🔶آیا از اسب مرده پیاده میشوید؟
اگر فکر می کنید سواری بر اسب مرده امکان پذیر نیست مطالعه اسلاید ها به شما توصیه می شود!
✒️ @babakbeiranvand
اگر فکر می کنید سواری بر اسب مرده امکان پذیر نیست مطالعه اسلاید ها به شما توصیه می شود!
✒️ @babakbeiranvand
👍1
🔴جهنم یا بهشت سرمایه؟
#بابک_بیرانوند
حدود 10 سال از ساختن این شعار مزخرف توسط استاندار وقت می گذرد!
آن زمان تمام وجودمان امید و آرزو بود برای ساختن و ایجاد تغییرات بنیادین در استانی که حداقل سیصد سال زیر فشار و تحریم و نادیده گرفتن شدن حکومت های مرکزی بود!
لرستان بهشت سرمایه گذاری شعار استانداری است که یک شبه تنها مدیر بانکی که قبول کرد به ما خارج از سیستم رانتی دولتی برای هزینه در طرح واقعی تسهیلات پرداخت کند را از استان بیرون کرد و ما ماندیم و لشکر آدمهای نادرست و متظاهری که دسته دسته آمدند و رفتند!
نهایت پس از 10 سال مجبور شدیم از دست افزایش فشار باج گیری های شان به دادگاه و سیستم عدلیه پناه ببریم!
حال استانداری که در شش ماه مدیریتش نشان داده اصولا مدیرانی که انتخاب می کند امکانی برای اجرای برنامه های اعلامی ندارند بازهم این شعار نحس را تکرار می کند!!!
جناب آقای استاندار، بهشت پیشکش، برزخی که در آن گیر کرده ایم مانند باتلاقی است که تا کیلومترها هیچ جای پای سفتی دیده نمی شود!
کمی وضعیت را توصیف کنیم؟
میگویند میلیونها دلار توسط چند شرکت در لرستان سرمایه گذاری شده است!
می گوییم درست، قطعا صحیح می فرمائید!
آیا صرف از جان و مال گذشتگی چند نفر یا شرکت باعث می شود ما ایرادات بنیادین را نادیده بگیریم؟
زیرساخت های ما درکدام حوزه در حد استاندارد ورود به فاز توسعه که هیچ، همان در حد مطلوب معمولی است؟
با یک راه آهن نصفه و نیمهِ رضا شاهی که در نهایت پسا یک قرن قرار است یک خط بن بست چَق چَقه به مرکز استان اضافه شود شما چه انتظاری برای بهشت شدن دارید؟
با اضافه شدن امکان سفر مستقیم به مکه پس از حدود صد سال فرودگاه داری، شما چه فاصله ای تا ارتباط واقعی با اقتصاد جهانی دارید؟
با آرزوی ساختن چند حوز ذخیره آب شما چه چشم اندازی تا اصلاح ساختار مسموم و فاسد کشاورزی لرستان دارید؟
با وجود دیدگاه صد درصد منفی فرهنگی بانکها چگونه منتظر شکوفایی صنعت گردشگری در لرستان هستید؟
نکند سیستم ویران کننده محیط زیستِ تورلیدرمجازی محور فعلی را هم جزو صنعت گردشگری حساب می کنید؟
با هجوم ناگهانی چند روزه به قلعه ای که به واسطه اوجگیری احساسات ناسیونالیستی مردم اتفاق افتاد خود را جانشین کدام الگوی توسعه اقتصاد جهانی می دانیم؟
در بخش صنعت هم بگویم؟
سری به اداره صنایع زده اید؟
برق صنعت احتمالی مورد نظر را هم باید با نیروگاه های فِس ظرفیتی تامین کنیم؟
با چند ساعت وصلی در روز؟
خبر دارید داروغه های مدیر مورد تأیید تان در شرکت برق چه بلائی بر سر فعالین اقتصادی استان آورده اند بابت نوسانات برقی که بیشتر از جنگ صدام حسین سابقا کافر به زری ساخت ها خسارت وارد کرده است؟
آقای استاندار سرتان را از زیر برف بیرون آورید!
استان لرستان چند سال آینده نسبتا از سیستم حمل و نقل رسمی حذف می شود!
نگاهی به جاده های احداثی جدید شمال به جنوب و غرب به شرق بی اندازید تنها مزیت ترانزیتی استان هم در حال حذف شدن است!
با فِس و فس کار کردن به روش ماه عسلیِ پیش از بازنشستگی مدیران منتخب شما هیچ اتفاق خاصی روی نخواهد داد!
تا نپذیریم با سیستم نماینده پلدختر راضی کننده موجود ما دهه ها تا ورود به پله اول توسعه واقعی فاصله داریم!
با باز گویی شعارهای تاریخ مصرف گذشته هم هیچ اتفاق خاصی جز تکرار نمایش های مضحک تلویزیون ضد فرهنگ محلی پسند، ایجاد نمی شود!
✒️ @babakbeiranvand
#بابک_بیرانوند
حدود 10 سال از ساختن این شعار مزخرف توسط استاندار وقت می گذرد!
آن زمان تمام وجودمان امید و آرزو بود برای ساختن و ایجاد تغییرات بنیادین در استانی که حداقل سیصد سال زیر فشار و تحریم و نادیده گرفتن شدن حکومت های مرکزی بود!
لرستان بهشت سرمایه گذاری شعار استانداری است که یک شبه تنها مدیر بانکی که قبول کرد به ما خارج از سیستم رانتی دولتی برای هزینه در طرح واقعی تسهیلات پرداخت کند را از استان بیرون کرد و ما ماندیم و لشکر آدمهای نادرست و متظاهری که دسته دسته آمدند و رفتند!
نهایت پس از 10 سال مجبور شدیم از دست افزایش فشار باج گیری های شان به دادگاه و سیستم عدلیه پناه ببریم!
حال استانداری که در شش ماه مدیریتش نشان داده اصولا مدیرانی که انتخاب می کند امکانی برای اجرای برنامه های اعلامی ندارند بازهم این شعار نحس را تکرار می کند!!!
جناب آقای استاندار، بهشت پیشکش، برزخی که در آن گیر کرده ایم مانند باتلاقی است که تا کیلومترها هیچ جای پای سفتی دیده نمی شود!
کمی وضعیت را توصیف کنیم؟
میگویند میلیونها دلار توسط چند شرکت در لرستان سرمایه گذاری شده است!
می گوییم درست، قطعا صحیح می فرمائید!
آیا صرف از جان و مال گذشتگی چند نفر یا شرکت باعث می شود ما ایرادات بنیادین را نادیده بگیریم؟
زیرساخت های ما درکدام حوزه در حد استاندارد ورود به فاز توسعه که هیچ، همان در حد مطلوب معمولی است؟
با یک راه آهن نصفه و نیمهِ رضا شاهی که در نهایت پسا یک قرن قرار است یک خط بن بست چَق چَقه به مرکز استان اضافه شود شما چه انتظاری برای بهشت شدن دارید؟
با اضافه شدن امکان سفر مستقیم به مکه پس از حدود صد سال فرودگاه داری، شما چه فاصله ای تا ارتباط واقعی با اقتصاد جهانی دارید؟
با آرزوی ساختن چند حوز ذخیره آب شما چه چشم اندازی تا اصلاح ساختار مسموم و فاسد کشاورزی لرستان دارید؟
با وجود دیدگاه صد درصد منفی فرهنگی بانکها چگونه منتظر شکوفایی صنعت گردشگری در لرستان هستید؟
نکند سیستم ویران کننده محیط زیستِ تورلیدرمجازی محور فعلی را هم جزو صنعت گردشگری حساب می کنید؟
با هجوم ناگهانی چند روزه به قلعه ای که به واسطه اوجگیری احساسات ناسیونالیستی مردم اتفاق افتاد خود را جانشین کدام الگوی توسعه اقتصاد جهانی می دانیم؟
در بخش صنعت هم بگویم؟
سری به اداره صنایع زده اید؟
برق صنعت احتمالی مورد نظر را هم باید با نیروگاه های فِس ظرفیتی تامین کنیم؟
با چند ساعت وصلی در روز؟
خبر دارید داروغه های مدیر مورد تأیید تان در شرکت برق چه بلائی بر سر فعالین اقتصادی استان آورده اند بابت نوسانات برقی که بیشتر از جنگ صدام حسین سابقا کافر به زری ساخت ها خسارت وارد کرده است؟
آقای استاندار سرتان را از زیر برف بیرون آورید!
استان لرستان چند سال آینده نسبتا از سیستم حمل و نقل رسمی حذف می شود!
نگاهی به جاده های احداثی جدید شمال به جنوب و غرب به شرق بی اندازید تنها مزیت ترانزیتی استان هم در حال حذف شدن است!
با فِس و فس کار کردن به روش ماه عسلیِ پیش از بازنشستگی مدیران منتخب شما هیچ اتفاق خاصی روی نخواهد داد!
تا نپذیریم با سیستم نماینده پلدختر راضی کننده موجود ما دهه ها تا ورود به پله اول توسعه واقعی فاصله داریم!
با باز گویی شعارهای تاریخ مصرف گذشته هم هیچ اتفاق خاصی جز تکرار نمایش های مضحک تلویزیون ضد فرهنگ محلی پسند، ایجاد نمی شود!
✒️ @babakbeiranvand
❤1👍1👏1
*آورل دالتون، کوتوله خلافکار شیرازی با کمک ادبیات دهه شصتی در طبقه نهم می تازد!*
بابک بیرانوند
احتمالا با شنیدن واژه کوتوله به یاد افراد کوتاه قامت بیوفتید اما نه!
جهت آگاهی مخاطبین در ادبیات سیاسی ما سالهای گذشته مدیر کوتوله به افرادی گفته می شود که بدون داشتن توانمندی و بر پایه روابط و زد و بندهای سیاسی در گوشه و کنار سیستم فعلی، بر کرسی مدیریت ارگانی دولتی یا خصولتی می نشینند!
اینکه سالها استان ما جایگاه مناسبی برای کوتوله های سیاسی وارداتی از استان های دیگر بود که از روز روشن تر است اما از حق نگذریم مطالبه گران و سیاسیون در سالهای گذشته سعی کرده اند در حد توان از ورود کوتوله های وارداتی به استان جلوگیری کنند، هرچند گَهگاه که مدیرانی از خارج استان انتخاب می شدند الحق و الانصاف کیفیت مدیریتی در حد شرایط مطلوب را هم ارائه می دادند اما متأسفانه هنوز این مشکل به صفر نرسیده است!!!
به اصل داستان برویم، یک سالی می شود که از بد روزگار با یکی از مارموزی ترین مدیران ماکیاول مَسلک وارداتی هم کلام شده ایم!
از شما چه پنهان سالهاست دیگر حال و حوصله سرشاخ شدن با مدیران و مسئولان پخمه از خود راضیِ معمولا همشکل را نداریم و سعی کرده ایم با پناه بردن به حاشیه نشینی در سکوت کوهستان های لرستان، در حد امکان از مفسدین دولتی و خصولتی در پوشش های موجه دور باشیم.
اما این تازه از راه رسیده پر مدعا مجبور به ترک حاشیه مان کرده است!
البته که از نظر این بنده حضرتش بنده خدایی غافل و اتفاقا بدشانس بیش نیست که هنوز جای خشک نشاشیده تا به او بپاشد!
این مدیر متوهم، می پندارد چون مسئولین حقوقی زبان دارِ هارت و پورت داری را دور و برش در طبقه نهم برج و باروی موقتَش جمع کرده است، می تواند با چهره ای حق به جانب و طلبکار، سوار بر خَرِ لنگ سیستم، خلافکاری های خود را پشت نقابِ قانون و کد واژه هایی چون عقود اسلامی، دفاع از بیت المال، مستضعفین و مستضعفان جهان و... مخفی کند و با آسایش به تخلفات خود ادامه دهد!
اما زهی خیال باطل که از امروز به بعد قضیه برای این بنده از اختلافی حقوقی به مبازره ای تمام و کمال بر علیه ظلمی آشکار، تغییر کرده است!
بخصوص آنجایی که ایشان با لحنی توهین آمیز در حضور چند نفر از کارکنانش تماس از دفتر معاونت سیاسی استانداری را به سُخره گرفت و با پر روئی تمام معاون سیاسی استاندار را بابت این تماس مواخذه می نمود بدون این که بداند مانند ژنرالی که امیلیانو زاپاتای مکزیکی را از یک کشاورز ساده به رهبری انقلابی علیه تحریک کرد ما را تا مغز استخوان علیه ذات پلید و ظالمَش شوراند!
ماجرا اما از کجا شروع شد؟
به صورت خلاصه خدمتتان عرض کنیم که سالها بابت وام نگرفته یا بهتر بگوییم رُبع مبلغ مصوب گرفته،(بانک فقط حدود سی درصد از مبلغ مصوب را پرداخت و مابقی مسدود کرد و بعد به نفع بانک برداشت کرد) مجبور شدیم دار و ندارمان را با فشار بازرس ژاوی نامی غیر بزرگ که مدیریت وقت بود، به باجگیران بانکی اَش تقدیم کنیم تا زَد بعد از حدود ٨ سال به کمک چند دوست با وجدان از همان سیستم بانکی به مدارکی دست یافتیم که می توانستیم در محکمه این ظلم را احتمالا ثابت کنیم!
مدیر وقت بعدی همین بانک که مرد با شرافتی از هرمزگان بود پس از بررسی مدارک ارائه شده مان با وساطت معاونت وقت بانک و مهندس جناب مدیرکل دفتر هماهنگی امور اقتصادی سرمایه گذاری استانداری صورتجلسه و توافق نامه ای مصوب کردند تا با پرداخت تسهیلاتی جدید مشکلات ایجاد شده توسط بانک برای ما را تا حدودی جبران کنند و التبه با واریز چند قسط اضافه از طرف ما با توافقی به ظاهر بُرد برد موضوع به نحوی خاتمه یابد!
اما چرخ گردون بازیهای خودش را دارد و همیشه آدمهای نادرست جدیدتری از راه می رسند که معمولا به هر آنچه پیشینیان بافته اند خواهد رید!
از این بابت کوتوله شیرازی ماکیاول داستان ما هم که علاقه شدیدی به نمایش قدرت دارد، از راه نرسیده با صدور دستوری خلاف همین قوانین به قول خودش عقود اسلامی علاوه بر حمله به ملک ضمانت نامه که دهها برابر تسهیلات ارزش دارد نسبت به مسدود سازی مستمری و یارانه اعضاء غیر مرتبط شرکت هم با تمام توان به ما حمله کرد!
به قول بازپرس پرونده دادستانی، احتمالا در مسیر وصول مطالباتِ از ما بهتران خصولتی، یک تخلف کوچک مثل بستن غیرقانونی حساب، که قوانین موجود به صورت شفاف بستن آن را به هر دلیلی ممنوع اعلام کرده اند اصولا حلال تر از شیر مادر همه نزول خواران دنیا و حامیان شان است !!!
☑️ در انتها هرچند می دانیم دستگاههای حاکمیتی توان چندانی در کنترل و نظارت بر مدیریت بانکها ندارند اما به هر حال سوال مهم این است که مسئولین مربوطه و علی الخصوص استاندار محترم که رفتار این مدیر متخلف به نوعی توهین مستقیم به معاونت محترم سیاسی شان بوده است چه نوع برخوردی از خود نشان خواهند داد؟!
🖊 @babakbeiranvand
بابک بیرانوند
احتمالا با شنیدن واژه کوتوله به یاد افراد کوتاه قامت بیوفتید اما نه!
جهت آگاهی مخاطبین در ادبیات سیاسی ما سالهای گذشته مدیر کوتوله به افرادی گفته می شود که بدون داشتن توانمندی و بر پایه روابط و زد و بندهای سیاسی در گوشه و کنار سیستم فعلی، بر کرسی مدیریت ارگانی دولتی یا خصولتی می نشینند!
اینکه سالها استان ما جایگاه مناسبی برای کوتوله های سیاسی وارداتی از استان های دیگر بود که از روز روشن تر است اما از حق نگذریم مطالبه گران و سیاسیون در سالهای گذشته سعی کرده اند در حد توان از ورود کوتوله های وارداتی به استان جلوگیری کنند، هرچند گَهگاه که مدیرانی از خارج استان انتخاب می شدند الحق و الانصاف کیفیت مدیریتی در حد شرایط مطلوب را هم ارائه می دادند اما متأسفانه هنوز این مشکل به صفر نرسیده است!!!
به اصل داستان برویم، یک سالی می شود که از بد روزگار با یکی از مارموزی ترین مدیران ماکیاول مَسلک وارداتی هم کلام شده ایم!
از شما چه پنهان سالهاست دیگر حال و حوصله سرشاخ شدن با مدیران و مسئولان پخمه از خود راضیِ معمولا همشکل را نداریم و سعی کرده ایم با پناه بردن به حاشیه نشینی در سکوت کوهستان های لرستان، در حد امکان از مفسدین دولتی و خصولتی در پوشش های موجه دور باشیم.
اما این تازه از راه رسیده پر مدعا مجبور به ترک حاشیه مان کرده است!
البته که از نظر این بنده حضرتش بنده خدایی غافل و اتفاقا بدشانس بیش نیست که هنوز جای خشک نشاشیده تا به او بپاشد!
این مدیر متوهم، می پندارد چون مسئولین حقوقی زبان دارِ هارت و پورت داری را دور و برش در طبقه نهم برج و باروی موقتَش جمع کرده است، می تواند با چهره ای حق به جانب و طلبکار، سوار بر خَرِ لنگ سیستم، خلافکاری های خود را پشت نقابِ قانون و کد واژه هایی چون عقود اسلامی، دفاع از بیت المال، مستضعفین و مستضعفان جهان و... مخفی کند و با آسایش به تخلفات خود ادامه دهد!
اما زهی خیال باطل که از امروز به بعد قضیه برای این بنده از اختلافی حقوقی به مبازره ای تمام و کمال بر علیه ظلمی آشکار، تغییر کرده است!
بخصوص آنجایی که ایشان با لحنی توهین آمیز در حضور چند نفر از کارکنانش تماس از دفتر معاونت سیاسی استانداری را به سُخره گرفت و با پر روئی تمام معاون سیاسی استاندار را بابت این تماس مواخذه می نمود بدون این که بداند مانند ژنرالی که امیلیانو زاپاتای مکزیکی را از یک کشاورز ساده به رهبری انقلابی علیه تحریک کرد ما را تا مغز استخوان علیه ذات پلید و ظالمَش شوراند!
ماجرا اما از کجا شروع شد؟
به صورت خلاصه خدمتتان عرض کنیم که سالها بابت وام نگرفته یا بهتر بگوییم رُبع مبلغ مصوب گرفته،(بانک فقط حدود سی درصد از مبلغ مصوب را پرداخت و مابقی مسدود کرد و بعد به نفع بانک برداشت کرد) مجبور شدیم دار و ندارمان را با فشار بازرس ژاوی نامی غیر بزرگ که مدیریت وقت بود، به باجگیران بانکی اَش تقدیم کنیم تا زَد بعد از حدود ٨ سال به کمک چند دوست با وجدان از همان سیستم بانکی به مدارکی دست یافتیم که می توانستیم در محکمه این ظلم را احتمالا ثابت کنیم!
مدیر وقت بعدی همین بانک که مرد با شرافتی از هرمزگان بود پس از بررسی مدارک ارائه شده مان با وساطت معاونت وقت بانک و مهندس جناب مدیرکل دفتر هماهنگی امور اقتصادی سرمایه گذاری استانداری صورتجلسه و توافق نامه ای مصوب کردند تا با پرداخت تسهیلاتی جدید مشکلات ایجاد شده توسط بانک برای ما را تا حدودی جبران کنند و التبه با واریز چند قسط اضافه از طرف ما با توافقی به ظاهر بُرد برد موضوع به نحوی خاتمه یابد!
اما چرخ گردون بازیهای خودش را دارد و همیشه آدمهای نادرست جدیدتری از راه می رسند که معمولا به هر آنچه پیشینیان بافته اند خواهد رید!
از این بابت کوتوله شیرازی ماکیاول داستان ما هم که علاقه شدیدی به نمایش قدرت دارد، از راه نرسیده با صدور دستوری خلاف همین قوانین به قول خودش عقود اسلامی علاوه بر حمله به ملک ضمانت نامه که دهها برابر تسهیلات ارزش دارد نسبت به مسدود سازی مستمری و یارانه اعضاء غیر مرتبط شرکت هم با تمام توان به ما حمله کرد!
به قول بازپرس پرونده دادستانی، احتمالا در مسیر وصول مطالباتِ از ما بهتران خصولتی، یک تخلف کوچک مثل بستن غیرقانونی حساب، که قوانین موجود به صورت شفاف بستن آن را به هر دلیلی ممنوع اعلام کرده اند اصولا حلال تر از شیر مادر همه نزول خواران دنیا و حامیان شان است !!!
☑️ در انتها هرچند می دانیم دستگاههای حاکمیتی توان چندانی در کنترل و نظارت بر مدیریت بانکها ندارند اما به هر حال سوال مهم این است که مسئولین مربوطه و علی الخصوص استاندار محترم که رفتار این مدیر متخلف به نوعی توهین مستقیم به معاونت محترم سیاسی شان بوده است چه نوع برخوردی از خود نشان خواهند داد؟!
🖊 @babakbeiranvand
❤2👏1