Forwarded from مانا روانبد
سه ورق از نسخهی کمیاب شعر بلند «ارض موات» (Waste Land) ت. س. الیوت که خودش با ماشین تحریر زده و ازرا پاوند بیرحمانه ویرایش کرده و یادداشتهایی نوشته و سطرهایی افزوده. چاپ ۱۹۷۱ لندن.
The waste land: a facsimile and transcript of the original drafts, including the annotations of Ezra Pound / T. S. Eliot ;
edited by Valerie Eliot, Published: 1971 , London
@manaravanbod
The waste land: a facsimile and transcript of the original drafts, including the annotations of Ezra Pound / T. S. Eliot ;
edited by Valerie Eliot, Published: 1971 , London
@manaravanbod
Forwarded from احساننامه
🌕 برندۀ نوبل ادبیات چطور انتخاب میشود؟
bit.ly/2Rn0Avt
کمیته نوبل، مثل هر سال، مستندات جوایزه ۵۰سال پیش خود را منتشر کرده و در مورد نوبل ادبیات هم فهرست نامزدهای سال ۱۹۶۸ و ماجراهای منجر به انتخاب یاسوناری کاواباتا، نویسندۀ ژاپنی مشخص شده است. گاردین انگلیس و آساهی ژاپن، روایتهای جالبی از این ماجراها دارند.
@ehsanname
در فهرست ۸۳نفری نوبل ادبیات ۱۹۶۸ کسانی مثل گراهام گرین (رماننویس انگلیسی)، ولادیمیر ناباکوف (رماننویس روس)، ساموئل بکت (نمایشنامهنویس ایرلندی)، عزرا پاوند (شاعر آمریکایی)، چینوا آچیبی (معروفترین نویسندۀ آفریقا)، ادوارد مورگان فورستر (داستاننویس انگلیسی)، آندره مالرو (نویسنده و وزیر فرانسوی)، ... و حتی شارل دو گل (رییسجمهور فرانسه) حاضر بودند. با این حال آکادمی سوئد ترجیح داد نوبل ادبیات را به یک ژاپنی بدهد.
در آن سال، ساموئل بکت بین اعضای آکادمی طرفدار زیادی داشت. آنها از «شفقت انسانی که الهامبخش آثار اوست» میگفتند، اما آندره اوسترلینگ، رئیس کمیته داوران اعلام کرد که شک دارد آثار بکت با روح وصیتنامۀ آلفرد نوبل همخوانی داشته باشد. طبق وصیت آلفرد نوبل، نوبل ادبيات باید به «برجستهترين اثری که در یک سال گذشته با رويكرد آرمانگرايانه نوشته شده» اهدا شود. اوسترلینگ میگفت: «منکر ارزشهای هنری نمایشنامههای بکت نیستم، اما د کار او هجوهای جنجالی و بدبینی افراطی زیادی هست.» اوسترلینگ سال ۱۹۶۴ هم مانع نوبل گرفتن بکت شده بود: «برنده شدن بکت در این جایزه را به سبک خودش، پوچ و عبث میدانم.» البته بکت تا سال بعد آرمانگرا شده و برندۀ نوبل ۱۹۶۹ شد.
بعد از کنار زدن بکت، اوسترلینگ تلاش کرد آندره مالرو به عنوان برندۀ نوبل شود، طبیعتاً بقیه هم با او مخالفت کردند که نباید به وزیر فرهنگ دولت فرانسه جایزه داد. ولادیمیر ناباکوف را هم به دلیل غیراخلاقی خواندن «لولیتا» کنار گذاشتند. بنابراین همگی روی یک گزینۀ جدید توافق کردند.
@ehsanname
در فهرست نامزدهای نوبل ادبی ۱۹۶۸ نوبل، سه نویسندۀ ژاپنی حضور داشت: یاسوناری کاواباتا (رماننویس)، یوکیو میشیما (رماننویس) و گنزابورو نیشیواکی (شاعر و منتقد). کاواباتا اولین بار در ۱۹۶۱ به عنوان نامزد به نوبل معرفی شده و بعد از آن هم هر سال در فهرست نامزدها بود (در ساز و کار نوبل، نوبلیستهای قبلی یا استاد تمامهای دانشگاهها میتوانند یک نفر را به عنوان کاندیدا به کمیته نوبل معرفی کنند). سه سال قبل از نوبل کاواباتا، کمیته نوبل با نظرسنجی از متخصصان ادبیات ژاپنی، چهار نویسندۀ برتر این کشور را شناخته بود: کاوباتا، میشیما، نیشیواکی و جونیچیرو تانیزاکی (داستاننویس). تانیزاکی از نویسندگان محبوب ژاپن بود و خیلی از ژاپنیها دوست داشتند نخستین برندۀ نوبل ادبیات در کشورشان باشد، اما او سال ۱۹۶۵ درگذشت.
اعضای کمیته نوبل به یوکیو میشیما علاقه داشتند، اما دیدند او باز هم شانس برنده شدن دارد (میشیما در آن زمان ۴۱سال داشت) و تصمیم گرفتند نوبل را به کاواباتا بدهند. جالب اینکه میشیما دو سال زودتر از کاواباتا درگذشت. او در ۱۹۷۰ به سبک ساموراییها، هاراگیری کرد. البته کاواباتا هم در ۱۹۷۲ با گذاشتن شلنگ گاز شهری در دهان خودکشی کرد و معلوم شد نوبل چقدر «آمد» دارد!
@ehsanname
📸 دسامبر ۱۹۶۸، یوساناری کاواباتا جایزۀ نوبل را از پادشاه سوئد میگیرد
bit.ly/2Rn0Avt
کمیته نوبل، مثل هر سال، مستندات جوایزه ۵۰سال پیش خود را منتشر کرده و در مورد نوبل ادبیات هم فهرست نامزدهای سال ۱۹۶۸ و ماجراهای منجر به انتخاب یاسوناری کاواباتا، نویسندۀ ژاپنی مشخص شده است. گاردین انگلیس و آساهی ژاپن، روایتهای جالبی از این ماجراها دارند.
@ehsanname
در فهرست ۸۳نفری نوبل ادبیات ۱۹۶۸ کسانی مثل گراهام گرین (رماننویس انگلیسی)، ولادیمیر ناباکوف (رماننویس روس)، ساموئل بکت (نمایشنامهنویس ایرلندی)، عزرا پاوند (شاعر آمریکایی)، چینوا آچیبی (معروفترین نویسندۀ آفریقا)، ادوارد مورگان فورستر (داستاننویس انگلیسی)، آندره مالرو (نویسنده و وزیر فرانسوی)، ... و حتی شارل دو گل (رییسجمهور فرانسه) حاضر بودند. با این حال آکادمی سوئد ترجیح داد نوبل ادبیات را به یک ژاپنی بدهد.
در آن سال، ساموئل بکت بین اعضای آکادمی طرفدار زیادی داشت. آنها از «شفقت انسانی که الهامبخش آثار اوست» میگفتند، اما آندره اوسترلینگ، رئیس کمیته داوران اعلام کرد که شک دارد آثار بکت با روح وصیتنامۀ آلفرد نوبل همخوانی داشته باشد. طبق وصیت آلفرد نوبل، نوبل ادبيات باید به «برجستهترين اثری که در یک سال گذشته با رويكرد آرمانگرايانه نوشته شده» اهدا شود. اوسترلینگ میگفت: «منکر ارزشهای هنری نمایشنامههای بکت نیستم، اما د کار او هجوهای جنجالی و بدبینی افراطی زیادی هست.» اوسترلینگ سال ۱۹۶۴ هم مانع نوبل گرفتن بکت شده بود: «برنده شدن بکت در این جایزه را به سبک خودش، پوچ و عبث میدانم.» البته بکت تا سال بعد آرمانگرا شده و برندۀ نوبل ۱۹۶۹ شد.
بعد از کنار زدن بکت، اوسترلینگ تلاش کرد آندره مالرو به عنوان برندۀ نوبل شود، طبیعتاً بقیه هم با او مخالفت کردند که نباید به وزیر فرهنگ دولت فرانسه جایزه داد. ولادیمیر ناباکوف را هم به دلیل غیراخلاقی خواندن «لولیتا» کنار گذاشتند. بنابراین همگی روی یک گزینۀ جدید توافق کردند.
@ehsanname
در فهرست نامزدهای نوبل ادبی ۱۹۶۸ نوبل، سه نویسندۀ ژاپنی حضور داشت: یاسوناری کاواباتا (رماننویس)، یوکیو میشیما (رماننویس) و گنزابورو نیشیواکی (شاعر و منتقد). کاواباتا اولین بار در ۱۹۶۱ به عنوان نامزد به نوبل معرفی شده و بعد از آن هم هر سال در فهرست نامزدها بود (در ساز و کار نوبل، نوبلیستهای قبلی یا استاد تمامهای دانشگاهها میتوانند یک نفر را به عنوان کاندیدا به کمیته نوبل معرفی کنند). سه سال قبل از نوبل کاواباتا، کمیته نوبل با نظرسنجی از متخصصان ادبیات ژاپنی، چهار نویسندۀ برتر این کشور را شناخته بود: کاوباتا، میشیما، نیشیواکی و جونیچیرو تانیزاکی (داستاننویس). تانیزاکی از نویسندگان محبوب ژاپن بود و خیلی از ژاپنیها دوست داشتند نخستین برندۀ نوبل ادبیات در کشورشان باشد، اما او سال ۱۹۶۵ درگذشت.
اعضای کمیته نوبل به یوکیو میشیما علاقه داشتند، اما دیدند او باز هم شانس برنده شدن دارد (میشیما در آن زمان ۴۱سال داشت) و تصمیم گرفتند نوبل را به کاواباتا بدهند. جالب اینکه میشیما دو سال زودتر از کاواباتا درگذشت. او در ۱۹۷۰ به سبک ساموراییها، هاراگیری کرد. البته کاواباتا هم در ۱۹۷۲ با گذاشتن شلنگ گاز شهری در دهان خودکشی کرد و معلوم شد نوبل چقدر «آمد» دارد!
@ehsanname
📸 دسامبر ۱۹۶۸، یوساناری کاواباتا جایزۀ نوبل را از پادشاه سوئد میگیرد
❗️فروش دفتر شعر به ۲میلیارد تومان - آن هم اشعاری که فروشنده مدعی است «بهتر از سهراب و خیلی از شعرای معاصر» است (ظاهراً فقط سهراب سپهری را میشناخته)، میشود با آن «پوز» داد و عنوان یک شعرش هم «تپش قلب خدا» است!
@tehran_tel
@ehsanname
@tehran_tel
@ehsanname
🔹هیچ وقت سر به سر شاعران نگذارید. چون ممکن است شاعر هم بخواهد تلافی کند و این کار را با هنر شاعری انجام بدهد و حالا خر بیار و باقالی بار کن. شمس ددۀ عراقی، شاعری است از قرن دهم. آن شهرتش به «دده» را نمیدانیم به چه مناسبت بوده، اما «عراقی» در اینجا یعنی اهل عراقِ عجم، منطقۀ جبال، یا استانهای مرکزی، قم، اصفهان، همدان و کرمانشاهِ امروز. شمس دده، متولد و اهل اصفهان بود و مثل خیلی دیگر از شاعرهای عصر صفوی، به هوای علاقۀ پادشاهان گورکانی به ادبیات فارسی، به هند سفر کرد و به دربار اکبرشاه (یکی از بزرگترین شاهان تاریخ هند و پدربزرگ شاهجهان، بانیِ تاجمحل) راه پیدا کرد. این شمس دده، خودش حسابی شوخطبع و «از مشاهیر ندما و ظرفا و بذلهگویان بوده است» («کاروان هند» احمد گلچین معانی، جلد ۱، ۱۳۶۹، ص ۶۵۳). اما از بداقبالیِ او چیزی از شوخیهای خودش به جا نمانده، عوضش دوتا رباعی که دیگر شاعران آن عهد برای شوخی با او سروده بودند، به دست ما رسیده است. (در تذکرۀ «هفت اقلیم»، تصحیح جواد فاضل، ۱۳۴۰، جلد ۲، ص ۴۳۷ و ۴۳۸)
@ehsanname
▫️رباعی اول از کسی به اسم میر نصر زمانی که «مردِ همواری است و گاهی موزونی طبعش باعث میگردد که شعری میگفته باشد». همین آدم هموار و آرام، با اشاره به بیماری پوستیِ شمس دده از خسیس بودن او گفته:
شمس دده آن که کرده پستی پستش
دارد فلک از شرابِ مستی مستش
یک روپیه گر به دستِ پیسش افتد،
چون لکۀ پیسی نرود از دستش
▪️رباعی دوم از مولانا میرعلی نجار است که طنز بیشتری هم دارد و حسابی از خجالت شمس دده درآمده:
شمس دده را چو دید شیطان در راه،
گردید ز راه تا نگردد گمراه
شمس از پی او دوان و شیطان میگفت:
لا حول و لا قوت الا با آلله
@ehsanname
@ehsanname
▫️رباعی اول از کسی به اسم میر نصر زمانی که «مردِ همواری است و گاهی موزونی طبعش باعث میگردد که شعری میگفته باشد». همین آدم هموار و آرام، با اشاره به بیماری پوستیِ شمس دده از خسیس بودن او گفته:
شمس دده آن که کرده پستی پستش
دارد فلک از شرابِ مستی مستش
یک روپیه گر به دستِ پیسش افتد،
چون لکۀ پیسی نرود از دستش
▪️رباعی دوم از مولانا میرعلی نجار است که طنز بیشتری هم دارد و حسابی از خجالت شمس دده درآمده:
شمس دده را چو دید شیطان در راه،
گردید ز راه تا نگردد گمراه
شمس از پی او دوان و شیطان میگفت:
لا حول و لا قوت الا با آلله
@ehsanname
📸 مجسمه عجیب و بیدقتی از سعدی که به تازگی در باغ دلگشای شیراز نصب شده است. فیلمش را هم در اینستاگرام Shiraz Lenz ببینید @ehsanname
🔸بیستوششمین جایزهٔ ادبی و تاریخی افشار، عصر دیروز (۲۴ خرداد) به ایرانشناس و موسیقیپژوه ژاپنی، یوشیفوسا سِکی تعلق گرفت. سِکی با شنیدن صدایِ سهتار استاد احمد عبادی شیفتۀ این ساز شده و به ایران میآید و سال ۱۳۵۰ برای آموزش موسیقی وارد دانشگاه تهران میشود. او همزمان به ادبیات فارسی هم علاقمند شد و از ۱۳۶۱ که به ژاپن برگشت، تا همین سه سال پیش به تدریس زبان فارسی در دانشگاههای ژاپن مشغول بود. او در زمینۀ شناخت نسخههای خطی و هنری فارسی تخصص دارد. جزوۀ بنیاد افشار برای معرفی سِکی را از اینجا + میتوانید دانلود کنید @ehsanname
📸دختری در استودیو عکاسی با ژست مطالعۀ کتاب عکس انداخته است. عکس از آنتوان سوروگین، عکاس روس ِ دوران قاجار. این تصویر در موزه بروکلین نیویورک نگهداری میشود (+) @ehsanname
🔹نگار مرتضوی، خبرنگار در توئیتر خبر داد که آمازون حسابهای گودریدز ایرانیها را به خاطر تحریمهای ایالات متحده دارد میبندد. goodreads یک شبکه اجتماعی برای کتابخوانهاست @ehsanname
احساننامه
📊 مصرف سیگار ٤ برابر کتاب @ehsanname 🚬 هر خانواده ایرانی بهطور متوسط ١٣٣ هزار و ٤٠٢ تومان برای دخانیات مصرف میکند. اگر این رقم را در ٢٥ میلیون خانوار ایرانی ضرب کنیم، متوجه میشویم که ایرانیها در یکسال بیشتر از ٣هزار و ٣٣٥ میلیارد تومان برای دخانیات…
🔸 مهر - در سالهای اخیر ۱۷ کارخانه تولید سیگار به تولیدکنندههای این محصول در ایران اضافه شده، در مقابل کارخانههای تولید کاغذ تحریر در داخل کشور یا تعطیل شدند یا به جای تولید کاغذ تحریر مشغول تولید مقوای بستهبندی هستند. به علاوه، آمار گمرک نشان میدهد در سال ۹۷ چهارهزار و ۲۳۶ تن کاغذ سیگار از ۱۳ کشور جهان وارد ایران شده است @ehsanname
احساننامه
📚رمان خواندن با بیل گیتس @ehsanname بیل گیتس، غول دنیای دیجیتال، از آن کتابخوانهای حرفهای است که هر فصل یک لیست کتاب پیشنهادی از بهترین خواندههای خودش در طول فصل گذشته ارایه میدهد که معمولاً این کتابها پرفروش هم میشود. تعداد این کتابهای پیشنهادی در هشت…
📚بیل گیتس به عادت هر فصل، فهرست کتابهای پیشنهادیاش برای این فصل (تابستان ۲۰۱۹) را منتشر کرد. در این فهرست چهار رمان هم هست: رمان تاریخی «نجیبزادهای در مسکو» اثر آمور تولز (ترجمۀ مصطفی احمدی، کتاب کوله پشتی) و نیز سهگانۀ: «پروژه رُزی»، «تاثیر/ پدیده رُزی» و «نتیجه رُزی» اثر گریم سیمسیون (که دو جلد اولش با ترجمههای نرگس جلالتی، کتابسرای تندیس/ مهدی نسرین، نشر مرکز به فارسی درآمده) @ehsanname
🗣 زبانشناسی جنسیت، یکی از شاخههای جامعهشناسی زبان است که به مطالعه تأثیر متغیر جنسیت بر ایجاد گوناگونیهای زبانی (در جنبههای فعال زبان، یعنی گفتن و نوشتن) میپردازد. بحثهایی که به خاطر گستردگی موضوع بحث و تعدد عوامل دخیل در آن، پیچیدگیهای فراوانی دارند. مقالهای در شمارۀ ۱۱ فصلنامه «ترجمان» هست در مورد تفاوت استفادۀ زنان و مردان از شبکههای اجتماعی منتشر شده که بخشی از آن به بررسی نحوۀ کاربرد زبان توسط کاربران پرداخته و میگوید میشود فقط بر اساس سبک نوشتار، جنسیت کاربران رسانههای اجتماعی را تشخیص داد. بخشهایی از این مقاله را (با ترجمۀ نجمه رمضانی) بخوانید:
@ehsanname
🔹مردها احتمالاً بیش از زنها از زبان مقتدر و رسمی استفاده میکنند. همچنین مردها در تعاملات بیشتر جواب منفی میدهند، اما زنها تمایل دارند واژگانی صمیمیتر و مثبتتر به کار گیرند.
🔸 زنان واژهها را احساسیتر به کار میبرند. در مطالعهای، ۱۵.۴ میلیون استاتوس از آپدیتهای ۶۸.۰۰۰ کاربر فیسبوک بررسی شدند و نشان داده شد که واژگانی که احساسات مثبت (مانند «هیجانزده»، «خوشحال»، «عشق»)، روابط اجتماعی (مانند «دوستان»، «خانواده») و قیدهای تأکیدی (مانند «خیییلی»، «خیلی خیلییی»، «مسسسخره») را توصیف میکنند، غالباً توسط زنان به کار رفتهاند. در مقابل، موضوعات مردانه حقیقتمحور بودند و واژگانی مرتبط با سیاست (مانند «دولت»، «مالیات»)، ورزش و رقابت (مانند «فوتبال»، «فصل»، «بردن»، «مبارزه») را در خود داشتند.
🔹 پژوهشگرانی از دانشگاه جان هاپکینز زبان کاربران توییتر را بررسی کردند و دریافتند که زنان بیشتر از ایموجی استفاده میکنند و تأکید افراطی بیشتری روی علائم نگارشی دارند، از جمله اختصارنویسی، چندین علامت تعجب (!!!) و علامت درنگ (؟!). اصطلاحاتی مثل «وای» و «خیلی جالب بود» نیز غالباً توسط زنان به کار میروند اما تأییدهایی مثل «همینه» را اغلب مردان استفاده میکنند.
🔸یافتههای تحلیل محتوای ۱۴.۰۰۰ کاربر تویتری نیز با این مطالعه همسو است. محققان ۱۰.۰۰۰ گزارۀ واژگانی (هم تکواژهها و هم گزارههای شبهواژهای چون ایموجیها و علائم نگارشی) را شناسایی کردند و دریافتند که نویسندگان زن بیشتر از ضمایر شخصی (مانند «تو»، «من») استفاده میکنند، بیشتر هجی غیراستاندارد واژهها (مانند «واااااای نهههه») و واژههای دوپهلو (مانند «اومممم»، «اااا») را به کار میبرند. از سوی دیگر، واژههای غیرمؤدبانه و تابو در میان کاربران مرد رواج بسیار بیشتری داشت.
🔹 احتمال اینکه مردها ترول شوند یا زبان آزاردهنده را در فضای آنلاین رواج دهند، بیشتر است. استاد روانشناسی، مارک گریفیت، میگوید رواج بیشتر ترول بودن مردان شاید به این حقیقت مرتبط باشد که مردها از اینترنت استفاده میکنند تا خشم خود را بیرون بریزند، کاری که برخلاف زنها نمیتوانند در ارتباط رودررو انجام دهند.
🔸 زبان مردان مالکانهتر به نظر میرسد. به گفتۀ یک گروه تحقیقاتی دیگر، در مقایسه با زمانی که کاربران زن فیسبوک دربارۀ همسر یا دوست پسر خود صحبت میکنند، کاربران مرد وقتی دربارۀ «همسر» یا «دوست دختر» خود صحبت میکنند، بیشتر ضمیر ملکی «-َم» را به کار میبرند.
@ehsanname
@ehsanname
🔹مردها احتمالاً بیش از زنها از زبان مقتدر و رسمی استفاده میکنند. همچنین مردها در تعاملات بیشتر جواب منفی میدهند، اما زنها تمایل دارند واژگانی صمیمیتر و مثبتتر به کار گیرند.
🔸 زنان واژهها را احساسیتر به کار میبرند. در مطالعهای، ۱۵.۴ میلیون استاتوس از آپدیتهای ۶۸.۰۰۰ کاربر فیسبوک بررسی شدند و نشان داده شد که واژگانی که احساسات مثبت (مانند «هیجانزده»، «خوشحال»، «عشق»)، روابط اجتماعی (مانند «دوستان»، «خانواده») و قیدهای تأکیدی (مانند «خیییلی»، «خیلی خیلییی»، «مسسسخره») را توصیف میکنند، غالباً توسط زنان به کار رفتهاند. در مقابل، موضوعات مردانه حقیقتمحور بودند و واژگانی مرتبط با سیاست (مانند «دولت»، «مالیات»)، ورزش و رقابت (مانند «فوتبال»، «فصل»، «بردن»، «مبارزه») را در خود داشتند.
🔹 پژوهشگرانی از دانشگاه جان هاپکینز زبان کاربران توییتر را بررسی کردند و دریافتند که زنان بیشتر از ایموجی استفاده میکنند و تأکید افراطی بیشتری روی علائم نگارشی دارند، از جمله اختصارنویسی، چندین علامت تعجب (!!!) و علامت درنگ (؟!). اصطلاحاتی مثل «وای» و «خیلی جالب بود» نیز غالباً توسط زنان به کار میروند اما تأییدهایی مثل «همینه» را اغلب مردان استفاده میکنند.
🔸یافتههای تحلیل محتوای ۱۴.۰۰۰ کاربر تویتری نیز با این مطالعه همسو است. محققان ۱۰.۰۰۰ گزارۀ واژگانی (هم تکواژهها و هم گزارههای شبهواژهای چون ایموجیها و علائم نگارشی) را شناسایی کردند و دریافتند که نویسندگان زن بیشتر از ضمایر شخصی (مانند «تو»، «من») استفاده میکنند، بیشتر هجی غیراستاندارد واژهها (مانند «واااااای نهههه») و واژههای دوپهلو (مانند «اومممم»، «اااا») را به کار میبرند. از سوی دیگر، واژههای غیرمؤدبانه و تابو در میان کاربران مرد رواج بسیار بیشتری داشت.
🔹 احتمال اینکه مردها ترول شوند یا زبان آزاردهنده را در فضای آنلاین رواج دهند، بیشتر است. استاد روانشناسی، مارک گریفیت، میگوید رواج بیشتر ترول بودن مردان شاید به این حقیقت مرتبط باشد که مردها از اینترنت استفاده میکنند تا خشم خود را بیرون بریزند، کاری که برخلاف زنها نمیتوانند در ارتباط رودررو انجام دهند.
🔸 زبان مردان مالکانهتر به نظر میرسد. به گفتۀ یک گروه تحقیقاتی دیگر، در مقایسه با زمانی که کاربران زن فیسبوک دربارۀ همسر یا دوست پسر خود صحبت میکنند، کاربران مرد وقتی دربارۀ «همسر» یا «دوست دختر» خود صحبت میکنند، بیشتر ضمیر ملکی «-َم» را به کار میبرند.
@ehsanname
🔹خانم فهیمه رحیمی، یکی از پرکارترین و پرطرفدارترین نویسندگان معاصر بود. زنی که از ۶۹ تا ۹۱ سی جلد و ۱۱۷۰۰ صفحه رمان نوشت تا خیلیها خواندن را با آثار او شروع کنند. منتقدها البته چندان روی خوشی به داستانهای او که «عامهپسند» خوانده میشد، نشان نمیدادند. تا جایی که میدانم خانم رحیمی در طول این ۲۲سال کار حرفهای فقط ۴ مصاحبه مکتوب دارد: با خانم مژده دقیقی در مجله «زنان» (شماره ۳۷، شهریور و مهر ۷۶)، با علیالله سلیمی در روزنامه «کارگزاران» (مرداد ۸۵)، با من (که احسان رضایی هستم) در «همشهری جوان» قدیم (شماره ۱۱۵، اردیبهشت ۸۶) و با یوسف علیخانی در کتاب «معجون عشق» (نشر آموت، ۸۹). تصویر مربوط به مصاحبه خودمان است که تمام پاسخها را تایپشده فرستاد. خانم رحیمی ۲۸خرداد ۹۲ درگذشت @ehsanname
🔸کنفرانس پنجاهمین سالگرد تأسیس انجمن تالکین، تابستان امسال از ۷ تا ۱۱ آگوست (۱۶ تا ۲۰ مرداد) در بیرمنگام انگلیس برگزار میشود. در این کنفرانس، سیدابراهیم تقوی هم سخنرانی دارد. سخنرانی او با موضوع «تأثیر ادبیات حماسی قرون وسطی آلمانی در داستان فرزندان هورین» است (تقوی مترجم «فرزندان هورین» تالکین به فارسی، به اتفاق رضا علیزاده است.) تقوی اولین سخنران ایرانی در انجمن تالکین است (اطلاعات برنامه در اینجا +) @ehsanname
🔖اعلانات: اگر میخواهید برای کودکان مناطق سیلزده، کتاب، لوازمالتحریر یا اسباببازی بفرستید، آخر همین هفته (پنچشنبه ۳۰ و جمعه ۳۱ خرداد) میتوانید به باغ کتاب، شهر کتابها و باقی کتابفروشیهای عضو طرح «با مهر تا مهر» بروید (فهرست کتابفروشیها اینجا +)، کتاب بخرید و هدایتان را به نمایندگان هلال احمر تحویل دهید @ehsanname
🗞 قرار است امروز جشن انتشار صدمین شمارۀ «همشهری داستان» برگزار شود. بعد از اعتراضها به تیم جدید مجلات همشهری که نباید با انتشار چند شماره، زحمات هر ۱۰۰ شماره را به نام خودشان تمام کنند، اعلام شد که قرار است در این برنامه از سردبیرهای قبلی هم قدردانی شود. خانم نفیسه مرشدزاده، سردبیر اسبق «داستان» هم این مطلب را در توییتر نوشت، که در عین کوتاهی، نکات خوبی در مورد روش کاری «داستان» قدیم و دلایل موفقیتش دارد:
@ehsanname
🔹خدا را شکر میکنم که در آن سه سالی که با دوستان دور از وطنم همشهری داستان را در شکل تازه طراحی و اجرا کردیم، با کار تیمی و سختکوشی و تعصب هر چه از دستمان برای آفرینش یک زیبایی برمیآمد انجام دادیم و لذتش را از خودش و اقناع به انجام رساندن کار گرفتیم و الان نیازی به هیچ تقدیر و قدرشناسی از سمت غریبهها نداریم و خندهمان میگیرد که دبیر فلان بخش یا فلان مدیر به عنوان صاحب کار سخنرانی میکنند.
خدا را شکر که این محصول این قدر زیرساختهای خوبی داشت که حالا حالاها بتوانند باهاش عکس یادگاری بگیرند.
ولی ای همۀ عکس یادگاریگیرندگان و در رزومۀ کاری گذارندگان! یادتان باشد لذت کار از خود کار میآید. همۀ این حاشیهها کف روی دریاست. به جای این همه حرف و حدیث و حاشیه بچسبید به کار و دستکم در یونیفرم گرافیکی فونت و لیدینگ دو مطلب را مثل هم نگه دارید.
با آرزوی موفقیت ابدی برای هر کسی که در محصولی زحمت بکشد و بیشتر از شلوغکاری به ریزهکاریها توجه کند.
https://twitter.com/NMorshedzade/status/1141560108675162121
@ehsanname
🔹خدا را شکر میکنم که در آن سه سالی که با دوستان دور از وطنم همشهری داستان را در شکل تازه طراحی و اجرا کردیم، با کار تیمی و سختکوشی و تعصب هر چه از دستمان برای آفرینش یک زیبایی برمیآمد انجام دادیم و لذتش را از خودش و اقناع به انجام رساندن کار گرفتیم و الان نیازی به هیچ تقدیر و قدرشناسی از سمت غریبهها نداریم و خندهمان میگیرد که دبیر فلان بخش یا فلان مدیر به عنوان صاحب کار سخنرانی میکنند.
خدا را شکر که این محصول این قدر زیرساختهای خوبی داشت که حالا حالاها بتوانند باهاش عکس یادگاری بگیرند.
ولی ای همۀ عکس یادگاریگیرندگان و در رزومۀ کاری گذارندگان! یادتان باشد لذت کار از خود کار میآید. همۀ این حاشیهها کف روی دریاست. به جای این همه حرف و حدیث و حاشیه بچسبید به کار و دستکم در یونیفرم گرافیکی فونت و لیدینگ دو مطلب را مثل هم نگه دارید.
با آرزوی موفقیت ابدی برای هر کسی که در محصولی زحمت بکشد و بیشتر از شلوغکاری به ریزهکاریها توجه کند.
https://twitter.com/NMorshedzade/status/1141560108675162121
احساننامه
🎧 جمعی از بزرگان دوبله (چنگیز جلیلوند، ابوالحسن تهامی، اکبر منانی، ژرژ پطرسی و ...) یک اجرای فوقالعاده از «رستم و سهراب» آماده کردهاند. نمونه این اثر را بشنوید و برای تهیهاش درنگ نکنید👇
🔖اعلانات: جمعی از بزرگان دوبله (چنگیز جلیلوند، ابوالحسن تهامی، منوچهر والیزاده، ژرژ پطرسی و ...) که قبلاً هم اجرای فوقالعادهای از «رستم و سهراب» داشتند، حالا داستان «بیژن و منیژه» را آماده کردهاند. رونمایی این آلبوم، عصر شنبه (۱ تیر) ساعت ۱۷ در خانه اندیشمندان علوم انسانی (خ ویلا، نبش خ ورشو) است @ehsanname
Rostam o Sohrab
🎧 دیدار رستم و تهمینه: بخشی از کتاب صوتی «رستم و سهراب». با صدای ابوالحسن تهامی (راوی)، چنگیز جلیلوند (رستم) و مریم شیرزاد (تهمینه)
@ehsanname
دانلود از نوار👈 goo.gl/boV4Ae
@ehsanname
دانلود از نوار👈 goo.gl/boV4Ae
🗞 اولین شماره روزنامه «خراسان» ۷۰سال پیش، در اول تیر ۱۳۲۸ منتشر شد و حالا در کنار «اطلاعات» (انتشار از ۱۹ تیر ۱۳۰۵) «کیهان» (از ۳ خرداد ۱۳۲۱) یکی از قدیمیترین روزنامههای فعال است. تصویر بالا، غزلی از #شهریار است که در شماره ۱۲ تیر ۱۳۲۸ این روزنامه چاپ شده و جالب اینکه نام شاعر «دکتر شهریار» درج شده. ظاهراً تا این زمان هنوز به بازگشت شهریار به پزشکی فکر میکردند @ehsanname
احساننامه
❗️فروش دفتر شعر به ۲میلیارد تومان - آن هم اشعاری که فروشنده مدعی است «بهتر از سهراب و خیلی از شعرای معاصر» است (ظاهراً فقط سهراب سپهری را میشناخته)، میشود با آن «پوز» داد و عنوان یک شعرش هم «تپش قلب خدا» است! @tehran_tel @ehsanname
❗️یک آگهی دیگر برای فروش دفتر شعر به ۲میلیارد تومان. (منبع +) @ehsanname
Forwarded from مانا روانبد
نامهی الیوت در مقام ویراستارارشد انتشارات فیبر اند فیبر در ردِ اثر «مزرعه حیوانات» جورج اورول به سال ۱۹۴۴.
انگلستان در آن سالها متحد شوروی در جنگ علیه آلمان نازی بود ولی خردهگیریِ الیوت به نوع نگاه اورول در نوع خود جالب است. میگوید اگر اینطوریست که شما نوشتهاید مشکل از نظام کمونیستی نیست، فقط این خوکها باید قدری روادارتر میبودند و با فراست بیشتری مزرعه را میگرداندند.
@manaravanbod
انگلستان در آن سالها متحد شوروی در جنگ علیه آلمان نازی بود ولی خردهگیریِ الیوت به نوع نگاه اورول در نوع خود جالب است. میگوید اگر اینطوریست که شما نوشتهاید مشکل از نظام کمونیستی نیست، فقط این خوکها باید قدری روادارتر میبودند و با فراست بیشتری مزرعه را میگرداندند.
@manaravanbod