Forwarded from احساننامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 بازخوانی فیلمنامه «روز واقعه» بهرام بیضایی توسط گروهی از بازیگران (ستاره اسکندری، آزاده صمدی، مسعود کرامتی، بهاره کیانافشار، مجید مظفری، نیکی مظفری و سام نوری) - کاری از آرتتاکس @ehsanname
Forwarded from نشر اطراف
4_5843635389432071744.mp3
19.5 MB
🔹«پاتیلها را لت میزنم»/ نوشتهی احسان عبدیپور، با صدای نویسنده
🔹روایت اول از کتاب «رستخیز»
#نشر_اطراف
@atrafpublication
🔹روایت اول از کتاب «رستخیز»
#نشر_اطراف
@atrafpublication
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در سینهاش جستوجو کردند
جز قلبش نیافتند
در قلبش جستوجو کردند
جز مردمش نیافتند
در صدایش جستوجو کردند
جز اندوهش نیافتند
در اندوهش جستوجو کردند
جز زندانش نیافتند
در زندانش جستوجو کردند
و نیافتند مگر خود را که به زنجیرها گرفتار بودند.
غروب، غروب بود و
آوازخوان، آواز میخواند...
#محمود_درویش
@ehsanname
➖ویدیو و ترجمه از توییتر درویشیات
جز قلبش نیافتند
در قلبش جستوجو کردند
جز مردمش نیافتند
در صدایش جستوجو کردند
جز اندوهش نیافتند
در اندوهش جستوجو کردند
جز زندانش نیافتند
در زندانش جستوجو کردند
و نیافتند مگر خود را که به زنجیرها گرفتار بودند.
غروب، غروب بود و
آوازخوان، آواز میخواند...
#محمود_درویش
@ehsanname
➖ویدیو و ترجمه از توییتر درویشیات
🔹هر چه بیشتر تلویزیون تماشا کنید، خطر بیماریهای قلبی و عروقی افزایش مییابد. این نتیجۀ یک مطالعه متاآنالیز (بررسی بر روی تحقیقات قبلی) است که در مجله کاردیولوژی آمریکا منتشر شده است. (اینجا ببینید +) به جایش میتوانید کتاب بخوانید @ehsanname
Audio
🎧 وضعیت اقتباس ادبی در سینمای ایران. گفتگوی احسان رضایی و مسعود بُربُر، با اجرای فاطمه اسحاقتبار، برنامه «رادیو کتاب»، شبکه فرهنگ (پنجشنبه ۲۴ مرداد ۹۸) @ehsanname
احساننامه
🗣 زبانشناسی جنسیت، یکی از شاخههای جامعهشناسی زبان است که به مطالعه تأثیر متغیر جنسیت بر ایجاد گوناگونیهای زبانی (در جنبههای فعال زبان، یعنی گفتن و نوشتن) میپردازد. بحثهایی که به خاطر گستردگی موضوع بحث و تعدد عوامل دخیل در آن، پیچیدگیهای فراوانی دارند.…
📊 لغات زنانه، لغات مردانه
@ehsanname
در زبانشناسی جنسیت، تفاوتهای زنان و مردان در استفاده از زبان و لغات مختلف بررسی میشود. اما یک جنبۀ دیگر موضوع، تفاوت زبانیِ یک فرد یا اجتماع در وقت سخن گفتن یا نوشتن دربارۀ افراد مختلف است. اینکه ما وقتی دربارۀ یک زن حرف میزنیم از چه لغاتی استفاده میکنیم، وقتی از یک مرد میگوییم چه عباراتی به کار میبریم؟
در یک تحقیق جدید و جالب، ۳ و نیم میلیون کتاب داستانی و غیرداستانی که بین سالهای ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۸ به زبان انگلیسی منتشر شده بود را به یک برنامۀ کامپیوتری دادند تا از میان ۱۱ میلیارد کلمه، صفاتی که در متن آنها برای مردان و زنان به کار رفته بررسی شود. نتیجه این بود: معمولاً مردها بر اساس خصوصیات اخلاقی و رفتاری و زنها بر پایه ویژگیهای ظاهری توصیف شدهاند.
این تحقیق که در دانشگاه کپنهاک دانمارک انجام شده، نشان میدهد که توصیفهای مردانه اغلب به شخصیت، افکار و رفتارهای افراد میپردازد. اما نسبت صفات مربوط به جسم و ظاهر در مورد زنان ۵ برابر بیشتر از مردان است.
طبق این تحقیق پرکاربردترین صفات برای مردان و زنان در ادبیات انگلیسی از این قرار هستند:
👩👩🦰رایجترین صفات زنانه
➕صفات مثبت: beautiful (خوشگل)، lovely (دلپذیر)، chaste (پاکدامن)، gorgeous (جذاب)، fertile (زایا)، beauteous (زیبا)، sexy (خواستنی)، classy (باکلاس)، exquisite (ظریف)، vivacious (سرزنده)، vibrant (پرجنب و جوش)
➖صفات منفی: battered (با روحیۀ خراب)، untreated (مریضاحوال)، barren (نازا)، shrewish (سلیطه)، sheltered (ببو)، heartbroken (دلشکسته)، unmarried (عزب)، undernourished (دچار سوء تغذیه)، underweight (لاغر)، uncomplaining (ناخوشایند)، nagging (نقنقو)
👱♂👨🦰رایجترین صفات مردانه
➕صفات مثبت: just (منصف)، sound (سالم و تندرست)، righteous (درستکار)، rational (منطقی)، peaceable (اهل مدارا)، prodigious (فوقالعاده)، brave (شجاع)، paramount (مهم)، reliable (قابل اعتماد)، sinless (بیگناه)، honorable (شریف)
➖صفات منفی: unsuitable (ناباب)، unreliable (غیرقابلاعتماد)، lawless (یاغی)، inseparable (آویزان)، brutish (بیشعور)، idle (علاف)، unarmed (غیرمسلح)، wounded (زخمی)، bigoted (متعصب)، unjust (بیانصاف)، brutal (بیرحم)
@ehsanname
📌 جالب بود اگر چنین پژوهشی بر روی ادبیات فارسی هم انجام میشد. فعلاً خبر این تحقیق و یافتههایش را اینجا ببینید:
https://futurity.org/adjectives-gender-descriptions-books-2143682-2/
@ehsanname
در زبانشناسی جنسیت، تفاوتهای زنان و مردان در استفاده از زبان و لغات مختلف بررسی میشود. اما یک جنبۀ دیگر موضوع، تفاوت زبانیِ یک فرد یا اجتماع در وقت سخن گفتن یا نوشتن دربارۀ افراد مختلف است. اینکه ما وقتی دربارۀ یک زن حرف میزنیم از چه لغاتی استفاده میکنیم، وقتی از یک مرد میگوییم چه عباراتی به کار میبریم؟
در یک تحقیق جدید و جالب، ۳ و نیم میلیون کتاب داستانی و غیرداستانی که بین سالهای ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۸ به زبان انگلیسی منتشر شده بود را به یک برنامۀ کامپیوتری دادند تا از میان ۱۱ میلیارد کلمه، صفاتی که در متن آنها برای مردان و زنان به کار رفته بررسی شود. نتیجه این بود: معمولاً مردها بر اساس خصوصیات اخلاقی و رفتاری و زنها بر پایه ویژگیهای ظاهری توصیف شدهاند.
این تحقیق که در دانشگاه کپنهاک دانمارک انجام شده، نشان میدهد که توصیفهای مردانه اغلب به شخصیت، افکار و رفتارهای افراد میپردازد. اما نسبت صفات مربوط به جسم و ظاهر در مورد زنان ۵ برابر بیشتر از مردان است.
طبق این تحقیق پرکاربردترین صفات برای مردان و زنان در ادبیات انگلیسی از این قرار هستند:
👩👩🦰رایجترین صفات زنانه
➕صفات مثبت: beautiful (خوشگل)، lovely (دلپذیر)، chaste (پاکدامن)، gorgeous (جذاب)، fertile (زایا)، beauteous (زیبا)، sexy (خواستنی)، classy (باکلاس)، exquisite (ظریف)، vivacious (سرزنده)، vibrant (پرجنب و جوش)
➖صفات منفی: battered (با روحیۀ خراب)، untreated (مریضاحوال)، barren (نازا)، shrewish (سلیطه)، sheltered (ببو)، heartbroken (دلشکسته)، unmarried (عزب)، undernourished (دچار سوء تغذیه)، underweight (لاغر)، uncomplaining (ناخوشایند)، nagging (نقنقو)
👱♂👨🦰رایجترین صفات مردانه
➕صفات مثبت: just (منصف)، sound (سالم و تندرست)، righteous (درستکار)، rational (منطقی)، peaceable (اهل مدارا)، prodigious (فوقالعاده)، brave (شجاع)، paramount (مهم)، reliable (قابل اعتماد)، sinless (بیگناه)، honorable (شریف)
➖صفات منفی: unsuitable (ناباب)، unreliable (غیرقابلاعتماد)، lawless (یاغی)، inseparable (آویزان)، brutish (بیشعور)، idle (علاف)، unarmed (غیرمسلح)، wounded (زخمی)، bigoted (متعصب)، unjust (بیانصاف)، brutal (بیرحم)
@ehsanname
📌 جالب بود اگر چنین پژوهشی بر روی ادبیات فارسی هم انجام میشد. فعلاً خبر این تحقیق و یافتههایش را اینجا ببینید:
https://futurity.org/adjectives-gender-descriptions-books-2143682-2/
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 فصل چهارم برنامه «کتابباز» از شنبه ۲۳ شهریور شروع میشود. هر هفته شنبه تا چهارشنبه ساعت۲۰، شبکه نسیم (بازپخش ۱ونیم بامداد، ۹ و ۱۵ روز بعد) @ehsanname
Forwarded from قدحهای نهانی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفتوگو با جلال خالقی مطلق درباره کار تصحیح شاهنامه فردوسی
Forwarded from قدحهای نهانی
خوش باد این نیک بختی.pdf
266 KB
خوش باد این نیکبختی
متن سخنرانی ایرج افشار در مراسم رونمایی شاهنامه فردوسی تصحیح دکتر خالقی مطلق
متن سخنرانی ایرج افشار در مراسم رونمایی شاهنامه فردوسی تصحیح دکتر خالقی مطلق
Forwarded from قدحهای نهانی
ادای دین.pdf
270.5 KB
ادای دین به فردوسی و شاهنامه
متن سخنرانی جلال خالقی مطلق در مراسم رونمایی شاهنامه فردوسی
متن سخنرانی جلال خالقی مطلق در مراسم رونمایی شاهنامه فردوسی
Forwarded from قدحهای نهانی
فن تصحیح متن.pdf
717.1 KB
خالقی مطلق و فن تصحیح متن در ایران نوشته محمود امیدسالار
مجله بخارا، شماره ۷۶، ۱۳۸۹
مجله بخارا، شماره ۷۶، ۱۳۸۹
Forwarded from قدحهای نهانی
گفت و گو با جلال خالقی مطلق.pdf
2.2 MB
گفت و گوی مفصل علی دهباشی با جلال خالقی مطلق
خالقی مطلق در این گفتوگوی بسیار جالب درباره مسائل مختلفی چون تهران قدیم، دوران کودکی، آشنایی با شاهنامه و کار تصحیح شاهنامه سخن گفته است
@qadahha
خالقی مطلق در این گفتوگوی بسیار جالب درباره مسائل مختلفی چون تهران قدیم، دوران کودکی، آشنایی با شاهنامه و کار تصحیح شاهنامه سخن گفته است
@qadahha
🔺یک رکورد ویژه؛ رمان جدیدِ مارگارت اتوود روز ۱۰ سپتامبر منتشر شده و ترجمهاش امروز (۱۴ سپتامبر) در کتابخانه ملی ثبت شده است @ehsanname
📸 تیرماه ۷۸ دکتر عبدالحسین زرینکوب، با چنین وضعیتی برای دیدن تئاتر «رستم و سهراب» پری صابری رفته بود. او دو ماه بعد، روز ۲۴ شهریور درگذشت. زرینکوب از عاشقان فرهنگ ایران بود که با کتابهای متعددش و با آن نثر شیرین، ذوق خواندن تاریخ و نگاه تاریخی به قضایا داشتن، فهم بهتر مولانا و حافظ و میراث فرهنگی ایران، روش تحقیق درست و هزار نکته دیگر را به ما آموخت. یادش گرامی @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️پرویز خائفی، شاعر شیرازی و همشهریِ حافظ، بعد از یک دوره بیماری در سن ۸۳سالگی درگذشت. خائفی از دوستان نزدیک فریدون توللی بود و نوۀ میرزا اسماعیل خائف، شاعر معروف و نابینای عهد ناصری. شعر «تفسیر» او را با صدای خودش بشنوید @ehsanname
🔎آگاتا کریستی در شیراز
✍️احسان رضایی: احتمالاً خیلیها بعد از شنیدن اسم رمان پلیسی یاد آگاتا کریستی میافتند و هرکول پوآروی وسواسی که از وقتی از پلیس بلژیک بازنشست شده و به انگلستان آمده، دارد به کمک سلولهای خاکستری مغزش معما حل میکند. یا شاید هم خانم مارپل را به یاد بیاورند که در جلسات عصرانه، ضمن خوردن قهوه و کاموا بافتن و از دل حرفهای خالهزنکی جواب معماها را بیرون میکشد. اما جالب است بدانید که آگاتا کریستی، یک داستان پلیسی دارد که در همین ایران خودمان اتفاق میافتد.
ماجرا از سفری شروع میشود که آگاتا کریستی در ۳۸سالگی با قطار سریعالسیر شرقی که از لندن به بغداد میرفت انجام داد. رمانهای «قتل در قطار سریع السیر شرق» و «بازگشت به بغداد» را کریستی تحت تأثیر همین سفر بغدادش نوشته. در جریان این سفر، آگاتا کریستی به منطقه باستانشناسی «اور» میرود، جایی که در سالهای اخیر توی خبرهای مربوط به گروه داعش اسمش را میشنیدیم. بعد از یکی دوبار رفت و آمد، آگاتا کریستی با باستانشناس جوانی آشنا میشود به اسم ماکس مالون. کریستی در این ایام از همسر اولش، سرهنگ آرچیبالد کریستی جدا شده بود که اتفاقاً او هم یک باستانشناس معروف بود، منتها در شناخت مصر تخصص داشت.
آگاتا کریستی با اینکه فامیلش را از شوهر اول گرفته و با آن معروف شد، اما از زندگی مشترکش راضی نبود. حتی یک بار مدتی خودش ناپدید شد که در مطبوعات آن روز انگلستان حسابی سر و صدا کرد. دست آخر از سرهنگ که هم دست بزن داشت و هم سر و گوشش میجنبید جدا شد و برای فراموش کردن آن زندگی، سفری به شرق آمد که دست بر قضا با ماکس مالون که ۱۵ سال از او کوچکتر بود آشنا شد. خیلی زود کار به ازدواج کشید.
آگاتا کریستی و ماکس مالون برای ماه عسل به ایران و شیراز آمدند. زمان این سفر تابستان ۱۳۱۰ شمسی بوده، وقتی که هنوز هیچ چیزی از کریستی به فارسی ترجمه نشده بوده. آنها برای اقامت به نارنجستان قوام رفتند که آن موقع هنوز ملکِ خصوصی بود. آگاتا کریستی در اتوبیوگرافیاش دربارۀ شهر شیراز و زیباییهای آن نوشته: «خوب یادم هست که شیراز چقدر قشنگ بود. باغهای شیراز مثل یک زمرد سبز خالص بودند که رگههایی از خاکستری و قهوهای را در خود جای داده بودند. شیراز یک زمرد سبز زیباست.» کریستی بعدها با نوشتن یک داستان که محل وقوعش شیراز است، به این زیبایی ادای دین کرد.
اسم این داستان «خانهای در شیراز» است که عنوانش را به یکی از مجموعه داستانهای آگاتا کریستی هم داده. ماجرای قتلی که در شیراز و در خانهای اتفاق افتاده که توصیفاتش شبیه همان نارنجستان قوام است. این کتاب که دو بار هم به فارسی ترجمه شده، یکی از معدود کتابهای داستان کوتاه آگاتا کریستی است. به علاوه فرق دیگرش با بقیه آثار خانم کریستی در این است که اینجا خبری از هرکول پوآرو یا خانم مارپل نیست، بلکه کارآگاه دیگری با عنوان پارکر پاین حضور دارد که به شکل گروهی کار میکند؛ یعنی درست برخلاف شیوه ای که پوارو یا مارپل ماجراهای خود را دنبال میکردند.
آگاتا کریستی و ماکس مالون دوبار دیگر هم به ایران آمدند و در شیراز و اصفهان و تهران ساکن شدند. بعدها وقتی فیلم «ده هندی کوچک» را از روی رمان معروفش ساختند، خود کریستی هتل شاهعباسی اصفهان را به عنوان لوکیشن به فیلمساز پیشنهاد داد که بخشی از کار هم همانجا فیلمبرداری شد.
در سفر اول کریستی و مالون با هواپیمای پست به همدان و تهران رفته و بعد به شیراز آمدند. در سفر دوم که ۲۸سال بعد بود هر دو هفته سفر را در شیراز به سر بردند و خانم کریستی از این سفر خاطراتی در زندگینامهاش آورده. آخرین سفر کریستی به ایران سال ۱۳۵۰ بود؛ شش سال قبل از مرگ آگاتا کریستی. در این زمان دیگر آگاتا کریستی حسابی در ایران معروف بود، طوری که تعداد کتابهایی که از آگاتا کریستی در ایران در منتشر شده و هنوز هم میشود، بیشتر از ۷۳ جلد رمان پلیسی خودش است. به این معنی که گاهی نویسندگان ایرانی خودشان داستانی مینوشتند و آن را به عنوان ترجمه اثری از آگاتا کریستی جا میزدند. میگویند که در همین سفر آخر بود که کتابی را پیش خانم کریستی میبرند تا امضا کند، پرسید کدام کتابش است؟ اسم را گفتند، نشناخت. داستان را برایش تعریف کردند. خوب گوش داد و گفت: این که می گویید داستان پلیسی خوبی است، اما مال من نیست!
@ehsanname
📌منتشر در روزنامه «اعتماد» (۲۷ شهریور) صفحه ۹
✍️احسان رضایی: احتمالاً خیلیها بعد از شنیدن اسم رمان پلیسی یاد آگاتا کریستی میافتند و هرکول پوآروی وسواسی که از وقتی از پلیس بلژیک بازنشست شده و به انگلستان آمده، دارد به کمک سلولهای خاکستری مغزش معما حل میکند. یا شاید هم خانم مارپل را به یاد بیاورند که در جلسات عصرانه، ضمن خوردن قهوه و کاموا بافتن و از دل حرفهای خالهزنکی جواب معماها را بیرون میکشد. اما جالب است بدانید که آگاتا کریستی، یک داستان پلیسی دارد که در همین ایران خودمان اتفاق میافتد.
ماجرا از سفری شروع میشود که آگاتا کریستی در ۳۸سالگی با قطار سریعالسیر شرقی که از لندن به بغداد میرفت انجام داد. رمانهای «قتل در قطار سریع السیر شرق» و «بازگشت به بغداد» را کریستی تحت تأثیر همین سفر بغدادش نوشته. در جریان این سفر، آگاتا کریستی به منطقه باستانشناسی «اور» میرود، جایی که در سالهای اخیر توی خبرهای مربوط به گروه داعش اسمش را میشنیدیم. بعد از یکی دوبار رفت و آمد، آگاتا کریستی با باستانشناس جوانی آشنا میشود به اسم ماکس مالون. کریستی در این ایام از همسر اولش، سرهنگ آرچیبالد کریستی جدا شده بود که اتفاقاً او هم یک باستانشناس معروف بود، منتها در شناخت مصر تخصص داشت.
آگاتا کریستی با اینکه فامیلش را از شوهر اول گرفته و با آن معروف شد، اما از زندگی مشترکش راضی نبود. حتی یک بار مدتی خودش ناپدید شد که در مطبوعات آن روز انگلستان حسابی سر و صدا کرد. دست آخر از سرهنگ که هم دست بزن داشت و هم سر و گوشش میجنبید جدا شد و برای فراموش کردن آن زندگی، سفری به شرق آمد که دست بر قضا با ماکس مالون که ۱۵ سال از او کوچکتر بود آشنا شد. خیلی زود کار به ازدواج کشید.
آگاتا کریستی و ماکس مالون برای ماه عسل به ایران و شیراز آمدند. زمان این سفر تابستان ۱۳۱۰ شمسی بوده، وقتی که هنوز هیچ چیزی از کریستی به فارسی ترجمه نشده بوده. آنها برای اقامت به نارنجستان قوام رفتند که آن موقع هنوز ملکِ خصوصی بود. آگاتا کریستی در اتوبیوگرافیاش دربارۀ شهر شیراز و زیباییهای آن نوشته: «خوب یادم هست که شیراز چقدر قشنگ بود. باغهای شیراز مثل یک زمرد سبز خالص بودند که رگههایی از خاکستری و قهوهای را در خود جای داده بودند. شیراز یک زمرد سبز زیباست.» کریستی بعدها با نوشتن یک داستان که محل وقوعش شیراز است، به این زیبایی ادای دین کرد.
اسم این داستان «خانهای در شیراز» است که عنوانش را به یکی از مجموعه داستانهای آگاتا کریستی هم داده. ماجرای قتلی که در شیراز و در خانهای اتفاق افتاده که توصیفاتش شبیه همان نارنجستان قوام است. این کتاب که دو بار هم به فارسی ترجمه شده، یکی از معدود کتابهای داستان کوتاه آگاتا کریستی است. به علاوه فرق دیگرش با بقیه آثار خانم کریستی در این است که اینجا خبری از هرکول پوآرو یا خانم مارپل نیست، بلکه کارآگاه دیگری با عنوان پارکر پاین حضور دارد که به شکل گروهی کار میکند؛ یعنی درست برخلاف شیوه ای که پوارو یا مارپل ماجراهای خود را دنبال میکردند.
آگاتا کریستی و ماکس مالون دوبار دیگر هم به ایران آمدند و در شیراز و اصفهان و تهران ساکن شدند. بعدها وقتی فیلم «ده هندی کوچک» را از روی رمان معروفش ساختند، خود کریستی هتل شاهعباسی اصفهان را به عنوان لوکیشن به فیلمساز پیشنهاد داد که بخشی از کار هم همانجا فیلمبرداری شد.
در سفر اول کریستی و مالون با هواپیمای پست به همدان و تهران رفته و بعد به شیراز آمدند. در سفر دوم که ۲۸سال بعد بود هر دو هفته سفر را در شیراز به سر بردند و خانم کریستی از این سفر خاطراتی در زندگینامهاش آورده. آخرین سفر کریستی به ایران سال ۱۳۵۰ بود؛ شش سال قبل از مرگ آگاتا کریستی. در این زمان دیگر آگاتا کریستی حسابی در ایران معروف بود، طوری که تعداد کتابهایی که از آگاتا کریستی در ایران در منتشر شده و هنوز هم میشود، بیشتر از ۷۳ جلد رمان پلیسی خودش است. به این معنی که گاهی نویسندگان ایرانی خودشان داستانی مینوشتند و آن را به عنوان ترجمه اثری از آگاتا کریستی جا میزدند. میگویند که در همین سفر آخر بود که کتابی را پیش خانم کریستی میبرند تا امضا کند، پرسید کدام کتابش است؟ اسم را گفتند، نشناخت. داستان را برایش تعریف کردند. خوب گوش داد و گفت: این که می گویید داستان پلیسی خوبی است، اما مال من نیست!
@ehsanname
📌منتشر در روزنامه «اعتماد» (۲۷ شهریور) صفحه ۹
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دورهمیِ برنامه «کتابباز» با موضوع کتاب «پدرخوانده» ماریو پوزو، با حضور احسان رضایی، سروش صحت، شرمین نادری و محمد نادری. امشب (چهارشنبه ۲۷ شهریور) ساعت۲۰، شبکه نسیم (بازپخش ۱ونیم بامداد، ۹ و ۱۵ روز بعد)
@ketabbaztv
@ehsanname
@ketabbaztv
@ehsanname
📊 گاردین - رمان جدید مارگارت اتوود با عنوان «وصیتها» که دنبالۀ داستان «سرگذشت ندیمه» است، در هفتۀ اول انتشارش درانگلستان ۱۰۳هزار نسخه فروخت. فروش هفته اول این رمان در آمریکا هم ۱۲۵هزار نسخه بود. دیگر پرفروشهای یک دهۀ اخیر، «برو دیدهبانی بگمار» هارپر با فروش هفته اول ۱۶۸هزار نسخهای در ۲۰۱۵، «نماد گمشده» دن براون با ۵۵۱هزار نسخه فروش هفته اول در ۲۰۰۹ و «هری پاتر و کودک نفرینشده» جیکی رولینگ با ۶۸۰هزار نسخه فروشِ سه روز اول در ۲۰۱۶ هستند @ehsanname
❗️روی جلد عکس لیونل مسی است ولی کتاب به رقیب همیشگیِ او، کریستیانو رونالدو (CR7) تقدیم شده - از ترول فوتبال @ehsanname