مغز خوک هایی که چند ساعت قبل کشته شده و سر آنها از بدن جدا شده بود تا ساعت ها زنده ماندند.
https://go.nature.com/2PiWeBb
محققان دانشگاه یل توانستند نشان دهند سلولهای مغز بر خلاف تصور گذشته میتواند تا ساعاتی پس از جدا شدن سر از بدن زنده باقی بماند.
این تیم از محققان سر خوکهایی را که در کشتارگاه کنار آزمایشگاهشان بود و 4 ساعت از کشته شده آنها می گذشت را به آزمایشگاه آورده و با استفاده از دستگاهی به نامBrainEX توانستند با انتقال اکسیژن و مواد مورد نیاز تامین انرژی فعالیتهای زیستی سلولهای مغز را به حالت عادی برگردانند و این فرایند برای 36 ساعت ادامه پیدا کرد.
البته بنا بر گفته این محققین جهت جلوگیری از آسیب خوردن سلول ها در صورت فعالیت الکتریکی با ترکیبات شیمیایی جلوی فعال شدن نرونها گرفته شده و در طول آزمایش آماده اجرای فرایند بیهوشی در صورت مشاهده فعالیت الکتریکی مغز بودند، اما با وراد کردن مقداری جریان الکتریکی به پوست انتقال سیگنالها توسط نرونها به شکل معمول آنها مشاهده شد.
این محققین تاکید کردند که در این آزمایش فعالیت پیچیده مغزی و به شکل الگوهای مسیریابی عصبی مشاهده نکردند.
هدف اصلی این محققین بررسی زمان زنده ماندن مغز از نظر علائم زیستی بعد از جدا شدن از بدن بود که این آزمایش امکان بازگشت حیات زیستی به سلولها بعد از جدا شدن سر از بدن به مدت طولانی را تایید کرد.
این محققین در این تحقیق سر جدا شده 32 خوک را برای 6 ساعت مورد بررسی قرار دادند و مشاهده کردند که نرونها و سایر سلولهای مغز فعالیت های زیستی خود را دوباره به شکل عادی آغاز کردند.
— علم و دانش با قدرت مسیر خودش را پیش میبرد و نگران شکسته شدن باورهای خرافی و قدیمی باطل شده نبوده و در این مسیر توقفی نخواهد داشت.
https://www.nature.com/articles/d41586-019-01216-4
@daneshagahi
https://go.nature.com/2PiWeBb
محققان دانشگاه یل توانستند نشان دهند سلولهای مغز بر خلاف تصور گذشته میتواند تا ساعاتی پس از جدا شدن سر از بدن زنده باقی بماند.
این تیم از محققان سر خوکهایی را که در کشتارگاه کنار آزمایشگاهشان بود و 4 ساعت از کشته شده آنها می گذشت را به آزمایشگاه آورده و با استفاده از دستگاهی به نامBrainEX توانستند با انتقال اکسیژن و مواد مورد نیاز تامین انرژی فعالیتهای زیستی سلولهای مغز را به حالت عادی برگردانند و این فرایند برای 36 ساعت ادامه پیدا کرد.
البته بنا بر گفته این محققین جهت جلوگیری از آسیب خوردن سلول ها در صورت فعالیت الکتریکی با ترکیبات شیمیایی جلوی فعال شدن نرونها گرفته شده و در طول آزمایش آماده اجرای فرایند بیهوشی در صورت مشاهده فعالیت الکتریکی مغز بودند، اما با وراد کردن مقداری جریان الکتریکی به پوست انتقال سیگنالها توسط نرونها به شکل معمول آنها مشاهده شد.
این محققین تاکید کردند که در این آزمایش فعالیت پیچیده مغزی و به شکل الگوهای مسیریابی عصبی مشاهده نکردند.
هدف اصلی این محققین بررسی زمان زنده ماندن مغز از نظر علائم زیستی بعد از جدا شدن از بدن بود که این آزمایش امکان بازگشت حیات زیستی به سلولها بعد از جدا شدن سر از بدن به مدت طولانی را تایید کرد.
این محققین در این تحقیق سر جدا شده 32 خوک را برای 6 ساعت مورد بررسی قرار دادند و مشاهده کردند که نرونها و سایر سلولهای مغز فعالیت های زیستی خود را دوباره به شکل عادی آغاز کردند.
— علم و دانش با قدرت مسیر خودش را پیش میبرد و نگران شکسته شدن باورهای خرافی و قدیمی باطل شده نبوده و در این مسیر توقفی نخواهد داشت.
https://www.nature.com/articles/d41586-019-01216-4
@daneshagahi
Forwarded from پارینه/پالئوگرام (Erfan Khosravi)
فسیل_زنده_چیست،_شرق،_۳۱_فروردین.pdf
364 KB
فسیل زنده چیست؟ تعبیری که باید از ادبیات علمی کنار رود
عرفان خسروی، شرق، ش. ۳۴۰۷، شنبه، ۳۱ فروردین ۹۸، ص. ۹
عرفان خسروی، شرق، ش. ۳۴۰۷، شنبه، ۳۱ فروردین ۹۸، ص. ۹
داستانی عجیب از تلاش برای اهلی کردن روباه
http://bit.ly/2Wan94w
تئوری داروین در شوروی سابق در زمان حکومت ژوزف استالین ممنوع بود. روایت رسمی و دولتی از فرگشت چیزی شبیه به لامارکیسم بود. آنها که تئوری داروین را تبلیغ و تدریس میکردند دشمن نظام محسوب شده و حتی با خطر مرگ روبرو بودند. اما یک ژنتیکدان روس به نام دیمیتری بلایف در اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی تصمیم میگیرد تا با استفاده از انتخاب هدایت شده، روباه را اهلی کند. همان کاری که نیاکان انسانها در طی چند ده هزار سال با سگها انجام داده بودند. او تعداد زیادی روباه پرورش میدهد، آنها را که رفتاری کمتر خصمانه نسبت به انسان داشتند برای جفتگیری نگاه میدارد و بقیه را برای پوستشان میفروشد تا مخارج پروژهاش نیز تامین شود. دیمیتری بلایف در سال ۱۹۸۵ از دنیا میرود ولی همکارانش کار او را ادامه میدهند. بعد از سی نسل پرورش و انتخاب هدایت شده، حدود پنجاه درصد از روباهان دیگر از انسان نمیترسیدند و در اوائل قرن بیستم، تمام روباهانِ نسل پنجاهم دیگر اهلی محسوب میشدند.
البته این روباهان کماکان حیوانات خانگی خوبی نبودند. آنها که به مردم فروخته شده بودند به خانهی صاحبان خود آسیب زیادی وارد میکردند؛ ولی نکتهی عجیب این بود که ظاهر روباه اهلی تا حدی شبیه سگ شده بود. پوزهی کوچکتر، گوشهای شُل، دُمِ کوتاهتر و پیچخورده، خزِ خالدار و جمجمهی پَهنتر از جمله تغییراتی بودند که در ظاهر و ریخت روباه رخ داده بود. رفتار جنسی آنها نیز کمی تغییر کرده بود. روباه وحشی معمولا سالی یک بار جفتگیری میکند ولی روباه ماده اهلی سالی چند بار آماده جفتگیری بودند. آنها زودتر بالغ میشدند و در واقع همان ریخت و شمایل تولگی خود را در بزرگسالی نیز حفظ میکردند.
این نشان میدهد که آن دسته از ژنهایی که موجب رفتار دوستانه این گروه از پستانداران میشوند، فنوتیپ و سایر رفتارهای حیوان را نیز به طریقی مشابه تحت تاثیر قرار میدهند.
گروهی دیگر از دانشمندان روباهانی را پرورش داده و انتخاب کردند که رفتاری بسیار خصمانه نسبت به انسان داشتند و سپس ژنهای آنها را با روباه معمولی و آنها که اهلی شده بودند مقایسه کردند. یکی از پژوهشها نشان داد که تغییراتی در ژنِ SorSC1 رخ داده است. آزمایشهایی که قبلا روی موش انجام شده بود نشان داده بود که ژن فوق بر ارتباط بین نورونهای مغز تاثیر میگذارد و احتمالا یکی از ژنهای موثر بر رفتار حیوانات است. برخی دیگر از ژنهای تغییر یافته در روباه همانها بودند که احتمالا با آتیسم، اختلال دوقطبی و سندرم ویلیام-بیورون در انسان مرتبط هستند.
همچنین مشخص شد که سطح هورمون سروتونین در مغز روباه اهلی بالاتر و سطح آدرنالین و کورتیکواستروید پایینتر از روباه معمولی است.
امیر رحمانی
انتشار: وب سایت دانش آگاهی
http://daneshagahi.com/scientists-posts/125
https://www.earth.com/news/domestication-foxes
@daneshagahi
http://bit.ly/2Wan94w
تئوری داروین در شوروی سابق در زمان حکومت ژوزف استالین ممنوع بود. روایت رسمی و دولتی از فرگشت چیزی شبیه به لامارکیسم بود. آنها که تئوری داروین را تبلیغ و تدریس میکردند دشمن نظام محسوب شده و حتی با خطر مرگ روبرو بودند. اما یک ژنتیکدان روس به نام دیمیتری بلایف در اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی تصمیم میگیرد تا با استفاده از انتخاب هدایت شده، روباه را اهلی کند. همان کاری که نیاکان انسانها در طی چند ده هزار سال با سگها انجام داده بودند. او تعداد زیادی روباه پرورش میدهد، آنها را که رفتاری کمتر خصمانه نسبت به انسان داشتند برای جفتگیری نگاه میدارد و بقیه را برای پوستشان میفروشد تا مخارج پروژهاش نیز تامین شود. دیمیتری بلایف در سال ۱۹۸۵ از دنیا میرود ولی همکارانش کار او را ادامه میدهند. بعد از سی نسل پرورش و انتخاب هدایت شده، حدود پنجاه درصد از روباهان دیگر از انسان نمیترسیدند و در اوائل قرن بیستم، تمام روباهانِ نسل پنجاهم دیگر اهلی محسوب میشدند.
البته این روباهان کماکان حیوانات خانگی خوبی نبودند. آنها که به مردم فروخته شده بودند به خانهی صاحبان خود آسیب زیادی وارد میکردند؛ ولی نکتهی عجیب این بود که ظاهر روباه اهلی تا حدی شبیه سگ شده بود. پوزهی کوچکتر، گوشهای شُل، دُمِ کوتاهتر و پیچخورده، خزِ خالدار و جمجمهی پَهنتر از جمله تغییراتی بودند که در ظاهر و ریخت روباه رخ داده بود. رفتار جنسی آنها نیز کمی تغییر کرده بود. روباه وحشی معمولا سالی یک بار جفتگیری میکند ولی روباه ماده اهلی سالی چند بار آماده جفتگیری بودند. آنها زودتر بالغ میشدند و در واقع همان ریخت و شمایل تولگی خود را در بزرگسالی نیز حفظ میکردند.
این نشان میدهد که آن دسته از ژنهایی که موجب رفتار دوستانه این گروه از پستانداران میشوند، فنوتیپ و سایر رفتارهای حیوان را نیز به طریقی مشابه تحت تاثیر قرار میدهند.
گروهی دیگر از دانشمندان روباهانی را پرورش داده و انتخاب کردند که رفتاری بسیار خصمانه نسبت به انسان داشتند و سپس ژنهای آنها را با روباه معمولی و آنها که اهلی شده بودند مقایسه کردند. یکی از پژوهشها نشان داد که تغییراتی در ژنِ SorSC1 رخ داده است. آزمایشهایی که قبلا روی موش انجام شده بود نشان داده بود که ژن فوق بر ارتباط بین نورونهای مغز تاثیر میگذارد و احتمالا یکی از ژنهای موثر بر رفتار حیوانات است. برخی دیگر از ژنهای تغییر یافته در روباه همانها بودند که احتمالا با آتیسم، اختلال دوقطبی و سندرم ویلیام-بیورون در انسان مرتبط هستند.
همچنین مشخص شد که سطح هورمون سروتونین در مغز روباه اهلی بالاتر و سطح آدرنالین و کورتیکواستروید پایینتر از روباه معمولی است.
امیر رحمانی
انتشار: وب سایت دانش آگاهی
http://daneshagahi.com/scientists-posts/125
https://www.earth.com/news/domestication-foxes
@daneshagahi
👍2
تصور عمومی بر این است که گالیه مخترع تلسکوپ است، اما در حالت عنوان عمومی تلسکوپ اینطور نیست.
در سال 1608 حدود 400 سال پیش یک لنزساز آلمانی-داچ به نام Hans Lippershey (تصویر بالا) اولین ابزار رصد اجسام دور را ساخت.
تا پیش از سال 1608 میلادی اقوامی که تقویم آنها بر اساس حرکت اجرام آسمانی تنظیم می شد هیچ چاره ای جزء رصد اجرام با چشم نداشتند.
اما امروز حدود 400 سال بعد از ساخت اولین ابزار رصد اجسام دور، گونه ما متکی بر پیچیدگی شبکه عصبی مغز خود، موفق شده است ابزاری ساخت دست خود را بر روی اجرام متحرک فضایی با فاصله هایی بسیار دور با بالاترین دقت با موفقیت به دفعات فرودآورد.
تنها علم و دانش است که در زمان متوقف نمی ماند.
@daneshagahi
در سال 1608 حدود 400 سال پیش یک لنزساز آلمانی-داچ به نام Hans Lippershey (تصویر بالا) اولین ابزار رصد اجسام دور را ساخت.
تا پیش از سال 1608 میلادی اقوامی که تقویم آنها بر اساس حرکت اجرام آسمانی تنظیم می شد هیچ چاره ای جزء رصد اجرام با چشم نداشتند.
اما امروز حدود 400 سال بعد از ساخت اولین ابزار رصد اجسام دور، گونه ما متکی بر پیچیدگی شبکه عصبی مغز خود، موفق شده است ابزاری ساخت دست خود را بر روی اجرام متحرک فضایی با فاصله هایی بسیار دور با بالاترین دقت با موفقیت به دفعات فرودآورد.
تنها علم و دانش است که در زمان متوقف نمی ماند.
@daneshagahi
👍1
جدیدترین کتاب استوارت کافمن منتشر شد.
جهان در پس فیزیک: منشاوفرگشت حیات
یک کتاب بسیار فوقالعاده دیگر از استوارت کافمن، زیستشناس نظری و پژوهشگر سامانههای پیچیده که دریچه جدیدی بر چگونگی مسیرهای ممکنِ پیدایش حیات و فرگشت آن باز می کند. کافمن در این کتاب در پس قدرت دانش فیزیک مطالبی را ارائه میکند که براحتی میتواند راهگشای جویندگانِ حقیقتِ طبیعت باشد.
این کتاب فوقالعاده را به همه دوستان پیشنهاد میکنم و امیدوارم خواندن این کتاب کمک شایانی به شکستن باورهای کهنه در ذهنهای مقاوم در برابر علم و دانش باشد.
@daneshagahi
جهان در پس فیزیک: منشاوفرگشت حیات
یک کتاب بسیار فوقالعاده دیگر از استوارت کافمن، زیستشناس نظری و پژوهشگر سامانههای پیچیده که دریچه جدیدی بر چگونگی مسیرهای ممکنِ پیدایش حیات و فرگشت آن باز می کند. کافمن در این کتاب در پس قدرت دانش فیزیک مطالبی را ارائه میکند که براحتی میتواند راهگشای جویندگانِ حقیقتِ طبیعت باشد.
این کتاب فوقالعاده را به همه دوستان پیشنهاد میکنم و امیدوارم خواندن این کتاب کمک شایانی به شکستن باورهای کهنه در ذهنهای مقاوم در برابر علم و دانش باشد.
@daneshagahi
👍3
در چند روز گذشته این پست جناب دکتر فیروز نادری (که هیچ نیازی به معرفی ندارند) محل برخورد سلایق گوناگونی از تفکرهای مختلف قرارگرفته است. در این تصویر شخص روحانی دیده میشود که در حال انجام فعالیتی در حوزه رصد هلال اول ماه است. دکتر فیروز نادری تعجب شدید خود را از این عمل برای فرایند رصد هلال ماه ابراز کردهاند. ایشان نوشتهاند آیا استفاده از تراز برای این کار یک شوخی است یا نه چیزی دیگری؟ جدا از اصل موضوع شخصاً هیچ توهین یا تمسخری در این نوشته نمیبینم (جدا از این موضوع خاص شخصاً در کل اعتقاددارم میتوان با هر چیزی در مقام طنز برخورد کرد) این نوشته ایشان حاوی نکته مهمی است که از دیده معترضین و حتی موافقین پنهان مانده است. این شخص روحانی و در ادامه متخصصین بزرگوار حوزه نجوم آماتوری در مورد استفاده از تراز توضیح دادهاند که این بخشی از مراحل رصد است و در این مرحله هدف شناسایی صفر افق با روش کمهزینه بدون نیازِ به ابزارهای گرانقیمت بوده است. من قصد ندارم به مبحث ایدئولوژی و درست و غلط بودن رصد با چشم غیرمسلح و دلایل مطرح ایدئولوژیک در مورد این موضوع وارد شوم، نه تخصص دارم نه علاقه ای دارم، اما ذکر یک نکته لازم می دانم.
قطعا جناب دکتر فیروز نادری از مباحث نجوم آماتوری به اندازه حداقل نیاز اطلاع دارند و میدانند که در ایران برای گروهی این موضوع بخشی از قوانین تفکرات آنها است و همچنین میدانند که در این دستورات تأکید بر چشم غیرمسلح شده است پس ابزار و محاسبه دیگر جایی ندارد و میدانند که هیچکسی برای رصد از یک تراز استفاده نمیکنند، پس اشاره ایشان به چه نکتهای بوده است؟
مسئله روش اولیه استفاده از پیدا کردن موقعیت احتمالی ماه و بعد جستجو با چشم غیرمسلح است. در دوران پیشرفت امروز که جای هر جرم فضایی با دقت میلیمتر در فضا تا سالهای آینده با دقت فراوان قابل پیشبینی است، استفاده از یک برنامه بر روی تلفن همراه بهراحتی و بدون هیچ هزینهای میتواند محل هر جرم فضایی در آسمان، مشخصات افق و هر داده جغرافیایی دیگری را مشخص کرده و سپس در صورت لزوم با چشم غیرمسلح آن منطقه را جستجو کرد.
کافی بود این شخص یکی از انواع برنامههای نجومی را روی تلفن همراه خود نصبکرده جرم فضایی ماه را انتخاب و GPS گوشی را فعال و گوشی خود را به سمت آسمان گرفته و در جهات مختلف حرکت میداد. نرمافزارهای نجومی با استفاده از موقعیت GPS و مقدار زاویه تلفن همراه مانند یک پنجره شیشهای هر جرم فضایی که در آن زمان از پنجره دید صفحه موبایل قابل رصد باشد را با همه جزئیات نشان خواهد داد و بگذریم که ابزارهای VR,AR جدید قابلیتهای فراوان دیگری را هم می توانند برای نشان دادن محل یک جرم فضایی در آسمان اضافه کنند.(دقت کنید بحث استفاده از ابزار برای تشخیص منطقه احتمالی جستجو است نه رصد مسلح)
اینکه دوستان در دفاع از پیدا کردن افق برای محاسبات مرحله بعدی ارتفاع و... و رصدهلال ماه شروع به توهین به جناب دکتر نادری کردهاند نشان میدهد که باورها به شکل بسیار قدرتمندی در شبکه عصبی مغز آنها رخنه کرده به شکلی که، استفاده از نرمافزارهایی که از شخص بنده بهتر به آنها آگاه هستند را هم فراموش کردهاند.
در این نوشته قصد تائید و رد هیچ نظری از اساتید را ندارم که قطعا در جایگاه آن نیستم، این نوشته تنها یک یادآوری بود برای سالهای بعد که نیاز به تراز برای پیدا کردن صفر افق و ادامه مراحل نیست، کافی است یک برنامه سادهروی گوشی خود نصب کنید، تمام اطلاعات را ببینید و در ادامه با چشم غیرمسلح آن منطقه را رصد کنید.
https://bit.ly/2PXRmlm
@daneshagahi
قطعا جناب دکتر فیروز نادری از مباحث نجوم آماتوری به اندازه حداقل نیاز اطلاع دارند و میدانند که در ایران برای گروهی این موضوع بخشی از قوانین تفکرات آنها است و همچنین میدانند که در این دستورات تأکید بر چشم غیرمسلح شده است پس ابزار و محاسبه دیگر جایی ندارد و میدانند که هیچکسی برای رصد از یک تراز استفاده نمیکنند، پس اشاره ایشان به چه نکتهای بوده است؟
مسئله روش اولیه استفاده از پیدا کردن موقعیت احتمالی ماه و بعد جستجو با چشم غیرمسلح است. در دوران پیشرفت امروز که جای هر جرم فضایی با دقت میلیمتر در فضا تا سالهای آینده با دقت فراوان قابل پیشبینی است، استفاده از یک برنامه بر روی تلفن همراه بهراحتی و بدون هیچ هزینهای میتواند محل هر جرم فضایی در آسمان، مشخصات افق و هر داده جغرافیایی دیگری را مشخص کرده و سپس در صورت لزوم با چشم غیرمسلح آن منطقه را جستجو کرد.
کافی بود این شخص یکی از انواع برنامههای نجومی را روی تلفن همراه خود نصبکرده جرم فضایی ماه را انتخاب و GPS گوشی را فعال و گوشی خود را به سمت آسمان گرفته و در جهات مختلف حرکت میداد. نرمافزارهای نجومی با استفاده از موقعیت GPS و مقدار زاویه تلفن همراه مانند یک پنجره شیشهای هر جرم فضایی که در آن زمان از پنجره دید صفحه موبایل قابل رصد باشد را با همه جزئیات نشان خواهد داد و بگذریم که ابزارهای VR,AR جدید قابلیتهای فراوان دیگری را هم می توانند برای نشان دادن محل یک جرم فضایی در آسمان اضافه کنند.(دقت کنید بحث استفاده از ابزار برای تشخیص منطقه احتمالی جستجو است نه رصد مسلح)
اینکه دوستان در دفاع از پیدا کردن افق برای محاسبات مرحله بعدی ارتفاع و... و رصدهلال ماه شروع به توهین به جناب دکتر نادری کردهاند نشان میدهد که باورها به شکل بسیار قدرتمندی در شبکه عصبی مغز آنها رخنه کرده به شکلی که، استفاده از نرمافزارهایی که از شخص بنده بهتر به آنها آگاه هستند را هم فراموش کردهاند.
در این نوشته قصد تائید و رد هیچ نظری از اساتید را ندارم که قطعا در جایگاه آن نیستم، این نوشته تنها یک یادآوری بود برای سالهای بعد که نیاز به تراز برای پیدا کردن صفر افق و ادامه مراحل نیست، کافی است یک برنامه سادهروی گوشی خود نصب کنید، تمام اطلاعات را ببینید و در ادامه با چشم غیرمسلح آن منطقه را رصد کنید.
https://bit.ly/2PXRmlm
@daneshagahi
❤3👍1
روزی، بره ای باید از جنگل بکری می گذشت تا به چراگاهش برسد. بره ی بی فکری بود و راه پر پیچ و خم و پر فراز و نشیبی برای خود باز کرد.
روز بعد، سگی که از آن جا می گذشت، از همان راه استفاده کرد و از جنگل گذشت. مدتی بعد، گوسفند راهنمای گله آن راه را باز دید و گله اش را وادار کرد از آن جا عبور کنند.
مدتی بعد، انسان ها هم از همین راه استفاده کردند: می آمدند و می رفتند، به راست و چپ می پیچیدند، بالا می رفتند و پایین می آمدند، شکوه می کردند و آزار می دیدند و حق هم داشتند. اما هیچ کس سعی نکرد راه جدید باز کند.
مدتی بعد، آن کوه راه، خیابانی شد. حیوانات بیچاره زیر بارهای سنگین، از پا می افتادند و مجبور بودند راهی که می توانستند در سی دقیقه طی کنند، سه ساعته بروند، مجبور بودند که همان راهی را بپیمایند که بره ای گشوده بود.
سال ها گذشت و آن خیابان، جاده ی اصلی یک روستا شد، و بعد شد خیابان اصلی یک شهر. همه از مسیر این خیابان شکایت داشتند، مسیر بسیار بدی بود.
در همین حال، جنگل پیر و خردمند می خندید و می دید که انسان ها دوست دارند مانند کوران، راهی را که قبلا باز شده، طی کنند و هرگز از خود نپرسند که آیا راه بهتری وجود دارد یا نه؟
کتاب قصه هایی برای پدران. فرزندان. نوه ها
نوشته پائولو کوئیلو
@daneshagahi
https://bit.ly/2PRjw1l
روز بعد، سگی که از آن جا می گذشت، از همان راه استفاده کرد و از جنگل گذشت. مدتی بعد، گوسفند راهنمای گله آن راه را باز دید و گله اش را وادار کرد از آن جا عبور کنند.
مدتی بعد، انسان ها هم از همین راه استفاده کردند: می آمدند و می رفتند، به راست و چپ می پیچیدند، بالا می رفتند و پایین می آمدند، شکوه می کردند و آزار می دیدند و حق هم داشتند. اما هیچ کس سعی نکرد راه جدید باز کند.
مدتی بعد، آن کوه راه، خیابانی شد. حیوانات بیچاره زیر بارهای سنگین، از پا می افتادند و مجبور بودند راهی که می توانستند در سی دقیقه طی کنند، سه ساعته بروند، مجبور بودند که همان راهی را بپیمایند که بره ای گشوده بود.
سال ها گذشت و آن خیابان، جاده ی اصلی یک روستا شد، و بعد شد خیابان اصلی یک شهر. همه از مسیر این خیابان شکایت داشتند، مسیر بسیار بدی بود.
در همین حال، جنگل پیر و خردمند می خندید و می دید که انسان ها دوست دارند مانند کوران، راهی را که قبلا باز شده، طی کنند و هرگز از خود نپرسند که آیا راه بهتری وجود دارد یا نه؟
کتاب قصه هایی برای پدران. فرزندان. نوه ها
نوشته پائولو کوئیلو
@daneshagahi
https://bit.ly/2PRjw1l
صحنهای به شکل این تصویر زیبا را در حدود 10 هزار سال پیش در اوایل دوران میانسنگی تجسم کنید. گونه هوموساپینس غارنشین که بهتازگی با تغییرات شرایط آب و هوایی از غارها بیرون آمدهاند و از غارها تنها بهعنوان سرپناه استفاده میکنند، شبانگاه، از درون سرپناه خود نور و صدای رعدوبرقهای سهمگین که بر پهنه جنگل فرود میآیند را با وحشتی فراوان نظاره میکنند. طبیعت خشمگین بیتوجه به آنها قویترین نیروی خود را بیرحمانه بر آنها فرود میآورد نیرویی فرای تصور آنان. احتمالاً نیرومندترین قدرتهایی که مردمان آن اعصار تجربه کرده بودهاند، مربوط به قویترین افراد گروههای خودشان و یا حیوانات درنده بوده است، اما منبع آنهمه خشم آسمانی چه میتوانست باشد؟ کدام نیرو آنهمه قدرت دارد؟
تنها پاسخ ممکن برای شبکه عصبی علت-معلول خواه آنها فقط میتوانست یکچیز باشد:
«نیروهای ماورایی قدرتمند و خشمگینی که در آسمانها زندگی میکنند»
بر اساس تحقیقات علوم مختلف احتمالاً اعتقاد به قدرتهای ماورایی-آسمانی از همین دوران آغازشده است. به دو دلیل عمده، وجود این نیروهای آسمانی قدرتمند (که آغازگر باورهایی برای سالهای فراوان آینده شد) بهترین پاسخ برای سایر سؤالات ذهنهای جستجوگر آن دوران بوده است اول اینکه بدیهی است که وقتی یک نیروی ماورائی آسمانی توانایی ایجاد رعدوبرقهایی چنان سهمگین را دارد، به وجود آوردن درختان و حیوانات و هر آنچه وجود دارد سادهترین کار ممکن برایشان باشد. دوم اینکه ساختار شبکه عصبی مغز ذاتاً یک سیستم مصرفکننده بهینه انرژی است و هر آنچه برای تحلیل آن نیاز به مصرف انرژی کمتری باشد را سریعتر و راحتتر پذیرا خواهد بود.
در طی هزاران سال بعد، رویدادهای قدرتمند دیگری در طبیعت توسط مردمان هر بخشی از تاریخ دیده میشده است. زلزله، آتشفشان، سیل و ... و پاسخ چرایی وقوع آنها تنها به داستانهای پیشینیان بازمیگشت. هرچه رویدادها قدرتمندتر بودند، این نیروهای آسمانی در ذهنها قویتر، والاتر و بینقصتر ساخته و پرداخت میشد و خود دلیل واضحی میشد برای پاسخ سایر سؤالات غیرقابل درک.
این داستانها در طول تاریخ بهاندازهای قدرتمند و عمیق و گسترده شدهاند که همچنان در عصری که مفاهیم تخلیه بار الکتریکی، حرکت لایههای پوسته زمین و تمام سازوکارهای طبیعت در ابتداییترین کتابهای درسی نوشتهشده است، هنوز هستند اقوام فراوانی که از ترس این نیروهای ماورائی، چشم بر بخشش قدرتهایی دارند که منزل آنها در آسمان است.
مغز در مقابل پذیرش توضیحات جدید و نسبتاً پیچیده برای علت وقوع رویدادها، در مقابل دلایلی که بهاندازه هزاران سال قدمت دارند، دلایلی که مورد تائید بخش عمدهای از مردمان هستند، دلایلی که توضیح آنها بسیار آسان و در حد 2 کلمه است بسیار مقاوم است و بدتر آنکه شکستن سایر دلایلی که بر پایه دلایل اولیهای با این قدمت و گستردگی ساختهشده است کاری بسیار دشوار و سنگین برای شبکه عصبی ما خواهد بود.
پس بیدلیل نیست که امروزه توضیحات علمی در مقابل دلایل کهن، گسترده و ساده پذیر، کمترین شانس را برای بقا دارند. قانون فرگشت زیستی در مورد باورها و عقاید هم حاکم است. باورهای و عقایدی که مزیتی برای شبکه عصبی دارند باقی میمانند، هرچند با هزاران سند و مدرک و شاهد مسجل باشد که کاملاً غلط باطلشده هستند.
http://bit.ly/2LweRDd
@daneshagahi
تنها پاسخ ممکن برای شبکه عصبی علت-معلول خواه آنها فقط میتوانست یکچیز باشد:
«نیروهای ماورایی قدرتمند و خشمگینی که در آسمانها زندگی میکنند»
بر اساس تحقیقات علوم مختلف احتمالاً اعتقاد به قدرتهای ماورایی-آسمانی از همین دوران آغازشده است. به دو دلیل عمده، وجود این نیروهای آسمانی قدرتمند (که آغازگر باورهایی برای سالهای فراوان آینده شد) بهترین پاسخ برای سایر سؤالات ذهنهای جستجوگر آن دوران بوده است اول اینکه بدیهی است که وقتی یک نیروی ماورائی آسمانی توانایی ایجاد رعدوبرقهایی چنان سهمگین را دارد، به وجود آوردن درختان و حیوانات و هر آنچه وجود دارد سادهترین کار ممکن برایشان باشد. دوم اینکه ساختار شبکه عصبی مغز ذاتاً یک سیستم مصرفکننده بهینه انرژی است و هر آنچه برای تحلیل آن نیاز به مصرف انرژی کمتری باشد را سریعتر و راحتتر پذیرا خواهد بود.
در طی هزاران سال بعد، رویدادهای قدرتمند دیگری در طبیعت توسط مردمان هر بخشی از تاریخ دیده میشده است. زلزله، آتشفشان، سیل و ... و پاسخ چرایی وقوع آنها تنها به داستانهای پیشینیان بازمیگشت. هرچه رویدادها قدرتمندتر بودند، این نیروهای آسمانی در ذهنها قویتر، والاتر و بینقصتر ساخته و پرداخت میشد و خود دلیل واضحی میشد برای پاسخ سایر سؤالات غیرقابل درک.
این داستانها در طول تاریخ بهاندازهای قدرتمند و عمیق و گسترده شدهاند که همچنان در عصری که مفاهیم تخلیه بار الکتریکی، حرکت لایههای پوسته زمین و تمام سازوکارهای طبیعت در ابتداییترین کتابهای درسی نوشتهشده است، هنوز هستند اقوام فراوانی که از ترس این نیروهای ماورائی، چشم بر بخشش قدرتهایی دارند که منزل آنها در آسمان است.
مغز در مقابل پذیرش توضیحات جدید و نسبتاً پیچیده برای علت وقوع رویدادها، در مقابل دلایلی که بهاندازه هزاران سال قدمت دارند، دلایلی که مورد تائید بخش عمدهای از مردمان هستند، دلایلی که توضیح آنها بسیار آسان و در حد 2 کلمه است بسیار مقاوم است و بدتر آنکه شکستن سایر دلایلی که بر پایه دلایل اولیهای با این قدمت و گستردگی ساختهشده است کاری بسیار دشوار و سنگین برای شبکه عصبی ما خواهد بود.
پس بیدلیل نیست که امروزه توضیحات علمی در مقابل دلایل کهن، گسترده و ساده پذیر، کمترین شانس را برای بقا دارند. قانون فرگشت زیستی در مورد باورها و عقاید هم حاکم است. باورهای و عقایدی که مزیتی برای شبکه عصبی دارند باقی میمانند، هرچند با هزاران سند و مدرک و شاهد مسجل باشد که کاملاً غلط باطلشده هستند.
http://bit.ly/2LweRDd
@daneshagahi
چگونه در دام خرافات گرفتار نشویم
قبل از اینکه بدانیم چگونه میتوانیم از گرفتار شدن در دام خرافات جلوگیری کنیم، لازم است با مشخصات خرافات آشنایی کاملی داشته باشیم و بتوانیم خرافات را تشخیص بدیم.
اولین نکته در مورد خرافات کیفیت زمان و ظاهر آن است. اصولاً خرافات وابسته به باورهای کهن هستند اما در دوران اخیر خرافات هم پوستاندازی کرده و در قالب مدرن اما با مضامینی کهن ارائه میشوند. قصد ندارم در این نوشته وارد مباحث جامعهشناختی خرافات و چرایی پذیرش آن در جوامع بشوم. در اینجا تصمیم دارم نحوه شناسایی باورهای خرافی را کمی توضیح داده تا بتوانیم با شناسایی این باورها از گرفتار شدن در دام آنها جلوگیری کنیم...
https://link.medium.com/EdYTQstRBW
@daneshagahi
قبل از اینکه بدانیم چگونه میتوانیم از گرفتار شدن در دام خرافات جلوگیری کنیم، لازم است با مشخصات خرافات آشنایی کاملی داشته باشیم و بتوانیم خرافات را تشخیص بدیم.
اولین نکته در مورد خرافات کیفیت زمان و ظاهر آن است. اصولاً خرافات وابسته به باورهای کهن هستند اما در دوران اخیر خرافات هم پوستاندازی کرده و در قالب مدرن اما با مضامینی کهن ارائه میشوند. قصد ندارم در این نوشته وارد مباحث جامعهشناختی خرافات و چرایی پذیرش آن در جوامع بشوم. در اینجا تصمیم دارم نحوه شناسایی باورهای خرافی را کمی توضیح داده تا بتوانیم با شناسایی این باورها از گرفتار شدن در دام آنها جلوگیری کنیم...
https://link.medium.com/EdYTQstRBW
@daneshagahi
Medium
چگونه در دام خرافات گرفتار نشویم
قبل از اینکه بدانیم چگونه میتوانیم از گرفتار شدن در دام خرافات جلوگیری کنیم، لازم است با مشخصات خرافات آشنایی کاملی داشته باشیم و بتوانیم…
دریکی از داستانهای کهن آمده است که مردی به قصد کشتن گروهی از افراد تصمیم رفتن به شهری داشت. در میان راه ناگهان نور بسیار شدیدی در اطراف خود میبیند. مرد از شدت نور نمیتواند جایی را ببیند و بر زمین میافتد. در این لحظه صدایی میشنود. صدا به او میگوید چرا میخواهی برای کشتن کسانی به شهر بروی. مرد پاسخ میدهد دیگر نمیتوانم بروم، هیچ جایی را نمیبینم. من کور شدهام. صدا میگوید به راهت به شهر ادامه بده. مرد به مدت سه روز نابینا میشود تا به شهر میرسد. فردی از همان گروهی قصد کشتن آنها را داشته است بر چشمان او دست میکشد و کمی بعد او بینایی خود را به دست میآورد. بعدازاین واقعه او به آن گروه میپیوندد.
http://bit.ly/2JIP9Jw
در اینجا قصد بررسی درستی تاریخی این داستان را ندارم و فرض را بر اساس صحت روایت قرار میدهم.
حال این سؤال پیش خواهد آمد که اگر این داستان درست است شنیدن صدا، کور شدن و شفا گرفتن بعد از مدتی چگونه قابل توضیح است؟
پاسخ کوتاه و ساده است: امروز علم برای وقوع این علائم پاسخ دقیقی دارد.
بیماری Temporal Lobe Epilepsy که با عنوان مخفف TLE نیز شناخته میشود. از عمده علائم بیماری صرع لب تمپورال، شنیدن صدا در مغز و دیدن نور، حمله شدید به سیستم بینایی به شکل موقت است. (شفا یافتن بینایی مرد ناشی از پایان عارضه نابینایی موقت حمله صرع بوده است).
درواقع افرادی که در معرض این حمله قرار میگیرند صداهایی را با منبع خارجی میشنوند که این صداها با آنها صحبت کرده و دستوراتی به آنها می دهد. این صحبت ها عموما متشکل از مضامینی است که پیش از حمله عصبی در ذهن خود، به آنها فکر کرده بودهاند.در حالت کلی این عارضه Auditory Verbal Hallucinations شناخته میشود.
دیدن نور، نابینایی موقت، ترس های شدید، شنیدن صداهایی که با شخص صحبت می کنند همگی از نشانه های مشخص حمله عصبی صرع هستند. جهت بررسی مکانیزم عصبی انواع مختلف حمله های صرع می توانید به لینک زیر مراجعه کنید.
https://www.frontiersin.org/articles/10.3389/fnhum.2013.00624/full
@daneshagahi
http://bit.ly/2JIP9Jw
در اینجا قصد بررسی درستی تاریخی این داستان را ندارم و فرض را بر اساس صحت روایت قرار میدهم.
حال این سؤال پیش خواهد آمد که اگر این داستان درست است شنیدن صدا، کور شدن و شفا گرفتن بعد از مدتی چگونه قابل توضیح است؟
پاسخ کوتاه و ساده است: امروز علم برای وقوع این علائم پاسخ دقیقی دارد.
بیماری Temporal Lobe Epilepsy که با عنوان مخفف TLE نیز شناخته میشود. از عمده علائم بیماری صرع لب تمپورال، شنیدن صدا در مغز و دیدن نور، حمله شدید به سیستم بینایی به شکل موقت است. (شفا یافتن بینایی مرد ناشی از پایان عارضه نابینایی موقت حمله صرع بوده است).
درواقع افرادی که در معرض این حمله قرار میگیرند صداهایی را با منبع خارجی میشنوند که این صداها با آنها صحبت کرده و دستوراتی به آنها می دهد. این صحبت ها عموما متشکل از مضامینی است که پیش از حمله عصبی در ذهن خود، به آنها فکر کرده بودهاند.در حالت کلی این عارضه Auditory Verbal Hallucinations شناخته میشود.
دیدن نور، نابینایی موقت، ترس های شدید، شنیدن صداهایی که با شخص صحبت می کنند همگی از نشانه های مشخص حمله عصبی صرع هستند. جهت بررسی مکانیزم عصبی انواع مختلف حمله های صرع می توانید به لینک زیر مراجعه کنید.
https://www.frontiersin.org/articles/10.3389/fnhum.2013.00624/full
@daneshagahi
دوستان عزیز توجه داشته باشند به هیچ عنوان اجازه نشر مطالب کانال بدون ذکر منبع رو ندارید، اگر گروهی یا کانالی محدودیت فوروارد داره حتما در قالب متن منبع درج شود.
دو کتاب الحادی لغو مجوز شد!
عنوان گویاست و متاسفانه شتابان به سمت تاریکی پیش میرویم.
https://www.yjc.ir/fa/news/6934641/دو-کتاب-الحادی-پرفروش-نویسنده-اسرائیلی-در-ایران-لغو-مجوز-شد
عنوان گویاست و متاسفانه شتابان به سمت تاریکی پیش میرویم.
https://www.yjc.ir/fa/news/6934641/دو-کتاب-الحادی-پرفروش-نویسنده-اسرائیلی-در-ایران-لغو-مجوز-شد
👍1
شب هنگام وقتی به آسمان پرستاره نگاه میکنیم، در نمای پیش روی خود یک تصویر شامل یک زمینه سیاه که نقاط سفیدی روی آن میدرخشند میبینیم
پیشینان تصور میکردند قدرتهای ماورایی، آن نقاط نورانی را در آسمان نصب کردهاند تا قدرت خود را نشان دهند. صدها سال بعد اجداد ما فهمیدند که آنها هم مانند ماه اجرامی هستند که در آسمان قرار دارند ولی ماه از آنها بزرگتر است و امروز با کمک علم می دانیم که آنها ستاره هایی میلیونها بار بزرگتر از ماه هستند
تفاوت نگرش جهانبینی های مختلف به انسان هم به مانند مثال بالاست.گروهی در جهان بر اساس شنیدههای پیشینیان خود،تصور میکنند که «انسان اشرف مخلوقات» است
در سمتی دیگر، گروههایی که توانستند تفکرات خود را کمی بهبود بخشند،تصور میکنند که «انسان مانند سایر گونهها خلق شده» و رجحانی بر سایرین ندارد
اما آگاهان از علم و دانش امروز میدانند که تمام گونههای حیات خویشاوندانی هستند که از ترکیبات شیمیایی اولیه،بدون دخالت هیچ نیروی ماورایی،در طول زمان پدیدار شدهاند
علم و دانش به ما کمک میکند که خود را دلخوش به وعدههای آینده نکنیم و در مقابل،از تمام لحظات زیبای امروزمان لذت ببریم.
@daneshagshi
پیشینان تصور میکردند قدرتهای ماورایی، آن نقاط نورانی را در آسمان نصب کردهاند تا قدرت خود را نشان دهند. صدها سال بعد اجداد ما فهمیدند که آنها هم مانند ماه اجرامی هستند که در آسمان قرار دارند ولی ماه از آنها بزرگتر است و امروز با کمک علم می دانیم که آنها ستاره هایی میلیونها بار بزرگتر از ماه هستند
تفاوت نگرش جهانبینی های مختلف به انسان هم به مانند مثال بالاست.گروهی در جهان بر اساس شنیدههای پیشینیان خود،تصور میکنند که «انسان اشرف مخلوقات» است
در سمتی دیگر، گروههایی که توانستند تفکرات خود را کمی بهبود بخشند،تصور میکنند که «انسان مانند سایر گونهها خلق شده» و رجحانی بر سایرین ندارد
اما آگاهان از علم و دانش امروز میدانند که تمام گونههای حیات خویشاوندانی هستند که از ترکیبات شیمیایی اولیه،بدون دخالت هیچ نیروی ماورایی،در طول زمان پدیدار شدهاند
علم و دانش به ما کمک میکند که خود را دلخوش به وعدههای آینده نکنیم و در مقابل،از تمام لحظات زیبای امروزمان لذت ببریم.
@daneshagshi
ایکاش اجداد ما هرگز یکجا نشین نمیشدند
ایکاش هرگز از آفریقا خارج نمیشدند
ایکاش هرگز جهشهای لعنتی منجر به این ساختار پیچیده شبکه عصبی نمیشدند
حتما ببینید این شاهکار رو
@daneshagahi
ایکاش هرگز از آفریقا خارج نمیشدند
ایکاش هرگز جهشهای لعنتی منجر به این ساختار پیچیده شبکه عصبی نمیشدند
حتما ببینید این شاهکار رو
@daneshagahi
ارنست مایر مینویسد:
اکنون اجازه دهید سهم داروین در اندیشه مدرن را خلاصه کنم.
او سبب شد جهانبینی مطلقاً سکولاری جانشین جهانبینی مبتنی بر عقاید جزمی مسیحی و پس از آن شود.
گذشته از این، آثار او به رد چندین جهانبینی نظیر ماهیتباوری، غایتانگاری و علیتباوری که پیش از این قالب بودند انجامید.
او به جای این مفاهیم ابطال شده، پارهای مفاهیم نو از جمله جمعیتزیستی، انتخاب طبیعی، اهمیت تصادف و پیشامد، اهمیت تبیین کنندگی عامل زمان و اهمیت گروه اجتماعی در پیدایش اخلاق را معرفی کرد که خارج از قلمرو زیست شناسی از اهمیتی فراگیر برخوردارند.
تقریبا تمام اجزای نظام اعتقادی انسان امروزی به طریقی تحت تاثیر یکی از نوآوریهای مفهومی داروین است.
شاهکار او در کل پیافکندن بنیان فلسفی نوع برای زیست شناسی است که با شتاب شکل میگیرد. تردید نمیتوان کرد که طرز فکر هر انسان غربی مدرن، عمیقا تحت تاثیر اندیشه های فلسفی داروین قرار گرفته است.
برگرفته از کتاب «چه چیزی زیستشناسی را بیهمتا میسازد؟»
ترجمه کاوه فیضاللهی
@daneshagahi
اکنون اجازه دهید سهم داروین در اندیشه مدرن را خلاصه کنم.
او سبب شد جهانبینی مطلقاً سکولاری جانشین جهانبینی مبتنی بر عقاید جزمی مسیحی و پس از آن شود.
گذشته از این، آثار او به رد چندین جهانبینی نظیر ماهیتباوری، غایتانگاری و علیتباوری که پیش از این قالب بودند انجامید.
او به جای این مفاهیم ابطال شده، پارهای مفاهیم نو از جمله جمعیتزیستی، انتخاب طبیعی، اهمیت تصادف و پیشامد، اهمیت تبیین کنندگی عامل زمان و اهمیت گروه اجتماعی در پیدایش اخلاق را معرفی کرد که خارج از قلمرو زیست شناسی از اهمیتی فراگیر برخوردارند.
تقریبا تمام اجزای نظام اعتقادی انسان امروزی به طریقی تحت تاثیر یکی از نوآوریهای مفهومی داروین است.
شاهکار او در کل پیافکندن بنیان فلسفی نوع برای زیست شناسی است که با شتاب شکل میگیرد. تردید نمیتوان کرد که طرز فکر هر انسان غربی مدرن، عمیقا تحت تاثیر اندیشه های فلسفی داروین قرار گرفته است.
برگرفته از کتاب «چه چیزی زیستشناسی را بیهمتا میسازد؟»
ترجمه کاوه فیضاللهی
@daneshagahi
وقتی کتابی برنده جایزه فی بتا کاپا میشود دیگر جایی برای نظر دادن شخصی مثل من در موردش وجود نخواهد داشت، اما احساس کردم یکبار دیگر نظر شخصیام را درباره این کتاب مطرح کنم.
شاید سال پیش بود که این کتاب را در کانال معرفی کردم و توضیحاتی دادم و تأکید فراوان کردم برای خواندش، اما امروز نظر جدیدتری در موردش دارم.
با تمام دانشی که از آن زمان تا به امروز کسب کرده بودم دوباره کتاب را خواندم و این بار متوجه شدم که تا پیشازاین هیچچیزی از این کتاب نفهمیده بودم.
الآن معتقد هستم به سبک مکاتب ایدئولوژیک که کتابی را بهعنوان تنها راه نجات انسانها معرفی میکنند، من هم باید اعلام کنم که این کتاب بهراستی تنها راه نجات انسانها خواهد بود.
این کتاب رو نه یکبار، بلکه شاید دهها بار باید خواند تا فهمید چگونه میتواند ما را در این دوران زندگی در مسیر آرامش، دانش و صلح قرار دهد.
چگونه پاسخهایی مبتنی بر عقل به بنیادیترین سؤالات ما میدهد و چگونه نشان میدهد که برای یافتن سرآغاز نیاز به رفتن به دوردستها نیست در همین نزدیکی تمامی پاسخها وجود دارد.
این کتاب را بخوانید تا پاداش فراوان در همین زندگی بدست آورید.
@daneshagahi
شاید سال پیش بود که این کتاب را در کانال معرفی کردم و توضیحاتی دادم و تأکید فراوان کردم برای خواندش، اما امروز نظر جدیدتری در موردش دارم.
با تمام دانشی که از آن زمان تا به امروز کسب کرده بودم دوباره کتاب را خواندم و این بار متوجه شدم که تا پیشازاین هیچچیزی از این کتاب نفهمیده بودم.
الآن معتقد هستم به سبک مکاتب ایدئولوژیک که کتابی را بهعنوان تنها راه نجات انسانها معرفی میکنند، من هم باید اعلام کنم که این کتاب بهراستی تنها راه نجات انسانها خواهد بود.
این کتاب رو نه یکبار، بلکه شاید دهها بار باید خواند تا فهمید چگونه میتواند ما را در این دوران زندگی در مسیر آرامش، دانش و صلح قرار دهد.
چگونه پاسخهایی مبتنی بر عقل به بنیادیترین سؤالات ما میدهد و چگونه نشان میدهد که برای یافتن سرآغاز نیاز به رفتن به دوردستها نیست در همین نزدیکی تمامی پاسخها وجود دارد.
این کتاب را بخوانید تا پاداش فراوان در همین زندگی بدست آورید.
@daneshagahi
تعدادی از دوستان در مورد نحوه محاسبه تغییر فاز ماه برای ورود به ماه جدید بر اساس محاسبات سوال داشتند که این اطلاعات رو اینجا قرار میدم
داده ها بر اساس منطقه جغرافایی تهران هست با اختلاف ساعت تابستانی +4:30
بر اساس محاسبات داده های علمی مرکز پیشرانه جت ناسا JPL's HORIZONS system
در محدود ساعت 15:50 دقیقه امروز ماه نو آغاز شده است. در تصویر دوم هم مشخص است که بر اساس داده های کاتالوگ 600 ساله NASA/JPL DE405 در ساعت 20:15 دقیقه امروز 13 خرداد 1398 فاز ماه نو 3.0395 درجه خواهد بود و بر اساس این داده های علمی فردا می تواند اول ماه جدید قمری باشد.
@daneshagahi
داده ها بر اساس منطقه جغرافایی تهران هست با اختلاف ساعت تابستانی +4:30
بر اساس محاسبات داده های علمی مرکز پیشرانه جت ناسا JPL's HORIZONS system
در محدود ساعت 15:50 دقیقه امروز ماه نو آغاز شده است. در تصویر دوم هم مشخص است که بر اساس داده های کاتالوگ 600 ساله NASA/JPL DE405 در ساعت 20:15 دقیقه امروز 13 خرداد 1398 فاز ماه نو 3.0395 درجه خواهد بود و بر اساس این داده های علمی فردا می تواند اول ماه جدید قمری باشد.
@daneshagahi
احتمالاً بعضی دوستان میپرسند که پیچیدگی اصلاً چیست و چه دستگاههایی در کتاب نظریه پیچیدگی مدنظر هستند. خانم ملانی میچل تعریف خودش از چنین دستگاههایی را در فصل اول کتاب بیان میکند:
http://bit.ly/2XnmJbL
سیستمی متشکل از شبکههای بزرگی از اجزاء سازنده که بدون کنترل مرکزی و فقط با پیروی از قوانین ساده عملکردی، منجر به ظهور رفتار جمعی پیچیده، پردازش اطلاعات در سطح بالا و سازگاری از طریق یادگیری و یا تکامل میشود.
برای مثال میتوانیم از کلونی مورچهها، سیستم ایمنی بدن، نورونهای مغزی، سیستمهای اقتصادی و یا شبکهی اینترنت یاد کنیم. هیچیک از سیستمهای فوق دارای یک کنترلکننده مرکزی نیستند، اما رفتاری از خود بروز میدهند که بسیار پیچیده است هرچند که هر یک از اعضا یا اجزای سیستم رفتاری ساده را دنبال میکند.
شما اگر صد تا مورچه سرباز را روی یک سطح صاف بگذارید، آنقدر دور خودشان دور میزنند تا بمیرند. اما شبکهای متشکل از چندین میلیون مورچه قادر است رفتاری پیچیده از خود به نمایش بگذارد. برای مثال میتواند واکنشی حسابشده به یک مهاجم نشان دهد و او را دفع کند.
دستگاههایی نظیر یک طوفان نیز پیچیده و آشوبناک هستند ولی قدرت سازگار شدن با شرایط محیطی را ندارند و در این کتاب به آنها پرداخته نمیشود.
فصل دوم از کتاب پیچیدگی شامل چند درس جالب است. اول اینکه میآموزیم یک سیستم تقلیل ناپذیر چگونه سیستمی است. یک ساعت و یا یک خودرو را میتوانیم دستگاهی تقلیل پذیر بدانیم. اگر نحوهی عملکرد اجزای دستگاه را بدانیم، آنوقت رفتار کل دستگاه برای ما روشن خواهد شد. رفتارِ دستگاه حاصل جمع جبری رفتار اجزای آن است.
اما در مثالی دیگر، فرض کنید که بیست عدد خرگوش را در جزیرهای آزادکردهایم که منابع غذایی محدود و مشخصی دارد و میخواهیم تخمین بزنیم که جمعیت خرگوشها در سالهای آتی چگونه تغییر خواهد کرد. یک برنامه کامپیوتری ساده مینویسیم و متغیرهایی نظیر نرخ زادوولد، نرخ مرگومیر و میزان منابع غذایی را لحاظ میکنیم. با اجرای برنامه کامپیوتری میبینیم که جمعیت خرگوشها در طی ده سال به سیصد میرسد و سپس ثابت میماند.
حال اگر جزیره را نصف کنیم، برای مثال یک حصار وسط جزیره بکشیم، و نصف خرگوشها را در هر طرف حصار قرار دهیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ برنامه کامپیوتری را دوباره اجرا میکنیم و باکمال تعجب میبینیم که جمعیت خرگوشها در هر طرف حصار به چهل میرسد و سپس ثابت میماند.
جمعیت خرگوشها وقتی تمام جزیره را در اختیار داشتند حاصل جمع جبری نصف جمعیت خرگوشها که نصف جزیره را در اختیار داشتند نیست. چنین سیستمی تقلیل ناپذیر است.
اما درس دیگری که از فصل دوم کتاب میگیریم مربوط به سیستمهای آشوبناک است. ما غالباً تصور میکنیم که روابط ریاضی بسیار پیچیدهای بر رفتار یک سیستم آشوبناک حاکم است. اما خانم ملانی میچل نشان میدهد که حتی یک فرمول ساده ریاضی که کاملاً جبری است، و هیچ عامل خارجی و یا هیچ نوع متغیر تصادفی در آن دخالت ندارد نیز میتواند یک سیستم آشوبناک و غیرقابلپیشبینی تولید کند.
همان مثال خرگوشها را در نظر بگیرید. فرمول ریاضی که تغییر جمعیت خرگوش را مدلسازی میکند فرمول سادهای بود، ولی با تغییر دادن برخی پارامترها، اتفاق عجیبی میافتد. جمعیت خرگوشها دیگر همگرا نمیشود بلکه بین چند مقدار مشخص نوسان میکند، ولی سیستم کماکان قابل پیشبینی است. بدون اجرای برنامه کامپیوتری نیز میتوانیم پیشبینی کنیم که صدسال دیگر چند خرگوش در جزیره خواهیم داشت.
اما اگر پارامترها راکمی بیشتر تغییر دهیم، سامانهی موردنظر آشوبناک خواهیم شد و تغییرات جمعیت خرگوشها دیگر قابل پیشبینی نیست. اگر بخواهیم بدانیم که صدسال دیگر چه تعداد خرگوش در جزیره هستند، هیچ راهی نداریم بهجز آنکه برنامه کامپیوتری را اجرا کنیم.
اما جالب اینکه هرچند جمعیت خرگوشها غیرقابلپیشبینی است، ولی نرخ و سرعت حرکت سیستم به سمت آشوب قابل پیشبینی است. مطالعهی سامانههای مختلف نشان میدهد که بسیاری از آنها، هرچند از روابط ریاضی مختلفی تبعیت میکنند، ولی وقتی سامانه به سمت آشوب حرکت میکند، رفتار سامانه از الگوهای مشخصی پیروی میکند که تا حدی قابل پیشبینی است.
امیر رحمانی
انتشار وب سایت دانش آگاهی
@daneshagahi
http://bit.ly/2XnmJbL
سیستمی متشکل از شبکههای بزرگی از اجزاء سازنده که بدون کنترل مرکزی و فقط با پیروی از قوانین ساده عملکردی، منجر به ظهور رفتار جمعی پیچیده، پردازش اطلاعات در سطح بالا و سازگاری از طریق یادگیری و یا تکامل میشود.
برای مثال میتوانیم از کلونی مورچهها، سیستم ایمنی بدن، نورونهای مغزی، سیستمهای اقتصادی و یا شبکهی اینترنت یاد کنیم. هیچیک از سیستمهای فوق دارای یک کنترلکننده مرکزی نیستند، اما رفتاری از خود بروز میدهند که بسیار پیچیده است هرچند که هر یک از اعضا یا اجزای سیستم رفتاری ساده را دنبال میکند.
شما اگر صد تا مورچه سرباز را روی یک سطح صاف بگذارید، آنقدر دور خودشان دور میزنند تا بمیرند. اما شبکهای متشکل از چندین میلیون مورچه قادر است رفتاری پیچیده از خود به نمایش بگذارد. برای مثال میتواند واکنشی حسابشده به یک مهاجم نشان دهد و او را دفع کند.
دستگاههایی نظیر یک طوفان نیز پیچیده و آشوبناک هستند ولی قدرت سازگار شدن با شرایط محیطی را ندارند و در این کتاب به آنها پرداخته نمیشود.
فصل دوم از کتاب پیچیدگی شامل چند درس جالب است. اول اینکه میآموزیم یک سیستم تقلیل ناپذیر چگونه سیستمی است. یک ساعت و یا یک خودرو را میتوانیم دستگاهی تقلیل پذیر بدانیم. اگر نحوهی عملکرد اجزای دستگاه را بدانیم، آنوقت رفتار کل دستگاه برای ما روشن خواهد شد. رفتارِ دستگاه حاصل جمع جبری رفتار اجزای آن است.
اما در مثالی دیگر، فرض کنید که بیست عدد خرگوش را در جزیرهای آزادکردهایم که منابع غذایی محدود و مشخصی دارد و میخواهیم تخمین بزنیم که جمعیت خرگوشها در سالهای آتی چگونه تغییر خواهد کرد. یک برنامه کامپیوتری ساده مینویسیم و متغیرهایی نظیر نرخ زادوولد، نرخ مرگومیر و میزان منابع غذایی را لحاظ میکنیم. با اجرای برنامه کامپیوتری میبینیم که جمعیت خرگوشها در طی ده سال به سیصد میرسد و سپس ثابت میماند.
حال اگر جزیره را نصف کنیم، برای مثال یک حصار وسط جزیره بکشیم، و نصف خرگوشها را در هر طرف حصار قرار دهیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ برنامه کامپیوتری را دوباره اجرا میکنیم و باکمال تعجب میبینیم که جمعیت خرگوشها در هر طرف حصار به چهل میرسد و سپس ثابت میماند.
جمعیت خرگوشها وقتی تمام جزیره را در اختیار داشتند حاصل جمع جبری نصف جمعیت خرگوشها که نصف جزیره را در اختیار داشتند نیست. چنین سیستمی تقلیل ناپذیر است.
اما درس دیگری که از فصل دوم کتاب میگیریم مربوط به سیستمهای آشوبناک است. ما غالباً تصور میکنیم که روابط ریاضی بسیار پیچیدهای بر رفتار یک سیستم آشوبناک حاکم است. اما خانم ملانی میچل نشان میدهد که حتی یک فرمول ساده ریاضی که کاملاً جبری است، و هیچ عامل خارجی و یا هیچ نوع متغیر تصادفی در آن دخالت ندارد نیز میتواند یک سیستم آشوبناک و غیرقابلپیشبینی تولید کند.
همان مثال خرگوشها را در نظر بگیرید. فرمول ریاضی که تغییر جمعیت خرگوش را مدلسازی میکند فرمول سادهای بود، ولی با تغییر دادن برخی پارامترها، اتفاق عجیبی میافتد. جمعیت خرگوشها دیگر همگرا نمیشود بلکه بین چند مقدار مشخص نوسان میکند، ولی سیستم کماکان قابل پیشبینی است. بدون اجرای برنامه کامپیوتری نیز میتوانیم پیشبینی کنیم که صدسال دیگر چند خرگوش در جزیره خواهیم داشت.
اما اگر پارامترها راکمی بیشتر تغییر دهیم، سامانهی موردنظر آشوبناک خواهیم شد و تغییرات جمعیت خرگوشها دیگر قابل پیشبینی نیست. اگر بخواهیم بدانیم که صدسال دیگر چه تعداد خرگوش در جزیره هستند، هیچ راهی نداریم بهجز آنکه برنامه کامپیوتری را اجرا کنیم.
اما جالب اینکه هرچند جمعیت خرگوشها غیرقابلپیشبینی است، ولی نرخ و سرعت حرکت سیستم به سمت آشوب قابل پیشبینی است. مطالعهی سامانههای مختلف نشان میدهد که بسیاری از آنها، هرچند از روابط ریاضی مختلفی تبعیت میکنند، ولی وقتی سامانه به سمت آشوب حرکت میکند، رفتار سامانه از الگوهای مشخصی پیروی میکند که تا حدی قابل پیشبینی است.
امیر رحمانی
انتشار وب سایت دانش آگاهی
@daneshagahi
Forwarded from پارینه/پالئوگرام (Erfan Khosravi)
#کتاب_جمعه به قسمت هفتم رسید.
این پادکست درباره #کتابهای_قدیمی و خاکخورده علمی (عمدتا از دوره پهلوی) است؛ کتابهایی که شاید برای شما خاطرهانگیز باشند؛ یا اگر این کتابها را نخواندهاید، میتواند بهانهای باشد برای آغاز مطالعه آنها. قسمت هفتم هم درباره کتابی است به نام تکامل!
#کتاب_جمعه
قسمت هفتم
🎧 عرفان خسروی
📕معرفی کتاب آموختنیها ۳: تکامل
◻️نوشته فرانک اچ. تی. رودز (۱۹۷۴)
◻️ترجمه محمود بهزاد، انتشارات انجمن ملی حفاظت منابع طبیعی و محیط انسانی، ۲۵۳۵
◻️نگاهی به تاریخچه تولد ترویج علم در آغاز عصر فضا در آمریکا و بازخوردهای اجتماعی آن از جمله تولد جنبش خلقتگرایی
هرقسمت کتاب جمعه فقط #ده_دقیقه است، مناسب گوش دادن میان دو ایستگاه مترو و تاکسی یا حین خرید و پیادهروی. در این ده دقیقه قسمتی از متن کتاب خوانده و نقد و بررسی میشود.
در این قسمت نگاهی به تاریخچه تولد #ترویج_علم در آغاز #عصر_فضا در آمریکا و بازخوردهای اجتماعی آن از جمله تولد جنبش خلقتگرایی انداختهام. جالب است که در مقدمه همین کتاب، به روشنی هم نشانههای آغاز عصر فضا و اشتیاق به ترک زمین دیده میشود؛ هم نخستین واکنشها نسبت به خلقتگرایان!
در هفتههای آینده بیشتر به این کتاب خواهم پرداخت. امیدوارم که در قسمتهای آینده، کلیه کتابهای انتشارات انجمن ملی حفاظت از منابع طبیعی، نیز همه کتابهای مرتبط به حوزه تکامل و البته، تمام کتابهای تألیف/ترجمه دکتر محمود بهزاد (و دیگر مترجمان مبرز حوزه تکامل) را معرفی و بررسی کنیم.
میتوانید این پادکست را در رازیک بشنوید که به همت بروبچههای تحریریه سابق #دانستنیها راه افتاده. فعالیت همگی ما در رازیک غیرانتفاعی است. فرستههای #کتاب_جمعه در رازیک را، میتوانید در ترعه پالئوگرام هم بیابید.
به لطف دوستان شنوتو همه قسمتهای کتاب جمعه اکنون در شنوتو هم قابل دسترس هستند.
علاوه بر اینها، این نشانی کتاب جمعه در اپل پادکست است و این هم نشانی کتاب جمعه در کستباکس.
خلاصه اگر به #کتابهای_علمی یا به کتابهای کهنهفروشیها علاقه دارید، اگر به #تاریخ_معاصر توجه دارید، اگر تاریخچه جنبشهایی از قبیل #ترویج_علم برایتان جالب است یا ترویج علم یکی از دغدغههای حرفهای شماست، #کتاب_جمعه را گوش کنید و اگر خوشتان آمد، به دوستانتان معرفیش کنید!
این پادکست درباره #کتابهای_قدیمی و خاکخورده علمی (عمدتا از دوره پهلوی) است؛ کتابهایی که شاید برای شما خاطرهانگیز باشند؛ یا اگر این کتابها را نخواندهاید، میتواند بهانهای باشد برای آغاز مطالعه آنها. قسمت هفتم هم درباره کتابی است به نام تکامل!
#کتاب_جمعه
قسمت هفتم
🎧 عرفان خسروی
📕معرفی کتاب آموختنیها ۳: تکامل
◻️نوشته فرانک اچ. تی. رودز (۱۹۷۴)
◻️ترجمه محمود بهزاد، انتشارات انجمن ملی حفاظت منابع طبیعی و محیط انسانی، ۲۵۳۵
◻️نگاهی به تاریخچه تولد ترویج علم در آغاز عصر فضا در آمریکا و بازخوردهای اجتماعی آن از جمله تولد جنبش خلقتگرایی
هرقسمت کتاب جمعه فقط #ده_دقیقه است، مناسب گوش دادن میان دو ایستگاه مترو و تاکسی یا حین خرید و پیادهروی. در این ده دقیقه قسمتی از متن کتاب خوانده و نقد و بررسی میشود.
در این قسمت نگاهی به تاریخچه تولد #ترویج_علم در آغاز #عصر_فضا در آمریکا و بازخوردهای اجتماعی آن از جمله تولد جنبش خلقتگرایی انداختهام. جالب است که در مقدمه همین کتاب، به روشنی هم نشانههای آغاز عصر فضا و اشتیاق به ترک زمین دیده میشود؛ هم نخستین واکنشها نسبت به خلقتگرایان!
در هفتههای آینده بیشتر به این کتاب خواهم پرداخت. امیدوارم که در قسمتهای آینده، کلیه کتابهای انتشارات انجمن ملی حفاظت از منابع طبیعی، نیز همه کتابهای مرتبط به حوزه تکامل و البته، تمام کتابهای تألیف/ترجمه دکتر محمود بهزاد (و دیگر مترجمان مبرز حوزه تکامل) را معرفی و بررسی کنیم.
میتوانید این پادکست را در رازیک بشنوید که به همت بروبچههای تحریریه سابق #دانستنیها راه افتاده. فعالیت همگی ما در رازیک غیرانتفاعی است. فرستههای #کتاب_جمعه در رازیک را، میتوانید در ترعه پالئوگرام هم بیابید.
به لطف دوستان شنوتو همه قسمتهای کتاب جمعه اکنون در شنوتو هم قابل دسترس هستند.
علاوه بر اینها، این نشانی کتاب جمعه در اپل پادکست است و این هم نشانی کتاب جمعه در کستباکس.
خلاصه اگر به #کتابهای_علمی یا به کتابهای کهنهفروشیها علاقه دارید، اگر به #تاریخ_معاصر توجه دارید، اگر تاریخچه جنبشهایی از قبیل #ترویج_علم برایتان جالب است یا ترویج علم یکی از دغدغههای حرفهای شماست، #کتاب_جمعه را گوش کنید و اگر خوشتان آمد، به دوستانتان معرفیش کنید!
Telegram
رازیک
#کتاب_جمعه
قسمت هفتم
🎧 عرفان خسروی
📕معرفی کتاب آموختنیها ۳: تکامل
◻️نوشته فرانک اچ. تی. رودز (۱۹۷۴)
◻️ترجمه محمود بهزاد، انتشارات انجمن ملی حفاظت منابع طبیعی و محیط انسانی، ۲۵۳۵
◻️نگاهی به تاریخچه تولد ترویج علم در آغاز عصر فضا در آمریکا و بازخوردهای…
قسمت هفتم
🎧 عرفان خسروی
📕معرفی کتاب آموختنیها ۳: تکامل
◻️نوشته فرانک اچ. تی. رودز (۱۹۷۴)
◻️ترجمه محمود بهزاد، انتشارات انجمن ملی حفاظت منابع طبیعی و محیط انسانی، ۲۵۳۵
◻️نگاهی به تاریخچه تولد ترویج علم در آغاز عصر فضا در آمریکا و بازخوردهای…