«معرفی گرایش بیوانفورماتیک»
👤 #محسن_پیری | کارشناسی ارشد ۱۴۰۳
📌 تصور کنید کدی که مینویسید، نه فقط یک برنامه، بلکه بخشی از مدلی باشد که روزی به کشف درمان سرطان یا طراحی داروهای نوین کمک کند. این جذابیت اصلی بیوانفورماتیک است؛ گرایشی میانرشتهای که زیستشناسی، علوم داده و هوش مصنوعی را برای حل بزرگترین مسائل بشری مانند تشخیص بیماریها و مهندسی پروتئین ترکیب میکند. دستاوردهایی مانند AlphaFold که جایزهٔ نوبل شیمی را به ارمغان آورد، نشان میدهند مرزهای این حوزه هر روز گستردهتر میشود.
💡 برخلاف بسیاری از حوزههای کامپیوتر که سالهاست مورد کاوش قرار گرفتهاند، بیوانفورماتیک هنوز درختی پر از میوههای دستنخورده است. دانشجویان کارشناسی میتوانند با دروسی مانند یادگیری ماشین، مقدمهای بر بیوانفورماتیک و تحلیل تصاویر پزشکی وارد این مسیر شوند. این حوزه برای کسانی که به دنبال تأثیرگذاری ملموس و کاری فراتر از صفحهٔ نمایش هستند، گزینهای ایدهآل محسوب میشود.
📁 متن «معرفی گرایش بیوانفورماتیک» به قلم محسن پیری در شمارۀ هفتم نشریۀ بایت (ویژهنامۀ ورودی) را میتوانید از طریق فایل الکترونیکی یا وبسایت نشریه مطالعه کنید.
#معرفی_گرایش #بیوانفورماتیک
😌 Telegram | 🤖 Twitter
🌐 Website | 🌐 Linkedin
#معرفی_گرایش #بیوانفورماتیک
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
«اعداد بهتر از انسانها سخن میگویند!»
👤 #امیرحسین_شهیدی | کارشناسی ۱۴۰۱
👤 #معین_آعلی | کارشناسی ۱۴۰۱
❓ در این شماره از نشریه، به انجام یک نظرسنجی جامع از دانشجویان در چندین حوزهٔ مختلف پرداختیم. ما به بررسی مواردی چون رضایت تحصیلی و علاقهمندی دانشجویان به رشتههای خود، همچنین تمایل آنان به فعالیتهای پژوهشی یا شغلی پرداختیم. در پایان، یک سؤال کلیدی را با دانشجویان مطرح کردیم.
💔 نتایج این پرسش به اعداد نگرانکنندهای ختم شد که باری دیگر ناامیدی جوانان از بهبود ساختار سیاسی و اقتصادی کشور را نشان میدهد.
📁 متن «اعداد بهتر از انسانها سخن میگویند!» به قلم امیرحسین شهیدی و معین آعلی در شمارۀ هفتم نشریۀ بایت (ویژهنامۀ ورودی) را میتوانید از طریق فایل الکترونیکی یا وبسایت نشریه مطالعه کنید.
#نظرسنجی
😌 Telegram | 🤖 Twitter
🌐 Website | 🌐 Linkedin
در دورهای که برخی در توهمِ بودن روی قلهها به سر میبرند، آمار و اعداد داستان دیگری را روایت میکنند. تنها ۲۸ درصد از دانشجویان مهندسی کامپیوتر شریف تصمیم به ماندن در ایران دارند! این آمار بازتابدهندهٔ عمق بحرانهایی است که جوانان این سرزمین با آن مواجه هستند.
دلایل مهاجرت دانشجویان متعدد است: سطح و امکانات علمی بالاتر، رفاه و آرامش در کشوری بدون جنگ و تحریم و با آزادیهای فردی و اجتماعی. اما آنچه واقعاً قابلتوجه است، ارادهای است که دانشجویان برای فرار از این سیستم معیوب نشان میدهند. آنها حاضرند تمام سختیهای اپلای از جمله هزینههای گزاف مهاجرت، ریجکتیها، ترک خانواده و زندگی در فرهنگی بیگانه و شهروند درجه دو بودن را بپذیرند، اما در کشور خودشان نمانند!
این حقیقت تلخ نشان میدهد در حالیکه برخی با ملتی خیالی در قلههای متوهمانهٔ خود سرمستند، ملتی در عمق درههای ناامیدی بهدنبال راهی برای رهایی هستند.
#نظرسنجی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from انجمن علمی دانشکده مهندسی کامپیوتر
چه سودی در علم است، وقتی انسان ارزش ندارد؟
وقتی خون در کوچهها جاریست دیگر سکوت را بر خود روا نمیدانیم. دیماه امسال، روزهایی را پشت سر گذاشتهایم که شرح آنها زبان را به عجز میکشاند. مردمی که به خیابان آمدند تا حقشان را مطالبه کنند، با شلیک مستقیم گلوله به زمین افتادند. نه در میدان جنگ، بلکه در کوچه و خیابان. چند روز بیشتر طول نکشید تا فهرست کشتهشدگان به اندازهای طولانی شود که تخمین تعدادشان نیز نشدنی تلقی گردد. این فهرست، صرفاً مجموعهای از نامها نیست. هر نام در آن، یک خانوادهی داغدار، یک مادر عزادار، یک آیندهی نابودشده است. اینها آدمهایی هستند که زنده بودند. زنانی که میخواستند زندگی کنند، مردانی که آرزوی آزادی داشتند، دانشجویانی که نمیخواستند تن به ذلت زیستن در چنین استبدادی بدهند. دانشجویانی که روزی در همین کلاسهای درس نشستند، در همین دانشکدهها قدم زدند، در همین هوا نفس کشیدند و در میان همین دیوارها گفتند و خندیدند. دانشجویانی چون محمدرضا مرادعلی، ورودی ۹۵ دانشکدهی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف، که در ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ کشته شد و از او، تنها یاد و خاطرهاش به جا ماندهاست.
ما اینها را دیدهایم. خون روی زمین را، جنازههای ردیفشده در کهریزک را، دیدهایم. شهادت کسانی را شنیدهایم که با چشم خودشان مرگ را دیدند. مرگی که از لولهی تفنگ نیروهایی بیرون میآمد که وظیفهشان حفظ مردم بود، نه قتلشان. و بالاتر از همه، شنیدیم دستور شما را. نه پروردگار، بلکه این اهریمن بود که بر شما نازل شد و از زبانتان سخن گفت که: «بکشید!» و کشتند. بدون تردید، بدون وجدان، بدون رحم.
همان مردمی که در روزهای جنگ از آنها به عنوان «ملت شریف و غیور» یاد میکردید، حالا به یکباره «اغتشاشگر» و «تروریست» نامیده شدند. همان مردمی که سالها زیر بار سختی و فشار تحمیلشده از ستمتان زندگی کردند، حالا «اراذل و اوباش» خوانده شدند. انگار فراموش کردهاید که نمیتوان یک ملت را یک روز به آسمان برد و روز بعد به زمین کوبید. فراموش کردهاید که واژهها معنا دارند و حافظهی مردم، کوتاه نیست.
کسانی که سالها بر منبرها گفتند «خون بیگناه، بنیان حکومتها را فرو میریزد»، امروز یا سکوت کردهاند و یا با واژگان آراسته گلولهها را تطهیر نمودهاند. حق تیرهایی را از خانوادهی قربانیان گرفتند که مدعی بودند دشمن نثارشان کردهاست. همانهایی که فریاد میزدند «هیهات منا الذله»، امروز ذلیلانهترین سکوت را پیشه کردهاند و به تماشای گورستانها نشستهاند؛ گورستانهایی که با فرمان کسی که خود را معصوم از خطا میداند، روزبهروز انسانهای بیگناه بیشتری را در خود جای میدهند.
حالا دیگر وقت انذار و هشدار و سکوت نیست. وقت آن است که بگوییم ما شاهدیم. ما میبینیم چه اتفاقی افتاده و هرگز این جنایت را فراموش نخواهیم کرد.
جمعی از دانشجویان دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف، ۹ بهمن ۱۴۰۴
وقتی خون در کوچهها جاریست دیگر سکوت را بر خود روا نمیدانیم. دیماه امسال، روزهایی را پشت سر گذاشتهایم که شرح آنها زبان را به عجز میکشاند. مردمی که به خیابان آمدند تا حقشان را مطالبه کنند، با شلیک مستقیم گلوله به زمین افتادند. نه در میدان جنگ، بلکه در کوچه و خیابان. چند روز بیشتر طول نکشید تا فهرست کشتهشدگان به اندازهای طولانی شود که تخمین تعدادشان نیز نشدنی تلقی گردد. این فهرست، صرفاً مجموعهای از نامها نیست. هر نام در آن، یک خانوادهی داغدار، یک مادر عزادار، یک آیندهی نابودشده است. اینها آدمهایی هستند که زنده بودند. زنانی که میخواستند زندگی کنند، مردانی که آرزوی آزادی داشتند، دانشجویانی که نمیخواستند تن به ذلت زیستن در چنین استبدادی بدهند. دانشجویانی که روزی در همین کلاسهای درس نشستند، در همین دانشکدهها قدم زدند، در همین هوا نفس کشیدند و در میان همین دیوارها گفتند و خندیدند. دانشجویانی چون محمدرضا مرادعلی، ورودی ۹۵ دانشکدهی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف، که در ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ کشته شد و از او، تنها یاد و خاطرهاش به جا ماندهاست.
ما اینها را دیدهایم. خون روی زمین را، جنازههای ردیفشده در کهریزک را، دیدهایم. شهادت کسانی را شنیدهایم که با چشم خودشان مرگ را دیدند. مرگی که از لولهی تفنگ نیروهایی بیرون میآمد که وظیفهشان حفظ مردم بود، نه قتلشان. و بالاتر از همه، شنیدیم دستور شما را. نه پروردگار، بلکه این اهریمن بود که بر شما نازل شد و از زبانتان سخن گفت که: «بکشید!» و کشتند. بدون تردید، بدون وجدان، بدون رحم.
همان مردمی که در روزهای جنگ از آنها به عنوان «ملت شریف و غیور» یاد میکردید، حالا به یکباره «اغتشاشگر» و «تروریست» نامیده شدند. همان مردمی که سالها زیر بار سختی و فشار تحمیلشده از ستمتان زندگی کردند، حالا «اراذل و اوباش» خوانده شدند. انگار فراموش کردهاید که نمیتوان یک ملت را یک روز به آسمان برد و روز بعد به زمین کوبید. فراموش کردهاید که واژهها معنا دارند و حافظهی مردم، کوتاه نیست.
کسانی که سالها بر منبرها گفتند «خون بیگناه، بنیان حکومتها را فرو میریزد»، امروز یا سکوت کردهاند و یا با واژگان آراسته گلولهها را تطهیر نمودهاند. حق تیرهایی را از خانوادهی قربانیان گرفتند که مدعی بودند دشمن نثارشان کردهاست. همانهایی که فریاد میزدند «هیهات منا الذله»، امروز ذلیلانهترین سکوت را پیشه کردهاند و به تماشای گورستانها نشستهاند؛ گورستانهایی که با فرمان کسی که خود را معصوم از خطا میداند، روزبهروز انسانهای بیگناه بیشتری را در خود جای میدهند.
حالا دیگر وقت انذار و هشدار و سکوت نیست. وقت آن است که بگوییم ما شاهدیم. ما میبینیم چه اتفاقی افتاده و هرگز این جنایت را فراموش نخواهیم کرد.
جمعی از دانشجویان دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف، ۹ بهمن ۱۴۰۴
«احکام اخراج و تعلیق باید شکسته شوند: بیانیهٔ مشترک جمعی از نشریات دانشجویی»
⬅️ ما، جمعی از نشریات دانشجویی، همراهی خود را با نامهٔ جمعی از دانشجویان و فارغالتحصیلان دانشگاه شریف که خواستار شکستهشدن احکام تعلیق و اخراج هستند، اعلام میکنیم. ما معتقدیم که تداوم این روند نه تنها به افزایش فشار روحی و اجتماعی به دانشجویان منجر میشود بلکه زیست بوم دانشگاه را فرسوده و ناامید میسازد.
⬅️ ️ ما بهخوبی آگاهیم که در فضای کنونی، شاید امضای یک نامه نتواند به تنهایی رویهٔ مستقر را تغییر دهد و فرآیند صدور احکام را فوراً متوقف کند؛ اما این اقدام، پیش و بیش از هر چیز، خط بطلانی بر انفعال بدنهٔ دانشجویی است. ما نمیتوانیم دست روی دست بگذاریم، صرفاً تماشاگر باشیم و حذف و اخراج همکلاسیهایمان را در سکوت نظاره کنیم. ثبت این امضاها، حداقل کاری است که برای ایستادن در کنار یکدیگر و ثبت موضع و مسئولیتپذیریمان در این برهه میتوانیم انجام دهیم.
⬅️ در این فرصت کوتاهی که برای تغییر این احکام ناعادلانه باقی مانده، از تمامی دانشجویان و فارغالتحصیلان مسئولیتپذیر دعوت میکنیم با امضای این نامه و دعوت از دیگران برای همراهی با آن، صدای همدانشگاهیهای خود باشند.
📌 متن کامل و اسامی نشریات امضاکننده را میتوانید در اینجا ببینید.
😌 Telegram | 🤖 Twitter
🌐 Website | 🌐 Linkedin
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
«با تمام زخمها، هنوز در امتداد زندگی»
❤️ بیش از شش ماه از انتشار آخرین شمارهٔ بایت میگذرد؛ شمارهای که با امیدهای فراوان آماده کردیم تا با تکیه بر تجربههایمان به دانشجویان نوورود کمکی کرده باشیم و شاید بتوانیم گامی هرچند کوچک در مسیر رشد فردی و جمعی این نودانشجویان برداریم؛ دانشجویانی که میدانیم هر کجای جهان که باشند، مایهٔ افتخار ایران و شریف خواهند بود.
💔 اما آنچه از دیماه به بعد بر ایران گذشت، امید را چنان زیر آوار خود مدفون کرد که هنوز از زیر آن بیرون نیامدهایم. اکنون که با یکدیگر سخن میگوییم، شاید حتی فراموش کرده باشیم که در یک سال گذشته چقدر رنج کشیدیم و گریستیم. ما از یک درد نمردیم؛ از هزاران درد کوچک زنده ماندیم؛ آنقدر زیاد که دیگر نمیتوانیم تکتکشان را به یاد بیاوریم.
🖋️ پیش از آغاز دوبارهٔ فعالیت نشریه، لازم میدانیم نکاتی را بیان کنیم. ما برای گفتن آنچه نمیگذارند بگوییم، به ادبیات پناه میبریم؛ شاید بتواند بغضی را فریاد بزند که در گلوی ما ماندهاست.
تیم بایت در حال تلاش بود تا برای جشن یلدای دانشکده، ویژهنامهای علمی-فرهنگی آماده کند؛ اما همهچیز به آن دو روز سیاه دیماه ختم شد. برای توصیف آن دو روز تاریک چه میتوان گفت، جز:
میدانستیم سکوت ما، در فضایی که صداهای بسیاری خاموش شدهاند، تنها به سنگینتر شدن خفقان کمک میکند. از همین رو تلاش کردیم با آنچه در اختیار داریم، یعنی علم و دانش و با استفاده از همین تریبون کوچک فرهنگی، سهم خود را در برابر آنچه بر مردم میگذرد ادا کنیم. اما…
در همین مسیر بود که بایت به انتشار دوباره نزدیک میشد؛ اما درست در آستانهٔ انتشار، جنگ آغاز شد. جنگی که چک آن را سیاستمداران امضا میکنند و هزینهاش را مردم میپردازند. جنگ، برای بسیاری از مردم، نه یک تیتر خبری و نه یک بازی سیاسی است؛ جنگ، کودکی است که دیگر به خانه بازنمیگردد، خانهای است که دیگر وجود ندارد و زندگیای است که در یک لحظه از هم میپاشد.
⬅️ ما هیچکدامتان را نمیبخشیم.
ما آنانی را نمیبخشیم که دههها، کشور را با رؤیای صعود و توهمات، قدمبهقدم از فرهنگ، اقتصاد و توان دفاع از مردم و بازدارندگی تهی کردند و زندگی مردم را به تحریم، جنگ، فلاکت و فساد گره زدند؛ آنانی را که هر صدایی جز صدای خود را، با هر ابزاری که در اختیار داشتند، خاموش کردند. شاید بهتر از هر کس دیگری، ابنسینا این بیماری را توصیف کرده باشد.
ما همچنین آنانی را نمیبخشیم که کودکانمان و دختران و پسران، زنان و مردان بیگناه را در مدرسه، بیمارستان و خانه به قتل رساندند. ما آن رعیتهایی را نمیبخشیم که بر خون کودکان میناب رقصیدند و برای به عصر حجر بردن ایران، سوت و کف زدند.
آری، ما هیچکدام از شما را که زندگی را بر ما مردم معمولی که از زندگی چیزی جز خوبی و عشق و محبت نمیخواستیم، سیاه کردید، نمیبخشیم.
ما برای هر انسان بیگناهی گریه کردیم و شما، هر بار، کوشیدید حتی اندوه ما را نیز مصادره کنید. اما اندوه ما مال شما نیست. خون هیچ بیگناهی مال شما نیست.
❤️ ما نمیتوانیم در برابر رنجی که دیدهایم، به زندگی عادی بازگردیم و وانمود کنیم هیچ اتفاقی نیفتادهاست. نمیتوانیم خون ریختهشده را پس بگیریم، اما میتوانیم تلاش کنیم خون دیگری ریخته نشود. نمیتوانیم یکتنه آزادی و صلح را به این سرزمین بازگردانیم، اما میتوانیم در حد توان خود، در برابر عادی شدن خشونت و بیتفاوتی بایستیم.
ما همچنان باور داریم که علم و دانش، اگر در خدمت انسان و زندگی قرار گیرند، میتوانند چیزی بیش از مجموعهای از فرمولها، الگوریتمها و نظریهها باشند. علم میتواند به رشد انسان کمک کند و او را از بند استثمار سیاستمداران نجات دهد.
قلبهای ما شکسته است؛ اما هنوز میتپد. امیدهایمان کمرنگ شدهاند؛ اما هنوز چیزی درون ماست که اجازه نمیدهد دست از تلاش بکشیم. آینده شاید تاریک باشد، اما تا زمانی که میتوانیم قدمی برداریم، حرفی بزنیم، چیزی بیاموزیم و دانستهای را برای ساختن زندگی بهتر به کار بگیریم، هنوز تمام نشدهایم.
🔹 با تمام زخمها، هنوز در امتداد زندگی…
😌 Telegram | 🤖 Twitter
🌐 Website | 🌐 Linkedin
«دستانم را میتوانی ببندی، پاهایم را میتوانی ببندی، دهانم را میتوانی ببندی؛ اما ذهنم را هرگز. یک روز، از ذهن من، از ذهن تو، از ذهن ما، هزاران پرستوی وحشی به آسمان پرواز خواهند کرد.»
- ژان پل سارتر
تیم بایت در حال تلاش بود تا برای جشن یلدای دانشکده، ویژهنامهای علمی-فرهنگی آماده کند؛ اما همهچیز به آن دو روز سیاه دیماه ختم شد. برای توصیف آن دو روز تاریک چه میتوان گفت، جز:
«خون در زمین فرو نرفت. روی زمین پخش شد. از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد. هر کس آن را میدید، میفهمید جایی بیگناهی را کشتهاند.»
- شاهین مسکوب
میدانستیم سکوت ما، در فضایی که صداهای بسیاری خاموش شدهاند، تنها به سنگینتر شدن خفقان کمک میکند. از همین رو تلاش کردیم با آنچه در اختیار داریم، یعنی علم و دانش و با استفاده از همین تریبون کوچک فرهنگی، سهم خود را در برابر آنچه بر مردم میگذرد ادا کنیم. اما…
«باخبر کردم تو را، خون ضعیفان را مریز
زانکه خون بیگناهان، بیخبر گیرد تو را»
- ملکالشعرای بهار
در همین مسیر بود که بایت به انتشار دوباره نزدیک میشد؛ اما درست در آستانهٔ انتشار، جنگ آغاز شد. جنگی که چک آن را سیاستمداران امضا میکنند و هزینهاش را مردم میپردازند. جنگ، برای بسیاری از مردم، نه یک تیتر خبری و نه یک بازی سیاسی است؛ جنگ، کودکی است که دیگر به خانه بازنمیگردد، خانهای است که دیگر وجود ندارد و زندگیای است که در یک لحظه از هم میپاشد.
ما آنانی را نمیبخشیم که دههها، کشور را با رؤیای صعود و توهمات، قدمبهقدم از فرهنگ، اقتصاد و توان دفاع از مردم و بازدارندگی تهی کردند و زندگی مردم را به تحریم، جنگ، فلاکت و فساد گره زدند؛ آنانی را که هر صدایی جز صدای خود را، با هر ابزاری که در اختیار داشتند، خاموش کردند. شاید بهتر از هر کس دیگری، ابنسینا این بیماری را توصیف کرده باشد.
«گرفتار قومی شدهایم که گمان میکنند خداوند، جز آنان هیچکس دیگری را هدایت نکردهاست.»
- ابنسینا
ما همچنین آنانی را نمیبخشیم که کودکانمان و دختران و پسران، زنان و مردان بیگناه را در مدرسه، بیمارستان و خانه به قتل رساندند. ما آن رعیتهایی را نمیبخشیم که بر خون کودکان میناب رقصیدند و برای به عصر حجر بردن ایران، سوت و کف زدند.
آری، ما هیچکدام از شما را که زندگی را بر ما مردم معمولی که از زندگی چیزی جز خوبی و عشق و محبت نمیخواستیم، سیاه کردید، نمیبخشیم.
ما برای هر انسان بیگناهی گریه کردیم و شما، هر بار، کوشیدید حتی اندوه ما را نیز مصادره کنید. اما اندوه ما مال شما نیست. خون هیچ بیگناهی مال شما نیست.
ما همچنان باور داریم که علم و دانش، اگر در خدمت انسان و زندگی قرار گیرند، میتوانند چیزی بیش از مجموعهای از فرمولها، الگوریتمها و نظریهها باشند. علم میتواند به رشد انسان کمک کند و او را از بند استثمار سیاستمداران نجات دهد.
قلبهای ما شکسته است؛ اما هنوز میتپد. امیدهایمان کمرنگ شدهاند؛ اما هنوز چیزی درون ماست که اجازه نمیدهد دست از تلاش بکشیم. آینده شاید تاریک باشد، اما تا زمانی که میتوانیم قدمی برداریم، حرفی بزنیم، چیزی بیاموزیم و دانستهای را برای ساختن زندگی بهتر به کار بگیریم، هنوز تمام نشدهایم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
00001000.pdf
28.9 MB
#نسخه_الکترونیکی
«شمارۀ ۸ نشریۀ علمی بایت - بخش اول»
🖊️ سرمقاله | ما مردم
• #تیم_بایت
🔗 مطالعه در سایت
🖊️ استارلینک
• #تیم_بایت
🔗 مطالعه در سایت
🖊️ دوربینهایی که علیه صاحبانشان چرخیدند!
• #تیم_بایت
🔗 مطالعه در سایت
🖊️ هدایت ترافیک اینترنتی با تاکتیکهای شناخته و ناشناخته
• #سعید_فراتی_کاشانی
🔗 مطالعه در سایت
🖊️ ماشین کشتار هوشمند (بخش اول)
• #Steve_Feldstein
🔗 مطالعه در سایت
🖊️ قطعی بزرگ! (بخش اول)
• #سورنا_کیا
🔗 مطالعه در سایت
🖊️ اینترنت، حق مسلم!
• #سورنا_کیا
🔗 مطالعه در سایت
🖊️ چگونه در دنیای اینترنت ناشناس بمانیم؟
• #امنم
🔗 مطالعه در سایت
📥 میتوانید فایل این شماره را با کیفیت بیشتر از طریق این لینک دریافت کنید.
🔹 بقیهٔ متنها را در پست بعدی ببینید...
😌 Telegram | 🤖 Twitter
🌐 Website | 🌐 Linkedin
«شمارۀ ۸ نشریۀ علمی بایت - بخش اول»
• #تیم_بایت
• #تیم_بایت
• #تیم_بایت
• #سعید_فراتی_کاشانی
• #Steve_Feldstein
• #سورنا_کیا
• #سورنا_کیا
• #امنم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#نسخه_الکترونیکی
«شمارۀ ۸ نشریۀ علمی بایت - بخش دوم»
🖊️ ماشین کشتار هوشمند (بخش دوم)
• #Steve_Feldstein
🔗 مطالعه در سایت
🖊️ مهندسی مقاومت در برابر سانسور...
• #فرزام_کوهی
🔗 مطالعه در سایت
🖊️ شورش در لایهٔ چهارم
• #محراب_مرادزاده
🔗 مطالعه در سایت
🖊️ ما ماندیم و اینترنت پرو!
• #سورنا_کیا
🔗 مطالعه در سایت
🖊️ مردم، مقابل مردم!
• #Hannah_Arendt
🔗 مطالعه در سایت
🖊️ کاسبان قطعی اینترنت، خوشحالید؟
• #امیرحسین_شهیدی
🔗 مطالعه در سایت
🖊️ قطعی بزرگ! (بخش دوم)
• #تیم_بایت
🔗 مطالعه در سایت
🖊️ زمان منتظر صلح ایدهآل شما نمیماند!
• #C_S_Lewis
🔗 مطالعه در سایت
😌 Telegram | 🤖 Twitter
🌐 Website | 🌐 Linkedin
«شمارۀ ۸ نشریۀ علمی بایت - بخش دوم»
• #Steve_Feldstein
• #فرزام_کوهی
• #محراب_مرادزاده
• #سورنا_کیا
• #Hannah_Arendt
• #امیرحسین_شهیدی
• #تیم_بایت
• #C_S_Lewis
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
«استارلینک»
👤 #تیم_بایت
🌐 استارلینک، سامانهی اینترنت ماهوارهای از شرکت SpaceX است که با استقرار ماهوارهها در مدار LEO (زیر ۲٬۰۰۰ کیلومتر) بهجای مدار زمینثابت، توانسته تأخیر را از حدود ۵۰۰ میلیثانیه به ۲۵ تا ۵۰ میلیثانیه کاهش دهد. این نوآوری با چالشهایی چون مدت کوتاه پوشش هر ماهواره (۳ تا ۱۵ دقیقه) و نیاز به هماهنگی بیش از ۱۰ هزار ماهواره همراه است. استارلینک برای رفع این مشکلات از موشکهای Falcon 9 برای پرتاب انبوه، الگوریتمهای مسیریابی اختصاصی با اولویتدهی به ارتباطات لیزر فضایی میان ماهوارهها و ترمینالهای زمینی مجهز به آرایههای اسکن فعال الکترونیکی استفاده میکند.
👓 برای شناسایی ترافیک استارلینک، میتوان به الگوی نوسانی تأخیر (ping) ناشی از جابهجایی میان ماهوارهها، بررسی آدرس مک روترها در محدوده یا تشخیص آیپیهای محدود استارلینک اشاره کرد. در زمینهٔ اختلال، روشی تئوری مثل جمینگ فرکانسی در باند Ku است که نیازمند تجهیزات نظامی قدرتمند است و نیز اختلال در GPS، که بهدلیل وابستگی استارلینک به موقعیتیاب برای برقراری ارتباط اولیه میتواند مؤثر باشد -هرچند پس از اتصال، تأثیر آن کاهش مییابد. در قطعیهای اخیر از روش دوم استفاده شدهاست.
📁 متن «استارلینک» در شمارۀ هشتم نشریۀ بایت را میتوانید از طریق فایل الکترونیکی یا وبسایت نشریه مطالعه کنید.
#اینترنت #استارلینک
😌 Telegram | 🤖 Twitter
🌐 Website | 🌐 Linkedin
#اینترنت #استارلینک
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM