دریکی از داستانهای کهن آمده است که مردی به قصد کشتن گروهی از افراد تصمیم رفتن به شهری داشت. در میان راه ناگهان نور بسیار شدیدی در اطراف خود میبیند. مرد از شدت نور نمیتواند جایی را ببیند و بر زمین میافتد. در این لحظه صدایی میشنود. صدا به او میگوید چرا میخواهی برای کشتن کسانی به شهر بروی. مرد پاسخ میدهد دیگر نمیتوانم بروم، هیچ جایی را نمیبینم. من کور شدهام. صدا میگوید به راهت به شهر ادامه بده. مرد به مدت سه روز نابینا میشود تا به شهر میرسد. فردی از همان گروهی قصد کشتن آنها را داشته است بر چشمان او دست میکشد و کمی بعد او بینایی خود را به دست میآورد. بعدازاین واقعه او به آن گروه میپیوندد.
http://bit.ly/2JIP9Jw
در اینجا قصد بررسی درستی تاریخی این داستان را ندارم و فرض را بر اساس صحت روایت قرار میدهم.
حال این سؤال پیش خواهد آمد که اگر این داستان درست است شنیدن صدا، کور شدن و شفا گرفتن بعد از مدتی چگونه قابل توضیح است؟
پاسخ کوتاه و ساده است: امروز علم برای وقوع این علائم پاسخ دقیقی دارد.
بیماری Temporal Lobe Epilepsy که با عنوان مخفف TLE نیز شناخته میشود. از عمده علائم بیماری صرع لب تمپورال، شنیدن صدا در مغز و دیدن نور، حمله شدید به سیستم بینایی به شکل موقت است. (شفا یافتن بینایی مرد ناشی از پایان عارضه نابینایی موقت حمله صرع بوده است).
درواقع افرادی که در معرض این حمله قرار میگیرند صداهایی را با منبع خارجی میشنوند که این صداها با آنها صحبت کرده و دستوراتی به آنها می دهد. این صحبت ها عموما متشکل از مضامینی است که پیش از حمله عصبی در ذهن خود، به آنها فکر کرده بودهاند.در حالت کلی این عارضه Auditory Verbal Hallucinations شناخته میشود.
دیدن نور، نابینایی موقت، ترس های شدید، شنیدن صداهایی که با شخص صحبت می کنند همگی از نشانه های مشخص حمله عصبی صرع هستند. جهت بررسی مکانیزم عصبی انواع مختلف حمله های صرع می توانید به لینک زیر مراجعه کنید.
https://www.frontiersin.org/articles/10.3389/fnhum.2013.00624/full
@daneshagahi
http://bit.ly/2JIP9Jw
در اینجا قصد بررسی درستی تاریخی این داستان را ندارم و فرض را بر اساس صحت روایت قرار میدهم.
حال این سؤال پیش خواهد آمد که اگر این داستان درست است شنیدن صدا، کور شدن و شفا گرفتن بعد از مدتی چگونه قابل توضیح است؟
پاسخ کوتاه و ساده است: امروز علم برای وقوع این علائم پاسخ دقیقی دارد.
بیماری Temporal Lobe Epilepsy که با عنوان مخفف TLE نیز شناخته میشود. از عمده علائم بیماری صرع لب تمپورال، شنیدن صدا در مغز و دیدن نور، حمله شدید به سیستم بینایی به شکل موقت است. (شفا یافتن بینایی مرد ناشی از پایان عارضه نابینایی موقت حمله صرع بوده است).
درواقع افرادی که در معرض این حمله قرار میگیرند صداهایی را با منبع خارجی میشنوند که این صداها با آنها صحبت کرده و دستوراتی به آنها می دهد. این صحبت ها عموما متشکل از مضامینی است که پیش از حمله عصبی در ذهن خود، به آنها فکر کرده بودهاند.در حالت کلی این عارضه Auditory Verbal Hallucinations شناخته میشود.
دیدن نور، نابینایی موقت، ترس های شدید، شنیدن صداهایی که با شخص صحبت می کنند همگی از نشانه های مشخص حمله عصبی صرع هستند. جهت بررسی مکانیزم عصبی انواع مختلف حمله های صرع می توانید به لینک زیر مراجعه کنید.
https://www.frontiersin.org/articles/10.3389/fnhum.2013.00624/full
@daneshagahi
دوستان عزیز توجه داشته باشند به هیچ عنوان اجازه نشر مطالب کانال بدون ذکر منبع رو ندارید، اگر گروهی یا کانالی محدودیت فوروارد داره حتما در قالب متن منبع درج شود.
دو کتاب الحادی لغو مجوز شد!
عنوان گویاست و متاسفانه شتابان به سمت تاریکی پیش میرویم.
https://www.yjc.ir/fa/news/6934641/دو-کتاب-الحادی-پرفروش-نویسنده-اسرائیلی-در-ایران-لغو-مجوز-شد
عنوان گویاست و متاسفانه شتابان به سمت تاریکی پیش میرویم.
https://www.yjc.ir/fa/news/6934641/دو-کتاب-الحادی-پرفروش-نویسنده-اسرائیلی-در-ایران-لغو-مجوز-شد
👍1
شب هنگام وقتی به آسمان پرستاره نگاه میکنیم، در نمای پیش روی خود یک تصویر شامل یک زمینه سیاه که نقاط سفیدی روی آن میدرخشند میبینیم
پیشینان تصور میکردند قدرتهای ماورایی، آن نقاط نورانی را در آسمان نصب کردهاند تا قدرت خود را نشان دهند. صدها سال بعد اجداد ما فهمیدند که آنها هم مانند ماه اجرامی هستند که در آسمان قرار دارند ولی ماه از آنها بزرگتر است و امروز با کمک علم می دانیم که آنها ستاره هایی میلیونها بار بزرگتر از ماه هستند
تفاوت نگرش جهانبینی های مختلف به انسان هم به مانند مثال بالاست.گروهی در جهان بر اساس شنیدههای پیشینیان خود،تصور میکنند که «انسان اشرف مخلوقات» است
در سمتی دیگر، گروههایی که توانستند تفکرات خود را کمی بهبود بخشند،تصور میکنند که «انسان مانند سایر گونهها خلق شده» و رجحانی بر سایرین ندارد
اما آگاهان از علم و دانش امروز میدانند که تمام گونههای حیات خویشاوندانی هستند که از ترکیبات شیمیایی اولیه،بدون دخالت هیچ نیروی ماورایی،در طول زمان پدیدار شدهاند
علم و دانش به ما کمک میکند که خود را دلخوش به وعدههای آینده نکنیم و در مقابل،از تمام لحظات زیبای امروزمان لذت ببریم.
@daneshagshi
پیشینان تصور میکردند قدرتهای ماورایی، آن نقاط نورانی را در آسمان نصب کردهاند تا قدرت خود را نشان دهند. صدها سال بعد اجداد ما فهمیدند که آنها هم مانند ماه اجرامی هستند که در آسمان قرار دارند ولی ماه از آنها بزرگتر است و امروز با کمک علم می دانیم که آنها ستاره هایی میلیونها بار بزرگتر از ماه هستند
تفاوت نگرش جهانبینی های مختلف به انسان هم به مانند مثال بالاست.گروهی در جهان بر اساس شنیدههای پیشینیان خود،تصور میکنند که «انسان اشرف مخلوقات» است
در سمتی دیگر، گروههایی که توانستند تفکرات خود را کمی بهبود بخشند،تصور میکنند که «انسان مانند سایر گونهها خلق شده» و رجحانی بر سایرین ندارد
اما آگاهان از علم و دانش امروز میدانند که تمام گونههای حیات خویشاوندانی هستند که از ترکیبات شیمیایی اولیه،بدون دخالت هیچ نیروی ماورایی،در طول زمان پدیدار شدهاند
علم و دانش به ما کمک میکند که خود را دلخوش به وعدههای آینده نکنیم و در مقابل،از تمام لحظات زیبای امروزمان لذت ببریم.
@daneshagshi
ایکاش اجداد ما هرگز یکجا نشین نمیشدند
ایکاش هرگز از آفریقا خارج نمیشدند
ایکاش هرگز جهشهای لعنتی منجر به این ساختار پیچیده شبکه عصبی نمیشدند
حتما ببینید این شاهکار رو
@daneshagahi
ایکاش هرگز از آفریقا خارج نمیشدند
ایکاش هرگز جهشهای لعنتی منجر به این ساختار پیچیده شبکه عصبی نمیشدند
حتما ببینید این شاهکار رو
@daneshagahi
ارنست مایر مینویسد:
اکنون اجازه دهید سهم داروین در اندیشه مدرن را خلاصه کنم.
او سبب شد جهانبینی مطلقاً سکولاری جانشین جهانبینی مبتنی بر عقاید جزمی مسیحی و پس از آن شود.
گذشته از این، آثار او به رد چندین جهانبینی نظیر ماهیتباوری، غایتانگاری و علیتباوری که پیش از این قالب بودند انجامید.
او به جای این مفاهیم ابطال شده، پارهای مفاهیم نو از جمله جمعیتزیستی، انتخاب طبیعی، اهمیت تصادف و پیشامد، اهمیت تبیین کنندگی عامل زمان و اهمیت گروه اجتماعی در پیدایش اخلاق را معرفی کرد که خارج از قلمرو زیست شناسی از اهمیتی فراگیر برخوردارند.
تقریبا تمام اجزای نظام اعتقادی انسان امروزی به طریقی تحت تاثیر یکی از نوآوریهای مفهومی داروین است.
شاهکار او در کل پیافکندن بنیان فلسفی نوع برای زیست شناسی است که با شتاب شکل میگیرد. تردید نمیتوان کرد که طرز فکر هر انسان غربی مدرن، عمیقا تحت تاثیر اندیشه های فلسفی داروین قرار گرفته است.
برگرفته از کتاب «چه چیزی زیستشناسی را بیهمتا میسازد؟»
ترجمه کاوه فیضاللهی
@daneshagahi
اکنون اجازه دهید سهم داروین در اندیشه مدرن را خلاصه کنم.
او سبب شد جهانبینی مطلقاً سکولاری جانشین جهانبینی مبتنی بر عقاید جزمی مسیحی و پس از آن شود.
گذشته از این، آثار او به رد چندین جهانبینی نظیر ماهیتباوری، غایتانگاری و علیتباوری که پیش از این قالب بودند انجامید.
او به جای این مفاهیم ابطال شده، پارهای مفاهیم نو از جمله جمعیتزیستی، انتخاب طبیعی، اهمیت تصادف و پیشامد، اهمیت تبیین کنندگی عامل زمان و اهمیت گروه اجتماعی در پیدایش اخلاق را معرفی کرد که خارج از قلمرو زیست شناسی از اهمیتی فراگیر برخوردارند.
تقریبا تمام اجزای نظام اعتقادی انسان امروزی به طریقی تحت تاثیر یکی از نوآوریهای مفهومی داروین است.
شاهکار او در کل پیافکندن بنیان فلسفی نوع برای زیست شناسی است که با شتاب شکل میگیرد. تردید نمیتوان کرد که طرز فکر هر انسان غربی مدرن، عمیقا تحت تاثیر اندیشه های فلسفی داروین قرار گرفته است.
برگرفته از کتاب «چه چیزی زیستشناسی را بیهمتا میسازد؟»
ترجمه کاوه فیضاللهی
@daneshagahi
وقتی کتابی برنده جایزه فی بتا کاپا میشود دیگر جایی برای نظر دادن شخصی مثل من در موردش وجود نخواهد داشت، اما احساس کردم یکبار دیگر نظر شخصیام را درباره این کتاب مطرح کنم.
شاید سال پیش بود که این کتاب را در کانال معرفی کردم و توضیحاتی دادم و تأکید فراوان کردم برای خواندش، اما امروز نظر جدیدتری در موردش دارم.
با تمام دانشی که از آن زمان تا به امروز کسب کرده بودم دوباره کتاب را خواندم و این بار متوجه شدم که تا پیشازاین هیچچیزی از این کتاب نفهمیده بودم.
الآن معتقد هستم به سبک مکاتب ایدئولوژیک که کتابی را بهعنوان تنها راه نجات انسانها معرفی میکنند، من هم باید اعلام کنم که این کتاب بهراستی تنها راه نجات انسانها خواهد بود.
این کتاب رو نه یکبار، بلکه شاید دهها بار باید خواند تا فهمید چگونه میتواند ما را در این دوران زندگی در مسیر آرامش، دانش و صلح قرار دهد.
چگونه پاسخهایی مبتنی بر عقل به بنیادیترین سؤالات ما میدهد و چگونه نشان میدهد که برای یافتن سرآغاز نیاز به رفتن به دوردستها نیست در همین نزدیکی تمامی پاسخها وجود دارد.
این کتاب را بخوانید تا پاداش فراوان در همین زندگی بدست آورید.
@daneshagahi
شاید سال پیش بود که این کتاب را در کانال معرفی کردم و توضیحاتی دادم و تأکید فراوان کردم برای خواندش، اما امروز نظر جدیدتری در موردش دارم.
با تمام دانشی که از آن زمان تا به امروز کسب کرده بودم دوباره کتاب را خواندم و این بار متوجه شدم که تا پیشازاین هیچچیزی از این کتاب نفهمیده بودم.
الآن معتقد هستم به سبک مکاتب ایدئولوژیک که کتابی را بهعنوان تنها راه نجات انسانها معرفی میکنند، من هم باید اعلام کنم که این کتاب بهراستی تنها راه نجات انسانها خواهد بود.
این کتاب رو نه یکبار، بلکه شاید دهها بار باید خواند تا فهمید چگونه میتواند ما را در این دوران زندگی در مسیر آرامش، دانش و صلح قرار دهد.
چگونه پاسخهایی مبتنی بر عقل به بنیادیترین سؤالات ما میدهد و چگونه نشان میدهد که برای یافتن سرآغاز نیاز به رفتن به دوردستها نیست در همین نزدیکی تمامی پاسخها وجود دارد.
این کتاب را بخوانید تا پاداش فراوان در همین زندگی بدست آورید.
@daneshagahi
تعدادی از دوستان در مورد نحوه محاسبه تغییر فاز ماه برای ورود به ماه جدید بر اساس محاسبات سوال داشتند که این اطلاعات رو اینجا قرار میدم
داده ها بر اساس منطقه جغرافایی تهران هست با اختلاف ساعت تابستانی +4:30
بر اساس محاسبات داده های علمی مرکز پیشرانه جت ناسا JPL's HORIZONS system
در محدود ساعت 15:50 دقیقه امروز ماه نو آغاز شده است. در تصویر دوم هم مشخص است که بر اساس داده های کاتالوگ 600 ساله NASA/JPL DE405 در ساعت 20:15 دقیقه امروز 13 خرداد 1398 فاز ماه نو 3.0395 درجه خواهد بود و بر اساس این داده های علمی فردا می تواند اول ماه جدید قمری باشد.
@daneshagahi
داده ها بر اساس منطقه جغرافایی تهران هست با اختلاف ساعت تابستانی +4:30
بر اساس محاسبات داده های علمی مرکز پیشرانه جت ناسا JPL's HORIZONS system
در محدود ساعت 15:50 دقیقه امروز ماه نو آغاز شده است. در تصویر دوم هم مشخص است که بر اساس داده های کاتالوگ 600 ساله NASA/JPL DE405 در ساعت 20:15 دقیقه امروز 13 خرداد 1398 فاز ماه نو 3.0395 درجه خواهد بود و بر اساس این داده های علمی فردا می تواند اول ماه جدید قمری باشد.
@daneshagahi
احتمالاً بعضی دوستان میپرسند که پیچیدگی اصلاً چیست و چه دستگاههایی در کتاب نظریه پیچیدگی مدنظر هستند. خانم ملانی میچل تعریف خودش از چنین دستگاههایی را در فصل اول کتاب بیان میکند:
http://bit.ly/2XnmJbL
سیستمی متشکل از شبکههای بزرگی از اجزاء سازنده که بدون کنترل مرکزی و فقط با پیروی از قوانین ساده عملکردی، منجر به ظهور رفتار جمعی پیچیده، پردازش اطلاعات در سطح بالا و سازگاری از طریق یادگیری و یا تکامل میشود.
برای مثال میتوانیم از کلونی مورچهها، سیستم ایمنی بدن، نورونهای مغزی، سیستمهای اقتصادی و یا شبکهی اینترنت یاد کنیم. هیچیک از سیستمهای فوق دارای یک کنترلکننده مرکزی نیستند، اما رفتاری از خود بروز میدهند که بسیار پیچیده است هرچند که هر یک از اعضا یا اجزای سیستم رفتاری ساده را دنبال میکند.
شما اگر صد تا مورچه سرباز را روی یک سطح صاف بگذارید، آنقدر دور خودشان دور میزنند تا بمیرند. اما شبکهای متشکل از چندین میلیون مورچه قادر است رفتاری پیچیده از خود به نمایش بگذارد. برای مثال میتواند واکنشی حسابشده به یک مهاجم نشان دهد و او را دفع کند.
دستگاههایی نظیر یک طوفان نیز پیچیده و آشوبناک هستند ولی قدرت سازگار شدن با شرایط محیطی را ندارند و در این کتاب به آنها پرداخته نمیشود.
فصل دوم از کتاب پیچیدگی شامل چند درس جالب است. اول اینکه میآموزیم یک سیستم تقلیل ناپذیر چگونه سیستمی است. یک ساعت و یا یک خودرو را میتوانیم دستگاهی تقلیل پذیر بدانیم. اگر نحوهی عملکرد اجزای دستگاه را بدانیم، آنوقت رفتار کل دستگاه برای ما روشن خواهد شد. رفتارِ دستگاه حاصل جمع جبری رفتار اجزای آن است.
اما در مثالی دیگر، فرض کنید که بیست عدد خرگوش را در جزیرهای آزادکردهایم که منابع غذایی محدود و مشخصی دارد و میخواهیم تخمین بزنیم که جمعیت خرگوشها در سالهای آتی چگونه تغییر خواهد کرد. یک برنامه کامپیوتری ساده مینویسیم و متغیرهایی نظیر نرخ زادوولد، نرخ مرگومیر و میزان منابع غذایی را لحاظ میکنیم. با اجرای برنامه کامپیوتری میبینیم که جمعیت خرگوشها در طی ده سال به سیصد میرسد و سپس ثابت میماند.
حال اگر جزیره را نصف کنیم، برای مثال یک حصار وسط جزیره بکشیم، و نصف خرگوشها را در هر طرف حصار قرار دهیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ برنامه کامپیوتری را دوباره اجرا میکنیم و باکمال تعجب میبینیم که جمعیت خرگوشها در هر طرف حصار به چهل میرسد و سپس ثابت میماند.
جمعیت خرگوشها وقتی تمام جزیره را در اختیار داشتند حاصل جمع جبری نصف جمعیت خرگوشها که نصف جزیره را در اختیار داشتند نیست. چنین سیستمی تقلیل ناپذیر است.
اما درس دیگری که از فصل دوم کتاب میگیریم مربوط به سیستمهای آشوبناک است. ما غالباً تصور میکنیم که روابط ریاضی بسیار پیچیدهای بر رفتار یک سیستم آشوبناک حاکم است. اما خانم ملانی میچل نشان میدهد که حتی یک فرمول ساده ریاضی که کاملاً جبری است، و هیچ عامل خارجی و یا هیچ نوع متغیر تصادفی در آن دخالت ندارد نیز میتواند یک سیستم آشوبناک و غیرقابلپیشبینی تولید کند.
همان مثال خرگوشها را در نظر بگیرید. فرمول ریاضی که تغییر جمعیت خرگوش را مدلسازی میکند فرمول سادهای بود، ولی با تغییر دادن برخی پارامترها، اتفاق عجیبی میافتد. جمعیت خرگوشها دیگر همگرا نمیشود بلکه بین چند مقدار مشخص نوسان میکند، ولی سیستم کماکان قابل پیشبینی است. بدون اجرای برنامه کامپیوتری نیز میتوانیم پیشبینی کنیم که صدسال دیگر چند خرگوش در جزیره خواهیم داشت.
اما اگر پارامترها راکمی بیشتر تغییر دهیم، سامانهی موردنظر آشوبناک خواهیم شد و تغییرات جمعیت خرگوشها دیگر قابل پیشبینی نیست. اگر بخواهیم بدانیم که صدسال دیگر چه تعداد خرگوش در جزیره هستند، هیچ راهی نداریم بهجز آنکه برنامه کامپیوتری را اجرا کنیم.
اما جالب اینکه هرچند جمعیت خرگوشها غیرقابلپیشبینی است، ولی نرخ و سرعت حرکت سیستم به سمت آشوب قابل پیشبینی است. مطالعهی سامانههای مختلف نشان میدهد که بسیاری از آنها، هرچند از روابط ریاضی مختلفی تبعیت میکنند، ولی وقتی سامانه به سمت آشوب حرکت میکند، رفتار سامانه از الگوهای مشخصی پیروی میکند که تا حدی قابل پیشبینی است.
امیر رحمانی
انتشار وب سایت دانش آگاهی
@daneshagahi
http://bit.ly/2XnmJbL
سیستمی متشکل از شبکههای بزرگی از اجزاء سازنده که بدون کنترل مرکزی و فقط با پیروی از قوانین ساده عملکردی، منجر به ظهور رفتار جمعی پیچیده، پردازش اطلاعات در سطح بالا و سازگاری از طریق یادگیری و یا تکامل میشود.
برای مثال میتوانیم از کلونی مورچهها، سیستم ایمنی بدن، نورونهای مغزی، سیستمهای اقتصادی و یا شبکهی اینترنت یاد کنیم. هیچیک از سیستمهای فوق دارای یک کنترلکننده مرکزی نیستند، اما رفتاری از خود بروز میدهند که بسیار پیچیده است هرچند که هر یک از اعضا یا اجزای سیستم رفتاری ساده را دنبال میکند.
شما اگر صد تا مورچه سرباز را روی یک سطح صاف بگذارید، آنقدر دور خودشان دور میزنند تا بمیرند. اما شبکهای متشکل از چندین میلیون مورچه قادر است رفتاری پیچیده از خود به نمایش بگذارد. برای مثال میتواند واکنشی حسابشده به یک مهاجم نشان دهد و او را دفع کند.
دستگاههایی نظیر یک طوفان نیز پیچیده و آشوبناک هستند ولی قدرت سازگار شدن با شرایط محیطی را ندارند و در این کتاب به آنها پرداخته نمیشود.
فصل دوم از کتاب پیچیدگی شامل چند درس جالب است. اول اینکه میآموزیم یک سیستم تقلیل ناپذیر چگونه سیستمی است. یک ساعت و یا یک خودرو را میتوانیم دستگاهی تقلیل پذیر بدانیم. اگر نحوهی عملکرد اجزای دستگاه را بدانیم، آنوقت رفتار کل دستگاه برای ما روشن خواهد شد. رفتارِ دستگاه حاصل جمع جبری رفتار اجزای آن است.
اما در مثالی دیگر، فرض کنید که بیست عدد خرگوش را در جزیرهای آزادکردهایم که منابع غذایی محدود و مشخصی دارد و میخواهیم تخمین بزنیم که جمعیت خرگوشها در سالهای آتی چگونه تغییر خواهد کرد. یک برنامه کامپیوتری ساده مینویسیم و متغیرهایی نظیر نرخ زادوولد، نرخ مرگومیر و میزان منابع غذایی را لحاظ میکنیم. با اجرای برنامه کامپیوتری میبینیم که جمعیت خرگوشها در طی ده سال به سیصد میرسد و سپس ثابت میماند.
حال اگر جزیره را نصف کنیم، برای مثال یک حصار وسط جزیره بکشیم، و نصف خرگوشها را در هر طرف حصار قرار دهیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ برنامه کامپیوتری را دوباره اجرا میکنیم و باکمال تعجب میبینیم که جمعیت خرگوشها در هر طرف حصار به چهل میرسد و سپس ثابت میماند.
جمعیت خرگوشها وقتی تمام جزیره را در اختیار داشتند حاصل جمع جبری نصف جمعیت خرگوشها که نصف جزیره را در اختیار داشتند نیست. چنین سیستمی تقلیل ناپذیر است.
اما درس دیگری که از فصل دوم کتاب میگیریم مربوط به سیستمهای آشوبناک است. ما غالباً تصور میکنیم که روابط ریاضی بسیار پیچیدهای بر رفتار یک سیستم آشوبناک حاکم است. اما خانم ملانی میچل نشان میدهد که حتی یک فرمول ساده ریاضی که کاملاً جبری است، و هیچ عامل خارجی و یا هیچ نوع متغیر تصادفی در آن دخالت ندارد نیز میتواند یک سیستم آشوبناک و غیرقابلپیشبینی تولید کند.
همان مثال خرگوشها را در نظر بگیرید. فرمول ریاضی که تغییر جمعیت خرگوش را مدلسازی میکند فرمول سادهای بود، ولی با تغییر دادن برخی پارامترها، اتفاق عجیبی میافتد. جمعیت خرگوشها دیگر همگرا نمیشود بلکه بین چند مقدار مشخص نوسان میکند، ولی سیستم کماکان قابل پیشبینی است. بدون اجرای برنامه کامپیوتری نیز میتوانیم پیشبینی کنیم که صدسال دیگر چند خرگوش در جزیره خواهیم داشت.
اما اگر پارامترها راکمی بیشتر تغییر دهیم، سامانهی موردنظر آشوبناک خواهیم شد و تغییرات جمعیت خرگوشها دیگر قابل پیشبینی نیست. اگر بخواهیم بدانیم که صدسال دیگر چه تعداد خرگوش در جزیره هستند، هیچ راهی نداریم بهجز آنکه برنامه کامپیوتری را اجرا کنیم.
اما جالب اینکه هرچند جمعیت خرگوشها غیرقابلپیشبینی است، ولی نرخ و سرعت حرکت سیستم به سمت آشوب قابل پیشبینی است. مطالعهی سامانههای مختلف نشان میدهد که بسیاری از آنها، هرچند از روابط ریاضی مختلفی تبعیت میکنند، ولی وقتی سامانه به سمت آشوب حرکت میکند، رفتار سامانه از الگوهای مشخصی پیروی میکند که تا حدی قابل پیشبینی است.
امیر رحمانی
انتشار وب سایت دانش آگاهی
@daneshagahi
Forwarded from پارینه/پالئوگرام (Erfan Khosravi)
#کتاب_جمعه به قسمت هفتم رسید.
این پادکست درباره #کتابهای_قدیمی و خاکخورده علمی (عمدتا از دوره پهلوی) است؛ کتابهایی که شاید برای شما خاطرهانگیز باشند؛ یا اگر این کتابها را نخواندهاید، میتواند بهانهای باشد برای آغاز مطالعه آنها. قسمت هفتم هم درباره کتابی است به نام تکامل!
#کتاب_جمعه
قسمت هفتم
🎧 عرفان خسروی
📕معرفی کتاب آموختنیها ۳: تکامل
◻️نوشته فرانک اچ. تی. رودز (۱۹۷۴)
◻️ترجمه محمود بهزاد، انتشارات انجمن ملی حفاظت منابع طبیعی و محیط انسانی، ۲۵۳۵
◻️نگاهی به تاریخچه تولد ترویج علم در آغاز عصر فضا در آمریکا و بازخوردهای اجتماعی آن از جمله تولد جنبش خلقتگرایی
هرقسمت کتاب جمعه فقط #ده_دقیقه است، مناسب گوش دادن میان دو ایستگاه مترو و تاکسی یا حین خرید و پیادهروی. در این ده دقیقه قسمتی از متن کتاب خوانده و نقد و بررسی میشود.
در این قسمت نگاهی به تاریخچه تولد #ترویج_علم در آغاز #عصر_فضا در آمریکا و بازخوردهای اجتماعی آن از جمله تولد جنبش خلقتگرایی انداختهام. جالب است که در مقدمه همین کتاب، به روشنی هم نشانههای آغاز عصر فضا و اشتیاق به ترک زمین دیده میشود؛ هم نخستین واکنشها نسبت به خلقتگرایان!
در هفتههای آینده بیشتر به این کتاب خواهم پرداخت. امیدوارم که در قسمتهای آینده، کلیه کتابهای انتشارات انجمن ملی حفاظت از منابع طبیعی، نیز همه کتابهای مرتبط به حوزه تکامل و البته، تمام کتابهای تألیف/ترجمه دکتر محمود بهزاد (و دیگر مترجمان مبرز حوزه تکامل) را معرفی و بررسی کنیم.
میتوانید این پادکست را در رازیک بشنوید که به همت بروبچههای تحریریه سابق #دانستنیها راه افتاده. فعالیت همگی ما در رازیک غیرانتفاعی است. فرستههای #کتاب_جمعه در رازیک را، میتوانید در ترعه پالئوگرام هم بیابید.
به لطف دوستان شنوتو همه قسمتهای کتاب جمعه اکنون در شنوتو هم قابل دسترس هستند.
علاوه بر اینها، این نشانی کتاب جمعه در اپل پادکست است و این هم نشانی کتاب جمعه در کستباکس.
خلاصه اگر به #کتابهای_علمی یا به کتابهای کهنهفروشیها علاقه دارید، اگر به #تاریخ_معاصر توجه دارید، اگر تاریخچه جنبشهایی از قبیل #ترویج_علم برایتان جالب است یا ترویج علم یکی از دغدغههای حرفهای شماست، #کتاب_جمعه را گوش کنید و اگر خوشتان آمد، به دوستانتان معرفیش کنید!
این پادکست درباره #کتابهای_قدیمی و خاکخورده علمی (عمدتا از دوره پهلوی) است؛ کتابهایی که شاید برای شما خاطرهانگیز باشند؛ یا اگر این کتابها را نخواندهاید، میتواند بهانهای باشد برای آغاز مطالعه آنها. قسمت هفتم هم درباره کتابی است به نام تکامل!
#کتاب_جمعه
قسمت هفتم
🎧 عرفان خسروی
📕معرفی کتاب آموختنیها ۳: تکامل
◻️نوشته فرانک اچ. تی. رودز (۱۹۷۴)
◻️ترجمه محمود بهزاد، انتشارات انجمن ملی حفاظت منابع طبیعی و محیط انسانی، ۲۵۳۵
◻️نگاهی به تاریخچه تولد ترویج علم در آغاز عصر فضا در آمریکا و بازخوردهای اجتماعی آن از جمله تولد جنبش خلقتگرایی
هرقسمت کتاب جمعه فقط #ده_دقیقه است، مناسب گوش دادن میان دو ایستگاه مترو و تاکسی یا حین خرید و پیادهروی. در این ده دقیقه قسمتی از متن کتاب خوانده و نقد و بررسی میشود.
در این قسمت نگاهی به تاریخچه تولد #ترویج_علم در آغاز #عصر_فضا در آمریکا و بازخوردهای اجتماعی آن از جمله تولد جنبش خلقتگرایی انداختهام. جالب است که در مقدمه همین کتاب، به روشنی هم نشانههای آغاز عصر فضا و اشتیاق به ترک زمین دیده میشود؛ هم نخستین واکنشها نسبت به خلقتگرایان!
در هفتههای آینده بیشتر به این کتاب خواهم پرداخت. امیدوارم که در قسمتهای آینده، کلیه کتابهای انتشارات انجمن ملی حفاظت از منابع طبیعی، نیز همه کتابهای مرتبط به حوزه تکامل و البته، تمام کتابهای تألیف/ترجمه دکتر محمود بهزاد (و دیگر مترجمان مبرز حوزه تکامل) را معرفی و بررسی کنیم.
میتوانید این پادکست را در رازیک بشنوید که به همت بروبچههای تحریریه سابق #دانستنیها راه افتاده. فعالیت همگی ما در رازیک غیرانتفاعی است. فرستههای #کتاب_جمعه در رازیک را، میتوانید در ترعه پالئوگرام هم بیابید.
به لطف دوستان شنوتو همه قسمتهای کتاب جمعه اکنون در شنوتو هم قابل دسترس هستند.
علاوه بر اینها، این نشانی کتاب جمعه در اپل پادکست است و این هم نشانی کتاب جمعه در کستباکس.
خلاصه اگر به #کتابهای_علمی یا به کتابهای کهنهفروشیها علاقه دارید، اگر به #تاریخ_معاصر توجه دارید، اگر تاریخچه جنبشهایی از قبیل #ترویج_علم برایتان جالب است یا ترویج علم یکی از دغدغههای حرفهای شماست، #کتاب_جمعه را گوش کنید و اگر خوشتان آمد، به دوستانتان معرفیش کنید!
Telegram
رازیک
#کتاب_جمعه
قسمت هفتم
🎧 عرفان خسروی
📕معرفی کتاب آموختنیها ۳: تکامل
◻️نوشته فرانک اچ. تی. رودز (۱۹۷۴)
◻️ترجمه محمود بهزاد، انتشارات انجمن ملی حفاظت منابع طبیعی و محیط انسانی، ۲۵۳۵
◻️نگاهی به تاریخچه تولد ترویج علم در آغاز عصر فضا در آمریکا و بازخوردهای…
قسمت هفتم
🎧 عرفان خسروی
📕معرفی کتاب آموختنیها ۳: تکامل
◻️نوشته فرانک اچ. تی. رودز (۱۹۷۴)
◻️ترجمه محمود بهزاد، انتشارات انجمن ملی حفاظت منابع طبیعی و محیط انسانی، ۲۵۳۵
◻️نگاهی به تاریخچه تولد ترویج علم در آغاز عصر فضا در آمریکا و بازخوردهای…
دانشمندان توانستند نوعی از تغییرات در روند رشد مغز انسان (تعویق تکوین مغز-تاخیر فیزیولوژیک در تکوین یا رشد مغز) را در 11 میمون رزوس حامل ژن انسان مشاهده کنند.
http://bit.ly/2XyLuC3
در مقالهای که اخیراً در ژورنال National Science Review منتشرشده است 20 دانشمند چینی نشان دادهاند که میمونهای رزوسی که با دستکاری ژنتیکی حامل ژن MCPH1 انسانی بودهاند، تغییراتی در روند رشد عصبی مغز خود، بهمانند تغییرات در مغز انسان را تجربه میکنند.
ژن MCPH1 یک ژن بسیار مهم در رشد و تکامل مغز در انسان است. بررسی این ژن نکات بسیار مهمی از چگونگی فرایند فرگشت مغز انسان و چگونگی روند تکامل ما نشان خواهد داد. این پژوهش بر روی 11 میمون رزوس، شامل 8 میمون نسل اول و 3 میمون نسل دوم انجامشده است.
دانشمندان در این تحقیق متوجه شدند که این میمونهای تغییر ژنتیک یافته در توانایی حافظه کوتاهمدت و سرعت محرکها نسبت به همنوعان خود توانایی بالاتری دارند.
- توضیح: نتایج این تحقیقات بسیار مهم میتواند پاسخگوی افرادی باشد که تصور مینمایند انسان بهواسطه تواناییهای مغز خود یک پدیده معجزهآسا و خارج از قوانین فرگشت و طبیعت است. این نتایج در کنار سایر نتایج تحقیقات فرگشت مغز انسان تائید کننده تمامی دادههای پیشین خواهد بود.
https://academic.oup.com/nsr/advance-article/doi/10.1093/nsr/nwz043/5420749
@daneshagahi
http://bit.ly/2XyLuC3
در مقالهای که اخیراً در ژورنال National Science Review منتشرشده است 20 دانشمند چینی نشان دادهاند که میمونهای رزوسی که با دستکاری ژنتیکی حامل ژن MCPH1 انسانی بودهاند، تغییراتی در روند رشد عصبی مغز خود، بهمانند تغییرات در مغز انسان را تجربه میکنند.
ژن MCPH1 یک ژن بسیار مهم در رشد و تکامل مغز در انسان است. بررسی این ژن نکات بسیار مهمی از چگونگی فرایند فرگشت مغز انسان و چگونگی روند تکامل ما نشان خواهد داد. این پژوهش بر روی 11 میمون رزوس، شامل 8 میمون نسل اول و 3 میمون نسل دوم انجامشده است.
دانشمندان در این تحقیق متوجه شدند که این میمونهای تغییر ژنتیک یافته در توانایی حافظه کوتاهمدت و سرعت محرکها نسبت به همنوعان خود توانایی بالاتری دارند.
- توضیح: نتایج این تحقیقات بسیار مهم میتواند پاسخگوی افرادی باشد که تصور مینمایند انسان بهواسطه تواناییهای مغز خود یک پدیده معجزهآسا و خارج از قوانین فرگشت و طبیعت است. این نتایج در کنار سایر نتایج تحقیقات فرگشت مغز انسان تائید کننده تمامی دادههای پیشین خواهد بود.
https://academic.oup.com/nsr/advance-article/doi/10.1093/nsr/nwz043/5420749
@daneshagahi
👍1
اثر دیگر از نیل شوبین خالق ماهی درون شما
این کتاب تصویری جدید و بدیع از مسیر پیدایش حیات در اختیار خواننده قرار می دهد. تصویری که نشان می دهد که علوم مختلف در کنار یک دیگر چگونه شواهد بسیار قدرتمندی برای فرگشت حیات به ارمغان می آورند.
این کتاب فوق العاده رو با ترجمه خانم شادی حامدی و استاد عزیز خانم دکتر نیلوفر فشنگ زاده بخوانید و لذت فراوان ببرید.
@daneshagahi
این کتاب تصویری جدید و بدیع از مسیر پیدایش حیات در اختیار خواننده قرار می دهد. تصویری که نشان می دهد که علوم مختلف در کنار یک دیگر چگونه شواهد بسیار قدرتمندی برای فرگشت حیات به ارمغان می آورند.
این کتاب فوق العاده رو با ترجمه خانم شادی حامدی و استاد عزیز خانم دکتر نیلوفر فشنگ زاده بخوانید و لذت فراوان ببرید.
@daneshagahi
قوای عقلی و ادراکی در دو جنس
آیا میدانستید که آقایان بسیار بیشتر از خانمها دچار برخی ناهنجاریهای رفتاری و روانی میشوند؟ برای مثال تعداد مردان مبتلا به آتیسم، دایسلکسی و یا ADHD تقریبا چهار برابر خانمهاست. اسکیزوفرنی در آقایان پنجاه درصد بیشتر از خانمهاست. حتی لکنت زبان هم در مردان دو و نیم برابر زنان است و سندرم تورِت در آقایان تقریبا ده برابر بیشتر از خانمها یافت میشود.
از طرف دیگر خانمها بیشتر دچار افسردگی و اضطراب میشوند. ولی بطور کلی میتوانیم بگوئیم که خانمها، همانطور که فیزیولوژی بهتر و مستحکمتری دارند، سیمکشی مغزشان نیز استحکام بیشتری از آقایان دارد و کمتر دچار نقص و ایراد میشوند.
هرچند همه عوامل مرتبط را به درستی نمیشناسیم، اما بیتردید یکی از عوامل مهم این است که خانمها دو نسخه از کروموزوم ایکس دارند که کروموزوم مهمی است، چرا که حدود دو هزار ژن دارد و حدود دویست ژن از آن میان، در شکلگیری قوای عقلی و ادراکی نقش دارند.
اگر قسمتی از یکی از کروموزومهای ایکس در خانمی به دلیل انباشت جهشهای تصادفی، درست عمل نکرده و پروتئینهای ناقص و معیوب تولید کند، ماشین سلولی یک کروموزم دیگر ایکس در اختیار دارد تا با کمک آن پروتئین سالم تولید کند. احتمال اینکه قسمت مشابهی در هر دو کروموزوم ایکس، (که از دو والد مجزا به ارث رسیدهاند)، معیوب باشد بسیار کم است.
اما آقایان فقط یک کروموزوم ایکس دارند که از مادر خود گرفتهاند و اگر قسمتی از آن معیوب باشد، کروموزوم زاپاس موجود نیست که از اطلاعات آن استفاده شود. آقایان در عوضش یک کروموزوم ایگرگ دارند که بسیار کوچک و فقط حاوی دویست ژن است. نقش کروموزوم ایگرگ در تکوین قوای عقلی و ادراکی به اندازه کروموزوم ایکس نیست.
شاهدی دیگر بر مدعای فوق این است که میانگین ضریب هوشی در خانمها و آقایان یکسان است، که موضوع عجیبی است چون نسبت وزن مغز به وزن بدن در آقایان بالاتر است. در میان هر دو جنس، چه زن و چه مرد، آنها که مغز بزرگتری دارند بطور میانگین کمی باهوشتر میباشند. پس چگونه است که میانگین ضریب هوش مردان و زنان یکسان است در حالیکه مردان مغز بزرگتری دارند؟
یک توضیح محتمل این است که سیمکشی مغز خانمها استحکام بالاتری دارند، بدین معنی که کمتر دچار نواقصی میشوند که محصول جهشهای تصادفی در ژنمایه و یا تغییرات تصادفی در دوران رشد است. آزمونها نشان میدهد که پراکندگی و یا واریانس ضریب هوشی در خانمها کمتر است. ضریب هوشی بسیاری از خانمها در همان حول و حوش ضریب هوش متوسط است، و تعداد خانمهایی که در دو انتهای نمودار هوش قرار میگیرند، یعنی یا بسیار باهوش و یا کمهوش هستند، کمتر میباشد.
اما ضریب هوشی در آقایان پراکندهتر است. تعداد مردان کمهوش به مراتب بیشتر از زنان کمهوش است، ولی از طرف دیگر وقتی افراد با ضریب هوش بالا را حساب میکنیم، میبینیم که تعداد آقایان بیشتر از خانمهاست.
امیر رحمانی
انتشار: کانال دانش آگاهی
برگرفته از فصل نهم و دهم از کتاب:
Innate
by: Kevin Mitchell
http://bit.ly/2WTU3Lp
@daneshagahi
آیا میدانستید که آقایان بسیار بیشتر از خانمها دچار برخی ناهنجاریهای رفتاری و روانی میشوند؟ برای مثال تعداد مردان مبتلا به آتیسم، دایسلکسی و یا ADHD تقریبا چهار برابر خانمهاست. اسکیزوفرنی در آقایان پنجاه درصد بیشتر از خانمهاست. حتی لکنت زبان هم در مردان دو و نیم برابر زنان است و سندرم تورِت در آقایان تقریبا ده برابر بیشتر از خانمها یافت میشود.
از طرف دیگر خانمها بیشتر دچار افسردگی و اضطراب میشوند. ولی بطور کلی میتوانیم بگوئیم که خانمها، همانطور که فیزیولوژی بهتر و مستحکمتری دارند، سیمکشی مغزشان نیز استحکام بیشتری از آقایان دارد و کمتر دچار نقص و ایراد میشوند.
هرچند همه عوامل مرتبط را به درستی نمیشناسیم، اما بیتردید یکی از عوامل مهم این است که خانمها دو نسخه از کروموزوم ایکس دارند که کروموزوم مهمی است، چرا که حدود دو هزار ژن دارد و حدود دویست ژن از آن میان، در شکلگیری قوای عقلی و ادراکی نقش دارند.
اگر قسمتی از یکی از کروموزومهای ایکس در خانمی به دلیل انباشت جهشهای تصادفی، درست عمل نکرده و پروتئینهای ناقص و معیوب تولید کند، ماشین سلولی یک کروموزم دیگر ایکس در اختیار دارد تا با کمک آن پروتئین سالم تولید کند. احتمال اینکه قسمت مشابهی در هر دو کروموزوم ایکس، (که از دو والد مجزا به ارث رسیدهاند)، معیوب باشد بسیار کم است.
اما آقایان فقط یک کروموزوم ایکس دارند که از مادر خود گرفتهاند و اگر قسمتی از آن معیوب باشد، کروموزوم زاپاس موجود نیست که از اطلاعات آن استفاده شود. آقایان در عوضش یک کروموزوم ایگرگ دارند که بسیار کوچک و فقط حاوی دویست ژن است. نقش کروموزوم ایگرگ در تکوین قوای عقلی و ادراکی به اندازه کروموزوم ایکس نیست.
شاهدی دیگر بر مدعای فوق این است که میانگین ضریب هوشی در خانمها و آقایان یکسان است، که موضوع عجیبی است چون نسبت وزن مغز به وزن بدن در آقایان بالاتر است. در میان هر دو جنس، چه زن و چه مرد، آنها که مغز بزرگتری دارند بطور میانگین کمی باهوشتر میباشند. پس چگونه است که میانگین ضریب هوش مردان و زنان یکسان است در حالیکه مردان مغز بزرگتری دارند؟
یک توضیح محتمل این است که سیمکشی مغز خانمها استحکام بالاتری دارند، بدین معنی که کمتر دچار نواقصی میشوند که محصول جهشهای تصادفی در ژنمایه و یا تغییرات تصادفی در دوران رشد است. آزمونها نشان میدهد که پراکندگی و یا واریانس ضریب هوشی در خانمها کمتر است. ضریب هوشی بسیاری از خانمها در همان حول و حوش ضریب هوش متوسط است، و تعداد خانمهایی که در دو انتهای نمودار هوش قرار میگیرند، یعنی یا بسیار باهوش و یا کمهوش هستند، کمتر میباشد.
اما ضریب هوشی در آقایان پراکندهتر است. تعداد مردان کمهوش به مراتب بیشتر از زنان کمهوش است، ولی از طرف دیگر وقتی افراد با ضریب هوش بالا را حساب میکنیم، میبینیم که تعداد آقایان بیشتر از خانمهاست.
امیر رحمانی
انتشار: کانال دانش آگاهی
برگرفته از فصل نهم و دهم از کتاب:
Innate
by: Kevin Mitchell
http://bit.ly/2WTU3Lp
@daneshagahi
پیدایش و فرگشت حیات به روايت «استوارت كافمن»:جهان هستی در پسِ فیزیک
💢«فرایندهای دارای تاریخچه»: چالش پیدایش پروتئینها
http://bit.ly/2IZ3b7y
حیات بر روی کره زمین یک معمای شوقانگیز است، جورچینی است که با پیدا شدن هر قطعه آن تصویر شگفتانگیزش بیش از پیش نمایان میشود. تاریخ پیدایش بنیانهای حیات مانند هر پدیده دیگری همزمان با پیدایش اولین اتمها در جهان هستی بوده است. به نظر میرسد اولین باری که فرایندهای حیاتی برای گونه ما حائز اهمیت شده است در آغاز دوران یکجانشینی گونه هومو ساپینس بوده باشد. اجداد ما در آن دوران فهمیده بودند که میتوانند برخی از فرآیندهای مرتبط با حیات را کنترل کنند. آنها آموخته بودند که میتوان برخی از گیاهان و یا جانوران را اهلی کرده و با کنترل آنها برخی از مشکلات خود را که تا پیش از آن در دوران قبل از یکجانشینی با آنها روبهرو بودند، حل كنند. در دوران مدرن امروز حیات و تمامی مفاهیم وابسته به آن شکل جدیدی برای گونه ما پیدا کرده است. حیات امروز یک انگیزه قدرتمند است برای کشف و هرچه علم در حوزههای مختلف پیشرفت میکند، درک ما نیز از چگونگی آغاز و پیشرفتش عمیقتر میشود.
چه زیباست غواصی در این اقیانوس ژرف.
روزی که چارلز داروین بزرگ با دستاوردهایش زیستشناسی و حیات را دگرگون کرد، هیچکس از وجود DNA خبر نداشت تا زمانی که جيمز واتسون و فرانسيس کریک نشان دادند که چگونه وقوع تفکرات داروین در مکانیسمهای حیاتی امکانپذیر هستند. از آن زمانها بسیار گذشته است و امروز دانش ما درباره آغاز حیات، از پیدایش اولین سلولها زنده تا تمام حیاتی که امروز بر روی کره زمین میشناسیم، بسیار جامع و مستند است. در مورد چگونگی آغاز حیات و چگونگی مکانیسمهایی که به عنوان نیروی پیشرانه حیات در مسیری که در آن قرارگرفته است و موفق شده است، هنوز پرسشهایی وجود دارد.
در میان این پرسشها، بیجانزایش یا آبیوژنسیس که دانش بررسی چگونگی آغاز یک ماشین حیاتی از مواد اولیه شیمیایی است، رازهای فراوانی همراه خود دارد. در مورد داستان پیدایش حیات که پیش از این در صفحه علم روزنامه شرق به آن پرداخته بودم، دو جنبه از حیات شامل چگونگی پیدایش گونهها از اولین موجودات تکسلولی و چگونگی پیدایش اولین سلولهای زیستی از مواد اولیه شیمیایی بیجان را به شکل کلی مورد بررسی قرار دادم. در بخش فرگشت داستان حیات، بهواسطه دستاوردهای شگرف داروین، واتسون-کریک و تمامی دانشمندان حوزههای مختلف علم تا به امروز مسیر روشن و مستندی داریم، اما در بخش اول یا بیجانزایش نیازمند حل پرسشهای مختلف هستیم. پروفسور استوارت کافمن پزشک آمریکایی، زیستشناس نظری و محقق سیستمهای پیچیده است که بر روی منشأ حیات بر روی کره زمین تحقیق میکند.
پروفسور کافمن برنده جوایز مختلف و دارای سوابق تدریس و تحقیقات در دانشگاههای گوناگون است. او از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۱۹ شش کتاب مهم در حوزه حیات و مفاهیم وابسته به آن و دهها مقاله علمی در ژورنالهای مختلف تخصصی، نوشته و منتشر کرده است. جدیدترین کتاب پروفسور کافمن (A World Beyond Physics: The Emergence & Evolution of Life)که کمتر از دو ماه پیش چاپ و منتشر شد دربرگیرنده مطالب بسیار مهمی درباره فرآیندهای بیجانزایش است. کافمن عنوان جهان هستی در پس فیزیک: پیدایش و فرگشت حیات را برای کتاب خود در نظر گرفته است که به نظر میرسد برای این کتاب عنوانی بسیار در خور و شایسته است. او در این کتاب مسئله بسیار مهم نقش قوانین فیزیک در فرآیندهای بیجانزایش را بهعنوان محور اصلی در نظر گرفته و توضیح میدهد که چگونه قوانین فیزیک میتواند برای پیدایش فرایندهای تکثیر مولکولی، متابولیسم تا رسیدن به پروتوسل از یک محیط شیمیایی پیچیده توضیح ارائه کند. کافمن در این کتاب پیش از این هم پیش میرود تا جایی که میپرسد آیا قوانین فیزیک میتوانند برای فرگشت حیات از سلولهای اولیه تا آنچه امروز ما بهعنوان زندگی بر روی کره زمین میشناسیم، نیز توضیح ارائه کنند.
به بهانه معرفی این کتاب مهم و بهواسطه آغاز جذاب کتاب، قصد دارم در میان معرفی این اثر شکوهمند به یک مسئله سؤالبرانگیز در پیدایش حیات که محل مناقشه ناباوران به علم قرار دارد و از آن بهعنوان یکی از ابزارهای مخالفت با تئوری علمی فرگشت استفاده میکنند، پاسخ بدهم. البته بهتر است بگویم که پروفسور کافمن به زیبایی برای این گروه از افراد پاسخی ارائه کرده و من تنها کمی موضوع را به زبان سادهتر مطرح خواهم کرد؛ درعینحالی که به نوشته کتاب توسط ایشان وفادار خواهم ماند. پروفسور کافمن کتاب خود را با یک موضوع بسیار مهم و چالشبرانگیز در حوزه حیات و فرگشت شروع میکند...
ادامه مطلب در 👇👇👇👇👇
https://daneshagahi.com/blog/226
سروش سارابی / پژوهشگر منشأ حیات
#بیجانزایش
💢«فرایندهای دارای تاریخچه»: چالش پیدایش پروتئینها
http://bit.ly/2IZ3b7y
حیات بر روی کره زمین یک معمای شوقانگیز است، جورچینی است که با پیدا شدن هر قطعه آن تصویر شگفتانگیزش بیش از پیش نمایان میشود. تاریخ پیدایش بنیانهای حیات مانند هر پدیده دیگری همزمان با پیدایش اولین اتمها در جهان هستی بوده است. به نظر میرسد اولین باری که فرایندهای حیاتی برای گونه ما حائز اهمیت شده است در آغاز دوران یکجانشینی گونه هومو ساپینس بوده باشد. اجداد ما در آن دوران فهمیده بودند که میتوانند برخی از فرآیندهای مرتبط با حیات را کنترل کنند. آنها آموخته بودند که میتوان برخی از گیاهان و یا جانوران را اهلی کرده و با کنترل آنها برخی از مشکلات خود را که تا پیش از آن در دوران قبل از یکجانشینی با آنها روبهرو بودند، حل كنند. در دوران مدرن امروز حیات و تمامی مفاهیم وابسته به آن شکل جدیدی برای گونه ما پیدا کرده است. حیات امروز یک انگیزه قدرتمند است برای کشف و هرچه علم در حوزههای مختلف پیشرفت میکند، درک ما نیز از چگونگی آغاز و پیشرفتش عمیقتر میشود.
چه زیباست غواصی در این اقیانوس ژرف.
روزی که چارلز داروین بزرگ با دستاوردهایش زیستشناسی و حیات را دگرگون کرد، هیچکس از وجود DNA خبر نداشت تا زمانی که جيمز واتسون و فرانسيس کریک نشان دادند که چگونه وقوع تفکرات داروین در مکانیسمهای حیاتی امکانپذیر هستند. از آن زمانها بسیار گذشته است و امروز دانش ما درباره آغاز حیات، از پیدایش اولین سلولها زنده تا تمام حیاتی که امروز بر روی کره زمین میشناسیم، بسیار جامع و مستند است. در مورد چگونگی آغاز حیات و چگونگی مکانیسمهایی که به عنوان نیروی پیشرانه حیات در مسیری که در آن قرارگرفته است و موفق شده است، هنوز پرسشهایی وجود دارد.
در میان این پرسشها، بیجانزایش یا آبیوژنسیس که دانش بررسی چگونگی آغاز یک ماشین حیاتی از مواد اولیه شیمیایی است، رازهای فراوانی همراه خود دارد. در مورد داستان پیدایش حیات که پیش از این در صفحه علم روزنامه شرق به آن پرداخته بودم، دو جنبه از حیات شامل چگونگی پیدایش گونهها از اولین موجودات تکسلولی و چگونگی پیدایش اولین سلولهای زیستی از مواد اولیه شیمیایی بیجان را به شکل کلی مورد بررسی قرار دادم. در بخش فرگشت داستان حیات، بهواسطه دستاوردهای شگرف داروین، واتسون-کریک و تمامی دانشمندان حوزههای مختلف علم تا به امروز مسیر روشن و مستندی داریم، اما در بخش اول یا بیجانزایش نیازمند حل پرسشهای مختلف هستیم. پروفسور استوارت کافمن پزشک آمریکایی، زیستشناس نظری و محقق سیستمهای پیچیده است که بر روی منشأ حیات بر روی کره زمین تحقیق میکند.
پروفسور کافمن برنده جوایز مختلف و دارای سوابق تدریس و تحقیقات در دانشگاههای گوناگون است. او از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۱۹ شش کتاب مهم در حوزه حیات و مفاهیم وابسته به آن و دهها مقاله علمی در ژورنالهای مختلف تخصصی، نوشته و منتشر کرده است. جدیدترین کتاب پروفسور کافمن (A World Beyond Physics: The Emergence & Evolution of Life)که کمتر از دو ماه پیش چاپ و منتشر شد دربرگیرنده مطالب بسیار مهمی درباره فرآیندهای بیجانزایش است. کافمن عنوان جهان هستی در پس فیزیک: پیدایش و فرگشت حیات را برای کتاب خود در نظر گرفته است که به نظر میرسد برای این کتاب عنوانی بسیار در خور و شایسته است. او در این کتاب مسئله بسیار مهم نقش قوانین فیزیک در فرآیندهای بیجانزایش را بهعنوان محور اصلی در نظر گرفته و توضیح میدهد که چگونه قوانین فیزیک میتواند برای پیدایش فرایندهای تکثیر مولکولی، متابولیسم تا رسیدن به پروتوسل از یک محیط شیمیایی پیچیده توضیح ارائه کند. کافمن در این کتاب پیش از این هم پیش میرود تا جایی که میپرسد آیا قوانین فیزیک میتوانند برای فرگشت حیات از سلولهای اولیه تا آنچه امروز ما بهعنوان زندگی بر روی کره زمین میشناسیم، نیز توضیح ارائه کنند.
به بهانه معرفی این کتاب مهم و بهواسطه آغاز جذاب کتاب، قصد دارم در میان معرفی این اثر شکوهمند به یک مسئله سؤالبرانگیز در پیدایش حیات که محل مناقشه ناباوران به علم قرار دارد و از آن بهعنوان یکی از ابزارهای مخالفت با تئوری علمی فرگشت استفاده میکنند، پاسخ بدهم. البته بهتر است بگویم که پروفسور کافمن به زیبایی برای این گروه از افراد پاسخی ارائه کرده و من تنها کمی موضوع را به زبان سادهتر مطرح خواهم کرد؛ درعینحالی که به نوشته کتاب توسط ایشان وفادار خواهم ماند. پروفسور کافمن کتاب خود را با یک موضوع بسیار مهم و چالشبرانگیز در حوزه حیات و فرگشت شروع میکند...
ادامه مطلب در 👇👇👇👇👇
https://daneshagahi.com/blog/226
سروش سارابی / پژوهشگر منشأ حیات
#بیجانزایش
👍3
یک نمونه از فرایند های تاریخچه دار: اگر در محل دسته بندی گویها گودالهایی بهاندازه همه گویها به ترتیب وجود داشته باشد با هر چیدمان تصادفی ممکن است یک یا چند گوی در گودال هماندازه خود قرار گرفته و از مراحل تکرار چیدمان تصادفی خارج شوند.
طرح و اجرا: سروش سارابی
@daneshagahi
طرح و اجرا: سروش سارابی
@daneshagahi
کتاب های معرفی شده توسط بيل گيتز که حتما باید خواند
http://blinkist.com/magazine/posts/a-long-list-of-books-recommended-by-bill-gates
بیل گیتس ابتدای تابستان پنج كتاب برای این فصل معرفی کرد
http://cnbc.com/2019/05/20/bill-gates-2019-summer-reading-recommendations.html
جف بزوس، پايه گذار كمپانى آمازون، در معرفی کتابهایی که معتقد است زندگى و موفقيت او را ساخته اند این فهرست را معرفی میکند.
http://cnbc.com/2017/03/29/the-12-books-that-helped-form-billionaire-jeff-bezos-leadership-style.html
کتابهای بسیار ارزشمندی برای مطالعه هستند
@daneshagahi
http://blinkist.com/magazine/posts/a-long-list-of-books-recommended-by-bill-gates
بیل گیتس ابتدای تابستان پنج كتاب برای این فصل معرفی کرد
http://cnbc.com/2019/05/20/bill-gates-2019-summer-reading-recommendations.html
جف بزوس، پايه گذار كمپانى آمازون، در معرفی کتابهایی که معتقد است زندگى و موفقيت او را ساخته اند این فهرست را معرفی میکند.
http://cnbc.com/2017/03/29/the-12-books-that-helped-form-billionaire-jeff-bezos-leadership-style.html
کتابهای بسیار ارزشمندی برای مطالعه هستند
@daneshagahi
Blinkist
60 Books Bill Gates Recommends. How Many Have You Read?
In need of a book recommendation? Why stop at one when you can have 60 from Bill Gates? Check out the Microsoft founder's favorite books.
شباهت شگفت انگیز پای انسان (گونه هموساپینس) و گوریل روند فرگشت ما را به خوبی نشان می دهد.
- علم آناتومی یکی از علوم پشتوانه تئوری علمی فرگشت است
@daneshagahi
- علم آناتومی یکی از علوم پشتوانه تئوری علمی فرگشت است
@daneshagahi
👍1
شباهت شگفت انگیز ساختار دست انسان (گونه هموساپینس) با نخستی ها اجداد 60 میلیون ساله ما
- علم آناتومی یک پشتیبان قدرتمند برای فرگشت است و در این تصویر به خوبی روند تکاملی چیزی حدود 60 میلیون سال را می توان دید
@daneshagahi
- علم آناتومی یک پشتیبان قدرتمند برای فرگشت است و در این تصویر به خوبی روند تکاملی چیزی حدود 60 میلیون سال را می توان دید
@daneshagahi
👍2
توقف بهینه در ۳۷ درصد
http://bit.ly/2XCTQMQ
تا بحال چقدر از دانش ریاضیات و بخصوص آمار و احتمالات در زندگی روزمره استفاده کردهاید؟ آیا تا بحال پیش آمده که برای اتخاذ تصمیمی از فرمولهای آماری استفاده کنید؟
حتما میگوئید که مسائل زندگی روزمره به قدری پیچیده هستند که نمیشود آنها را فرمول بندی کرد، و درست هم میگوئید، ولی شاید برایتان جالب باشد که برخی الگوریتمهای کاربردی را بشناسید.
یکی از این الگوریتمها "توقف بهینه در ۳۷ درصد" است که با یک مثال آن را شرح میدهم.
فرض کنید آقای جوانی به سن ازدواج رسیده است و قصد دارد حتما تا یک سال دیگر همسر ایدهآل خود را پیدا کند. مادرش فهرستی از صد تا دختر خانم آماده ازدواج را با کمک فک و فامیل و همسایه تهیه کرده است تا با پسرش برای دیدن دخترها به خانه آنها برود.
چند فرض به این داستان اضافه میکنیم تا روابط ریاضی را در سادهترین حالت موجود بررسی کنیم.
فرض اول اینکه آقای جوان فقط در جلسه خواستگاری میتواند ارزیابی کند که آن دختر خانم چقدر برایش مناسب است.
فرض بعدی اینکه اگر او در همان جلسه خواستگاری به دختر خانم پیشنهاد ازدواج بدهد، پیشنهادش حتما پذیرفته میشود ولی اگر از خانه دختر بدون اخذ تصمیمی خارج شود، دیگر به او اجازه بازگشت نخواهند داد. از خانه دختر که خارج شود شانسش برای ازدواج با او را از دست داده است.
و فرض کنید که این آقای جوان قادر است در همان جلسه خواستگاری دریابد که آیا این دختر خانم بهتر از دخترهای قبلی است که او دیده یا نه.
خب، با این فرضها، فکر میکنید بهترین استراتژی برای آقای جوان داستان ما چیست تا بیشترین شانس را برای پیدا کردن بهترین دختر خانم داشته باشد؟
توجه کنید که با توجه به فرضهای داستان هیچ تضمینی نیست که او بتواند حتما بهترین دختر را پیدا کند، بلکه سوال این است که آیا استراتژی بهینهای وجود دارد که بیشترین شانس را به همراه داشته باشد؟
جواب مثبت است. بهترین استراتژی ممکن این است که او به دیدن ۳۷ تا از دختر خانمها برود و فقط آنها را ارزیابی کند بدون آنکه به هیچ کدامشان پیشنهاد ازدواج دهد، ولی همینکه به سراغ دختر ۳۸ام رفت، اگر دید که از ۳۷ تای قبلی بهتر است به او پیشنهاد ازدواج بدهد، و اگر بهتر نیست به سراغ دختر بعدی برود و همین روش را تکرار کند.
این استراتژی تضمین میکند که شانس او در پیدا کردن بهترین دختر ۳۷ درصد باشد. توجه کنید که ۳۷ در دو نقش ظاهر میشود. ۳۷ درصد از انتخابهای موجود را ارزیابی میکند و شانس او برای یافتن بهترین انتخاب ۳۷ درصد است.
به این استراتژی در انگلیسی میگویند:
Optimal Stopping at 37%
یعنی شما ۳۷ درصد از انتخابهای خود را یک به یک ارزیابی میکنید تا به قول معروف مظنه بازار به دستتان بیاید، و سپس ارزیابی را متوقف کرده و اولین موردی را که بهتر از همه قبلیها بود انتخاب میکنید.
جالب اینکه در این استراتژی حتی اگر با یک میلیون انتخاب هم روبرو باشید، شانس شما برای پیدا کردن بهترین مورد کماکان ۳۷ درصد است و کمتر نمیشود.
از این استراتژی در موارد متعددی میتوان استفاده کرد. فرض کنید به شهر دیگری نقل مکان کردهاید و فقط ده روز فرصت دارید تا خانهای برای اجاره یا خرید پیدا کنید. و فرض کنید بازار مسکن به قدری داغ است که اگر بلافاصله بعد از دیدن خانه با صاحبش برای اجاره یا خرید به توافق نرسید آن را از دست خواهید داد. بهترین استراتژی مجددا این است که ۳۷ درصد از زمانی که در اختیار دارید را صرف دیدن خانهها کنید و مظنه بزنید، و سپس وارد عمل شوید و اولین خانهای را که بهتر از همه قبلیها بود بگیرید.
اگر دوست دارید بدانید که روابط ریاضی فوق چطور به دست آمدهاند به لینک زیر رجوع کنید.
امیر رحمانی
برگرفته از فصل اول از کتاب الگوریتمهایی برای زندگی
Algorithms to live by
انتشار: کانال دانش آگاهی
https://plus.maths.org/content/mathematical-dating
@daneshagahi
http://bit.ly/2XCTQMQ
تا بحال چقدر از دانش ریاضیات و بخصوص آمار و احتمالات در زندگی روزمره استفاده کردهاید؟ آیا تا بحال پیش آمده که برای اتخاذ تصمیمی از فرمولهای آماری استفاده کنید؟
حتما میگوئید که مسائل زندگی روزمره به قدری پیچیده هستند که نمیشود آنها را فرمول بندی کرد، و درست هم میگوئید، ولی شاید برایتان جالب باشد که برخی الگوریتمهای کاربردی را بشناسید.
یکی از این الگوریتمها "توقف بهینه در ۳۷ درصد" است که با یک مثال آن را شرح میدهم.
فرض کنید آقای جوانی به سن ازدواج رسیده است و قصد دارد حتما تا یک سال دیگر همسر ایدهآل خود را پیدا کند. مادرش فهرستی از صد تا دختر خانم آماده ازدواج را با کمک فک و فامیل و همسایه تهیه کرده است تا با پسرش برای دیدن دخترها به خانه آنها برود.
چند فرض به این داستان اضافه میکنیم تا روابط ریاضی را در سادهترین حالت موجود بررسی کنیم.
فرض اول اینکه آقای جوان فقط در جلسه خواستگاری میتواند ارزیابی کند که آن دختر خانم چقدر برایش مناسب است.
فرض بعدی اینکه اگر او در همان جلسه خواستگاری به دختر خانم پیشنهاد ازدواج بدهد، پیشنهادش حتما پذیرفته میشود ولی اگر از خانه دختر بدون اخذ تصمیمی خارج شود، دیگر به او اجازه بازگشت نخواهند داد. از خانه دختر که خارج شود شانسش برای ازدواج با او را از دست داده است.
و فرض کنید که این آقای جوان قادر است در همان جلسه خواستگاری دریابد که آیا این دختر خانم بهتر از دخترهای قبلی است که او دیده یا نه.
خب، با این فرضها، فکر میکنید بهترین استراتژی برای آقای جوان داستان ما چیست تا بیشترین شانس را برای پیدا کردن بهترین دختر خانم داشته باشد؟
توجه کنید که با توجه به فرضهای داستان هیچ تضمینی نیست که او بتواند حتما بهترین دختر را پیدا کند، بلکه سوال این است که آیا استراتژی بهینهای وجود دارد که بیشترین شانس را به همراه داشته باشد؟
جواب مثبت است. بهترین استراتژی ممکن این است که او به دیدن ۳۷ تا از دختر خانمها برود و فقط آنها را ارزیابی کند بدون آنکه به هیچ کدامشان پیشنهاد ازدواج دهد، ولی همینکه به سراغ دختر ۳۸ام رفت، اگر دید که از ۳۷ تای قبلی بهتر است به او پیشنهاد ازدواج بدهد، و اگر بهتر نیست به سراغ دختر بعدی برود و همین روش را تکرار کند.
این استراتژی تضمین میکند که شانس او در پیدا کردن بهترین دختر ۳۷ درصد باشد. توجه کنید که ۳۷ در دو نقش ظاهر میشود. ۳۷ درصد از انتخابهای موجود را ارزیابی میکند و شانس او برای یافتن بهترین انتخاب ۳۷ درصد است.
به این استراتژی در انگلیسی میگویند:
Optimal Stopping at 37%
یعنی شما ۳۷ درصد از انتخابهای خود را یک به یک ارزیابی میکنید تا به قول معروف مظنه بازار به دستتان بیاید، و سپس ارزیابی را متوقف کرده و اولین موردی را که بهتر از همه قبلیها بود انتخاب میکنید.
جالب اینکه در این استراتژی حتی اگر با یک میلیون انتخاب هم روبرو باشید، شانس شما برای پیدا کردن بهترین مورد کماکان ۳۷ درصد است و کمتر نمیشود.
از این استراتژی در موارد متعددی میتوان استفاده کرد. فرض کنید به شهر دیگری نقل مکان کردهاید و فقط ده روز فرصت دارید تا خانهای برای اجاره یا خرید پیدا کنید. و فرض کنید بازار مسکن به قدری داغ است که اگر بلافاصله بعد از دیدن خانه با صاحبش برای اجاره یا خرید به توافق نرسید آن را از دست خواهید داد. بهترین استراتژی مجددا این است که ۳۷ درصد از زمانی که در اختیار دارید را صرف دیدن خانهها کنید و مظنه بزنید، و سپس وارد عمل شوید و اولین خانهای را که بهتر از همه قبلیها بود بگیرید.
اگر دوست دارید بدانید که روابط ریاضی فوق چطور به دست آمدهاند به لینک زیر رجوع کنید.
امیر رحمانی
برگرفته از فصل اول از کتاب الگوریتمهایی برای زندگی
Algorithms to live by
انتشار: کانال دانش آگاهی
https://plus.maths.org/content/mathematical-dating
@daneshagahi