ادامه قوانین مهندسی نرم افزار !
یه مفهومی توی تیمهای نرمافزاری هست به اسم Bus Factor. خیلی ساده یعنی چند نفر اگر از تیم حذف بشن، پروژه میخوابه؟ مثلا اگر فقط یک نفر بلد باشه سیستم پرداخت چطوری کار میکنه، فقط یک نفر دیتابیس رو بفهمه، یا فقط یک نفر بدونه دیپلوی چطوری انجام میشه، Bus Factor اون بخش میشه ۱. یعنی تیم عملا روی دانش یک نفر قفل شده و با نبودنش همهچیز کند، مبهم یا متوقف میشه.
هرچی Bus Factor بالاتر باشه، یعنی دانش بین آدمهای بیشتری پخش شده و تیم سالمتره. راهحلش هم خیلی پیچیده نیست: مستندسازی درست، کدریویو، جفتکار کردن، چرخوندن مسئولیتها، و اینکه هیچ آدمی تبدیل به تنها مرجع یک بخش حیاتی نشه. تیم خوب فقط با آدمهای باهوش ساخته نمیشه، با پخش شدن دانش و کم شدن وابستگیهای خطرناک ساخته میشه.
#lawsofsoftwareengineering
@codehalics | کدهالیک
یه مفهومی توی تیمهای نرمافزاری هست به اسم Bus Factor. خیلی ساده یعنی چند نفر اگر از تیم حذف بشن، پروژه میخوابه؟ مثلا اگر فقط یک نفر بلد باشه سیستم پرداخت چطوری کار میکنه، فقط یک نفر دیتابیس رو بفهمه، یا فقط یک نفر بدونه دیپلوی چطوری انجام میشه، Bus Factor اون بخش میشه ۱. یعنی تیم عملا روی دانش یک نفر قفل شده و با نبودنش همهچیز کند، مبهم یا متوقف میشه.
هرچی Bus Factor بالاتر باشه، یعنی دانش بین آدمهای بیشتری پخش شده و تیم سالمتره. راهحلش هم خیلی پیچیده نیست: مستندسازی درست، کدریویو، جفتکار کردن، چرخوندن مسئولیتها، و اینکه هیچ آدمی تبدیل به تنها مرجع یک بخش حیاتی نشه. تیم خوب فقط با آدمهای باهوش ساخته نمیشه، با پخش شدن دانش و کم شدن وابستگیهای خطرناک ساخته میشه.
#lawsofsoftwareengineering
@codehalics | کدهالیک
❤5👌1
کدهالیک | codehalic
ادامه قوانین مهندسی نرم افزار ! یه مفهومی توی تیمهای نرمافزاری هست به اسم Bus Factor. خیلی ساده یعنی چند نفر اگر از تیم حذف بشن، پروژه میخوابه؟ مثلا اگر فقط یک نفر بلد باشه سیستم پرداخت چطوری کار میکنه، فقط یک نفر دیتابیس رو بفهمه، یا فقط یک نفر بدونه…
یه مثال خیلی خوب برای Bus Factor، خود لینوکسه.
از بیرون بهنظر میاد پروژه خیلی به لینوس توروالدز وابستهست، ولی سوال اینه: چطوری کاری کرد که Bus Factor پروژه عملاً ۱ نمونه؟
یکی از جوابهای مهمش Git بود.
گیت کمک کرد توسعه لینوکس از حالت متمرکز خارج بشه؛ هر maintainer بتونه بخش خودش رو مدیریت کنه، تغییرات از چند لایه review رد بشه، و دانش و مسئولیت بین آدمهای مختلف پخش بشه.
لپ کلام: لینوس فقط آدم مهم پروژه نبود؛ سیستمی ساخت که پروژه بدون قفل شدن روی یک آدم، زنده بمونه.
فک نکنم از این قشنگ تر میشد باس فکتور و هندل کردنش توی لینوکس رو توضیح داد دی:
#lawsofsoftwareengineering
@codehalics | کدهالیک
از بیرون بهنظر میاد پروژه خیلی به لینوس توروالدز وابستهست، ولی سوال اینه: چطوری کاری کرد که Bus Factor پروژه عملاً ۱ نمونه؟
یکی از جوابهای مهمش Git بود.
گیت کمک کرد توسعه لینوکس از حالت متمرکز خارج بشه؛ هر maintainer بتونه بخش خودش رو مدیریت کنه، تغییرات از چند لایه review رد بشه، و دانش و مسئولیت بین آدمهای مختلف پخش بشه.
لپ کلام: لینوس فقط آدم مهم پروژه نبود؛ سیستمی ساخت که پروژه بدون قفل شدن روی یک آدم، زنده بمونه.
فک نکنم از این قشنگ تر میشد باس فکتور و هندل کردنش توی لینوکس رو توضیح داد دی:
#lawsofsoftwareengineering
@codehalics | کدهالیک
❤6
آنتروپیک با همکاری جدیدی با اسپیسایکس، ظرفیت پردازشی خود را بهطور جدی افزایش داده است.طبق این توافق، کلاد قرار است از تمام ظرفیت دیتاسنتر Colossus 1 استفاده کند؛ ظرفیتی که بیش از ۳۰۰ مگاوات توان اضافی (معادل بیش از ۲۲۰ هزار GPU انویدیا) در اختیارش قرار میدهد.این افزایش ظرفیت باعث شده محدودیتهای استفاده از Claude Code و Claude API به شکل قابل توجهی بالا برود.از امروز:
محدودیت ۵ ساعته Claude Code برای پلنهای Pro، Max و Team دو برابر شده است.
محدودیت ساعات شلوغ (peak hours) برای کاربران Pro و Max حذف شده.
نرخ محدودیت API برای مدلهای Opus نیز بهطور قابل توجهی افزایش یافته.
نکته مهم: محدودیت هفتگی همچنان بدون تغییر باقی مانده. یعنی لیمیت هفتگی خیلی سریعتر از قبل پر میشود و ممکن است مدت زمان بیشتری را در انتظار ریست آن بمانید.
@codehalics | کدهالیک
محدودیت ۵ ساعته Claude Code برای پلنهای Pro، Max و Team دو برابر شده است.
محدودیت ساعات شلوغ (peak hours) برای کاربران Pro و Max حذف شده.
نرخ محدودیت API برای مدلهای Opus نیز بهطور قابل توجهی افزایش یافته.
نکته مهم: محدودیت هفتگی همچنان بدون تغییر باقی مانده. یعنی لیمیت هفتگی خیلی سریعتر از قبل پر میشود و ممکن است مدت زمان بیشتری را در انتظار ریست آن بمانید.
@codehalics | کدهالیک
🔥3
بچه ها من قراره تو این Organization گیتهاب راجع به کوبرنتیز اون چیزایی که بلدم رو بنویسم ممنون میشم هم کمک کنین دیده شه وهم باهم کانتریبیوت هم داشته باشیم عالی میشه
https://github.com/K8S-Academy/Pods
@codehalics | کدهالیک
https://github.com/K8S-Academy/Pods
@codehalics | کدهالیک
❤2👍2🔥1
سایمون ویلیسون، یکی از معروفترین آدمهای حوزه AI و برنامهنویسی، میگه مرز بین «vibe coding» و برنامهنویسی حرفهای با کمک هوش مصنوعی داره کمکم از بین میره. قبلاً vibe coding یعنی فقط به AI بگی یه چیزی بسازه بدون اینکه حتی کدهاشو نگاه کنی؛ بیشتر برای پروژههای شخصی و فان. ولی الان ابزارهایی مثل Claude Code اونقدر خوب شدن که حتی برنامهنویسهای حرفهای هم دارن بدون چک کردن تکتک خطها از خروجی AI توی پروژههای واقعی استفاده میکنن.
نکته ترسناک ماجرا اینجاست که خودش اعتراف میکنه کمکم داره به AI مثل یه همتیمی قابل اعتماد نگاه میکنه، نه یه ابزار ساده. یعنی همونطور که توی شرکتها همیشه کد تیمهای دیگه رو کامل نمیخونی و فقط بهشون اعتماد میکنی، حالا بعضیا دارن همین حس اعتماد رو به agentهای AI پیدا میکنن. به نظرش این تغییر کل روند توسعه نرمافزار رو زیر و رو میکنه؛ چون الان تولید کد انقدر سریع شده که گلوگاه اصلی دیگه «نوشتن کد» نیست، بلکه تست، اعتماد، تجربه واقعی استفاده و تشخیص کیفیت نرمافزاره.
https://simonwillison.net/2026/May/6/vibe-coding-and-agentic-engineering/
@codehalics | کدهالیک
نکته ترسناک ماجرا اینجاست که خودش اعتراف میکنه کمکم داره به AI مثل یه همتیمی قابل اعتماد نگاه میکنه، نه یه ابزار ساده. یعنی همونطور که توی شرکتها همیشه کد تیمهای دیگه رو کامل نمیخونی و فقط بهشون اعتماد میکنی، حالا بعضیا دارن همین حس اعتماد رو به agentهای AI پیدا میکنن. به نظرش این تغییر کل روند توسعه نرمافزار رو زیر و رو میکنه؛ چون الان تولید کد انقدر سریع شده که گلوگاه اصلی دیگه «نوشتن کد» نیست، بلکه تست، اعتماد، تجربه واقعی استفاده و تشخیص کیفیت نرمافزاره.
https://simonwillison.net/2026/May/6/vibe-coding-and-agentic-engineering/
@codehalics | کدهالیک
💔2❤1👍1👎1🔥1
یکم از مزایای ایرانی بودن بگم براتون که امروز مجبور شدم برای بیلد پروژم ۳۵۰ ت بدم رانفلر اجازه بده از میرورهاش استفاده کنم و قسمت جالب ماجرا اینه که کلا برای سه تا پروژه که بیلد گرفتم و صرفا سیگنیچر پکیج رو چک کرده چون از قبل نود ماژولش رو داشتم ۱۰۰۰ تا از کوت هام مصرف شده و ۲۰۰۰ تا دیگ مونده یعنی خوش بینانه دو بار دیگ میتونم بیلد بگیرم :))))))))
خلاصه این چیزا توی خارج قفله ولی ما داریم تو ایران خیلی جذاب و خنده دار باهاش برخورد میکنیم
اینترنت اصلا میخوایم چیکار بنظرم بزارید بیشتر از این قطع بشه اینطور درآمد زایی هم برای مملکتمون میاره :)))))))
@codehalics | کدهالیک
خلاصه این چیزا توی خارج قفله ولی ما داریم تو ایران خیلی جذاب و خنده دار باهاش برخورد میکنیم
اینترنت اصلا میخوایم چیکار بنظرم بزارید بیشتر از این قطع بشه اینطور درآمد زایی هم برای مملکتمون میاره :)))))))
@codehalics | کدهالیک
🤬5
داخل "کار باشه" (گروهمون )
به طور فعال داریم همه موقعیت های شغلی که توی لینکدین و تلگرام و توییتر و باقی سوشال مدیا هست رو باهم به اشتراک میزاریم تا زودتر بتونیم افرادی که تعدیل شدن رو به بازار کار معرفی کنیم
خوبیه کار باشه اینه که دسته بندی داره یعنی شما بر اساس توانایی شغلی که دارید مثلا پروداکت دیزاینر وارد تاپیک میشید و تمامی مشاغل شغلی ها رو از بالا به پایین میخونید و اپلای میکنید
اگر مایل بودید حتما جوین بشید به گروهمون
@job_bashe
به طور فعال داریم همه موقعیت های شغلی که توی لینکدین و تلگرام و توییتر و باقی سوشال مدیا هست رو باهم به اشتراک میزاریم تا زودتر بتونیم افرادی که تعدیل شدن رو به بازار کار معرفی کنیم
خوبیه کار باشه اینه که دسته بندی داره یعنی شما بر اساس توانایی شغلی که دارید مثلا پروداکت دیزاینر وارد تاپیک میشید و تمامی مشاغل شغلی ها رو از بالا به پایین میخونید و اپلای میکنید
اگر مایل بودید حتما جوین بشید به گروهمون
@job_bashe
❤7
بریم ادامه قوانین مهندسی نرم افزار
لینوس لاو ( یا قانون لینوس ) یه ایده معروف تو دنیای برنامهنویسیه که میگه: «اگه آدمهای زیادی کد رو ببینن، پیدا کردن باگها راحتتر میشه.» یعنی وقتی یه پروژه اوپنسورس باشه و کلی دولوپر و کاربر بهش دسترسی داشته باشن، احتمال اینکه یکی مشکل رو پیدا کنه یا حتی براش راهحل بده خیلی بیشتره. چیزی که برای یه برنامهنویس پیچیده و گیجکنندهست، شاید برای یه نفر دیگه خیلی واضح باشه. به خاطر همین پروژههایی مثل لینوکس یا Apache معمولاً سریعتر باگهاشون کشف و درست میشه.
البته این قانون همیشه هم معجزه نمیکنه. فقط اوپنسورس بودن کافی نیست؛ باید آدمهایی واقعاً در حال بررسی و مشارکت باشن. مثلاً باگ معروف Heartbleed توی OpenSSL دو سال مخفی مونده بود، با اینکه پروژه کاملاً متنباز بود. یعنی «چشم زیاد» وقتی مفیده که واقعاً کسی داره نگاه میکنه. به همین خاطر این قانون بیشتر از اینکه یه حقیقت مطلق باشه، یه یادآوریه که همکاری، شفافیت و کد ریویو جمعی معمولاً کیفیت نرمافزار رو بهتر میکنه.
#lawsofsoftwareengineering
@codehalics | کدهالیک
لینوس لاو ( یا قانون لینوس ) یه ایده معروف تو دنیای برنامهنویسیه که میگه: «اگه آدمهای زیادی کد رو ببینن، پیدا کردن باگها راحتتر میشه.» یعنی وقتی یه پروژه اوپنسورس باشه و کلی دولوپر و کاربر بهش دسترسی داشته باشن، احتمال اینکه یکی مشکل رو پیدا کنه یا حتی براش راهحل بده خیلی بیشتره. چیزی که برای یه برنامهنویس پیچیده و گیجکنندهست، شاید برای یه نفر دیگه خیلی واضح باشه. به خاطر همین پروژههایی مثل لینوکس یا Apache معمولاً سریعتر باگهاشون کشف و درست میشه.
البته این قانون همیشه هم معجزه نمیکنه. فقط اوپنسورس بودن کافی نیست؛ باید آدمهایی واقعاً در حال بررسی و مشارکت باشن. مثلاً باگ معروف Heartbleed توی OpenSSL دو سال مخفی مونده بود، با اینکه پروژه کاملاً متنباز بود. یعنی «چشم زیاد» وقتی مفیده که واقعاً کسی داره نگاه میکنه. به همین خاطر این قانون بیشتر از اینکه یه حقیقت مطلق باشه، یه یادآوریه که همکاری، شفافیت و کد ریویو جمعی معمولاً کیفیت نرمافزار رو بهتر میکنه.
#lawsofsoftwareengineering
@codehalics | کدهالیک
❤3
کدهالیک | codehalic
Heartbleed
FYI : For Your Information
باگ معروف Heartbleed یه حفره امنیتی خیلی خطرناک توی کتابخونهی OpenSSL بود که سال ۲۰۱۴ کشف شد. OpenSSL همون چیزیه که خیلی از سایتها برای رمزنگاری و HTTPS ازش استفاده میکنن. مشکل از یه قابلیت به اسم “Heartbeat” اومده بود؛ هکر میتونست به سرور یه درخواست تقلبی بفرسته و سرور بدون بررسی درست، بخشی از حافظهی خودش رو پس بده. تو اون حافظه ممکن بود اطلاعات خیلی حساس مثل پسورد، کوکی لاگین، پیامها یا حتی کلید خصوصی SSL وجود داشته باشه.
چیزی که Heartbleed رو ترسناکتر کرد این بود که این باگ حدود دو سال توی یه پروژهی اوپنسورس بسیار معروف وجود داشت و کسی متوجهش نشده بود. این دقیقاً شد ضد مثال معروف برای Linus’s Law؛ یعنی صرف اینکه کد جلوی چشم همه باشه کافی نیست، باید آدمهای متخصص واقعاً کد رو بررسی کنن. بعد از افشای باگ، کلی سایت بزرگ مجبور شدن سریع OpenSSL رو آپدیت کنن، سرتیفیکیتهاشون رو عوض کنن و از کاربرها بخوان پسوردهاشون رو تغییر بدن.
@codehalics | کدهالیک
باگ معروف Heartbleed یه حفره امنیتی خیلی خطرناک توی کتابخونهی OpenSSL بود که سال ۲۰۱۴ کشف شد. OpenSSL همون چیزیه که خیلی از سایتها برای رمزنگاری و HTTPS ازش استفاده میکنن. مشکل از یه قابلیت به اسم “Heartbeat” اومده بود؛ هکر میتونست به سرور یه درخواست تقلبی بفرسته و سرور بدون بررسی درست، بخشی از حافظهی خودش رو پس بده. تو اون حافظه ممکن بود اطلاعات خیلی حساس مثل پسورد، کوکی لاگین، پیامها یا حتی کلید خصوصی SSL وجود داشته باشه.
چیزی که Heartbleed رو ترسناکتر کرد این بود که این باگ حدود دو سال توی یه پروژهی اوپنسورس بسیار معروف وجود داشت و کسی متوجهش نشده بود. این دقیقاً شد ضد مثال معروف برای Linus’s Law؛ یعنی صرف اینکه کد جلوی چشم همه باشه کافی نیست، باید آدمهای متخصص واقعاً کد رو بررسی کنن. بعد از افشای باگ، کلی سایت بزرگ مجبور شدن سریع OpenSSL رو آپدیت کنن، سرتیفیکیتهاشون رو عوض کنن و از کاربرها بخوان پسوردهاشون رو تغییر بدن.
@codehalics | کدهالیک
❤2
کدهالیک | codehalic
بریم ادامه قوانین مهندسی نرم افزار لینوس لاو ( یا قانون لینوس ) یه ایده معروف تو دنیای برنامهنویسیه که میگه: «اگه آدمهای زیادی کد رو ببینن، پیدا کردن باگها راحتتر میشه.» یعنی وقتی یه پروژه اوپنسورس باشه و کلی دولوپر و کاربر بهش دسترسی داشته باشن، احتمال…
من یه پوریا لاو هم دارم ( لاو لایفم رو نمیگم منظورم قانون من در آوردی خودمه) که میگم اگر یه کد رو به چندتا ایجنت هوش مصنوعی بدی معمولا نتیجه بهتری میگیری بنظرم آپدیت این قانون الان اینشکلیه که فقط از جمنای و فقط از کدکس و فقط از کلاد استفاده نکنی تجمیعشون کنی و از تجمیعشون تصمیم بگیری خیلی خیلی برای من این نکته تاثیر گذاشته و دوما تست نویسی ! به هوش مصنوعی میگم تست بنویس برای این سناریو ها حالا هر وقت کدو تغییر بده تست ها پاس نشه میگم دیدی نشد دیدی پی پی کردی تو کد من!! بعد اینطوری میتونم جلوی خیلی از unexpected behaviors هارو بگیرم
یه بار پوریا لاو رو تست کنین شگفت زدتون میکنه !
@codehalics | کدهالیک
یه بار پوریا لاو رو تست کنین شگفت زدتون میکنه !
@codehalics | کدهالیک
😁1
کدهالیک | codehalic
بریم ادامه قوانین مهندسی نرم افزار لینوس لاو ( یا قانون لینوس ) یه ایده معروف تو دنیای برنامهنویسیه که میگه: «اگه آدمهای زیادی کد رو ببینن، پیدا کردن باگها راحتتر میشه.» یعنی وقتی یه پروژه اوپنسورس باشه و کلی دولوپر و کاربر بهش دسترسی داشته باشن، احتمال…
یه مفهوم من درآوردی دیگ هم داریم به اسم Rubber Duck Debugging
معمولا من توی دخترای برنامه نویس دیدم میرن عروسکش میخرن براش باگارو توضیح میدن اگر پسرشو دیدید لطفا گزارش بدید که بریم پیگیری کنیم چی شده اینکارو داره میکنه
داستانش اینه که وقتی گیر یه باگ میفتی، شروع میکنی مشکل رو مرحلهبهمرحله برای یه اردک پلاستیکی زرد توضیح دادن
نکته اینجاست که خودِ فرآیند توضیح دادن باعث میشه ذهنت منظمتر کار کنه و خیلی وقتا وسط توضیح دادن، خودت متوجه اشتباهت بشی. یعنی لازم نیست حتماً یه آدم دیگه جواب رو بدونه؛ صرف اینکه داری مسئله رو «قابل فهم» توضیح میدی، مغزت باگ رو پیدا میکنه.
فرقش با Linus’s Law اینه که اون میگه «چشمهای بیشتر = احتمال بیشتر برای پیدا شدن باگ»، ولی Rubber Duck Debugging میگه «شفاف توضیح دادن مسئله = احتمال بیشتر برای فهمیدن باگ».
هردوشون روی این ایده سوارن که باگ وقتی از حالت مبهم توی ذهنت خارج بشه، پیدا کردنش راحتتر میشه.
البته بازم بگم همه اینارو اون طرفش هوش مصنوعی بزارید دیگ یعنی هوش مصنوعی بشه نقش اون رابر داک و نقش چشم هایی که باید باگ هارو پیدا کنند چون واقعا داریم از اون نسل که باید ساعت ها میشستی دیباگ میکردی تا مشکل پیدا کنی گذر میکنیم چون الان ایزی ایزی کلاد همه اینکارارو به بهترین شکل برات میکنه !
@codehalics | کدهالیک
معمولا من توی دخترای برنامه نویس دیدم میرن عروسکش میخرن براش باگارو توضیح میدن اگر پسرشو دیدید لطفا گزارش بدید که بریم پیگیری کنیم چی شده اینکارو داره میکنه
داستانش اینه که وقتی گیر یه باگ میفتی، شروع میکنی مشکل رو مرحلهبهمرحله برای یه اردک پلاستیکی زرد توضیح دادن
نکته اینجاست که خودِ فرآیند توضیح دادن باعث میشه ذهنت منظمتر کار کنه و خیلی وقتا وسط توضیح دادن، خودت متوجه اشتباهت بشی. یعنی لازم نیست حتماً یه آدم دیگه جواب رو بدونه؛ صرف اینکه داری مسئله رو «قابل فهم» توضیح میدی، مغزت باگ رو پیدا میکنه.
فرقش با Linus’s Law اینه که اون میگه «چشمهای بیشتر = احتمال بیشتر برای پیدا شدن باگ»، ولی Rubber Duck Debugging میگه «شفاف توضیح دادن مسئله = احتمال بیشتر برای فهمیدن باگ».
هردوشون روی این ایده سوارن که باگ وقتی از حالت مبهم توی ذهنت خارج بشه، پیدا کردنش راحتتر میشه.
البته بازم بگم همه اینارو اون طرفش هوش مصنوعی بزارید دیگ یعنی هوش مصنوعی بشه نقش اون رابر داک و نقش چشم هایی که باید باگ هارو پیدا کنند چون واقعا داریم از اون نسل که باید ساعت ها میشستی دیباگ میکردی تا مشکل پیدا کنی گذر میکنیم چون الان ایزی ایزی کلاد همه اینکارارو به بهترین شکل برات میکنه !
@codehalics | کدهالیک
❤4👍1👎1
کلودفلر امروز یه مقاله ای رو منتشر کرد راجب به اینکه چطوری بعد از اون باگ خطرناک CopyFail
یعنی همونی که لینوکس های ۲۰۱۷ به بعد رو دسترسی روت میشد روشون گرفت رو روی همه سروراش پچ کرده اونا تو مقاله ای که امروز ریلیز کردن گفتن :
وقتی آسیبپذیری Copy Fail منتشر شد، تیمهای امنیت و مهندسی Cloudflare تقریباً همزمان وارد عمل شدن. اول از همه بررسی کردن که کدوم نسخههای کرنل داخل زیرساختشون آسیبپذیره و چقدر از سرورها درگیرن. همزمان تیم امنیت exploit رو تحلیل کرد تا بفهمه حمله دقیقاً چه رفتاری روی سیستم ایجاد میکنه. نکته جالب این بود که سیستم تشخیص رفتار مشکوک Cloudflare بدون هیچ آپدیت یا rule جدیدی، همون موقع exploit رو شناسایی کرد و alert داد. یعنی ابزارشون فقط دنبال «اسم باگ» نبود؛ رفتار غیرعادی مثل تلاش برای privilege escalation رو تشخیص میداد. بعد از اون، تیم امنیت شروع کرد کل لاگها و فعالیت سرورها رو برای ۴۸ ساعت گذشته بررسی کردن تا مطمئن بشن قبل از عمومی شدن باگ کسی ازش سوءاستفاده نکرده. حتی hash فایلهای سیستمی و ارتباطات شبکه رو هم چک کردن تا اثری از دستکاری یا persistence وجود نداشته باشه.
از اون طرف تیم کرنل باید سریع جلوی exploit رو میگرفت، ولی مشکل این بود که patch کامل نیاز به آپدیت و reboot تعداد خیلی زیادی سرور داشت و این کار زمانبره. برای همین اول یک mitigation موقت ساختن. اونا با استفاده از eBPF و bpf-lsm اومدن دسترسی به بخش آسیبپذیر کرنل رو فقط برای برنامههایی که واقعاً لازم داشتن باز گذاشتن و بقیه درخواستها رو بلاک کردن. قبل از فعال کردن این محدودیت هم کل زیرساخت رو مانیتور کردن تا مطمئن شن سرویس مهمی ناخواسته قطع نمیشه. بعد از آماده شدن patch رسمی لینوکس، کرنل جدید رو اول داخل دیتاسنترهای staging تست کردن و بعد کمکم با سیستم rollout خودشون روی کل شبکه deploy کردن. نتیجه نهایی این بود که بدون downtime جدی و بدون آسیب به مشتریها، کل زیرساخت یا patch شد یا زیر mitigation امن قرار گرفت.
https://blog.cloudflare.com/copy-fail-linux-vulnerability-mitigation/
@codehalics | کدهالیک
یعنی همونی که لینوکس های ۲۰۱۷ به بعد رو دسترسی روت میشد روشون گرفت رو روی همه سروراش پچ کرده اونا تو مقاله ای که امروز ریلیز کردن گفتن :
وقتی آسیبپذیری Copy Fail منتشر شد، تیمهای امنیت و مهندسی Cloudflare تقریباً همزمان وارد عمل شدن. اول از همه بررسی کردن که کدوم نسخههای کرنل داخل زیرساختشون آسیبپذیره و چقدر از سرورها درگیرن. همزمان تیم امنیت exploit رو تحلیل کرد تا بفهمه حمله دقیقاً چه رفتاری روی سیستم ایجاد میکنه. نکته جالب این بود که سیستم تشخیص رفتار مشکوک Cloudflare بدون هیچ آپدیت یا rule جدیدی، همون موقع exploit رو شناسایی کرد و alert داد. یعنی ابزارشون فقط دنبال «اسم باگ» نبود؛ رفتار غیرعادی مثل تلاش برای privilege escalation رو تشخیص میداد. بعد از اون، تیم امنیت شروع کرد کل لاگها و فعالیت سرورها رو برای ۴۸ ساعت گذشته بررسی کردن تا مطمئن بشن قبل از عمومی شدن باگ کسی ازش سوءاستفاده نکرده. حتی hash فایلهای سیستمی و ارتباطات شبکه رو هم چک کردن تا اثری از دستکاری یا persistence وجود نداشته باشه.
از اون طرف تیم کرنل باید سریع جلوی exploit رو میگرفت، ولی مشکل این بود که patch کامل نیاز به آپدیت و reboot تعداد خیلی زیادی سرور داشت و این کار زمانبره. برای همین اول یک mitigation موقت ساختن. اونا با استفاده از eBPF و bpf-lsm اومدن دسترسی به بخش آسیبپذیر کرنل رو فقط برای برنامههایی که واقعاً لازم داشتن باز گذاشتن و بقیه درخواستها رو بلاک کردن. قبل از فعال کردن این محدودیت هم کل زیرساخت رو مانیتور کردن تا مطمئن شن سرویس مهمی ناخواسته قطع نمیشه. بعد از آماده شدن patch رسمی لینوکس، کرنل جدید رو اول داخل دیتاسنترهای staging تست کردن و بعد کمکم با سیستم rollout خودشون روی کل شبکه deploy کردن. نتیجه نهایی این بود که بدون downtime جدی و بدون آسیب به مشتریها، کل زیرساخت یا patch شد یا زیر mitigation امن قرار گرفت.
https://blog.cloudflare.com/copy-fail-linux-vulnerability-mitigation/
@codehalics | کدهالیک
🔥2❤1
خب دوستان خوشبو بودیم جلوی کولرم نشستیم ! مثل که دوباره جنگ شروع شد 🙂
#off_topic
@codehalics | کدهالیک
#off_topic
@codehalics | کدهالیک
😁8👏1
OmniRoute
یه هاب هوش مصنوعیه برای برنامهنویسا؛ یعنی بهجای درگیر شدن با تحریم، quota، قطع شدن Claude یا محدودیت GPT، همه مدلهای AI رو از یه آدرس واحد مدیریت میکنی. خودش بین Claude، GPT، Gemini، DeepSeek و حتی مدلهای رایگان سوییچ میکنه تا وسط کار coding گیر نکنی. برای ابزارهایی مثل Cursor، Cline، Claude Code و Codex ساخته شده و مخصوص کساییه که هر روز با AI کد میزنن.
ویژگی خفن پروژه اینه که مصرف توکن و هزینه رو شدید کم میکنه؛ لاگها، خروجی ترمینال و context طولانی رو فشرده میکنه تا هم ارزونتر دربیاد هم context دیرتر پر بشه. تازه سیستم proxy و bypass تحریم هم داره، برای همین بین دولوپرهای ایران، روسیه و کشورهایی که سرویسهای AI محدودن خیلی محبوب شده؛ عملاً یه «مرکز کنترل AI» میسازه که همیشه یه مدل آمادهی fallback داره تا کارت نخوابه.
https://github.com/diegosouzapw/OmniRoute
@codehalics | کدهالیک
یه هاب هوش مصنوعیه برای برنامهنویسا؛ یعنی بهجای درگیر شدن با تحریم، quota، قطع شدن Claude یا محدودیت GPT، همه مدلهای AI رو از یه آدرس واحد مدیریت میکنی. خودش بین Claude، GPT، Gemini، DeepSeek و حتی مدلهای رایگان سوییچ میکنه تا وسط کار coding گیر نکنی. برای ابزارهایی مثل Cursor، Cline، Claude Code و Codex ساخته شده و مخصوص کساییه که هر روز با AI کد میزنن.
ویژگی خفن پروژه اینه که مصرف توکن و هزینه رو شدید کم میکنه؛ لاگها، خروجی ترمینال و context طولانی رو فشرده میکنه تا هم ارزونتر دربیاد هم context دیرتر پر بشه. تازه سیستم proxy و bypass تحریم هم داره، برای همین بین دولوپرهای ایران، روسیه و کشورهایی که سرویسهای AI محدودن خیلی محبوب شده؛ عملاً یه «مرکز کنترل AI» میسازه که همیشه یه مدل آمادهی fallback داره تا کارت نخوابه.
https://github.com/diegosouzapw/OmniRoute
@codehalics | کدهالیک
🔥2👍1
این مقاله داره میگه اینترنت کمکم زیر حجم محتوای کمارزشِ ساختهشده با AI خفه میشه. مشکل از جایی شروع میشه که هر کسی با چند تا پرامپت یه اپ، مقاله، ویدیو یا repo درمیاره و سریع توی Reddit و Hacker News و Slack پخشش میکنه، انگار شاهکار ساخته. حرفش اینه که صرف اینکه AI تونسته چیزی برات تولید کنه، دلیل نمیشه بقیه هم باید وقتشونو صرف دیدنش کنن. به نظرش خیلی از این پروژهها بیشتر هیجان لحظهایان تا چیزی که واقعاً به درد کامیونیتی بخوره.
اصل حرفش درباره نسبت «سیگنال به نویز» توی اینترنت امروزه. یعنی وقتی همه شروع کنن به پست کردن خروجی خام AI، پیدا کردن کار باکیفیت سخت میشه و کمکم آدمای واقعی و متخصص از کامیونیتی خسته میشن و کنار میکشن. خودش بین «استفاده خوب از AI» و «AI slop» فرق میذاره؛ اگه AI کمک کنه یه آدم واقعاً چیز مفید و فکرشدهای بسازه، عالیه. ولی اگر فقط برای جلب توجه، گرفتن engagement یا تولید محتوای بیفکر باشه، داره فضای اینترنتو نابود میکنه. خلاصه حرفش اینه که «با AI بساز، نه اینکه فقط خروجی AI رو روی سر بقیه خالی کنی.»
لینک مقاله
@codehalics | کدهالیک
اصل حرفش درباره نسبت «سیگنال به نویز» توی اینترنت امروزه. یعنی وقتی همه شروع کنن به پست کردن خروجی خام AI، پیدا کردن کار باکیفیت سخت میشه و کمکم آدمای واقعی و متخصص از کامیونیتی خسته میشن و کنار میکشن. خودش بین «استفاده خوب از AI» و «AI slop» فرق میذاره؛ اگه AI کمک کنه یه آدم واقعاً چیز مفید و فکرشدهای بسازه، عالیه. ولی اگر فقط برای جلب توجه، گرفتن engagement یا تولید محتوای بیفکر باشه، داره فضای اینترنتو نابود میکنه. خلاصه حرفش اینه که «با AI بساز، نه اینکه فقط خروجی AI رو روی سر بقیه خالی کنی.»
لینک مقاله
@codehalics | کدهالیک
❤4
کدهالیک | codehalic
این مقاله داره میگه اینترنت کمکم زیر حجم محتوای کمارزشِ ساختهشده با AI خفه میشه. مشکل از جایی شروع میشه که هر کسی با چند تا پرامپت یه اپ، مقاله، ویدیو یا repo درمیاره و سریع توی Reddit و Hacker News و Slack پخشش میکنه، انگار شاهکار ساخته. حرفش اینه که…
متأسفانه AI یه کاری کرده که کمکم تشخیص دادن متخصص واقعی از ShowMan سخت شده. حس میکنم آدمی که ۱۰، ۱۵ سال توی یه حوزه زحمت کشیده، شببیداری کشیده، تجربه جمع کرده و هنوزم کار باکیفیت تولید میکنه، کنار کسی قرار گرفته که تا دیروز فقط با کد بازی میکرده و حالا با چند تا ابزار AI خودش رو همسطح متخصص نشون میده. مشکل این نیست که AI بده؛ مشکل اینه که فاصله بین «بلد بودن» و «بلد به نظر رسیدن» خیلی کم شده.
به نظرم بهترین مثالش تفاوت فرش دستباف با فرش ماشینیه. فرش ماشینی تمیزتر، ارزونتر و سریعتر تولید میشه، ولی اون روح و حس فرش دستباف رو نداره. توی فرش دستباف، هر گره یه دلیل داره. میتونی از بافنده بپرسی چرا این طرح اینجاست، چرا اون رنگ عوض شده، چرا اون گره اونطوری خورده. پشت هر قسمتِ کار، ساعتها فکر، تجربه و زندگی خوابیده. ولی فرش ماشینی فقط خروجیه؛ تمیز و دقیق، اما بیروح. حس میکنم خیلی از چیزایی که امروز با AI تولید میشن هم همینن. شاید از بیرون قشنگ و کامل به نظر برسن، ولی اون عمق، رنج، تجربه و روحی که توی کار یه آدم واقعی هست رو ندارن. شاید همه با این نگاه موافق نباشن، ولی اگر یه بار از این زاویه به موضوع نگاه کنی، احتمالاً میفهمی منظورم چیه.
@codehalics | کدهالیک
به نظرم بهترین مثالش تفاوت فرش دستباف با فرش ماشینیه. فرش ماشینی تمیزتر، ارزونتر و سریعتر تولید میشه، ولی اون روح و حس فرش دستباف رو نداره. توی فرش دستباف، هر گره یه دلیل داره. میتونی از بافنده بپرسی چرا این طرح اینجاست، چرا اون رنگ عوض شده، چرا اون گره اونطوری خورده. پشت هر قسمتِ کار، ساعتها فکر، تجربه و زندگی خوابیده. ولی فرش ماشینی فقط خروجیه؛ تمیز و دقیق، اما بیروح. حس میکنم خیلی از چیزایی که امروز با AI تولید میشن هم همینن. شاید از بیرون قشنگ و کامل به نظر برسن، ولی اون عمق، رنج، تجربه و روحی که توی کار یه آدم واقعی هست رو ندارن. شاید همه با این نگاه موافق نباشن، ولی اگر یه بار از این زاویه به موضوع نگاه کنی، احتمالاً میفهمی منظورم چیه.
@codehalics | کدهالیک
💔6👎2🐳1
باز دوباره یه آسیبپذیری خیلی خطرناک برای لینوکس پیدا شده به اسم «Dirty Frag» که میتونه روی اکثر distroهای اصلی به کاربر عادی دسترسی root بده. مشکل اینجاست که exploitش عمومی شده ولی هنوز همهٔ سیستمها patch نگرفتن، برای همین الان یکی از حساسترین زمانها برای حملههای لینوکسیه.
https://www.openwall.com/lists/oss-security/2026/05/07/8
@codehalics | کدهالیک
https://www.openwall.com/lists/oss-security/2026/05/07/8
@codehalics | کدهالیک
کدهالیک | codehalic
باز دوباره یه آسیبپذیری خیلی خطرناک برای لینوکس پیدا شده به اسم «Dirty Frag» که میتونه روی اکثر distroهای اصلی به کاربر عادی دسترسی root بده. مشکل اینجاست که exploitش عمومی شده ولی هنوز همهٔ سیستمها patch نگرفتن، برای همین الان یکی از حساسترین زمانها…
فک کنم الان فهمیدم چرا لینوس تروالدز راجب AI گفت
هوش مصنوعی الان ۹۰٪ مارکتینگ و ۱۰٪ واقعیته
بنظرم واقعیتشو توی این چند هفته که ۳ تا کریتیکال باگ روی کرنل زد متوجه بشه :))))
@codehalics | کدهالیک
هوش مصنوعی الان ۹۰٪ مارکتینگ و ۱۰٪ واقعیته
بنظرم واقعیتشو توی این چند هفته که ۳ تا کریتیکال باگ روی کرنل زد متوجه بشه :))))
@codehalics | کدهالیک
🤣7