ما تصمیم گرفتیم بخشهایی را که درواقع شکل نهایی نوشته را دارند استخراج و تنظیم و انشالله برای چاپ آماده کنیم.» 👇
www.iscanews.ir/News/685808
💸 تاثیر نوبل بر بازار فروش کتاب
@ehsanname
به گزارش ایندپندنت، کتاب «ترانههای باب دیلن» صبح پنجشنبه (قبل از اعلام جایزه نوبل) رتبه ۷۳ هزار و ۵۴۳ پرفروشهای سایت amazon بود و در پایان روز، به رده ۲۰۹ رسید. کتاب خاطرات او (با عنوان Chronicles) هم در فاصله صبح تا شب پنجشنبه از رده ۱۵ هزار و ۶۹۰ فروش به رتبه ۲۷۸ رسید. اوضاع طبیعتا برای آهنگهای او بهتر بود و دو آلبوم Greatest Hits و Blonde on Blonde تا آخر وقتِ پنجشنبه شدند جزو ۲۵ سیدی پرفروش.👇
independent.co.uk/arts-entertainment/books/news/bob-dylan-book-and-music-sales-rocket-after-nobel-prize-win-a7361211.html
@ehsanname
به گزارش ایندپندنت، کتاب «ترانههای باب دیلن» صبح پنجشنبه (قبل از اعلام جایزه نوبل) رتبه ۷۳ هزار و ۵۴۳ پرفروشهای سایت amazon بود و در پایان روز، به رده ۲۰۹ رسید. کتاب خاطرات او (با عنوان Chronicles) هم در فاصله صبح تا شب پنجشنبه از رده ۱۵ هزار و ۶۹۰ فروش به رتبه ۲۷۸ رسید. اوضاع طبیعتا برای آهنگهای او بهتر بود و دو آلبوم Greatest Hits و Blonde on Blonde تا آخر وقتِ پنجشنبه شدند جزو ۲۵ سیدی پرفروش.👇
independent.co.uk/arts-entertainment/books/news/bob-dylan-book-and-music-sales-rocket-after-nobel-prize-win-a7361211.html
عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور میگوید هر سال کتاب «سقای آب و ادب» اثر سیدمهدی شجاعی درباره حضرت عباس(ع) را میخرد و به دانشجویانش هدیه میدهد
farsnews.com/newstext.php?nn=13950724000261
farsnews.com/newstext.php?nn=13950724000261
محمدجواد ظریف در ژانویه ۲۰۱۵ وقتی مذاکرات هستهای به جای حساس رسیده بود کتاب مینیاتورهای فرشچیان را به جان کری هدیه داد تا بداند ایرانیها چقدر دقیق هستند
tasnimnews.com/fa/news/1395/07/24/1212318/
tasnimnews.com/fa/news/1395/07/24/1212318/
#تبلیغات_کتاب قدیمی؛ تبلیغ کتاب زندگینامه گاریبالدی با استفاده از محبوبیت ستارخان، هفتهنامه «خیر الکلام»، شماره ۴۱، ۲۵ ربیعالاول ۱۳۳۷ قمری @ehsanname
روی جلد و چند صفحه از رمان مصور «لاتاری»، داستان معروفِ شرلی جکسون که توسط نوهاش تبدیل به کمیک شده. لاتاری ۶۸سال پیش نوشته شده و هنوز هم یک داستان کوتاه کلاسیک است @ehsanname
«دنیای تصویر» در شماره ۲۶۷ خود فهرستی از صد نقش ماندگار سینما و تلویزیون ارایه داده است. در این فهرست، استاد علی نصیریان با شش نقش، بیشترین حضور را دارد @ehsanname
احساننامه
«دنیای تصویر» در شماره ۲۶۷ خود فهرستی از صد نقش ماندگار سینما و تلویزیون ارایه داده است. در این فهرست، استاد علی نصیریان با شش نقش، بیشترین حضور را دارد @ehsanname
🔷۱۰۰ نقش ماندگار سینما و تلویزیون ایران به انتخاب «دنیای تصویر»
@ehsanname
🎥 دهه ۴۰: تاجی (تاجی احمدی در«خشت و آینه»)، علی بیغم (فردین در«گنج قارون»)، قیصر (بهروز وثوقی در«قیصر»)، مشحسن (عزتالله انتظامی در«گاو»)، آقای هالو (علی نصیریان در«آقای هالو»)، رضا موتوری (بهروز وثوقی در«رضا موتوری»)
🎥 دهه ۵۰: آقای حکمتی (پرویز فنیزاده در«رگبار»)، علی خوشدست (سعید راد در«تنگنا»)، سید (بهروز وثوقی در«گوزنها»)، شازده احتجاب (جمشید مشایخی در«شازده احتجاب»)، آقاحسینی (داوود رشیدی در«کندو»)، ابی (بهروز وثوقی در«کندو»)، داییجان ناپلئون (غلامحسین نقشینه در«داییجان ناپلئون»)، مشقاسم (پرویز فنیزاده در«داییجان ناپلئون»)، آقاجان (نصرت کریمی در«داییجان ناپلئون»)، کریم (داوود رشیدی در«فرار از تله»)، مجید (بهروز وثوقی در«سوتهدلان»)
🎥 دهه ۶۰: قاضی شارح (علی نصیریان در«سربداران»)، حسینقلیخان (عزتالله انتظامی در«حاجی واشنگتن»)، سلطان/ شیرزاد (مهدی هاشمی در«سلطان و شبان»)، کمالالملک (جمشید مشایخی در«کمالالملک»)، امیرو (مجید نیرومند در«دونده»)، زینال بندری (جمشید هاشمپور در«تاراج»)، ناییجان (سوسن تسلیمی در«باشو غریبه کوچک»)، آعلییار (علی نصیریان در«شیر سنگی»)، عباسآقا سوپرگوشت (عزتالله انتظامی در«اجارهنشینها»)، ناخدا خورشید (داریوش ارجمند در«ناخدا خورشید»)، محمود (جهانگیر الماسی در«شبح کژدم»)، رضا تفنگچی (جمشید مشایخی در«هزاردستان»)، مفتش ششانگشتی (داوود رشیدی در«هزاردستان»)، ابوالفتح صحاف (علی نصیریان در«هزاردستان»)، خان مظفر (عزتالله انتظامی در«هزاردستان»)، میرزا کوچک خان (علیرضا مجلل در«کوچک جنگلی»)، نوری (هادی اسلامی در«سرب»)، حسین سبزیان (حسین سبزیان در«کلوزآپ»)، حمید هامون (خسرو شکیبایی در«هامون»)، رضا (فرامرز صدیقی در«دندان مار»)، مادر (رقیه چهرهآزاد در«مادر»)، حمید خوشمرام (ابوالفضل پورعرب در«عروس»)
🎥 دهه ۷۰: خانمبزرگ (جمیله شیخی در«مسافران»)، مرادبیگ (خسرو شکیبایی در«روزی روزگاری»)، خاله لیلا (ژاله علو در«روزی روزگاری»)، مجید (مهدی باقربیگی در«قصه های مجید»)، اکبر (اکبر عبدی در«هنرپیشه»)، سارا (نیکی کریمی در«سارا»)، حسینآقا (حسین رضایی در«زیر درختان زیتون»)، اسی دربهدر (داریوش ارجمند در«آدمبرفی»)، نوبر کردانی (فاطمه معتمدآریا در«روسری آبی»)، اسداللهخان (محمدعلی کشاورز در«پدرسالار»)، سلطان (فریبرز عربنیا در«سلطان»)، مالک اشتر (داریوش ارجمند در«امام علیع»)، عمروعاص (مهدی فتحی در«امام علیع»)، قطام (ویشکا آسایش در«امام علیع»)، ولید (محمدرضا شریفینیا در«امام علیع»)، لیلا (لیلا حاتمی در«لیلا»)، حاجکاظم (پرویز پرستویی در«آژانس شیشهای»)، سلحشور (رضا کیانیان در«آژانس شیشهای»)، سیما ریاحی (هدیه تهرانی در«شوکران»)، فرشته (نیکی کریمی در«دو زن»)، فرحان (حمید فرخنژاد در«عروس آتش»)، خانمکوچیک (مرجان محتشم در«پس از باران»)، طوبا (گلاب آدینه در«زیر پوست شهر»)
🎥 دهه ۸۰: جهانگیر (خسرو شکیبایی در«کاغذ بیخط»)، رویا (هدیه تهرانی در«کاغذ بیخط»)، ترانه (ترانه علیدوستی در«من ترانه ۱۵سال دارم»)، حامد احمدزاده (محمدرضا فروتن در«شب یلدا»)، دکتر سپیدبخت (رضا کیانیان در«خانهای روی آب»)، گلرخ کمالی (مژده شمسایی در«سگکشی»)، ناتاشا (رویا نونهالی در«خواب و بیدار»)، آقای کاووسی (فتحعلی اویسی در«بدون شرح»)، پدر (عزتالله انتظامی در«گاوخونی»)، قاسم (حمید فرخنژاد در«ارتفاع پست»)، آقا اسفندیار (عباس اسفندیاری در«خواب تلخ»)، آقاشاپوری (رضا رویگری در«بوتیک»)، حسین (حسین عمادالدین در«طلای سرخ»)، رضا مثقالی (پرویز پرستویی در«مارمولک»)، آقا یدالله (حسن پورشیرازی در«مهمان مامان»)، مامان عفت (گلاب آدینه در«مهمان مامان»)، بهزاد (حمید فرخنژاد در«به رنگ ارغوان»)، حاجابراهیم (داریوش ارجمند در«ازدواج به سبک ایرانی»)، مکس (فرهاد آئیش در«مکس»)، شیرفرهاد (مهران مدیری در«شبهای برره»)، ملوک (رویا تیموریان در«کافه ستاره»)، شوکت (حسن پورشیرازی در«نرگس»)، علی سنتوری (بهرام رادان در«سنتوری»)، حاج یونس فتوحی (علی نصیریان در«میوه ممنوعه»)، دکتر قریب (مهدی هاشمی در«روزگار قریب»)، طاهره (هنگامه قاضیانی در«به همین سادگی»)، کریم (رضا ناجی در«آواز گنجشکها»)، گیلانه (فاطمه معتمدآریا در«گیلانه»)، مسعود شصتچی (مهران مدیری در«مرد هزارچهره»)، نادر (رضا عطاران در«بزنگاه»)، حجت (شهاب حسینی در«جدایی نادر از سیمین»)، راضیه (ساره بیات در«جدایی نادر از سیمین»)
@ehsanname
🎥 دهه ۹۰: بیتا دارابی (ویشکا آسایش در«ورود آقایان ممنوع»)، نقی معمولی (محسن تنابنده در«پایتخت»)، پرویز (لوون هفتوان در«پرویز»)، ارژنگ صنوبر (رضا عطاران در«نهنگ عنبر»)، عنایت سرخوش (حمیدرضا آذرنگ در«دندونطلا»)، بزرگآقا (علی نصیریان در«شهرزاد»)، قباد (شهاب حسینی در«شهرزاد»)
@ehsanname
🎥 دهه ۴۰: تاجی (تاجی احمدی در«خشت و آینه»)، علی بیغم (فردین در«گنج قارون»)، قیصر (بهروز وثوقی در«قیصر»)، مشحسن (عزتالله انتظامی در«گاو»)، آقای هالو (علی نصیریان در«آقای هالو»)، رضا موتوری (بهروز وثوقی در«رضا موتوری»)
🎥 دهه ۵۰: آقای حکمتی (پرویز فنیزاده در«رگبار»)، علی خوشدست (سعید راد در«تنگنا»)، سید (بهروز وثوقی در«گوزنها»)، شازده احتجاب (جمشید مشایخی در«شازده احتجاب»)، آقاحسینی (داوود رشیدی در«کندو»)، ابی (بهروز وثوقی در«کندو»)، داییجان ناپلئون (غلامحسین نقشینه در«داییجان ناپلئون»)، مشقاسم (پرویز فنیزاده در«داییجان ناپلئون»)، آقاجان (نصرت کریمی در«داییجان ناپلئون»)، کریم (داوود رشیدی در«فرار از تله»)، مجید (بهروز وثوقی در«سوتهدلان»)
🎥 دهه ۶۰: قاضی شارح (علی نصیریان در«سربداران»)، حسینقلیخان (عزتالله انتظامی در«حاجی واشنگتن»)، سلطان/ شیرزاد (مهدی هاشمی در«سلطان و شبان»)، کمالالملک (جمشید مشایخی در«کمالالملک»)، امیرو (مجید نیرومند در«دونده»)، زینال بندری (جمشید هاشمپور در«تاراج»)، ناییجان (سوسن تسلیمی در«باشو غریبه کوچک»)، آعلییار (علی نصیریان در«شیر سنگی»)، عباسآقا سوپرگوشت (عزتالله انتظامی در«اجارهنشینها»)، ناخدا خورشید (داریوش ارجمند در«ناخدا خورشید»)، محمود (جهانگیر الماسی در«شبح کژدم»)، رضا تفنگچی (جمشید مشایخی در«هزاردستان»)، مفتش ششانگشتی (داوود رشیدی در«هزاردستان»)، ابوالفتح صحاف (علی نصیریان در«هزاردستان»)، خان مظفر (عزتالله انتظامی در«هزاردستان»)، میرزا کوچک خان (علیرضا مجلل در«کوچک جنگلی»)، نوری (هادی اسلامی در«سرب»)، حسین سبزیان (حسین سبزیان در«کلوزآپ»)، حمید هامون (خسرو شکیبایی در«هامون»)، رضا (فرامرز صدیقی در«دندان مار»)، مادر (رقیه چهرهآزاد در«مادر»)، حمید خوشمرام (ابوالفضل پورعرب در«عروس»)
🎥 دهه ۷۰: خانمبزرگ (جمیله شیخی در«مسافران»)، مرادبیگ (خسرو شکیبایی در«روزی روزگاری»)، خاله لیلا (ژاله علو در«روزی روزگاری»)، مجید (مهدی باقربیگی در«قصه های مجید»)، اکبر (اکبر عبدی در«هنرپیشه»)، سارا (نیکی کریمی در«سارا»)، حسینآقا (حسین رضایی در«زیر درختان زیتون»)، اسی دربهدر (داریوش ارجمند در«آدمبرفی»)، نوبر کردانی (فاطمه معتمدآریا در«روسری آبی»)، اسداللهخان (محمدعلی کشاورز در«پدرسالار»)، سلطان (فریبرز عربنیا در«سلطان»)، مالک اشتر (داریوش ارجمند در«امام علیع»)، عمروعاص (مهدی فتحی در«امام علیع»)، قطام (ویشکا آسایش در«امام علیع»)، ولید (محمدرضا شریفینیا در«امام علیع»)، لیلا (لیلا حاتمی در«لیلا»)، حاجکاظم (پرویز پرستویی در«آژانس شیشهای»)، سلحشور (رضا کیانیان در«آژانس شیشهای»)، سیما ریاحی (هدیه تهرانی در«شوکران»)، فرشته (نیکی کریمی در«دو زن»)، فرحان (حمید فرخنژاد در«عروس آتش»)، خانمکوچیک (مرجان محتشم در«پس از باران»)، طوبا (گلاب آدینه در«زیر پوست شهر»)
🎥 دهه ۸۰: جهانگیر (خسرو شکیبایی در«کاغذ بیخط»)، رویا (هدیه تهرانی در«کاغذ بیخط»)، ترانه (ترانه علیدوستی در«من ترانه ۱۵سال دارم»)، حامد احمدزاده (محمدرضا فروتن در«شب یلدا»)، دکتر سپیدبخت (رضا کیانیان در«خانهای روی آب»)، گلرخ کمالی (مژده شمسایی در«سگکشی»)، ناتاشا (رویا نونهالی در«خواب و بیدار»)، آقای کاووسی (فتحعلی اویسی در«بدون شرح»)، پدر (عزتالله انتظامی در«گاوخونی»)، قاسم (حمید فرخنژاد در«ارتفاع پست»)، آقا اسفندیار (عباس اسفندیاری در«خواب تلخ»)، آقاشاپوری (رضا رویگری در«بوتیک»)، حسین (حسین عمادالدین در«طلای سرخ»)، رضا مثقالی (پرویز پرستویی در«مارمولک»)، آقا یدالله (حسن پورشیرازی در«مهمان مامان»)، مامان عفت (گلاب آدینه در«مهمان مامان»)، بهزاد (حمید فرخنژاد در«به رنگ ارغوان»)، حاجابراهیم (داریوش ارجمند در«ازدواج به سبک ایرانی»)، مکس (فرهاد آئیش در«مکس»)، شیرفرهاد (مهران مدیری در«شبهای برره»)، ملوک (رویا تیموریان در«کافه ستاره»)، شوکت (حسن پورشیرازی در«نرگس»)، علی سنتوری (بهرام رادان در«سنتوری»)، حاج یونس فتوحی (علی نصیریان در«میوه ممنوعه»)، دکتر قریب (مهدی هاشمی در«روزگار قریب»)، طاهره (هنگامه قاضیانی در«به همین سادگی»)، کریم (رضا ناجی در«آواز گنجشکها»)، گیلانه (فاطمه معتمدآریا در«گیلانه»)، مسعود شصتچی (مهران مدیری در«مرد هزارچهره»)، نادر (رضا عطاران در«بزنگاه»)، حجت (شهاب حسینی در«جدایی نادر از سیمین»)، راضیه (ساره بیات در«جدایی نادر از سیمین»)
@ehsanname
🎥 دهه ۹۰: بیتا دارابی (ویشکا آسایش در«ورود آقایان ممنوع»)، نقی معمولی (محسن تنابنده در«پایتخت»)، پرویز (لوون هفتوان در«پرویز»)، ارژنگ صنوبر (رضا عطاران در«نهنگ عنبر»)، عنایت سرخوش (حمیدرضا آذرنگ در«دندونطلا»)، بزرگآقا (علی نصیریان در«شهرزاد»)، قباد (شهاب حسینی در«شهرزاد»)
مورد عجیبِ یک حکم: خواندن کتاب و خلاصه برداشتن از آن، به عنوان «مجازات جایگزینِ حبس» @ehsanname