🔹نگار مرتضوی، خبرنگار در توئیتر خبر داد که آمازون حسابهای گودریدز ایرانیها را به خاطر تحریمهای ایالات متحده دارد میبندد. goodreads یک شبکه اجتماعی برای کتابخوانهاست @ehsanname
احساننامه
📊 مصرف سیگار ٤ برابر کتاب @ehsanname 🚬 هر خانواده ایرانی بهطور متوسط ١٣٣ هزار و ٤٠٢ تومان برای دخانیات مصرف میکند. اگر این رقم را در ٢٥ میلیون خانوار ایرانی ضرب کنیم، متوجه میشویم که ایرانیها در یکسال بیشتر از ٣هزار و ٣٣٥ میلیارد تومان برای دخانیات…
🔸 مهر - در سالهای اخیر ۱۷ کارخانه تولید سیگار به تولیدکنندههای این محصول در ایران اضافه شده، در مقابل کارخانههای تولید کاغذ تحریر در داخل کشور یا تعطیل شدند یا به جای تولید کاغذ تحریر مشغول تولید مقوای بستهبندی هستند. به علاوه، آمار گمرک نشان میدهد در سال ۹۷ چهارهزار و ۲۳۶ تن کاغذ سیگار از ۱۳ کشور جهان وارد ایران شده است @ehsanname
احساننامه
📚رمان خواندن با بیل گیتس @ehsanname بیل گیتس، غول دنیای دیجیتال، از آن کتابخوانهای حرفهای است که هر فصل یک لیست کتاب پیشنهادی از بهترین خواندههای خودش در طول فصل گذشته ارایه میدهد که معمولاً این کتابها پرفروش هم میشود. تعداد این کتابهای پیشنهادی در هشت…
📚بیل گیتس به عادت هر فصل، فهرست کتابهای پیشنهادیاش برای این فصل (تابستان ۲۰۱۹) را منتشر کرد. در این فهرست چهار رمان هم هست: رمان تاریخی «نجیبزادهای در مسکو» اثر آمور تولز (ترجمۀ مصطفی احمدی، کتاب کوله پشتی) و نیز سهگانۀ: «پروژه رُزی»، «تاثیر/ پدیده رُزی» و «نتیجه رُزی» اثر گریم سیمسیون (که دو جلد اولش با ترجمههای نرگس جلالتی، کتابسرای تندیس/ مهدی نسرین، نشر مرکز به فارسی درآمده) @ehsanname
🗣 زبانشناسی جنسیت، یکی از شاخههای جامعهشناسی زبان است که به مطالعه تأثیر متغیر جنسیت بر ایجاد گوناگونیهای زبانی (در جنبههای فعال زبان، یعنی گفتن و نوشتن) میپردازد. بحثهایی که به خاطر گستردگی موضوع بحث و تعدد عوامل دخیل در آن، پیچیدگیهای فراوانی دارند. مقالهای در شمارۀ ۱۱ فصلنامه «ترجمان» هست در مورد تفاوت استفادۀ زنان و مردان از شبکههای اجتماعی منتشر شده که بخشی از آن به بررسی نحوۀ کاربرد زبان توسط کاربران پرداخته و میگوید میشود فقط بر اساس سبک نوشتار، جنسیت کاربران رسانههای اجتماعی را تشخیص داد. بخشهایی از این مقاله را (با ترجمۀ نجمه رمضانی) بخوانید:
@ehsanname
🔹مردها احتمالاً بیش از زنها از زبان مقتدر و رسمی استفاده میکنند. همچنین مردها در تعاملات بیشتر جواب منفی میدهند، اما زنها تمایل دارند واژگانی صمیمیتر و مثبتتر به کار گیرند.
🔸 زنان واژهها را احساسیتر به کار میبرند. در مطالعهای، ۱۵.۴ میلیون استاتوس از آپدیتهای ۶۸.۰۰۰ کاربر فیسبوک بررسی شدند و نشان داده شد که واژگانی که احساسات مثبت (مانند «هیجانزده»، «خوشحال»، «عشق»)، روابط اجتماعی (مانند «دوستان»، «خانواده») و قیدهای تأکیدی (مانند «خیییلی»، «خیلی خیلییی»، «مسسسخره») را توصیف میکنند، غالباً توسط زنان به کار رفتهاند. در مقابل، موضوعات مردانه حقیقتمحور بودند و واژگانی مرتبط با سیاست (مانند «دولت»، «مالیات»)، ورزش و رقابت (مانند «فوتبال»، «فصل»، «بردن»، «مبارزه») را در خود داشتند.
🔹 پژوهشگرانی از دانشگاه جان هاپکینز زبان کاربران توییتر را بررسی کردند و دریافتند که زنان بیشتر از ایموجی استفاده میکنند و تأکید افراطی بیشتری روی علائم نگارشی دارند، از جمله اختصارنویسی، چندین علامت تعجب (!!!) و علامت درنگ (؟!). اصطلاحاتی مثل «وای» و «خیلی جالب بود» نیز غالباً توسط زنان به کار میروند اما تأییدهایی مثل «همینه» را اغلب مردان استفاده میکنند.
🔸یافتههای تحلیل محتوای ۱۴.۰۰۰ کاربر تویتری نیز با این مطالعه همسو است. محققان ۱۰.۰۰۰ گزارۀ واژگانی (هم تکواژهها و هم گزارههای شبهواژهای چون ایموجیها و علائم نگارشی) را شناسایی کردند و دریافتند که نویسندگان زن بیشتر از ضمایر شخصی (مانند «تو»، «من») استفاده میکنند، بیشتر هجی غیراستاندارد واژهها (مانند «واااااای نهههه») و واژههای دوپهلو (مانند «اومممم»، «اااا») را به کار میبرند. از سوی دیگر، واژههای غیرمؤدبانه و تابو در میان کاربران مرد رواج بسیار بیشتری داشت.
🔹 احتمال اینکه مردها ترول شوند یا زبان آزاردهنده را در فضای آنلاین رواج دهند، بیشتر است. استاد روانشناسی، مارک گریفیت، میگوید رواج بیشتر ترول بودن مردان شاید به این حقیقت مرتبط باشد که مردها از اینترنت استفاده میکنند تا خشم خود را بیرون بریزند، کاری که برخلاف زنها نمیتوانند در ارتباط رودررو انجام دهند.
🔸 زبان مردان مالکانهتر به نظر میرسد. به گفتۀ یک گروه تحقیقاتی دیگر، در مقایسه با زمانی که کاربران زن فیسبوک دربارۀ همسر یا دوست پسر خود صحبت میکنند، کاربران مرد وقتی دربارۀ «همسر» یا «دوست دختر» خود صحبت میکنند، بیشتر ضمیر ملکی «-َم» را به کار میبرند.
@ehsanname
@ehsanname
🔹مردها احتمالاً بیش از زنها از زبان مقتدر و رسمی استفاده میکنند. همچنین مردها در تعاملات بیشتر جواب منفی میدهند، اما زنها تمایل دارند واژگانی صمیمیتر و مثبتتر به کار گیرند.
🔸 زنان واژهها را احساسیتر به کار میبرند. در مطالعهای، ۱۵.۴ میلیون استاتوس از آپدیتهای ۶۸.۰۰۰ کاربر فیسبوک بررسی شدند و نشان داده شد که واژگانی که احساسات مثبت (مانند «هیجانزده»، «خوشحال»، «عشق»)، روابط اجتماعی (مانند «دوستان»، «خانواده») و قیدهای تأکیدی (مانند «خیییلی»، «خیلی خیلییی»، «مسسسخره») را توصیف میکنند، غالباً توسط زنان به کار رفتهاند. در مقابل، موضوعات مردانه حقیقتمحور بودند و واژگانی مرتبط با سیاست (مانند «دولت»، «مالیات»)، ورزش و رقابت (مانند «فوتبال»، «فصل»، «بردن»، «مبارزه») را در خود داشتند.
🔹 پژوهشگرانی از دانشگاه جان هاپکینز زبان کاربران توییتر را بررسی کردند و دریافتند که زنان بیشتر از ایموجی استفاده میکنند و تأکید افراطی بیشتری روی علائم نگارشی دارند، از جمله اختصارنویسی، چندین علامت تعجب (!!!) و علامت درنگ (؟!). اصطلاحاتی مثل «وای» و «خیلی جالب بود» نیز غالباً توسط زنان به کار میروند اما تأییدهایی مثل «همینه» را اغلب مردان استفاده میکنند.
🔸یافتههای تحلیل محتوای ۱۴.۰۰۰ کاربر تویتری نیز با این مطالعه همسو است. محققان ۱۰.۰۰۰ گزارۀ واژگانی (هم تکواژهها و هم گزارههای شبهواژهای چون ایموجیها و علائم نگارشی) را شناسایی کردند و دریافتند که نویسندگان زن بیشتر از ضمایر شخصی (مانند «تو»، «من») استفاده میکنند، بیشتر هجی غیراستاندارد واژهها (مانند «واااااای نهههه») و واژههای دوپهلو (مانند «اومممم»، «اااا») را به کار میبرند. از سوی دیگر، واژههای غیرمؤدبانه و تابو در میان کاربران مرد رواج بسیار بیشتری داشت.
🔹 احتمال اینکه مردها ترول شوند یا زبان آزاردهنده را در فضای آنلاین رواج دهند، بیشتر است. استاد روانشناسی، مارک گریفیت، میگوید رواج بیشتر ترول بودن مردان شاید به این حقیقت مرتبط باشد که مردها از اینترنت استفاده میکنند تا خشم خود را بیرون بریزند، کاری که برخلاف زنها نمیتوانند در ارتباط رودررو انجام دهند.
🔸 زبان مردان مالکانهتر به نظر میرسد. به گفتۀ یک گروه تحقیقاتی دیگر، در مقایسه با زمانی که کاربران زن فیسبوک دربارۀ همسر یا دوست پسر خود صحبت میکنند، کاربران مرد وقتی دربارۀ «همسر» یا «دوست دختر» خود صحبت میکنند، بیشتر ضمیر ملکی «-َم» را به کار میبرند.
@ehsanname
🔹خانم فهیمه رحیمی، یکی از پرکارترین و پرطرفدارترین نویسندگان معاصر بود. زنی که از ۶۹ تا ۹۱ سی جلد و ۱۱۷۰۰ صفحه رمان نوشت تا خیلیها خواندن را با آثار او شروع کنند. منتقدها البته چندان روی خوشی به داستانهای او که «عامهپسند» خوانده میشد، نشان نمیدادند. تا جایی که میدانم خانم رحیمی در طول این ۲۲سال کار حرفهای فقط ۴ مصاحبه مکتوب دارد: با خانم مژده دقیقی در مجله «زنان» (شماره ۳۷، شهریور و مهر ۷۶)، با علیالله سلیمی در روزنامه «کارگزاران» (مرداد ۸۵)، با من (که احسان رضایی هستم) در «همشهری جوان» قدیم (شماره ۱۱۵، اردیبهشت ۸۶) و با یوسف علیخانی در کتاب «معجون عشق» (نشر آموت، ۸۹). تصویر مربوط به مصاحبه خودمان است که تمام پاسخها را تایپشده فرستاد. خانم رحیمی ۲۸خرداد ۹۲ درگذشت @ehsanname
🔸کنفرانس پنجاهمین سالگرد تأسیس انجمن تالکین، تابستان امسال از ۷ تا ۱۱ آگوست (۱۶ تا ۲۰ مرداد) در بیرمنگام انگلیس برگزار میشود. در این کنفرانس، سیدابراهیم تقوی هم سخنرانی دارد. سخنرانی او با موضوع «تأثیر ادبیات حماسی قرون وسطی آلمانی در داستان فرزندان هورین» است (تقوی مترجم «فرزندان هورین» تالکین به فارسی، به اتفاق رضا علیزاده است.) تقوی اولین سخنران ایرانی در انجمن تالکین است (اطلاعات برنامه در اینجا +) @ehsanname
🔖اعلانات: اگر میخواهید برای کودکان مناطق سیلزده، کتاب، لوازمالتحریر یا اسباببازی بفرستید، آخر همین هفته (پنچشنبه ۳۰ و جمعه ۳۱ خرداد) میتوانید به باغ کتاب، شهر کتابها و باقی کتابفروشیهای عضو طرح «با مهر تا مهر» بروید (فهرست کتابفروشیها اینجا +)، کتاب بخرید و هدایتان را به نمایندگان هلال احمر تحویل دهید @ehsanname
🗞 قرار است امروز جشن انتشار صدمین شمارۀ «همشهری داستان» برگزار شود. بعد از اعتراضها به تیم جدید مجلات همشهری که نباید با انتشار چند شماره، زحمات هر ۱۰۰ شماره را به نام خودشان تمام کنند، اعلام شد که قرار است در این برنامه از سردبیرهای قبلی هم قدردانی شود. خانم نفیسه مرشدزاده، سردبیر اسبق «داستان» هم این مطلب را در توییتر نوشت، که در عین کوتاهی، نکات خوبی در مورد روش کاری «داستان» قدیم و دلایل موفقیتش دارد:
@ehsanname
🔹خدا را شکر میکنم که در آن سه سالی که با دوستان دور از وطنم همشهری داستان را در شکل تازه طراحی و اجرا کردیم، با کار تیمی و سختکوشی و تعصب هر چه از دستمان برای آفرینش یک زیبایی برمیآمد انجام دادیم و لذتش را از خودش و اقناع به انجام رساندن کار گرفتیم و الان نیازی به هیچ تقدیر و قدرشناسی از سمت غریبهها نداریم و خندهمان میگیرد که دبیر فلان بخش یا فلان مدیر به عنوان صاحب کار سخنرانی میکنند.
خدا را شکر که این محصول این قدر زیرساختهای خوبی داشت که حالا حالاها بتوانند باهاش عکس یادگاری بگیرند.
ولی ای همۀ عکس یادگاریگیرندگان و در رزومۀ کاری گذارندگان! یادتان باشد لذت کار از خود کار میآید. همۀ این حاشیهها کف روی دریاست. به جای این همه حرف و حدیث و حاشیه بچسبید به کار و دستکم در یونیفرم گرافیکی فونت و لیدینگ دو مطلب را مثل هم نگه دارید.
با آرزوی موفقیت ابدی برای هر کسی که در محصولی زحمت بکشد و بیشتر از شلوغکاری به ریزهکاریها توجه کند.
https://twitter.com/NMorshedzade/status/1141560108675162121
@ehsanname
🔹خدا را شکر میکنم که در آن سه سالی که با دوستان دور از وطنم همشهری داستان را در شکل تازه طراحی و اجرا کردیم، با کار تیمی و سختکوشی و تعصب هر چه از دستمان برای آفرینش یک زیبایی برمیآمد انجام دادیم و لذتش را از خودش و اقناع به انجام رساندن کار گرفتیم و الان نیازی به هیچ تقدیر و قدرشناسی از سمت غریبهها نداریم و خندهمان میگیرد که دبیر فلان بخش یا فلان مدیر به عنوان صاحب کار سخنرانی میکنند.
خدا را شکر که این محصول این قدر زیرساختهای خوبی داشت که حالا حالاها بتوانند باهاش عکس یادگاری بگیرند.
ولی ای همۀ عکس یادگاریگیرندگان و در رزومۀ کاری گذارندگان! یادتان باشد لذت کار از خود کار میآید. همۀ این حاشیهها کف روی دریاست. به جای این همه حرف و حدیث و حاشیه بچسبید به کار و دستکم در یونیفرم گرافیکی فونت و لیدینگ دو مطلب را مثل هم نگه دارید.
با آرزوی موفقیت ابدی برای هر کسی که در محصولی زحمت بکشد و بیشتر از شلوغکاری به ریزهکاریها توجه کند.
https://twitter.com/NMorshedzade/status/1141560108675162121
احساننامه
🎧 جمعی از بزرگان دوبله (چنگیز جلیلوند، ابوالحسن تهامی، اکبر منانی، ژرژ پطرسی و ...) یک اجرای فوقالعاده از «رستم و سهراب» آماده کردهاند. نمونه این اثر را بشنوید و برای تهیهاش درنگ نکنید👇
🔖اعلانات: جمعی از بزرگان دوبله (چنگیز جلیلوند، ابوالحسن تهامی، منوچهر والیزاده، ژرژ پطرسی و ...) که قبلاً هم اجرای فوقالعادهای از «رستم و سهراب» داشتند، حالا داستان «بیژن و منیژه» را آماده کردهاند. رونمایی این آلبوم، عصر شنبه (۱ تیر) ساعت ۱۷ در خانه اندیشمندان علوم انسانی (خ ویلا، نبش خ ورشو) است @ehsanname
Rostam o Sohrab
🎧 دیدار رستم و تهمینه: بخشی از کتاب صوتی «رستم و سهراب». با صدای ابوالحسن تهامی (راوی)، چنگیز جلیلوند (رستم) و مریم شیرزاد (تهمینه)
@ehsanname
دانلود از نوار👈 goo.gl/boV4Ae
@ehsanname
دانلود از نوار👈 goo.gl/boV4Ae
🗞 اولین شماره روزنامه «خراسان» ۷۰سال پیش، در اول تیر ۱۳۲۸ منتشر شد و حالا در کنار «اطلاعات» (انتشار از ۱۹ تیر ۱۳۰۵) «کیهان» (از ۳ خرداد ۱۳۲۱) یکی از قدیمیترین روزنامههای فعال است. تصویر بالا، غزلی از #شهریار است که در شماره ۱۲ تیر ۱۳۲۸ این روزنامه چاپ شده و جالب اینکه نام شاعر «دکتر شهریار» درج شده. ظاهراً تا این زمان هنوز به بازگشت شهریار به پزشکی فکر میکردند @ehsanname
احساننامه
❗️فروش دفتر شعر به ۲میلیارد تومان - آن هم اشعاری که فروشنده مدعی است «بهتر از سهراب و خیلی از شعرای معاصر» است (ظاهراً فقط سهراب سپهری را میشناخته)، میشود با آن «پوز» داد و عنوان یک شعرش هم «تپش قلب خدا» است! @tehran_tel @ehsanname
❗️یک آگهی دیگر برای فروش دفتر شعر به ۲میلیارد تومان. (منبع +) @ehsanname
Forwarded from مانا روانبد
نامهی الیوت در مقام ویراستارارشد انتشارات فیبر اند فیبر در ردِ اثر «مزرعه حیوانات» جورج اورول به سال ۱۹۴۴.
انگلستان در آن سالها متحد شوروی در جنگ علیه آلمان نازی بود ولی خردهگیریِ الیوت به نوع نگاه اورول در نوع خود جالب است. میگوید اگر اینطوریست که شما نوشتهاید مشکل از نظام کمونیستی نیست، فقط این خوکها باید قدری روادارتر میبودند و با فراست بیشتری مزرعه را میگرداندند.
@manaravanbod
انگلستان در آن سالها متحد شوروی در جنگ علیه آلمان نازی بود ولی خردهگیریِ الیوت به نوع نگاه اورول در نوع خود جالب است. میگوید اگر اینطوریست که شما نوشتهاید مشکل از نظام کمونیستی نیست، فقط این خوکها باید قدری روادارتر میبودند و با فراست بیشتری مزرعه را میگرداندند.
@manaravanbod
➖نقیضهسرایی، یعنی ساخت نظیره بر اشعار و آثار معروف، از قدیم الایام جزو تفریحات سالم ایرانیان بوده. زندهیاد #مهدی_اخوان_ثالث در کتاب «نقیضه و نقیضهسازان» ضمن بحث در مورد چند و چون این فن، سابقۀ آن را هم نشان داده و موارد متعدد از خوشذوقیهای قدما را، از اولین ادوار شعر فارسی به بعد، ذکر کرده است. حالا غرض اینکه ماجرای نقیضهگویی در باب مسایل روز هم جاری و ساری است و از جمله این شعرها که با ماجرای پهپاد آمریکایی در توئیتر دیدم:
🔹سعید بیابانکی:
بیار باده که بنیاد عمر ، پهباد است ...!
twitter.com/sbiabanaki47/status/1141632302096769025
پهپاد لب لعل تو په پاد مرا پود
پهباد نهم نام لب لعل تو یا پود؟
twitter.com/oonparande/status/1142104111191601152
ای فروغ ماه حسن از روی پهپاد شما
جنگ گردد یا که سازش طبق اسناد شما؟
twitter.com/ravaadaar/status/1142149820074864641
🔸اشعار مورد ارجاع به ترتیب از: خواجه حافظ، شاطر عباس صبوحی و حافظ است.
➡️ @ehsanname
🔹سعید بیابانکی:
بیار باده که بنیاد عمر ، پهباد است ...!
twitter.com/sbiabanaki47/status/1141632302096769025
پهپاد لب لعل تو په پاد مرا پود
پهباد نهم نام لب لعل تو یا پود؟
twitter.com/oonparande/status/1142104111191601152
ای فروغ ماه حسن از روی پهپاد شما
جنگ گردد یا که سازش طبق اسناد شما؟
twitter.com/ravaadaar/status/1142149820074864641
🔸اشعار مورد ارجاع به ترتیب از: خواجه حافظ، شاطر عباس صبوحی و حافظ است.
➡️ @ehsanname
Forwarded from رادیو شعر و داستان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 به یاد سربازانی که به #خانه نرسیدند.
🗓 امروز، دوم تیر ماه، سومین سالروز حادثه تلخ تصادف اتوبوس حامل سربازان پادگان 05 کرمان
⏯ رنج بازگشت
🖋 به قلم #احسان_رضایی
📻 رادیو شعر و داستان را روشن کنید :
➡️ @poemstoryradio
➡️ poemstoryradio.com
🗓 امروز، دوم تیر ماه، سومین سالروز حادثه تلخ تصادف اتوبوس حامل سربازان پادگان 05 کرمان
⏯ رنج بازگشت
🖋 به قلم #احسان_رضایی
📻 رادیو شعر و داستان را روشن کنید :
➡️ @poemstoryradio
➡️ poemstoryradio.com
🗞دوم تیرماه، زادروز صمد بهرنگی است. کانال شبکه آفتاب، به همین مناسبت سندی منتشر کرده از چهارمین دورۀ داستاننویسی «اطلاعات جوانان» در سال ۱۳۳۸. مسابقهای که داورانش #احمد_شاملو، رضا سیدحسینی و صدر حاجسیدجوادی بودند. در این مسابقه، صمد که هنوز ۱۸سالش نشده بود با داستان «عادت» شرکت کرد و با ٦٦ امتیاز چهارم شد. #محمدعلی_سپانلو هم با داستان «مرگ خورشید» و ٦٥ امتیاز در این مسابقه پنجم شده بود.
@aftabnetmagazine
@ehsanname
@aftabnetmagazine
@ehsanname
احساننامه
📘 یکی از اتفاقات مهم نمایشگاه کتاب، انتشار ترجمهای از رمان معروف «اولیس» بود. این اثر جیمز جویس که در اغلب نظرسنجیها و تقدهای ادبی، جزو شاهکارها طبقهبندی میشود تا به حال به فارسی برگردانده نشده بود. از دهۀ هفتاد شنیده بودیم که آقای منوچهر بدیعی این اثر…
📘 بحث و گفتگو بر سر انتشار همزمان دو ترجمه از رمان معروف «اولیس» همچنان ادامه دارد و «گروهی این، گروهی آن پسندند». قبلاً یکی از این دو مترجم، فرید قدمی، در مصاحبه با روزنامه «هفت صبح» (۲۳ اردیبهشت) گفته بود که از ترجمهاش (ترجمه یکچهارم متن) فقط ۶۷ کلمه ممیزی خورده و اصلاً بحث سانسور، مسأله اصلی این رمان نیست؛ بلکه مهم توانایی مترجم برای ترجمه این اثر معروف است. قدمی برای اثبات نادرستی این حرف که میگویند اگر یک کلمه از رمان «اولیس» بیرون بیاید، دیگر این رمان قابل فهم نیست، دوهزار غلط تایپی در چاپ اول این رمان در سال ۱۹۴۲ را مثال آورده بود. حالا خانم اکرم پدرامنیا، دیگر مترجم «اولیس» که ترجمهاش را در خارج از کشور منتشر کرده با روزنامه «همشهری» (۲ تیر) مصاحبه کرده و دقیقاً برعکس، میگوید در این رمان هر کلمه ارزشمند است و بحث را با همان مثال Nother که در مصاحبۀ قدمی هم بود بحث را پیش برده. این بخش از مصاحبۀ پدرامنیا را بخوانید:
🔸"برای نشان دادن ضرورت و اهمیت ارائه ترجمهای دقیق و دستنخورده از این اثر، داستانی از خود جویس تعریف میکنم. در فصل ۳ رمان، استیون ددلس، یکی از شخصیتهای اصلی، در پاریس تلگرافی دریافت میکند با این مضمون: «نادر میمیرد، بیا خانه، پدر». ویراستار با این تصور که اشتباه تایپی رخ داده، کلمه نادر (Nother) را به مادر (Mother) اصلاح میکند و به همراه اصلاحات دیگر برای جویس میفرستد. جویس آن را خط میزند و به «نادر» برمیگرداند. در ویرایش بعدی باری دیگر ویراستار آن را به «مادر» تبدیل میکند و جویس هم خط میزند و باز هم به «نادر» برمیگرداند. این عمل بارها تکرار میشود ولی جویس از تغییر آن دلسرد نمیشود و بر آن پافشاری میکند بیآنکه دلیلی برای این «بهاصطلاح اشتباه تایپی» بیاورد. البته جویسشناسان چندین دلیل برای اصرار جویس بر حفظ این کلمه مطرح کردهاند که من هم در بخش پینوشتها آوردهام. سرانجام همان «نادر» میماند که در ویرایش شناختهشده گبلر هم «نادر» است. این مثال گویاست که اینهمه وسواس و دقت نویسنده را نمیتوان نادیده گرفت و اثر را حتی با «موارد کم سانسور» چاپ کرد. شاید ۲-۳ فصل اول با مثلاً ۵۰ یا ۱۰۰ مورد سانسور منتشر شود -که البته همین تعداد هم بسیار زیاد است - ولی هر چه در داستان جلوتر میرویم این موارد بیش و بیشتر میشوند و بیشک در فصل ۱۳ به چندین صفحه میرسند. در سراسر داستان شخصیتها به رستورانبارها میروند و مینوشند و مذهب و کلیسای کاتولیک علناً نقد میشود. از آنجا که هر قسمت و صحنه از این داستان پیوندی ناگسستنی با قسمتهای دیگر دارد، حذف و سانسور هر جمله و پاراگراف میتواند به کل داستان لطمه بزند."
@ehsanname
🔸"برای نشان دادن ضرورت و اهمیت ارائه ترجمهای دقیق و دستنخورده از این اثر، داستانی از خود جویس تعریف میکنم. در فصل ۳ رمان، استیون ددلس، یکی از شخصیتهای اصلی، در پاریس تلگرافی دریافت میکند با این مضمون: «نادر میمیرد، بیا خانه، پدر». ویراستار با این تصور که اشتباه تایپی رخ داده، کلمه نادر (Nother) را به مادر (Mother) اصلاح میکند و به همراه اصلاحات دیگر برای جویس میفرستد. جویس آن را خط میزند و به «نادر» برمیگرداند. در ویرایش بعدی باری دیگر ویراستار آن را به «مادر» تبدیل میکند و جویس هم خط میزند و باز هم به «نادر» برمیگرداند. این عمل بارها تکرار میشود ولی جویس از تغییر آن دلسرد نمیشود و بر آن پافشاری میکند بیآنکه دلیلی برای این «بهاصطلاح اشتباه تایپی» بیاورد. البته جویسشناسان چندین دلیل برای اصرار جویس بر حفظ این کلمه مطرح کردهاند که من هم در بخش پینوشتها آوردهام. سرانجام همان «نادر» میماند که در ویرایش شناختهشده گبلر هم «نادر» است. این مثال گویاست که اینهمه وسواس و دقت نویسنده را نمیتوان نادیده گرفت و اثر را حتی با «موارد کم سانسور» چاپ کرد. شاید ۲-۳ فصل اول با مثلاً ۵۰ یا ۱۰۰ مورد سانسور منتشر شود -که البته همین تعداد هم بسیار زیاد است - ولی هر چه در داستان جلوتر میرویم این موارد بیش و بیشتر میشوند و بیشک در فصل ۱۳ به چندین صفحه میرسند. در سراسر داستان شخصیتها به رستورانبارها میروند و مینوشند و مذهب و کلیسای کاتولیک علناً نقد میشود. از آنجا که هر قسمت و صحنه از این داستان پیوندی ناگسستنی با قسمتهای دیگر دارد، حذف و سانسور هر جمله و پاراگراف میتواند به کل داستان لطمه بزند."
@ehsanname
احساننامه
📘 بحث و گفتگو بر سر انتشار همزمان دو ترجمه از رمان معروف «اولیس» همچنان ادامه دارد و «گروهی این، گروهی آن پسندند». قبلاً یکی از این دو مترجم، فرید قدمی، در مصاحبه با روزنامه «هفت صبح» (۲۳ اردیبهشت) گفته بود که از ترجمهاش (ترجمه یکچهارم متن) فقط ۶۷ کلمه ممیزی…
📖 تا بحث «اولیس» جویس در میان است، این بریدهها را هم از مصاحبۀ منوچهر بدیعی با روزنامه «اعتماد» (۵ تیر) بخوانید. بدیعی در این مصاحبه از آشناییاش با «اولیس»، اهمیت این رمان، نحوۀ ترجمهاش در سال ۷۱ (که هرگز منتشر نشد) و عدم استقبال از انتشار ترجمهاش از فصل ۱۷ این رمان میگوید:
🔹ویلیام فاکنر مصاحبهای مشهور دارد كه وقتی از او میپرسند این روزها چه میخوانید؟ و چطوری میخوانید؟ حرف جالبی میزند. میگويد: اين روزها خواندن من به اين شكل است كه كتابهای بزرگي را كه خواندهام، باز میکنم و فصلی را اتفاقی میخوانم. درست مثل اين است كه آدم با كسي دوست ميشود و رفيق گرمابه و گلستانش میشود و بعد از ۲۰ سال از همدیگر جدا میشوند، اما روزی اتفاقی در خیابان با همديگر روبرو میشوند و احوال هم را میپرسند. رابطۀ من هم با «اولیس» چنين وضعیتی دارد. البته فاكنر معتقد بود «اوليس» جویس را بايد مانند کتب مذهبی با دو دست بگيريم و بخوانيم.
🔸نخستين بار «چهره مرد هنرمند در جوانی» را سال ۱۳۳۸ ديدم. تا آن زمان تمام تكيهام به ادبيات معاصر فرانسه بود. شايد ۱۹ يا ۲۰ساله بودم كه براي نخستينبار «چهره مرد هنرمند …» را ديدم كه چاپ استثنايي داشت و شباهتی به چاپ كتابهای ديگر نداشت. اما اشخاصی كه من به آنها نزدیک بودم مترجمان انگليسیزبان نبودند بلكه بيشتر فرانسه میدانستند؛ مثل آقای ابوالحسن نجفی يا آقای قاضی. از اين طرف و آن طرف هم شنيده بودم جويس دشوارنويس است و فهمش بسيار سخت است. زمانی كه به متن «چهره مرد هنرمند …» نگاه كردم به نظرم آمد آنقدرها هم دشوار نيست. گفتم شايد دشوار است و من متوجه نمیشوم. به همين دليل ماجرای آشنایی با جویس كشدار شد و همان روزها بود كه اتفاقاً «اولیس» به دستم رسيد.
🔹صادق هدايت از نخستين افرادی بود كه «اولیس» را خواند. عجيبتر اينكه مجذوب اين كتاب شده بود. ترجمه فرانسه «اولیس» را دكتر شهیدنورایی برايش از پاريس فرستاده بود. بيژن جلالی، خواهرزادۀ صادق هدايت، تعريف میكرد كه صادق هدايت در خانه پدرش در اتاقی زندگی میکرد. یک شب دزدی به اتاق او میرود و میبيند چيزی براي دزديدن پيدا نمیکند اما كتاب قطور «اوليس» را میبيند و آن را برمیدارد. خب طبعاً كسی اين كتاب را از او نمیخرد و شب بعدش میآيد و میگذارد همانجا كه برداشته بود. اين را بيژن برايم تعريف كرد.
🔸نخستين فردي كه با آن لحن خاص خودش اين كتاب را معرفی كرد كسی جز محمدعلي جمالزاده نبود. او در مجله «سخن» در مطلبی به جوانهای ايرانی توصيه كرده بود به اين شكل دنبال نويسندگی نروند، یعنی دنبال نوشتن كتابی مثل «اولیس».
🔹میگفتند برای خواندن «اوليس» بايد به هفت زبان مسلط باشی. اصلاً اينطور نيست. در صحنههایی از زبان فرانسه استفاده میكند كه شرح ملاقات و صحبت با شخصيتی است در پاريس و پس از آن ماجرای زبان فرانسه تمام میشود. يا مثلاً میگفتند آنقدر از كلمات لاتين استفاده كرده كه نمیشود آن را فهميد. بله ممكن است واژه لاتين آبنکشيدهای را در دهان شخصيتی بگذارد. مثلاً در جایی میگويد: «افسانگی دختران حافظه». این را ويليام بلیک میگوید «افسانه يا تمثيل را دختران حافظه میبافند.»
🔸در مقدمه «اولیس - عصاره داستاني» نوشتهام كه راحتی خيال من اين است كه زبان فارسی تواناییهایی دارد كه حتی میشود «شبزندهداری فينگنها» را هم [که رمان سختتری است] ترجمه كرد. اگر پيچيدگیهایی در ساختار جملههاست، مترجم بايد اين پيچيدگیها را در زبان مقصد وارد كند. بيخود میگويند پيچيدگی وجود دارد.
🔹جاودانگی جويس به دليل پيچيدگی و سختی روايتش نيست. من عقيده دارم جاودانگیاش به واسطۀ جنگی است كه با ادبيات راه انداخت. معتقدم كه «اوليس» ضدرمان است. جويس با اين اثر به رماننويسها میگويد بايد تمام جزييات را بنويسيد و اگر بخواهيد همهچيزها را بنويسيد بايد تخيلات را هم بنويسيد و به اين ترتيب به كار محالی بدل میشود. جويس با نوشتن بسياری از فصلهای اوليس در واقع به كار محالی دست زده و ثابت كرده است كه رمان واقعبينانه تقريباً امکان بروز و ظهور ندارد.
🔸اوليس در «اوديسه» برای بازگشت به خانه ۲۰ سال در راه بود كه ۱۰ سال آن در جنگ تروا گذشت و ۱۰ سال هم مسيری كه بايد میپيمود تا به خانه برسد. در تمام اين مدت خواستگارانی برای پنهلوپه (زن اوليس) جمع میشدند و مدام میگفتند اوليس ديگر از جنگ بازنمیگردد... اما دنيای مدرن فشردهتر است و میتوانيم با سرعت بيشتری كارهایمان را انجام دهيم. بنابراين جويس داستان را از ۸ صبح شروع و در ساعت ۴ بامداد تمام میکند. در اين ميان هم مالی بلوم ساعت ۴ بعدازظهر با مدير برنامهاش قرار گذاشته است. اين هم نظيرۀ زمانی اوليس هومر و «اوليس» جويس. پنهلوپه و خواستگارانش، مالی بلوم و مدير برنامهاش. وقايع «اودیسه» طی ۲۰ سال روی میدهد و وقايع «اولیس» طی ۲۰ ساعت.
@ehsanname
🔹ویلیام فاکنر مصاحبهای مشهور دارد كه وقتی از او میپرسند این روزها چه میخوانید؟ و چطوری میخوانید؟ حرف جالبی میزند. میگويد: اين روزها خواندن من به اين شكل است كه كتابهای بزرگي را كه خواندهام، باز میکنم و فصلی را اتفاقی میخوانم. درست مثل اين است كه آدم با كسي دوست ميشود و رفيق گرمابه و گلستانش میشود و بعد از ۲۰ سال از همدیگر جدا میشوند، اما روزی اتفاقی در خیابان با همديگر روبرو میشوند و احوال هم را میپرسند. رابطۀ من هم با «اولیس» چنين وضعیتی دارد. البته فاكنر معتقد بود «اوليس» جویس را بايد مانند کتب مذهبی با دو دست بگيريم و بخوانيم.
🔸نخستين بار «چهره مرد هنرمند در جوانی» را سال ۱۳۳۸ ديدم. تا آن زمان تمام تكيهام به ادبيات معاصر فرانسه بود. شايد ۱۹ يا ۲۰ساله بودم كه براي نخستينبار «چهره مرد هنرمند …» را ديدم كه چاپ استثنايي داشت و شباهتی به چاپ كتابهای ديگر نداشت. اما اشخاصی كه من به آنها نزدیک بودم مترجمان انگليسیزبان نبودند بلكه بيشتر فرانسه میدانستند؛ مثل آقای ابوالحسن نجفی يا آقای قاضی. از اين طرف و آن طرف هم شنيده بودم جويس دشوارنويس است و فهمش بسيار سخت است. زمانی كه به متن «چهره مرد هنرمند …» نگاه كردم به نظرم آمد آنقدرها هم دشوار نيست. گفتم شايد دشوار است و من متوجه نمیشوم. به همين دليل ماجرای آشنایی با جویس كشدار شد و همان روزها بود كه اتفاقاً «اولیس» به دستم رسيد.
🔹صادق هدايت از نخستين افرادی بود كه «اولیس» را خواند. عجيبتر اينكه مجذوب اين كتاب شده بود. ترجمه فرانسه «اولیس» را دكتر شهیدنورایی برايش از پاريس فرستاده بود. بيژن جلالی، خواهرزادۀ صادق هدايت، تعريف میكرد كه صادق هدايت در خانه پدرش در اتاقی زندگی میکرد. یک شب دزدی به اتاق او میرود و میبيند چيزی براي دزديدن پيدا نمیکند اما كتاب قطور «اوليس» را میبيند و آن را برمیدارد. خب طبعاً كسی اين كتاب را از او نمیخرد و شب بعدش میآيد و میگذارد همانجا كه برداشته بود. اين را بيژن برايم تعريف كرد.
🔸نخستين فردي كه با آن لحن خاص خودش اين كتاب را معرفی كرد كسی جز محمدعلي جمالزاده نبود. او در مجله «سخن» در مطلبی به جوانهای ايرانی توصيه كرده بود به اين شكل دنبال نويسندگی نروند، یعنی دنبال نوشتن كتابی مثل «اولیس».
🔹میگفتند برای خواندن «اوليس» بايد به هفت زبان مسلط باشی. اصلاً اينطور نيست. در صحنههایی از زبان فرانسه استفاده میكند كه شرح ملاقات و صحبت با شخصيتی است در پاريس و پس از آن ماجرای زبان فرانسه تمام میشود. يا مثلاً میگفتند آنقدر از كلمات لاتين استفاده كرده كه نمیشود آن را فهميد. بله ممكن است واژه لاتين آبنکشيدهای را در دهان شخصيتی بگذارد. مثلاً در جایی میگويد: «افسانگی دختران حافظه». این را ويليام بلیک میگوید «افسانه يا تمثيل را دختران حافظه میبافند.»
🔸در مقدمه «اولیس - عصاره داستاني» نوشتهام كه راحتی خيال من اين است كه زبان فارسی تواناییهایی دارد كه حتی میشود «شبزندهداری فينگنها» را هم [که رمان سختتری است] ترجمه كرد. اگر پيچيدگیهایی در ساختار جملههاست، مترجم بايد اين پيچيدگیها را در زبان مقصد وارد كند. بيخود میگويند پيچيدگی وجود دارد.
🔹جاودانگی جويس به دليل پيچيدگی و سختی روايتش نيست. من عقيده دارم جاودانگیاش به واسطۀ جنگی است كه با ادبيات راه انداخت. معتقدم كه «اوليس» ضدرمان است. جويس با اين اثر به رماننويسها میگويد بايد تمام جزييات را بنويسيد و اگر بخواهيد همهچيزها را بنويسيد بايد تخيلات را هم بنويسيد و به اين ترتيب به كار محالی بدل میشود. جويس با نوشتن بسياری از فصلهای اوليس در واقع به كار محالی دست زده و ثابت كرده است كه رمان واقعبينانه تقريباً امکان بروز و ظهور ندارد.
🔸اوليس در «اوديسه» برای بازگشت به خانه ۲۰ سال در راه بود كه ۱۰ سال آن در جنگ تروا گذشت و ۱۰ سال هم مسيری كه بايد میپيمود تا به خانه برسد. در تمام اين مدت خواستگارانی برای پنهلوپه (زن اوليس) جمع میشدند و مدام میگفتند اوليس ديگر از جنگ بازنمیگردد... اما دنيای مدرن فشردهتر است و میتوانيم با سرعت بيشتری كارهایمان را انجام دهيم. بنابراين جويس داستان را از ۸ صبح شروع و در ساعت ۴ بامداد تمام میکند. در اين ميان هم مالی بلوم ساعت ۴ بعدازظهر با مدير برنامهاش قرار گذاشته است. اين هم نظيرۀ زمانی اوليس هومر و «اوليس» جويس. پنهلوپه و خواستگارانش، مالی بلوم و مدير برنامهاش. وقايع «اودیسه» طی ۲۰ سال روی میدهد و وقايع «اولیس» طی ۲۰ ساعت.
@ehsanname
احساننامه
🔸جایی برای پیرمردها هست @ehsanname جامعه نویسندگان (Society of Authors) بریتانیا، جایزه جدیدی را برای رمان طراحی کرده که مخصوص رماننویسانی است که بعد از ۶۰سالگی اولین اثر خود را منتشر میکنند. این جایزه به یادبود پاول توردِی نامگذاری شده که در ۶۰سالگی رمان…
➖علیرضا اکبری:
چخوف ۴۴ ساله بود که مرد، بالزاک ۵۱ سال عمر کرد؛ فلوبر ۵۹ سال و دیکنز ۵۸ سال.
هرکدامشان انگار صد سالی باید عمر کرده باشند برای آفریدن آن شاهکارها اما نصف این عمر کردند و گاهی خیلی کمتر، چه زندگیهای پرعظمتی. چه دریغ بزرگیست برای ما آنگونه زیستن آنها و اینگونه زیستن خودمان
twitter.com/moroor_gar/status/1140510038173392896
➖مهرداد اصیل:
جین آستین ۴۲ ساله بود که مرد، ویرجینیا وولف ۵۹ ساله، شارلوت برونته ۳۹ ساله، امیلی برونته ۳۰ ساله و کاترین منسفیلد ۳۵ ساله.
هر کدامشان فصلی در ادبیات بودند، با همین عمر کم.
twitter.com/assilmehrdad/status/1140573516280082432
➖عرفان مجیب:
در عین حال، شروود اندرسون اولین اثرش رو در ۴۳سالگی نوشت، ریموند چندلر تازه در ۴۴ سالگی و با «خواب بزرگ» کارش رو شروع کرد، مارکی دوساد تا ۴۷سالگی چیزی منتشر نکرده بود، فرانک مکورت در ۶۶سالگی با اولین کتابش جایزهی پولیتزر رو برد...
twitter.com/JoseArcadioXVI/status/1140829250628595713
➖مانا روانبد:
حسرتبار بودن این عددها قدری ناشی از قیاس غلط است. در جهانی که شاهان ۲۰سالگی به قدرت میرسیدند و سرباز ۴۰ساله خوششاس محسوب میشد، نویسنده هم در ۳۰سالگی چنان تجربهای داشت که رمان بنویسد و قشربندی اجتماعی هم اجازه میداد. حالا نویسندۀ ۵۰سالهمان هم آن تجربه را ندارد که بنویسد.
twitter.com/ManaRavanbod/status/1140595252060983296
➡️ @ehsanname
چخوف ۴۴ ساله بود که مرد، بالزاک ۵۱ سال عمر کرد؛ فلوبر ۵۹ سال و دیکنز ۵۸ سال.
هرکدامشان انگار صد سالی باید عمر کرده باشند برای آفریدن آن شاهکارها اما نصف این عمر کردند و گاهی خیلی کمتر، چه زندگیهای پرعظمتی. چه دریغ بزرگیست برای ما آنگونه زیستن آنها و اینگونه زیستن خودمان
twitter.com/moroor_gar/status/1140510038173392896
➖مهرداد اصیل:
جین آستین ۴۲ ساله بود که مرد، ویرجینیا وولف ۵۹ ساله، شارلوت برونته ۳۹ ساله، امیلی برونته ۳۰ ساله و کاترین منسفیلد ۳۵ ساله.
هر کدامشان فصلی در ادبیات بودند، با همین عمر کم.
twitter.com/assilmehrdad/status/1140573516280082432
➖عرفان مجیب:
در عین حال، شروود اندرسون اولین اثرش رو در ۴۳سالگی نوشت، ریموند چندلر تازه در ۴۴ سالگی و با «خواب بزرگ» کارش رو شروع کرد، مارکی دوساد تا ۴۷سالگی چیزی منتشر نکرده بود، فرانک مکورت در ۶۶سالگی با اولین کتابش جایزهی پولیتزر رو برد...
twitter.com/JoseArcadioXVI/status/1140829250628595713
➖مانا روانبد:
حسرتبار بودن این عددها قدری ناشی از قیاس غلط است. در جهانی که شاهان ۲۰سالگی به قدرت میرسیدند و سرباز ۴۰ساله خوششاس محسوب میشد، نویسنده هم در ۳۰سالگی چنان تجربهای داشت که رمان بنویسد و قشربندی اجتماعی هم اجازه میداد. حالا نویسندۀ ۵۰سالهمان هم آن تجربه را ندارد که بنویسد.
twitter.com/ManaRavanbod/status/1140595252060983296
➡️ @ehsanname
📚 ترجمههای مکرر و همزمان: بعد از استقبال از رمانی دربارۀ زندگی ابنعربی، ترجمۀ دومش هم منتشر شد. این رمان برندۀ بوکر عربی ۲۰۱۷ است، که معلوم نیست چرا روی جلد ترجمه دوم سالش عوض شده @ehsanname