رویدادهای طبیعی، فقط رویدادهایی کاملا طبیعی و برخواسته از بستر طبیعت هستند. طبیعت ذاتا یک چهارچوب آشوبناک است. پدیدههای آشوبناک غیر قابل پیشبینی هستند و تنها در صورتی که تعداد زیادی از پارامترهای دخیل در آن دارای مقدار مشخص شوند میتوان با تقریب نتیجه احتمالی آنها را محاسبه کرد. صفاتی که برای توصیف حالتها در جوامع انسانی تعریف شده است، مانند خشم، نفرین، انتقام، کارهای بد و خوب، ظلم، دعا و نیایش و درخواست انسانها و از همه مهمتر نیروهای ماورایی
هیچ کدام عامل بروز و تعیین کننده شدت این پدیده های طبیعی نیستند. طبیعت راه خود را خواهد رفت تنها باید آن را خوب بشناسیم و برای ارتباط با آن مهیا باشیم و تنها راه شناخت آن علم و دانش است.
این پدیده ها برآمده از طبیعت است خود را درگیر خشم آسمان و قهر جهان و نفرین حیوانات و سزای اعمال و پاداش دست بر آسمان بردنها نکنیم.
زبان طبیعت علم است، در پی دانش و آگاهی باشیم.
@daneshagahi
هیچ کدام عامل بروز و تعیین کننده شدت این پدیده های طبیعی نیستند. طبیعت راه خود را خواهد رفت تنها باید آن را خوب بشناسیم و برای ارتباط با آن مهیا باشیم و تنها راه شناخت آن علم و دانش است.
این پدیده ها برآمده از طبیعت است خود را درگیر خشم آسمان و قهر جهان و نفرین حیوانات و سزای اعمال و پاداش دست بر آسمان بردنها نکنیم.
زبان طبیعت علم است، در پی دانش و آگاهی باشیم.
@daneshagahi
شاهکار دیگری از پروفسور نیل شوبین بهزودی منتشر میشود.
عالم درون (کشف تاریخ مشترک صخرهها، سیارهها و انسانها)
ترجمه: شادی حامدی و نیلوفر فشنگ ساز
نشر سده
@daricheh_1
@daneshagahi
عالم درون (کشف تاریخ مشترک صخرهها، سیارهها و انسانها)
ترجمه: شادی حامدی و نیلوفر فشنگ ساز
نشر سده
@daricheh_1
@daneshagahi
پخش زنده کنفرانس خبری انتشار اولین تصویر واقعی از افق رویداد سیاهچاله توسط تیم تلسکوپ افق رویداد شاید یکی از بزرگترین اکتشافات قرن
https://www.youtube.com/embed/lnJi0Jy692w
https://www.youtube.com/embed/lnJi0Jy692w
YouTube
[LIVE] Unveiling First Ever Image of Black Hole 🌌🛰⚡🔭
For the image and information on all things black hole, go to https://www.nsf.gov/blackholes
«مدیون جبر جغرافیا»
این تصویر خانم کتی بومن در دانشگاهMITاست کسی که الگوریتم ترکیب تصاویر رادیو تلسکوپها را نوشت و اولین تصویر سیاهچاله را بدست آورد.
فارغ از این که وضعیت خفقان برای زنها در جامعه ما اونها رو برای سادهترین حقوقشون درگیر کرده می خواستم به خانم کتی بومن بگم در تمام زندگیت «مدیون جبر جغرافیا» هستی، قدرش را بدان!
قصدم این نیست که ذره ای از تواناییهای ایشون و تلاش سهساله را زیر سوال ببرم که خنده دار خواهد بود و یا حتی لحظه ای خودم رو با ایشون مقایسه کنم، اما اگر در این جغرافیایی که ما هستیم بود هرگز به همچین افتخاری دست پیدا نمیکرد حتی با تمام توانایی شبکه عصبی مغزش.
در سالهای دور در سازمانی عریض و طویل، برای اولین بار در ایران روشی برای ذخیره سازی هزاران ساعت صدا با قابلیت تگگذاری هر ثانیه از صدا بدون تاخیر و به شکل ریلتایم طراحی کردم که نتیجه شگفتانگیزی داشت و در پاداش اون همه تلاش، چندین بار به مکانهایی فراخوانده شدم که قدیمی های اون سازمان هم اسمش رو نشنیده بودند!
خانم کتی بومن عزیز تمام حست را در کنار این چند پتابایت داده درک میکنم و تا همیشه خودت را مدیون جبر جغرافیا بدان که در سرزمینی نیستی که برای کنترل سیل، مهر به داخل آب میاندازند و به فکر جاری کردن خطبه عقد برای نجات دادن کسی هستند که در حال غرق شدن و مرگ در سیل است.
در این شادی بیپایانت غرق شو، از دیروز چند ساعت است در حسرت لحظه ای از این حسنابت هستم...
سروش سارابی، ساعاتی پس از نمایش اولین تصویر واقعی از یک سیاهچاله
https://bit.ly/2VFM9k4
این تصویر خانم کتی بومن در دانشگاهMITاست کسی که الگوریتم ترکیب تصاویر رادیو تلسکوپها را نوشت و اولین تصویر سیاهچاله را بدست آورد.
فارغ از این که وضعیت خفقان برای زنها در جامعه ما اونها رو برای سادهترین حقوقشون درگیر کرده می خواستم به خانم کتی بومن بگم در تمام زندگیت «مدیون جبر جغرافیا» هستی، قدرش را بدان!
قصدم این نیست که ذره ای از تواناییهای ایشون و تلاش سهساله را زیر سوال ببرم که خنده دار خواهد بود و یا حتی لحظه ای خودم رو با ایشون مقایسه کنم، اما اگر در این جغرافیایی که ما هستیم بود هرگز به همچین افتخاری دست پیدا نمیکرد حتی با تمام توانایی شبکه عصبی مغزش.
در سالهای دور در سازمانی عریض و طویل، برای اولین بار در ایران روشی برای ذخیره سازی هزاران ساعت صدا با قابلیت تگگذاری هر ثانیه از صدا بدون تاخیر و به شکل ریلتایم طراحی کردم که نتیجه شگفتانگیزی داشت و در پاداش اون همه تلاش، چندین بار به مکانهایی فراخوانده شدم که قدیمی های اون سازمان هم اسمش رو نشنیده بودند!
خانم کتی بومن عزیز تمام حست را در کنار این چند پتابایت داده درک میکنم و تا همیشه خودت را مدیون جبر جغرافیا بدان که در سرزمینی نیستی که برای کنترل سیل، مهر به داخل آب میاندازند و به فکر جاری کردن خطبه عقد برای نجات دادن کسی هستند که در حال غرق شدن و مرگ در سیل است.
در این شادی بیپایانت غرق شو، از دیروز چند ساعت است در حسرت لحظه ای از این حسنابت هستم...
سروش سارابی، ساعاتی پس از نمایش اولین تصویر واقعی از یک سیاهچاله
https://bit.ly/2VFM9k4
مطالعهی تمام ژنوم انسان به وسوسهی کلید ژنتیکی پایان میدهد
https://bit.ly/2GoEce3
پیشرفتهای اخیر در حوزهی ژنتیک و توالی یابی ژنوم انسان به دانشمندان امکان میدهد که تاریخ جوامع انسانی را با دقت بالائی بازسازی کنند. چنین پژوهشهایی نشان داد تصویر سادهای که در سالهای قبل با مطالعهی میتوکندری و نواحی کوچکی از ژنوم، نظیر کروموزوم ایگرگ، از تاریخ فرگشتی انسان مدرن ترسیم شده بود، دیگر قابل دفاع نیست.
دیوید رایک و همکارانش در سال ۲۰۱۶، پژوهشهایی را به انجام رساندند و تمام ژنوم مجموعهای از جوامع انسانی از اقصی نقاط جهان را مقایسه کردند تا زمانِ جدایی دودمان انسان مدرن از سایر شاخههای هوموها را پیدا نمایند. آنها نشان دادند که این جدایی از حدود ۲۰۰ هزار سال قبل شروع و در حدود ۱۰۰ هزار سال قبل تکمیل شده بود. یکی از شواهد موجود بر صدق ادعای فوق این است که تراکم جهشهایی که ژنوم قبیلهی سان در آفریقا را از ژنوم سایر جوامع جدا میکند بسیار یکنواخت و بالا است. پس اجدادِ مشترک بین سان و غیرِ سان زیاد نبودهاند. مطالعهی گروههای پیگمی در آفریقای مرکزی نیز نتایج مشابهی به همراه داشته است.
مشاهده میکنیم که برخی جوامع کوچک انسانی برای زمانی بسیار طولانی از سایر جوامع جدا بودهاند، ولی با این وجود توانایی آنها در تسلط بر زبان و یا در سایر شاخصهای مربوط به انسان مدرن تفاوتی با سایر جوامع ندارند. نتیجه میگیریم که یک جهش ژنتیکی منحصر بفرد در عصر سنگ و یا دوران پارینه سنگی زبرین رخ نداده است که انسان مدرن را از سایر شاخهها متمایز کند. اگر آنگونه که برخی پیشنهاد میکنند، یک تغییر کلیدی در ژنوم گروهی از انسانها در دوران پارینه سنگی منجر به ظهور انسانِ مدرنِ رفتاری شده است، باید تناوب آن ناحیه از ژنوم که جهش یافته است در جوامع مدرن بالاتر از جوامع ایزولهی باستانی باشد؛ اما چنین چیزی را مشاهده نمیکنیم.
در دهههای قبل که رمز گشایی از تمام ژنوم میسر نبود، دانشمندان به بررسی ژنوم میتوکندری و یا کروموزوم ایگرگ اکتفا کرده بودند. اما با مطالعهی ژنوم میتوکندری حداکثر میتوانیم حدود ۱۶۰ هزار سال قبل را کاوش کنیم و کروموزوم ایگرگ نیز به ما امکان میدهد که تغییرات جمعیتی را حداکثر تا حدود ۳۲۰ هزار سال قبل کاوش کنیم. جدّ مشترک میتوکندریایی و یا جدّ مشترک کروموزم ایگرگ هیچ اطلاعی از دورانهای قدیمیتر به ما نمیدهند. اما با پیشرفتهای اخیر که هزینهی توالییابی ژنوم را چند ده هزار برابر کاهش داده است، اکنون میتوانیم جهشهای انباشته شده در تمام نواحی ژنوم را مقایسه کنیم که به ما امکان میدهد تغییرات را در محدوده بین یک تا پنج میلیون سال قبل بکاویم.
ژنِ فاکسپیتو FOXP2 یکی از گزینههای موجود است که شاید جهشی خاص در این ژن منجر به تغییر در سیمکشی مغز و ظهور انسانِ مدرن رفتاری شده باشد. اما مشخص شد که جدّ مشترک این ژن، یعنی شخصی که نسخهی فعلی ژنِ FOXP2 در تمام انسانها از او به ارث رسیده است، بیشتر از یک میلیون سال قبل میزیسته است. مطالعهی سایر نواحی ژنوم نیز نشان داد که بغیر از میتوکندری و یا کروموزوم ایگرگ، هیچ ناحیهی دیگری از ژنوم انسان جدّ مشترکی در محدودهی سیصد هزار سال قبل نداشته است.
البته باید خاطر نشان کنیم که ناحیهی کوچکی از ژنوم هست که پیچیدگیِ زیادی دارد و هنوز توالییابی نشده است. این امکان وجود دارد که تک جهشی کلیدی در این ناحیه منجر به ظهور انسانِ مدرنِ رفتاری شده باشد. اما از آن که بگذریم، داریم به این نتیجه میرسیم که ظهور انسانِ مدرن، محصول یک یا چند جهشِ کلیدی نیست که انتخاب طبیعی آنها را در زمانی کوتاه گسترده باشد؛ بلکه مجموعهای از جهشهای متنوع و در نواحی مختلفِ ژنوم، به تدریج و در طول زمان رخ دادهاند.
برگرفته از فصل اول از کتاب:
Who we are and how we got here
Written by: David Reich
امیر رحمانی
انتشار: وب سایت دانش آگاهی
http://daneshagahi.com/scientists-posts/124
تصویر مربوط به مطلب زیر می باشد:
Geneticist solves long-standing finch beak mystery
Bridgett vonHoldt found a single genetic key that unlocked beak size in a central African finch species
Date: November 19, 2018
Source: Princeton University
Summary: Biologist have compared the genes of large-beaked Cameroonian finches to those of their smaller-beaked counterparts, found the answer to a 20-year old mystery: 300,000 base pairs, apparently inherited as a unit, always varied between them, and right in the middle of that genetic sequence was the well-known growth factor, IGF-1.
@Daneshagahi
https://bit.ly/2GoEce3
پیشرفتهای اخیر در حوزهی ژنتیک و توالی یابی ژنوم انسان به دانشمندان امکان میدهد که تاریخ جوامع انسانی را با دقت بالائی بازسازی کنند. چنین پژوهشهایی نشان داد تصویر سادهای که در سالهای قبل با مطالعهی میتوکندری و نواحی کوچکی از ژنوم، نظیر کروموزوم ایگرگ، از تاریخ فرگشتی انسان مدرن ترسیم شده بود، دیگر قابل دفاع نیست.
دیوید رایک و همکارانش در سال ۲۰۱۶، پژوهشهایی را به انجام رساندند و تمام ژنوم مجموعهای از جوامع انسانی از اقصی نقاط جهان را مقایسه کردند تا زمانِ جدایی دودمان انسان مدرن از سایر شاخههای هوموها را پیدا نمایند. آنها نشان دادند که این جدایی از حدود ۲۰۰ هزار سال قبل شروع و در حدود ۱۰۰ هزار سال قبل تکمیل شده بود. یکی از شواهد موجود بر صدق ادعای فوق این است که تراکم جهشهایی که ژنوم قبیلهی سان در آفریقا را از ژنوم سایر جوامع جدا میکند بسیار یکنواخت و بالا است. پس اجدادِ مشترک بین سان و غیرِ سان زیاد نبودهاند. مطالعهی گروههای پیگمی در آفریقای مرکزی نیز نتایج مشابهی به همراه داشته است.
مشاهده میکنیم که برخی جوامع کوچک انسانی برای زمانی بسیار طولانی از سایر جوامع جدا بودهاند، ولی با این وجود توانایی آنها در تسلط بر زبان و یا در سایر شاخصهای مربوط به انسان مدرن تفاوتی با سایر جوامع ندارند. نتیجه میگیریم که یک جهش ژنتیکی منحصر بفرد در عصر سنگ و یا دوران پارینه سنگی زبرین رخ نداده است که انسان مدرن را از سایر شاخهها متمایز کند. اگر آنگونه که برخی پیشنهاد میکنند، یک تغییر کلیدی در ژنوم گروهی از انسانها در دوران پارینه سنگی منجر به ظهور انسانِ مدرنِ رفتاری شده است، باید تناوب آن ناحیه از ژنوم که جهش یافته است در جوامع مدرن بالاتر از جوامع ایزولهی باستانی باشد؛ اما چنین چیزی را مشاهده نمیکنیم.
در دهههای قبل که رمز گشایی از تمام ژنوم میسر نبود، دانشمندان به بررسی ژنوم میتوکندری و یا کروموزوم ایگرگ اکتفا کرده بودند. اما با مطالعهی ژنوم میتوکندری حداکثر میتوانیم حدود ۱۶۰ هزار سال قبل را کاوش کنیم و کروموزوم ایگرگ نیز به ما امکان میدهد که تغییرات جمعیتی را حداکثر تا حدود ۳۲۰ هزار سال قبل کاوش کنیم. جدّ مشترک میتوکندریایی و یا جدّ مشترک کروموزم ایگرگ هیچ اطلاعی از دورانهای قدیمیتر به ما نمیدهند. اما با پیشرفتهای اخیر که هزینهی توالییابی ژنوم را چند ده هزار برابر کاهش داده است، اکنون میتوانیم جهشهای انباشته شده در تمام نواحی ژنوم را مقایسه کنیم که به ما امکان میدهد تغییرات را در محدوده بین یک تا پنج میلیون سال قبل بکاویم.
ژنِ فاکسپیتو FOXP2 یکی از گزینههای موجود است که شاید جهشی خاص در این ژن منجر به تغییر در سیمکشی مغز و ظهور انسانِ مدرن رفتاری شده باشد. اما مشخص شد که جدّ مشترک این ژن، یعنی شخصی که نسخهی فعلی ژنِ FOXP2 در تمام انسانها از او به ارث رسیده است، بیشتر از یک میلیون سال قبل میزیسته است. مطالعهی سایر نواحی ژنوم نیز نشان داد که بغیر از میتوکندری و یا کروموزوم ایگرگ، هیچ ناحیهی دیگری از ژنوم انسان جدّ مشترکی در محدودهی سیصد هزار سال قبل نداشته است.
البته باید خاطر نشان کنیم که ناحیهی کوچکی از ژنوم هست که پیچیدگیِ زیادی دارد و هنوز توالییابی نشده است. این امکان وجود دارد که تک جهشی کلیدی در این ناحیه منجر به ظهور انسانِ مدرنِ رفتاری شده باشد. اما از آن که بگذریم، داریم به این نتیجه میرسیم که ظهور انسانِ مدرن، محصول یک یا چند جهشِ کلیدی نیست که انتخاب طبیعی آنها را در زمانی کوتاه گسترده باشد؛ بلکه مجموعهای از جهشهای متنوع و در نواحی مختلفِ ژنوم، به تدریج و در طول زمان رخ دادهاند.
برگرفته از فصل اول از کتاب:
Who we are and how we got here
Written by: David Reich
امیر رحمانی
انتشار: وب سایت دانش آگاهی
http://daneshagahi.com/scientists-posts/124
تصویر مربوط به مطلب زیر می باشد:
Geneticist solves long-standing finch beak mystery
Bridgett vonHoldt found a single genetic key that unlocked beak size in a central African finch species
Date: November 19, 2018
Source: Princeton University
Summary: Biologist have compared the genes of large-beaked Cameroonian finches to those of their smaller-beaked counterparts, found the answer to a 20-year old mystery: 300,000 base pairs, apparently inherited as a unit, always varied between them, and right in the middle of that genetic sequence was the well-known growth factor, IGF-1.
@Daneshagahi
اولین مولکول جهان هستی کشف شد.
بعد از مدتهای طولانی تحقیق و جستجو سرانجام دانشمندان موفق به کشف اولین مولکول تشکیل شده در جهان هستی شدند.
مولکول +HeH در تمامی تئوریهای اخترشیمی به عنوان اولین مولکول تشکیل شده در جهان هستی مورد توافق اخترشناسان بود ولی با توجه به عدم اکتشاف آن در کیهان آنها را نگران اشتباه محاسباتی کرد بود اما با مشاهده شواهد قابل اتکایی از وجود مولکول یون هلیومهیدرید در سحابیNGC7027 مهر تایید بر تئوریهای اختر شیمی زده شد.
بسیار هیجان انگیز است وقتی که از نقطه شروع خودمان و همه هستی با اطمینان آگاه میشویم، باز هم علم ضربهای بر خرافات و ادعاهای بدون سند وارد کرد.
نتایج این تحقیقات در نشریه Nature منتشر شده است.
https://newatlas.com/heium-hydride-ion-first-molecule-universe/59312
@daneshagahi
بعد از مدتهای طولانی تحقیق و جستجو سرانجام دانشمندان موفق به کشف اولین مولکول تشکیل شده در جهان هستی شدند.
مولکول +HeH در تمامی تئوریهای اخترشیمی به عنوان اولین مولکول تشکیل شده در جهان هستی مورد توافق اخترشناسان بود ولی با توجه به عدم اکتشاف آن در کیهان آنها را نگران اشتباه محاسباتی کرد بود اما با مشاهده شواهد قابل اتکایی از وجود مولکول یون هلیومهیدرید در سحابیNGC7027 مهر تایید بر تئوریهای اختر شیمی زده شد.
بسیار هیجان انگیز است وقتی که از نقطه شروع خودمان و همه هستی با اطمینان آگاه میشویم، باز هم علم ضربهای بر خرافات و ادعاهای بدون سند وارد کرد.
نتایج این تحقیقات در نشریه Nature منتشر شده است.
https://newatlas.com/heium-hydride-ion-first-molecule-universe/59312
@daneshagahi
👍1
مغز خوک هایی که چند ساعت قبل کشته شده و سر آنها از بدن جدا شده بود تا ساعت ها زنده ماندند.
https://go.nature.com/2PiWeBb
محققان دانشگاه یل توانستند نشان دهند سلولهای مغز بر خلاف تصور گذشته میتواند تا ساعاتی پس از جدا شدن سر از بدن زنده باقی بماند.
این تیم از محققان سر خوکهایی را که در کشتارگاه کنار آزمایشگاهشان بود و 4 ساعت از کشته شده آنها می گذشت را به آزمایشگاه آورده و با استفاده از دستگاهی به نامBrainEX توانستند با انتقال اکسیژن و مواد مورد نیاز تامین انرژی فعالیتهای زیستی سلولهای مغز را به حالت عادی برگردانند و این فرایند برای 36 ساعت ادامه پیدا کرد.
البته بنا بر گفته این محققین جهت جلوگیری از آسیب خوردن سلول ها در صورت فعالیت الکتریکی با ترکیبات شیمیایی جلوی فعال شدن نرونها گرفته شده و در طول آزمایش آماده اجرای فرایند بیهوشی در صورت مشاهده فعالیت الکتریکی مغز بودند، اما با وراد کردن مقداری جریان الکتریکی به پوست انتقال سیگنالها توسط نرونها به شکل معمول آنها مشاهده شد.
این محققین تاکید کردند که در این آزمایش فعالیت پیچیده مغزی و به شکل الگوهای مسیریابی عصبی مشاهده نکردند.
هدف اصلی این محققین بررسی زمان زنده ماندن مغز از نظر علائم زیستی بعد از جدا شدن از بدن بود که این آزمایش امکان بازگشت حیات زیستی به سلولها بعد از جدا شدن سر از بدن به مدت طولانی را تایید کرد.
این محققین در این تحقیق سر جدا شده 32 خوک را برای 6 ساعت مورد بررسی قرار دادند و مشاهده کردند که نرونها و سایر سلولهای مغز فعالیت های زیستی خود را دوباره به شکل عادی آغاز کردند.
— علم و دانش با قدرت مسیر خودش را پیش میبرد و نگران شکسته شدن باورهای خرافی و قدیمی باطل شده نبوده و در این مسیر توقفی نخواهد داشت.
https://www.nature.com/articles/d41586-019-01216-4
@daneshagahi
https://go.nature.com/2PiWeBb
محققان دانشگاه یل توانستند نشان دهند سلولهای مغز بر خلاف تصور گذشته میتواند تا ساعاتی پس از جدا شدن سر از بدن زنده باقی بماند.
این تیم از محققان سر خوکهایی را که در کشتارگاه کنار آزمایشگاهشان بود و 4 ساعت از کشته شده آنها می گذشت را به آزمایشگاه آورده و با استفاده از دستگاهی به نامBrainEX توانستند با انتقال اکسیژن و مواد مورد نیاز تامین انرژی فعالیتهای زیستی سلولهای مغز را به حالت عادی برگردانند و این فرایند برای 36 ساعت ادامه پیدا کرد.
البته بنا بر گفته این محققین جهت جلوگیری از آسیب خوردن سلول ها در صورت فعالیت الکتریکی با ترکیبات شیمیایی جلوی فعال شدن نرونها گرفته شده و در طول آزمایش آماده اجرای فرایند بیهوشی در صورت مشاهده فعالیت الکتریکی مغز بودند، اما با وراد کردن مقداری جریان الکتریکی به پوست انتقال سیگنالها توسط نرونها به شکل معمول آنها مشاهده شد.
این محققین تاکید کردند که در این آزمایش فعالیت پیچیده مغزی و به شکل الگوهای مسیریابی عصبی مشاهده نکردند.
هدف اصلی این محققین بررسی زمان زنده ماندن مغز از نظر علائم زیستی بعد از جدا شدن از بدن بود که این آزمایش امکان بازگشت حیات زیستی به سلولها بعد از جدا شدن سر از بدن به مدت طولانی را تایید کرد.
این محققین در این تحقیق سر جدا شده 32 خوک را برای 6 ساعت مورد بررسی قرار دادند و مشاهده کردند که نرونها و سایر سلولهای مغز فعالیت های زیستی خود را دوباره به شکل عادی آغاز کردند.
— علم و دانش با قدرت مسیر خودش را پیش میبرد و نگران شکسته شدن باورهای خرافی و قدیمی باطل شده نبوده و در این مسیر توقفی نخواهد داشت.
https://www.nature.com/articles/d41586-019-01216-4
@daneshagahi
Forwarded from پارینه/پالئوگرام (Erfan Khosravi)
فسیل_زنده_چیست،_شرق،_۳۱_فروردین.pdf
364 KB
فسیل زنده چیست؟ تعبیری که باید از ادبیات علمی کنار رود
عرفان خسروی، شرق، ش. ۳۴۰۷، شنبه، ۳۱ فروردین ۹۸، ص. ۹
عرفان خسروی، شرق، ش. ۳۴۰۷، شنبه، ۳۱ فروردین ۹۸، ص. ۹
داستانی عجیب از تلاش برای اهلی کردن روباه
http://bit.ly/2Wan94w
تئوری داروین در شوروی سابق در زمان حکومت ژوزف استالین ممنوع بود. روایت رسمی و دولتی از فرگشت چیزی شبیه به لامارکیسم بود. آنها که تئوری داروین را تبلیغ و تدریس میکردند دشمن نظام محسوب شده و حتی با خطر مرگ روبرو بودند. اما یک ژنتیکدان روس به نام دیمیتری بلایف در اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی تصمیم میگیرد تا با استفاده از انتخاب هدایت شده، روباه را اهلی کند. همان کاری که نیاکان انسانها در طی چند ده هزار سال با سگها انجام داده بودند. او تعداد زیادی روباه پرورش میدهد، آنها را که رفتاری کمتر خصمانه نسبت به انسان داشتند برای جفتگیری نگاه میدارد و بقیه را برای پوستشان میفروشد تا مخارج پروژهاش نیز تامین شود. دیمیتری بلایف در سال ۱۹۸۵ از دنیا میرود ولی همکارانش کار او را ادامه میدهند. بعد از سی نسل پرورش و انتخاب هدایت شده، حدود پنجاه درصد از روباهان دیگر از انسان نمیترسیدند و در اوائل قرن بیستم، تمام روباهانِ نسل پنجاهم دیگر اهلی محسوب میشدند.
البته این روباهان کماکان حیوانات خانگی خوبی نبودند. آنها که به مردم فروخته شده بودند به خانهی صاحبان خود آسیب زیادی وارد میکردند؛ ولی نکتهی عجیب این بود که ظاهر روباه اهلی تا حدی شبیه سگ شده بود. پوزهی کوچکتر، گوشهای شُل، دُمِ کوتاهتر و پیچخورده، خزِ خالدار و جمجمهی پَهنتر از جمله تغییراتی بودند که در ظاهر و ریخت روباه رخ داده بود. رفتار جنسی آنها نیز کمی تغییر کرده بود. روباه وحشی معمولا سالی یک بار جفتگیری میکند ولی روباه ماده اهلی سالی چند بار آماده جفتگیری بودند. آنها زودتر بالغ میشدند و در واقع همان ریخت و شمایل تولگی خود را در بزرگسالی نیز حفظ میکردند.
این نشان میدهد که آن دسته از ژنهایی که موجب رفتار دوستانه این گروه از پستانداران میشوند، فنوتیپ و سایر رفتارهای حیوان را نیز به طریقی مشابه تحت تاثیر قرار میدهند.
گروهی دیگر از دانشمندان روباهانی را پرورش داده و انتخاب کردند که رفتاری بسیار خصمانه نسبت به انسان داشتند و سپس ژنهای آنها را با روباه معمولی و آنها که اهلی شده بودند مقایسه کردند. یکی از پژوهشها نشان داد که تغییراتی در ژنِ SorSC1 رخ داده است. آزمایشهایی که قبلا روی موش انجام شده بود نشان داده بود که ژن فوق بر ارتباط بین نورونهای مغز تاثیر میگذارد و احتمالا یکی از ژنهای موثر بر رفتار حیوانات است. برخی دیگر از ژنهای تغییر یافته در روباه همانها بودند که احتمالا با آتیسم، اختلال دوقطبی و سندرم ویلیام-بیورون در انسان مرتبط هستند.
همچنین مشخص شد که سطح هورمون سروتونین در مغز روباه اهلی بالاتر و سطح آدرنالین و کورتیکواستروید پایینتر از روباه معمولی است.
امیر رحمانی
انتشار: وب سایت دانش آگاهی
http://daneshagahi.com/scientists-posts/125
https://www.earth.com/news/domestication-foxes
@daneshagahi
http://bit.ly/2Wan94w
تئوری داروین در شوروی سابق در زمان حکومت ژوزف استالین ممنوع بود. روایت رسمی و دولتی از فرگشت چیزی شبیه به لامارکیسم بود. آنها که تئوری داروین را تبلیغ و تدریس میکردند دشمن نظام محسوب شده و حتی با خطر مرگ روبرو بودند. اما یک ژنتیکدان روس به نام دیمیتری بلایف در اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی تصمیم میگیرد تا با استفاده از انتخاب هدایت شده، روباه را اهلی کند. همان کاری که نیاکان انسانها در طی چند ده هزار سال با سگها انجام داده بودند. او تعداد زیادی روباه پرورش میدهد، آنها را که رفتاری کمتر خصمانه نسبت به انسان داشتند برای جفتگیری نگاه میدارد و بقیه را برای پوستشان میفروشد تا مخارج پروژهاش نیز تامین شود. دیمیتری بلایف در سال ۱۹۸۵ از دنیا میرود ولی همکارانش کار او را ادامه میدهند. بعد از سی نسل پرورش و انتخاب هدایت شده، حدود پنجاه درصد از روباهان دیگر از انسان نمیترسیدند و در اوائل قرن بیستم، تمام روباهانِ نسل پنجاهم دیگر اهلی محسوب میشدند.
البته این روباهان کماکان حیوانات خانگی خوبی نبودند. آنها که به مردم فروخته شده بودند به خانهی صاحبان خود آسیب زیادی وارد میکردند؛ ولی نکتهی عجیب این بود که ظاهر روباه اهلی تا حدی شبیه سگ شده بود. پوزهی کوچکتر، گوشهای شُل، دُمِ کوتاهتر و پیچخورده، خزِ خالدار و جمجمهی پَهنتر از جمله تغییراتی بودند که در ظاهر و ریخت روباه رخ داده بود. رفتار جنسی آنها نیز کمی تغییر کرده بود. روباه وحشی معمولا سالی یک بار جفتگیری میکند ولی روباه ماده اهلی سالی چند بار آماده جفتگیری بودند. آنها زودتر بالغ میشدند و در واقع همان ریخت و شمایل تولگی خود را در بزرگسالی نیز حفظ میکردند.
این نشان میدهد که آن دسته از ژنهایی که موجب رفتار دوستانه این گروه از پستانداران میشوند، فنوتیپ و سایر رفتارهای حیوان را نیز به طریقی مشابه تحت تاثیر قرار میدهند.
گروهی دیگر از دانشمندان روباهانی را پرورش داده و انتخاب کردند که رفتاری بسیار خصمانه نسبت به انسان داشتند و سپس ژنهای آنها را با روباه معمولی و آنها که اهلی شده بودند مقایسه کردند. یکی از پژوهشها نشان داد که تغییراتی در ژنِ SorSC1 رخ داده است. آزمایشهایی که قبلا روی موش انجام شده بود نشان داده بود که ژن فوق بر ارتباط بین نورونهای مغز تاثیر میگذارد و احتمالا یکی از ژنهای موثر بر رفتار حیوانات است. برخی دیگر از ژنهای تغییر یافته در روباه همانها بودند که احتمالا با آتیسم، اختلال دوقطبی و سندرم ویلیام-بیورون در انسان مرتبط هستند.
همچنین مشخص شد که سطح هورمون سروتونین در مغز روباه اهلی بالاتر و سطح آدرنالین و کورتیکواستروید پایینتر از روباه معمولی است.
امیر رحمانی
انتشار: وب سایت دانش آگاهی
http://daneshagahi.com/scientists-posts/125
https://www.earth.com/news/domestication-foxes
@daneshagahi
👍2
تصور عمومی بر این است که گالیه مخترع تلسکوپ است، اما در حالت عنوان عمومی تلسکوپ اینطور نیست.
در سال 1608 حدود 400 سال پیش یک لنزساز آلمانی-داچ به نام Hans Lippershey (تصویر بالا) اولین ابزار رصد اجسام دور را ساخت.
تا پیش از سال 1608 میلادی اقوامی که تقویم آنها بر اساس حرکت اجرام آسمانی تنظیم می شد هیچ چاره ای جزء رصد اجرام با چشم نداشتند.
اما امروز حدود 400 سال بعد از ساخت اولین ابزار رصد اجسام دور، گونه ما متکی بر پیچیدگی شبکه عصبی مغز خود، موفق شده است ابزاری ساخت دست خود را بر روی اجرام متحرک فضایی با فاصله هایی بسیار دور با بالاترین دقت با موفقیت به دفعات فرودآورد.
تنها علم و دانش است که در زمان متوقف نمی ماند.
@daneshagahi
در سال 1608 حدود 400 سال پیش یک لنزساز آلمانی-داچ به نام Hans Lippershey (تصویر بالا) اولین ابزار رصد اجسام دور را ساخت.
تا پیش از سال 1608 میلادی اقوامی که تقویم آنها بر اساس حرکت اجرام آسمانی تنظیم می شد هیچ چاره ای جزء رصد اجرام با چشم نداشتند.
اما امروز حدود 400 سال بعد از ساخت اولین ابزار رصد اجسام دور، گونه ما متکی بر پیچیدگی شبکه عصبی مغز خود، موفق شده است ابزاری ساخت دست خود را بر روی اجرام متحرک فضایی با فاصله هایی بسیار دور با بالاترین دقت با موفقیت به دفعات فرودآورد.
تنها علم و دانش است که در زمان متوقف نمی ماند.
@daneshagahi
👍1
جدیدترین کتاب استوارت کافمن منتشر شد.
جهان در پس فیزیک: منشاوفرگشت حیات
یک کتاب بسیار فوقالعاده دیگر از استوارت کافمن، زیستشناس نظری و پژوهشگر سامانههای پیچیده که دریچه جدیدی بر چگونگی مسیرهای ممکنِ پیدایش حیات و فرگشت آن باز می کند. کافمن در این کتاب در پس قدرت دانش فیزیک مطالبی را ارائه میکند که براحتی میتواند راهگشای جویندگانِ حقیقتِ طبیعت باشد.
این کتاب فوقالعاده را به همه دوستان پیشنهاد میکنم و امیدوارم خواندن این کتاب کمک شایانی به شکستن باورهای کهنه در ذهنهای مقاوم در برابر علم و دانش باشد.
@daneshagahi
جهان در پس فیزیک: منشاوفرگشت حیات
یک کتاب بسیار فوقالعاده دیگر از استوارت کافمن، زیستشناس نظری و پژوهشگر سامانههای پیچیده که دریچه جدیدی بر چگونگی مسیرهای ممکنِ پیدایش حیات و فرگشت آن باز می کند. کافمن در این کتاب در پس قدرت دانش فیزیک مطالبی را ارائه میکند که براحتی میتواند راهگشای جویندگانِ حقیقتِ طبیعت باشد.
این کتاب فوقالعاده را به همه دوستان پیشنهاد میکنم و امیدوارم خواندن این کتاب کمک شایانی به شکستن باورهای کهنه در ذهنهای مقاوم در برابر علم و دانش باشد.
@daneshagahi
👍3
در چند روز گذشته این پست جناب دکتر فیروز نادری (که هیچ نیازی به معرفی ندارند) محل برخورد سلایق گوناگونی از تفکرهای مختلف قرارگرفته است. در این تصویر شخص روحانی دیده میشود که در حال انجام فعالیتی در حوزه رصد هلال اول ماه است. دکتر فیروز نادری تعجب شدید خود را از این عمل برای فرایند رصد هلال ماه ابراز کردهاند. ایشان نوشتهاند آیا استفاده از تراز برای این کار یک شوخی است یا نه چیزی دیگری؟ جدا از اصل موضوع شخصاً هیچ توهین یا تمسخری در این نوشته نمیبینم (جدا از این موضوع خاص شخصاً در کل اعتقاددارم میتوان با هر چیزی در مقام طنز برخورد کرد) این نوشته ایشان حاوی نکته مهمی است که از دیده معترضین و حتی موافقین پنهان مانده است. این شخص روحانی و در ادامه متخصصین بزرگوار حوزه نجوم آماتوری در مورد استفاده از تراز توضیح دادهاند که این بخشی از مراحل رصد است و در این مرحله هدف شناسایی صفر افق با روش کمهزینه بدون نیازِ به ابزارهای گرانقیمت بوده است. من قصد ندارم به مبحث ایدئولوژی و درست و غلط بودن رصد با چشم غیرمسلح و دلایل مطرح ایدئولوژیک در مورد این موضوع وارد شوم، نه تخصص دارم نه علاقه ای دارم، اما ذکر یک نکته لازم می دانم.
قطعا جناب دکتر فیروز نادری از مباحث نجوم آماتوری به اندازه حداقل نیاز اطلاع دارند و میدانند که در ایران برای گروهی این موضوع بخشی از قوانین تفکرات آنها است و همچنین میدانند که در این دستورات تأکید بر چشم غیرمسلح شده است پس ابزار و محاسبه دیگر جایی ندارد و میدانند که هیچکسی برای رصد از یک تراز استفاده نمیکنند، پس اشاره ایشان به چه نکتهای بوده است؟
مسئله روش اولیه استفاده از پیدا کردن موقعیت احتمالی ماه و بعد جستجو با چشم غیرمسلح است. در دوران پیشرفت امروز که جای هر جرم فضایی با دقت میلیمتر در فضا تا سالهای آینده با دقت فراوان قابل پیشبینی است، استفاده از یک برنامه بر روی تلفن همراه بهراحتی و بدون هیچ هزینهای میتواند محل هر جرم فضایی در آسمان، مشخصات افق و هر داده جغرافیایی دیگری را مشخص کرده و سپس در صورت لزوم با چشم غیرمسلح آن منطقه را جستجو کرد.
کافی بود این شخص یکی از انواع برنامههای نجومی را روی تلفن همراه خود نصبکرده جرم فضایی ماه را انتخاب و GPS گوشی را فعال و گوشی خود را به سمت آسمان گرفته و در جهات مختلف حرکت میداد. نرمافزارهای نجومی با استفاده از موقعیت GPS و مقدار زاویه تلفن همراه مانند یک پنجره شیشهای هر جرم فضایی که در آن زمان از پنجره دید صفحه موبایل قابل رصد باشد را با همه جزئیات نشان خواهد داد و بگذریم که ابزارهای VR,AR جدید قابلیتهای فراوان دیگری را هم می توانند برای نشان دادن محل یک جرم فضایی در آسمان اضافه کنند.(دقت کنید بحث استفاده از ابزار برای تشخیص منطقه احتمالی جستجو است نه رصد مسلح)
اینکه دوستان در دفاع از پیدا کردن افق برای محاسبات مرحله بعدی ارتفاع و... و رصدهلال ماه شروع به توهین به جناب دکتر نادری کردهاند نشان میدهد که باورها به شکل بسیار قدرتمندی در شبکه عصبی مغز آنها رخنه کرده به شکلی که، استفاده از نرمافزارهایی که از شخص بنده بهتر به آنها آگاه هستند را هم فراموش کردهاند.
در این نوشته قصد تائید و رد هیچ نظری از اساتید را ندارم که قطعا در جایگاه آن نیستم، این نوشته تنها یک یادآوری بود برای سالهای بعد که نیاز به تراز برای پیدا کردن صفر افق و ادامه مراحل نیست، کافی است یک برنامه سادهروی گوشی خود نصب کنید، تمام اطلاعات را ببینید و در ادامه با چشم غیرمسلح آن منطقه را رصد کنید.
https://bit.ly/2PXRmlm
@daneshagahi
قطعا جناب دکتر فیروز نادری از مباحث نجوم آماتوری به اندازه حداقل نیاز اطلاع دارند و میدانند که در ایران برای گروهی این موضوع بخشی از قوانین تفکرات آنها است و همچنین میدانند که در این دستورات تأکید بر چشم غیرمسلح شده است پس ابزار و محاسبه دیگر جایی ندارد و میدانند که هیچکسی برای رصد از یک تراز استفاده نمیکنند، پس اشاره ایشان به چه نکتهای بوده است؟
مسئله روش اولیه استفاده از پیدا کردن موقعیت احتمالی ماه و بعد جستجو با چشم غیرمسلح است. در دوران پیشرفت امروز که جای هر جرم فضایی با دقت میلیمتر در فضا تا سالهای آینده با دقت فراوان قابل پیشبینی است، استفاده از یک برنامه بر روی تلفن همراه بهراحتی و بدون هیچ هزینهای میتواند محل هر جرم فضایی در آسمان، مشخصات افق و هر داده جغرافیایی دیگری را مشخص کرده و سپس در صورت لزوم با چشم غیرمسلح آن منطقه را جستجو کرد.
کافی بود این شخص یکی از انواع برنامههای نجومی را روی تلفن همراه خود نصبکرده جرم فضایی ماه را انتخاب و GPS گوشی را فعال و گوشی خود را به سمت آسمان گرفته و در جهات مختلف حرکت میداد. نرمافزارهای نجومی با استفاده از موقعیت GPS و مقدار زاویه تلفن همراه مانند یک پنجره شیشهای هر جرم فضایی که در آن زمان از پنجره دید صفحه موبایل قابل رصد باشد را با همه جزئیات نشان خواهد داد و بگذریم که ابزارهای VR,AR جدید قابلیتهای فراوان دیگری را هم می توانند برای نشان دادن محل یک جرم فضایی در آسمان اضافه کنند.(دقت کنید بحث استفاده از ابزار برای تشخیص منطقه احتمالی جستجو است نه رصد مسلح)
اینکه دوستان در دفاع از پیدا کردن افق برای محاسبات مرحله بعدی ارتفاع و... و رصدهلال ماه شروع به توهین به جناب دکتر نادری کردهاند نشان میدهد که باورها به شکل بسیار قدرتمندی در شبکه عصبی مغز آنها رخنه کرده به شکلی که، استفاده از نرمافزارهایی که از شخص بنده بهتر به آنها آگاه هستند را هم فراموش کردهاند.
در این نوشته قصد تائید و رد هیچ نظری از اساتید را ندارم که قطعا در جایگاه آن نیستم، این نوشته تنها یک یادآوری بود برای سالهای بعد که نیاز به تراز برای پیدا کردن صفر افق و ادامه مراحل نیست، کافی است یک برنامه سادهروی گوشی خود نصب کنید، تمام اطلاعات را ببینید و در ادامه با چشم غیرمسلح آن منطقه را رصد کنید.
https://bit.ly/2PXRmlm
@daneshagahi
❤3👍1
روزی، بره ای باید از جنگل بکری می گذشت تا به چراگاهش برسد. بره ی بی فکری بود و راه پر پیچ و خم و پر فراز و نشیبی برای خود باز کرد.
روز بعد، سگی که از آن جا می گذشت، از همان راه استفاده کرد و از جنگل گذشت. مدتی بعد، گوسفند راهنمای گله آن راه را باز دید و گله اش را وادار کرد از آن جا عبور کنند.
مدتی بعد، انسان ها هم از همین راه استفاده کردند: می آمدند و می رفتند، به راست و چپ می پیچیدند، بالا می رفتند و پایین می آمدند، شکوه می کردند و آزار می دیدند و حق هم داشتند. اما هیچ کس سعی نکرد راه جدید باز کند.
مدتی بعد، آن کوه راه، خیابانی شد. حیوانات بیچاره زیر بارهای سنگین، از پا می افتادند و مجبور بودند راهی که می توانستند در سی دقیقه طی کنند، سه ساعته بروند، مجبور بودند که همان راهی را بپیمایند که بره ای گشوده بود.
سال ها گذشت و آن خیابان، جاده ی اصلی یک روستا شد، و بعد شد خیابان اصلی یک شهر. همه از مسیر این خیابان شکایت داشتند، مسیر بسیار بدی بود.
در همین حال، جنگل پیر و خردمند می خندید و می دید که انسان ها دوست دارند مانند کوران، راهی را که قبلا باز شده، طی کنند و هرگز از خود نپرسند که آیا راه بهتری وجود دارد یا نه؟
کتاب قصه هایی برای پدران. فرزندان. نوه ها
نوشته پائولو کوئیلو
@daneshagahi
https://bit.ly/2PRjw1l
روز بعد، سگی که از آن جا می گذشت، از همان راه استفاده کرد و از جنگل گذشت. مدتی بعد، گوسفند راهنمای گله آن راه را باز دید و گله اش را وادار کرد از آن جا عبور کنند.
مدتی بعد، انسان ها هم از همین راه استفاده کردند: می آمدند و می رفتند، به راست و چپ می پیچیدند، بالا می رفتند و پایین می آمدند، شکوه می کردند و آزار می دیدند و حق هم داشتند. اما هیچ کس سعی نکرد راه جدید باز کند.
مدتی بعد، آن کوه راه، خیابانی شد. حیوانات بیچاره زیر بارهای سنگین، از پا می افتادند و مجبور بودند راهی که می توانستند در سی دقیقه طی کنند، سه ساعته بروند، مجبور بودند که همان راهی را بپیمایند که بره ای گشوده بود.
سال ها گذشت و آن خیابان، جاده ی اصلی یک روستا شد، و بعد شد خیابان اصلی یک شهر. همه از مسیر این خیابان شکایت داشتند، مسیر بسیار بدی بود.
در همین حال، جنگل پیر و خردمند می خندید و می دید که انسان ها دوست دارند مانند کوران، راهی را که قبلا باز شده، طی کنند و هرگز از خود نپرسند که آیا راه بهتری وجود دارد یا نه؟
کتاب قصه هایی برای پدران. فرزندان. نوه ها
نوشته پائولو کوئیلو
@daneshagahi
https://bit.ly/2PRjw1l
صحنهای به شکل این تصویر زیبا را در حدود 10 هزار سال پیش در اوایل دوران میانسنگی تجسم کنید. گونه هوموساپینس غارنشین که بهتازگی با تغییرات شرایط آب و هوایی از غارها بیرون آمدهاند و از غارها تنها بهعنوان سرپناه استفاده میکنند، شبانگاه، از درون سرپناه خود نور و صدای رعدوبرقهای سهمگین که بر پهنه جنگل فرود میآیند را با وحشتی فراوان نظاره میکنند. طبیعت خشمگین بیتوجه به آنها قویترین نیروی خود را بیرحمانه بر آنها فرود میآورد نیرویی فرای تصور آنان. احتمالاً نیرومندترین قدرتهایی که مردمان آن اعصار تجربه کرده بودهاند، مربوط به قویترین افراد گروههای خودشان و یا حیوانات درنده بوده است، اما منبع آنهمه خشم آسمانی چه میتوانست باشد؟ کدام نیرو آنهمه قدرت دارد؟
تنها پاسخ ممکن برای شبکه عصبی علت-معلول خواه آنها فقط میتوانست یکچیز باشد:
«نیروهای ماورایی قدرتمند و خشمگینی که در آسمانها زندگی میکنند»
بر اساس تحقیقات علوم مختلف احتمالاً اعتقاد به قدرتهای ماورایی-آسمانی از همین دوران آغازشده است. به دو دلیل عمده، وجود این نیروهای آسمانی قدرتمند (که آغازگر باورهایی برای سالهای فراوان آینده شد) بهترین پاسخ برای سایر سؤالات ذهنهای جستجوگر آن دوران بوده است اول اینکه بدیهی است که وقتی یک نیروی ماورائی آسمانی توانایی ایجاد رعدوبرقهایی چنان سهمگین را دارد، به وجود آوردن درختان و حیوانات و هر آنچه وجود دارد سادهترین کار ممکن برایشان باشد. دوم اینکه ساختار شبکه عصبی مغز ذاتاً یک سیستم مصرفکننده بهینه انرژی است و هر آنچه برای تحلیل آن نیاز به مصرف انرژی کمتری باشد را سریعتر و راحتتر پذیرا خواهد بود.
در طی هزاران سال بعد، رویدادهای قدرتمند دیگری در طبیعت توسط مردمان هر بخشی از تاریخ دیده میشده است. زلزله، آتشفشان، سیل و ... و پاسخ چرایی وقوع آنها تنها به داستانهای پیشینیان بازمیگشت. هرچه رویدادها قدرتمندتر بودند، این نیروهای آسمانی در ذهنها قویتر، والاتر و بینقصتر ساخته و پرداخت میشد و خود دلیل واضحی میشد برای پاسخ سایر سؤالات غیرقابل درک.
این داستانها در طول تاریخ بهاندازهای قدرتمند و عمیق و گسترده شدهاند که همچنان در عصری که مفاهیم تخلیه بار الکتریکی، حرکت لایههای پوسته زمین و تمام سازوکارهای طبیعت در ابتداییترین کتابهای درسی نوشتهشده است، هنوز هستند اقوام فراوانی که از ترس این نیروهای ماورائی، چشم بر بخشش قدرتهایی دارند که منزل آنها در آسمان است.
مغز در مقابل پذیرش توضیحات جدید و نسبتاً پیچیده برای علت وقوع رویدادها، در مقابل دلایلی که بهاندازه هزاران سال قدمت دارند، دلایلی که مورد تائید بخش عمدهای از مردمان هستند، دلایلی که توضیح آنها بسیار آسان و در حد 2 کلمه است بسیار مقاوم است و بدتر آنکه شکستن سایر دلایلی که بر پایه دلایل اولیهای با این قدمت و گستردگی ساختهشده است کاری بسیار دشوار و سنگین برای شبکه عصبی ما خواهد بود.
پس بیدلیل نیست که امروزه توضیحات علمی در مقابل دلایل کهن، گسترده و ساده پذیر، کمترین شانس را برای بقا دارند. قانون فرگشت زیستی در مورد باورها و عقاید هم حاکم است. باورهای و عقایدی که مزیتی برای شبکه عصبی دارند باقی میمانند، هرچند با هزاران سند و مدرک و شاهد مسجل باشد که کاملاً غلط باطلشده هستند.
http://bit.ly/2LweRDd
@daneshagahi
تنها پاسخ ممکن برای شبکه عصبی علت-معلول خواه آنها فقط میتوانست یکچیز باشد:
«نیروهای ماورایی قدرتمند و خشمگینی که در آسمانها زندگی میکنند»
بر اساس تحقیقات علوم مختلف احتمالاً اعتقاد به قدرتهای ماورایی-آسمانی از همین دوران آغازشده است. به دو دلیل عمده، وجود این نیروهای آسمانی قدرتمند (که آغازگر باورهایی برای سالهای فراوان آینده شد) بهترین پاسخ برای سایر سؤالات ذهنهای جستجوگر آن دوران بوده است اول اینکه بدیهی است که وقتی یک نیروی ماورائی آسمانی توانایی ایجاد رعدوبرقهایی چنان سهمگین را دارد، به وجود آوردن درختان و حیوانات و هر آنچه وجود دارد سادهترین کار ممکن برایشان باشد. دوم اینکه ساختار شبکه عصبی مغز ذاتاً یک سیستم مصرفکننده بهینه انرژی است و هر آنچه برای تحلیل آن نیاز به مصرف انرژی کمتری باشد را سریعتر و راحتتر پذیرا خواهد بود.
در طی هزاران سال بعد، رویدادهای قدرتمند دیگری در طبیعت توسط مردمان هر بخشی از تاریخ دیده میشده است. زلزله، آتشفشان، سیل و ... و پاسخ چرایی وقوع آنها تنها به داستانهای پیشینیان بازمیگشت. هرچه رویدادها قدرتمندتر بودند، این نیروهای آسمانی در ذهنها قویتر، والاتر و بینقصتر ساخته و پرداخت میشد و خود دلیل واضحی میشد برای پاسخ سایر سؤالات غیرقابل درک.
این داستانها در طول تاریخ بهاندازهای قدرتمند و عمیق و گسترده شدهاند که همچنان در عصری که مفاهیم تخلیه بار الکتریکی، حرکت لایههای پوسته زمین و تمام سازوکارهای طبیعت در ابتداییترین کتابهای درسی نوشتهشده است، هنوز هستند اقوام فراوانی که از ترس این نیروهای ماورائی، چشم بر بخشش قدرتهایی دارند که منزل آنها در آسمان است.
مغز در مقابل پذیرش توضیحات جدید و نسبتاً پیچیده برای علت وقوع رویدادها، در مقابل دلایلی که بهاندازه هزاران سال قدمت دارند، دلایلی که مورد تائید بخش عمدهای از مردمان هستند، دلایلی که توضیح آنها بسیار آسان و در حد 2 کلمه است بسیار مقاوم است و بدتر آنکه شکستن سایر دلایلی که بر پایه دلایل اولیهای با این قدمت و گستردگی ساختهشده است کاری بسیار دشوار و سنگین برای شبکه عصبی ما خواهد بود.
پس بیدلیل نیست که امروزه توضیحات علمی در مقابل دلایل کهن، گسترده و ساده پذیر، کمترین شانس را برای بقا دارند. قانون فرگشت زیستی در مورد باورها و عقاید هم حاکم است. باورهای و عقایدی که مزیتی برای شبکه عصبی دارند باقی میمانند، هرچند با هزاران سند و مدرک و شاهد مسجل باشد که کاملاً غلط باطلشده هستند.
http://bit.ly/2LweRDd
@daneshagahi
چگونه در دام خرافات گرفتار نشویم
قبل از اینکه بدانیم چگونه میتوانیم از گرفتار شدن در دام خرافات جلوگیری کنیم، لازم است با مشخصات خرافات آشنایی کاملی داشته باشیم و بتوانیم خرافات را تشخیص بدیم.
اولین نکته در مورد خرافات کیفیت زمان و ظاهر آن است. اصولاً خرافات وابسته به باورهای کهن هستند اما در دوران اخیر خرافات هم پوستاندازی کرده و در قالب مدرن اما با مضامینی کهن ارائه میشوند. قصد ندارم در این نوشته وارد مباحث جامعهشناختی خرافات و چرایی پذیرش آن در جوامع بشوم. در اینجا تصمیم دارم نحوه شناسایی باورهای خرافی را کمی توضیح داده تا بتوانیم با شناسایی این باورها از گرفتار شدن در دام آنها جلوگیری کنیم...
https://link.medium.com/EdYTQstRBW
@daneshagahi
قبل از اینکه بدانیم چگونه میتوانیم از گرفتار شدن در دام خرافات جلوگیری کنیم، لازم است با مشخصات خرافات آشنایی کاملی داشته باشیم و بتوانیم خرافات را تشخیص بدیم.
اولین نکته در مورد خرافات کیفیت زمان و ظاهر آن است. اصولاً خرافات وابسته به باورهای کهن هستند اما در دوران اخیر خرافات هم پوستاندازی کرده و در قالب مدرن اما با مضامینی کهن ارائه میشوند. قصد ندارم در این نوشته وارد مباحث جامعهشناختی خرافات و چرایی پذیرش آن در جوامع بشوم. در اینجا تصمیم دارم نحوه شناسایی باورهای خرافی را کمی توضیح داده تا بتوانیم با شناسایی این باورها از گرفتار شدن در دام آنها جلوگیری کنیم...
https://link.medium.com/EdYTQstRBW
@daneshagahi
Medium
چگونه در دام خرافات گرفتار نشویم
قبل از اینکه بدانیم چگونه میتوانیم از گرفتار شدن در دام خرافات جلوگیری کنیم، لازم است با مشخصات خرافات آشنایی کاملی داشته باشیم و بتوانیم…
دریکی از داستانهای کهن آمده است که مردی به قصد کشتن گروهی از افراد تصمیم رفتن به شهری داشت. در میان راه ناگهان نور بسیار شدیدی در اطراف خود میبیند. مرد از شدت نور نمیتواند جایی را ببیند و بر زمین میافتد. در این لحظه صدایی میشنود. صدا به او میگوید چرا میخواهی برای کشتن کسانی به شهر بروی. مرد پاسخ میدهد دیگر نمیتوانم بروم، هیچ جایی را نمیبینم. من کور شدهام. صدا میگوید به راهت به شهر ادامه بده. مرد به مدت سه روز نابینا میشود تا به شهر میرسد. فردی از همان گروهی قصد کشتن آنها را داشته است بر چشمان او دست میکشد و کمی بعد او بینایی خود را به دست میآورد. بعدازاین واقعه او به آن گروه میپیوندد.
http://bit.ly/2JIP9Jw
در اینجا قصد بررسی درستی تاریخی این داستان را ندارم و فرض را بر اساس صحت روایت قرار میدهم.
حال این سؤال پیش خواهد آمد که اگر این داستان درست است شنیدن صدا، کور شدن و شفا گرفتن بعد از مدتی چگونه قابل توضیح است؟
پاسخ کوتاه و ساده است: امروز علم برای وقوع این علائم پاسخ دقیقی دارد.
بیماری Temporal Lobe Epilepsy که با عنوان مخفف TLE نیز شناخته میشود. از عمده علائم بیماری صرع لب تمپورال، شنیدن صدا در مغز و دیدن نور، حمله شدید به سیستم بینایی به شکل موقت است. (شفا یافتن بینایی مرد ناشی از پایان عارضه نابینایی موقت حمله صرع بوده است).
درواقع افرادی که در معرض این حمله قرار میگیرند صداهایی را با منبع خارجی میشنوند که این صداها با آنها صحبت کرده و دستوراتی به آنها می دهد. این صحبت ها عموما متشکل از مضامینی است که پیش از حمله عصبی در ذهن خود، به آنها فکر کرده بودهاند.در حالت کلی این عارضه Auditory Verbal Hallucinations شناخته میشود.
دیدن نور، نابینایی موقت، ترس های شدید، شنیدن صداهایی که با شخص صحبت می کنند همگی از نشانه های مشخص حمله عصبی صرع هستند. جهت بررسی مکانیزم عصبی انواع مختلف حمله های صرع می توانید به لینک زیر مراجعه کنید.
https://www.frontiersin.org/articles/10.3389/fnhum.2013.00624/full
@daneshagahi
http://bit.ly/2JIP9Jw
در اینجا قصد بررسی درستی تاریخی این داستان را ندارم و فرض را بر اساس صحت روایت قرار میدهم.
حال این سؤال پیش خواهد آمد که اگر این داستان درست است شنیدن صدا، کور شدن و شفا گرفتن بعد از مدتی چگونه قابل توضیح است؟
پاسخ کوتاه و ساده است: امروز علم برای وقوع این علائم پاسخ دقیقی دارد.
بیماری Temporal Lobe Epilepsy که با عنوان مخفف TLE نیز شناخته میشود. از عمده علائم بیماری صرع لب تمپورال، شنیدن صدا در مغز و دیدن نور، حمله شدید به سیستم بینایی به شکل موقت است. (شفا یافتن بینایی مرد ناشی از پایان عارضه نابینایی موقت حمله صرع بوده است).
درواقع افرادی که در معرض این حمله قرار میگیرند صداهایی را با منبع خارجی میشنوند که این صداها با آنها صحبت کرده و دستوراتی به آنها می دهد. این صحبت ها عموما متشکل از مضامینی است که پیش از حمله عصبی در ذهن خود، به آنها فکر کرده بودهاند.در حالت کلی این عارضه Auditory Verbal Hallucinations شناخته میشود.
دیدن نور، نابینایی موقت، ترس های شدید، شنیدن صداهایی که با شخص صحبت می کنند همگی از نشانه های مشخص حمله عصبی صرع هستند. جهت بررسی مکانیزم عصبی انواع مختلف حمله های صرع می توانید به لینک زیر مراجعه کنید.
https://www.frontiersin.org/articles/10.3389/fnhum.2013.00624/full
@daneshagahi
دوستان عزیز توجه داشته باشند به هیچ عنوان اجازه نشر مطالب کانال بدون ذکر منبع رو ندارید، اگر گروهی یا کانالی محدودیت فوروارد داره حتما در قالب متن منبع درج شود.